برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

بررسي ارتباط استرس و ابعاد مختلف سبك زندگي

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بررسي ارتباط استرس و ابعاد مختلف سبك زندگي
عماد عباس زادگان

 

بررسي ارتباط استرس و ابعاد مختلف سبك زندگي با كيفيت زندگي در افراد 19 سال و بالاتر: چكيده: بررسي كيفيت زندگي و عوامل اثرگذار بر آن در جمعيت هاي عمومي باعث به وجود آمدن يك ديدگاه كلي از وضعيت سلامت جامعه و ارايه راه كارهاي مربوط به سياست گزاري و برنامه ريزي هاي بهداشتي در جامعه مي شود. تحقيق حاضر با هدف بررسي رابطه استرس و مؤلفه هاي مهم سبك زندگي، يعني فعاليت فيزيكي و عملكرد تغذيه اي بر كيفيت زندگي، با كنترل اثر مجموعه مهمي از متغيرهاي زمينه اي، در جمعيت عمومي 19 سال و بالاتر ساكن اصفهان و حومه انجام شد.
روش ها: در يك مطالعه مقطعي بر مبناي نتايج طرح "برنامه ملي قلب سالم اصفهان" در سال 1387 ، تعداد 4619 نفر از افراد 19 سال و بالاتر به روش نمونه گيري تصادفي خوشه اي چند مرحله اي انتخاب شدند و مورد بررسي قرار گرفتند. پرسش نامه كيفيت زندگي يا GHQ) پرسش نامه سنجش استرس ،(WHOQOL-Bref يا quality of life-Bref World health organization) FFQ پرسش نامه ارزيابي عملكرد تغذيه اي ،Baecke پرسش نامه ارزيابي فعاليت فيزيكي ،(General health questionnaire و اطلاعات جمعيت شناختي مورد استفاده قرار گرفت. تحليل داده ها با استفاده از مدل رگرسيون (Food frequency questionnaire) كلاس پنهان با متغيرهاي پيش بين پنهان انجام گرديد.
يافته ها: حدود 48 درصد شركت كنندگان در كلاس كيفيت زندگي متوسط قرار گرفتند كه 29 و 23 درصد آن ها به ترتيب در كلاس هاي با كيفيت زندگي پايين و خوب قرار داشتند. با نفوذترين متغيرهاي پيش بين در متمايز كردن افراد در كلاس هاي مختلف كيفيت زندگي عبارت از فعاليت فيزيكي، وضعيت مصرف دخانيات، وضعيت اقتصادي، جنسيت، استرس و ابتلا به عوامل خطر بيماري هاي قلبي- عروقي بودند. متغيرهاي وضعيت تأهل و محل سكونت فاقد اثر معني دار آماري بودند.
نتيجه گيري: افزايش سطح آگاهي عمومي به منظور تغيير و تعديل عوامل ناسالم مرتبط با سبك زندگي و آموزش شيوه هاي مقابله با استرس و زمينه سازي براي برخورداري مناسب از مراقبت هاي بهداشتي (به ويژه با توجه به اهميت نقش سطح درامد) از طريق توزيع متوازن ثروت در جامعه، موجب ارتقاي كيفيت زندگي افراد در جامعه مي شود و در نهايت باعث افزايش بهره وري نيروي انساني و تعالي ساختار انساني و اجتماعي جامعه مي گردد. چنين مداخلاتي بايد متناسب با ويژگي هاي طبقات جنسيتي، سني و تحصيلي برنامه ريزي و اجرا گردند.
واژه هاي كليدي: رگرسيون كلاس پنهان، متغير پنهان، كيفيت زندگي، سبك زندگي، استرس، عملكرد تغذيه اي، فعاليت فيزيكي.

مقدمه
كيفيت زندگي داراي مفهومي نسبي، وسيع، چند بعدي و متأثر از زمان و مكان است. سازمان بهداشت جهاني كيفيت زندگي را به مفهوم "درك هر فرد از موقعيت خود در زندگي با توجه به شرايط فرهنگي و نظام ارزشي - اجتماعي كه در آن زندگي مي كند"، معنا مي نمايد و اين درك به طرق مختلف تحت تأثير وضعيت جسماني ، رواني، باورها، ارزش ها و ارتباطات اجتماعي فرد قرار دارد .
كيفيت زندگي در برگيرنده عوامل عيني و ذهني مي باشد و به حوزه هاي جسمي، رواني و اجتماعي سلامت مربوط مي شود كه در مجموع به عنوان احساس سلامتي شناخته مي شود و شامل جنبه هايي از زندگي است كه سلامت رواني و جسمي درك شده فرد را تحت تأثير قرار مي دهد. بنابراين سلامتي يكي از مجموعه ها و اجزاي كيفيت ، زندگي مي باشد .از سال 1948 موضوع كيفيت زندگي در قسمت باليني و تحقيقي مراقبت هاي بهداشتي مطرح شد . به طور كلي كيفيت زندگي در حوزه علوم پزشكي به عنوان يك معيار در پيشگويي حالت ناخوشي و مرگ و مير و به عنوان يك شاخص مهم در سنجش سلامت عمومي و تعيين كارايي درمان هاي مختلف شناخته مي شود و به عنوان يك برايند مهم در كارآزمايي هاي باليني و مداخلات مراقبت هاي بهداشتي و براي برنامه ريزي و تصميم گيري در اختصاص منابع، مورد استفاده قرار مي گيرد. بررسي كيفيت زندگي و عوامل اثرگذار بر آن در جمعيت هاي عمومي باعث به وجود آمدن يك ديدگاه كلي از وضعيت سلامت جامعه و ارايه راه كارهاي مربوط به سياست گزاري و برنامه ريزي هاي بهداشتي در جامعه مي شود.
تحقيقات نشان مي دهد كه عوامل زيادي بر كيفيت زندگي فرد و ابعاد آن تأثير مي گذارند كه از آن جمله مي توان به عوامل فردي - اجتماعي و اقتصادي اشاره كرد. يكي از اين عوامل سن مي باشد، به طوري كه بسياري از مطالعات نشان داده اند با افزايش سن ميانگين كيفيت زندگي كاهش مي يابد اما برخي از مطالعات نيز نشان داده اند افراد جوان تر از لحاظ بعد رواني، داراي. كيفيت زندگي پايين تري هستند همچنين كيفيت زندگي با جنسيت در ارتباط مي باشد؛ به طوري كه در اكثر مطالعات، زنان نسبت به مردان داراي كيفيت زندگي پايين تري بوده اند. نتايج برخي تحقيقات نشان مي دهد كه وضعيت تأهل با ، كيفيت زندگي در ارتباط مي باشد، به گونه اي كه افراد متأهل از لحاظ بعد رواني داراي كيفيت زندگي بالاتري مي باشند. از ديگر عوامل مرتبط با كيفيت زندگي سطح تحصيلات و درامد مي باشد، تحقيقات نشان داده اند كه ارتباط مستقيمي بين اين دو مؤلفه با كيفيت زندگي وجود دارد، به گونه اي كه هرچه سطح تحصيلات و سطح اقتصادي - اجتماعي بالاتر باشد، كيفيت زندگي فرد بهتر است. ابتلا به بيماري هاي مزمن، يكي ديگر از عوامل فردي مي باشد كه با كيفيت زندگي در ارتباط است. به طوري كه ابتلا به بيماري، باعث محدوديت در انجام بسياري از فعاليت هاي روزانه بيماران مي شود و اين محدوديت ها كيفيت زندگي بيماران را كاهش مي دهد. تحقيقات نشان مي دهند كه وجود بيماري هاي مزمني كه به عنوان عوامل خطر بيماري هاي قلبي - عروقي محسوب مي شوند، مانند پر فشاري خون، چربي خون، ديابت و اضافه وزن يا چاقي تأثير منفي بر كيفيت زندگي دارند .
سلامت روان به عنوان يكي از محورهاي تعيين كننده كيفيت زندگي مي باشد و استرس به عنوان يكي از معيارهاي سنجش سلامت عمومي فرد است كه با كيفيت زندگي در ارتباط مي باشد. استرس هاي گوناگون با تأثير منفي كه بر منابع مقابله فردي و اجتماعي شخص اعمال مي كنند، باعث كاهش مقاومت فرد مي گردند و در دراز مدت اثرات ناخوشايندي بر بهداشت جسمي و رواني فرد مي گذارند. مشخص شده است كهاسترس مي تواند منجر به بروز بيماري هاي جسمي و رواني، اختلال در عملكرد و قدرت سازگاري و در نهايت پايين آمدن كيفيت زندگي گردد .
مطالعه اي بر روي بيماران قلبي - عروقي نشان داد افراد با استرس بالاتر نسبت به سايرين در تمامي ابعاد كيفيت زندگي داراي نمره پايين تري هستند. همچنين مطالعه اي بر روي بيماران همودياليزي، نشان داد كه هرچه ميزان علايم استرس بيشتر باشد، بعد رواني كيفيت زندگي پايين تر خواهد بود، در اين مطالعه ارتباط استرس و بعد فيزيكي كيفيت زندگي معني دار  نشد. در مطالعه ديگري در بررسي سلامت عمومي بر كيفيت GHQ) يا (questionnaire General health زندگي كه روي بيماران با اختلالات اضطرابي انجام شد، تمام ابعاد كيفيت زندگي (به جز بعد جسماني) با سلامت عمومي رابطه معكوس داشتند .
سبك زندگي به عنوان يك مؤلفه مهم با جنبه هاي مختلف سلامتي از جمله با كيفيت زندگي ارتباط نزديكي دارد. مهم ترين ابعاد سبك زندگي عبارت از فعاليت فيزيكي و عملكرد تغذيه اي است. مطالعات متعددي درباره بررسي فوايد فعاليت هاي فيزيكي بر ارتقاي سطح سلامت و كيفيت زندگي در بيماري هاي مختلف مانند بيماري هاي قلبي، پوكي استخوان، بيماري هاي كليوي و بيماران كبدي انجام شده است. اثرات مثبت تمرينات ورزشي در افزايش كيفيت زندگي افراد مسن نيز مورد بررسي قرار گرفته است. در مطالعات محدودي كه در جمعيت هاي عمومي نيز صورت گرفته است، بين فعاليت فيزيكي و ابعاد كيفيت زندگي همچنين تحقيقات در ، ارتباط مثبت ديده شده است .
بررسي اثر عملكرد تغذيه اي بر كيفيت زندگي، نشان داده اند كه رژيم غذايي شامل مواد غذايي با فيبر بالا، چربي كم و مقدار زياد ميوه و سبزيجات اثر مثبت بر كيفيت زندگي دارد. مطالعات متعددي كه بر روي بيماران مختلف و افراد مبتلا به سرطان انجام شده است، نشان داده اند كه تغذيه مناسب در بهبود كيفيت زندگي بسيار مؤثر است .
نتايج مطالعات در بررسي ارتباط مصرف سيگار و الكل (از ديگر ابعاد سبك زندگي) با كيفيت زندگي، نشان دادند كساني كه سيگار و الكل مصرف مي كنند نسبت به سايرين داراي  ، كيفيت زندگي پايين تري هستند . گرچه مطالعات زيادي در ارتباط با بررسي كيفيت زندگي، ابعاد و عوامل مؤثر بر آن انجام گرفته است، اما غالب اين پژوهش ها روي جمعيت هاي خاص و به ويژه بيماران و به طور عمده با استفاده از روش هاي توصيفي و تحليل هاي ساده آماري انجام شده اند، به گونه اي كه رو شهاي مورد استفاده فاقد ويژگي تحليل همزمان ابعاد كيفيت زندگي و به ويژه لحاظ ماهيت واقعي آن بوده اند؛ بنابراين با توجه به اهميت بررسي كيفيت زندگي به عنوان يكي از شاخص هاي مهم سنجش سلامت در جمعيت عمومي و اهميت بررسي همزمان ابعاد آن و به ويژه با توجه به اهميت بررسي تأثير سبك زندگي بر آن، به عنوان يكي از عوامل اصلي ارتقاي سطح كيفيت زندگي كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است، تحقيق حاضر با هدف بررسي ارتباط مولفه هاي مهم سبك زندگي يعني فعاليت فيزيكي و عملكرد تغذيه اي بر كيفيت زندگي، با كنترل اثر ساير متغيرهاي زمينه اي، در جمعيت عمومي 19 سال و بالاتر ساكن اصفهان و حومه، با استفاده از مدل رگرسيون كلاس پنهان با متغيرهاي پيش بين پنهان انجام شد.
چند بعدي بودن ماهيت كيفيت زندگي (بعد جسماني، رواني، اجتماعي و محيط) و اهميت ارزيابي اين ابعاد به طور همزمان، در كنار ماهيت پنهان آن ها باعث مي شود كه به طور مستقيم قابل ارزيابي نباشند، بلكه بر مبناي نشانگرهاي زيادي استخراج شوند و از طرف ديگر ماهيت پنهان متغيرهاي فعاليت فيزيكي و عملكرد تغذيه اي كه اثر آن ها بر كيفيت زندگي مورد سنجش قرار مي گيرد، منجر شد كه در پژوهش حاضر از مدل رگرسيوني خاصي تحت عنوان "رگرسيون كلاس پنهان با متغيرهاي پيش بين پنهان" استفاده شود. با استفاده از اين روش مي توان افراد را بر حسب ابعاد مختلف كيفيت زندگي دسته بندي كرد. در اين رهيافت، تمامي ابعاد كيفيت زندگي به طور همزمان در نظر گرفته مي شوند و ماهيت كلاس هاي تشكيل شده براساس ابعادكيفيت زندگي، قابل تعريف و تفسير خواهد بود. اين مدل، متغيرهاي فعاليت فيزيكي و عملكرد تغذيه اي را در قالب متغيرهاي پيش بين پنهان استخراج و اثر آن ها را در حضور ساير متغيرهاي همراه (سن، جنس، سطح تحصيلات، وضعيت تأهل، سطح درامد خانواده، محل سكونت، مصرف سيگار)، ابتلا به عوامل خطر بيماري هاي قلبي عروقي (ابتلا به پر فشاري خون، چربي خون، ديابت و چاقي) و استرس، بر كيفيت زندگي (كلاس هاي كيفيت زندگي) ارزيابي مي نمايد.
روش ها
پژوهش حاضر يك مطالعه مقطعي بود و از داده هاي مربوط به اطلاعات فاز ششم برنامه قلب سالم اصفهان (Isfahan healthy heart program - IHHP ) در سال 1387 و از مناطق شهري و روستايي اصفهان و نجف آباد استفاده شد.
برنامه قلب سالم اصفهان يك برنامه مداخله اي جامعه نگر به منظور پيشگيري و كنترل بيماري هاي غيرواگير Non-communicable disease - NCDs)) مي باشد. اين برنامه در سال 1378 آغاز شد و تا سال 1387 ادامه داشت.
جامعه مورد مداخله شامل مناطق شهري و روستايي شهرستان هاي اصفهان و نجف آباد بود و شهرستان اراك نيز به عنوان جامعه شاهد مورد بررسي قرار گرفت.
نمونه گيري و جمع آوري اطلاعات
نمونه گيري بر اساس خوشه هاي جمعيتي و بر مبناي محل زندگي (شهر يا روستا) و پراكندگي جمعيت كه در سال 1378تعيين شده بود، صورت گرفت و نمونه ها توسط نمونه گيري خوشه اي تصادفي 2 مرحله اي انتخاب شدند. ابتدا هر شهرستان به بخش هاي مختلف تقسيم و سپس اين بخش ها به خوشه هاي متنوع تبديل شدند كه در هر خوشه به طور متوسط 1000 خانوار وجود داشت. از هر خوشه بين 5 تا 10 خانوار به طور تصادفي انتخاب شدند، سپس از هر خانوار يكي از افراد در ، 6 گروه سني مورد نظر (24-19 و 34-25 و 44-35 و 54-45 و 64-55 و 65 سال به بالا ) به طور تصادفي انتخاب شد. معيار ورود به مطالعه شامل افرادي بود كه حداقل 19 ساله بوده، به بيماري هاي خونريزي دهنده و عقب ماندگي ذهني مبتلا نبوده، تابعيت ايراني داشته و حداقل 6 ماه در يكي از شهرستان هاي مورد مطالعه زندگي كرده بودند. همچنين زنان باردار از مطالعه خارج شدند. در مجموع تعداد كل نمونه هاي مورد استفاده در پژوهش حاضر، شامل 4691 نفر مي باشد كه 3150 نفر مربوط به شهرستان اصفهان و 1541 نفر مربوط به نجف آباد مي باشد.
ابزارهاي پژوهش
براي اجراي طرح ملي قلب سالم اصفهان، پرسش نامه هاي مختلفي مورد استفاده قرار گرفت كه با توجه به اهداف اين پژوهش از برخي از آن ها استفاده شد و اين پرسش نامه ها توسط پرسش گران آموزش ديده و داراي مدرك فوق ديپلم بهداشت تكميل گرديد.
از كليه افراد نمونه شرح حال كامل و پرسش نامه استاندارد براي ثبت اطلاعات فردي و وضعيت اقتصادي خانواده، شامل اطلاعاتي راجع به سن، جنس، وضعيت تأهل، سطح تحصيلات، متوسط درامد ماهانه خانواده، محل سكونت (شهر يا روستا)، مصرف دخانيات (شامل مصرف سيگار، قليان، چپق و پيپ) و سابقه ابتلا به عوامل خطرزاي بيماري هاي قلبي - عروقي (شامل سابقه ابتلا به بيماري ديابت، چربي خون، پر فشاري خون و اضافه وزن) مورد بررسي قرار گرفت.
پرسش نامه كيفيت زندگي
كيفيت زندگي، بر اساس پرسش نامه خلاصه شده كيفيت زندگي سازمان بهداشت جهاني(World health organization quality of life-Brief - WHOQOL-Brief ) مورد ارزيابي قرار گرفته است . اين پرسش نامه داراي 26سؤال است كه به عنوان يك ابزار جامع در ارزيابي كيفيت زندگي شناخته شده است و 4 حيطه سلامت جسماني، سلامت رواني، روابط اجتماعي و محيط را مي سنجد . پاسخ ها در هر سؤال داراي طيف 1 تا 5 هستند كه پاسخ سؤالات در هر حوزه با هم جمع شده و يك نمره كلي براي حوزه مربوطه را
ارايه م يدهند و نمرات بالاتر نشان دهنده بالا بودن سطح كيفيت زندگي در آن حوزه مي باشد. در اين پژوهش امتيازات هر حوزه كيفيت زندگي براساس نمره چارك هاي همان حوزه، طبقه بندي شد و به عنوان متغيرهاي نشانگر براي انجام تحليل كلاس پنهان مورد استفاده قرار گرفت. روايي و پايايي . اين پرسش نامه در ايران مورد بررسي قرار گرفته است .
پرسش نامه استرس
براي سنجش ميزان استرس فرد، از پرسش نامه سلامت GHQ) يا( General health questionnaire عمومي استفاده شد. اين پرسش نامه براي بررسي كلي سلامت عمومي و مشكلات رواني مي باشد. يكي از فرم هاي سلامت است كه مشتمل بر 12 سؤال چهار( (GHQ – 12چهار گزينه اي مي باشد و داراي طيف ليكرت است. نمره كلي استرس فرد از طريق جمع امتيازهاي هر سؤال محاسبه (GHQ) مي شود. روايي و پايايي پرسش نامه سلامت عمومي . در ايران مورد بررسي قرار گرفته .
پرسش نامه عملكرد تغذيه اي
بررسي عملكرد تغذيه اي با استفاده از پرسش نامه Food frequency questionnaire) )(بررسي مصرف غذايي24 ساعته( اندازه گيري شد. اين پرسش نامه شامل سؤالاتي راجع به نوع ماده غذايي مصرفي از قبيل نان و غلات، چربي ها، لبنيات، پروتئين ها، حبوبات، ميوه و سبزيجات مي باشد. بر اساس مطالعات گذشته بر روي اين پرسش نامه و ،GDI )يا (Global diet index براساس شاخص تغذيه اي مواد غذايي به 7 حيطه )گوشت، ميوه و سبزيجات، قندها وشيريني ها، چربي هاي مضر، چربي هاي غيراشباع، غذاهاي پر كلسترول و غذاهاي آماده( تقسيم بندي مي شوند و بر اساس 1 و 2 براي هر حيطه در ، ميزان مصرف فرد، امتيازهاي 0
نظر گرفته مي شود. در اين مطالعه با استفاده از تحليل عاملي بر امتيازهاي 7 حيطه، فاكتور شاخص تغذيه اي به دست آمد.
هر چه مقدار اين شاخص بالاتر باشد، نشان دهنده عملكرد غلط تغذيه اي مي باشد و يا به عبارتي نشان دهنده مصرف زياد قندها، چربي ها و در مقابل مصرف كم ميوه و سبزيجات مي باشد. اين پرسش نامه با استفاده از يك نمونه 2000 نفري، استاندارد شده است و توسط نرم افزار آناليز مواد غذايي مخصوص كشور ايران، آناليز شد و داراي پايايي و اعتبار . ، مناسب در ايران مي باشد پرسش نامه فعاليت فيزيكي
اندازه گيري Baecke فعاليت فيزيكي با استفاده از پرسش نامه شد. اين پرسش نامه براي اندازه گيري فعاليت فيزيكي معمول، مورد استفاده قرار م يگيرد. اين پرسش نامه شامل سه فاكتور پايه اي؛ فعاليت هاي شغلي و خانگي، فعاليت هاي ورزشي و فعاليت هاي مربوط به اوقات فراغت به جز ورزش كردن مي باشد.
براي اندازه گيري هر حيطه، براساس نوع فعاليت )فيزيكي يا ورزشي( و مدت زمان ) دقيقه در روز( كه فرد به آن مي پردازد و براساس تأثير آن بر كيفيت زندگي فرد امتيازهايي در نظر گرفته و در هر حيطه جمع كل امتيازها محاسبه مي شود. پس از آن با استفاده از تحليل عاملي تأييدي بر روي امتيازهاي اين سه حيطه، فاكتور فعاليت فيزيكي استخراج مي گردد. اين پرسش نامه داراي اعتبار و پايايي مناسب مي باشد.
تجزيه و تحليل آماري
در پژوهش حاضر براي تجزيه و تحليل داده ها از مدل استفاده « "رگرسيون كلاس پنهان با متغيرهاي پيش بين پنهان شده است. مدل ذكر شده در سال 2006 توسط وال و همكاران مطرح گرديد. با استفاده از اين مدل متغير كيفيت زندگي به عنوان يك متغير پنهان بر مبناي چهار بعد، در قالب كلاس هايي از افراد تبيين شد و به عنوان متغير پاسخ، روي متغيرهاي پيش بين عملكرد تغذيه اي و فعاليت فيزيكي در حضور ساير متغيرهاي زمينه اي)شامل سن، جنس، وضعيت تأهل، سطح تحصيلات، سطح درامد خانواده، محل سكونت،
مصرف دخانيات، سابقه ابتلا به عوامل خطر بيماري هاي قلبي -عروقي و استرس( برازنده گرديد. در اين مدل متغيرهاي فعاليت فيزيكي و عملكرد تغذيه اي به عنوان متغيرهاي پيش بين پنهان به روش تحليل عاملي تأييدي استخراج و اثر آن ها مورد ارزيابي قرار گرفت. براي تجزيه و تحليل داده هاي اين پژوهش كه مختص برازش مدل هاي Latent gold از بسته نرم افزاري متغير پنهان است، استفاده شد.
يافته ها
در اين مطالعه 4691 نفر از افراد 19 و بالاي 19 سال مورد مطالعه قرار گرفتند كه 2/49 درصد پاسخ دهندگان مرد، 9/75درصد متأهل 1/19 درصد مجرد بودند . و 3/29 درصد داراي تحصيلات دبيرستان 9/11درصد بي سواد، 3/18 درصد داراي تحصيلات فوق ديپلم و ليسانس / ديپلم و 3/14 درصد افراد داراي درآمد ماهيانه زير 100 هزار بودند.
7/55 درصد داراي درامد ماهيانه100 تا 200 هزار تومان 6/82 درصد پاسخ دهندگان شهري تا و 8/12 درصد افراد در حال حاضر دخانيات (سيگار مصرف مي كردند و 2/40 درصد به حداقل يكي از بيماري هاي فشار خون، چربي خون، قند خون بالا و اضافه وزن بودند. مشخصات عمومي شركت كنندگان در جدول 1 به طور خلاصه ارايه شده است.
به منظور تعيين مدل با تعداد بهينه كلاس ها، ابتدا مدل كلاس پنهان با تعداد كلاس هاي مختلف ( 2 الي 7 كلاس( و بدون وارد كردن متغيرهاي پيش بين و همراه برازش داده و BIC ،AIC شد. با استفاده از معيارهاي نيكويي برازش بهترين مدل با 3 كلاس پنهان به دست آمد. سپس AIC3 مدل مرحله اول از طريق ورود متغيرهاي مستقل كه شامل فاكتورهاي پيش بين پنهان (فعاليت فيزيكي و عملكرد تغذيه اي) و متغيرهاي همراه (جنس، سن، سطح تحصيلات، وضعيت تأهل، سطح درامد، محل سكونت، مصرف دخانيات،
ابتلا به عوامل خطر بيمار يهاي قلبي - عروقي و استرس) مي باشد، در قالب برازش مدل رگرسيون كلاس پنهان با متغيرهاي پيش بين پنهان، گسترش داده شد كه نتايج برازش اين مدل در ادامه آمده است.
با توجه به جدول 2 و درصدهاي توزيع نمرات ابعاد 22 مختلف كيفيت زندگي، كلاس 1(9/22 درصد) افرادی را شامل مي شود كه از كيفيت زندگي بالايي در هر چهار بعد برخوردار بودند، به طوري كه نمره كيفيت زندگي آن ها به طور عمده بالاي چارك سوم قرار گرفت. بر همين اساس كلاس2 29/1( درصد) افرادي را شامل مي شود كه در تمامي ابعاد .
كيفيت زندگي از نمره پاييني برخوردار بودند، به گونه ای که نمره كيفيت زندگي آن ها در تمام ابعاد اغلب كمتر از چارك کلاس3 ( 48 درصد) بر اساس توزيع نمرات اول توزيع شد. كيفيت زندگي افرادي را در بر مي گيرد كه از كيفيت زندگي متوسطي برخوردارند و نمره كيفيت زندگي آن ها بين چارك اول و سوم توزيع شد.
جدول 1: مشخصات عمومي افراد مورد بررسي
جدول 2: درصدهاي توزيع نمرات ابعاد كيفيت زندگي در هر كلاس و حجم كلاس ها
نتايج برازش مدل رگرسيون كلاس پنهان با متغيرهاي پيش بين پنهان در جدول 3 گزارش شده است. با توجه به اين كه مدل رگرسيون كلاس پنهان شبيه مدل است، در مدل كلاس 2 (افراد با Logistic regression كيفيت زندگي پايين) به عنوان كلاس مرجع در نظر گرفته شده است و شانس عضويت در دو كلاس ديگر (كلاس 1 و 3) نسبت به كلاس مرجع گزارش شده است. نتايج برازش اين مدل نشان داد، ارتباط ابعاد سبك زندگي كه در اين پژوهش بررسي شدند (فعاليت فيزيكي، عملكرد تغذيه اي و مصرف دخانيات) با كيفيت زندگي معني دار شده است؛ به طوري كه با افزايش ميزان فاكتور فعاليت فيزيكي شانس عضويت در كلاس 1 و 3 به ترتيب 213 و 108 درصد افزايش يافت و به عبارت ديگر هر چه ميزان فعاليت فيزيكي فرد بالاتر باشد، شانس اين كه داراي كيفيت زندگي بهتري شود، بيشتر است. همچنين با توجه به مقدار نسبت بخت عملكرد تغذيه اي، به ازاي يك واحد افزايش در مقدار فاكتور عملكرد تغذيه اي، شانس عضويت در كلاس 1 و 3 به ترتيب 11 و 10 درصد كاهش يافت. لازم به ذكر است كه هر چه مقدار فاكتور عملكرد تغذيه اي بالاتر باشد، نشان دهنده عملكرد غلط تغذيه اي مي باشد (كه نشان دهنده پايين بودن سلامت تغذيه اي فرد است). ارتباط مصرف دخانيات (سيگار،چپق، پيپ و قليان) با كيفيت زندگي معني دار بود. به طوري كه شانس عضويت در كلاس 1 و 3 براي كساني كه در حال حاضر مصرف دارند نسبت به كساني كه هرگز مصرف نداشته اند به ترتيب 49 و 35 درصد كمتر بوده است. همين شانس براي كساني كه در گذشته مصرف دخانيات داشته اند به ترتيب 55 و 45 درصد كمتر از كساني است كه هرگز مصرف نداشته اند. به عبارت ديگر شانس عضويت در كلاس هاي با كيفيت زندگي بالاتر، براي افرادي كه سيگار مصرف نمي كنند نسبت به سايرين بيشتر بود.
ارتباط متغير سن و كيفيت زندگي از لحاظ آماري معني دار به طوري كه با افزايش يك واحد (سال) ،(P < 0/ بود ( 0001 ، سن، شانس عضويت در كلاس هاي 1 و 3 به جاي كلاس 2 به ترتيب 2 درصد و 1 درصد كاهش يافت. به اين معنا كه هرچه سن افزايش پيدا كند شانس اين كه فرد در كلاس هاي با كيفيت زندگي بالاتر قرار بگيرد، كاهش مي يابد. ارتباط جنسيت و كيفيت زندگي معني دار بود، به طوري كه شانس عضويت زنان در كلاس هاي 1 و 3 به جاي كلاس 2، به ترتيب 38 و 29 درصد كمتر از مردان شد. به عبارت
ديگر شانس اين كه مردان داراي كيفيت زندگي بهتري نسبت به زنان باشند، بيشتر است. در اين مطالعه ارتباط وضعيت تأهل و محل سكونت با كيفيت زندگي از لحاظ آماري معني دار نشد. ارتباط تحصيلات و كيفيت زندگي در يكي از كلاس ها معني دار بود، به طوري كه با افزايش سطح ، تحصيلات، شانس عضويت در كلاس 1 به جاي كلاس 2 ،25 درصد افزايش يافت.
ارتباط درامد ماهيانه و كيفيت زندگي معني دار بود، به طوري كه با افزايش يك سطح در درامد ماهيانه، شانس عضويت در كلاس هاي 1 و 3 به ترتيب 85 و 81 درصد افزايش يافت. به عبارت ديگر هرچه سطح درامد بالاتر باشد شانس عضويت در كلاس هاي با كيفيت زندگي بالاتر بيشتر مي شود.
ابتلا به حداقل يكي از عوامل خطر بيماري هاي قلبي - عروقي (فشارخون، چربي خون، ديابت و چاقي) شانس عضويت در كلاس هاي 1 يا 3 را 35 درصد كاهش داد. به عبارت ديگر ابتلا به هر يك از بيماري هاي ذكر شده، شانس داشتن كيفيت زندگي پايين را افزايش مي دهد و افراد مبتلا نسبت به افراد سالم، داراي كيفيت زندگي پايين تري مي شوند.
ارتباط استرس و كيفيت زندگي معني دار بود. به طوري كه با افزايش يك واحد در ميزان استرس، شانس عضويت در كلاس هاي 1 و 3 به ترتيب 36 و 22 درصد كاهش يافت. بنابراين افرادي كه داراي استرس بالايي در زندگي هستند، نسبت به سايرين داراي كيفيت زندگي بسيار پاييني مي باشند.
بحث
در اين مطالعه با استفاده از مدل " رگرسيون كلاس پنهان با متغيرهاي پيش بين پنهان" ارتباط بين ابعاد مختلف سبك زندگي (شامل فعاليت فيزيكي، عملكرد تغذيه اي و مصرف دخانيات) و كيفيت زندگي با كنترل اثر ساير متغيرهاي همراه (شامل سن، جنس، سطح تحصيلات، وضعيت تأهل، سطح درامد خانواده، محل سكونت، مصرف دخانيات، ابتلا به عوامل خطر بيماري هاي قلبي- عروقي(ابتلا به پرفشاري خون،
چربي خون، ديابت و چاقي)و استرسدر جمعيت عمومي 19 سال و بالاتر ساكن اصفهان و حومه مورد بررسي قرار گرفت. در اين مدل رگرسيوني، ماهيت متغير پاسخ كيفيت زندگي توسط تحليل كلاس پنهان و ماهيت متغيرهاي پيش بين پنهان (فعاليت فيزيكي و عملكرد تغذيه اي) توسط تحليل عاملي تأييدي تبيين شد.
در اين پژوهش افراد از نظر كيفيت زندگي به 3 دسته كلاس بندي شدند؛ افراد با كيفيت زندگي بالا، افراد با كيفيت زندگي پايين و افراد با كيفيت زندگي متوسط. نتايج اين مطالعه در بررسي ارتباط ابعاد سبك زندگي (فعاليت فيزيكي و عملكرد تغذيه اي) با كيفيت زندگي نشان داد كه فعاليت فيزيكي بالا با كيفيت زندگي خوب در ارتباط مي باشد، به طوري كه به ازاي افزايش در مقدار فاكتور فعاليت فيزيكي، شانس عضويت در كلاس هاي 1 و 3 (كلاس هاي افراد با كيفيت زندگي بهتر) نسبت به كلاس 2 (كلاس افراد با كيفيت
زندگي پايين) افزايش مي يابد. بنابراين هرچه از لحاظ فيزيكي فرد در حال تحرك باشد از نظر ميزان رضايت از زندگي بهتر مي باشد. نتايج نشان داد فعاليت فيزيكي نه تنها بر بعد جسماني كيفيت زندگي مؤثر است، بلكه بر تمامي ابعاد آن تأثير مثبت دارد. اين نتايج مطابق نتايج مطالعات گذشته و همكاران نشان Mosher مي باشد؛ به عنوان نمونه مطالعه داد، وضعيت بهتر در بعد جسماني كيفيت زندگي با ورزش بيشتر در ارتباط مي باشد. در مطالعات ديگر از جمله و Smith و همكاران و Shibata ، و همكاران Acree مطالعه
همكاران ارتباط فعاليت فيزيكي و كيفيت زندگي به صورت مقطعي بررسي شد كه همگي نشان دهنده ارتباط مستقيم. همچنين ،، فعاليت فيزيكي با كيفيت زندگي بودند در مطالعات آينده نگر هم چون مطالعه ميرباقري و همكاران در بررسي اثر برنامه پياده روي منظم بر كيفيت زندگي، اثر مثبت . آن بر كيفيت زندگي نشان داده شده است .
در اكثر مطالعات گذشته تنها تأثير فعاليت هاي ورزشي بر كيفيت زندگي مورد بررسي قرار گرفته است، اما در مطالعه  حاضر علاوه بر فعاليت هاي ورزشي(مانند واليبال، فوتبال، شنا و ... ، )ساير فعاليت ها از جمله فعاليت هاي شغلي و خانگي (مانند فعاليت هاي نشسته، ايستاده، بالارفتن از پله، باغباني، شستن ظروف، شستن لباس با دست و ... ) و فعاليت هاي اوقات فراغت (مانند مطالعه، تماشاي تلويزيون، كار با رايانه، پياده روي و دوچرخه سواري) در نظر گرفته شده و مورد بررسي قرار گرفته است.
همچنين در پژوهش حاضر، بعضي از فعاليت ها مانند نشستن زياد، حمل اشياء سنگين و ... كه اثر معكوس بر سلامتي دارند، در نظر گرفته شده است و اثر منفي آن ها در امتيازدهي لحاظ شده است، كه در اكثر مطالعات چنين كاري صورت نگرفته است.
در بررسي ارتباط عملكرد تغذيه اي با كيفيت زندگي، نتايج اين پژوهش نشان داد كه با افزايش مقدار فاكتور عملكرد تغذيه اي، شانس عضويت در كلاس هاي 1 و 3 (كلاس هاي افراد با كيفيت زندگي بهتر) به جاي كلاس 2 (كلاس افراد با كيفيت زندگي پايين) كاهش مي يابد. لازم به ذكر است كه هرچه مقدار فاكتور عملكرد تغذيه اي بالاتر باشد، نشان دهنده عملكرد غلط تغذيه اي مي باشد، بنابراين عملكرد تغذيه اينامناسب، يا به عبارتي مصرف زياد چربي ها، قندها، غذاهاي آماده و درمقابل، مصرف كم ميوه و سبزيجات با افت كيفيت زندگي در ارتباط مي باشد و علاوه بر تأثير منفي بر بعد جسماني كيفيت زندگي بر ابعاد رواني، اجتماعي و محيطي كيفيت زندگي تأثير منفي خواهد داشت. اين نتايج مطابق نتايج مطالعات گذشته مي باشد؛ به عنوان نمونه در مطالعه تنتاس و همكاران تأثير 4 رفتار مرتبط با سلامتي بر روي كيفيت زندگي مورد ارزيابي قرار گرفت. اين 4 رفتار عبارت از، رژيم غذايي مديترانه اي؛ انجام ورزش در طول روز؛ مصرف
نكردن سيگار و مصرف متعادل الكل، كه نتايج نشان داد، افرادي كه حداقل يكي از رفتارهاي مورد نظر را انجام داده بودند نمره كيفيت زندگي بالاتري از لحاظ بعد جسماني و و همكاران Mosher رواني كيفيت زندگي داشتند. مطالعه نشان داد، وضعيت بهتر در بعد جسماني كيفيت زندگي با تغذيه سالم تر در ارتباط مي باشد، همچنين در مطالعات و Ravasco و Chen و Tian ، و همكاران Wayne همكاران ارتباط تغذيه اي مناسب و كيفيت زندگي به صورت مقطعي بررسي شد كه همگي نشان دهنده ارتباط مستقيم عملكرد تغذيه اي خوب با كيفيت زندگي بودند .
در چند مطالعه آينده نگر اثر رژيم غذايي (مصرف بيشتر ميوه و سبزيجات به همراه مصرف كم قندها و چربي ها) بر كيفيت زندگي مورد ارزيابي قرار گرفت كه نتايج نشان دهنده اثر ، مثبت آن بر كيفيت زندگي بود .در پژوهش حاضر در بررسي عملكرد تغذيه اي، علاوه بر بررسي مصرف گروه هاي غذايي مختلف مانند (نان و غلات، چربي ها، پروتئين ها، قندها و ...)، اثر مصرف مواد غذايي كه تأثير منفي بر سلامتي دارند مانند مواد غذايي سرخ كردني، غذاهاي كنسروي، غذاهاي رستوراني، آب ميوه هاي آماده و ... لحاظ شده است كه در اكثر مطالعات چنين كاري صورت نگرفته است و تنها به بررسي ميزان انرژي دريافتي يا ميزان دريافت مواد غذايي مختلف (مانند كالري و پروتئين) پرداخته شده است. نتايج اين مطالعه در بررسي ارتباط مصرف دخانيات با كيفيت زندگي نشان داد، افرادي كه در حال حاضر دخانيات (از جمله سيگار، پيپ، قليان و چپق) مصرف مي كنند و ا فرادي كه در گذشته مصرف داشته اند اما در حال حاضر مصرف نمي كنند، داراي كيفيت زندگي پايين تري نسبت به افرادي هستند كه اصلاً مصرف نداشته اند، اين نتايج مطابق با نتايج مطالعات قبل
مي باشد، به طوري كه مشاهده مي شود، مصرف دخانيات علاوه بر تأثيرات منفي بر جسم فرد، بر بعد رواني، اجتماعي و محيطي ، كيفيت زندگي اثرات سوء دارد .
نتايج ارزيابي ارتباط ساير متغيرهاي مورد بررسي با كيفيت زندگي نشان داد كه اثر سن بر كيفيت زندگي معنيدار است، به طوري كه افراد مسن تر شانس بيشتري براي داشتن كيفيت زندگي پايين (كلاس 2) در تمامي ابعاد را داشتند. اين نتيجه مطابق با نتايج اكثر مطالعات گذشته مي باشد به گونه اي كه مطالعات نشان دادند ميانگين كيفيت زندگي با افزايش سن كاهش مي يابد. برخي از مطالعات نشان دادند، اگرچه كه افرادمسن از لحاظ بعد جسماني كيفيت زندگي در وضعيت پايين تري قرار دارند، ولي افراد جوان نسبت به افراد مسن از لحاظ ، بعد رواني كيفيت زندگي در وضعيت پايين تري قرار دارند  كه در مطالعه حاضر چنين نتيجه اي مشاهده نشد. در اين بررسي به ازاي افزايش يك سال، شانس عضويت در كلاس هاي 1 و 3 (كلاس هاي با كيفيت زندگي بهتر نسبت به كلاس 2) به ترتيب 2 و 1 درصد كاهش مي يابد، همان طور كه ديدهمي شود اثر سن بسيار جزئي مي باشد، كه مي تواند به علت مشابه بودن توزيع سني كلاس ها باشد، به گونه اي كه ميانگين 39/ 43 و 19 /36 ،37/ سن در كلاس ها به ترتيب برابر با 85 سال مي باشد. البته اثر سن از لحاظ آماري معني دار است و مي باشد. همچنين كوچك بودن نسبت (P < 0/ مقدار ( 001 بخت متغير سن مي تواند به علت ناچيز بودن تأثير يك سال افزايش سن در تغييرات كيفيت زندگي باشد، به طوري كه افزايش 5 ساله يا 10 ساله در سن افراد، موجب تغييرات قابل توجهي در كيفيت زندگي مي شود.
در بررسي ارتباط جنسيت و كيفيت زندگي، مطالعات گذشته كيفيت زندگي زنان را پايين تر از مردان گزارش
كه نتايج مطالعه حاضر تأييد كننده كرده اند .
همين مطلب مي باشد، به طوري كه شانس عضويت مردان در كلاس هاي با كيفيت زندگي بهتر(كلاس 1 و 3) بيشتر از زنان بوده است. هنوز به درستي علت اين تفاوت مشخص نمي باشد. اين نتيجه مي تواند به علت وجود مسؤوليت هايي براي زنان همچون بارداري، انجام بيشتر كارهاي خانگي نسبت به مردان، مسؤوليت مراقبت از كودكان و مراقبت از والدين خود باشد كه در اغلب موارد مقدار قابل توجهي از ناراحتي هاي جسمي، رواني، اضطراب، افسردگي و استرس را تجربه مي كنند و نسبت بالايي از اين زنان به اندازه كافي
استراحت نمي كنند؛ اين موارد مي توانند اثر بسيار زيادي بر كيفيت زندگي زنان داشته باشد .
در اين مطالعه اثر وضعيت تأهل بر كيفيت زندگي معني دار نبود اما در برخي از مطالعات گذشته اين اثر معني دار بوده است، به گونه اي كه اين مطالعات نشان دادند افراد متأهل نسبت به افراد مجرد و مطلقين داراي كيفيت زندگي) بعد اجتماعي و رواني )بهتري بودند .
در برخی افراد نيز كيفيت زندگي افراد مجرد بالاتر از سايرين گزارش شده در مطالعه حاضر با وجود اين كه اثر وضعيت ، است تأهل بر كيفيت زندگي معني دار نشده است، اما توزيع وضعيت تأهل در كلاس هاي پنهان نشان مي دهد كه افراد مجرد بيشتر از سايرين عضو كلاس 1(كلاس افراد با كيفيت زندگي بالا ) می باشند . همچنين افراد مطلقه و بيوه بيشتر از سايرين عضو كلاس 2 مي باشند.
نتايج در مورد ارتباط ميزان درامد و سطح تحصيلات با كيفيت زندگي نشان داد، با افزايش سطح درامد و
تحصيلات، شانس عضويت در دو كلاس با وضعيت كيفيت زندگي بهتر، افزايش مي يابد كه مطابق نتايج مطالعات گذشته مي باشد. مطالعات نشان دادند هرچه ميزان تحصيلات بالاتر و ميزان درامد فرد بالاتر باشد فرد داراي كيفيت زندگي بهتري است. در برخي از مطالعات اين ارتباط در بعد جسماني كيفيت زندگي، برخي در بعد رواني و برخي ،، ديگر در بعد كلي كيفيت زندگي معني دار بوده است نشان داد افراد با درامد Hesser و Jiangمطالعه ، پايين تر و همچنين افراد غير شاغل نسبت به افراد شاغل، شانس داشتن كيفيت زندگي پايين در هر دو بعد رواني و جسماني كيفيت زندگي را دارند. در مطالعه زهران افراد بزرگ سال 65-45 سال کم در آمد از لحاظ بعد جسماني كيفيت زندگي نسبت به سايرين وضعيت بدتري دارند. بيكاري، ناتواني در انجام كار و محدويت در فعاليت هاي روزانه مي تواند دلايلي براي افت كيفيت زندگي جسماني اين گروه سني از افراد باشد ( 49 ). داشتن سطح تحصيلات بالاتر مي تواند ارتباط فرد را در محيط و اجتماع افزايش دهد و امكان استفاده از فرصت هاي اجتماعي را بالا مي برد همچنين در بسياري از مواقع افزايش سطح تحصيلات مي تواند باعث افزايش سطح آگاهي فرد نسبت به سلامت جسماني- فيزيكي شود، بنابراين قابل قبول استكه افراد با چنين شرايطي احساس رضايت از زندگي بيشتري داشته باشند، همچنين معمولاً افراد با تحصيلات بالاتر داراي درامد بالاتري هستند و اين افراد امكان دسترسي به امكانات بهداشتي- درماني و اجتماعي- محيطي بيشتري را دارند، بنابراين داراي كيفيت زندگي بالاتري هستند.
نتايج در مورد تأثير ابتلا به عوامل خطر بيماري هاي قلبي -عروقي بر كيفيت زندگي مطابق با نتايج مطالعات گذشته به طوري كه نتايج اين مطالعه نشان داد، مي باشد .
درصورت ابتلا به حداقل يكي از بيماري هاي فشار خون، چربي خون، ديابت و چاقي، تمامي ابعاد كيفيت زندگي كاهش مي يابد.
افراد مبتلا به بيماري هاي مختلف از جمله عوامل خطر بيماري هاي قلبي - عروقي دچار محدويت هاي زيادي (از جمله هزينه هاي درمان، مصرف مرتب داروها، وجود مشكلات جسماني مختلف و مشكلات و ناراحتي هاي رواني - ذهني كه بر اثر ابتلا به بيماري به وجود مي آيد) در زندگي خود مي باشند كه اين محدوديت ها باعث افت كيفيت زندگي آنان مي شود و همكاران در Martinelliبه عنوان نمونه مطالعه خود بيان كردند ارتباط بين چاقي و افت كيفيت زندگي به اين دليل است كه افراد چاق در معرض خطر بيشتري براي ابتلا به بيماري هاي همراه از جمله درد مفاصل و ناتواني عملكردي كه در نتيجه اضافه وزن است، مي باشند .
نتايج ارتباط استرس بر كيفيت زندگي در اين پژوهش مطابق با نتايج مطالعات قبل بوده است به طوري كه با افزايش استرس، كيفيت زندگي كاهش يافته است . در اين مطالعه هر چه استرس فرد بالاتر باشد شانس عضويت در كلاسي كه نمره كيفيت زندگي در تمام ابعاد آن پايين است (كلاس( 1 ، افزايش يافته است، اما در برخي مطالعات اثر استرس بر بعد جسماني كيفيت زندگي معني دار نشده است كه در اين مطالعه چنين نتيجه اي مشاهده نشد. به طوركلي از لحاظ رواني و ذهني هرچه فرد استرس بيشتري را در زندگيدرك كند، علاوه بر تأثير منفي كه بر بعد رواني كيفيت زندگي دارد، ابعاد ديگر كيفيت زندگي از جمله بعد جسماني تحت تأثير قرار مي گيرد. بنابراين استرس بالا مي تواند ابعاد كيفيت زندگي را به طور قابل توجهي كاهش دهد .
در اين مطالعه نشان داده شد كه هر چه سبك زندگي فرد داراي سلامت (بهداشت) بالاتري باشد، كيفيت زندگي و ميزان رضايت از زندگي فرد بالاتر مي رود. همچنين اثر استرس به عنوان يكي از عوامل مهم و اثرگذار بر كيفيت زندگي نشان داده شد. بنابراين افزايش سطح آگاهي عمومي به منظور تغيير و تعديل عوامل ناسالم مرتبط با سبك زندگي و آموزش شيوه هاي مقابله با استرس و زمينه سازي براي برخورداري مناسب از مراقبت هاي بهداشتي (به ويژه با توجه به اهميت نقش سطح درامد) از طريق توزيع متوازن ثروت در جامعه موجب ارتقاي كيفيت زندگي افراد در جامعه شده و در نهايت افزايش بهره وري نيروي انساني و تعالي ساختار انساني و اجتماعي جامعه مي شود. چنين مداخلاتي بايد متناسب با ويژگي هاي طبقات جنسيتي، سني و تحصيلي برنامه ريزي و اجرا گردند.

کمبود ها
به نظر بنده تنوع مهارتها در افراد یک صفت ذاتی و وراثتی است دال بر اینکه این صفات قابل شکوفایی ورونمایی هستند ولی سبک زندگی افراد یک رفتار است در زندگی فردی واجتماعی شخص که این رشته فعالیته های هدف مدار وغیر قابل پیش بینی فرد که یک سیر تکاملی دارد .
لذا افراد خود می توانند با پویایی بیشتر وسخت کوشی زندگی سالم وکار آمد براساس یک نظام ارزشی اجتماعی واصولی خانواده سبک زندگی خود را عالی وایده آل جامعه بسازند در صورتی که یک فرد در اجتماع با کار بردی کردن اصول سبک زندگی اسلامی وقتی در اجتماع یک زندگی براساس یک سری سلسله مراتب هدف مدار براساس کار بهره وری شده خود داشته باشند ناخودآگاه حالات روانشناسی بحرانی از بین میرود وامیالات فردی وافکار نادرست شخصی در کار فرد به علت هدف دار بودن شغل برای خانواده که سلامت کار بخش اصلی وقلب حیاتی چرخه زندگی است از بین میرود ودر این صورت است که بهترین کیفیت زندگی کار را با بهترین سبک خواهید دید.

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 1.00 (1 رای)