برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

ناتوی فرهنگی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

ناتوی فرهنگی
گردآورنده:فهیمه امانی

 

زمینه های پیدایش ناتوی فرهنگی : پدیده های اجتماعی با علت و زمینه ی واحدی به وجود نمی آیند و برای بررسی و شناخت آن باید علل و عوامل متعددی را مورد شناسایی قرار داد تهاجم فرهنگی پدیده ای اجتماعی است که دارای دو طرف مهاجم و مورد هجوم می باشد و علل و عواملمربوط به هر کدام از آن ها با یکدیگر متفاوت ولی با هم مرتبط می باشند .

زمینه های داخلی
کشورهای مورد هجوم دارای ویژگی های مشترکی هستند که به عنوان کلیدی در گسترش تهاجم فرهنگی نقش اسا را دارا هستند . بعضی از این ویژگی ها توسط استعمارگران و مهاجمین ایجاد شده است و برای سهولت در امر تهاجم و استعمار ، به جوامع دیگر تحمیل شده و برخی دیگر مختص ساختار جوامع مورد هجوم می باشد و برخی از مهم ترین این ویژگی ها که به عنوان زمینه های داخلی تهاجم فرهنگی نیز مطرح می باشند عبارتند از :
الف – بی توجهی نسبت به فرهنگ خودی
هر یک از جوامع انسانی ، فرهنگ خاص خود را دارند ، که طی سالیان متمادی در اثر خاطرات تلخ و شیرین در تاریخ سرزمین آن ها شکل گرفته و به صورت فرهنگ آن سرزمین در آمده است که از آن به فرهنگ خودی تعبیر می شود تا زمانی که فرهنگ خودی به حیات خود ادامه داده و قدرت هضم و دفع تازه های فرهنگ وارداتی را داشته باشد ، هیچ گونه آسیبی نخواهید دید ولی اگر فرهنگ خودی ، پویایی و  جذابیت خود را از دست داده و قدرت انطباق  با مقتضیات زمان را نداشته باشد ، فرهنگ بیگانه به راحتی می تواند جایگاه خود را پیدا کند و فرهنگ خودی را به انحطاط و فراموشی سپارد .
از همین روست که همه ادیان به ویژه دین مبین اسلام سعادت جامعه ی بشری را مساوی با احیای و احترام به اصولی انسانی و معنویت می داند و همواره هشدار می دهد که برای حفظ ارزش های انسانی در جامعه همه باید کوشا باشند .
در اسلام عنصر مهم امر به معروف و نهی از منکر یکی از مصادیق بارزی است که به صورت یک متور نیرو بخش عمل کرده و به فرهنگ جامعه ، پویایی و حیات مستمر می بخشد . عمل به این فریضه الهی ، از غفلت و بی توجهی نسبت به فرهنگ غنی اسلامی جلوگیری می نماید و ترک آن سلطه ی فرهنگی بیگانگان بر جامعه ی اسلامی را به دنبال خواهد داشت . از این رو در دین اسلام به اجرای آن تاکید فراوانی شده است .
ب- خود باختگی فرهنگی
حالت خود باختگی بیش تر ناشی از خود کم بینی و احساس حقارت در قبال پیشرفت و موفقیت های دیگران است لذا استکبار جهانی با دست یافتن به پیشرفت های مادی ، چنین تبلیغ می کند که علت پیشرفت های مختلف و شگفت آور جهان غرب ناشی از فرهنگ آن ها است . امام خمینی (ره) در این باره می فرماید :
یکی از مصیبت های بزرگی که برای این ملت به بار آورده اند این که ملت را نسبت به خودشان هم بدبین کرده اند .... یعنی ما خودمان را باختیم در مقابل آن ها
و در جای دیگری می فرماید :
ما آن چیزی که داشتیم کنار گذاشتیم آن چیزی که آن ها داشتند نتوانستیم پیدا کنیم . یک چیزی که نه شرقی و نه غربی و نه اسلامی و نه اروپایی ، هیچی ، بله شرقی هستیم ، به معنای همان شرقی استعماری . غربی هستیم به همان غربی استعماری . از این رو باید بیرون بیایی مادامی که این مرض را ما داریم ، این مرض نمی گذارد یک حال صحتی برای ما پیدا بشود . از این مرض باید بیرون بیاییم .
تبلیغات مسموم مستکبران در افراد ضعیف النفس و کسانی که از آگاهی و تحلیل صحیحی برخوردار نیستند تاثیر گذارده ، آنان را مجذوب فرهنگ غرب می کند . این افراد سعی می کنند خود را با فرهنگ بیگانه تطبیق دهند تا شاید از این طریق بتوانند به منزلت و پیشرفت دست یابند ، حال آن که این گونه افراد در چشم بیگانگان به صورت مقلدینی دیده می شوند که از خود هیچ گونه اراده ای ندارند.
تهاجم همه جانبه ی استعمار و سرسپردگی پادشاهان و حکام از دوره ی قاجاریه ( از قرن هجدهم به بعد ) تا دوره ی پهلوی باعث شد که فرهنگ بیگانه جای خود را در ایران باز کند . قیام عمومی ملت مسلمان و انقلابی ایران به رهبری امام خمینی (ره) که ثمره اش در بهمن ماه 1357 نمایان گشت ، طومار عمر استعمار و ایادی داخلی اش را در هم پیچید و بار دیگر فرهنگ خود را احیا کرد .
با پیروزی انقلاب در ایران دشمن دست از شیطنت برنداشته ، بلکه با شیوه های مدرن تری به تهاجم خود ادامه می دهد . از شیوه های مستقیم تتهاجم فرهنگی با استفاده از وسایل پیشرفته ارتباطات ( ویدئو ، تلویزیون ، اینترنت ، و گیرنده های ماهواره ای ) سعی در القای خود کم بینی و خود باختگی فرهنگی را دارد .
ج – بی لیاقتی سران حکومت ها
اگر حکمرانان مقید و مطیع ارزش های بومی و دینی جامعه خود باشند به دوام و گسترش فرهنگ خودی کمک به سزایی می نمایند و اگر فاسد و بی لیاقت باشند ، صدمات جبران ناپذیری بر فرهنگ و ذخایر معنوی و مادی جامعه وارد می کنند . به همین خاطر است که دشمن از طریق حکام وابسته و فاسد خیلی سریع تر می تواند به مسخ فرهنگ بومی و جایگزین کردن فرهنگ مورد نظر خود دست یازد . در بعضی موارد دشمن توانسته است به وسیله ی حکام بی لیاقت به جنگ و خونریزی و حتی کودتا دست بزند . تاریخ از این گونه کودتا ها و جنگ ها بسیار سراغ دارد که نمونه یی از آن دخالت در امور داخلی عراق و یا نقض آشکار حاکمیت است .
د – تجمل گرایی و رفاه طلبی
یکی از محور های اصلی استکبار در ناتوی فرهنگی ، القای روحیه ی رفاه طلبی و دنیا گرایی می باشد دشمن در کشور های اسلامی طرح های مختلف و متنوعی را برای سست کردن عقاید و اصول فرهنگ جوامع مستقل پی ریزی می کند .
یکی از عوامل فرهنگی که باعث موفقیت اسلام و وحدت پیروانش می شود ، تاکید بر عدم وابستگی و دلبستگی مسلمانان به زر و زیور دنیوی و هواهای نفسانی است که این امر باعث می شود که دل های آنان همواره متوجه ی خدا بوده و خدا ، محور اصلی وحدت برای همه باشد . استکبار جهانی به این نتیجه رسید که اگر روحیه دینی در میان مسلمانان دست نخورده باقی بماند نه تنها نمی تواند بر آن ها سلطه یابد ، بلکه خطر بالقوه ای برای بر چیدن بساط استکباری آن ها در سراسر جهان خواهد بود . بر این اساس درصدد از بین بردن روحیه ی مقاوم و جهادی مسلمین بر آمدند .
اولین تهاجم فرهنگی با نیت تخلیه و استحاله ی روحی و معنوی جوانان مسلمان در اندسل ( اسپانیای فعلی ) به آزمایش گذاشته شد و متاسفانه نتیجه ی مثبتی برای دشمن به ارمغان آورد . آن ها به راحتی توانستند از طریق بد حجابی و بی حجابی و وسایل عیش و نوش و دیگر عوامل نفسانی ، جوانان رزمنده و سلحشور را با کاباره ها کشانده کم کم از ملت مسلمان اندلس روحیه ی جهادی و دنیاگریزی را بگیرند .
دین زدایی امروزه در دستور کار استکبار جهانی است و تمام تبلیغات خود را صرف این کار می نماید . پخش عکس های مبتذل در مدارس ، ایجاد مدل های مختلف لباس غربی ، پخش فیلم ها و نوارها و کتب ظاله ، ایجاد روحیه و تفکر تجمل گرایی و رفاه  طلبی  در جامعه ، از دیگر فعالیت های غرب برای مبارزه با فرهنگ اصیل اسلامی می باشد .
ه- عقب ماندگی علمی و صنعتی
تا قبل از شروع انقلاب صنعتی ، سرزمین شرق به عنوان مرکز صدور فرهنگ و تمدن برای جهان محسوب می شد . غربی ها برای تهیه ی وسایل تجاری و اقتصادی خود از قبیل پارچه ، ادویه و غیره با پیمودن کیلومتر ها راه درایی و خشکی به ملل شرق رو می آوردند تا از امکانات و پیشرفت های آنان بهره ببرند . آن ها نه تنها از نظر علمی و صنعتی نسبت به شرق برتری نداشتند بلکه محتاج علوم و صنایع خاور زمین نیز بودند .
با بروز انقلاب صنعتی در غرب ( اواسط قرن هجدهم ) علاوه بر تولید و انباشت چشمگیر کالا بر کیفیت و لطافت آن نیز افزوده شد و این فراوانی کالا به حدی رسید که جمعیت داخلی قادر به مصرف آن نبود مشکل مصرف از یک طرف و مشکل تهیه مواد اولیه مورد نیاز برای تولید هر چه بیشتر کالا باعث شد کشورهای صنعتی به جوامع عقب مانده و غیر صنعتی روی اورند تا علاوه بر غارت منابع و مواد معدنی موجود در آن سرزمین و استعمار کارگران و افراد بومی ، کالای ساخته شده و مصرفی خود را بر بازارهای این جوامع تحمیل نمایند .
وابستگی دائم کشورهای توسعه نیافته باعث عقب ماندگی هر چه بیش تر و سلطه ی همه جانبه ی غرب بر آن ها شد . به طوری که این فقر مادی و علمی و صنعتی و فرسودگی سبب فرار مغز های متفکر کشورهای عقب مانده و مهاجرت آن ها به کشورهای صنعتی گردید . با تشکیل کارتل های اقتصادی و شرکت های چند ملیتی ، امروزه عاملان اصلی استعماری و نو را در جهان آغاز نمودند و در هر کشوری که وارد شدند ، به جای پیشرفت و توسعه ، فقر و فلاکت و وابستگی به ارمغان آوردند .
تمایل و تلاش قدرت های بزرگ استعماری برای استعمار و استثمار کشورهای جهان سوم ، که در این مسیر از همه از همه ی ابزارها و امکانات و اقتدار خویش بهره می گیرد و از سوی دیگر نخبگان سیاسی حاکم بر کشورهای جهان سوم که خودباختگی و سرسپردگی نسبت به قدرت های استعماری دارند و همچنین تحصیل کردگانی که دچار غرب زدگی هستند ، زمینه ساز وابستگی از درون این گونه جوامع اند .
برای رهایی از وابستگی ، بیداری ملت ها ، جایگزینی نخبگان ملی و بومی به جای نخبگان سیاسی وابسته و تربیت تحصیل کردگان و روشن فکران غیر وابسته و غیر غرب گرا و اعتماد به نفس و خود باوری ضروری است .
و – عدم شناخت صحیح دین و بی توجهی در عمل به آن
یکی از عوامل مهم سلطه پذیری ممالک اسلامی ، عدم درک و شناخت صحیح مسلمانان از فرامین دینی و احکام شریعت است . اگر اگاهی مسلمانان بر این که قران مجید با تاکید فراوان هر گونه سلطه ی سیاسی و اقتصادی و .... بیگانگان را بر مسلمانان نفی و منع کرده به هیچ وجه سلطه ی دشمنان و غیر مسلمانان را نمی پذیرند .
وجود حکام جور و سر سپرده باعث عدم آگاهی ملت ها از حقایق اسلامی شده است . به عنوان مثال حکام عربستان شهر مقدس مکه را به دست غارت گران آمریکایی سپرده تا جلوی بیداری و آگاهی مسلمانان جهان را بگیرد و از حضور و نفوذ بیش تر انقلاب اسلامی در مراسم جهانی حج بکاهد و این مصداق روشن سلطه ی بیگانه بر بلاد مسلمین است و جا دارد که مسلمانان جهان بر ضد آن قیام کنند.
برای رهایی از این مشکل ، باید مسلمانان را نسبت به تکالیف و احکام دینی آشنا و مقید ساخت و به شیوه های مختلف علمی و تبلیغی ، ملت ها را آگاه کرد که بر ضد رژیم های حاکم که مانع اجرای احکام اسلامی هستند به پا خیزند . در غیر این صورت مسلمانان عزت و استقلال خود را از دست می دهند و سلطه ی بیگانگان بر آن ها بیشتر خواهد شد .
زمینه های خارجی تهاجم فرهنگی
مشنا اصلی تهاجم فرهنگی ، اوضاع و شرایط سیاسی ، اجتماعی خارجی ، به خصوص وضعیت بحرانی کشورهای استعماری می پاشد
وقتی کشورهای بزرگ صنعتی دچار بحران اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی شدند ، تنها راه چاره را در انتقال این بحران به جوامع غیر صنعتی یافتند ، به این صورت که با تسخیر کشورهای عقب افتاده ، علاوه بر تامین مواد اولیه و کارگر ارزان ، با ارسال مختصصان ، کارمندان و کالاهای مصنوعی خود به این جوامع ، مشکل تورم و بیکاری خود را تا حدودی از این طریق حل کردند . در این قسمت عمده ترین عوامل خارجی تهاجم فرهنگی را بر می شمریم .
الف – تبلیغ علیه تعالیم الهی
دشمنان ادیان الهی همیشه سعی می کنند دین را از صحنه و متن زندگی خارج نموده و آن را به حاشیه برده امری غیر ضروری جلوه دهند . زیرا دین حقیقی را مانع .چپاولگری و غارت خود می بینند .
آنان برای رسیدن به این هدف ، تمام امکانات خود را بسیج می کنند و با تبلیغات گسترده و دامنه دارد سعی دارند چهره ی دین را نامطلوب ، ناقص عقب افتاده و در یک کلمه غیر ضروری و بی اهمیت نشان دهند .
اگر قوانین و مقررات الهی در بین جامعه سست ، تضعیف و تحریف شود ، گردنکشان به راحتی می توانند به اهداف شوم استکباری خود دست یابند . به همین دلیل سعی می کنند قوانین الهی را به اشکال مختلف مورد هجوم قرار داده تا بتوانند به امکانات و ذخایر مادی و معنوی کشورها ، خاصه مسلمانان چنگ انداخته و زمینه را برای هرگونه تاخت و تاز و تهاجم فراهم نمایند . بنابراین مستکبران دین را مانع اصلی خود می بینند ، از این رو با تمام توان آن را مورد تهاجمات خود ، خاصه تهاجم فرهنگی قرار می دهند .
حمایت پنهانی از جریان های وا پس گرایانه در کشور های اسلامی برای خدشه دار کردن چهره ی راستین اسلام و روی آوردن جوانان مسلمان به فرهنگ منحط غرب ، راه دیگری از وارد آوردن ضربه های تهاجمی غرب به فرهنگ های بومی و غنی اسلامی است . چنان چه در شرایط کنونی ، کاخ سفید با اجرای طرح های صهیونیستی اسراییل در افغانستان ، عراق و لبنان و دیگر کشورها سعی در محو ارزش های دینی اسلام و فراهم آوردن حضور استعمارگرانه ی بیشت خود در کشور های اسلامی دارند .
ب – برتری نژادی
قوم گرایی و نژاد پرستی همواره یکی از معضلات بشریت بوده و می باشد . از زمان های گذشته تا کنون درگیری و اختلافات نژادی بدترین نوع جنگ ها بوده و بیش ترین خونریزی را به دنبال داشته است . امروزه با وجود ادعاهای فراوان مبنی بر پیشرفت فرهنگ و تمدن بشر ، هنوز هم شاهد تصفیه های خونین قومی و نژادی در اطراف و اکناف دنیا هستیم که یکی از نمونه های فاجعه آمیز آن ، جنایات صرب ها علیه ملت مسلمان و مظلوم بوسنی ، آن هم در قلب اروپای به ظاهر تمدن می باشد .
قران ، فلسفه ی اصلی اختلاف رنگ ، پوست ، زبان ، قبیله و نژاد را عامل تسهیل در شناسایی گروه های مختلف از یکدیگر می داند .
و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ....
شما را به ملت ها و قبیله ها قرار دایدم تا یکدیگر را بشناسید .
اما بشر با برداشت نادرست از این فلسفه ی خلقت ، آن را پایه ی اصلی اختلاف و برتری طلبی خود قرار داد و جنگ های فراوانی براه انداخت که از جمله آن ها دو جنگ جهانی اول و دوم که مایه ی خسارات فراوانی بر زندگی بشر شد .
بنابراین تا زمانی که این حس غیر اخلاقی و زشت بر انسان ها و دولت ها ، حکومت می کند ، زمینه ی جنگ و تهاجم نیز وجود  خواهد داشت ، کما این که در حال حاضر نیز شاهد تهاجمات فرهنگی مبتنی بر حس برتری طلبی غربی ها به رهبری آمریکا ، علیه کشور های دیگر می باشیم .
ج- رشد صنعت و تکنولوژی
از زمانی که کشورهای اروپایی از سلطه ی جو خفقان قرون وسطایی نجات یافتند تحول چشم گیری در زمینه ی علوم و صنایع به دست آوردند . این پیشرفت فنی و تکنولوژیکی اگر چه در بسیاری از زمینه ها به خدمت بشریت شتافت ؛ اما به علت فقدان روحیه ی الهی و معنوی و انسان دوستانه ، صاحبان این تکنولوژی ، خسارت جبران ناپذیری را نیز برای بشریت به بار آوردند . کشورهای صنعتی ، سلاح های مرگبار و مخرب ناشی از تکنولوژی جدید را به خدمت حسن نژاد پرستی قدیمی خود گرفته و در سطح گسترده تری دست به تهاجم زدند .
پیدایش ماشین های صنعتی تحول عظیمی در جوامع بشری ایجاد کرد . همان کسانی که برای تهیه نان شب ، دچار مشکل بودند . آن ها که برای تولید نخ و پارچه می بایست هفته ها و ماه ها روی دوک نخ ریسی تلاش کنند تا شاید چند متر پارچه ببافند ، بعد از انقلاب صنعتی به مدد وسایل پیشرفته به کالاهای فراوانی دست یافتند تا جایی که جمعیت آن ها قادر به مصرف آن همه کالای انباشته شده نبود و حتی تولید فراوان برای آنان مشکلات عدیده ای ایجاد کرد . از جمله این مشکلات موارد زیر را می توان برشمرد :
1-مشکل کالاهای مازاد بر مصرف و باقی مانده در انبار ها
2-کمبود مواد اولیه ی مورد نیاز کارخانه ها و صنایع
3-مواجهه با مشکل بیکاری به دلایل جایگزینی ماشین به جای انسان
4-نیاز به بازارهای مصرف جهانی دائمی و مقرون به صرفه
این موارد ، بلافاصله پس از انقلاب صنعتی گریبانگیر کشورهای صنعتی شد و آن ها را به ورشکستگی نزدیک کرد . در نهایت چاره ی مشکل را در انتقال این بحران به کشورهای غیر صنعتی دیدند و در واقع استعمار به معنی دقیق از این جا آغاز شد .
استعمار برای دست یابی به مقاصد فوق از حربه ی تهاجم فرهنگی استفاده کرد . و با این شعار که کشورهای پیشرفته و صنعتی ، ملل متمدن و جوامع غیر صنعتی ملل وحشی هستند و این که کشورهای متمدن وظیفه ی تعمیر و آبادانی کشورهای عقب مانده را به عهده دارند . اذهان عمومی را برای هجوم و اشغال نظامی آماده کردند و سپس دست به تجاوز علیه کشورهای غیر صنعتی زدند .
بسیاری از کشورهای فریب این شعار ها را خوده و باور کردند که آن ها واقعاً برای نجات انسان های عقب مانده تلاش می کنند  به خصوص وقتی دیدند ، استعمار پس از وارد شدن در هر سرزمین برای تهیه امکانات رفاهی و تاسیس جاده ، راه آهن و غیره اقدام می کند ، بر اعتمادشان افزوده شد . غافل از این که این اقدامات برای سهولت در امر غارت مواد اولیه و منابع ارزشمند نهفته در آن سرزمین بود .
کشورهای استعماری موفق شدند با استفاده از تهاجم به فرهنگ ملل مختلف حضور همه جانبه ی در کشورهای توسعه نیافته پیدا کند و همزمان با غارت منابع اقتصادی به تحقیر فرهنگی این جوامع بپردازند ؛ به طوری که به ملت ها تلقین کنند که بدون کمک های کشورهای صنعتی ادامه ی حیات و دسترسی به صنایع پیشرفته محال می باشد . اما این وضع چندان طول نکشید و بالاخره برخی ملت ها بیدار و متوجه شدند که حضور استعمار چیزی جز فقر و فلاکت برای آن ها به جای نمی گذارد ، بر این اساس ملت های آسیایی ، آفریقایی و آمریکایی لاتین که سال ها در زیر یوغ استعمار مورد استثمار واقع شده بودند به فکر استقلال افتاده و مبارزات چشمگیری را برای اخراج بیگانگان از سرزمین خود آغاز کردند .
د- شکست شیوه استعمار مستقیم
کشورهای سرمایه داری غرب برای حل مشکلات داخلی خود با تظاهر به خدمت به بشریت و با استفاده از تسلیحات و نیروهای نظامی پیشرفته ی خود ، دخالت در امور داخلی ملل مختلف جهان را آغاز کردند و به طور مستقیم در این کشورها حضور فیزیکی یافتند . آن ها حتی حکام و فرمانروایان جوامع مورد اشغال را از نیروهای زبده و مورد نظر خد انتخاب می کردند .یکی از قربانیان اولیه و اصلی این تجاوز مستقیم کشور هند است که استعمار پیر انگلیس ضمن تسلط بر تمامی شئونات اجتماعی ، سیاسی این کشور سال ها به غارت منابع آن مشغول بود .
تا مدت زیادی از طریق اشغال مستقیم نیاز های کشورهای صنعتی برآورده می شد . امام پس از قیام ملت ها علیه استعمار ، ادامه ی این روند برای استعمارگران بسیار گران تمام شد و علاوه بر خطر افتادن نیروهای اشغالگر و بالا رفتن هزینه ی ادامه ی اشتغال ، بحران داخلی نیز مجدداً عود کرد و صنایع و کارخانجات را در ورطه ی سقوط قرار داد ، بازارهای مصرف یکی پس از دیگری در حال سقوط بود و مواد اولیه تامین نمی شد . وجود کارمندان و متخصصان خارجی در کشورهای استقلال یافته پذیرفته نمی شد و آن ها ناچار به عقب نشینی به کشور خود بودند که خود به خود به مساله ی بیکاری و عدم اشتغال دامن می زد .
به طور کلی کشورهای سرمایه داری در این مرحله نیز با بحران مهمی مواجه شدند که باز هم در صدد یافتن راه هایی برای انتقال این بحران جدید ، به کشورهای توسعه نیافته برآمدند .
ه – شیوه ی استعمار نامرئی
پس از شکست استعمار به شکل مستقیم ، استعمارگران با روش غیر مستقیم و نامرئی وارد صحنه شدند که به شیوه های پیشرفته تری آن را به اجرا در آوردند . در واقع مرحله ی جدیدی از تهاجم فرهنگی که زمینه را برای ادامه ی غارت منابع کشورهای عقب افتاده آماده کرد . به این صورت ، وقتی استعمار خود را ناچار به پایان دادن اشغال سرزمین ها یافت ، سعی کرد قبل از خروج ظاهری از کشورهای مستعمره با ایجاد تحول  کامل در زیر ساخت اجتماعی ، اقتصادی آن جوامع ، جریان استمرار وابستگی آن ها به کشورهای صنعتی و پیشرفته را تضمین کند .
برای دست یابی به این هدف شوم در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی شروع به فعالیت گسترده کرد .
در درجه اول فرهنگ مولد و پویای این جوامع را به یک فرهنگ غیر متحرک و مصرفی تبدیل نمود و به تربیت نیروهای فرهنگی وابسته پرداخته و روش های متعددی را برای جذب نیروهای خلاق و مبتکر این جوامع به کار گرفت تا نتوانند به توانایی هایی علمی دست یابند .
از نظر اقتصادی سعی کردند که تمام صنایع بومی و محلی را نابود کنند و با تبلیغات فرهنگی ، مصنوعات خود را جایگزین کالاهای محلی کردند و این گونه تلقین کردند که کالاهای خارجی به علت مرغوبیت و بادوام بودن برای جوامع عقب افتاده مقرون به صرفه تر است .
از طرف دیگر برای تداوم وابستگی اقتصادی این کشورها ، تمامی ریشه های اقتصادی آن ها را خشکانیده و آن ها را به صورت تک محصولی در آوردند . به عنوان مثال کشور کوبا وابسته به محصول شکر ، کشور مصر وابسته به محصول پنبه ، کشور ایران و بسیاری از کشورهای اسلامی وابسته به محصول نفت شدند و در دیگر جنبه های اقتصادی هیچ گونه توانایی و تولیدی نداشتند و به طور کامل به استعمارگران محتاج بودند . از نظر سیاسی نیز در هر جامعه به تربیت روشنفکر نمایان وابسته اقدام کردند و به جای حکومت مستقیم بر مردم تحت استعمار ، این بار مهره های خود فروخته ی استعماری این مسئولیت را به عهده داشتند و برای اربابان خود فعالیت می کردند .
مهم ترین وظیفه ی این مهره های وابسته به اغفال مردم و کم کردن حساسیت آن ها نسبت به سرنوشت خودشان بود و در صورت مقاوم ملت ، به راحتی با حمایت های پشت پرده استعمارگران ، آنان را به خاک و خون می کشیدند .
با اجرای این ترفند ها ، استعمار نامرئی که کاملترین مرحله ی استعمار است به اوج خود رسید و نظام های چپاول گر به راحتی توانستند به غارت منافع این ملت ها و به سلطه ی خود همچنان ادامه دهند . این بار به جای نیروهای خشن نظامی ، از عناصر مرموز دیپلماسی و فرهنگی و اقتصادی ، تحت لوای دیپلمات کشیش و خبرنگار و شرکتهای چند ملیتی بهره جستند که منافع فراوانی را برای آن ها به دنبال داشت .
و- وابستگی فرهنگی زمینه ساز سایر سلطه ها
دوام و قوام هر جامعه به فرهنگ آن جامعه است . چنان چه ملتی در حفظ اصول و ارزش های فرهنگی خود موفق باشد ، در سایر زمینه ها نیز موفق خواهد بود . اما ملتی که در پاسداری از فرهنگ خود کوشا نباشد شکی نیست که این جامعه در مسیر تهاجم فرهنگی دشمنان خود ، علاوه بر پذیرش سلطه ی فرهنگی بیگانگان ناچار است سلطه ی سیاسی و اقتصادی و نظامی آنان را نیز بپذیرند . چون فرهنگ به مثابه ی موتور محرک ، مایه ی شکوفایی ذهن های خلاق و مستعد می باشد و در سایه ی فرهنگ زنده و مبارز است که افراد جامعه به رشد و استقلال سیاسی ، اقتصادی می رسند . بنابراین رسیدن به خود کفایی اقتصادی ، سیاسی و نظامی ، زمانی میسر است که استقلال فرهنگی وجود داشته باشد .
نظام های منحط سرمایه داری ، .س از سالها تجربه و آزمایش به این نتیجه رسیداند که مهم ترین مانع توسعه طلبی آن ها در کشورهای جهان سوم قدرت فرهنگی این ملت هاست و تا زمانی که علایق مذهبی جوامع مذکور دست نخورده باقی بماند ، چپاول منافع آنان امر مشکل خواهد بود . لذا به این فکر افتادند که قبل از هر چیز سلطه ی فرهنگی را کامل کنند . پس از سلطه ی فرهنگی است که احساس حقارت و پوچی و ناتوانی در روح ملت ها بسیار آسان ایجاد خواهد شد و آن ها کم کم به این یقین دروغین می رسند که قدرت انجام هیچ کار عظیم و مهمی را ندارند و بایستی تا آخر عمرشان تابع و تحت سلطه ی سیاسی ، اقتصادی بیگانگان بمانند .
پس از ایجاد چنین باورهایی است که دشمن می تواند سلطه ی اقتصادی ، نظامی خود را نیز تکامل بخشیده و آسانی مقدرات امور ملت ها را در دست بگیرد . ملت های جهان به ویژه ملل مسلمان مدت ها است که در خطر چنین تهاجمی قرار گرفته اند .
بنابراین برای جلوگیری از سلطه ی فرهنگی و به تبع آن سلطه ی اقتصادی دشمن ایجاد حساسیت دوجانبه ضروری می باشد . از یک طرف حساس بودن به فرهنگ خودی که بایستی به مثابه ی روح جامعه تلقی و مورد احترام قرار گیرد که البته بستگی زیادی به توجه به عملکرد کلیه ی مسولان مملکتی دارد . از طرف دیگر حساسیت شدید به فرهنگ مهاجم غرب باید در تمامی حرمات و سکنات مسئولان نظام و عموم ملت ایجاد شود و همگی خود را در اجرای این حساسیت دوجانبه مسئول و سهیم بدانند . در غیر این صورت با بی توجهی و فراموشی فرهنگ و مذهب خودی و پذیرش تدریجی فرهنگ بیگانه ، تهاجم فرهنگی به شکل خزنده ای پیش آمده و بالاخره خود را بر تمامی امور فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی جامعه مسلط خواهد کرد که رهایی مجدد از آن به سادگی حاصل نخواهد شد و نیازمند تلاش های بسیار و مستلزم تحمل خسارت های فراوانی است .
اهداف ایجاد ناتوی فرهنگی
توجه به انگیزه های استکبار جهانی در یورش فرهنگی بسیار حائز اهمیت است . باید بدانیم که در پس پدیده ی شوم تهاجم فرهنگی ، حقایقی ناگوار چهره می نماید ؛ که سلطه ی فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی و اجتماعی از زشت ترین آن ها به شمار می آید .
مهم ترین هدف ناتوی فرهنگی غرب ایجاد اختلاف و شکاف در جوامع اسلامی است . چون آن ها احساس می کنند در مقابل تهدیدی که از سوی جهان اسلام وجود دارد ، نیازمند تجمیع ظرفیت های فرهنگی خود هستند . از این رو در پی تشکیل سازمان فرهنگی ، سیاسی را در نابودی هویت ملی جوامع بشری ، و تامین منافع سیاسی خود هستند تا قدرت سیاسی را در دست بگیرند و پول کسب کنند و با سرمایه های عظیم ، کارتل ها و تراست ها را به وجود آورند .
الف- سلطه فرهنگی
آرزوی چیرگی فرهنگی بر کشورهای دیگر از دیرباز در اندیشه ی باختر نشینان مستکبر وجود داشته است . آنان در پیگیری این هدف شوم انگیزه های گوناگونی دارند که به مهم ترین آن ها اشاره می کنیم .
1-نابودی اسلام
دین اسلام بزرگ ترین عامل ناکامی برنامه های استکباری در کشورهای مسلمان به شمار می رود باورهای اسلامی است که تا ژرفای وجود مسلمانان ریشه دوانده و آنان را در مبارزه با ستمگران تا مرز ایثار و شهادت پیش می برد . خاور شناسی غربی به نام ادوارد گیبون درباره این حقیقت چنین می نویسد :
چیزی که تعجب ما را برانگیخته است ثبات اسلام می باشد ، نه انتشار آن ؛ زیرا آن معنویت کامل که در مکه و مدینه بود ، همچنان در سینه های مسلمانان هند ، آفریقا و ... نقش بسته است .
واقعیت یاد شده ، فزون خواهان استکبار را بر آن می دارند که در کشورهای اسلامی به سست کردن باورهای عمیق مسلمانان بپردازند و ساختار اعتقادی و اخلاقی مسلمانان را هدف تیرهای زهر آگین تبلیغات مسموم خود قرار دهند و با مخالفت با نهادهای مذهبی ، طرح مسائل فرقه ای ، قومیتی ، خرافه گرایی ، صوفی گری و تبلیغ عرفان های وارداتی و دروغین و امثال آن برای تحقق اهداف خود ، آنان را به دره های انحطاط و ابتذال سرازیر نمایند .
2-مبارزه با اصالت های فرهنگی و ارزش های انسانی
اندیشمندان و مستشرقان غربی به این نکته واقفند که مسلمانان قدرت برتر جهانی بودند و فرهنگ اسلامی به عنوان منبع ارزش های انسانی با استقبال جوامع مختلف روبه رو شده بود . در این هنگام متفکران غربی با احساس حقارت و خود کم بینی که ناشی از ضعف فرهنگی آنان است به شناخت شرق روی آوردند تا ضمن فراگیری مبانی فرهنگی آن به دفاع از فرهنگ خود بپردازند .
و از آن جایی که فرهنگ های بومی برای آنان خطر ساز بوده و در دراز مدت سلطه و نفوذ بیش تر آنان را مورد تهدید قرار می دهد ، با پوچ انگاری و نفی فرهنگ های بومی به گسترش فرهنگ مصرفی خویش می پردازند . برای این کار کالاهایی را صادر می کنند که افسونگری خاصی دارند .
این کالاها در اثر توانایی های فنی و تکنولوژی با جذابیت بالایی که دارند ، انسان ها را مسخ می کنند ؛ در نتیجه آنان را از اندیشیدن به سایر صور زندگی باز می دارند و به ذهن آنان چنین القا می شود که چون صادر کنندگان آن ها از قدرت علمی و فنی بالایی برخوردارند ، پس از لحاظ روابط اجتماعی و معنوی زندگی و از نظر رفتارهای خانوادگی و غیره نیز بهترند .
3- کنترل نظام آموزشی
این حقیقت که دانش آموزان امروز کارگزاران فردای جامعه به شمار می آیند بر کسی پوشیده نیست اندیشمندان غربی با نفوذ خود در نظام آموزشی و دگرگونی ساختار آن در جهت اهداف استکبار سعی در به دست گیری نظام آموزشی ما دارند . با این کار با الگوهای ضد اخلاقی و انحرافی ، اندیشه و استعداد دانشجویان را در مسیری پوچ و بی هدف قرار می دهند و سعی در تسخیر این سنگر کلیدی ( آموزش و پرورش ) دارند .
در سیستم اجتماعی – اقتصادی غرب ، مراکز علمی مبانی اصلی برنامه ریزی توسعه محسوب می شوند. غرب استعمارگر با توجه به این مسئله ، نفوذ در مراکز علمی جهان سوم و جهت دهی سیستم آموزشی آن ها را هدفی بسیار مهم می دانند ، هدفی که در صورت تحقق رهگشای ترویج زیر بنای و اصولی ارزش های غربی خواهد بود .
ب- سلطه سیاسی
استیلای همه جانبه غربی ها بر ملل ضعیف و محروم ، و در اختیار گرفتن منابع حیاتی آنان از جمله اهداف پلید و غیر انسانی آنان است سلطه ی سیاسی به عنوان کار آمد ترین وسیله ی مورد توجه و استفاده ی استعمارگرانی است که جز بهره گیری و فزون خواهی به چیز دیگری نمی اندیشند . برای این کار پژوهشگران غرب در سایه ی بررسی ها و تجربی های چندین ساله آموخته اند که گزینش افراد با استعداد و ساختن مهره های مورد نیاز ، مهم ترین راه برای دست یابی به یان سلطه اهریمنی است .
در این میان نه تنها مراکز آموزشی غربی بلکه بنیادهای تعلیم و تربیت کشورهای فرودست نیز مورد بهره برداری قرار می گیرد . به این ترتیب سرمایه های ماده و انسانی جهانی سوم برای تربیت مهره های دست آموز سلطه جویان غربی به کار گرفته می شود .
استعمارگران با خرید افراد بومی و به کارگیری ایشان در عرصه ی سیاسی و به راحتی می توانند حضور ناپیدا و دریای خود را در کشورهای زیر سلطه بسط دهند و با این کار وسیله ی پیروزی نظام سلطه را در پایداری حاکمیت خود بر دیگر کشورها فراهم آورند .
امام خمینی (ره) که از دیرباز شیوه های اهریمنی استکبار جهانی را شناخته بود در قسمتی از گفتار خویش مسلمانان را این گونه به بیداری فرا می خواند :
مسلمانان جهان باید به فکر تربیت و کنترل و اصلاح سران خود فروخته ی بعضی از کشورها باشند و به این سرسپردگان و نوکران هشدار بدهند و خودشان هم با بصیرت کامل از خطر منافقین و دلالان استکبار جهانی غافل نشوند .
ج- سلطه اقتصادی
سلطه ی اقتصادی مهم ترین هدف یورش فرهنگی مستبکران غربی است آنن به ویژه پس از انقلاب صنعتی و نیاز روز افزون به مواد اولیه ، بدون در نظر گرفتن حقوق سایر انسان ها تسلط بر سرزمین های دیگر را در برنامه ی خویش قرار دادند و با استفاده از طرح های کارشناسی دقیق کنترل منابع جهان سوم را در دست گرفتند 
به این ترتیب سیل مواد اولیه از شرق به سمت غرب سرازیر شد و در نتیجه غرب به پیشرفتی غیر قابل تصور دست یافت و جهان سوم در دره های فقط و تهیدستی روز افزون فرو غلطید . از سوی دیگر ، این کشورها به دلیل فقر بیش از حد ناگزیرند علاوه بر عرضه ی محصولات معدنی و کشاورزی ، نیروی کار ارزان و بی توقع خود را نیز به بهایی ناچیز در اختیار بازار کار جهان صنعتی قرار دهند .
در این جدال نابرابر ، انان تنها به غارت منابع جهان سوم بسنده نکردند بلکه با تحمیل سیاست تک محصولی اقتصاد این کشورها را در ورطه ی نابودی قرار داده و هر یک از سرزمین های غرب را به صورت انبار ارزان یکی از محصولات مورد نیاز خویش در آوردند . به این ترتیب برزیل به انبار قهوه آرژانتین به انبار گوشت و پنبه ، کشورهای نفت خیز انبار انرژی ، بولیوی گنجینه ی قلع و شیلی به شمشیرهای مسین در دست های نجاوز و بیداد مبدل گردید . و این همه را نظام سلطه ی غربی اختاپوسی هزار پا پدید آورد که با حرص و طمع به بلعیدن منابع جهان مشغول است .
اینک استعمار غرب با جهانی شدن اقتصاد و سرمایه داری ، سعید در نادیده گرفتن حقوق ملت های ضغیف دارد و با ادعاهای دروغ و واهی خود می خواهد تنوع فرهنگی را که ثروت جوامع به شمار می رود ، رد کند و حاکمیت خود را تثبیت و ارزش های مطلوب خود را تحمیل نماید .
ابعاد ناتوی فرهنگی
ابعاد ناتوی فرهنگی را می توان در دو بعد خارجی و داخلی مورد توجه قرار داد
الف ) بعد خارجی
در بعد خارجی تمامی تلاش ها ، برنامه ها و اقدامات دشمن صرف محدوش و مشوش نشان دادن چهره اسلام و مسلمانان به طور عام تخریب روند بیداری اسلام ، وحدت و همگرایی مسلمانان ، مقابله با روحیه ی غرب ستیزی و بیگانه ستیزی حاکم بر افکار و اندیشه های مسلمانان و نیز ارایه ی تصویر مسخ شده و غیر واقعی تحریف شده از انقلاب اسلامی در سراسر جهان با استفاده از ابزار فرهنگی به طور خاص ارایه می گردد .
دشمنان اسلام به سرکردگی غرب و آمریکا ، با امکانات و موقعیت های مختلفی که در مجامع بین المللی در اختیار دارند و از طریق شبکه های گسترده بنگاه های تبلیغاتی از قبیل رسانه ها ، ماهواره ها ، اینترنت و .... می کوشند تا تحت عناوینی چون ، حمایت از تروریسم ، نقض حقوق بشر ، تهدید آزادی و بیان و نویسندگان و ..... با حربه های شناخته شده ، تصویری تحریف شده و ناخوشایند در اذهان مردم دنیا ترسیم نمایند .
بعد دیگر رفتار ناتوی فرهنگی در مقابله با اسلام و مسلمانان تبلیغ و ترویج عرفان های انحرافی و مسلک های منحط و استعمار ساخته در کشورهای اسلامی با بهره گیری از امکانات برخی کشورها و حاکمان وابسته به غرب است .
یکی دیگر از اشکال این ناتوی فرهنگی در بعد خارجی پاشیدن بذر فتنه و اختلاف در میان مسلمانان و ایجاد بد بینی و سوظن در آن ها نسبت به نظام جمهوری اسلامی و مذهب تشیع است . صورت دیگر این توطئه ترسیم چهره ای خشن ماجراجو و جنگ طلب از انقلاب نظام اسلامی و متهم نمودن جمهوری اسلامی به نظامی گری و تجاوز و جنگ طلبی ، برای ایجاد هراس و بیم و تنفر در دل مسلمانان جهان است .
ب) سلطه داخلی
در بعد داخلی ، رفتار ناتوی فرهنگی دشمن به دو صورت انجام میگیرد .
1- ترویج افکار و اندیشه های غیر اسلامی و گاه ضد اسلامی ، تبلیغ افکار انحرافی ، سست نمودن پایه های اعتقادی جوانان نسبت به آرمان ها ، ارزش های ملی و مذهبی سرزمین خود ، و نیز تبلیغ و ترویج برخی باورها و اندیشه های خاص مانند : تجدد گرایی ، علم اگرایی افراطی ، علم زدگی ، تلاش در راه تطهیر غرب و غرب گرایی ، بی اعتبار نشان دادن علوم و معارف اسلامی به دلیل عدم تطابق با ارزش های نوین بشری ، طرح جدایی دین از سیاست ، انسان محوری در مقابل خدامحوری است و اندیشه های بشری را ملاک و معیار ارزش و صحت معارف و اندیشه های دینی دانستن ، مبارزه با فقه و فقاهت و ناتوان شمردن آن در اداره ی جامعه و محدود نمودن دایره ی فقه به جوامع ساده روستایی و طرح جایگزینی مدیریت علمی به جای مدیریت فقهی .
طرح دموکراسی به سبک و روش غربی قرار دادن جمهوریت نظام در مقابل اسلامیت آن و مخالفت با اصل ولایت و تلاش در راه منزوی کردن روحانیت و حوزه های علمیه از طریق مختلف از قبیل تحقیر و تمسخر آن ها و طرح تقویت جریان روشنفکری طرح مسئله ی سرگردانی مردم در میان سه فرهنگ غربی ، ملی و مذهبی و ضرورت تجدید نظر در پاره ای از عناصر فرهنگ اسلامی طرح چهره های فاسد ، مسئله دار و متاثر از فرهنگ غربی به عنوان الگوی مناسب جوان ، ترویج افکار و آثار این گروه از روشنفکران و شبه روشنفکران غرب گرا از طریق نشریات ، کتب ، فیلم ، ماهواره ، اینترنت و .... به خورد جامعه داده می شود .
2- ترویج فساد ابتذال اخلاقی و فرهنگی دشمنان در چارچوب ناتوی فرهنگی با تکیه بر کمپانی ها سرمایه های عظیم کارتل ها و تراست هایی که به وجود آورده اند ، اخلاق ملت ها را تخریب و مصرف گرایی و نیز بی اعتنایی به هویت های ملی و مبانی فرهنگی و ارزشی را در آن ترویج می کنند .
دشمن برای تحقق اهداف ناتوی فرهنگی خود همیشه لشگری از امکانات فرهنگی ، رسانه ای و روزنامه ای و مسائل گوناگون تبلیغات را در دست خود آماده ی عملیات دارد . به هر حال در این بعد استراتژی ناتوی فرهنگی در هم شکستن عنصر اخلاق ، اعتقاد و باورهای دینی از سوی دشمنان خارجی و عوامل ناتوی فرهنگی هدایت و حمایت می شود و در داخل به دست عناصر مغرض یا ناآگاه داخلی به اجرا در می آید . حرکت های هماهنگ مجریان فساد و توسعه cd  های خلاف عفت توسط شبکه های فساد ، نشانگر آن است که سازماندهی دقیقی در این پیکار از سوی عوامل ناتوی فرهنگی ، پشت پرده و نیز آشکارا در جریان است . که راه های مقابله با آن عبارتند از : شناخت دقیق توطئه های ناتوی فرهنگی در داخل و خارج کشور و راه مقابله با آن ها و بستن راه های نفوذ دشمن و شناخت دقیق ویژگی های رفتاری ناتوی فرهنگی در داخل و نیز ایجاد ساز و کار مناسب برای مقابله با آن است .

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)