برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

کم کاری اجتماعی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

در حالی شریعت و طریقت همواره بر کار به عنوان یک پدیده ی باارزش و نمادی از تعالی روح و جسم برای انسان یاد می کند اما متأسفانه روحیه کار و تلاش جمعی در جامعه ی ما بسیار پایین است. مشکلات اقتصادی ناشی از سو مدیریت، تحریم ها، فسادهای مالی و اداری، پارتی بازی ها، تعطیلی کارگاه ها و کارخانه ها و هزاران مورد دیگر از این جنس زیاد است و هیچ جای انکار و کتمان ندارد اما این تمام ماجرا نیست.


تمام این موارد اثر مستقیم بر روی کار و یا توسعه ی بیکاری دارد. اما نکته ی مهم اینجاست که همیشه ما کار را از دولت می خواهیم و خودمان جهت ایجاد و توسعه ی کار یا کارآفرینی اقدام قابل توجهی انجام نمی دهیم. رویای بسیاری از جوانان این است که یک مدرک لیسانس یا بالاتر و پایین تر گرفته و بلافاصله با توصیه و سفارش این و آن در یک نهاد دولتی مشغول به کار شده و فارغ از تمامی دغدغه ها و ریسک ها به قول معروف همان نان و آب باریکه ی مشهور را برای خود تضمین نمایند. تازه وقتی هم که با هزار و یک ترفند ریز و درشت پشت میز نشین می شوند دیگر حوصله ی کار موثر نیست و اول تلگرام بازی، حل جدول، چرخیدن در سایت های مختلف و بطالت در وقت اداری است. باور کنید نیمه ی خالی لیوان را نگفتم این تمام واقعیت است نشان به آن نشان که آمارهای رسمی نشان می دهد ساعت کار مفید ادارات ما بسیار پایین تر از حد استاندارد جهانی است. نگاهی به مردمان کشورهایی از قبیل ؛ چین، ژاپن، کره بکنید تا به خوبی دریابید چگونه نسبت به آن ها کم کار و بیکاریم. قبول کنیم اگر امروز چینی ها بازار دنیا را به دست گرفته اند، اگر ژاپنی ها و کره ای ها و برخی کشورهای دیگر در قله ی توسعه و پیشرفت قرار دارند بخش قابل توجه آن معطوف به روحیه کار جمعی است. متأسفانه در کشور ما روحیه کار و فرهنگ تلاش حداکثری وجود ندارد. نه تنها وجود ندارد بلکه ممدوح هم نیست. اگر فردی یا اشخاصی سعی کنند از نقطه ی صفر، با حداقل ها کار کنند و به صورت فردی و یا خانگی بخواهند امرار معاش، کارآفرینی و تولید کنند نه دولت آن ها را تشویق می کند نه ملت. برای رد کردن این حرف بنده عجله نکنید! شعار ندهید! واقعیت همین است. شاید ده ها مصوبه و طرح و لایحه برای حمایت از مشاغل خانگی و وام های بلاعوض و غیره وجود داشته باشد ولی وقتی به عمق ماجرا نفوذ می کنی و از نزدیک واقعیت ها را می بینی درمی یابی که تمامی این موارد شعار است و آن چه در عمل اتفاق می افتد نه حمایت است نه تشویق. این مسأله به این دولت و آن دولت هم ربطی ندارد، این یک فرهنگ غلط اجتماعی است که شاید به صورت ناخودآگاه از کارآفرینان، تلاش گران و مجاهدان عرصه ی تولید چه در سطح بنگاه های بزرگ اقتصادی و چه در سطح کارگاه های خانگی و یا بنگاه های کوچک و انفرادی حمایت نمی کند. و چه واقعیت تلخی است که همه ی ما دادمان از بیکاری بلند است اما برای کارآفرینی قدمی بر نمی داریم. تا این جمله را می شنویم سخن از نبود امکانات، فقدان منابع و عدم حمایت دولت مگوییم. فارغ از اینکه اگر واقعاً روحیه و تفکر کارکردن باشد همانند بسیاری از افرادی که به قول معروف از صفر شروع کرده و دستشان را به زانوی خودشان گرفته و از زمین بلند شده اند می توان به این امر بسیار امیدوار بود که یک کار و تولید خانگی اثرات بسیار گسترده ای در رفع مشکل بیکاری داشته باشد. دولت موظف است فکر کند، طرح بدهد، تلاش کند تمام امکانات کشور را بسیج کند تا مردم رفاه و شغل داشته باشند و بتوانند حداقل های معیشت خود را به راحتی تأمین کنند. ولی قبل از هر چیز توسعه ی روحیه ی کار و مطالبه ی تلاش اجتماعی بسیار موثر است. می خواهم به مفهومی فراتر از وظایف دولت اشاره کنم و آن تکلیف عمومی در توسعه فرهنگ و ارزش کار است. وقتی برای هر کار حلالی ارزش قائل باشیم و به آن قداست دهیم و آحاد جامعه قبل از آنکه خود را محدود در پرستیژ خاص یا مدارک کاغذی ارشد و دکتری نمایند به فکر ایجاد ارزش اجتماعی از طریق کار باشند می توانیم در جامعه تحول ایجاد نماییم. کم کاری اجتماعی ناشی از فقر فرهنگی عمومی است که در کشور حاکم است که تلاش حداکثری و مجاهدت در این مسیر را حمایت و تشویق نمی کند.

در دنیای امروز که توسعه پایدار و کاهش فقر و محرومیت دغدغه جدی بسیاری از کشورها است توجه به مشاغل خانگی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. در بسیاری از خانواده‌هایی که با فقر و محرومیت دست و پنجه نرم می‌کنند و از نظر اقتصادی تحت فشارند، مشاغل خانگی بهترین راه کسب درآمد و حیات خانواده به شمار می‌رود. کسب و کارهایی که شاید در نگاه اول درآمدزا نباشند یا تصور شود که در بروکراسی‌های دست و پا گیر اداری و مجوزهای عجیب و غریب که خاص کشورمان است محصور مانده و امکان عملی شدن ندارند، اما حقیقت آن است که در تمام دنیا مشاغل خانگی مورد استقبال واقع شده و به سرعت در حال رواج است. کارشناسان اعتقاد دارند کسب وکارهای خانگی یکی از بهترین و مطمئن‌ ترین راههای درآمدزایی و کاهش نرخ بیکاری شناخته می‌شوند و ۱۵ تا ۸۰ درصد نیاز اشتغال ۱۵۰ کشور جهان را تامین می‌کنند. کسب و کار خانگی به آن دسته کسب و کارهایی گفته می‌شود که لزوماً مشارکت همه اعضای خانواده را در بر نداشته و صرفاً یک یا چند نفر از اعضای خانواده در آن به فعالیت اقتصادی مشغول باشند. از نگاه سازمان بین المللی کار موقعیت مکانی و وجود کسب و کار در خانه ملاک تلقی کردن آن به عنوان شغل خانگی است. کنوانسیون ۱۸۹ سازمان بین المللی کار، کار شایسته را برای کارگران خانگی به رسمیت شناخته است. کار خانگی یک منبع مهم اشتغال به ویژه برای زنان به شمار می‌رود. باید با یک عزم عمومی و نگاه بلندتر و متعالی تر "کار" و مفهوم تلاش برای معاش و ایجاد ارزش آفرینی را توسعه دهیم. کار کوچک و بزرگ (بخوانید با کلاس و بی کلاس) معنا ندارد. آن چه مهم است روحیه اثرگذاری اجتماعی و کارگرایی است که اگر درجامعه توسعه یافته و توسط مسئولین و مردم به یک فرهنگ و باور عمومی تبدیل شود هم بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی حل می شود و هم خداوند به جامعه ی پرتلاش با نگاه برکت و رحمت نگاه می کند. که بنا به فرموده ی قرآن کریم: «لیس للانسان الا ما سعی»

منبع: روزنامه رسالت مورخ دوشنبه 25 دی 1396 شماره 9131

 

http://www.resalat-news.com/newspaper/item/8959

 

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)