برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

راهکارهای فرهنگی درتوسعه ی پژوهشگری در ایران

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

راهکارهای فرهنگی درتوسعه ی پژوهشگری در ایران
ژاله بهشتی

 

1- مقدمه:
تردیدی نیست که مطالعه و تحقیق در تاریخ و فرهنگ ملی ما از نخستین و مهمترین وظیفه های دانشگاهی در زمینه پژوهشهای علمی است. در حقیقت این نکته ضروری می نماید که هر ملتی خود را چنانچه بوده و چنانچه هست بشناسد و با عرضه کردن تحقیقات حقیقی و بی تعصب، دیگران را نیز به احوال خود آشنا کند. در ایران امروز، محقق همواره در انجام تحقیقات، خواه پیش از طرح و تصویب، خواه حین اجرا و خواه پس از آن با مصائب، مسائل و مشکلات نسبتاً گوناگون و فراگیری مواجه است. روابط نا سالم و نابرابر بین مجری تحقیق و گروه همکاران به ویژه تیم دانشجو یا تازه فارغ التحصیل، روابط معنا دار واگذاری پروژه های تحقیقاتی به افرادی که از سالها پیش برای خود نام و کام گسترده ای گشودند، عدم اطلاع رسانی و همکاری سازمانها و دستگاهها در ارائه اطلاعات، عدم انتشار یافته های تحقیقاتی پیشین، دورنگی و دوچهرگی در عرصه تحقیقات، وجود تحقیقات گاه فانتزی و غیر کاربردی و لذا بایگانی شدن بسیاری از یافته های تحقیقاتی از این دست و هراس از طرح مسائل حاد و بحران زای فرهنگی در جامعه و دهها عنوان مسائل خرد و کلان از جمله مسائلی است که نویسنده را برآن داشته، با ارائه راهکارهای فرهنگی گامی هر چند کوچک در بهبود وضعیت بخش علم و پژوهش در کشور بردارد.امید است مسئولین و دست اندرکاران توسعه و پژوهش در کشور با اجرایی نمودن هر یک از این راهکارها، نه تنها تحولی در تعداد پژوهشگران ایران در مقایسه با چند دهه قبل ایجادکنند بلکه با ایجاد شرایط لازم اندیشه های خلاق پرورش دهند، تا توسعه پژوهشگری در ایران، مطابق استانداردهای جهانی گردد.


2- اهداف مقاله
در این مقاله اهداف زیر مورد بررسی قرار می گیرد:
الف) هدف کلی

بررسی حاضر ناظر بر شناسایی و تحلیل مجموعه موانع فرهنگی موجود در فرار راه توسعه علم و پژوهش کشور جهت دستیابی به راهکارهای کلان در راستای اصلاح و بهبود ساختارهای فرهنگی توسعه علم در جامعه ایران امروز می باشد. به صورتی که، فرهنگ عمومی کشور تحت تاثیر منش و خصوصیات فرهنگی علم و اجتماعات علمی و پژوهشی قرار گیرد.

ب) اهداف جزئی
• شناخت موانع و مسائل فرهنگی توسعه علم و پژوهش در جامعه علمی ایران امروز که به نوبه خود متاثر از ساختارهای فرهنگی عمومی کشور است.
• ارائه راهکارهای پیشنهادی برای رفع موانع فرهنگی موجود در توسعه علم و پژوهش در کشور از نقطه نظر نهادی و ساختاری
• ارائه راهکارهای پیشنهادی برای رفع مشکلات فرهنگی پژوهشگران کشور

3- مفاهیم بنیادی در بررسی توسعه پژوهشگری

در بررسی حاضر مفاهیم زیر مکررا" مورد استفاده قرار گرفته است، لذا لازم است شرح مختصری در مورد هر یک از آنها داده شود:
الف) تحقیق: پژوهشگران و مولفان در کتب و منابع مربوط به روشهای تحقیق، تعاریف مختلفی نموده اند. یک تعریف ساده و در عین حال عملی از تحقیق عبارت است از:" مقابله فکر و اندیشه با واقعیت."(1) از این تعریف، چنین استنباط می شود که تحقیق دو بخش نظری و عملی دارد. بخش نظری در برگیرنده جنبه های فکری تحقیق است و بخش عملی آن جنبه های مربوط به کسب واقعیتها و داده ها را شامل می شود. در پایان، وظیفه محقق مقابله و مقایسه بین این دو بخش است. یعنی محقق اندیشه هایش را در مورد موضوع در دست تحقیق، با اطلاعات جمع آوری شده در کنار هم می گذارد و از طریق مقایسه این دو بخش، به این نتیجه می رسد که آنچه پژوهشگر درباره یک موضوع خاص می اندیشیده با آنچه واقعیتها بیان می کنند تا چه حد به هم نزدیک می باشند.
ب) توسعه: عبارت است از یک رشته کم و بیش خطی از تغییرات، که طی آن از روشهای ابتدایی به روشهای پیچیده تر تولید می رسیم و از سختیهای روزمره زندگی، به یک زندگی راحت تر، به یاری پیشرفتهای فن آورانه نائل می آییم. پطروس غالی در مصاحبه ای با لومند در پاریس در 4 اکتبر 1994 می گوید: "توسعه را نمی توان تنها به رشد اقتصادی محدود کرد، بلکه شامل بعدی سیاسی، انسانی و زیست محیطی و همچنین فرهنگی است."(2)
ج) شایسته سالاری: انتخاب مدیریتهای علمی و پژوهشی کشور و ارزیابی عملکرد آنان را مبتنی بر شایستگی و تخصص را گویند.
د) پول محوری: با وابستگی منابع اقتصادی جامعه ایران به بخش دولتی و کارفرمایان و کارگزاران آن، گرایش پول خواهی و درآمدزایی و به نوعی سودخواهی های مفرط بر انجام تحقیقات علمی فارغ از هر گونه ارزش گزاریهای غیر علمی سایه افکنده و روحیه پول محوری را تقویت کرده است.

4- طرح و بیان مسائل و راهکارهای فرهنگی
یکی از ابزارهای توسعه پی ریزی ساختارها و نهادهای علمی و پژوهشی است، به طوریکه بدون تحقیق، تلاش برای دستیابی به شاخصهای توسعه‌ای امروز دنیا سرابی بیش نیست. در جامعه امروز ایران، درصد ناچیزی از درآمد ناخالص داخلی صرف امور پژوهش و تحقیق می‌گردد، متاسفانه بهره وری از همین مقدار کم نیز به دلیل وجود موانعی چون مسائل مالی، تجهیراتی، مدیریتی و فرهنگی، از وضعیت مطلوب و قابل قبولی برخوردار نیست. علم و پژوهش در جامعه ایران علاوه بر اصول، روش و ابزارهای پژوهشی، دارای الزاماتی است که بدون آن امکان انجام تحقیق عینی و شناخت دقیق پدیده‌ها و مسائل وجود نخواهد داشت. یکی از این الزامات، زمینه سازی ساختار فرهنگی هر جامعه از جمله جامعه ایران می‌باشد، به نحوی که با اشاعه فرهنگ علمی و پژوهشی در کشور، برنامه ریزان و مدیران و پژوهشگران کشور بتوانند این مهم را تسهیل و بهبود بخشند.تحقیق حاضر نمایانگر راهکارهای پیشنهادی جهت رفع موانع فرهنگی است که فراروی محققان و پژوهشگران جامعه ایران قرار دارد. اینک به بررسی پاره‌ای از این راهکارها می‌پردازیم.

4-1-بسط روحیه نقد جویی و نقد پذیری و زمینه سازی تحقیقات ریشه‌ای و بنیادین
در فرهنگ جامعه علمی امروز ایران، انتقاد نکردن از یکدیگر و عدم پذیرش انتقاد دیده می‌شود. نتیجه وجود این ویژگی فرهنگی، شکل نگرفتن گروه انتقاد کننده و خالی بودن تحقیقات انتقادی، ریشه‌ای و بنیادین است. "توسعه علمی به این معنی است که ساختار علمی جامعه وارد مرحله محاسبات عقلانی و یافتن روابط ضروری بین اشیا شده تا بتواند از بهار طبیعت و پدیده‌های مورد نظر به نفع بشر استفاده ببرد.... ما هیچگاه شاهد چینن ساختار خود جوش در جامعه ایران نبوده‌ایم."(3)عینیت در علم به معنای عام عبارت است از"اجتناب از داوری‌ها در پژوهشهای علمی و از جمله ارکان آن، حذف سلایق شخصی و دخالت ندادن عواملی چون نژاد، مذهب، ملیت، اخلاقیات و موضع سیاسی در پژوهش است."(4) گاهی ماهیت موضوع تحقیق به صورتی است که از لحاظ فرهنگی طرح آن ایجاد مشکل می‌کند. مثلاً در جامعه سنتی، طرح مسائلی چون روابط زناشویی، میزان درآمد، اعتقادات دینی و .... در قالب رابطه‌ای علمی و پژوهشی دشوار و حتی در مواردی غیر ممکن است. به طور کلی در تحقیقاتی که مواد اولیه تحقیق اطلاعات شخصی افراد جامعه می‌باشد، محدودیتهای فرهنگی زیادی فرا راه محقق قرار می‌گیرد. در این راستا راهکارهای زیر می‌توانند موثر واقع شوند.• اصلاح آموزه‌های تربیتی و آموزشی در آموزش عمومی و عالی در جهت نقدپذیری، انتقاد گری و تحمل آرای یکدیگر از طریق باز آفرینی محتوا و روشهای تدریس• ایجاد و تضمین فضای با ثبات و امن سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای پژوهشگران در نقد و پرسشگری پیرامون مسائل حساس سیاسی، اجتماعی، دینی و ارزشی در جامعه.

4-2-دوری جستن از تعصبات شخصی، تعصبات علمی، تعصبات غرب گرایی و غرب ستیزی
تعصب شخصی ناشی از خانواده گرای و حلقه‌های خویشاوندی است که گاه در روند تحقیقاتی کشور، افراد محقق را به گناه خویشاوند نبودن از صحنه حذف می‌نمایند. تعصب ملی نیز همان است که عده‌ای از محققان چنان به تمجید فرهنگ و تمدن ایرانی می پردازند که در تبین مسائل و مشکلات موجود و واقعیات تاریخی هرآزاد اندیشی را مبهوت می‌کنند. در رویا رویی با غرب نیز چنین تعصباتی به چشم می‌خورد خواه در غرب گرایی، خواه در غرب ستیزی. بطور کلی عده‌ای تمام غرب را منحط می‌شمارند و برخی دیگر غرب را تمام و کمال مورد تایید قرار می‌دهند. البته در زمینه تحقیقاتی همواره باید میانه روی را پیشه خود سازیم و به مصداق گفته ملک شعرای بهار عمل نماییم یعنی باید"علم غرب را به معده شرق آورد تا آن را هضم کند و با تن خود انضمام دهد."(5) از مسائلی همچون تاکید مبالغه آمیز بر مفاخر، مفاهیمی همچون "ایران دارای فرهنگ غنی و بسیار عمیق است" و یا "هنر نزد ایرانیان است و بس" دوری نماییم. همچنین راهکارهای زیر می‌تواند کشور را در توسعه پژوهشگری یاری دهد:
• اعمال روشهای تربیتی و آموزشی و کار گروهی در آموزش عمومی و عالی
• گسستن حلقه‌های تنگ خاص گرایی از حیث روابط نسبی، قومی، زبانی و مذهبی در پژوهشهای ملی و کمک به توسعه انجمنهای علمی – فرهنگی در رشته‌های مختلف علمی و بخشهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهت تقویت رقابت در کسب توفیقات اجتماعی و اقتصادی
• مزایده فرصتهای اقتصادی و اجتماعی بر پایه مزیتهای پژوهشی افراد در یک رقابت سالم و پویا

4-3-تمایز نقش و جایگاه ساختارهای علمی و فنی در جامعه(تمایز علم و عالم، دانش و دانشوری)
در جامعه ایران امروز، نقش محقق از ارزش لازم و کافی برخوردار نیست و لذا هر فردی از نهادهای دینی، سیاسی و اخلاقی و فارغ از هر گونه تخصص گرایی و انطباق دانش با عمل، وارد حوزه تحقیقاتی شده و به خود اجازه ابراز نظر، ارزشیابی، طرح مسئله و نظارت و سیاستگزاری می‌دهد.انحصار حوزه اندیشه ورزی به اصحاب دین در طول سده‌های متمادی منجر به سیطره معرفت دینی بر معرفت علمی گردیده و علیرغم تفاوت این دو در ابزارها، مبانی، شکلهای بیان و نظریه پردازی، روشهای تحقیق و نیز ورود علم نوین از 70 سال پیش تا کنون به درون کشور هنوز بین نقشهای علما و سایر اصحاب معرفت تمایزی نبوده و مفهوم علم و عالم با دانش و دانشوری یکسان تلقی شده و همه افراد درگیر در حوزه اندیشه ورزی در حوزه‌های متعدد و معرفتی در حوزه‌های تداخل پذیری همچون علوم انسانی، اجتماعی دخالت می‌کنند. در این راستا، تمایزهای شناختی در اندیشه‌ها و افکار تصمیم گیران و گاه تصمیم سازان باید به گونه‌ای شود که با ایجاد فاصله بین ایده‌های علمی و ایده‌های اخلاقی، پیشرفت آنچه که گلیسپی" لبه عینیت" ایده‌های علمی می‌خواند، شدیدتر شود.(6)

4-4-اثر گذاری فرهنگ علمی بر فرهنگ مردمی
زبان روزمره و نا رسایی مفاهیم، تعابیر و معادلهای واژگان و اصطلاحات علمی در نزد عموم مردم منجر به جدایی روزافزون فرهنگ علمی از فرهنگ عمومی شده و به جای ایجاد زمینه‌های اثر گذاری فرهنگ علمی بر فرهنگ عمومی، رابطه آنها به شکاف معنایی و شناختی منجر شده است و در نتیجه درک متقابل بین این دو فرهنگ و اعضای آن بوجود نمی‌آید. در جامعه ایران حتی نتایج تحقیقات نیز نزد عامه مردم جایی باز نکرده است و اعتماد به کار محقق وجود ندارد و از تحقیقات اجتماعی دفاع به عمل نمی‌آید. صاحبنظری در این زمینه می‌گوید: "ترجمه و اقتباس از مطالعات غربی و انتقال آنها و نبودن توانایی انطباق مفاهیم مربوطه با شرایط و موقعیتهای ایران عامل عمده در محدودیت ارتباط محققان با مردم بوده است."(7)بنابراین در شرایط مذکور باید سعی نمود شکاف معنی شناختی زبان علمی و زبان عامه مردم را کمتر نمود به گونه‌ای که گاه حتی مختصات زبان علمی بر زبان عامه سایه افکند.از سوی دیگر دید ایستا در مورد وضع واژه‌ها هنوز گریبانگیر فرهنگستانها و متخصصان ماست. در بسیاری موارد معادل یک اصطلاح علمی یک ترکیب نحوی پیشنهاد می‌شود بدون توجه به این که ترکیب نحوی معمولاٌ قابلیت این را ندارد که واژه‌ای رشدپذیر شود. این دید ایستا و بازتابهای آن باید در جامعه کنونی ایران حذف شود. درحقیقت واژه را باید یک موجود زنده پنداشت و آن را با قابلیت رشد خلق کرد. رشدپذیری واژه حتی بر تفکر کاربران واژه تاثیر می‌گذارد و خلاقیت آنها را افزایش می‌دهد. و بدین ترتیب از برخی از کاستی‌ها و دشواریهای زبانی در محیط کار پژوهشی جلوگیری به عمل می‌آید.

4-5-مبارزه با فئودالیسم سازمانی
مشکل دیگری که به مثابه مانع راه تحقیقات در ایران مطرح است وجود ارتباطات شخصی و تاثیر زیاد آن بر سازمانهای تحقیقاتی است. این مشکل که به تعبیر یکی از صاحبنظران "فئودالیسم سازمانی" نام گرفته، اشاره به وجود " نوعی گرایش به گریز از تمرکز و تمایل به دسته بندی و خود کفایی در رابطه با سازمان کلی جامعه دارد... که اساس آن بر نوعی روابط اجتماعی مبتنی بر خویشاوندی و روحیه دوست بازی و آشنا پرستی استوار است و یاد آور نظام اجتماعی خانمانی، طایفه‌ای و محله‌ای جامعه سنتی است."(8) تاثیر این عامل گاه به قدری شدید است که باعث می‌شود شخص و سازمان تشکیل یک پیکره را بدهند. به عنوان مثال گاهی مشاهده می‌شود موسسات تحقیقاتی با اتکا به شخص یا اشخاصی خاص شکل گرفته اند و با جابجایی و انتقال آنها وضع دگرگون می‌شود و طرحهای تصویب شده، جملگی رد می‌گردند، پروژه‌های در حال اجرا به تعلیق در می‌آید و به طور کلی سازمان، سازمان دهی خود را از دست می‌دهد. به علاوه بسیاری از حرکتهای انجام شده به نام نقد بیش از آنکه معطوف به محتوای علمی آثار نقد شده باشد، عمدتاً با هدف تحقیر و از میدان به در کردن حریف صورت می‌گیرد و در بیشترموارد جنبه توهین و هتک حرمت به خود می‌گیرد. به عنوان مثال، برخی از پژوهشگران صرفاً با انگیزه اتصال به منابع توزیع قدرت و ثروت و برخورداری از امتیازات مادی، حتی حاضر به نمامی و سخن چینی راجع به فعالیتهای علمی همکاران خود می‌شوند، بدون این که در این میان موضوع اصلی که همانا محتوای اثر یا آثار تولید شده است مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. به تعبیری، در اظهار نظرها و نقد تحقیقات ملاحظات شغلی و فردی تعیین کننده تر از ملاحظات علمی است. در چنین شرایطی که فضای علم تحت تاثیر قواعد قرار می‌گیرد، امکان تحقیق به ندرت پیش می‌آید.
در صورتی که در جامعه، علم بر قدرت سایه افکنده و ورود به قلمرو علم و دانش تنها از طریق تخصص انجام پذیرد و ورود به عرصه پژوهش از همان ابتدا از طریق پیش شرطهای خاص گزینشی انجام نپذیرد، استعدادهای درخشان وارد حوزه علم و تحقیق شده در نتیجه شاهد پیشرفتهای عظیمی در عرصه‌های شغلی و تحقیقاتی کشور خواهیم بود.

4-6-مبارزه با پنهان کاری و پوشیده گویی
بخش عمده‌ای از پژوهشهایی که در ایران انجام می‌گیرد به دلایل گوناگون که گاه به پژوهشگر و گاه به کارفرمای پژوهش مربوطه ارتباط دارد در معرض اطلاع سایرین اعم از محققان و مردمان عادی قرار نمی‌گیرد. این مشکل از چند نظر قابل بررسی می‌باشد:
الف) محرمانه بودن اطلاعات: بسیاری از داده‌های آماری مثل نتایج حاصل از سرشماریها و آمارهای مربوط به آسیبهای اجتماعی محرمانه تلقی می‌شوند و کمتر در اختیار محققان و به ویژه پژوهشگران دانشگاهی قرار می‌گیرند.
ب) وجود موانع اداری و دسترسی به اطلاعات: بسیاری از محققان برای دسترسی به اطلاعات مورد نیاز خود ملزم به مراجعه به سازمانها و کتابخانه‌های خارج از محل کار خود هستند ولی متاسفانه مقررات و ضوابط کتابخانه‌ها و ارائه خدمات به محققان مراجعه کننده از سایر مراکز بسیار دشوار است و در اکثر کتابخانه‌های دانشگاهی به سادگی امکان دسترسی به کتاب، اسناد و بانکهای اطلاعاتی برای افراد غیر دانشجو و غیر عضو فراهم نیست.(9)
ج) ارائه اطلاعات نادرست: این مسئله ناشی از عدم تمایل سازمان اطلاعات به ارائه مخاطبان خود یا عدم اعتماد سازمان به آمارهای ارائه شده می‌باشد. تهیه آمار و اطلاعات نیاز به تخصص دارد که متاسفانه در جامعه ما به وفور یافت نمی‌شود. ضعف در جمع آوری اطلاعات باعث شده که آمارها با یکدیگر اختلاف داشته و این امر سبب می‌شود که محقق به تنهایی به جمع آوری اطلاعات بپردازد. به عنوان مثال اگر تعداد دامهای کشور همان مقدار باشند که واکسینه شده اند دولت باید از واردات گوشت بی نیاز باشد در حالیکه حقیقت جز این است.
د) فشارهای سیاسی: محقق در کشور باید از مصونیت سیاسی برخوردار باشد و همین امر سبب می‌شود تا تحقیقات بیشتر جنبه بی طرفانه داشته باشند.
راهکارهای پیشنهادی زیر در مبارزه با مشکلات ذکر شده می‌توانند موثر واقع شوند:
• آزاد سازی اطلاعات و رسانش آن از طریق ایجاد بانکهای اطلاعاتی و اتصال تمامی سازمانها به شبکه فراگیر محلی- ملی و عدم مداخله علایق و سلایق فردی و شخصی در تبادل اطلاعات.
• ایجاد تسهیلات جهت انتشار یافته‌های پژوهشی، نظریه‌ها و دیدگاههای مختلف از طریق ابزارهای مطبوعاتی، انتشاراتی و الکترونیکی و شبکه اطلاع رسانی
• اصلاح قوانین مربوط به آزادی بیان و نشر عقاید در قالب مطبوعات و انتشارات تضمین مالی و جانی صاحبان اندیشه در رشته‌های مختلف علمی

4-7-تبدیل پژوهشهای فردی به انجام پژوهش به صورت جمعی و ایجاد اعتماد به یکدیگر
"خصیصه تفرد در واقع ناشی از فرهنگ قبیله‌ای حاکم بر نظام سیاسی- اجتماعی جامعه ایرانی است که در آن روابط مکانیکی بوده و افراد در کنار هم قرار گرفته ولی پیوستگی ضروری و ارگانیکی با یکدیگر ندارند و هر کس کار خودش را می‌کند و حیات جمعی برای او ارزش و اهمیت نخستین را ندارد."(10) عدم همسویی منافع فرد با جمع و شکاف منفعتی بین آنها و وجود فضای نا امن در عدم اعتماد افراد به یکدیگر و لذا عدم تعلق به فعالیتها و عضویتهای گروهی در عرصه فعالیتهای علمی - پژوهشی، قائم به جزء بودن تلاشها و یافته‌های علمی و آسیب پذیری بیشتر آن یافته‌ها بر اثر عدم شبیه سازی و انتقال آن به سایر اعضای یک تیم یا گروه ذینفع یا همسو از جمله مختصات چنین بعدی از فرهنگ علمی - پژوهشی در جامعه ایران امروز است. برخی نیز معتقدند "انگیزه فعالیتهایی موسسات و سازمانهای دست اندر کار تحقیق معمولاً منافع خاصی است که اغلب با یک اداره یا فردی خاص گره خورده است. هماهنگی و همکاری یا تشویق نمی‌شود و یا اگر مورد نظر قرار گیرد، بیشتر به صورت ایده آلی است که کمتر به آن عمل می‌شود.کارهای جمعی در علوم انسانی- اجتماعی به ندرت اتفاق می‌افتد و کمتر به نتیجه می‌رسند."(11)
بدین ترتیب پیش بینی و باز مهندسی نظام پاداش دهی مبتنی بر کار و تلاش گروهی و جمعی، مشارکتهای گروهی با اعتماد افراد به یکدیگر و از بین بردن روحیه ترس،نا امنی و بی‌اعتمادی می‌تواند از راهکارهای مفید تخفیف تفرد و عدم اعتماد به یکدیگر در راستای توسعه علم و پژو هشگری در جامعه ایران باشند.(12)

4-8-ارزش نهادن به جایگاه تحقیق و محققان در کشور

در فرهنگ عمومی جامعه ایران هنوز پاسخ روشنی به سوال همیشگی "علم بهتر است یا ثروت" داده نشده است. ضعف بنیانهای مالی و معیشتی بسیاری از اندیشه ورزان، نا امنی اجتماعی حیات فردی، شغلی و اقتصادی محققان، تداخل افراد نا محرم در حوزه‌های علمی و ملوث کردن چهره واقعی آن، تضادهای کم و بیش بین صاحبان علم و تحقیق و اصحاب قدرت و سیاست و به تعبیری تضادهای بین محققان آزاد و مستقل با محققان رسمی و دولتی، همه دست به دست هم داده اند تا مقام محقق را بی ارزش و کم اهمیت جلوه دهند. باورهایی مانند احترام به علم وعالم در صورت، ظاهر بسیار والا و گرانبها هستند در حالی که تناقض بین شئون اقتصادی و اجتماعی در کشور با جایگاه شایسته اشتغال به تحقیق و علم و اندیشه ورزی از یک سو و معیشت و سطح زندگی در جامعه و بازخورد آن در ذهن و اندیشه پژوهشگران، محقق را به کاسب کاری در تحقیق و آلایش دامان علم و تحقیق یا حاشیه نشینی سوق می‌دهد. موضوع دیگری که در همین مورد قابل تامل است به رفتار سازمانی مربوط می‌شود. سازمانهایی که تمایل به انجام فعالیتهایی پژوهشی دارند عمدتاً به دلیل مشکلات اداری- مالی خود، نقش محقق را با نقش کارمند اداری یکسان دانسته و انتظار حضور پژوهشگران در محل کار خود را دارند و براساس تعداد ساعات حضور در اداره به جای میزان فعالیتهای تحقیقی انجام شده حق الزحمه‌های ایشان را پرداخت می‌نمایند و این امر منجر به کاهش فعالیتهای پژوهشی و تبدیل پژوهشگران به کارمندان اداری و تنزل یافتن پژوهشگران می‌گردد.در این راستا ترویج فرهنگ علم ، اندیشه ورزی و پژوهشگری در جامعه از طریق نهادهای آموزش عمومی، عالی و رسانه‌های جمعی و همچنین الگو سازی و شخصیت پردازی در علم و پژوهش از طریق فعالیتهای فرهنگی و تبلیغی مناسب و تمهید نظام پاداش دهی وارج گزاری بر محققان و دانشمندان می‌تواند از راهکارهایی ارتقا و بهبود جایگاه محققان در جامعه به شمار آید.

4-9- پذیرش علم و فن جدید و ارزش نهادن به خلاقیت و کار آفرینی در مقابل سنت تقلید
ریشه تقلید را می‌توان در نوعی تن آسایی و فرار از مسئولیت تفکر و قبول تعهدات مربوط به یک تصمیم آگاهانه و عاقلانه دانست. یکی از متفکران در خصوص تقلید می‌نویسد:"هرگاه اجتماعات بشری به افراد خودشان و در خیالات، آزادی نبخشند و ایشان را مجبور کنند که هر چه از آبا و اجداد و اولیای دین مقرر است بر آن اکتفا کنند و عقل خودشان را در امور کارگر نسازند، افراد آنها شبیه اسبهای آسیا بند که هر روز در دایره معینی گردش می‌نمایند."(13)در نتیجه اصلاح نظام ترفیع و پاداش دهی در آموزش عالی و نظام پژوهشی بر پایه ارزشگزاری به تحقیق، نوآوری و خلاقیت و اختراع علمی فارغ از کپی برداری و تقلیدها و ترجمه‌های صرف و اصلاح ترفیع نظام شغلی وپاداش دهی در نظام اداری و بخشهای صنعت و کشاورزی و رشته‌های مختلف فعالیتهای علمی و اجرایی مبتنی بر ارزش گذاری به نو آوری و ابداع و خلاقیت می‌تواند از گامهای موثر درمبارزه با مشکلات ذکر شده و توسعه پژوهشگری محسوب گردند.

4-10- کاهش وابستگی به منابع قدرت در تحقیق
در بین طبقات اجتماعی جامعه ایران اعمال قدرت برای دیگران از بالا به جای اعمال قدرت با دیگران از طریق مشارکت جویی منجر به قبول این باور شده که صاحبان قدرت تنها صاحبان حق هستند. تجربه حضور در محیطهای آکادمیک و پژوهشی حاکی از وجود روحیه و شخصیت اقتدارنگر در اجتماع علمی کشور است، پژوهشگران در چنین محیطی به دنبال برآورده ساختن اهداف خویش تن به وابستگی می‌دهند تا از یک سو امکان تغذیه طرحهای تحقیقاتی خود را فراهم کنند و از دیگر سو از فشارهای سیاسی و فرهنگی محیط، خود را وا رهانند. اراده و عمل بیش از آنکه متوجه شناخت باشد معطوف به قدرت و در نهایت سر سپردگی می‌شود و علم بیش از آنکه در دست افراد شایسته قرار گیرد، به عنوان پاداش در اختیار افراد خاص قرار می‌گیرد. راهکارهایی که جهت کاهش وابستگی به منابع قدرت در تحقیق می‌توان ارائه داد عبارتند از:
• توسعه نهادهای مدنی جهت توزیع و تکثیر منابع قدرت و اطلاعات و خروج از انحصارگرایی در استفاده از راهها و فرصتهای محدود جامعه در راستای شایسته سالاری
• اصلاح نظام جذب نیروی انسانی بر پایه آزمون‌های تخصصی، شایسته سالاری و عدالت جویانه و پرهیز از رابطه مداری صرف در این بخش

4-11- تقویت شایسته سالاری و تخصص گرایی در تحقیق
در جامعه امروز ایران به جای شایسته سالاری مبتنی بر تخصص و دانش، رابطه‌های سیاسی، پیوندهای خونی، خویشاوندی، پیوندهای اقتصادی و سلایق و علایق دیگر نقش اصلی را ایفا کرده ودر انتصاب و جابجایی وضع مدیران مراکز علمی _ پژوهشی ملاک عمل قرار می‌گیرد.در این جا نحوه برخورد جامعه با تحقیقات اجتماعی از دو جنبه بر عمومیت یافتن یافته‌های تحقیقاتی اثر منفی می‌گذارد: نخست آن که در جامعه ما هر کس بدون دارا بودن تخصص خود را مجاز به تحلیل و تفسیر می‌داند. دوم بسیاری از مردم جامعه، که به فعالیتهای تحقیقاتی می‌پردازند به دلیل برخی باورهای نادرست فرهنگی از ارائه اطلاعات به پژوهشگران خود داری می‌ورزند. در چنین وضعیتی تحقیق از مسیر طبیعی خود خارج و منحرف می‌گردد.بنابراین باید اصلاح نظام گزینش عقیدتی و سیاسی درنظام اداری – سیاسی کشور صورت گیرد و تمهید امکان حضور و جذب متخصصین در رشته‌های مختلف علمی، فارغ از اندیشه، نگرش و سوابق خانوادگی و عشیره‌ای یا وابستگی‌های سیاسی و گروهگرایانه انجام پذیرد. همچنین راهکارهای دیگر نیز می‌تواند مفید واقع شود. نخست، اصلاح نظام تصمیم گیری بر پایه یافته‌های پژوهشی در سطح ملی و جهانی و تقویت نظام تصمیم گیری و مشارکت پژوهشگران و کارشناسان در این حوزه و دوم، اصلاح نظام گزینش مدیران بر پایه شاسته سالاری، تخصص گرایی، تجریه و با عنایت به سوابق علمی و اجرایی آن.

4-12- تقویت روحیه و اخلاق جستجو گری و پرسشگری
ضعف روحیه و اخلاق جستجو گری و پرسشگری به عنوان یک منش علمی در فرهنگ جامعه ایران امروز از دیگر مختصات منفی است که مانع گسترش علم و پژوهش در کشور می‌گردد. به بیان دیگر بدلیل خلاء آموزشهای مبتنی بر خلاقیت، اندیشه ورزی، جستجو گری و تحقیق، دانش آموختگان جامعه نیز به طرح مسائل واقعی نمی‌پردازند و دلمشغولی آنان پاسخگویی به مسائل و موضوعهای پر چالشی نیست که در محیط اجتماعی و طبیعی خود با آن مواجه هستند و محققان به مصداق عوام الناس که نمیدانم را راحت جان می‌پندارند، پاک کردن صورت مسئله و یا طرح نکردن آن را بهترین، سهل ترین، کم خطر ترین راه می‌دانند. راهکارهای ارتقای اخلاق پرسشگری و اشاعه نقدپذیری و انتقادگری در امر تحقیق و به شرح ذیل می باشد:
• اصلاح سیاستهای آموزشی در نظام آموزش عمومی از حافظه مداری به پرسشگری و نقادی، شک گرایی سازمان یافته و معطوف به اهداف خلاقیت و نوآوری.
• اشاعه فرهنگ و آموزه‌های انتقادگری، نقدپذیری و تولید گری در آموزش و تحقیق در نظام آموزش عالی، دانشگاهها و مراکز پژوهشی و همچنین واحدهای پژوهشی سازمانها و دستگاههای اجرایی کشور از طریق بهره گیری از روشهای آموزشی و نظارتی.

4-13 – کاهش پول محوری در انجام تحقیقات
با وابستگی منابع اقتصادی جامعه علمی ایران به بخش دولتی، گرایش پول خواهی و درآمدزایی و به نوعی سودخواهیهای مفرط بر انجام تحقیقات علمی سایه افکنده و روحیه پول محوری را تقویت کرده است. کارگزاران تحقیقاتی نیز بدون چشمداشت، به واگذاری طرحهای تحقیقاتی روی نمی‌آورند. چنین رویکردی، آفتهای دیگری نیز به دنبال دارد ازجمله: سوق دادن جریان تحقیقات به سوی تامین نظر کارفرمایان و تثبیت آنچه آنان خواسته اند. از آنجا که اکثر پژوهشگران در تامین هزینه‌های تحقیقاتی خویش با مشکلات مواجه اند، ملزم به تامین منابع مالی مورد نیاز خویش از موسسات دولتی و خصوصی هستند. این نقطه ضعف را در رفتارهای بخش قابل توجهی از پژوهشگران نسل جدید می‌توان ملاحظه نمود که صرفنظر از ماهیت تحقیق، نتیجه آن و کاربردی که می‌تواند داشته باشد، صرفاً برای دریافت حق التحقیق به فعالیتهای پژوهشی می‌پردازند.
برای جبران این مشکلات راهکارهای زیر ارائه می‌شود:
• بهبود وضع بودجه تحقیقات در کشور و شفاف سازی فعالیتهای غیر پژوهشی از پژوهشهای علمی و اختصاص اعتبار کافی برحسب شایستگی یا تجربه، تخصص و نیز زمان انجام پروژه‌های تحقیقاتی.
• ایجاد صندوقهای اعتباری ویژه پژوهشگران در نظام آموزش عمومی، عالی و پژوهشی جهت حمایت از پژوهشگران جوان و کارآمد.
• دادن اولویت هزینه‌ای در بودجه سازمانها و دستگاههای اجرایی به تحقیقات و کاهش تاثیر پذیری تحقیقات از کمبود بودجه و عدم تخصیص کامل یا به هنگام اعتبارات پژوهشی.
• بازنگری و اصلاح دستمزدها در بین اجتماعات علمی و پژوهشگران متناسب با شان علمی و اجتماعی آنان در جامعه.

4-14- انجام پژوهش براساس نیازهای جامعه
"یکی از شاخصهای مهم ترقی و پیشرفت دانشگاهها میزان فعالیتهای پژوهشی و تحقیقاتی است."(14) سالانه تعداد زیادی پژوهش در دانشگاهها انجام میشود که فقط تعداد کمی از آنها به عمل تولید محصول منجر میشود و بسیاری از آنها صرف انتشار در مجلات معتبر خارجی می شود. طبیعی است کار جدید علمی شاید سالها از ارائه آن بگذرد تا صنعتگران آن را به صورت عملی در صنعت پیاده سازند چون برای پیاده سازی علوم جدید باید صحت یا سقم آنها مشخص شود.
در زمان گذشته استاد فقط باید مقاله نویسی می‌کرد اما امروز زمان فرق کرده است. "در دوره جدید باید حس کنیم زایش علمی ‌داریم. کار دانشگاهها علاوه بر مقاله نویسی، بحث تجربی و آزمایش قوه‌ها نیز هست. اساتید ضمن این که به تولید مقالات علمی می‌پردازند، آنها را در دانشگاه خود، به بوته آزمایش و عمل می‌گذارند. بنابراین تولید علم و تبدیل علم به نوآوری باید همزمان و همراه هم صورت گیرد."(15) در این راه مسئولان کشور می‌توانند کمک زیادی کنند برای مثال می‌توانند منابعی را که با دانشگاهها همکاری علمی ‌دارند از مالیات معاف کنند. ولی متاسفانه در کشور صنایع بدلیل انحصاری بودن کمترین اهمیت را به پژوهش و تحقیق می دهند.
از سوی دیگر در زمینه تبدیل دانش فنی و تحقیقات به عمل در کشور با مسئله بسیار پیچیده‌ای روبرو هستیم. 70 تا 80 درصد تحقیقات موجود خریدار ندارند چون برحسب شرایط و احتیاجات صورت نمی‌گیرند. تا زمانی که پژوهشها براساس اعلام نیاز سازمانها یا ارگانها صورت نگیرد و به نیازهای جامعه توجهی نشود، پژوهشها به عمل تبدیل نمی‌شوند و خریداری ندارند.
به طور کلی پژوهشها را می توان به دو دسته تقسیم نمود.
الف) پژوهشهایی که در داخل سازمانها و ارگانها براساس نیاز آن واحد صورت می‌گیرد. در واقع این سازمانها برای حل مشکلات خود از نتایج تحقیقات استفاده می‌کنند.
ب) تحقیقاتی که برای پروژه‌های کارشناسی ارشد و دکترا انجام می‌پذیرد. در این دسته از پژوهشها دانشجو ملزم است برای دریافت مدرک یک یا چند مقاله در مجلات معتبر خارجی چاپ کند که نیازهای واقعی جامعه را برآورده نمی‌سازد. نیازهای واقعی جامعه در حقیقت نیازهایی است که در کشورهای پیشرفته سالها پیش مورد تحقیق قرار گرفته ولی هنوز در کشورهایی چون ایران نیاز اساسی محسوب می گردد. ولی به دلیل قدیمی بودن نیازها در مجلات معتبر جهانی چاپ نمی‌شود. اگر مقررات موجود در دانشگاهها تغییر یابد و به جای انتشار مقالات در مجلات معتبر خارجی، انتشار مقالات در مجلات معتبر داخلی ملاک شود می‌توان به هماهنگی پژوهشهای صورت گرفته در دانشگاهها با نیازهای جامعه دست یافت.

4-15- بین المللی کردن دانشگاهها و موسسات آموزشی و ارتباط با دانش نوین
دانشگاه اردوگاه آکادمیک است و باید به دنبال افزایش علوم جدید باشد و هیچگونه محدودیتی نسبت به تولید علم و دستیابی به علوم جدید در دانشگاهها وجود نداشته باشد. باید دانشگاهها بین المللی شود و دانشجویان و اساتید مختلف در دانشگاههای ایران مشغول به کار شوند تا این روابط بین المللی سبب شود ارتباط با دانش نوین راحتتر شود.

4-16- نظارت بر بودجه های پژوهشی جهت الویت بندی تحقیقات
بسیاری از سازمانهای دولتی که بودجه‌های اختصاصی برای پژوهش می‌گیرند به سراغ دانشگاهها نمی‌آیند. با آن که قانون آنها را ملزم به ارتباط با دانشگاه و انجام پژوهشهای تحقیقاتی کرده است ولی آنها بودجه‌های پژوهشی را صرف هزینه‌های غیر پژوهشی یا پژوهشهای سطحی می‌کنند و در پایان با ارائه کار و ارقام بودجه‌های پژوهشی را مصروف شده اعلام میکنند. این آمار و ارقام در صورتی که یک متولی واحد پژوهش در کشور وجود داشته باشد به راحتی پذیرفته نخواهد شد. همانگونه که قبلاً اشاره شد برخی از پروژه‌ها در بستر صنعت شکل میگیرند و به انجام میرسد اما پروژه‌های دانشگاهی در قالب پایان نامه‌های دوره‌های تحصیلات تکمیلی در افقهای دورتر به عمل تبدیل می‌شود. اگر در کشور سازمانی ایجاد شود که به طبقه بندی مقالات علمی و پژوهشهای انجام شده بپردازد و براساس اولویت‌ها و نیازهای جامعه برای تبدیل آنها به عمل برنامه ریزی کند از هدر رفتن بسیاری از پروژه‌های علمی جلوگیری می‌شود. در حقیقت اگر در کشور متولی برای طرحهای پژوهشی وجود داشته باشد به کارگیری تفکر و نتایج کارهای علمی مورد توجه قرار گرفته و نهایت استفاده از نتایج تحقیقات علمی می‌شود.

5- نتیجه گیری
با توجه به راهکارهای پیشنهادی فوق الذکر به نظر می‌رسد بخش آموزش اعم از آموزش عمومی، عالی و همگانی در اصلاح نگرش و بهبود ساختار کارکردهای فرهنگی در نهاد اجتماعات و موسسات علمی و پژوهشی در یک افق میان مدت و بلند مدت می‌تواند زمینه تعین بخشیدن به راهبردهای کلانی باشد که در این قسمت به این دومبحث توجه ویژه‌ای می‌گردد:
الف) نظام آموزش و پرورش در حال حاضر به گونه‌ای است که به تقویت حافظه الویت داده میشود تا تفکر و تدبر در موضوعات. آنچه که در وهله اول مهم است چگونه فکر کردن میباشد. با توجه به این که دستیابی به این هدف مستلزم تدوین برنامه اجرایی و وقوع تحول در نظام آموزش و پرورش است از کوتاه مدت نمی‌توان انتظار اثربخشی سریع داشت.
ب) یکی از ضرورتهای دستیابی به نیروهای محققی که بتوانند در زمینه علوم خاص و کاربردی در جامعه موثر باشند شکل گیری متناسب آنها در دوره قبل از دانشگاه است. چنانچه از ابتدا به پرورش این توانها توجه شود قطعاً از نیروی محقق بیشتری برخوردار خواهیم شد. مهمترین عاملی که باید در سطح آموزش عالی کشور دچار تحول شود ماهیت غالب آموزش در دانشگاههاست. سمت و سو دادن به تحقیقات به نحوی که به گسترش روحیه علمی و فعالیتهای متناسب با آن بیانجامد برای شکل گیری جامعه علمی و نهایتاً کمک به ایجاد نهاد علم بسیار موثر است.
دستیابی به پروژه‌های تحقیقاتی انجام شده یا در دست انجام هنوز به آسانی صورت نمی‌گیرد. تنظیم صحیح عناوین و الویتهای تحقیقاتی کمک موثری برای دانشجویان و اساتید خواهد بود تا عنوان مناسب را برگزینند و بدین ترتیب به فرآیند انباشتگی علمی کمک نمایند.
گام بعدی در این زمینه انتشار نتایج تحقیقات است. حداقل تحقیقات دانشجویی و مدرسان دانشگاه که براساس ضوابطی مناسب تشخیص داده میشود، تکثیر و در اختیار دیگران هم گزارده شود. ازاین طریق فضا سازی لازم برای توسعه تحقیقات در سطح دانشگاه و مراکز آموزشی فراهم میگردد و به تناسب آن تحقیق و محقق از ارزش بیشتر و جایگاه بهتری برخوردار خواهد شد. چنین امری به شکل گیری انجمنهای علمی ‌و نهایتاً جامعه علمی می‌انجامد.
چنین راهکارهایی مستلزم دو راهکار بنیادین دیگر است:
• توجه تصمیم گیران کشور به توسعه تحقیقات و یافتن برنامه‌ها با شیوه‌ها و رویه‌های توسعه تحقیقات در دانشگاهها
• تامین اعتبار و امکانات لازم برای پیشبرد برنامه‌های مزبور
امید است دست اندر کاران امر پژوهش در ایران گامهایی را جهت اجرایی شدن راهکارهای ذکر شده بردارند.

فهرست منابع
(1) ساده، مهدی؛ "روشهای تحقیق با تاکید بر جنبه های کاربردی"؛ هما؛ ص 1؛ 1375
(2) محمدی، تیمور؛ "بعد فرهنگی توسعه به سوی یک رهیافت عملی"؛ موسسه زحل ؛ پیشگفتار ؛ 1376
(3) رضا قلی، علی؛ "جامعه شناسیخودکامگی؛ "نشر نی؛ تهران؛ ص 139؛1370
(4) محمدی، بیوک،" نقش احکام ارزشی در تحقیقات فرهنگی"؛ ص 89 ؛1373
(5) بهنام، جمشید؛" ایرانیان و اندیشه تجدد"؛ نشر فرزانگان؛ تهران؛ ص 106؛ 1375
(6) کتبی، مرتضی؛"نگرشهای مزاحم و مناسب تحقیقات اجتماعی"،مجموعه مقالات سمینار جامعه شناسی و توسعه؛جلد اول؛نشر سمت، 1373
(7) همان کتاب ص 266
(8) منصوری، رضا، خموم ملی برای توسعه علمی و فرهنگی
(8) همان کتاب ص 573
(9) Kamarei Zahra," obstacles to do rescarch in the developingnations";ww.sla.org/division/dpam/conferences
(10) رضا قلی، علی؛ "جامعه شناسی خودکامگی؛ "نشر نی؛ تهران؛ ص 196؛1370
(11) عبدی، عباس؛"جامعه شناسی تحقیقات اجتماعی در ایران"، مجموعه مقالات سمینار جامعه شناسی و توسعه؛ جلد اول؛ نشر سمت؛
ص 255؛ 1373
(12) Recommendations:Strengthening system for dissemination of information",www.iranngosorg/reports /sciculexch/ women
(13) بهنام، جمشید؛" ایرانیان و اندیشه تجدد"؛ نشر فرزانگان؛ تهران؛ ص 87؛ 1375
(14) دکتر رهنما. سخنرانی معاون پژوهشی دانشگاه: news/http://www.mathhouse.org
(15) محمد باقر منهاج، محتوای پژوهشهای کشور با نیازهای جامعه غریبه است.خبرگذاری مهر http://www.mehrnews.com/fa

 

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید