برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

آموزش کارآفرینی نیاز امروز فضای کسب و کار

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

آموزش کارآفرینی نیاز امروز فضای کسب و کار
شهروز صبوری نوجه دهی

 

چکیده: کارآفرینی عامل توسعه اقتصادي و فرایند تولید دانش، ثروت، توسعه تکنولوژي و اشتغال مولد است و راز موفقیت کشورهاي صنعتی در این است که در فرایند تولیدي، علم، اطلاعات و تکنولوژي را جایگزین مواد خام و انرژي کرده اند. اکنون در عرصه جهانی افراد خلاق نو آور و مبتکر به عنوان کارآفرینان منشا تحولات بزرگی در زمینه هاي تولیدي و صنعتی و خدماتی شده اند، چرخهاي توسعه اقتصادي همواره با توسعه کار آفرینی به حرکت در می آید . در شرایط سخت کنونی پرداختن به مسئله کارآفرینی در جامعه بیش از پیش احساس می شود امروزه نیروي انسانی بعنوان یک منبع نامحدود و محور هر نوع توسعه مطرح است در این بین کار آفرینان بطورخاص داراي نقش موثرتري در فرآیند توسعه اقتصادي کشور هستند .تحقیقات نشان داده که بین رشد اقتصادي و تعداد کار آفرینان در یک کشور همبستگی مثبتی وجود دارد زیرا کشوري که داراي تعداد زیادي کار آفرین باشد از محرك هاي اقتصادي و تجاري قویتري برخوردار است .

پرداختن به مقولۀ کارآفرینی و تربیت دانش آموختگانی که داراي تواناییها و مهارت هاي لازم براي راه اندازي یک کسب و کار مناسب باشند، از وظایف اصلی هر دانشگاه محسوب می شود که متأسفانه خلاء آن کاملاً محسوس است. در جهان رقابتی امروز دانشگاه هایی موفق هستند که قادر به بهره گیري بیشتر و بهتر از دانش باشند، چرا که دیگر مواد اولیه، زمین و سایر مواد طبیعی منبع مهم و اساسی به شمار نمی روند بلکه این افراد کارآفرین هستند که سرمایۀ با ارزش دنیاي جدید به حساب می آیند. از این رو بسیاري از دانشگاه هاي کشورهاي پیشرفته و در حال توسعه، بهره گیري از کارآفرینی را آغاز نموده اند و این بذل توجه در قالب تدوین استراتژي ها ، سیاست ها و برنامه هاي علمی جهت بسط و تقویت روحیه و رفتار کارآفرینی و مهمتر از آن آموزش کارآفرینی در مراکز علمی و دانشگاهی ظاهر گردیده است.امروزه آموزش کارآفرینی به یکی از مهمترین و گسترده ترین فعالیتها ي دانشگاهها تبدیل شده است. آنچه در این دوره ها بیشتر مورد توجه قرار گرفته است اهداف آموزشی، مناسب بودن محتواي دوره هاي آموزشی، کارآفرینانه بودن شیوه هاي تدریس، ایجاد گسترش مفهوم و فرهنگ کارآفرینی در محیط دانشگاه، ایجاد تحرك براي توسعه اقتصادي، ترغیب دانشگاهها به برگزار ي دوره ها و کارگاههاي آموزش کارآفرینی، گسترش پژوهشها در خصوص کارآفرینی و کارآفرینان، حمایتهاي اطلاعاتی، مشاوره اي و مالی لازم به منظور راه اندازي فعالیتهاي کارآفرینانه از سوي دانشجویان و دانش آموختگان، ترکیب اعضاي برگزارکننده دوره ها و فعالیتهاي آموزشی کارآفرینی، اثربخشی دوره هاي کارآفرینی ، تطبیق و هماهنگی دوره هاي آموزشی و تسهیل شرایط کارآفرینی و ارائه راهکارهاي آن موارد یاد شده با یکدیگر به منظور تربیت دانش آموختگانی کارآفرین است.در این مقاله در مورد آموزش های نوین کارآفرینی و تاثیرات آن در فضای کسب و کار صحبت خواهیم کرد.

واژگان کلیدی:آموزش ، کارآفرینی ، کسب و کار ، توسعه اقتصادی ، دانشگاه

مقدمه
رویکرد اکثرکشورهاي جهان در دهه هاي اخیر به موضوع کار آفرینی و توسعه آن موجب گردیده موجی از سیاستهاي توسعه کارآفرینی در دنیا ایجاد شود. راه حلی که کشورهاي مختلف در سه دهه گذشته براي فائق آمدن بر مشکلات مختلف اقتصادي و اجتماعی به آن روي آورده اند عبارتند از : توسعه فرهنگ کار آفرینی، انجام حمایت هاي لازم از کارآفرینان، ارائه آموزشهاي مورد نیاز به آنان و انجام تحقیقات و پژوهشهاي لازم در این زمینه، تامل در وضعیت اقتصادي و روند مراحل پیشرفت وتوسعه در کشورهاي پیشرفته و در حال توسعه که به موضوع کار آفرینی توجه نموده اند، نشانگر آن است که این کشورها توانسته اند به پیشرفتهاي چشمگیري در زمینه هاي مختلف اقتصادي و اجتماعی دست یابند و یا حداقل بحرانهاي پیش آمده را به سلامت پشت سر گذاشته و خود را براي بحرانهایی که وقوع آنها را در آینده پیش بینی می کردند مهیا نمایند . از جمله این کشورها می توان به ایالات متحده،کشورهاي اتحادیه اروپایی، کشور هاي جنوب شرق آسیا ، چین، برخی از کشورهاي آمریکاي لاتین و آفریقایی و اقیانوسیه اشاره کرد. در کشور ما در چند ساله اخیر به موضوع کارآفرینی توجه شده و قبل از آن، به جز چند مورد خاص، تقریبا سابقه اي در زمینه فعالیت در خصوص آن وجود نداشته است. کارآفرینی داراي مفهوم بسیار وسیع و با ارزشی است و منحصر کردن این مفهوم به اشتغال زایی ، برداشتی ناصحیح از آن می باشد. اشتغال مترادف کارآفرینی نیست، اما یکی از نتایج مسلم کار آفرینی، اشتغال است و یکی از ابزارهاي موثر توسعه اشتغال بویژه وقتی که اساس کار بر استفاده از منابع و فرصتها می باشد کارآفرینی است.
در حال حاضر، دانشگاه و صنعت دو نهاد جدا از هم به حساب میآیند و هر کدام نقش خود را بطور جداگانه در توسعه دانش، نوآوري و تکنولوژي ایفا میکنند. دانش جدید و ایده، با نوآوري تفاوت دارد و میتوان گفت که دانش جدید به تنهایی به لحاظ اقتصادي ارزش چندانی ندارد و همچنین دستاوردهاي علمی نیز اگر وارد سیستم اقتصادي و عرصه عمل نگردد فقط از لحاظ علمی میتواند با ارزش باشد. تولید دانش جدید به عنوان یک فعالیت با ارزش اقتصادي، مستلزم ترکیب جدیدي از منابع است و این امر نیاز به ترویج و گسترش بنیادي دانش و سیستمهاي اقتصادي در جامعه دارد. امروزه، دانشگاه مرزها و حدود سنتی خود را بواسطه ارتباط با سیستمهاي اقتصادي زیر پا گذاشته است و تقسیم بندي سنتی میان کارکردهاي دانش و آموزش آکادمیک و کارکردهاي صنعت )تحقیقات کاربردي، توسعه، نوآوري (نیز مورد سوال جدي قرار گرفته است. بکارگیري دانش تولید شده جدید به عنوان یک کالاي اقتصادي داراي مشکلات متعددي نیز میباشد و راه حل آن تحول و دگرگونی در آموزش و تحقیقات به شیوه سنتی در دانشگاهها و حرکت به سمت یک دانشگاه با  رفتار کارآفرینانه است.
معضلی که در این باره پیش روي مدیران دانشگاه قرار دارد، نحوة ارتقاء و تسهیل کارآفرینی آکادمیک و آموزش کارآفرینی، به بهترین شکل ممکن در یک محیط علمی و در عین حال، عدم ایجاد مانع بر سر راه دانشجویان و دانشگاه ها است. در اقتصاد جدید جهانی ،دانش کالایی بس ارزشمند است،کشورها مجبورند بر سرمایه گذاري ها ي آموزش ی خود بیافزایند.در واقع خود دولتها هستند که نظامهاي آموزشی را سازماند هی می کنند. از اهداف و وظایف مهم نظام آموزش عالی هر کشور، پرورش نیروي انسانی متخصص و کارآمد مورد نیاز جامعه است، گرچه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور ، تلاشهایی را در این زمینه آغاز کرده اند، ولی متأسفانه به علت نامناسب بودن سرفصلها و عنوان دروس دانشگاهی با نیازهاي جامعه، دانش آموختگان دانشگاهها از تخصص وکارایی لازم براي تصدي مشاغل مربوطه برخوردار نیستند، زیرا آموخته هایشان چندان با نیازهاي واقعی جامعه ارتباط ندارد. از این رو با توجه به روند افزایش جمعیت و تقاضا براي ورود به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و مشکلات اقتصادي دولت از سوي دیگر، مسأله کارآفرینی اهمیت ویژه اي یافته است. علاوه بر این امروزه، اشتغال دانش آموختگان دانشگاهها یکی از مشکلات اصلی آموزش عالی در کشورها میباشد. بنابراین، شناسایی عوامل مرتبط با این مشکل در تمام حوزه ها و رشته هاي دانشگاهی، میتواند در زمینه هاي اشتغال دانش آموختگان مؤثر باشد. در این میان کارآفرینی را می توان از عوامل اصلی ایجاد ارزش اقتصادي و ابزار کارآمدي براي کشور محسوب کرد ، در حقیقت امروزه کارآفرینی در کشورهاي توسعه یافته به یکی از مهمترین و گسترده ترین فعالیتهاي دانشگاهی تبدیل شده است.
دانشگاهها مسئولیت مهم و سنگینی را در پرورش نیروهاي تخصصی بعهده دارند و چنانچه در انتقال دانش و علم روز به نسل آینده مراکز علمی نتوانند به رسالت خطیر خود بدرستی جامه عمل بپوشانند مسلماً در آینده نه چندان دور نه تنها کمکی براي حل معضلات کار و بیکاري صورت نخواهد گرفت ، بلکه دانشگاهها ، خود نیز بعنوان یکی دیگر از مراکز اشاعه دهنده بیکاري مطرح خواهند گردید . دست اندرکاران و مدیریت هاي امروز در صنایع ، فارغ التحصیلان دیروز مراکز علمی و آموزشی میباشند لذا چنانچه توانمندیهاي آنان به نحوي از نظر ضعف و نارسائیها سوال برانگیز بوده و نیاز به بررسی داشته باشد ، در این صورت براي گشودن این کلاف سر درگم بایستی سرنخ را در یک طرف دیگر در سیستم آموزش عالی جستجو نمود که به علت عدم داشتن توانمندي در آشنا ساختن دانشجویان به علم و تکنولوژي روز ، نتوانسته اند آنان را در انجام وظایف محوله و رسیدن به اهداف از موفقیت هاي لازم برخوردار نمایند . مسلماً پرورش استعداد ها و هدایت آنها تنها به مقطع تحصیلی در آموزش عالی ارتباط پیدا نمی کند و عوامل متعددي در آموزش و توانمندسازي نیروهاي انسانی در جوامع دخالت دارند که نباید از شناخت و پرداختن به آنها غافل بود و از این نظر است که جهان در حال توسعه بایستی قبل از حرکت در مسیر پر از فراز و نشیب توسعه با خردگرائی و نگرش سیستمی در فکر ساختن بستر مناسب براي توسعه با شناخت وضعیت موجود و داشتن نقشه راه براي رسیدن به وضعیت مطلوب باشد تا بجاي تکرار اشتباهات با برداشتن گامهاي مثبت بتواند در عرصه هاي رقابتی ازجایگاه ویژه برخوردار شده و در زمینه کار و کارآفرینی نیز بموقعیت هاي لازم دسترسی پیدا کند.
اندیشمندان،استعدادهاي انسان را به کوه یخ تشبیه کرده اند.طیف محدودي از آنها آشکار و بقیه نهان هستند. موارد نهفته، ممکن است گاه دراولین نگاه چهره ننماید. وظیفه محققین براي بهره گیري از ظرفیت هاي نهان انسانها، آشکارسازي این توانایی ها به اشکال و تمهیدات مختلف است.و تا زمانیکه این ظرفیت ها و استعدادها آشکار نشوند نمیتوان بر روی کارآفرینی افراد برنامه ریزی کرد.دانشجویان که همه آنان برگزیده هاي اجتماع اند، می توانند برخوردار ازخصایص کارآفرینانه باشند،که دانشگاه با تمهیداي که می اندیشد با ظرافت باید مبادرت به هدایت این اقشار در راستاي توانایی هاي نهفته آنان که در اکثر موارد با توده دانشجویی تفاوت دارد بنماید. آنها می توانند داراي حالت هاي ذهنی مثبت باشند، نیاز به موفقیت را بیشتر احساس کنند، تمایل به ریسک و مخاطره در آنان از سایرین بالاترباشد، گرایش نسبتا معقولی به حرکات اجرایی توام باخلاقیت و نوآوري داشته باشند.روحیه ي شکست ناپذیري داشته و خویش را بجاي کنترل از بیرون و توسط دیگران از درون کنترل و هدایت کنند. همواره نیاز به استقلال در وجود آنان موج می زند. طیفی از خصایص کارآفرینانه آنان به سابقه و پیشینه آنان باز می گردد.اینکه چه شرایطی در کودکی برآنان حاکم بوده، در روند انجام تحصیلات قبلی چگونه با چالش ها روبرو شده اند،از چه کسانی الگوبرداري می کرده اند،وچه عواملی منجر به خرسندي و کدامین شرایط منجر به بروز کدورت در آنان می شده،آنان را از سایر دانشجویان متمایز می کند. ضروري است دانشگاه ضمن عرضه خدمات تعریف شده خویش، تسهیلاتی را براي شناسایی این افراد از بین تمامی ورودي ها درنظر گیرد. آموزش هایی وراي برنامه هاي مصوب و به عنوان فعالیت هاي فوق برنامه براي عرضه دانش هایی که اندیشه را به کسب و کار بدل سازد بنا به خواسته به آنها بدهند. دانشگاه در حین توانمندسازي او با برنامه هاي آموزشی رسمی به او در انجام طراحی مساعدت داده، در اوقدرت حل مسئله پدید آورده به او قدرت مذاکره و چانه زنی داده و راهکارهاي تاثیرگذاري بردیگران را بیاموزد.
امروزه کشورهایی که به توسعۀ اقتصادي و صنعتی بها می دهند حمایت از ایجاد بستر کاري بر پایۀْ فن آوري را به طور جدي در برنامه هاي خود بکار می گیرند .کار آفرینی با هدف تبدیل فن آوري و دانش محققین به کسب و کار ، ایده اي زیباست . حمایت دانشگاهی می تواند ضریب موفقیت مؤسسات علمی و تحقیقاتی را تا حد شگفت آوري افزونی دهد .صنعت و فن آوري می تواند به عنوان عامل ارتباط جامعه کاري و دانشگاهی عمل نموده و بهترین بستر براي ترویج کارآفرینی باشد . کار آفرینی به معناي عام استفاده از ایده هاي خلاق و فرصت هاي مناسب جهت موفقیت به تولید اشتغال تلقی می شود .دانشگاه، بهترین موفقیت براي شناسایی کار آفرینان است هر چند که توسعه کار آفرینی به گذشت زمان نیاز دارد اما باید در استفاده از پتانسیل و دانش فارغ التحصیلان دانشگاهها تعجیل نمود . کار آفرینی در دانشگاهها می تواند تشخیص توانایی هاي دانشجویان و به فعالیت در آوردن آنها در مکان و زمان مناسب باشد یک کار آفرین باید ریسک پذیر ، توانا و هدفمند باشد . دانشگاهها باید به نحوي سازمان دهی شوند ،تا در زمینه کار آفرینی حساب شده عمل نمایند به نحوي که توانایی پشتیبانی و حمایت از کار آفرینان که سرمایه هاي ارزشمند کشورند را عهده دار گردند. چرا که عدم سازمان دهی و برنامه ریزي مناسب مانع از گسترش کار آفرینی گشته و یا نهایتاً به کار آفرینی نامناسب و ضعیف منتهی می گردد .

کارآفرین  کیست و کارآفرینی چیست؟

کارآفرینان بیشتر صفات رهبران را دارا می باشند . تئوریهایی بر مبناء مشخصات کارآفرین بطور فزاینده مورد توجه و سئوال می باشد . کارآفرینان اغلب در نقطه مقابل مدیران که بیشتر علاقمند به انجام کارها با روشهاي معمولی و کمتر ریسک پذیر می باشند قرار دارند . مطالعه منابع بسیاري در رابطه با شخصیت کارآفرینان نشان داده است که آنان برخوردار از خصوصیات ویژه اي می باشند .در رابطه با خصوصیات کارآفرینان آمده است که (( یک فردکارآفرین یک نگرش کنجکاوانه دارد که نیروي محرکه براي موسسه میتواند محسوب گردد)) . در نگرش کارآفرین مجموعه اي از ایده ها است که در دسترس بازار نیست . کارآفرین نگرش را بسط می دهد و احساس کاوشگرانه دارد . به علت خستگی ناپذیري و قاطعیت در عزم و اراده ، کارآفرین تلاش می کند با توسعه استراتژي ، نگرش را به واقعیت تبدیل کند . کار آفرین مسئولیت اولیه را میپذیرد تا دیدگاه به موفقیت مبدل گردد . کارآفرین ریسک را میپذیرد ، هزینه ها ، بازار ونیازهاي مشتري را برآورده میکند و دیگران را هم براي مشارکت و کمک متقاعد میسازد . یک کار آفرین معمولاً یک متفکر و تصمیم گیر مثبت است . کارآفرینان بازارهاي جدید بوجود می آورند و در مفهوم جدید بازرگانی، بازارها مردم هستند که علاقمند و قادر هستند نیازهاي همدیگر را برآورده سازند، در اقتصاد این تقاضاي موثر نامیده می شود. کارآفرینان منابعی غنی و خلاق هستند آنها می توانند پدید آورند، مشتري و یا خریدار باشند. این صفت کارآفرینان را از تجارت کنندگان عادي که اعمال سنتی مدیریت نظیر برنامه ریزي، سازماندهی و هماهنگی را انجام می دهند متمایز می سازد. کارآفرینان محل جدید مواد اولیه را کشف می کنند و به دلیل صنعت خلاقانه شان در کشف منابع مواد اولیه جدید اصرار می ورزند تا موسسه خود را توسعه دهند. در تجارت کسانی که بتوانند منابع جدید اولیه را توسعه دهند، از مزایاي رقابتی از جنبه هاي صدور، هزینه و کیفیت استفاده کرده و در موقعیت بهتري قرار می گیرند، کارآفرینان عوامل اصلی تولید نظیر زمین ، نیروي کار و سرمایه را سازماندهی و هماهنگ می کنند. آنها با ادغام این عوامل تولید ، خدمات و محصولات جدید بوجود می آورند. منابع سرمایه اي از یک دیدگاهی ممکن است اشاره به پول داشته باشد معهذا در اقتصاد منابع سرمایه اي با ماشین آلات، ساختمان، و سایر منابع فیزیکی تولید کننده معرفی می شود. کارآفرینان با جمع و سازماندهی منابع سرمایه اي تجارتهاي جدید و توسعه در تجارت را موجب می گردند . تکنولوژیها ي جدید ، کارخانجات و محصولات جدید از طریق آنان بکار گرفته می شود و یک چنین روحیه اي به مدرن شدن اقتصاد کمک می نماید . کارآفرینان اشتغال بوجود می آورند و مهمترین بخش اشتغال آور بخش خصوصی است . میلیون ها شغل در کارخانجات ، صنایع خدماتی ، بخش کشاورزي و در برخی از صنایع کوچک بوجود می آید . فراهم بودن موقعیت براي اشتغال زیاد در مفهوم در آمد بیشتر است و از اینطریق تقاضا براي کالاها و خدمات نیز بیشتر می گردد که همزمان تولید بیشتر نیاز به تولیدات افزونتر و اشتغال زیادتر را طلب می نماید . همچنانکه ملاحظه می گردد کارآفرینی در حقیقت موتور محرکه اقتصاد است لذا کشورهائیکه در بستر سازي براي کشف استعدادها و شناخت کارآفرینان توانسته اند به موفقیت هاي لازم دسترسی پیدا بکنند در مقایسه با دیگر کشورها سطح زندگی بهتري را براي اقشار مختلف درجامعه خود فراهم آورده اند .
واژه کارآفرینی با ریشه فرانسوي، مفهوم تعهدکردن کاري را انتقال می دهد. فردي که، تعهدکند تا سازماندهی و مدیریت کسب و کار جدیدي را که توام با ریسک است،بپذیرد،درزمره این افراد جاي می دهند.در این کشورابتدا به کسی این صفت را ربط می دادند که، گروه موزیک یا دیگر فعالیت هاي تفریحی و سرگرم کننده را سازماندهی می کرد.در اوایل قرن 16 میلادي این مفهوم براي کسانی به کار برده شدکه، به ماموریت هاي نظامی اعزام می شدند. به تدریج این واژه در قرن 17 کاربرد بیشتري پیدا کرد. فعالیت هاي مهندسی ، همچون امور ساختمانی و سنگرسازي را نیز شامل شد.درقرن 18 ،این اصطلاح براي فعالیت هاي اقتصادي نیز به کار گرفته شد. در این قالب ، مفهوم کارآفرین ، بیش از چهار قرن مسیر تکاملی خود را پیمود. از این زمان به بعد بود که واژه کارآفرین براي فعالیت هاي متنوع و در قالب دیدگاه هاي مختلف مطرح شد.کارآفرینی موضوعی میان رشته اي است که گستره تخصص هایی همچون اقتصاد ، روان شناسی ، مردم شناسی ، جامعه شناسی و مدیریت در تکامل آن نقش اساسی داشته اند.در تاریخ توسعه ي اقتصادي ، اقتصاد دانان کلاسیک ، همچون آدام اسمیت  و دیوید ریکاردو  نقش مهمی براي کارآفرینی درتوسعه ي اقتصادي قائل نبودند. به نظر آنان عوامل تولید،عبارت اند از : سرمایه ، ماشین آلات و نیروي کار که به طور خودکار و خودتنظیم توسعه اقتصادي را موجب می شوند ریچارد کانتیلون  در حدود سال هاي 1730 میلادي براي اولین بار عوامل اقتصادي را به سه دسته مالکان زمین ،عوامل اقتصادي دستمزدبگیر و آن دسته از عوامل اقتصادي که با قبول خطر و ریسک در بازار بورس فعالیت می کنند، تقسیم نمود. ژان باتیست سی  اولین کسی بود که بر نقش حیاتی کارآفرینان در بسیج منابع اقتصادي بر اساس اصول بهره وري تاکید کرد. ژوزف شومپیتر  اقتصاددان برجسته ، کارآفرینی را موتور محرکه توسعه اقتصادي می داند و از آن تحت عنوان تخریب خلاق یاد می کند.
این بدان معنی است که کارآفرین ، تعادل ایستا را در اقتصاد تخریب و تعادل پویایی را که لازمه ي توسعه اقتصادي است ، ایجاد می کند. کار شومپیتر در مورد توسعه ي اقتصادي و کارآفرینی ، تاثیر به سزایی بر آثار بعدي در مورد کارآفرینی داشته است ، به طوري که وي را پدر کارآفرینی می نامند. بررسی مستندات علمی، سه مکتب اصلی اقتصادي نئوکلاسیک،اتریش و شومپیتر درحوزه ي کارآفرینی را نشان داده است.
در مکتب نئوکلاسیک ، کارآفرین یک صاعقه ي حسابگر است. افرادي که به سرعت رعد و برق ، گزینه ها و فرآیندهاي مولد را بررسی و بهترین گزینه ها را انتخاب می کنند.مکتب اقتصادي اتریش ، مفهومی پویاتر و غنی تر از کارآفرینی مطرح می کند. براساس آن ، کارآفرینان فرصت هاي بازار نامتعادل را کشف و از آن ها بهره برداري می کنند تا بازار به موقعیت تعادل برسد. شومپیتر به عنوان دانشجوي مکتب اتریش ، کارآفرین را فردي متفکر، جسور و رهبري الهام بخش می داند که باید با ترکیب منابع اقتصادي در قالب روشی جدید ، عدم تعادل اقتصادي ایجاد کند علاوه بر اقتصاددانان ، صاحب نظران روان شناسی ، مدیریت ، جامعه شناسی و مردم شناسی نیز به بررسی جنبه هاي مختلف کارآفرینی پرداخته اند. مطالعه ي کارآفرینی در روان شناسی بر درك این نکته که چطور صفات افراد مختلف با انگیزش و عملکرد کارآفرینانه ي آنان ارتباط دارد ، متمرکز بوده است. جامعه شناسان در شناسایی گروه بندي هاي اجتماعی بر اساس مذهب و نژاد و تاثیر آن ها در فعالیت هاي کارآفرینانه ، تلاش هایی کرده اند و مردم شناسان نیز بر نقش هاي فرهنگ و روابط اجتماعی در کارآفرینی تاکید داشته اند. در اواخر دهه هشتاد میلادي نیز نویسندگان علوم مدیریت ، به کارآفرینی و اداره ي امور کسب و کارهاي کارآفرینانه توجه کردند.

کسب و کار و کارآفرینی
جهانی شدن بازارها ، تشویق و پشتیبانی از کار آفرینی در کشور ها را به عنوان امري ضروري ساخته است . ایجاد مرکز و جایگاهی براي کار آفرینان که منابع تولید ثروت اند به سود جامعه است . ایجاد این مراکز ، انتقال فناوري از دانشگاه ها به بازار و استخدام دانشجویان خالق ایده است که به این سبب ایجاد این مراکز براي دانشگاهیان نیز سودمند است . یکی از ضرورت هاي ایجاد دانشگاه کار آفرین ایجاد سرمایه است . کار آفرینان براي عملی ساختن ایده هاي خود با مشکل مواجهند از یک سو ، سرمایه داران بزرگ فرصت شنیدن ایده هاي کارآفرینان و پرداختن به کارهاي کوچک را ندارند و از سوي دیگر سرمایه هاي خود را صرف پروژه هاي کلان می نمایند در نتیجه وجود دانشگاهی که نقش مرکز پشتیبانی از کار آفرینی را به عنوان پل ارتباطی بین کارآفرینان و سرمایه داران ایجاد می کند ، ضروري است.
دانشگاه کار آفرین باید به بازار دسترسی داشته و از تجارب افراد صاحب تجربه در بازار کمال بهره را ببرد ، همچنین وجود افراد توانا و شایسته ، علاقه مند و خلاق در چنین مجموعه هایی ضروري است . شرکتهاي صنعتی که با یک دانشگاه کار آفرین در ارتباط باشند از مزایاي فن اوري آن نیز بهره می جویند به این جهت فرآیند هاي علمی و صنعتی دانشگاهها باید تکمیل شده و ایجاد این شرکتها از دل پژو هشهاي دانشگاهی رخ دهد . در این مجموعه ها دانشجویان باید مجموعه اي از دانش و مدیریت کار آفرینی را تواما آموخته و با امکانات لازم که دانشگاه در اختیار آنها قرار میدهد شروع به فعالیت در عرصه صنعت نمایند.
پرداختن به موضوع کارآفرینی و اشتغال وجود ارتباطات تنگاتنگ بین دانشگاه و صنعت را اجتناب ناپذیر می نماید ولی بایستی بپذیریم که بیگانگی صنعت از دانشگاه و دانشگاه از صنعت و یا وجود ارتباط ضعیف بین سازمانهاي علمی و صنعتی در ممالک در حال توسعه و از جمله در ایران نیازمند بررسیهاي دقیق و همه جانبه بوده و نمی تواند بسادگی حرف ، در عمل نیز امکان پذیر باشد . براي ایجاد رابطه در مرحله نخست نیاز به رسیدن به تفاهم مشترك و درك توان و پتانسیلها در زمینه هاي علمی و صنعتی است . تکنولوژي در صنایع پیوسته در حال تغییر و دانشگاهها به علت فاصله گرفتن از آخرین پدیده هاي علمی ، در تأمین نیازها از آمادگی کافی برخوردار نیستند و حاکمیت چنین شرایطی معضلات عدیده اي را در همکاریهاي فیمابین به وجود می آورد که با نگرش علمی و تخصصی می توان در حل مشکلات و حذف موانع موجود به موفقیت هاي لازم دسترسی پیدا کرد .
شرکتهاي صنعتی که با یک دانشگاه کارآفرین در ارتباط باشند از مزایاي فن اوري آن نیز بهره می جویند به این جهت فرآیند هاي علمی و صنعتی دانشگاهها باید تکمیل شده و ایجاد این شرکتها از دل پژو هشهاي دانشگاهی رخ می دهد . در این مجموعه ها دانشجویان باید مجموعه اي از دانش و مدیریت کارآفرینی را تواماً آموخته و با امکانات لازم که دانشگاه در اختیار آنها قرار می دهد شروع به فعالیت در عرصۀ صنعت نمایند . در چنین مواردي معمولاً امکان ایجاد شرکتهاي خصوصی مهیا شده و این شرکتها کم کم و با آمادگی کامل می توانند از دانشگاهها جدا شوند ولی همچنان از حمایت و پشتیبانی دانشگاه بهره مند خواهند بود ضمن این که این مراکز صنعتی نیز در صورت موفقیت به اجراي پروژه ها و توسعۀ تحقیقات و فن آوري دانشگاهها کمک خواهند نمود . این ارتباط ، ارتباطی دو جانبه است که مراکز صنعتی از دانش و تکنولوژي دانشگاهها و از دانشجویان و کار آفرینان خلاق و با استعداد بهره گرفته و دانشگاه نیز ا ز با تسهیل روابط علمی و صنعتی مرتبط با کار و کمک هاي مالی این مراکز بهره مند خواهد بود .

دانشگاه و کارآفرینی
یکی از مهم ترین فعالیتها و رشته هاي آموزشی بسیاري از دانشگاهها در دنیاي امروز، آموزش کارآفرینی می باشد. طی دهه 1980 ، دانشگاهها بر حسب ویژگی گروه هاي تحت آموزش و نیازهاي محلی، منطقه اي و ملی ، برنامه هاي آموزشی متعددي را براي سازمانهاي خصوصی وعمومی طراحی نموده اند. دولتهاي اروپایی حمایتهاي ویژه اي را از فعالیتهاي مشوق کارآفرینی در میان جوانان بعمل می آورند. در آمریکا نیز آموزش کارآفرینی در درون دوره هاي دانشگاهی و توسط موسسات خاصی بسیار مورد توجه قرار گرفته است . کانادا و برخی کشورهاي آسیایی همچون فیلیپین،هند و مالزي نیز گامهایی اساسی جهت حمایت از فعالیتهاي کارآفرینانه برداشته اند . این حمایتها شامل راهنماییهاي عملی، مشاوره ، ارائه تسهیلات مالی و برگزاري دوره هاي آموزشی ویژه براي کارآفرینان در داخل یا خارج از دانشگاهها می باشد. در دنیاي امروز، دوره هاي آموزشی کارآفرینی نه تنها جاي خود را در بستر دروس دانشگاهی و در رشته هاي مختلف باز نموده، بلکه در دوره هاي مختلف تحصیلی از ابتدایی تا دبیرستان نیز مورد توجه قرار گرفته اند. تنوع این دوره ها، شرکتهاي موجود را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و دوره هاي متعددي جهت رشد، بقاء و کارآفرین نمودن سازمانهاي بزرگ طراحی شده است.
بی تردید محور اصلی توسعه اقتصادي، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در هرکشوري، نظام آموزش عالی و به طور مشخص تر، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی هستند . چنانچه این نظام بتواند نقش مهمتري در قبال توسعه اقتصادي ایفا کند، جایگاه آن در جامعه روشن تر خواهد شد. در جوامعی که مراکز آموزشی و پژوهشی پویا و زنده هستند، و با جامعه ارتباط دو سویه دارند، پدیده رشد وتوسعه در آنها جدي است و حرکت ، نوآوري و ابداع وجود دارد. البته جایگاه واقعی آموزش عالی زمانی مشخص می شود که نقش آن در امر توسعه همه جانبه همچون توسعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز مورد توجه قرار گیرد. در چنین شرایطی می توان دورنماي روشن براي چشم انداز جهانی آموزش (UNESCO) کشور انتظار داشت. سازمان علمی آموزش فرهنگی ملل متحد عالی براي قرن 21 ، دانشگاه هاي نوین را اینگونه توصیف کرده است )) جایگاهی که در آن، مهارت ها ي کارآفرینی، به منظور تسهیل قابلیت هاي فارغ التحصیلان و براي تبدیل شدن به ایجاد کنندگان کار، توسعه می یابد .((ایجاد کسب و کارهاي کوچک امکان خویش فرمایی، استقلال، رشد و توسعۀ اقتصادي را فراهم می کند. در حالیکه تمامی کشورها، توسعۀ اقتصادي را به عنوان یک نیاز ضروري براي اجتماع خود در نظر گرفته اند، آموزش کارآفرینی می تواند عنصري اساسی در توسعۀ اقتصادي محسوب شود.آموزش کارآفرینان جوان، سرمایه گذاري براي آینده است. در این آموزشها، تجربیات مثبتی به جوانان ارائه می شود تا آنها بتوانند تصمیمات بهتري دربارة آیندة کاري خود اتخاذ کنند. آموزش کارآفرینی از تجربیات گوناگونی تشکیل یافته است که دورنمایی به افراد می دهد تا از فرصتهاي مختلفی که وجود دارد، استفاده کنند. کلمه کلیدي در آموزش کارآفرینی " تجربه" است.
در یک تعریف ساده، آموزش کارآفرینی فرایندي نظام مند ، آگاهانه و هدف گرا می باشد که طی آن افراد غیر کارآفرین ولی داراي توان بالقوه به صورتی خلاق تربیت می گردند . در واقع، آموزش کارآفرینی فعالیتی است که از آن براي انتقال دانش و اطلاعات مورد نیاز جهت کارآفرینی استفاده می شود که افز ایش، بهبود و توسعه نگرش ها، مهارت ها و توانایی هاي افراد غیر کارآفرین را در پی خواهد داشت.به عبارت دیگر، آموزش کارآفرینی به برنامه هایی اشاره دارد که دانش و آگاهیهاي مربوط به کارآفرینی را براي اهداف شغلی ارتقا می دهد و آموزش مهارتهایی را فراهم می کند تا کسب و کارهاي جدید توسعه یابند ، علاقمندي به آموزش کارآفرینی با برنامه هاي مراکز آموزشی کاملاً هماهنگ می باشد بطوریکه 317 مدرسۀ معتبر و داراي مجوز در آمریکا به این آموزشها اشتغال دارند. در سطح جهان نیز تحقیقات نشان داده است تعداد دانشگاههایی که حداقل یک درس در زمینه کارآفرینی ارائه می کنند از 16 دانشگاه در سال 1970 به 400 دانشگاه در سال 1995  افزایش یافته است و حداقل 50 دانشگاه 4 درس و یا حتی بیشتر در زمینه کارآفرینی ارائه می کنند . اعتقاد بر این است که تغییرات اقتصادي عاملی مهم در افزایش علاقمندي به کارآفرینی بوده است به گفتۀ گیدنز در همه کشورها آموزش و پرورش یکی از حوزه هاي مهم سرمایه گذاري است. اما شیوه هاي سازماندهی نهادهاي آموزشی و نسبت جمعیتی که انواع و سطوح آموزشی را دریافت میکنند در کشورهاي گوناگون، با هم تفاوت بسیار دارند. بسیاري از کشورهایی که داراي منابع طبیعی هستند و توسعه نیافته اند در پذیرش و پدید آوردن نظامهاي نوین تولیدي که از لحاظ اجتماعی و اقتصادي به ثروت آنان اعتبار ببخشد، مشکل دارند. کارکرد اصلی آموزش رسمی فراهم ساختن مهارتهاي لازم براي اشتغال افراد است. در بیشتر مؤسسات اقتصادي، براي آن که شخصی بتواند به سطح مدیریت اقتصادي ارتقاء یابد، باید یک دوره تحصیلات دانشگاهی را گذرانده باشد. هر فرد مهارتها و آموزشهایی دارد که با آن میتواند درآمد کسب کند.
امروزه، جوامع با تحولات و تهدیدات گسترده بین المللی روبروهستند تحولات و دگرگونی هاي نظام اجتماعی اقتصادي عصر حاضر ناشی از پیشرفت هاي شگرف علمی و تکنولوژیک است که به نوبه خود منجر به دیدگاه ها،ضرورت ها و نیازهاي جدیدي شده است. براي پاسخ به این نیازها و همراهی با تحولات و دگرگونی هاي مزبور، دیگر نمی توان به روشها و فرآیندهاي موجود اکتفا کرد. از این رو تضمین و تداوم حیات و بقاي جوامع، نیازمند ارائه راهها و روشهاي جدید به منظور مقابله با مشکلات است. به همین خاطر است که نوآوري، ابداع، تولید محصول جدید، فرایندها و روش هاي نو بیش از پیش ضرورت می یابد. به منظور استفاده بهینه از تواناییهاي افراد و دستیابی به توسعه اقتصادي، سیاستمداران با کمک اقتصاد دانان و برنامه ریزان به دنبال ارائه الگویی هستند که نقش کارآفرینی را در توسعه همه جانبه به ویژه توسعه اقتصادي تقویت نماید.
در واقع امروزه در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرینان، منشا تحولات بزرگی در زمینه هاي صنعتی، تولیدي، خدماتی شده اند و نقش آنان به عنوان موتور توسعه اقتصادي، قهرمانان ملی و توسعه صنعتی، محرك و مشوق سرمایه گذاري، عامل ایجاد اشتغال، گزینه اصلی انتقال فناوري و عامل رفع خلل و تنگناهاي بازار، در جوامع تبیین یافته است.چرخهاي توسعه اقتصادي همواره با توسعه کار آفرینی به حرکت در می آیند ازاین رو پرورش نیرو هاي خلاق و نوآور، یکی از مباحث مهم در سطح صنعت، خدمات و دانشگاه ها می باشد. براي توسعه کارآفرینی مبتنی بر دانش، ایجاد واحد کارآفرینی در رشته هاي دانشگاهی و همچنین تجدید نظر در روشهاي آموزش، یادگیري و برنامه هاي درسی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ضرورت دارد. به نظرصاحبنظران کارآفرینی و اقتصاد، ایجاد واحد کارآفرینی در رشته هاي دانشگاهی نباید به صورت اختیاري و ناکارآمد موجود در دانشگاهها باشد بلکه این وضعیت نیز همراه با روشهاي آموزشی، یادگیري و برنامه هاي درسی باید مورد تجدید نظر قرار گیرد.

موانع توسعه کارآفرینی دانشگاهی
پاسونر علم کار آفرینی را با چهار عامل سیاست ، اقتصاد ، جامعه وفرهنگ عمومی در حال تنش و کشش دائم می داند . رابطه اقتصاد وکار آفرینی به معناي تعامل بین دو طیف فعالیت هاي علمی و اندیشه هاي علمی در زمینه کارآفرینی ازیک طرف و مجموعه اي از نهادها ،فعالیت ها و مقوله بازار ، مقوله صنعت خدمات وتولید و مفاهیم مشابه از طرف دیگر ورابطه سیاست و کارآفرینی حاکی از نوع نگرش نظام سیاسی مسلط به مقوله کارآفرینی در این عرصه می باشد . وهمچنین در مورد ارتباط کارآفرینی با جامعه باید دید که آیا ارزشهاي اجتماعی مدافع ارزش هاي کارآفرینانه است یا اینکه با آنها مغایرت دارد . این ارتباط باید طوري باشد که کار آفرین خود را در جامعه غریبه احساس نکند . ودر مورد ارتباط کارآفرین با فرهنگ ، باید ارزش ها ، هنجارها و باورهاي موجود در فرهنگ عمومی متناسب با فعالیت خلاق کارآفرین باشد .
چرا کار آفرینی به رغم عمر چندین دهه به عنوان یک اصل مسلم توسعه ، هنوز نتوانسته است عرض اندام کند ؟ این یکی از مهمترین سؤالاتی است که در دهه اخیر ذهن بسیاري از اندیشمندان جامعه را به خود مشغول کرده است . براي یافتن موانع موجود بایستی به ساختار چهار عامل ذکر شده یعنی ساختار اقتصادي ، سیاستهاي مطرح شده در جامعه ، فرهنگ کار آفرینی و ارزشهاي جامعه نگریست .از جمله مشکلات پیش روی کارآفرینی عبارتند از:
1- دانشگاه ومؤسسات آموزش عالی براي اجراي کار آفرینی با مشکلاتی روبه رو هستند که عمده ترین آنها را می توان چنین بر شمرد: امروزه بیشتر درسهاي دانشگاهی به ویژه در رشته هاي علوم انسانی به شیوه  نظري ارائه می شود و تلاش جدي براي کاربردي کردن آنها نشده است . بیشتر دانشجویان یک رشته مطالب درسی را حفظ کرده و امتحان می دهند و سرانجام موفق به گرفتن مدرك می شوند . از این رو بیشتر دانش آموختگان دانشگاه ها با نیازهاي بازار کار هماهنگی وهمخوانی ندارند و تخصص ها و مهارتها هم جهت و همسو با نیاز هاي بازار کار شکل نمی گیرد و به علت کار بردي نبودن درسهاي دانشگاهی به ویژه در رشته هاي فنی ، دانش آموختگان آمادگی براي کار ندارند.
2- از دیگر مشکلات در زمینه ي اشتغال نهادینه نشدن فرهنگ کارآفرینی در سطوح گوناگون جامعه است . متاسفانه بجاي ایجاد فر هنگ کارآفرینی ، فرهنگ کارمند پروري در جامعه رشد و گسترش یافته است که این امر با توجه به پایین بودن ظرفیت جذب نیرو در اداره ها وسازمانها مشکلاتی پدید آورده است.
3- بازار کار هماهنگ با تحولات علوم وتکنولوژي در حال دگرگونی است . از این رو بازار کار به برخی تخصص هاي تازه نیازمند است که لزوما دانش آموختگان دانشگاه ها در دوران تحصیل فرا نمی گیرند .
4- محدودیت اختیار مدیران دانشگاه ها در زمینه برگزاري درسهاي کارآفرینی و برنامه ریزي بلند مدت براي کارهاي اشتغال زا ، منجر به کاهش ابتکار و نوآوري می شود . از این رو ، ناگزیر به برنامه ریزي در کوتاه مدت می شوند ، برنامه ریزي هاي کوتاه مدت نیز به کاهش ابتکار هاي کارآفرینانه با آثار دراز مدت می انجامد .
5- مشکل دیگر نبود ارتباط میان دانشگاه ها و مراکز صنعتی است . به گونه اي که امروزه به رغم ایجاد گسترش دانشگاه هاي صنعتی ،حلقه هاي پیوند آنها با صنعت و تولید چندان شکل نگر فته است .در واقع تا زمانی که ارتباط دانشگاه و صنعت به درستی شکل نگیرد ، نمی توان به پیشرفت و توسعه جدي کشور امیدوار بود .
6- ناآشنایی جوانان با بازار کار و مشارکت نداشتن فعال بخش خصوصی در زمینه هاي پژوهش ، توسعه ،فعالیتهاي تولیدي ،و کار آفرینی از دیگر مشکلات در این زمینه است.

نتیجه گیری
دانشگاه می تواند از طریق شناسایی و بکارگیري عوامل محیطی ، اقتصادي و فرهنگی که ظهور کار آفرینی را آسان می سازد زمینۀ مناسب را فراهم سازد چرا که کشوري که داراي تعداد زیادي کار آفرین باشد از محرکهاي اقتصادي قویتري برخوردار است . براي دست یابی به کارآفرینی باید جنبه هاي مختلف آن را سنجید و آن را تقویت نمود . با انجام پژوهشهاي مناسب می توان دانشگاه رابه صورت مرکز پشتیبانی از کارآفرینی بوجود آورد تا با فعالیت مناسب بر شکوفایی فناوري و افزایش توان رقابتی صنایع تأثیرگذار شود . فعالیتهاي پشتیبانی از کارآفرینی فرایندي زمان بر است و اعتقاد و التزام مدیریت اینچنین دانشگاههایی نباید گذرا و مقطعی باشد و مسایل و اهداف صنعت باید به خوبی در بررسی ایده ها و خلاقیت هاي کارآفرینان گنجانده شود .برنامه هاي آموزشی را می توان با استفاده از تجارب برنامه هاي آموزشی که کشورهاي توسعه یافته و سازمانهاي بین المللی داشته اند طراحی کرد. البته برنامه هاي آموزش کارآفرینی که در قالب یک رشته دانشگاهی می گنجد می تواند به صورت چند واحد درسی و یا بیشتر ارائه شود .بر پایه برخی دیگر از منابع، کارفرمایان کنونی در کشورهاي صنعتی پیشرفته به دانش آموختگانی تمایل نشان میدهند که بتوانند با تقاضاهاي تازه دنیاي کار هماهنگ شوند . آنچه میتواند به نهادینه کردن آموزش کارآفرینی و توسعه بازارکار کمک کند انجام برنامه ریزي آموزش عالی است. بدینوسیله هماهنگی هر چه بیشتر نیاز هاي بازار کار با افرادي که متمایل به داشتن کار می باشند با آموزش و ارائه برنامه آموزشی کارآفرینی در حین تحصیل در رشته هاي گوناگون میسر می شود.
باید توجه داشت که فرار مغزها از نتایج ضعف کارآفرینی در کشورهاي در حال توسعه است. بسیاري از نیروهاي تحصیل کرده صرفاً علمی بار آمده و باید توسط دیگران مدیریت شوند . معضل بیکاري نیز در این کشورها نیز حاکی از این موضوع است تحول کار آفرینی به یکباره امکان پذیر نمی باشد. مجهز نمودن دانش آموختگان دانشجویان با کار روحیه کارآفرینی نیاز به مراحل آماده سازي دارد. تغییرات گام به گام درون دانشگاهی در راستاي کارآفرین شدن فرصت آماده شدن براي ورود به فضایی کاملاً متفاوت با آنچه در آن پرورش یافته اند را فراهم می سازد. پیدایش ساختارهاي نوین درون دانشگاهی یا بین دانشگاهی حاکی از بروز تغییرات در سیستم هاي نوآوري دارد. دانشگاه ها می توانند از طریق شناسایی و بکارگیري عوامل علمی، محیطی، اقتصادي و فرهنگی زمینه مناسب را فراهم سازند. با انجام پژوهش هاي مناسب می توان دانشگاه را به صورت مرکز پشتیبانی از کار آفرینی به وجود آورد تا با فعالیت مناسب بر شکوفایی فن آوري و اقتصاد کشور تاثیر گذار گردد. آنچه که در تدریس دوره هاي کارآفرینی بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد علاوه بر کارآفرینانه بودن شیوه هاي تدریس این است که دانشجویان را متوجه کارآفرینی و استفاده از فرصت ها نماید. همچنین دوره هاي برنامه هاي آموزش کارآفرینی براي دانشجویان بایستی موجب شود، دانشجویان از اوضاع کاري رشته خویش مطلع شوند.و در این بین زمینه سازي مناسب فرهنگ کارآفرینی در دانشگاهها ،ارتباط متقابل و نزدیک وزارتخانه هاي اقتصاد ،آموزش عالی ، آموزش و پرورش ،کار و امور اجتماعی به تسهیل در اجراي این برنامه کمک شایانی خواهد رساند.همچنین استفاده از تجربیات کشورهایی همچون چین، هند ، مالزي ،سنگاپور و ... میتواند کمک کننده باشد.
با توجه به اینکه چرخهاي توسعه اقتصادي همواره با توسعه کار آفرینی به حرکت در می آیند ازاین رو پرورش نیرو هاي خلاق و نوآور، یکی از مباحث مهم در دانشگاه ها می باشد. دانش آموختگان آموزش عالی باید انسانهاي خلاق، یادگیرنده و کارآفرین باشند و نه تنها بیکاري براي آنها مفهومی نداشته باشد، بلکه آنها باید بتوانند براي افراد عادي نیز شغل ایجاد کنند . به نظرصاحب نظران کارآفرینی و اقتصاد، ایجاد واحد کارآفرینی در رشته هاي دانشگاهی نباید به صورت اختیاري و ناکارآمد موجود در دانشگاهها باشد. همچنین نظام آموزش عالی ما باید افراد خلاق، کارآفرین و یادگیرنده تربیت کند که این امر جز با تحول و ایجاد زیرساختهاي کارآفرینی و اتخاذ سیاستهاي مناسب امکانپذیر نخواهد شد. همچنین مراکز آموزش عالی به علت داشتن امکانات آموزشی و پژوهشی پیشرفته و نیرو هاي کارشناس می توانند در بخش هاي گوناگون بازار کار فعالیت نمایند، و با ارائه طرح هاي تولید سود آور به سازمان هاي دولتی و شرکت هاي خصوصی، زمینه ایجاد واحدهاي مختلف تولیدي را فراهم آورند و از این راه کار آفرین باشند. آشناسازي دانشجویان با تئوري هاي اقتصادي کارآفرینی، ایجاد گسترش رشته ها، دوره ها و واحدهاي درسی و مراکز کارآفرینی در دانشگاهها و پشتیبانی دولت از موسسات آموزش عالی کار آفرین از راهکارهاي مهمی است که به توسعه کار آفرینی در کشور می انجامد.

منابع و ماخذ
1- مقیمی ، سیدمحمد، 1383 ،کارآفرینی در نهادهاي جامعه مدنی :پژوهشی در سازمانهاي غیردولتی ایران ،تهران: انتشارات دانشگاه
2- احمد پور ،محمود،مقیمی ،سید محمد.مبانی کارآفرینی ،نشر فراندیش ،چاپ اول ، 1385
3- براتلو،فاطمه( 1386 ).کار آفرینی فرهنگی:پیام هایی براي بومی ساز ي .ماهنامه اطلاعات،سال بیست و
یکم ،شماره نهم و دهم،خرداد و تیر
4- احمدپور داریانی محمود، شیخان ناهید، رضازاده حجت الله( 1383 ). تجارب کارآفرینی در کشورهای منتخب؛تهران. امیرکبیر
5- شفیعا محمدعلی ، دکتران امیرحسین ، (1386) ، طراحی نظام شناسایی، هدایت و حمایت از دانشجویان مستعد کارآفرینی در دانشگاه ها، همایش ملی آموزش عالی و کارآفرینی دانشگاه سمنان
6- پرداختچی، محمدحسن وحمید شفیع زاده( 1385 ). درآمدي برکارآفرینی سازمانی .تهران. ارسباران .
7-  ذبیحی ، محمدرضا وعلیرضا مقدسی( 1385 ).کارآفرینی از تئوري تا عمل.مشهد.جهان فردا، نما.
8- هیسریچ،رابرت دي،پیترز،مایکل پی( 1383 ).جلد اول،ترجمه :علیرضا فیض بخش،حمید رضا،تقی یاري.تهران.دانشگاه صتعتی شریف
9- ساعتی مهر ، عظیم (1386)‌ ، فراز و نشیب هاي کارآفرینی و کار و ارتباط آن با آموزش عالی ، همایش ملی آموزش عالی و کارآفرینی دانشگاه سمنان


10- Khanka , 2003 , Entrepreneurial Development, New Delhi: Chand an Company ltd p.1
11- How Higher Education’s activities can meet market’s human force requirements in Islamic
Countries,Mohammad Ali Shafia, World Islamic Bank, 2005 .
12- Kuratko & Hodgettes , 2001 , Entrepreneurship: A contemporary Approach, Philadelphia :Harcourt College Publisher p.28

 

نویسنده : شهروز صبوری نوجه دهی
مدرس دانشگاه آزاد واحد صوفیان و دانشجوی دکتری مدیریت کارآفرینی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید