برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

هنر زندگی کردن

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

همه عجله داريم بدون آن که خودمان هم دليلش را بدانيم. از ترافيک اعصاب‌مان خورد مي شود، از صداهاي ناگهاني يا بلند به هم مي ريزيم، حوصله  هيچ کس حتي خانواده، همسر و فرزندان‌مان را نداريم، اي واي قسط آخر ماهم را چه‌کار کنم؟ شهريه ثبت نام فرزندم چه مي شود؟، يک هفته است منزل مادر سر نزدم، از خواهر و برادرانم خبر ندارم، نمي دانم چرا موهايم شديداً مي ريزد، راستش را بخواهيد چند وقتي است غذا که مي خورم قفسه  سينه ام مي سوزد، چشم چپم مدتي است دل مي زند و خلاصه اين که دور خودمان مي چرخيم، جسم و روح مان زائل مي شود و در نهايت نه خودمان راضي هستيم از اين وضع زندگي و نه ديگران از ما و نحوه تعاملات‌مان رضايت دارند. آنچه گفتم يکي يا دو تايش را حداقل شما داريد. اگر همه  آن را نداشته باشيد. فقط شدت و ضعف آن در افراد مختلف متفاوت است. آنچه گفتم بخشي از ميراث وحشتناک عصر فراصنعتي است که از آن به عنوان استرس نام برده مي شود. خوش به حال آناني که زندگي را آسان مي گيرند، وسيعش نمي کنند، غصه اش را نمي خورند، به خاطر چندرغاز بيشتر خودشان را به در و ديوار نمي زنند و در نهايت شب آرام و با کمترين دغدغه به راحتي سر بر بالش گذاشته و چند ساعت به راحتي مي خوابند. نه فشار خوني، نه عصبانيت و درگيري و نه هر اتفاق نامبارک ديگري که رهاورد استرس است را همراه ندارند و اين گونه است که زندگي شاد و توأم با سلامتي دارند.

اگر بخواهيم بگوييم  زندگي بدون استرس ممکن است حتماً اشتباه کرده ايم. به هر حال قطعاً استرس و فشار عصبي به صورت ناخواسته در زندگي همه  ما وجود دارد و در واقع در کمين ما نشسته است تا با آماده شدن شرايط بلافاصله وجود ما را تسخير کند. اما آنچه مهم است ميزان برخورد ما با عوامل استرس زاست. بسياري از ما خودمان خواسته يا ناخواسته دور و برمان را شلوغ مي کنيم، لقمه  بزرگ تر از دهان بر مي داريم، کارهاي مخفيانه يا زير آبي انجام مي دهيم، بي برنامه و بد قول هستيم، به‌خاطر زياده خواهي زير بار قسط و قرض هاي سنگين مي رويم و همه  اين ها يعني دعوت نامه فرستادن براي عوامل تنش آفرين و استرس زا. از نگاه روان شناسان استرس دو وجهه  مثبت و منفي دارد: بخش محدودي از آن مثبت است که وجودش باعث تلاش سريع تر و جدي تر براي رسيدن به موفقيت صورت مي پذيرد که به آن يوسترس مي گويند. و بخش ديگر آن که سبب آسيب هاي جسماني و کاهش کيفيت عملکرد مي شود جنبه  منفي دارد و ديسترس نام دارد. به بيان ساده تر استرس از حدي کمتر يا از حدي بيشتر باشد غير مفيد و آسيب زاست. و در حدي که تأثير مثبت در فرآيندهاي جاري و رفتاري دارد مفيد است. اما آنچه در جامعه رخ مي دهد در واقع اصلاً رنگ و بويي از استرس مثبت ندارد و بيشتر استرس منفي و آسيب زاست که هم جسم انسان را زائل مي کند و هم روح را، علاوه بر اين راه موفقيت و پيشرفت را مي بندد و رضايت مندي از زندگي را کاهش مي دهد. استرس مزمن نيز گونه‌اي از استرس است که پيوسته با شما و همراه‌تان است و سرسختانه در جريان زندگي شما حضور دارد؛ مانند نگراني‌هايي که از رابطه‌ زناشويي متزلزل داريد. اين نوع از استرس به مرور زمان به استرس هميشگي و دائمي تبديل مي‌شود. براي داشتن يک زندگي شاد بايد عوامل استرس را بشناسيد و با جرأت و شجاعت آنها را از زندگي خود حذف کنيد. و اين ها همه و همه يعني ما نياز بازنگري جدي و اساسي در فرآيندهاي زندگي خود و امور جاري داريم.
افزايش نگراني‌ها بابت وضعيت اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي، مردم را دچار استرس مي‌کند و رفته رفته اين استرس در جامعه رواج پيدا مي‌کند و در ‌‌نهايت يک جو افسرده در جامعه برپا مي‌شود که اين جو افسرده در نقطه مقابل شادي و اميد به زندگي جامعه قرار دارد. ميزان اضطراب و استرس در جامعه بالاست و به‌خصوص اين مسئله در سنين جواني و ميان‌سالي بسيار بيشتر است. آمارهاي دقيقي از شيوع و گسترش اين اختلالات در اختيار نداريم ولي مشهود است که بخش مهمي از جامعه با اختلالات رواني مانند اضطراب، استرس و افسردگي درگيرند. براي تنزل سطح افسردگي جامعه بايد بسترشادي ‌هاي مناسب و صحيح در جامعه فراهم شود که جهت تحقق اين امر مي‌بايست ورودي و خروجي شادي در جامعه حاکم باشد و در اين زمينه دولت و حکومت نقش مهمي را بر عهده دارند.  پس بياييد بنشينيم و فهرستي از مجموعه عوامل که در زندگي ما آسيب زا و تنش آفرين هستند را تهيه کنيم. به آن ها امتياز بدهيم و محاسبه کنيم که واقعاً اين امور آن قدر ارزش دارند که سلامتي ما را تحت الشعاع قرار داده و يا سبب ايجاد نارضايتي از زندگي شود. تا آن جا که هيچ فرصتي براي تفريح، استراحت کافي، گعده با دوستان و خانواده و مواردي ديگر از اين دست را برايمان باقي نگذارد. سپس بر اساس اولويت و اهميت برخي از آن ها را حذف کنيم. سپس اثراتش را در سلامت جسم، آرامش در زندگي و حتي پيشرفت در دراز مدت شاهد باشيم. زندگي در عصر جاري هنر مي خواهد هنري که در سايه  تدبير و توکل رخ مي دهد. بدمان نيايد يکي از دلايل مهمي که باعث مي شود اين گونه تنش هاي عصبي بر ما احاطه پيدا کنند علاوه بر مواردي که ذکر کردم دوري ما از ياد خداست. مگر نه اين است که طبق آيه  شريفه  قرآن « ياد خداوند آرام بخش دلهاست» پس چرا ما خودمان و امورمان را به او پيوند ندهيم و از نخواهيم که ناخداي بحران هاي زندگي ما باشد. واقعيت اين است که ارتباط ما با خدا کمرنگ شده است. افراد بسياري در جامعه هستند که ديگر آن چنان که بايد حتي فرصت مناسبي براي چند دقيقه خلوت کردن با خدا  يا نماز خواندني همراه با آرامش و توجه ندارند و اين گونه مي شود که وقتي از خدا فاصله مي گيري و مي خواهي خودت امور را مديريت کني از توان لازم و آرامش کافي برخوردار نيستي. بايد انسان قانع و شاکر باشد و با درايت و تقوا خودش را به منبع فياض و لايتناهي صاحب عالم و خلقت پيوند دهد و با توجه و توکل تحت مشورت و درايت امور زندگي اش را به سرانجام برساند. زياده خواه و تجمل گرا نباشد، از امور تنش آفرين، ناصحيح، خلاف و پنهاني پرهيز کند، از فضاي مجازي و الکترونيک تا حدي فاصله بگيرد، با خانواده، دوستان، کتاب، ورزش و مواردي از اين جنس پيوندي مجدد برقرار سازد، براي خواب، عبادت، تغذيه سالم، تفريح و خانواده وقت کافي قرار دهد تا بتواند در زندگي بدون استرس و با آرامش حداکثري امور خود را به سرانجام برساند.

منبع: روزنامه رسالت مورخ دوشنبه 29 مرداد 1397 شماره 9293

http://www.resalat-news.com/?nid=9293&pid=6&type=0

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید