برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

نقش استرس بر عملكرد كاركنان سازمان

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

نقش استرس بر عملكرد كاركنان سازمان
ع. تریانی

 

مقدمه :
مردم اغلب چنان به استرس عادت کرده اند که از وجود آن در خود بی خبرند.بسیاری از ما به رغم این که عصبی و هیجان زده می شویم ، از تاثیرات عوارض ضعیف کننده و مخرب در امان نیستیم.حتی در صورتی که احساس یاس و اضطراب نکنیم ،استرس می تواند شیوه و طرز رفتار ما را با دیگران تغییر داده ،یا به بدن ما آسیب جدی وارد سازد.عوامل بسیار سبب بروز استرس می شوند .مثلا بیماری، دیر رسیدن به محل کار ، ترافیک و .....ما میتوانیم احساسات خود را تغییر دهیم . این کار از طریق تغییر در رفتار یا تغییر در تفکر و طرز فکرمان میسر می شود.به عنوان مثال انجام دادن مقداری از یک کار می تواند ما را از نگرانی درباره آن برهاند . ایجاد یک برداشت و فهم جدید از یک وضعیت خاص، از هراس و استرس ناشی از آن می کاهد.

استرس چيست؟‌
استرس به مجموعه واكنشهاي عمومي انسان نسبت به عوامل ناسازگار و پيش بيني نشده داخلي و خارجي اطلاق مي گردد. فشار رواني تجربه اي است همگاني و عمومي كه هر كس به كرات آن را درزندگي خود احساس كرده است بر خلاف تصور فشار رواني هميشه شامل حوادث ناخوشايند نيست بلكه مي تواند محصول موفقعيتهاي خوشايند و مطلوب نيز باشد كه سازگاري مجددي را درفرد مطالبه مي كند به عبارت ديگر شايد نكته اصلي درموقعيتهاي تنش از نياز به انطباق و سازگاري مجددي است كه براي فرد ضرورت پيدا مي كند. فشار رواني نتيجه يك تعامل بين منابع مختلف فشار و فرد است. تمامي افراد يك موقعيت واحد را استرس زا تصور نمي كنند و اختلافات فردي آنان از نظر شخصيتي و تجارب زندگي پاسخ آنان را به فشار رواني تحت الشعاع خود قرار مي دهد.

استرس شغلي چيست؟
‌به كارگيري فرد دركاري كه توانايي ها و اطلاعات او همخواني ندارد و يا تغيير درفعاليت كاري او مي تواند باعث ايجاد استرس در فرد شود. به طور كلي استرس شغلي نوعي استرس است كه با محيط كاري يا عوامل مرتبط با محيط كاري فرد ارتباط دارد تغيير درفعاليت هاي كاري همچون فن آوري جديد يا تغيير اهداف ممكن است باعث ايجا داسترس شود استرس سازماني را مي توان با مقياس كارگريزي و كيفيت كاراندازه گيري كرد.

استرس شغلي دليل و آثار بر عملكرد كاركنان درسازمانها

دردهه اخير موضوع استرس و آثار آن درسازمان يكي از مباحث اصلي مديريت رفتار سازماني را به خود اختصاص داده است و فشار عصبي در سازمان همچون آفتي فعاليت ها را تحليل داده وازبين مي برد. توجه به محيط هاي شغلي و شرايط كار كاركنان امري است كه موجب بالا بردن كيفيت كار حفظ سلامت و بهداشت كاركنان و جهت بهره جويي بيشتر و بهتر از طول مدت سنوات كاري مورد توجه قرار گرفته است با توجه به تاثير استرس شغلي بر زندگي و كاركنان دست اندردكاران اين گونه سيستم ها بايد عوامل مرتبط با رضايت مندي را يافته و جهت پيشرفت و ارتقاي سطح كارايي كاركنان مورد توجه قرار دهند.

برخي از عوامل استرس زا عبارتند از:‌
1 - حمايت نكردن مسئولين از كاركنان خود
2 - نبود مشاوره و ارتباطات
3 - دخالت هاي زيادي درمسايل شخصي اجتماعي و زندگي خانوادگي
4 - حجم زياد كارها با بيش از اندازه كم بودن كار
5 - فشار بيش از حد ناشي از غير واقعي بودن مهلت انجام كارها
6 - انجام كارهايي كه بسيار مشكل اند و يا لزوم چنداني به انجام آنها نيست
7 - نداشتن مهارت كافي درنحوه انجام كار
8 - شرايط نامطلوب كاري
9 - داشتن شغلي كه متناسب با شاغل نباشد
10 - نداشتن امنيت شغلي وترس از بيكار شدن

اثرات استرس درمحيط كار
استرس روي سازمان ها وافراد موجود در آن تاثير مي گذارد تاثير استرس سازماني با افزايش ميزان كارگريزي، تعويض زود هنگام كاركنان، ارتباط نامناسب با ارباب رجوع، كاهش ميزان امنيت شغلي، عدم سلامت محيط كار، كنترل ضعيف كيفيت محصولات و... ارتباط دارد. به بيان ديگر هر چه ميزان استرس سازماني بالاتر باشد، عوامل ذكر شده از فراواني بيشتري برخوردارند.
استرس باعث فشارهاي رواني بسيار بر روي فرد مي شود كه اين فشارها به شكل هاي مختلف دررفتار فرد درمحيط كاري خود را نشان مي دهد برخي از اين رفتارها عبارتند از:‌
- زود رنجي يا پرخاشگري دربرخورد با همكاران و مراجعين
- بي تفاوتي و بي علاقگي به آراستگي ظاهر خود و ديگران
- كاهش خلاقيت و فقدان اعتماد به نفس
- بي تفاوتي نسبت به كار و افزايش اشتباهات
- عدم توانايي تمركز بر روي كار و ناتواني درتصميم گيري
- خستگي مفرط ناراحتي و احساس گناه
- ناتواني درتحمل اطرافيان و تمايل به انزوا
همه اين عوامل درنهايت منجر به كاهش بهره وري و افزايش ضايعات مي شود و ازطرف ديگر اين افرا به علت ناتواني دركنترل احساسات، ناتواني درتصميم گيري صحيح و ديگر موارد ذكردشده استعداد فوق العاده درايجاد حادثه براي خود و ديگران پيدا مي كنند.

پنج واكنش اساسي در برابر تنشهاي محل كار:
• شريك غم ديگران بودن بي آنكه گامهاي اساسي درجهت تغيير وضعيت برداشته شود؛
•.براي كاستن از سنگيني كار، طولاني تر و بيشتر كاركردن؛
• روي آوردن به تلاش جالب واكنشي به منظور اينكه بتوانيم سرزندگي را بازگردانده و كار بيشتري را در مدت كوتاهتري انجام دهيم.
•.جسماً از شغل خويش كناره گرفتن يا آن را رها كردن و به دنبال كار ديگري گشتن يا زمان و توان صرف شده در مسير كار را كاهش دادن؛
• تجزيه و تحليل وضع، بازبيني راهبردها و به جست و جــوي راهكـارهـايـي براي دگرگون سازي موارد پرداختن.

راههاي مقابله با استرس
براي مقابله با استرس بايستي عوامل و زمينه هاي استرس را شناسايي تاراه كارهاي مناسب با آنها به كار گرفته  وعوامل استرس زا تعديل شوند. استرس درسازمان اثرات نامطلوبي بر كميت و كيفيت كاركاركنان بر جاي مي گذارد و عوامل و ريشه هاي استرس سازمانها تنها درسازمان نيست بلكه عوامل استرس زاي برون سازماني مختلفي وجود دارند كه شخص را با تنش و استرس روبرو مي سازد. به اين ترتيب فرد با استرس وارد سازمان شده و ازطرف ديگر عوامل سازماني استرس فرد را افزايش مي دهد.
برخي از راههاي كاهش استرس درمحيط كار به شرح زير است:‌
1- ‌اطلاعات و منابع مورد نياز جهت انجام درست كارها را فراهم آوريد.
2- دريك زمان فقط يك كار را انجام دهيد تافشارهاي وارد بر خود را كاهش دهيد .
3- يك راه ارتباطي براي تقابل اجتماعي بين ديگر كاركنان و مديران ايجاد كنيد .
4- پيشنهادهاي ديگران دركمك به خود را بپذيريد.
5- توانايي هاي خود را بشناسيد و بيش از حد از خود انتظار نداتشه باشيد .
6- محيط فيزيكي مناسب فراهم آوريد و ا زموقعيت هاي پر استرس دوري كنيد .
7- كارهايي را انجام دهيد كه برايتان لذت بخش و شاي آفريننند .
8- سعي كنيد اوقات خود ار با كساني بگذرانيد كه مصاحبت باآنها برايتان لذت بخش باشد و نه باكساني كه انتقاد كننده و خرد ه گيرند .
9- آرام نفس بكشيد، به طوري كه قسمت پاييني شش هاي خود را به تحريك واداريد.
10- تكنيك هاي آرامش بخش را به كار بريد .
11- يك واكنش نسبت به استرس، خشمگين شدن است درباره نحوه غلبه بر خشم خود بيشتر بياموزيد.
دردهه اخير موضوع فشار رواني يا استرس و آثار آن درسازمان مورد توجه بسيار واقع گرديده است. واقعيات موجود در رفتار سازماني نشان مي دهد كه درصد قابل توجهي از علل و موجبات بيماريهاي رواني و كسالت هاي ناشي از خستگي كار شايع، بين كاركنان سازمان ها را مي توان درشيوه هاي رفتاري ،‌برخورد ها و شخصيت مديران جستجو كرد. البته تاثير مخرب فشار رواني، فقط محدود به ايجاد بيماري نيست، اين مشكل همچنين يك اثر زيان آور بر روي عملكرد هاي مهم مديريت، نظير:‌ نحوه تصميم گيري، كيفيت روابط بين فردي، استانداردهاي كار، كيفيت شغلي و بهره وري دارد.

ماهيت فشار عصبي دراسترس:‌

فشار عصبي يك حالت ارگانيك است كه معمولا با افزايش تنفس، افزايش فشار خون، افزايش ضربان قلب، پريدگي رنگ چهره،‌تنش و انقباض عضلاني و نشستن عرق سرد بر پيشاني همراه مي باشد و تحت شرايط مناسب مي تواند موجب تغييرات درعملكرد جسماني شود.
عليرغم اين واقعيت به عقيده انگلس، فشار عصبي «استرس» را نبايد به عنوان نفوذ مخرب روان شناختي و يا جامعه شناختي كه باعث بيماري رواني يا جسماني فرد مي شود درنظر گرفت، بر عكس بايستي فشار عصبي را به عنوان عاملي مورد توجه قرارداد كه مي تواند عكس العمل هاي متعدد ارگانيك سبب گردد كه برخي از آنها ممكن است در ابتلا به بيماري نقش داشته باشند و برخي ديگر پاسخ هاي سالم و سازگارانه رشد شخصيت را موجب شوند
پاره اي از محققان ‌از جمله پيروان مكتب فرويد عقيده دارند كه انسان اصولاً با فشار عصبي ( استرس) متولد مي شود و پس از تولد و درمسير زندگي، تا نوجواني سه بار استرس را تجربه مي كند مرحله اول از شيرگرفتن و مرحله دوم فراگيري نحوه اجابت مزاج درايام كودكي و مرحله سوم برخورد با اولين آثار و علائم بلوغ مي باشدكه به تدريج بر آنها فائق مي گردد ولي درصورت عدم توانايي به عارضه اي كه آن را ضربه رواني مي گويند دچار خواهد شد .
با تمام جنبه هاي منفي كه درفرهنگ عامه راجع به فشار عصبي«‌استرس»‌ وجود دارد معهذا اين پديده داراي جنبه هاي مثبت نيز مي باشد. جنبه منفي استرس را استرس مخرب و يا «‌دلتنگي»  «‌دلهرگي» و امثالهم مي گويند كه از دريافت خبرهاي ناگوار و يا تقاضا هاي غير منطقي به فرد دست مي دهد. جنبه هاي مثبت استرس را استرس سازنده و يا وجد رواني مي گويند كه از دريافت خبر هاي شاد و خوشحال كننده برفرد عارض مي گردد.

برخورد فرد با فشار عصبي:‌
هنگامي كه فرد براي نخستين بار با فشار عصبي(‌استرس)‌روبه رو مي شود تلاش درتطابق كل با عامل فشار زا و فشار عصبي فرد شروع مي شود كه شامل سه مرحله است مرحله اول آغاز فشار عصبي مرحله اعلام خطر و هشدار نام دارد درمرحله دوم فرد تواناييهاي فيزيكي و احساسي خود را جمع كرده و شروع به مقاومت و دربرابر آثار منفي عامل فشار «‌فشار زا»‌ مي نمايد
ازطرفي اگر فرد به مدت طولاني درمعرض استرس از قرار بگيرد، مرحله سوم يعني فرسودگي كه عمدتا سه مشخصه يعني حالت تحليل احساسي مسخ شدن افراد/ احساس انجام كار درسطح بسيار پايين توسط فرد مي باشد مصداق عيني پيدا خواهد كرد. دراين مرحله فرد توانايي لازم براي مبارزه با عامل استرس زا را درخود نمي يابد و تسليم محض مي شود .
اگر درسازمان عوامل تحريك كننده وجود نداشته باشند سطح كارايي پايين آمده و فرد دچار كسالت خستگي رخوت دلزدگي و بلاخره با اصطلاح محققان اين زمينه زنگزدگي مي گردد اين حالت براي سازمان بسيار نامطلوب است وحكايت از اعمال مديريت به گونه‌اي نامطلوب و ضعيف دارد .

منشاء فشارهاي عصبي و استرس و اثرات آن:‌
فشارهاي عصبي محيط كار داراي پويائي هستند و درسه مرحله قرار دارند :
- مرحله اول شامل منشاء‌ فشار زاهاي عصبي هستند و از نتايج تجربيات فردي درشرايط مختلف و موقعيت هاي متفاوت داراي فشار عصبي ناشي مي شوند .
- مرحله دوم فشار زاهاي عصبي( استرس)‌ تجربه شده قراردارند و انعكاس عكس العمل فرد به استرس هاي بالقوه است كه تحت عنوان تعديل كننده ها عنوان مي گردد .
- مرحله سوم فشارزاهاي عصبي تجربه شده راكه منتج به نتايجي مي گردد ومنشاء‌ فشارزاها تعديل كننده ها و نتايج فشارهاي عصبي مي باشد .

نتايج فشارهاي عصبي
استرس(‌فشار عصبي) اثرات خود را درشيوه ها مختلف رفتاري و جساني نشان مي دهد كه درچهار گروه اساسي قابل طبقه بندي مي باشد: اثرات فيزيولوژيكي / اثرات رواني/ اثرات شناختي/ اثرات رفتاري .
اثرات فيزيولوژيكي: اثرات فيزيولوژيكي شامل مواردي از جمله: افزايش  فشار خون و ضربان قلب/ عرق كردن/ بالارفتن كلسترول/ بروز اشكال درتنفس/ تنش عضلاني/ سرد و گرم شدن/ نامرتب بودن دستگاه گوارش و...
اثرات رواني: اثرات رواني شامل مسايلي از قبيل : عصبانيت/ اضطراب/ افسرگي/ فرسايش رواني/ كم شدن احترام به خود/ عملكرد ضعيف فكري/ ضعف تصميم گيري/ بر افروختگي/ مهاجم بودن/ نارضايتي از شغل/ خشم از سرپرستي/ خرابكاري/ احساس محروميت نمودن/ عداوت با ديگران و...
اثرات شناختي: اثرات شناختي با فرايند هاي تفكر فرد مرتبط مي شوند و مهم ترين مشكلات شناختي با مواردي از جمله اين مسايل همراه هستند .
كم شدن تمركز/ حافظه مغشوش/ كم شدن توجه و دقت/ ادراك نامنظم/ افكار پراكنده
اثرات رفتاري :اثرات رفتاري شامل مواردي ازجمله: نحوه كار/ غيبت، خروج از خدمت، كم‌كاري و.../ حوادث كار/ مصرف الكل/ مصرف داروهاي مسكن و آرامش بخش / اشكال درايجاد ارتباط / رفتارهاي غير قابل پيش بيني و مي گردد .
تعديل كنند ه هاي استرس :
تحقيقات انجام شده درمورد استرس مبين اين نكته است كه تعدادي از عوامل اثرات تعديل كننده بر استرس دارند كه در دو دوره كلي قابل طبقه بندي هستند :
- از طرف نفوذ بر ميزان استرس كه فرد تجربه مي كند.
- ازطريق نفوذ بر عكس العمل  فرد با تجربيات استرس كه بر نتايجي خود نمايي مي نمايند، داراي اثراتي مي باشد .اگر چه تعديل كننده هايي كه توضيح داده مي شوند شناخته شده مي باشند ولي دانش بشر در خصوص فرايندي فكري كه ازطريق آنها اين اثرات توليد مي شوند هنوز بسيار ناقص است. تعديل كننده ها شامل: خصوصيات شخصيتي/ سبك زندگي (‌رفتار از نوع الف-و نوع ب) / حمايت اجتماعي/ ارزشيابي شناختي استرس زاها/ حوادث زندگي/ عوامل حرفه اي و شخصي/ و... مي باشند
خصوصيات شخصیتی : خصوصيات شخصي شامل مواردي از جمله خود باوري/ حسادت/ منفي گرايي مي باشد .
سبك زندگي( رفتار از نوع A و نوعB): ديگر خصوصيات و تفاوت هاي افراد با يكديگر باعث مي شود كه در رويدادهاي استرس زا به گونه اي متفاوت با يكديگر عمل نمايند. سن/ جنس / سلامتي/ موقعيت/ نوع ورزش/ نوع تغذيه و... تما م اينها رويدادهاي استر زا داراي اثراتي هستند كه شدت و اثر آن از شخص به شخص متفاوت مي باشد. مشهورترين و شناخته شده ترين طبقه بندي افراد براي بررسي عكس العمل هاي فرد را در برابر استرس بر اساس مطالعات فرديمن  و روزنمن در سال 1950 مي باشدكه دو نوع خصوصيات شخصيتي درافراد تشخيص دادند و آنها را تحت عنوان «‌افراد نوعA» و « افراد نوعB»  تقسيم بندي و مشخص نمودند كه خصوصيات آْنها را درجدول شماره4-6 عنوان شده است.
حمايت اجتماعي: داد و ستد حمايت اجتماعي معمولا راهي براي كمك دربرخورد با استرس بوده و نقش بزرگي به منزله تعديل كننده اي نيرومند ايفاء مي كند
ارزشيابي شناختي استرس زاها: افراد مختلف، استرس از نوع خاصي را به گونه اي متفاوت ارزشيابي مي نماينند و ميزان زيان آوري و به چالش طلبيدن بستگي به ارزشيابي فرد با توجه به توان هايش دارد.
حوادث زندگي: بسياري از استرس ها كه بر فرد تاثير مي گذارند، ريشه و رويدادهاي استرس زاي مربوط به زندگي شخصي دارند .
عوامل حرفه اي: علاوه بر عوامل ذكر شده شواهدي دال بر تاثير عوامل حرفه اي بر ايجاد و يا جلوگيري از استرس وجود دارد. دررابطه با عامل تاثير گذاري درزندگي شخصي نوع جنسيت فرد (‌مرد يا زن) احتمال دارد كه تعديل كننده حملات استرسي  باشد. تحقيقات نشان داده كه در صورت مساوي بودن كليه شرايط، زنها  تجربه رواني بيشتري از اثرات استرس (‌فشار عصبي) مي نمايند درر حاليكه مردها از نتايج جسمي استرس رنج مي برند .
از طرفي پاره اي عوامل حرفه اي  به نظر مي رسد كه در ايجاد استرس تاثير گذار باشند.  دندان پزشكان  به علت الزامات زمان بندي و ادراك  منفي بيماران از مداوا بيشتر در معرض استرس هستند، در حالي  كه كاركنان دولت به دليل ابهام شغلي استر س را تجربه مي كنند .

مديريت فشار عصبي(‌استرس)

مديريت فشار عصبي(‌استرس)‌كار ساده اي از جمله اصلاح سازمان و يا تعريف مجدد وظايف آن نمي باشد بلكه به متغيرات و روابط متقابل بسيار پيچيده اي مرتبط مي شود كه آگاهي و توانايي بسيار بالايي در اِعمال آن مورد نياز است .
تقليل و رفع فشار عصبي از نظر مديريت رفتار سازماني و اصول روابط انساني داراي اهميت ويژه اي مي باشد. از طرفي كارمند كه به هر دليل  گرفتار  گرداب فشار عصبي است، عملاً بخشي از ثروت معنوي جامعه مي باشد كه درمعرض خسارت قرار مي گيرد و اين وظيفه مديران است كه با كمك محققان، يك يك كاركنان را از نظر رفتاري زير نظر داشته باشند و درجلوگيري از وارد شدن اين خسارت كوشش و اهتمام نمايند .
دراين رابطه دو دسته اقدامات درجهت  حذف فشار عصبي در سازمان و زندگي بايد توامان انجام شوند. دسته اول اقدامات و تلاش هايي است كه محققان به انحاء مختلف به آن اشاره داشته اند  و جنبه پيش گيري و معالجه دارند و اگر چه شرط لازم بر دفع استرس هستند ولي كافي نمي باشند. اين اقدامات تحت عنوان اقدامات مقطعي  درمقابله با فشار عصبي مشخص شده اند. دسته دوم شامل اقدامات ريشه اي مي گردند كه بيشترين اهميت را در رابطه با حذف كامل فشار عصبي از وجود انسان دارد اقدامات اساسي و ريشه اي معرفي مي‌شوند.

سازمان سالم و فشار عصبي( استرس)
سازمان سالم به عنوان يك پارادايم تحقيق سلامت فرد و سازمان از مدت ها پيش مورد توجه دانشمندان بوده است. گروهي از دانشمندان معتقدند كه سازمان سالم قادر  است با محيط خارجي و داخلي خود به تطابق برسد و توانايي ها، انرژي خلاق و مسئوليت هاي كاركنانش را بر انگيزاند و درنتيجه اين اقدامات مثبت، تنش و فشار رواني كارمند را تقليل دهد.

فرد سالم و فشار عصبي
قبل ازاجراي هر گونه تاكتيك اعم از فيزيكي و يا رواني بايد مسايل فرد را مور د توجه قرار داد و به او دراستقرار تعادل با درون و محيط خارج كمك كرد تا راه براي تاثير گذاري تكنيكهاي رفع فشار عصبي هموار گردد كه بدواً به فرد سالم و فشار عصبي و سپس بكارگيري تكنيك هاي مختلف براي تقليل فشار عصبي اشاره مي شود .
فرد سالم از نظر شخصيتي به عقيده محققان در تعادل كامل با محيط داخلي و خارجي خود مي باشد و درصورت كارمند بودن علاوه بر موارد فوق، تلاش درتقليل ميزان ناسازاگاري بين سازمان رسمي و خود را دارد و به عقيده كريس ارجريس  به پويايي موازنه همزمان داخلي و خارجي با محيط و يا سازمان رسيده باشد .
موازنه داخلي شخصيت وقتي موجوديت مي يابد كه اجزا شخصيت فرد با يكديگر در تعادل كامل باشند. افرادي كه شخصيت آنهااز نظر داخلي به تعادل رسيده باشد متعادل بوده و داراي تطابق با درون خود مي باشند. در مقابل، موازنه خارجي وقتي وجود دارد كه شخصيت به عنوان يك واحد كل با محيط خارجي به تطابق رسيده باشد. تعادل نهايي و كلي شخصيت از ادغام و انطباق اين دو با يكديگر تشكيل مي شود و هر آينه اين انطباق حاصل نگردد، فرد دچار عوارضي ناشي از فشارهاي رواني و بيماريهاي رواني تني خواهد شد .
از طرفي  فرد وقتي به درجه تعادل و تطابق رسيد شخصيت سالم پيدا مي كند. شخصيت سالم در محل كار با ديگران رفتاري دوستانه و متعادل دارد و هرگز جوياي تحسين و تاييد همكاران و مديران نيست و ساده و بي تلكف وظايف خود را انجام مي دهد وظيفه براي او به صورت يك هدف درمي آيد و نه وسيله امرار معاش. شخصيت سالم درتفاوت هاي ظاهري انسان ها نابينا است و به همين دليل سياه، سفيد، زن، مرد، بزرگ، كوچك، بومي و خارجي برايش فرقي ندارد و جسورانه و بي پروادر جستجوي حقيقت است. استرس به هر اندازه قوي باشد  در اين نوع شخصيت كمترين اثري ندارد زيرا استحكام شخصيتي او به اندازه اي قوي است كه به سادگي متلاطم نمي شود.

اقدامات درمقابله با فشار عصبي
تغذيه صحيح و ورزش - استفاده كامل از تعطيلات -مديريت زمان -دارو درماني -آموزش تمدد اعصاب و مراقبه و تمركز - تقويت مباني ديني:

نتيجه گيري
عواملی چون شرایط نا مطلوب کاری ، تند کاری ، تلاش طاقت فرسای فیزیکی ، ساعات بسیاری را در محیط کار گذراندن و پرکاری مفرط ، موجب اختلال در سلامت روانی می شود .کار خسته کننده و تکراری و محیط نامطلوب فیزیکی و روانی از جمله : سروکار داشتن با افراد تند خو و همکاران پرخاشگر علاوه بر اختلال سلامت روانی موجب کاهش سلامت جسمانی نیز می شود این افراد زودتر و بیشتر از افراد دیگر به بیماری مبتلا می شوند و دیرتر بهبود می یابند. گروهي از صاحب‌نظران رفتار سازماني، استرس ناشي از شغل را بيماري شايع قرن نامگذاري كرده‌اند براي همين كارشناسان به مديران پيشنهاد مي كنند به استرس در محيط كار اهميت زيادي بدهند. آنها مي توانند افراد داراي استرس را شناسايي كنند و به آنها آموزش دهند. با توجه به اینکه ما انسان ها از تاثیرات و عوارض ضعیف کننده استرس در امان نیستیم لذا جهت بهره وری و عملکرد مثبت کارکنان در سازمان که مستلزم کاهش عوامل خطر آفرین مثل استرس وجود دارد می باشد، بایستی در جهت بهسازی و ارتقای بهداشت روانی محیط کار به عنوان مهمترین ابعاد توسعه منابع انسانی هرگونه اقدام لازم را انجام داده تا ضمن تبدیل شدن  محیط کار به عنوان یک فضای آرام وقابل قبول زمینه را جهت رشد وشکوفایی وعملکرد مثبت کارکنان فراهم آوریم .


منابع و ماخذ
1- امين علوي- فشارهاي عصبي و رواني درسازمان(‌استرس) مجله مديريت دولتي
2-نويسنده جرارد هارگريور- مترجم مرتضي مقدمي پور كتاب مديريت استرس
3- نويسنده مرتضي كارزي- كتاب رفع استرس در محل كار
4- تاليف دكتر فرزاد فخيمي -كتاب مديريت رفتار سازماني

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)