برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

ضرورت تزریق اکسیر نخبگی در بدنه مدیریت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

تمایز حقیقی انسان ها و به تبع آن گروه ها و جوامع انسانی به نوع انتخاب ها و کیفیت تصمیم هایی است که در طول زیست فردی، گروهی، سازمانی و اجتماعی اتخاذ می کنند. به دیگر سخن، سرعت، جهت و شدت پیچیدگی، تحول، شبکه محوری و چند لایه ای شدن امور به گونه ای است که کیفیت و نوع نگاه به مدیریت و رهبری بر خویشتن و اداره گروه ها و سازمان های متنوع و متکثر و در مقیاسی وسیع تر حکمرانی مطلوب جوامع، دگردیسی بالایی را در خود تجربه می کند.

پرواضح است که در این شرایط تصور بهره مندی از حضور نخبگان حقیقی در رهبری و مدیریت حوزه های تخصصی موجب تصدیق است.مدیریت سنتی نیوتنی که در شرایط ایستا،ساده،پیش بینی پذیر و قابل کنترل از کارایی خوبی برخوردار بود،دراین شرایط مذکور از کارایی و اثربخشی بسیار پایینی برخورداراست.به بیانی دیگر، همانطور که در ساحت علم فیزیک،با ورود مفاهیم و یافته های فیزیک کوانتوم ،حداقل در مقیاس زیراتمی، شاهد تحول شگرف و کم نظیری بودیم و دستاوردهای فیزیک نیوتنی حداقل در این سطح نقض شد و علم فیزیک، جهان های موازی را تجربه کرد و به دنبال آن تغییرات جدی و اثرگذاری بر خمیرمایه ها ی ذهنی،فکری،فلسفی، دینی و علم و فنآوری موجود بوجود آورد،این تاثیر عمیق پارادایمی در حوزه های علوم انسانی و علوم اجتماعی به طرز باورنکردنی اتفاق افتاد.بر مبنای همین دستاوردهای بنیادین در علم فیزیک و به دنبال آن در حوزه های علوم ذهن و شناختی،علوم انسانی و علوم اجتماعی، علم بین رشته ای "مدیریت" که در دسته علوم اجتماعی قرارمی گیرد دستخوش تبدّل و تغیّر اساسی شد؛به گونه ای که تاثیر عمیق دو پارادایم محوری نیوتنی و کوانتومی دردانش فیزیک در علم مدیریت در قالب " مدیریت نیوتنی" و" رهبری کوانتومی" به عنوان دو پارادایم مکمل و غیر رقیب تبلور عینی یافت.مدیریت نیوتنی، مدیریتی کارآمد در شرایط عادی، یکنواخت،ساده،خطی و ایستاست که اکثر مسایل دراین شرایط قابل پیش بینی و برنامه ریزی است که از آن به مدیریت سنتی و یا کلاسیک تعبیر می شود.حال آن که در شرایط پیچیده،پرتغییر و تحول،مبهم،نادقیق و غیر خطی مسایل و ساختارهای امروزین،رهبری کوانتومی ازجانب نظریه پردازان مدیریت و رهبری تجویز می شود.البته همانطور که اشاره شد،این دو پارادایم مطرح در اداره و حکمرانی،دو پارادایم مکمل اند؛نه رقیب.لازم به ذکر است که از دید نگارنده، مدل بومی " مدیریت جهادی یا به تعبیر صحیح تر، رهبری جهادی" که در عمل برکات ارزشمندی برای کشورمان به ویژه در دوران پرشکوه دفاع مقدس داشته است، محصول همین نگاه نوین و غیر کلاسیک و البته با نگاهی الهی و مبتنی بر سنت های قطعی قرآنی وروایی مان می باشد.مدیریت جهادی مبتنی بر علم و فناوری نافع،اخلاص،صداقت،تلاش مستمر،خلاقیت و نوآوری بالا می باشد.در این بین تربیت و پرورش سرمایه های انسانی مبتنی براین ویژگی ها از اهمیت بالایی برخورداراست.ویژگی های این نوع مدیریت و رهبری حوزه های تخصصی به گونه ای است که تنها و تنها حضور نخبگان و استعدادهای برتررا می طلبد؛چراکه تراز این نوع از حکمرانی و اداره اموراز عهده کسانی برمی آید که هوشمندی،خلاقیت،نوآوری،کارآمدی و انگیزه ی والا را قرین همت خود قرارداده باشند و در یک کلام از موهبت نبوغ در ارائه راه حل ها،تصمیم سازی و تصمیم گیری های راه گشا و بدیع استفاده ی وافری ببرند؛به عبارت دیگر می بایست" اکسیر نخبگی" در بدنه ی مدیریتی کشور تزریق گردد تا کیفیت فرآیند مدیریت و رهبری در همه حوزه های تخصصی و عمومی ارتقا یابد.

* مهدی حمزه پور
عضوهیات علمی گروه مدیریت صنعتی دانشگاه امام صادق(ع)،

مشاور امور فرهنگی و ارتباطات و دبیرشورای فرهنگی سازی برنامه های بنیاد ملی نخبگان

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 2.20 (5 رای)