برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

جايگاه فراموش شده علوم انساني در ايران

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
جايگاه فراموش شده علوم انساني در ايران
برگزاري جشنواره فارابي در حوزه علوم انساني يك اتفاق نادر در ايران به شمار مي رود.
سال هاست كه جشنواره خوارزمي در كشور برگزار مي شود و در آن به برگزيدگان رشته هاي مختلف علمي جوايزي اهدا مي شود.
چند سال پيش ايده جدايي رشته هاي پزشكي از جشنواره خوارزمي شكل گرفت و اين كار در قالب برگزاري جشنواره رازي انجام شد. دومين گام، جدايي علوم انساني از جشنواره خوارزمي بود و پيش بيني مي شود در گام بعدي رشته هاي هنر هم از جشنواره فارابي جدا شود و به طور مستقل به فعاليت بپردازد.در خصوص جايگاه علوم انساني در ايران سخن فراوان است؛ رشته هاي علوم انساني در كشور ما بسيار مظلوم واقع شده است. در واقع به اين رشته ها به عنوان علم نگريسته نمي شود؛ رشته هاي علوم انساني در ايران منتج به هيچ نوع خلق دانش يا فناوري نمي شود و اكثر برون دادهاي رشته هاي علوم انساني فاقد توانايي حل مشكلات روزمره زندگي اجتماعي است.بيشتر دانش آموختگان اين رشته ها در مشاغلي غير از آنچه در آن رشته تحصيل كرده اند؛ به كار گمارده مي شوند چرا كه فرصت شغلي مناسب با تخصص آن ها در جامعه وجود ندارد. تحصيلات آكادميك آن ها در دانشگاه تنها به همان دوره دانشگاه محدود مي شود و پس از چند سال كار در رشته هاي غيرمرتبط، به كلي با آنچه در دوران تحصيل آموخته اند، بيگانه مي شوند چون ارتباط عيني و عملي بين حرفه و تخصص آن ها وجود ندارد.در سيستم آموزشي ايران از سطح آموزش و پرورش تا دانشگاه، اين گونه مرسوم شده است كه دانش آموز تيزهوش يا بايد در علوم رياضي و فيزيك تحصيل كند يا در رشته هاي فني و تجربي.
رشته هاي علوم انساني ته خط دانش در ايران به شمار مي رود. در واقع سيستم آموزش و پرورش ايران پيش از اين كه دانش آموزان به مرحله ورود به دانشگاه برسند، يك نوع غربال گري انجام مي دهد. در دانشگاه ها هم همين وضعيت حاكم است. يك نكته ديگر هم در تعميق اين فرآيند كمك مي كند. رشته هاي علوم انساني در دانشگاه ها، محفوظ پرور است؛ مغز يك دانش آموخته رشته علوم انساني پر از نظريه ها و محفوظات غيركاربردي است كه هيچ درد يا مشكلي از جامعه را درمان نمي كند؛ اين محفوظات حتي به كار خود دانش آموخته هم نمي آيد، چون متون آموزشي و سيستم آموزش عالي در علوم انساني نيز چيزي در اين مورد به دانشجويان تحويل نمي دهد.تحقيقات دانشجويي و رساله هاي پايان دوره در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا هم دراين رشته ها عبارت است از يك سري يافته هاي تئوريك و سرهم بندي كردن نظريات اين و آن با ذكر دقيق مستندات آن ها.علوم انساني فعلي در ايران فاقد توانايي زايش فناوري و دانش كاربردي و توسعه اي است و متون انتزاعي آن ها صرفا به درد يك دور باطل آموزشي در همان دانشگاه ها مي خورد.اين دور باطل در يك جا بايد شكسته شود. اما اين كار چگونه و با چه روشي بايد صورت بگيرد؟ به نظر مي رسد براي پاسخ به اين سوال بايد تاملي جدي شود. پذيرش واقعيت نيمي از راه حل مشكل است. تاسيس رشته هاي بين رشته اي مانند حقوق فناوري، ارتباطات الكترونيك، روابط عمومي الكترونيك، روزنامه نگاري الكترونيك، حقوق پزشكي، روان شناسي صنعتي و ديگر موارد مشابه مي تواند بخشي از اين راه حل باشد. تدوين آيين نامه اي كه بر مبناي آن هيچ پايان نامه كارشناسي ارشد و دكترا نبايد بدون سفارش يك نهاد يا شركت خصوصي يا دولتي انجام شود، از ديگر راه كارهاي كاربردي كردن اين رشته هاست. بازنگري در آيين نامه گزينش دانشجويان رشته هاي علوم انساني و برگزاري جشنواره ابداعات و اختراعات و نوآوري ها در علوم انساني البته در دل جشنواره فارابي از ديگر پيشنهادهاست كه مي توان به آن فكر كرد.به هرحال برگزاري جشنواره فارابي تنها جرقه اي در دل تاريكي است، جرقه اي كه نويد مي دهد در آينده علوم انساني نيز به جايگاه و شأن واقعي خود در فضاي دانش و فناوري درايران دست خواهد يافت.
منبع: سایت خبرنگار

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید