برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

عوامل تاثیر گذار بر کارآفرینی سازمانی

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

عوامل تاثیر گذار بر کارآفرینی سازمانی
و نقش آن در پیاده سازی استراتژی های بازاریابی

چکیده: امروزه سرعت نوآوری و ارائه محصولات جدید به قدری افزایش یافته که تغییرات و ابتکارات به امری عادی در بازار تبدیل شده وآنچه که شرکت ها به عنوان مزیت رقابتی در مقابل سایر رقبا برای خود در نظر می گیرند به سرعت توسط دیگران تقلید شده و از اهمیت آن کاسته می شود و باعث شده تا حیات شرکت ها هر چه بیشتر در معرض خطر قرار گیرد و یافتن راه چاره به عنوان دغدغه فکری همیشگی برای مدیران شرکت ها مطرح شود. از این رو اگر تصمیم¬گیرندگان و کارکنان سازمانی کارآفرین باشند، فرصت¬های اقتصادی را بهتر درک کرده و قادرند از منابع موجود به منظور نوآوری، ارزش آفرینی، خلق ثروت و بهبود کیفیت زندگی و در نهایت پیشبرد استراتژی¬های بازاریابی استفاده بیشتری نمایند و در نتیجه سریعتر رشد کرده و در صحنه رقابت بیشتر دوام آورند یکی از راهکارهای پیش روی این شرکت ها، توجه به کارآفرینی و استراتژی های مرتبط است. پژوهش حاضر به بررسی عوامل تاثیرگذار بر کارآفرینی سازمانی و نقش آن در پیاده سازی استراتژی های بازار پرداخته است . جامعه آماری پژوهش شرکت های شهرک صنعتی شماره یک اهواز است. از میان این صنایع، سه صنعت غذایی ، فلزی و خدمات مورد بررسی قرار گرفت. از مجموع 137 شرکت فعال در این سه صنعت، 111 شرکت به عنوان نمونه انتخاب شد. روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت و تأیید شد. برای بررسی فرضیات از روش معادلات ساختاری با نرم¬افزارSmart PLS  استفاده شدو  برای توصیف داده¬ها از نرم¬افزار Spss نسخه 16 استفاده و سطح معناداری نیز 0.05 در نظرگرفته شد. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل کارآفرینی سازمانی بر خلاقیت و نوآوری، سرمایه و  فعالیت های بین المللی سازمان اثرگذاراست. خلاقیت و نوآوری، ایجاد سرمایه و فعالیت¬های بین¬المللی بر برند شرکت تاثیرگذارند و برند شرکت اثر مستقیمی بر پیاده¬سازی استراتژی های بازاریابی دارد.

 

کلید واژگان: کارآفرینی سازمانی، خلاقیت و نوآوری، برند و  استراتژی¬های بازاریابی

مقدمه:
در عصر حاضر که تغییر و تحولات محیطی از مهم¬ترین چالش¬های فرا روی سازمان¬ها به شمار می-رود، بهره¬گیری مناسب از استعدادها و توانایی¬های افراد در تدوین چارچوب¬ها و الگوهای فکری جدید،  شناسایی نیازهای واقعی مشتریان، بهبود مستمر خدمات، فرآورده¬های تولیدی و پیشبرد استراتژی¬های بازاریابی به شکلی رضایت بخش اهمیت فزاینده¬ای پیدا کرده است. سازمان¬ها برای مؤثر بودن، نیاز به افرادی آینده¬ نگر دارند که بدانند چه¬ کارهایی باید انجام شود تا بتوانند به راحتی با کسانی که گوش به-زنگ تحولات هستند ارتباط برقرار کرده¬، خود و سازمان را برای رویارویی با چالش¬های فردا آماده کنند.راه حل مشکلات آینده در استفاده از ابزارهایی نیست که به آنها عادت کرده¬ایم بلکه در ابزارهایی مانند تشویق و حمایت مدیریت عالی از فعالیتهای خلاق و نوآور کارکنان است که تاکنون کمتر از آنها استفاده شده است. امروزه سازمان¬ها دیگر نمی¬توانند با تعداد اندکی افراد خلاق و کار¬آفرین و با اجرای چند طرح کارآفرینانه به رقبای چابک¬، منعطف¬،نوآور¬،فرصت¬گرا و کم هزینه خود فائق آیند¬،بلکه باید شرایطی را فراهم کنند تا همه¬ی کارکنان از چنین روحیه¬ی کارآفرینانه¬ای بهرمند شده و بتوانند به¬راحتی و به¬طور فردی یا گروهی¬، فعالیتهای کارآفرینانه خود را به اجرا در آورند.     

بیان مسئله:
یکی از بارزترین ویژگی¬های عصر حاضر تغییرات و تحولات شگرف و مداومی است که در طرز تفکر، ایدئولوژی، ارزش¬اجتماعی، روش¬های انجام کار و بسیاری از پدیده¬های دیگر زندگی به چشم می¬خورد. سرعت این تغییرات به گونه¬¬ای است که نمی¬توان منحنی تغییر را در بُعد زمان ترسیم کرد، زیرا پیشرفت و تحول با شتابی بیشتر از سرعت ترسیم منحنی به وقوع می¬¬پیوندد. به عبارت دیگر، تنها چیزی که در این جهان ثابت است، تغییروتحول است .کثرت تغییراتی که سازمان¬ها با آن مواجه¬اند از چنان فشار و نیرویی برخوردار است که در دنیای مشتری¬گرای و رقابت¬افزای کنونی هر نوع مقاومتی را در هم کوبیده و همه را با خود به جلو می¬برد .از سوی دیگر سرعت نوآوری و ارائه محصولات جدید به قدری افزایش یافته که تغییرات و ابتکارات به امری عادی در بازار تبدیل شده است و آنچه که شرکت¬ها به عنوان مزیت رقابتی در مقابل سایر رقبا برای خود در نظر می¬گیرند به سرعت توسط دیگران تقلید شده و از اهمیت آن کاسته می¬شود. این موارد باعث شده تا حیات شرکت¬ها هر چه بیشتر در معرض خطر قرار گیرد و یافتن راه چاره به عنوان دغدغه فکری همیشگی برای مدیران شرکت¬ها مطرح شود. آنان باید تلاش کنند تا بیش از دیگران محصول یا خدمت مورد نظر مشتری خود را با تمام ویژگی¬های درخواست او تولید و عرضه نمایند و بطور پیوسته با ترکیب جدیدی از منابع موجود خود مزایای رقابتی جدیدی را فراهم آورند. از این رو تفکر نوآوری و کارآفرینی و استفاده ازآن در سازمان¬ها امری اجتناب¬ناپذیر است. همانطور که تولدومرگ سازمان ها به بینش، بصیرت و توانایی¬های مؤسسین بستگی دارد، رشد و بقای آنها نیز به عواملی نظیر توانایی، خلاقیت و نوآوری منابع انسانی آنها وابسته است. اگر برنامه¬ریزان، تصمیم¬گیرندگان و کارکنان سازمان کارآفرین باشند، فرصت¬های اقتصادی را بهتر درک کرده و قادرند از منابع موجود به منظور نوآوری، ارزش آفرینی، خلق ثروت و بهبود کیفیت زندگی و در نهایت پیشبرد استراتژی¬های بازاریابی استفاده بیشتری نمایند و در نتیجه سریع¬تر رشد کرده و در صحنه رقابت بیشتر دوام آورند )هادیزاده و رحیمی .(1384 از طرفی بی¬ثباتی در ارزش افزوده ایجاد شده، برنامه¬های بازاریابی و تصمیم-گیری¬های مدیران را با دشواری های بیشتری همراه نموده است)پاول،(2002 . این موضوع وقتی مبهم¬تر خواهد شد که بدانیم مدیران نخواهند توانست دقیقاً میزان بازگشت سرمایه¬گذاری¬های انجام شده در استراتژی¬ها و برنامه¬های بازاریابی را برآورد نمایند (لونچ (2002) ،پترسن ((2009) . لازم به ذکر است که استراتژی¬های بازاریابی وسیله¬ای برای پاسخگویی سازمان به موقعیت¬های رقابتی بوده و چارچوب¬های موجود در این زمینه به کمک ایجاد ارتباط بین بخش¬های استراتژیک سازمانی و عوامل برون سازمانی، تسهیل¬گر عملکرد موثر سازمان خواهد بود )گریفیت2010). انتظار می¬رود این مطالعه با معرفی الگوی رفتاری شرکت¬های کارآفرین به بهبود عملکرد بازاریابی و استراتژی¬های بازار بپردازد و مسئولان و برنامه-ریزان را در راستای تدوین برنامه های مطلوب¬تر و متناسب با آن چه کارآفرینان به حقیقت دست به گریبان آنند یاری دهد و از این طریق در جهت بهبود عملکرد استراتژی¬های بازاریابی شرکت¬های کارآفرین و حمایت از آنها به منظور توسعه استراتژی های بازاریابی عمل نماید و نیز  بتواند برنامه¬ی راهنمایی باشد برای افرادی که تصمیم گرفته¬اند کارآفرین در حوزه فعالیت¬های بازاریابی باشند.

مبانی نظری :
کارآفرین کیست؟

تحقیقات مختلفی در خصوص بررسی ارتباط صفات و ویژگی¬های شخصیتی با کارآفرینی صورت پذیرفته است، که طی آن صاحب¬نظران کوشیده¬اند تا نیم¬رخ روان¬شناختی کارآفرینان را شناسایی نمایند(مقیمی¬،¬¬1384¬).  برخی از صاحب¬نظران برای تبیین ویژگی¬های کارآفرینان، آن¬ها را با استفاده از بعضی استعاره¬ها «به تسهیل¬گر اجتماعی»،«ورزشکار المپیک»، «رهبر ارکستر سمفونیک»، «خلبان هواپیمای جنگی»و «غزال تیزپا» تشبیه نموده¬اند. کارآفرینان در قالب تسهیل¬گر اجتماعی و اقتصادی، با فراهم آوردن منابع مالی و انسانی سرگردان، به¬عنوان نیروی تغییردهنده بازار، کسب و کار جدیدی را آغاز می¬کنند؛ همانند یک ورزشکار المپیک که به دنبال رکوردشکنی است، کارآفرین نیز در پی دست¬یابی به محصولات، خدمات و فرآیندهای جدید است که دیگران به آن دست نیافته¬اند؛ همان¬طور که رهبر ارکستر سمفونیک با رهبری خود نواها و موسیقی¬های مختلف را هماهنگ می¬سازد، کارآفرین نیز در نقش یک رهبر، منابع طبیعی، امکانات و منابع انسانی را طوری هماهنگ می¬سازد که کسب و کار موردنظر به نتیجه برسد؛ همانند خلبان هواپیمای جنگی که سرعت و تهور را درهم می¬آمیزد، کارآفرین نیز در مواجهه با شرایط بازار پویا و متغیر، با ریسک¬پذیری بالایی که دارد، به نیازهای بازار پاسخ می¬دهد و همان¬طور که غزال تیزپا به¬سرعت می¬جهد و چابک است، کارآفرین نیز تلاش می¬کند تا از حجیم شدن کسب و کار جلوگیری نموده و قدرت جست و خیز زیادی داشته باشد تا بتواند به¬راحتی فرصت¬های بازار را شناسایی نموده و از نظر رشد و سودآوری پیشگام گردد (مقیمی، 1392).

کارآفرینی سازمانی:
«کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که فعالیت¬های سازمانی را به سمت خلاقیت، نوآوری، مخاطره-پذیری و پیشتازی سوق می¬دهد.» مفهوم نوآوری از اجزا لاینفک کارآفرینی سازمانی در این تعریف است و بسیاری از محققان خلاقیت و نوآوری را به عنوان فعالیت¬های کارآفرینانه درنظر می¬گیرند و معتقدند که کارآفرینان سازمانی، نوآوران و مولدان ایده هستند. نتایج این نوآوری¬ها عبارت است از محصولات یا خدمات جدید، بازارها یا فرآیندهای جدید، دست¬یابی به یک سیستم توزیع جدید، پیاده کردن یک شیوه مدیریتی نوین و غیره (پیر¬س¬، 2009¬)
کارآفرینی سازمانی شامل پرورش رفتارهای کارآفرینانه در یک سازمان که قبلاً تأسیس شده می¬باشد. و به این معنی است که سازمان¬ها می¬توانند نوآوری¬های مفید را به وسیله تشویق کارکنان برای فکر کردن همانند کارآفرینان، توسعه دهند و به آن¬ها برای تعقیب برنامه¬هایشان، آزادی و انعطاف¬پذیری بدهند، بدون این¬که آن¬ها را در باتلاق بوروکراتیک قرار دهند. سازمان کارآفرینانه ممکن است به عنوان سیستم توانمندسازی افراد برای استفاده از فرآیندهای خلاق که آن¬ها را برای به کار گرفتن و نوآفرینی فنونی که می¬تواند به¬طور برنامه¬ریزی شده، سنجیده و پرمعنی در سطحی از فعالیت نوآورانه مطلوب قادر سازد، نگریسته شود. کارافرینی سازمانی برای اطمینان از بقاء، به¬وسیله بازسازی عملیات سازمان¬ها، تعریف مجدد مفهوم کسب و کار و افزایش ظرفیت¬های نوآوری و کیفیت موردنیاز در محیط پویا، ضروری است(مقیمی، 1392)

علل توجه به کارآفرینی سازمانی
امروزه به علت رویدادهای متنوعی که در سطوح اجتماعی، فرهنگی و کسب و کار رخ داده است، در کشورهای مختلف توجه خاصی به کارآفرینی وکارآفرینان می¬شود و تقویت کارآفرینی سازمانی در سازمان-های فعلی و ایجاد بستر مناسب برای توسعه آن، از ابزار پیشرفت اقتصادی کشورها به¬ویژه کشورهای در حال توسعه به شمار می¬رود. در هر سازمانی کارآفرینان به صورت بالقوه وجود دارند و باید تلاش کرد که توانایی آن¬ها بیشتر شود و مهم¬تر از همه باید شرایطی را فراهم نمود که کارآفرینان بتوانند ابراز وجود کنند و توانایی¬هاشان را به صورت بالفعل درآورند. در سطح اجتماعی به عباراتی نظیر «انجام دادن کار با ابتکار و کوشش شخصی و بدون کمک گرفتن از دیگران» علاقه زیادی نشان داده می¬شود. افرادی که به استعدادهای خود اعتقاد زیادی دارند غالباً تمایل دارند چیزهایی را ایجاد کنند که از خود آن¬ها باشد. آن-ها خواهان مسئولیت، نیاز شدید به مطرح کردن خود و آزادی بیش¬تر در ساختار سازمانی فعلی هستند. هنگامی که آن¬ها از چنین آزادی برخوردار نباشند و نیازهای آنان تأمین نشود ناکام شده و این ناکامی باعث می¬شود که بهره¬وری فرد کاهش یافته و حتی ممکن است فرد، سازمان خود را به امید برآورده کردن این نیازها در جایی دیگر، ترک کند( هادیزاده مقدم،1384). کارآفرینی سازمانی شیوه برانگیختن و سپس بهره¬گیری از افراد در درون یک سازمان می¬باشد؛ شیوه¬ای که افراد فکر می¬کنند قادرند کارها را به طریقی متفاوت و بهتر انجام دهند. در اغلب موارد که کارآفرینان سازمانی مورد حمایت سازمان قرار نمی-گیرند با تشویق و حمایت سرمایه گذاران مخاطره پذیر از سازمان خارج شده و تصمیم به کارآفرینی مستقل می¬گیرند. بنابراین به منظور جلوگیری از خروج افراد کارآفرین و توانمند از سازمان، توجه به کارآفرینی سازمانی و فراهم آوردن بستر مناسبی برای آن در استراتژی شرکت¬ها شدیداً مورد تأکید و توجه قرار می¬گیرد (ونکاتارامن، 2008).

محیط مناسب برای کارآفرینی سازمانی
برای ترویج کارآفرینی سازمانی باید شرایط مناسبی در درون سازمان وجود داشته باشد. عواملی که وسعت کارآفرینی را تحت تأثیر قرار می¬دهند جو یا محیط کارآفرینی نامیده می¬شود. بین فرهنگ و جو سازمانی تفاوت¬هایی وجود دارد. فرهنگ یک سازمان شامل ارزش¬ها، اعتقادات، تاریخچه، سنت¬ها و غیره است که مبانی عمیق¬تر سازمان را منعکس می¬کند. فرهنگ دارای سابقه طولانی عمیقاً ریشه¬دار و معمولاً به کندی تغییر می¬کند. اما جو سازمانی بیان¬گر الگوهای متناوب رفتاری است که در محیط روزمره سازمان به وسیله افراد با تجربه، درک و تفسیر می¬شود. چگونه درک افراد از این رفتارها، طرز فکر، عملکرد و بهره¬وری، آن¬ها را تحت تأثیر قرار می¬دهد؟ دکتر گوران ایکوال معتقد است که جو سازمانی، فرآیندهای روان¬شناختی و سازمانی نظیر ارتباطات، حل مشکل، تصمیم¬گیری، مدیریت تعارض، یادگیری، انگیزش، رضایت شغلی، توانایی نوآوری و در نهایت کارایی و بهره¬وری سازمانی را تحت تأثیر قرار می¬دهد


(ویلیامزویل، 2009).

عوامل توسعه کارآفرینی سازمانی
این مدل کارآفرینی سازمانی، تعامل فعالیت های مختلف را به جای رخداد حوادث در خلاء، به عنوان موجد کارآفرینی در سازمان معرفی می کند. بر اساس این مدل، تصمیم برای اقدام کارآفرینی سازمانی به-عنوان نتیجه ای از تعامل: ویژگی های سازمانی، مشخصات فردی و برخی تسریع کننده ها است.
داگلاس لوبراز صاحب نظران کارآفرینی بر این باور است که سه دسته عوامل باعث توسعه کارآفرینی سازمانی می شوند که عبارتند از: 1- عوامل درون سازمانی 2- محیط بیرونی 3- ویژگی¬های فردی.

مدل کارآفرینی سازمانی (مقیمی، 1392) کوراتکوونافزیگر


ادبیات کارآفرینی سازمانی نشان¬گر آن است که عوامل متعددی، هم در درون و هم در خارج از سازمان می¬تواند باعث ارتقاء کارآفرینی گردد. "هورنزبی" بر این باور است که عوامل درونی سازمانی که مدیریت بر روی آن¬ها کنترل دارد و به رفتار کارآفرینانه کمک می¬کنند، عبارتند از: حمایت مدیریت، آزادی عمل و استقلال کاری، پاداش و تقویت، دسترسی زمانی و مرزهای سازمانی. حمایت مدیریت به ایجاد شرایط حمایتی کارآفرینانه اشاره دارد؛ ارزش¬ها و نقش¬هایی که امکانات مالی را فراهم می¬کنند و از ایده¬های کارکنان در حوزه کاری خود، توانایی تصمیم¬گیری داشته باشند. یک ساختار پاداشی مناسب، افراد را برای ادامه فعالیت¬های کارآفرینانه ترغیب می¬نماید. دسترسی زمانی به معنی داشتن زمانی کافی برای کار بر روی پروژه¬های کارآفرینانه موردنیاز است. نهایتاً، مرزهای سازمانی اشاره به شرایط سازمانی دارد که کارکنان را برای انجام وظایف کاری خود فراتر از شرح وظایف محدودی که برای آن¬ها تعریف شده، ترغیب می¬نماید.
کارآفرینی هم¬چنین از طریق محیط بیرونی ارتقاء می یابد. "کاوین و اسلوین" بر این باورند که محیط کارآفرینانه عبارت است از ترکیب عوامل کلان اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و هم¬چنین دسترسی به کمک و حمایت.  "جنیاوالی و فوگل" نیز چارچوبی از عوامل محیطی را که بر کارآفرینی اثرگذارند، در قالب چند مورد بیان می¬کنند: خط¬مشی و رویه¬های حکومت (دولت)، شرایط اقتصادی، اجتماعی، مهارت¬های کسب و کار و کارآفرینی، کمک¬های مالی و کمک¬های غیرمالی. خط¬مشی¬های دولتی شامل: حذف موانع و کاستی¬های بازار و مقررات سخت¬گیرانه است که کارآفرینی را محدود می-سازند.شرایط اقتصادی – اجتماعی به نگرش¬های مطلوب جامعه به کارآفرینی اشاره دارد. مهارت¬های کسب و کار و کارآفرینی اشاره به سطح مهارت¬های فنی و کسب و کاری دارد که کارآفرینان بالقوه دارا هستند. حمایت مالی بیان می¬کند که کارآفرینان باید برای شروع پروژه¬ها، تنوع¬سازی محصولات و خدمات، رشد و توسعه، پول لازم در اختیار داشته باشند. حمایت غیرمالی نیز به شبکه¬هایی که موجودند، اشاره دارد. (لوبر،2004)
ویژگی¬های فردی نیز می¬تواند تأثیر مهمی در ارتقاء کارآفرینی سازمانی داشته باشد. این ویژگی¬ها می¬تواند شامل: نیاز به استقلال، مرکز کنترلی، میل به اعمال ریسک، تسلط و برتری، انرژی زیاد، پشتکار و انگیزه دست¬یابی به هدف باشد .اگر سازمان ها نیازمند دگرگونی هستند تا در بازارهایی که امکان موفقیت وجود دارد، حضور داشته باشند و واحدها و هم¬چنین بوروکرات¬ها را به کارآفرینان مبدل سازند، توسعه کارآفرینی درون سازمانی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.(مقیمی1384)   

اهمیت و ضرورت کارآفرینی
بی شک، روند توسعه اقتصادی در کشورهای توسعه یافته، بیان گر این واقعیت است که اقتصاد تحت تأثیر کارآفرینی است، به گونه ای که کارآفرینان در توسعه اقتصادی کشورهای توسعه یافته، نقش محوری داشته اند و سرمایه های در دست جامعه را کشف و از آن بهره برداری می کنند. این در حالی است که کشورهای توسعه نیافته اهمیت آن را در توسعه اقتصادی نادیده گرفته و به خاطر غفلت از این عنصر حیاتی، موجبات عقب ماندگی خود را فراهم نموده اند. تاریخچه توسعه اقتصادی در کشورهای توسعه یافته، مستنداتی برای حمایت از این واقعیت فراهم می آورد که اقتصاد، تحت تأثیر کارآفرینی است. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد علت توسعه کشورهایی هم چون آمریکا، ژاپن و آلمان که از نظر صنعتی توسعه یافته اند، کارآفرینی است. کارآفرینی هم اکنون به عنوان یک حرفه ظهور کرده است و همانند دیگر حرفه¬ها باید توسعه یابد و از طریق برنامه های آموزشی و دانشگاهی خاص مبتنی بر مطالعات رفتاری و تجربی، پرورش پیدا کند
پارسون و اسملسر، کارآفرینی را یکی از دو شرط ضروری توسعه اقتصادی می¬دانند. (شرط ضروری دیگر به نظر آنان عبارت است از خروجی افزوده سرمایه). شومپیتر نیز به علت نقش کارآفرینی در ایجاد نوآوری، آن¬را محور کلیدی توسعه اقتصادی تلقی می کند.

امروزه صاحب نظران بر نقش کارآفرینی در توسعه اقتصادی و اجتماعی اتفاق نظر دارند. مهم ترین این نقش ها از این قرارند:
1.کارآفرینی موجب گردآوری پس¬اندازهای عمومی بی¬هدف و سرگردان می¬شود و تشکیل سرمایه را بهبود می¬بخشد.
2.کارآفرینی منجر به ایجاد اشتغال در مقیاس وسیع می¬شود. بنابراین، کارآفرینی مشکلات بیکاری را که ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی – اجتماعی است، کاهش می¬دهد.
3.کارآفرینی به توسعه متوازن منطقه¬ای منجر می¬شود.
4.کارآفرینی باعث کاهش تمرکز اقتصادی در جامعه می¬شود.
5.کارآفرینی منجر به توزیع مجدد ثروت، درآمد و حتی قدرت سیاسی به¬صورت عادلانه در جامعه می¬شود.
6.کارآفرینی، منابع، سرمایه¬ها و مهارت¬ها را که ممکن است بی¬استفاده و سرگردان باقی مانده باشند، به¬طور مؤثر به تحرک وامی¬دارد.
7.کارآفرینی کیفیت زندگی را بهبود می¬بخشد. کارآفرینان، پیوسته در حال ابداع و توسعه کالاها و خدمات جدیدند.
8.کارآفرینی، تجارت خارجی را کهجزء مهمی از توسعه اقتصادی کشورهاست، ارتقا می¬دهد.
9.کارآفرینی موجب افزایش منافع و سرمایه اجتماعی از طریق دولت می¬شود. با درآمدهایی که دولت از طریق مالیات، حقوق گمرکی و واگذاری پروانه کارآفرینان به¬دست می¬اورد، می¬تواند در پروژه¬های مختلفیه¬چون احداث جاده¬ها و پل¬ها، سرویس¬ها و تسهیلات آموزشی و پزشکی، حفظ صلح و آرامش و دیگر زمینه¬های اجتماعی و فرهنگی سرمایه¬گذاری کنند (علاوه بر موارد یاد شده، می¬توان کارآفرینی را عامل تحریک و تشویق حس رقابت، عامل تحریک، ترکیب و مهیا کردن عوامل تولید، عامل ساماندهی منابع و استفاده اثربخش از آن¬ها، عامل یکپارچگی و ارتباط بازارها، عامل رفع خلل، شکاف¬ها و تنگناهای بازار و اجتماع، یکی از عوامل تولید، عامل کاهش بوروکراسی اداری (کاهش پشت میزنشینی و مشوق عمل¬گرایی و ...)، عامل تحول و تجدید حیات ملی و محلی (کارآفرینی فراتر از شغل و حرفه است، یک شیوه زندگی است)، عامل شناخت، ایجاد و گسترش بازارهای جدید، عامل نوآوری و روان¬کننده تغییر و عامل تعادل در اقتصاد پویا، تلقی کرد (احمدپور1392)

خلاقیت و نوآوری:
خلاقیت و نوآوری اغلب با یکدیگر اشتباه می¬شوند. برخی معتقدند که این دو با یکدیگر مترادفند، اما در واقع آن¬ها تفاوت¬های زیادی با یکدیگر دارند. خلاقیت اغلب یک فرآیند فردی منحصر به فرد است و به پیدایش و تولید یک اندیشه و فکر نو اشاره دارد. در حالی که، نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. به عبارت دیگر، خلاقیت به توانایی ایجاد ایده¬های نو اشاره دارد ولی نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار و ایده های نو است. لذا مهارت های تبدیل ایده های خلاق به فرآیندها و محصولات عینی و ملموس با مهارت¬های ذهنی که برای ایجاد ایده های بدیع و نو لازم اند تا حدی متفاوت می باشد.
سرو و روزنفلد نوآوری را به صورت ذیل تعریف می کنند:
بهره¬برداری + نوآفرینی + استنباط=  نوآوری

در تعریف فوق مفهوم کلمه استنباط به معنی دست¬یابی به ایده¬های نو با توجه به بعضی از چارچوب-های مرجع ذهنی می¬باشد. کلمه نوآفرینی به هر ایده جدیدی که قابلیت تبدیل به واقعیت را داشته باشد دلالت دارد و کلمه بهره¬برداری به استفاده از نوآفرینی اشاره دارد (فلر، 2011)  و خلاقیت را ایجاد آن¬چه قبلاً وجود نداشته می¬داند و برای آن ماهیتی جدید در ذهن و خواه در عین قائل است میدانند، درخشش یک اندیشه و به وجود آمدن نظر و ایده¬ای، کشف جدیدی که موجود بوده اما به علت کورذهنی ناشی از عادت دیده نمی¬شود، نگاهی کنجکاوانه به پدیده¬ای قدیمی است که آن را می¬یابد و آشکار می¬کندگفته میشود اما نوآوری به اجراء گذاشتن یا تولید محصولات جدید، خدمات، اصول و یا قبول روش¬های نو به صورت اقتصادی است.  نوآوری با طرح و برنامه است، جهت¬گیری آن در راستای ایجاد فایده و منفعت اجتماعی است. بدین ترتیب یک شرکت نسبت به احتیاجات و شرایط جدید محیطی انطباق¬پذیر می¬گردد. بنابراین از این زاویه شخص خلاق ممکن است نوآور نباشد یعنی می¬تواند دارای ایده¬های جدید و نو باشد ولی توانایی عرضه و یا فروش آن¬ها را نداشته باشد. لذا فرد نوآور غالباً خلاق است ولی همه افراد خلاق الزاماً نوآور نیستند (آقایی فیشانی، 1389).  همان¬طور که از تعاریف فوق نتیجه¬گیری می¬شود خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقق نوجویی وابسته به خلاقیت است. اگرچه در عمل نمی¬توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می¬توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایش نوآوری¬ها است. از خلاقیت تا نوآوری غالباً راهی طولانی در پیش است و تا اندیشه¬ای نو به صورت محصول یا خدمتی جدید درآید زمانی طولانی می¬گذرد و تلاش¬ها و کوشش¬های بسیار به عمل می¬آید

برند:
انجمن بازاریابی آمریکابرند یا نام تجاری را چنین تعریف می¬کند: یک نام تجاری یک نام، اصطلاح، علامت، نشان یا طرح یا ترکیبی از اینها می باشد که برای شناسایی کالاها یا خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و متمایز کردن این کالاها و یا خدمات از کالاها یا خدمات رقبا به کار می رود. به گفته دویل (2004). یک نام تجاری موفق یک اسم، سمبل، طرح یا ترکیبی از این موارد است که محصول یک سازمان خاص که دارای امتیاز و مزیتی متفاوت می¬باشد را مشخص می¬نماید. البته ساندرز و واترز (2007) نسبت به این موضوع هشدار داده¬اند که نام تجاری چیزی فراتر از نام نهادن بر یک محصول است. نام تجاری مشخص کننده بازار هدف و هم¬چنین شخصیت محصئل در بازار هدف است. آنها  محصولات و نام¬های تجاری را از یکدیگر متمایز کرده و می¬گویند یک محصول تولید می¬شود، اما یک نام تجاری خریده می¬شود؛ می¬توان از یک محصول کپی¬برداری کرد، اما نام تجاری انحصاری است؛ محصول منقضی می¬شود، اما نام تجاری زمان معینی ندارد. در حقیقت شاید بتوان به جرأت گفت که بارزترین مهارت حرفه¬ای بازاریابان قابلیت و توانایی آن¬ها در ایجاد، حفظ، مراقبت و ارتقای نام تجاری است.

ماهيت و اهداف استراتژي‌ها
اگرچه استراتژي تنظيم رفتار سازمان / فرد در تعامل با محيط است و فرد / سازمان بايد از رفتارهاي متنوعي در ارتباط با محيط‌هاي فعاليتي خود استفاده كند، از ديدگاه ديگر، استراتژي تشخيص فرصت‌هاي اصلي و متمركز كردن منابع سازمان در جهت تحقق منابع نهفته در آن است. فرصت‌ها درون مايه اصلي حركت‌هاي استراتژيك هستند. فرصت در محيط، از نياز تأمين نشده شكل مي‌گيرد. استراتژي هنر خلق ارزش و نيز چهارچوب¬های هوشمند، مدل‌هاي مفهومي و اداره ايده‌هاست. استراتژي مديران سازمانها را مجاز به شناسايي فرصت‌هاي كشف ارزش براي مشتريان و تحقق آن ارزش‌ها در سطح منافع مي‌كند؛ از اين رو راهي است كه سازمانها زمينه‌هاي فعاليت و كسب و كار خود را تعريف مي‌كنند و آن را صرفاً با منابعي مرتبط مي‌سازند كه در اقتصاد امروز اهميت بسياري دارد.
صاحب‌نظران علم مديريت، استراتژي را با پنج P معرفي كرده‌اند: طرح و نقشه¬، صف‌آرايي، الگو، موضع و ديدگاه اما در حال حاضر P ششم با عنوان پيشبرد به اين موارد اضافه شده است كه بيانگر تداوم پنج P اوليه در بلندمدت بوده، از اين نظر حايز اهميت وافر است. اين شاخص‌ها در واقع عرصه‌هاي بروز استراتژي‌ها هستند و معيارهاي شناسايي استراتژي‌ها محسوب مي‌شوند. ضمناً در نقش عوامل ارزيابي استراتژي‌ها ظاهر مي‌شوند و مورد استفاده قرار مي‌گيرند (حمیدی زاده¬،1392)

استراتژی درشش بعدp،شاخص ها وعرصه ها(حمیدی زاده،1392)

تفكر استراتژيك:
اين تفكر بر فرآيند تفكر خلاق و مختلف اشاره مي‌كند كه تحليل‌گرا است. فرآيند تفكر استراتژيك جنبة‌ تركيبي داشته و واگراست؛ زيرا تنوع فكر در عرصه تفكر از ديدگاههاي مختلف مطرح مي‌شود، و اگر اين انديشه‌ها مطرح مي‌شود، همين واگرايي، وسعت و بصيرت فكري را بالا مي‌برد. به هر حال اين تفكر داراي خصيصه‌هاي تركيبي، تحليل‌گرايي، واگرا بودن، خلاق بودن، ادراكي و نوآورانه است.
تدوین استراتژی بازاریابی:
خط مشی بازاریابی خود از سه قسمت تشکیل می شود در اولین قسمت آن، بازار هدف، جایگاه مورد نظر محصول در بازار، میزان فروش، سهم بازار و سود مورد انتظار برای چند سال اول ارائه می شود. در دومین قسمت، به طور مشروح، خط مشی بازاریابی، قیمت فروش موردنظر، نحوه توزیع محصول و بودجه بازاریابی بیان می¬شود. در سومین قسمت خط مشی بازاریابی، برنامه¬ریزی بلندمدت شرکت در زمینه فروش سود و خط مشی ترکیب عناصر بازاریابی شرح داده می¬شود. (هوریسون،2010،)

انواع استراتژی های بازاریابی:
صاحب نظران تقسیم بندی های مختلفی از استراتژی ارائه داده¬اند  که در ادامه به بیان محدودی از آن ها می پردازیم:    
چارچوب  c 3: که بوسیله ی استراتژیست ژاپنی ،کنی چی اوهما ارائه شده است ، نشان می دهد که یک مدیر برای حصول موفقیت باید به 3 عامل اصلی شرکت، مشتری و رقابت توجه کند و مدیران نیازمند ارزیابی محیط تجاری هستند که در آن به فعالیت می پردازند: قوت ها و ضعف های شرکت، نیازهای مشتریان و ارزیابی قوتها و ضعفهای رقبا.
چارچوب c 5: که علاوه بر شرکت ،مشتری و رقبا به عوامل  اقتصادی، تکنولوژیکی، اجتماعی¬، فرهنگی، قانونی و فیزیکی نیز توجه دارد.
چارچوب p 4: یک ابزار نسبتآ ساده¬ای برای برنامه ریزی، تجزیه و تحلیل و اجرای یک استراتژی مشخص بازاریابی است. براساس این مدل،4 تصمیم اساسی وجود دارد که لازم است مدیران با توجه به یک پیشنهاد معین اتخاذ کنند: 1-محصول چه ویژگی هایی دارد؟2-محصول چه قیمتی دارد؟3-محصول چگونه ارتقا می یابد؟4-کانالهای توزیع در "محل"محصول کدامند؟ که این  4تصمیم به آمیخته¬ی بازاریابی معروف است که با p 4 نشان داده می شود: محصول ،قیمت، ارتقا و توزیع.
ماتریس محصول-بازار انسف : که دراین پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است: ایگورآنسف در سال 1988 در کتاب «استراتژی سازمان» خود با ایجاد ماتریس محصول – بازار، استراتژی¬های سازمان را در قالب جدولی تقسیم¬بندی می¬نماید .  این استراتژی¬ها در سطح واحد کسب و کار (سطح دوم) که مرتبط با مسائل بازاریابی و مدیریت بازار است، کاربرد دارد.


مدل مفهومی تحقیق:

روش شناسی تحقیق:
این تحقیق بر حسب هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر حسب روش جمع¬آوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی – پیمایشی است خاکی(1390). از روش آمار توصیفی، سازه¬های تحقیق در نمونه آماری را مورد مطالعه قرار داده  و از روش معادلات ساختاری روابط بین سازه¬های تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق افراد شاغل در شهرک صنعتی شماره یک اهواز در سه صنعت غذایی ، فلزی و خدمات می¬باشد. روش نمونه¬گیری، غیراحتمالی است که در آن پاسخ¬دهندگان براساس در دسترس بودن انتخاب می¬شوند. بر این اساس پرسشنامه تحقیق در اختیار افراد شاغل در شهرک صنعتی شماره یک تا جایی که مقدور بود و افراد حاضر به همکاری بوده¬اند قرار گرفت. براساس فرمول کوکران حجم نمونه برابر با 101 بدست آمد . تعداد 130پرسش¬نامه را برای داشتن تحقیقی با روایی بالاتر در بین پاسخ¬دهندگان توزیع شد که پس از حذف و غربال پرسش¬نامه¬های اشتباه تعداد حجم نمونه 111 در نظر گرفته شده است. همچنین، جهت تحلیل مدل مفهومی پژوهش، رویکرد حداقل مربعات جزیی با استفاده از نرم افزار Amos به کار رفته است و برای تحلیل معناداری روابط مدل از ضرایب معناداری (t-value) استفاده شده
یافته های تحقیق:
از پاسخ¬هایی که پاسخ¬دهندگان به سوالات پرسشنامه داده ند در خصوص سازه¬های تحقیق حاضرنتایج ذیل بدست آمده است:
در متغیر عوامل تاثیر گذار بر کارآفرینی سازمانی:  شاخص پذیرش مسئولیت توسط کارکنان ، درمتغیر خلاقیت و نوآوری: شاخص سرعت بالای محصولات نوآورانه به بازار، ، درمتغیر ایجاد سرمایه: شاخص بهبود هزینه¬های سازمان نسبت به درآمد¬، درمتغیر فعالیت¬های بین المللی: شاخص برقراری تماس¬های تجاری با شرکای خارجی ، درمتغیر برند: شاخص افزایش سهم بازار سازمان و در متغیر استراتژی¬های بازاریابی:  شاخص ارتباط واحدهای تحقیق و توسعه و بازاریابی برای توسعه کالای جدید دارای بیشترین انحراف معیار میباشند که نشان دهنده توافق نظر پایین¬تر به نسبت بقیه شاخص ها برای پاسخ دهندگان می¬باشد.

ازتحلیل مدل مفهومی تحقیق نتایجی بدست آمده که بیان میدارد:
با توجه به مقدار ضریب معنا داری بدست آمده بجز اثر متغیر خلاقیت و نوآوری بر ایجاد سرمایه که مقدار ضریب معناداری کمتر از 96/1 را بخود اختصاص داد ما بقی روابط مورد تایید قرار گرفته و روابط معناداری بین متغیرها وجود دارد ومتغیرها بر یکدیگر اثر گذارند. نتایج بدست آمده از شکل معادلات ساختاری در حالت استاندارد و ضریب معنا داری که در ادامه آورده شده¬است نیز قابل اثبات است.



مدل معادلات ساختاری در حالت ضرایب استاندارد                         مدل معادلات ساختاری در حالت ضرایب معناداری


به منظور فهم این موضوع که کدام متغیر در سطوح مختلف تحلیل بیشترین تاثیر را اعمال می کند و نیز فراهم آوردن زمینه¬ای جهت ارائه پیشنهادهای علمی و کاربردی از جدول تفکیک اثرات استفاده شده است.

جدول1: تفکیک اثرات متغیرهای تحقیق

متغیر وابسته

متغیر مستقل

اثر مستقیم

اثر غیر مستقیم

اثر کل

خلاقیت و نوآوری

عوامل کارآفرینی سازمانی

253/0

-

253/0

 

ایجاد سرمایه

عوامل کارآفرینی سازمانی

فعالیتهای بین المللی

541/0

587/0

-

-

541/0

587/0

برند شرکت

ایجاد سرمایه

فعالیتهای بین المللی

خلاقیت و نوآوری

278/0

347/0

241/0

-

-

278/0

347/0

241/0

فعالیتهای بین المللی

عوامل کارآفرینی سازمانی

255/0

-

255/0

استراتژیهای بازاریابی

 

برند شرکت

ایجاد سرمایه

خلاقیت و نوآوری

فعالیتهای بین المللی

621/0

278/0

241/0

347/0

 

-

(621/0)(278/0)

(621/0)(241/0)

(621/0)(347/0)

 

621/0

450/0

390/0

562/0

با توجه به جدول تفکیک اثرات ، در مرحله اول که متغیر مستقل( عوامل کارآفرینی سازمانی) پژوهش بر متغیرهای میانجی(خلاقیت و نوآوری،ایجادسرمایه،فعالیت های بین المللی) اعمال اثر می کند، بیشترین تاثیربه جانب متغیر فعالیتهای بین المللی اعمال می گردد. در مرحله بعدی نیز که به ارزیابی تاثیر متغیرهای مستقل(خلاقیت و نوآوری،ایجادسرمایه،فعالیت های بین المللی)  به همراه متغیر میانجی(برند) پژوهش بر متغیر وابسته اصلی(استراتژی¬های بازاریابی) مورد مطالعه قرار می گیرد، بیشترین تاثیر در ابتدا به متغیر فعالیتهای بین المللی و سپس به متغیر ایجاد سرمایه و سپس به خلاقیت و نوآوری و در نهایت به برند شرکت  تعلق دارد.

نتیجه گیری:
با توجه به تحلیل  یافته ها  و آزمون فرضیات تحقیق که با استفاده از داده¬های جمع آوری شده از شرکت¬های شهرک صنعتی شماره یک اهواز صورت گرفته است می¬توانیم بگوییم که:     
عوامل کارآفرینی  سازمانی باعث افزایش خلاقیت و نوآوری ، ایجاد سرمایه و فعالیت¬های بین¬المللی سازمان می شود. خلاقیت و نوآوری، ایجاد سرمایه و فعالیت¬های بین المللی  بر برند شرکت اثرگذار است  و برند شرکت نیز بر پیاده¬سازی استراتژی¬های بازاریابی تأثیر معنادار دارد و می توانیم بگوییم عوامل کارآفرینی سازمانی بر پیاده¬سازی استراتژی¬های بازاریابی نقش اساسی دارند.
همچنین نتایج بدست آمده از این تجزیه و تحلیل¬ها حاکی از آن است که شرکت هایی که در شهرک صنعتی شماره 1 اهواز مستقر هستند و در حال فعالیت می باشنددر خصوص پیشبرد اهداف و استراتژی های بازاریابی بواسطه تقویت کارآفرینی در سازمان با توجه به نظرات پاسخگویان با چالش¬هایی روبرو هستندکه به استناد یافته¬های تحقیق به ذکرآنها می پردازیم:     
در خصوص متغیر مستقل "عوامل اثرگذار بر کارآفرینی سازمانی" طبق اطلاعات بدست آمده بیشترین انحراف معیار متعلق به سازه مسئولیت پذیری کارها در سازمان است که به عوامل فردی کارآفرینی در سازمان تعلق دارد. در مورد خلاقیت و نوآوری، بیشترین انحراف معیار متعلق به سازه سرعت بالای ارائه محصولات نوآورانه است که نشان ¬دهنده¬ی پراکندگی نظرات پاسخ دهندگان نسبت به این سازه است که  خلاقیت و نوآوری در محصول را تحت تاثیر قرار می¬دهد. در خصوص ایجاد سرمایه نتایج بدست آمده حاکی از آن است¬که بیشترین انحراف معیار متعلق به بهبود هزینه های سازمان نسبت به درآمد است که نشان دهنده ضعف و چالش در بخش سرمایه مالی شرکت می باشد  اطلاعات بدست آمده در خصوص فعالیت¬های بین¬المللی نشان می¬دهد که سازه برقراری تماس¬های تجاری و ارتباط با شرکتهای خارجی دارای بیشترین انحراف معیار می¬باشد که نشان دهنده¬ی ضعف در بخش صادارات شرکت¬های صنعتی می¬باشد. در بخش برند شرکت¬های شهرک صنعتی شماره 1 اهواز بیشترین انحراف معیار متعلق به سازه افزایش سهم بازار سازمان در چند سال اخیر است که می¬توانیم بگوییم فروش در  شرکت¬های شهرک صنعتی در سالهای اخیر با چالش روبرو بوده و در نهایت اطلاعات بدست آمده در مورد متغیر وابسته نهایی " استراتژی¬های بازاریابی” بیان کننده¬ی این است¬که بیشترین انحراف معیار متعلق به سازه ارتباط واحدهای تحقیق و توسعه و بازاریابی برای توسعه کالای جدید است که باعث ایجاد تنوع در محصولات و خدمات می¬شود.

پیشنهادهای مبنی بر یافته های تحقیق
با توجه به پژوهش حاضر و نتایج بدست آمده از تحقیق به مدیران و سرپرستان شرکتهای مستقر در شهرک صنعتی شماره 1 اهواز پیشنهاد می شود:
به کارکنان و زیردستان تفویض اختیار بیشتری دهند و از ایده¬های جدید کارکنان استفاده کنند تا بتوانند با خلق کالا و خدمات جدید و عرضه سریع محصول یا خدمت به بازار، پیشرو در صنعت باشند.  با تقویت حس مسئولیت¬پذیری کارکنان بهره¬وری را افزایش داده و در شرایط رکود اقتصادی و تورم، هزینه-های شرکت را کاهش داده و سرمایه مالی شرکت را تقویت کنند. با تفویض اختیار و تقویت حس مسئولیت پذیری کارکنان و استفاده از اطلاعات آنها میتوانند بخش صادرات و روابط خارجی خود را نیز تقویت کنند. با خلق کالا و خدمات جدید و عرضه سریع آن به بازار و در دسترس مشتری قراردادن ، می-توانند سهم بازار خود را افزایش دهند و در نتیجه تداوم رشد فروش خود را بالا ببرند. با کاهش هزینه¬ها و بهبود وضعیت مالی شرکت می¬توانند انتظارات مشتری را در خصوص قیمت محصولات شرکت برآورده کنند و باعث افزایش طول عمر ارتباط مشتری شوند. با افزایش ارتباط خارجی(پذیرش نمایندگی¬ها)و افزایش صادرات می¬توانند بازارهای بیشتری را برای برند خود بوجود بیاورند ودر نهایت با افزایش طول عمر ارتباط مشتری و افزایش سهم بازار و تداوم رشد فروش می توانند به یکپارچگی دانش بازار و مشتری دست یابند و توسعه محصول و  توسعه بازاریابی کالای جدید بپردازند.    .   


نویسندگان:

فرحناز عبدالهی
دکتر محمدرضا حمیدی زاده


"منابع وماخذ"
خاکی، غلامرضا (1390) روش تحقیق در مدیریت، ناشر: مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی.
مقیمی، سید محمد (1384) کارآفرینی در سازمان‌هاي دولتی، تهران:مرکز کارآفرینی دانشگاه تهران،
مقیمی، سید محمد، رمضان، مجید (1392) مدیریت استراتژیک و کارآفرینی، تهران:انتشارات راه دان..
حمیدی زاده، محمدرضا (1391) برنامه ریزی استراتژیک و بلند مدت، تهران: انتشارات سمت.
حمیدی زاده، محمدرضا (1390) مدیریت دانش و دانایی. انتشارات یاقوت، قم
احمدپور داریانی¬،محمود(1392) کارآفرینی ،انتشارات پردیس،چاپ پانزدهم  
هایزاده مقدم،اکرم(1384)کارآفرینی سازمانی انتشارات جانان
رحیمی فیل آبادی،فرج الله(1384)کارآفرینی سازمانی انتشارات نشر

Spilling olav,R;Enterpreneurship,(2008)
Mcgrath,boulind,venkataraman ; Enterpreneurship ,small business notes,(2008)
Williamsvill , and Montagno,R,Enterpreneurship:A contemporary Approach,The tryden press(2009)
Louber ,Nandurikar,Milind,Intrapreneurship,Forbes magazine(2004)
Feler,Stevenson,and Gumpert,The heart of Enterpreneurship,Harvard Business Review(2011)
Lounch , ,kuratko, Morita , Enterpreneurship: A contemporary Approach .The trayden press(2002)
Petros , Fuller,Brad,A process For Intrapreneurship(2009)
Horisson,Barth,Feredrik,Manufacturing strategy,Environmental Uncertainty&performance: A path Analytic Model,Management Scince(2010)
Doel ,Katastika loannis: Jornal of Business Venturing (2004)


این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید