برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

لزوم آینده پژوهی در تعیین سبگ زندگی

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

لزوم آینده پژوهی در تعیین سبگ زندگی
حسن علي اكبري

به منظور شناخت و رسیدن به تعریفی روشن از سبک زندگی بایستی عناصر گوناگونی را درنظر گرفت از جمله این عناصر رفتار است زیرا آنچه نشانگر سبک است در رفتار مشاهده می شود. سبک زندگی باید بروز و ظهور داشته و آشکار شود تا بتوان آن را سبک تلقی کرد. عنصر دیگر ، تعمیم است . یک رفتار مادامی که در زندگی یک فرد یا جامعه عمومیت نداشته باشد ، سبک نیست. آنگاه سبک فرد یا گروهی شناسایی می شود که در زندگی آنها روش جاری باشد و همیشه توقع و انتظار رخ نمودن آن را داشته و قابل پیش بینی باشد.
همچنین سبک زندگی می تواند مطلوبیت داشته باشد یا فاقد مطلوبیت باشد یعنی در اینکه چیزی جزء سبک زندگی محسوب شود وجود جنبه ارزشی و یا عدم آن لحاظ نمی گردد.
براساس انچه ذکر شد سبک زندگی عبارت است از بایدها و نبایدهای شکل گرفته و حاکم بر زندگی مردم که رفتار غالب را در آنها بوجود آورده است. سبک زندگی شیوه عمل مردم و چگونگی گذران عمر و روشهای معمول فردی و اجتماعی زندگی آنان اعم از مطلوب یا نامطلوب تعریف می-شود.
سبک زندگی شیوه زیستن، ادب، آئین و اخلاق عملی انسانهاست که نسبتاً پایدار و باثبات است.  حالت تثبیت شده ای از عادات، هنجارها و روش های متعارف زندگی است.
آنچه سبک زندگی انسانها را شکل و سامان می دهد، همان شاکله است . براساس تعبیر قرآن کریم (قل کل یعمل علی شاکلته) شکل درونی و شخصیت انسانها، رفتار و کنش آنها را می سازد . باورها، نگرشها، حالات، روحیات، خلقیات و شاکله انسانهاست که منشأ وعقبه رفتارهای آنان است و اصولاً شکل حیات آدمی نتیجه و محصول شخصیت و شاکله اوست. این حقیقت نه فقط برای هر فرد از انسانها بلکه برای جمعیت ها و گروه ها و جوامع انسانی نیز صادق است یعنی سبک زندگی یک جامعه نیز برگرفته از شاکله آن جامعه است.
بنابراین راه هرگونه اصلاح و تکمیل سبک زندگی، اصلاح منش ها وشاکله هاست.وتغییرات بیرونی راباید ازطریق تغییر وتحولات درونی مدیریت نمود و از اراده پرورگار در این زمینه نباید غافل شد که براساس آن هرتغییری مبتنی بر تغییر درونی انسان هاست. ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.
ارتباط سبک زندگی با مقوله پیشرفت نیز از همین منظر قابل توضیح است زیرا پیشرفت جامع دارای دو جنبه روئینی و ابزاری و محتوایی و نرم افزاری می باشد. آنچه نشان دهنده  پیشرفت در محتوا و درون انسانهاست همانا سبک زندگی آنان است که کاشف از تغییرات درونی و روحی و جنبه اصلی و واقعی پیشرفت در انسانهاست.
آنچه مسلم است فرآیند تغییر و تحول در سبک زندگی  امری مستمرو پیوسته است و عوامل متعددی دست اندرکار این تغییر هستند ودر این میان عوامل محیطی و غرض آلود بسیار تعیین کنننده هستند و البته هر عاملی سهمی خاص در شکل¬گیری سبک زندگی دارد.
یافتن پاسخ به سه سئوال اصلی در مورد سبک زندگی ضروری است.
1- وضع موجود ما چگونه است؟
2- وضع مطلوب ما چگونه باید باشد؟
3- راهکارهای رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب کدامند؟
سبک زندگی در هر موضوعی وضعیت موجود و مطلوبی دارد که لازم است شناخت دقیقی از هر دو وضعیت حاصل کرد بااین هدف که راههای تبدیل وضعیت موجود به مطلوب نیز مشخص گردد.
نگاه به آینده در دستیابی به وضع مطلوب به همان اندازه مهم است که آینده پژوهی در یافتن راهکارهای تبدیل وضعیت و حرکت به سوی مطلوب ها، زیرا وضع مطلوب را باید در آینده و برای آینده جستجو کرد. چالش ها و موانع آن را در افق پیش رو شناسایی نمود. و راهکارها را نیز برای آینده مشخص نمود.
مدیریت تحولات سبک زندگی ، مدیریت تحولات اجتماعی است. مدیریت چشم انداز محور است، مدیریت بر روند تحولات است، مدیریت علائق و سلائق و نگرش و بینش هاست. مدیریت مبتنی بر شناخت از آینده است. مدیریت براساس پیش بینی و درک از تغییرات رفتاری ناشی از تحولات روحی، فکری مردم در آینده است.
از این رو و آینده و آینده پژوهی در بحث سبک زندگی بسیار تعیین کننده است.همانطور که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود در استان خراسان شمالی( 23/7/91 ) فرمودند سبک زندگی که یکی از ابعاد مهم پیشرفت می¬باشد بخش نرم¬افزاری و اصلی تمدن مورد نظر ما به حساب می آید.
ایشان دراین رابطه  فرموده اند:
ما اگر پيشرفت همه جانبه را به معناي تمدنسازي نوين اسلامي بگيريم - بالاخره يك مصداق عيني و خارجي براي پيشرفت با مفهوم اسلامي وجود دارد؛ اينجور بگوئيم كه هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامي، ايجاد يك تمدن نوين اسلامي است؛ اين محاسبهي درستي است - اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزاري است؛ يك بخش ديگر، بخش متني و اصلي و اساسي است. به هر دو بخش بايد رسيد.
آن بخش ابزاري چيست؟ بخش ابزاري عبارت است از همين ارزشهائي كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح ميكنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسي و نظامي، اعتبار بينالمللي، تبليغ و ابزارهاي تبليغ؛ اينها همه بخش ابزاري تمدن است؛ وسيله است. البته ما در اين بخش در كشور پيشرفت خوبي داشتهايم. كارهاي زياد و خوبي شده است؛ هم در زمينهي سياست، هم در زمينهي مسائل علمي، هم در زمينهي مسائل اجتماعي، هم در زمينهي اختراعات - كه شما حالا اينجا نمونه اش را ملاحظه كرديد و اين جوان عزيز براي ما شرح دادند - و از اين قبيل، الي ماشاءاللّه در سرتاسر كشور انجام گرفته است. در بخش ابزاري، عليرغم فشارها و تهديدها و تحريمها و اين چيزها، پيشرفت كشور خوب بوده است.
اما بخش حقيقي، آن چيزهائي است كه متن زندگي ما را تشكيل می دهد؛ كه همان سبك زندگي است كه عرض كرديم. اين، بخش حقيقي و اصلي تمدن است؛ مثل مسئلهي خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوي مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزي، تفريحات، مسئلهي خط، مسئلهي زبان، مسئلهي كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسي، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانهاي كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاي ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه؛ اينها آن بخشهاي اصلي تمدن است، كه متن زندگي انسان است.
تمدن نوين اسلامي - آن چيزي كه ما ميخواهيم عرضه كنيم - در بخش اصلي، از اين چيزها تشكيل ميشود؛ اينها متن زندگي است؛ اين همان چيزي است كه در اصطلاح اسلامي به آن ميگويند: عقل معاش( مقام معظم رهبری 23/7/91)
معظم له بایادآوری این مطلب که منابع دینی ما وازجمله قرآن کریم  وروایات فراوان ناظر به اینهاست فرمودند: اگر ما در اين بخشي كه متن زندگي است، پيشرفت نكنيم، همه  پيشرفت هائي كه در بخش اول كرديم، نميتواند ما را رستگار كند؛ نمي تواند به ما امنيت و آرامش رواني ببخشد؛ همچنان كه ميبينيد در دنياي غرب نتوانسته. در آنجا افسردگي هست، نااميدي هست، از درون به هم ريختن هست، عدم امنيت انسانها در اجتماع و در خانواده هست، بيهدفي و پوچي هست؛ با اينكه ثروت هست، بمب اتم هست، پيشرفتهاي گوناگون علمي هست، قدرت نظامي هم هست. اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم متن زندگي را، اين بخش اصلي تمدن را اصلاح كنيم. البته در انقلاب، در اين بخش، پيشرفت ما چشمگير نيست؛ در اين زمينه، ما مثل بخش اول حركت نكرديم، پيشرفت نكرديم.(همان23/7/1391)
برای پیشرفت در این بخش نگاه به آینده، آینده را دیدن، آینده را شناختن، آینده را ساختن ، راه های رسیدن به آینده را یافتن، چالش ها و خطرات راه را دانستن، احتمالات مختلف را بررسی کردن، مقدمات لازم را فراهم ساختن، اقدامات پیش دستانه را انجام دادن و خلاصه آینده پژوهی در این عرصه را اولویت دادن از ضروریات بلکه پیش نیاز سایرکارهاست.
بنظر می رسد در بین روش های آینده پژوهی ، روندپژوهی مناسب ترین روش برای این مقصود باشد.
روند تحولات علم، صنعت، اختراعات و فن آوریهای نوین و ارتباطات .
روند تحولات شهرنشینی، مهاجرت و مسائل اجتماعی، جمعیت، زنان و..
روند تحولا ت وجریانات فکری ،سیاسی و فرهنگی
روند تحولات اقتصادی، زیست محیطی وجغرافیائی
و روندهای زیرمجموعه هر یک ازموارد مذکور به شناخت ما از تغییراتی که در سبک زندگی رخ خواهد داد ،کمک می نماید و نه تنها در روشن شدن وضع مطلوب ما در هر حوزه یا مورد  به مدد تمدن سازان نوین خواهد آمد بلکه در تشخیص راههای صحیح تغییر و مدیریت بر تحولات در سبک زندگی ، چراغ راه ما می گردد.
و براین اساس آینده پژوهی را در تعیین سبک زندگی تراز تمدن نوین اسلامی مورد انتظار ، یک الزام کارآمد و اثربخش به حساب می آوریم.
*مشرق نيوز

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید