برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

آینده پژوهی و روش های آن

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

آینده پژوهی و روش های آن
Futures Study

 

آینده پژوهی مشتمل بر مجموعه تلاش هایی است که بااستفاده از تجزیه و تحلیل منابع، الگو ها و عوامل تغییر و یا ثبات، به تجسم اینده های بالقوه و برنامه ریزی برای آنها می پردازد. آینده پژوهی منعکس می کند که چگونه از دل تغییرات (یا تغییر نکردن) «امروز»، واقعیت «فردا»تولد می یابد. آینده پژوهی معادل لغت لاتین “Futures Study” است. کلمه جمع Futures به این دلیل استفاده شده است که با بهره گیری از طیف وسیعی از متدلوژی ها و بجای تصور «فقط یک آینده»، به گمانه زنی های سیستماتیک و خردروزانه، در مورد نه فقط «یک آینده» بلکه «چندین آینده متصور» مبادرت می شود.
موضوعات آینده پژوهی دربرگیرنده گونه های «ممکن» ،«محتمل» و «مطلوب» برای دگرگونی از حال به آینده می باشند.

فهرست
· ۱ ضرورت آینده پژوهی
· ۲ تاریخچه آینده‌پژوهی
· ۳ فایده آینده‌پژوهی
· ۴ اهمیت آینده‌پژوهی
· ۵ پیش‌فرض‌های آینده‌پژوهی
· ۶ رویکردهای آینده‌پژوهی
· ۷ برخی روش های مورد استفاده در آینده پژوهی
· ۸ دیده بانی آینده Horizon Scanning
· ۹ دلفی Delphi
· ۱۰ تجزیه و تحلیل روند Trend Analysis
· ۱۱ تجزیه و تحلیل پیش رانها Drivers Analysis
· ۱۲ سناریوپردازیScenario
· ۱۳ چشم اندازسازیVisioning
· ۱۴ نقشه راه Road map
· ۱۵ پس نگری Back Casting
· ۱۶ مدلینگ Modelling
· ۱۷ شبیه سازی Simulation & Gaming
· ۱۸ ترکیب روش های مختلف آینده پژوهی
· ۱۹ یک مثال ساده برای معرفی رویکرد های مختلف آینده پژوهی
· ۲۰ از دیدگاه آینده‌پژوهان
· ۲۱ پیوند به بیرون
· ۲۲ منابع

ضرورت آینده پژوهی
امروزه تغییرات با نرخ سریعتری بوقوع می پیوندند. تغییرات فناوری و متعاقبا تغییر در دیگر جنبه های زندگی، افزایش روز افزون وابستگی متقابل کشورها و ملل، تمرکز زدایی جوامع و نهاد های موجود که بدلیل گسترش فناوری اطلاعات شتاب بیشتری یافته است، تمایل روزافزون به جهانی شدن به همراه حفظ ویژگیهای ملی، قومی و فرهنگی و بسیاری عوامل دیگر، لزوم درک بهتر از ”تغییرات“ و ” آینده“ را برای دولتها، کسب وکار ها، سازمانها و مردم ایجاب میکند.
آینده اساسا قرین به عدم قطعیت است. با این همه آثار و رگه هایی از اطلاعات و واقعیات که ریشه در گذشته و حال دارند، میتوانند رهنمون ما به آینده باشند. ادامه «تصمیم گیری صرفاچندین آینده محتمل بر اساس تجارب گذشته»، غفلت از رصد تغییرات آتی را در پی خواهد داشت و با تلخکامی روبرو خواهد شد.عدم قطعیت نهفته در آینده برای بعضی، توجیه کننده عدم دور اندیشی آنان است وبرای عده ای دیگر منبعی گرانبها از فرصت ها.

تاریخچه آینده‌پژوهی
اشتیاق بشر برای دانستن در باره آینده از عهد باستان وجود داشته است پیشگویان و کاهن ها نمونه هایی از کسانی هستند که در گذشته تلاش داشتند به نحوی به این اشتیاق در نزد خاص و عام پاسخ دهند.
اولین نشانه های جدی تر توجه بشر به آینده در عصر روشنگری دیده می شود، عصری که بشر باور داشت که علوم برای هر چیزی راه حلی خواهند یافت. قوانین نیوتن در مورد حرکت، درک و تحلیل بسیاری ازپدیده ها را ممکن ساخته بود. در اثر رشد شتابان علوم در این دوره، متفکرین عصر روشنگری واقعا به این نتیجه رسیده بودند که تنها زمان می خواهد تا همه قوانین و قواعد جامعه و محیط پیرامون بشر معلوم و آشکار شود.
در همین دوران، بر خلاف گذشته که بیشتر متفکرین، افق های کاملا روشنی از آینده (مدینه فاضله)، تصویر می کردند، تجسم های تیره تری از آینده نیز نضج یافت. آثار متفکرینی چون اچ جی ول H.G.Well ، جورج اورول George Orwell و آلدوس هاکسلی Aldous Huxley از زمره چنین اندیشه هایی محسوب می شود و با چنین نمونه هایی است که کلا آینده پژوهی راه خود را به ادبیات باز می کند. موفقیت عظیم رمان های ژول ورن Jules Verne و پا گرفتن سبک علمی تخیلی در ادبیات، در ادامه همین راه رخ می دهد.
برگزاری نمایشگاهی در سال ۱۸۹۳ که در آن اختراعات و ابداعات شگفت انگیزی نظیر تلفن ، لامپ برق و کینتوسکوپ (اولین دوربین فیلمبرداری) معرفی شد، باعث هیجان عمومی گردید. در همان روزها یک نشریه مطرح، فراخوانی از ۷۴ شخصیت برجسته آن روزگاراعلام می کندواز آنان می خواهد که در مورد قرن بعدی پیش بینی هایی بعمل آورند. بعد ها معلوم شد که پیش بینی های آنان تا حد زیادی خوش بینانه بوده و در ضمن، تقریبا هیچیک از رخداد های مهم قرن بیستم نظیر اختراع اتوموبیل، رادیو و تلویزیون، بروز دو جنگ جهانی، کشف انرژی اتمی، پرواز به فضا و البته ظهور کامپیوتر در فهرست آینده نگاری آنان یافت نمی شد.
اولین فعالیت آینده پژوهی در قالب یک تحلیل علمی در سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ توسط یک گروه محققین و با سرپرستی ویلیام اف آگبرن William F.Ogburn در زمینه جامعه شناسی که علم نوپایی شناخته می شد، در آمریکا انجام شد. این گروه برای اولین بار متدولوژی های علمی نظیر برون یابی Extrapolation وبررسی های علمی را در مورد روند های اجتماعی روز آمریکا به انجام رسانده و ضمن انتشار اولین کاتالوگ روند ها در آن کشور، موفق به آینده بینی های مهمی از جمله افزایش نرخ مهاجرت و ازدیاد طلاق شد. همچنین بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم، و به دنبال تجزیه و تحلیل تکنولوژی های مورد استفاده در آلمان و ژاپن، متد های نوینی برای آینده پژوهی ابداع شد و در نتیجه آن دستاورد های تکنولوژی مهم دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شامل رادار، موشک های بالیستیک قاره پیما و حمل و نقل هوایی از قبل پیش بینی شد.
در دوران جنگ سرد و مسابقه تسلیحات هسته ای، دغدغه مهم دست اندرکاران نظامی، پیش بینی زنجیره رخداد هایی بود که پس از یک رویارویی احتمالی هسته ای می توانست اتفاق بیفتد. از همین رو، اولین بازیهای جنگی War Games بوجود آمد. اینها مدلهایی از یک رویارویی هسته ای بودند که احتمالات مختلف را بررسی و تحلیل می کردند. شکل کاملتر این مدل ها، موجب بوجود آمدن سناریو شدند که امروزه یکی از مهم ترین ابزار های آینده پژوهی محسوب می شود. با کمک این سناریو ها، سلسله رویداد های متصور در یک زمان بسیار کوتاه پس از شروع یک جنگ هسته ای، قابل تصور ومدل کردن بوده و در نتیجه می توان عکس العمل ها و نحوه آمادگی های لازم برای روبرو شدن با چنین جنگی را تدوین نمود. این مشابه همان نقشی است که سناریو بعنوان یک ابزار در آینده پژوهی فعلی بازی می کند.
عامل دیگری که باعث رشد آینده پژوهی شد، تحول درطراحی و ساخت تسلیحات نظامی بود. در سالهای جنگ دوم جهانی ، تانک ها، هواپیما ها و کشتی هادر مدت زمان نسبتا کوتاهی طراحی، تکمیل و ساخته می شدند. اما بعد ها با پیچیده ترشدن انواع تسلیحات (موشک های قاره پیما، زیر دریایی های هسته ای و…)، کار برنامه ریزان صنایع نظامی دشوار شد بدین معنی که مدت زیادی مثلا ده سال از شروع طراحی تا ساخته شدن نخستین نمونه محصول بطول می انجامید. در نتیجه تکنولوژی بکارگرفته شده درابتدای طراحی، در طول پیشرفت پروژه دچار تغییرات اساسی شده و اغلب در برهه ساخت نمونه نخستین، از رده خارج محسوب می شد.
درسال ۱۹۶۴ نیاز به پیش بینی تکنولوژی، منجر به انجام یکی از مشهور ترین ارزیابی ها با استفاده از روش دلفی Delphi گردید. در چارچوب حمایت های موسسه رند Rand، خبرگان فنآوری های مختلف طی یک پروژه مشترک مامور شدند که تکنولوژی های نوظهوردر یکصد سال آینده را پیش بینی نمایند. بررسی آنان شش مقوله ” تحولات مهم علمی”، “کنترل جمعیت”، “اتوماسیون”، “پیشرفت در زمینه علوم فضایی”، “جلوگیری از جنگ” و “سیستم های تسلیحاتی” را شامل می شد. این تکنیک از افراد می خواست که ضمن ارایه ارزیابی خود، پراکندگی پاسخ های سایر خبرگان را نیز در نظر گرفته و پس از بحث در مورد تفاوت ها، نهایتا ارزیابی های تجدید نظرشده خود را ارایه کنند. نتایج این تکنیک بطرز عجیبی در پیش بینی ظهور تکنولوژی های دهه های بعدی، دقیق بود.
آینده پژوهی بمثابه یک فعالیت عمومی از دهه شصت آغاز شد. برتراند دوژوئنل Bertrand de Jouvenel اولین مطالعه نظری در مورد آینده را بنام “هنر گمان” را نوشت. او در این زمینه با اشاره به این که “هیچ واقعیتی در مورد آینده وجود ندارد”، نتیجه گرفت که یافتن مدارک و استنتاجات برای آینده، نیازمند روش هایی غیر متداول میباشد.
هوشیاری نسبت به زمینه های آینده پژوهی از همین زمان آغاز شد. هاریسون براون Harrison Brown در کتاب خود بنام “چالش پیش روی آینده بشر” در سال ۱۹۵۴ بسیاری از مسایل بوم شناسی ecological و مسایل مربوط به توسعه را که انسان در حال حاضر با آن روبروست، پیش بینی کرد.راشل کارسون Rachel Carson با نوشتن کتاب “بهار ساکت” Silent Spring که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد، با تصویرکردن دنیایی بدون سینه سرخ(نوعی پرنده)، آغازگرجنبش زیست محیطی بود. تحلیل مسایل مربوط به آینده در کتاب “بمب جمعیت” اثر پاول ارلیشPaul Ehrlich و نیز کتاب محدودیت های رشدLimits to Growth به نقطه اوج می رسد. انتشار این آثارو پیش بینی فروپاشی جامعه صنعتی دنیای آن زمان را دچار شوک روحی نمود. بعد ها، رویداد هایی نظیر ترور برادران کندی و مارتین لوترکینگ، جنگ ویتنام، بحران نفتی و رسوایی واتر گیت نشان داد که آینده پژوهان در پیش بینی این موضوع درست عمل کرده اند.
آینده پژوهان مثبت اندیش نیز در دهه ۶۰ بسختی مشغول بودند. دانیل بل Daniel Bell جامعه شناس برای اولین بار اصطلاح “جامعه فرا صنعتی” را در کتابی به همین نام بکار برد. بل سرآغاز تعداد زیادی از آینده پژوهان نظیر مارشال مک لوان Marshall Mcluan ، آلوین تافلرAlvin Toffler و جان نیسبیت John Naisbitt بود که آینده مورد پیش بینی آنها گرچه کمی دیر محقق شد ولی دنیا شاهد تحولات اساسی در زمینه ارتباطات و کسب و کار از طریق ظهور کامپیوتر های شخصی در دهه ۸۰ و ظهور اینترنت در دهه ۹۰ بود. آینده و آن هم از نوع دیجیتال وارد شده بود.
باز این دهه ۶۰ بود که در آن آینده پژوهی به عنوان یکی از رشته های جدید علوم پایه ریزی شد. اولین دوره اموزشی آینده پژوهی در سال ۱۹۶۳ توسط جیم دیتورJim Dator در انستیتو پلی تکنیک ویرجینیا تدریس شد. کوتاه مدتی پس از آن وندل بل Wendell Bell سری دوره های آموزشی خود در دانشگاه ییل Yale شروع کرد. پس از انتقال دیتور Dator به دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه هاوایی، وی دوره های آینده پژوهی متمرکزی در آن دانشگاه برای دانشجویان دوره های فوق لیسانس و دکترا ایجاد نمود. در سال ۱۹۷۴ اولین دوره تخصصی فوق لیسانس برای آینده پژوهی در دانشگاه هوستون توسط جیب فاولز Jib Fowles و کریس دید Chris Dede برپا شد. بعد ها مشابه این دوره در دانشگاه های ماساچوست، آکرون، مینه سوتا، یو اس سی و دانشگاه ایالتی پورتلند نیز دایر شد. ( متاسفانه در حال حاضر بجز دانشگاه های هاوایی و هوستون بقیه دوره ها تعطیل شده اند.)
دو سازمان معتبر آینده پژوهی جهان یعنی World Futures Society)WFS)یا انجمن آینده دنیا و همچنین World Futures Studies Federation)WFSF )یا فدراسیون جهانی آینده پژوهی، در همین دوران به ترتیب در سالهای ۱۹۶۷ در آمریکا و ۱۹۷۳ در پاریس تاسیس شدند. WFS علاوه بر عضو گیری بیش از ۴۰۰۰۰ نفر تا کنون، فقط در اوایل دهه ۸۰ متجاوز از ۵۰۰۰ نفر را در کنفرانس های مختلف آینده پژوهی حاضر کردو نیز موفق به انتشار مجله معروف “آینده پژوه” Futurist گردید. از طرف دیگر WFSF که نسبت به WFS سازمان بین المللی تری محسوب می شود، آینده پژوهان سرتاسر گیتی را در یک انجمن حرفه ای گرد هم آورده است. همچنین در دهه ۸۰ انتشارات السویرElsevier مجله معروف “آینده ها” را بنا گذاشت که هم اکنون معتبر ترین نشریه آکادمیک و فکری در زمینه آینده پژوهی محسوب می شود. بعد ها در آغاز دهه ۹۰، نشریه معتبر فصلی “تحقیق در مورد آینده ها” توسط WFS ونشریه “آینده نگاری” توسط انتشارات کمفورد Camford Publishing به نشریات مربوط به آینده پژوهی اضافه شدند.
در حال حاضر آینده پژوهی از پهنه وسیعتری نسبت به دوران طلایی ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ برخوردار است. دنیای امروز نسبت به آن سالها آمادگی و صراحت بیشتری برای ملحوظ کردن آینده دارد. بر خلاف آن دوران، آینده پژوهی تنها به عده معدودی از نویسندگان و استادان محدود نمی شود بلکه دنیای کسب و کار، دولتمردان و فرهیختگان همگی در حال بیداری و درک این واقعیت هستند که برای اینکه آینده موفقی داشته باشیم باید بر روی آن تمرکز کنیم. بدین ترتیب است که برنامه ریزی استراتژیک بر مبنای چشم انداز ها و متکی بر سناریو ها، امکانپذیر خواهد بود.
در عین حال، برنامه های آموزشی و تحصیلی در زمینه آینده پژوهی در طول سالها بجای اینکه گسترده تر شوند، کمتر شده اند. در عوض دوره هایی نظیر هوش رقابتی Competitive Intelligence و مدیریت استراتژیک Strategic Management ،بدور از تعلقات تئوریک و ایدئولوژیک آینده پژوهی ازبسیاری از ابزارهای آن بهره گیری می کنند. در خاتمه، خاطر نشان می سازد که آینده پژوهی احتمالا سرنوشتی نظیر سایرعلوم اجتماعی خواهد داشت بدین معنی که کارکرد این علوم ضمن انگیزش علاقه اجتماع به موضوعی پراهمیت و بهره گیری از ابزارتکوین شده مناسب برای آن موضوع، تقریبا کاملا آکادمیک بوده ولی از نظر کاربردی دنبال کردن این علوم به خصوص توسط کسب و کارها و بنگاه های دولتی، انجام می شود.

فایده آینده‌پژوهی
تفکر درباره آینده برای کارها و اقدامات کنونی انسان امری ضروری است. واکنش بدون تفکر به‌ آینده امکان‌پذیر است‌, اما کنش امکان‌پذیر نیست، چرا که عمل نیاز به پیش‌بینی دارد. بدین ترتیب‌, تصویرهای‌ آینده (آرمان‌ها، اهداف‌, مقاصد, امیدها, نگرانی‌ها و آرزوها) پیشران‌های اقدامات فعلی ما هستند. بنابراین‌ آینده امری است که مردم می‌توانند آن را با اقدامات هدفمند خود طراحی کرده و شکل دهند. مردم برای آنکه عاقلانه عمل کنند، بایستی نسبت به پیامدهای اقدامات خود و دیگران آگاهی و شناخت کافی داشته باشند. همچنین واکنش‌های دیگران و نیروهایی را که خارج از کنترل آن‌هاست بررسی کنند. این پیامدها تنها در آینده خود را نشان می‌دهد. بدین ترتیب‌, افراد نه تنها می‌کوشند امور در حال وقوع را بفهمند، بلکه می‌کوشند اموری را که شاید اتفاق بیفتد یا بالقوه امکان وقوع دارد و یا تحت شرایط خاصی در آینده اتفاق خواهد افتاد, نیز بشناسند. افراد با استفاده از این شناخت حدسی موقعیت کنونی خود را تشخیص داده‌, کارهایشان را دنبال کرده‌, از بستر زمان و فضای مادی و اجتماعی می‌گذرند.

اهمیت آینده‌پژوهی
سرعت تغییرات آنچنان سرسام‌آور است که دیگر نمی‌توان با روش‌های سنتی با آنها کنار آمد. «اگر با تغییرات همگام نشوید، زیر چرخ عظیم تغییر خرد خواهید شد». اما آیا امکانی برای اطلاع یافتن از آینده برای ما وجود دارد؟ قطعا در مورد آینده هیچ چیز یقینی وجود ندارد و این از اصول اولیه آینده‌شناسی است. اما اصل دیگری هم وجود دارد که: انسان می‌تواند در سرنوشت آینده تاثیرگذار باشد. در این میانه دانشی زاده می‌شود که سعی می‌کند با پیش‌بینی عوامل موثر در تغییرات آینده به صورتی دوگانه، هم مهار تغییرات را در دست گیرد و هم جامعه را برای این تغییرات آماده کند. اینده پژوهی فراتر از پیش‌بینی است و ادعای پیش‌گویی هم ندارد. آینده‌پژوهی هنر شکل دادن به آینده‌است، به آن شکل که آینده را می‌خواهیم. کسانی که این دانش را در دست دارند هم‌اکنون هم به آینده جهان به دلخواه و مطلوب خود، شکل می‌دهند. می‌توان کشورها و جوامعی را دید که نتوانستند خود را با تحولات سازگار کنند و از این جهت از هم فروپاشیدند. آنها ذات تغییر را درست نشناختند. آینده‌شناسی از این منظر دانش شناخت تغییرات است. شناخت آینده از حیاتی ترین علوم مورد نیاز هر ملتی است.

پیش‌فرض‌های آینده‌پژوهی
یکی از پیش فرض‌های‌ آینده‌پژوهی اذعان به وجود گزینه‌های متعدد آینده است‌:
° آینده ممکن: هر چیزی اعم از خوب یا بد, محتمل یا بعید, می‌تواند در آینده رخ دهد.
° آینده‌های محتمل: آنچه به احتمال بسیار زیاد در آینده به وقوع خواهد پیوست (مبتنی بر استمرار روندهای کنونی در آینده).
° آینده‌های مرجّح: آنچه مطلوب‌ترین و مرجّح‌ترین رویداد آینده به شمار می‌رود.
° هدف: محتمل ساختن‌ آینده‌های مرجح یا مطلوب است. بدین منظور باید ازآنچـه که می‌خـواهیـم بیـافرینیم تصـویری روشن و شـفاف در ذهن داشـته باشیـم (به ویـژه از ارزش‌هایی که می‌خواهیم بر جوامع‌ آینده حاکم باشند).
° هدف: توجه به‌ آینده‌های ممکنی است که علی‌رغم تردید در وقوعشان‌, تحقق برخی از آنها اثر بزرگی بر زندگی مردم می‌گذارد.

رویکردهای آینده‌پژوهی
به حکم عقل سلیم مردم از هم‌اکنون باید بدانند که آینده ممکن است آبستن چه پیشامدهایی باشد؛ کدام پیشامدها احتمال وقوع بیشتری دارند؛ و در میان آن‌ها کدام‌یک از مطلوبیت بیشتری برخوردار است. بر همین اساس، سه رویکرد به مطالعه آینده وجود دارد:
° آینده‌پژوهی تحلیلی، که گاه آینده‌پژوهی اکتشافی نیز نامیده می‌شود؛
° آینده‌پژوهی‌ تصویرپرداز؛ و
° آینده‌پژوهی هنجاری، که گاه آینده‌پژوهی مشارکتی نیز نامیده می‌شود.
روش های مورد استفاده در آینده پژوهی
· دیده بانی آینده
· دلفی
· تجزیه و تحلیل روند ها
· تجزیه و تحلیل پیشران ها
· سناریو پردازی
· چشم انداز سازی
· نقشه راه
· پس نگری
· مدلینگ
· شبیه سازی
· ترکیبی از روش های فوق

دیده بانی آینده Horizon Scanning
· دیده بانی در معنای عام عبارت است از زیر نظر داشتن یک حیطه خاص با هدف شناسایی چالش ها و فرصت های آتی موجود در آن حیطه.
· دیده بانی علاوه بر آینده، برای موضوعاتی که در مجاورت زمانی با پارادایم های فعلی می باشند، نیز انجام می شود .
· دیده بانی خصوصا به منظور تعیین اولیه حوزه های کلیدی جهت انجام تجزیه و تحلیل عمیق بعدی و تهیه سناریو یا نقشه راه برای آن ها بسیار رویکرد مفیدی است.

دلفی Delphi
· دلفی نوعی مشاوره شامل ۲ مرحله است. مرحله اول شامل توزیع پرسشنامه با هدف استعلام نقطه نظرات اولیه از طیف وسیعی از کارشناسان یک حوزه خاص می شود. پاسخ ها جمع آوری و جهت اظهار نظر مجدد برای همه شرکت کنندگان در همه پرسی ارجاع می شود.
· دیگر سوالی که از شرکت کنندگان همه پرسی مطرح می شود، خود ارزیابی آنهااز سطح صلاحیت خودبرای پاسخ به سوالات است.
· دلفی روش خوبی برای بدست آوردن یک تصویر کلی از چیز هایی است که در یک زمینه خاص از علوم در حال رخ دادن است. ارسال مجدد پرسشنامه ها برای شرکت کنندگان نهایتا باعث می شودکه نوعی اجماع نظر در مورد پیش بینی آینده آن حوزه حاصل گردد.

تجزیه و تحلیل روند Trend Analysis
· روند ها، الگوهای تغییر در چیزهای پراهمیت از دید مشاهده گر هستند که در طول زمان بوقوع می پیوندند.
· دیده بانی روند ها : اولین گام در آینده پژوهی ، کشف روندهایی است که هم اکنون در جریان هستند
· این روش در حقیقت پیش بینی آینده از روی قرائن و شواهد تاریخی است که تغییرات یک داده در گذشته نشان می دهد.
· تجزیه و تحلیل روند ها بویژه برای سنجش کارایی سیاستگذاری ها و نمایان ساختن مشکلات در حال ایجاد، مفید می باشد.
· نقطه ضعف عمده این روش، ساده انگاری نهفته در آن است. در عمل، پیش بینی آینده به سادگی و با تعقیب روند گذشته یک داده بندرت امکان پذیر بوده است. این روش بیشتر برای مراقبت از داده هاییبا تغییرات بطئی مثل ”اطلاعات و آمار نفوس“ مناسب است.
بهتر است این روش در مورد بررسی آینده موضوعاتی که نسبت به متغیر های بیرونی، تغییرات فوری و سریع نشان میدهند (نظیر قیمت نفت) صرفا بعنوان یک بررسی مقدماتی بکار گرفته شود و از روش های دیگر آینده پژوهی بعنوان روش اصلی استفاده شود. یک دوره بحران (که طی آن تعداد گزینه های واکنش محدودتر خواهد بود)می تواند یک مرحله از روند های تغییر باشد. با توجه به این موضوع، شناسایی هرچه زودتر یک روند میزان انعطاف پذیری سازمان در تعامل با مراحل مختلف روند تغییر را افزایش میدهد.

روشهای عمده شناسایی روندها:
o شناسایی رویداد هایی که علیرغم ااحتمال ناچیز وقوع،اثر بسیار شدیدی باقی می گذارند WildCards
o رصد منابع اطلاعاتی Scanning
o شناسایی پیشران ها Driving Forces
تجزیه و تحلیل پیش رانها Drivers Analysis
· برای شناسایی پیشران هایی که روند های آتی را شکل می دهند، از این روش بهره گیری می شود. بااین روش بویژه می توان تعامل بین پیشران ها را مورد بررسی دقیق قرار داده و بدین طریق پیشران هایی اصلی که شکل دهنده آینده هستند، را تشخیص داد.
· از این روش می توان بعنوان مبنایی برای تدوین سناریو ها، نقشه راه یا چشم انداز استفاده کرد.
· برای سنجش کارایی سیاست های اتخاذ شده و نیز برای پیش آگهی از مشکلات در حال ایجاد، روش خوبی است.
از چالش های پیش روی استفاده از این روش، کمی کردن ارتباط بین پیشران های مختلف می باشد.

سناریوپردازی Scenario
· سناریو ها تصاویری از آینده های محتمل هستند. این تصاویر درونا” به هم وابسته هستند.
· سناریوها، از اطلاعات مربوط به احتمالات و روندهای متنوع (و بعضا” واگرا)، تصاویری باورپذیر و درونا” سازگار از آینده ایجاد می کنند.
· هدف از بکارگیری سناریوها، ایجاد فضایی از ممکنات است که در آن کارایی سیاست های اتخاذ شده در برابر چالش های موجود آینده در بوته آزمایش قرار می گیرند. سناریو ها همچنین کمک می کنند که هم چالش ها و هم فرصت های بالقوه ولی غیر منتظره شناسایی شوند.
· سناریو ها باکشف سیستماتیک چالشها و فرصتهای پیش رو، در خدمت تدوین استراتژی ها قرارمی گیرند.
· سناریوها تنها حدسیات درمورد آینده نیستند. سناریو پردازی کمک میکند تا بیاندیشیم چگونه در شرایط محیطی متفاوت آینده، پیروزمندانه به هدایت امور بپردازیم.
· تدوین مجموعه ای از چندین سناریوی متمایز و مقید کردن ”عدم قطعیت لایتناهی“ به یک حدومرز، برنامه ریزی سیستماتیک برای انجام اقدامات لازم در سازمان را ممکن میکند. معمولا ۳ یا ۴ سناریو برای هرآینده پژوهی تهیه می شود.

چشم اندازسازیVisioning
· چشم اندازسازی، تجسم و ایجاد تصویری غنی والبته نه چندان دقیق از آینده است.
· چشم انداز بر خلاف سناریو که رد پا از اکنون به آینده مشهود است، بیشتر شبیه پرش به آینده است و لزوما نمی توان نحوه تدوین چشم انداز را دید. به همین دلیل اخذ تایید متولیان (Stakeholders) برای شروع کاری صرفا بر اساس چشم انداز، کاری مشکل است.
· برای مثمر ثمر بودن، چشم انداز باید مقرون به واقعیات و به دور از خیال پردازی باشد.

نقشه راه Road map
· نقشه راه، گام هایی را که باید برای نیل به یک هدف برداشت، تعیین می کند. طیف وسیعی از انواع نقشه راه وجود دارد.
· به عنوان مثال یک نقشه راه مربوط به تکنولوژی معمولا شامل ارزیابی از مقولات زیر است:
o پیشران های اجتماعی
o پیشران های علوم
o تکنولوژی ها و کاربرد های آنها
· نقشه راه به گمانه زنی درکشف محصولات مختلف ممکن در آینده کمک می کند و در عین حال بخش های کلیدی از علوم مختلف که برای ایجاد این محصولات لازم است، را نیز مشخص می کند.
· این روش بویژه برای تعیین فهرست اقدام های لازم که باید برای ظهور یک فناوری جدید به انجام رسانده شود، بسیار مفید است.

پس نگری Back Casting
· پس نگری با تصور آینده مطلوب شروع می شود و سپس با تعیین قدم های لازم برای افزایش شانس رسیدن به آن آینده ادامه می یابد.
· این رویکرد تنها زمانی عملی است که اهداف آینده به روشنی و به دور از هر گونه ابهام تعیین شده با شند. در غیر اینصورت و در جایی که تعدادی اهداف بالقوه متناقض وجود داشته باشند بکارگیری متدولوژی سناریو ارجح است.

مدلینگ Modelling
· کاربرد این روش در بررسی آینده یک سیستم و نیز جایی که درکی ازعوامل موثر بر تغییرات سیستم در طول زمان، وجود دارد، می باشد.
· این روش ابزار ارزشمندی جهت بررسی یک موضوع پیچیده می باشد و در آن بررسی ها بیشتر بر پایه ادراکات افراد صورت می گیرد تا شواهد. درنتیجه استفاده ازاین روش، سنجه هاMetrics) ) در اختیار قرار می گیرند. این سنجه ها کمک می کنند تا تاثیر نسبی گزینه های مختلف ارزیابی شود ولی در اتکا به سنجه های بدست آمده از مدل ها، باید محتاط بود و محدودیت های آنها را در نظر داشت.
· نکته مهم در این روش این است که برای ساختن و کالیبره کردن مدل ها،لازم است داده های خوبی در اختیار باشد.

شبیه سازی Simulation & Gaming
· در این رویکرد مثل بازیهای کامپیوتری، از متولیان موضوع خواسته می شود که خود را بعنوان بازیگران یک سناریو فرض کنند و در مورد واکنش های خود تصمیم بگیرند. بدین ترتیب این رویکرد روش خوبی برای سیاست گذاران است تا نحوه تاثیر سیاست های فعلی خود را بر آینده، و میزان کارایی این سیاست ها را در دراز مدت، شبیه سازی کنند.
· شبیه سازی حتی می تواند در یک مدل کامپیوتری شکل گیرد. با کار کردن با این مدل کامپیوتری، امکان مشاهده تاثیرات تصمیمات بر مجموعه ای پیچیده فراهم می شود.
· شبیه سازی، روش خوبی برای مفاهمه با طیف وسیعی از مخاطبان در باره ماهیت پیچیده تصمیمات و سیاست ها و ایجاد تصویر گسترده ای از تاثیراجرای این سیاست ها، می باشد.
· تصویر موجود در این اسلاید، صفحه نمایش یک شبیه ساز سیلاب را نشان می دهد. این مدل به کاربران اجازه می دهد تاثیرات دراز مدت تصمیمات سرمایه گذاری را بر روی ریسک سیل مشاهده کنند.

ترکیب روش های مختلف آینده پژوهی
بهترین کار، بهره گیری از تعداد متنوعی از رویکرد های آینده پژوهی در یک پروژه است. دیاگرام موجود در این اسلاید، مثالی از چگونگی بکار گیری و ارتباط رویکرد های مختلف آینده پژوهی را با یکدیگر و ترتیب طبیعی استفاده از این تکنیک ها را نشان می دهد.
یک مثال ساده برای معرفی رویکرد های مختلف آینده پژوهی
تصور کنید در جایگاه مسوول ناوبری کشتی قرار دارید. هنگامی که مشغول دیده بانی افق مقابل هستید (رصد محیطی)، دو چیز نظر شما را به خود جلب می کند. «یک کوه یخ» و «یک کشتی تدارکاتی» که باید به آن بپیوندید. شما سرعت ها و جهت های محتمل کوه یخ و نیز کشتی تدارکاتی را بررسی می کنید (تجزیه و تحلیل روند ها) و اطلاعات حاصله را وارد رایانه کشتی می کنید (مدلینگ). سپس مسیر حرکت را چنان ترسیم می کنید که بجای برخورد با کوه یخ به کشتی تدارکاتی بپیوندید (نقشه راه). در حین انجام تمام این فعالیت ها رویای خوردن غذای مطبوع و دیدار با دوستان قدیمی پس از پیوستن به کشتی تدارکاتی را در سر می پرورانید (چشم انداز سازی). متوجه می شوید که سرعت ها و جهت های کوه یخ و کشتی تدارکاتی ممکن است تغییر کند. لذا شروع به بررسی بر روی گزینه های ممکن در خصوص این تغییرات می کنید تا این اطمینان حاصل شود که بیشترین بخت برای پیوستن به کشتی تدارکاتی وجود داشته باشد (سناریو پردازی). علیرغم تمامی این برنامه ریزی ها، شما میدانید که احتمال وقوع حادثه ای غیر منتظره و برخورد با کوه یخ همچنان وجود دارد. لذا از خدمه کشتی می خواهید که به تمرین تخلیه اظطراری کشتی مبادرت ورزند (شبیه سازی). هنگامی که آنان مشغول به تمرین هستند، شما خود را در موقعیت محتمل ترین وضعیت کشتی تدارکاتی فرض کرده و مراحل رسیدن به این وضعیت نهایی را ترسیم می کنید. (پس نگری Back casting )

از دیدگاه آینده‌پژوهان
· جیمز ایگلوی (آینده‌شناس؛ مدیر شبکه جهانی تجارت):
اگر بخواهیم انسان خوبی باشیم، ناگزیر باید آینده‌پژوه باشیم. از منظر آزادی انسان، تصور آینده‌های گوناگون و سپس انتخاب‌ میان آنها موضوع بسیار حائز اهمیتی است. عکس این مدعا هم درست است. برای اینکه آینده‌پژوه خوبی باشیم، باید بخواهیم که انسان خوبی باشیم، و به عبارت دیگر، نگران رفاه و سعادت دیگران باشیم. در این راستا لازم است بصیرت افراد نسبت به آینده به دانشی فراتر از اینکه «آینده چه هست؟» و حتی فراتر از اینکه «چه می‌تواند باشد؟» مجهز شود. جان کلام، این بصیرت باید به احساسی از اینکه «آینده چه باید باشد؟» مسلح گردد.
· ریچارد.ای.اسلاتر (بنیان‌گزار مرکز مطالعات آینده استرالیا):
در قرن بیست و یکم بایستی تفکر آینده‌نگرانه رواج یافته و مورد پذیرش همگانی قرار گیرد؛ درست همان‌طور که تفکر درباره گذشته و حال چنین شده‌است. در غیر این‌صورت مطمئنا راه دشواری را در پیش رو خواهیم داشت.
نوشته شده توسط محمد واعظی نژاد
*******
آینده پژوهی چیست؟
تفکر درباره ی آینده وحوادث آن ، سابقه ای به دیرینگی تاریخ خودآگاهی بشردارد، آن گونه که مردم همه ی دوران ها همواره مشتاق کشف وعلم به آینده ی خویش بوده اند و معابد یونان باستان و رواج و رونق حرفه ی طالع بینی میان همه ی ملل واقوام شاهد این واقعیت است.
این علاقه ی ذاتی ومیل طبیعی به شناخت آینده دردوران کهن ، به تدریج جای خویش رابه ضرورت شناخت آینده دردوران معاصرداده است ؛ زیرا لازمه ی زندگی دردنیای پرسروصداوسیال امروزــ که گاهی حاوی تغییراتی غافلگیرکننده وبی ارتباط با زمینه ی قبلی است ــ همانا مطالعه ی آینده به مثابه یک علم مدرن وامکان شناخت فرصت ها وتهدیدات پیش روی است.
آینده پژوهی یکی ازروش های مدرن مطالعه ی آینده است وازشاخه های فناوری های نرم محسوب می شود ؛ البته هدف این علم نه تنهاکشف آینده بلکه اساساَ مهندسی هوشمندانه ی آینده است ؛ درست به همین دلیل که آینده پژوهی جزوفناوری های نرم است و دانشی جهت دار به شمارمی آید؛ از این رواقتباس وتقلید کورکورانه ازآن می تواند فوق العاده گمراه کننده وخطرناک باشد.
ملت ما اگرچه میراثی عظیم ازمعارف مربوط به آینده را دراختیار دارد ، اما هنوز درزمینه ی آینده پژوهی به عنوان یک علم مدرن درابتدای راه است ومسیری طولانی درپیش دارد.

تعریف آینده پژوهی:
تعاریف مختلفی برای آینده پژوهی عنوان شده است که شایدتعریف زیریکی ازجامع ترین آنهاباشد:
«آینده پژوهی تلاشی نظاممند (سیستماتیک) برای نگاه به آینده ی بلندمدت درحوزه های : دانش ، فناوری،اقتصاد،محیط زیست ، جامعه و…است که هدف اصلی آن ، شناخت فرصت ها وفناوری های جدیدوتعیین بخش هایی است که سرمایه گذاری درآنهااحتمال بازدهی بیشتری دارد؛ به بیان دیگر،« آینده پژوهی یعنی مهیا بودن برای آینده واستخدام منابع موجود به بهترین وجه ممکن درراستای ارزش ها واهداف. »

مهم ترین آثار ترویج آینده پژوهی مدرن:
نخست اینکه شاخصی ازمردم سالاری دولت ها درحوزه ی سیاست گذاری عمومی شناخته می شود. شهروندان می توانند ازطریق فرآیندهای آینده نگاری درطراحی جوامع آینده خود سهیم باشند ودیدگاه های خاص خود را درمورد آینده اظهارکنند.
دوم اینکه موجب می شود تا آینده ازافق های گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی، دفاعی صنعتی ، تجاری و… مورد بررسی قرارگیرد وفقط ازمنظرعلم وفناوری مورد کاوش قرار نگیرد.

تغییر
مردم درگذشته های دور به اندازه ی کافی فرصت داشتند تا زندگی خود را براساس عادت های شان بنا کنند ؛ وازاین روبسیارآسوده خاطربودند ؛ اما با پیشرفت علم وفناوری درسده های اخیر، پدیده ی «تغییر» ظهورکرده وثبات تقریباَ یک پدیده ی نادرشده است.
موج های تغییریکی پس ازدیگری فرا می رسند و انواع واقسام پدیده های اجتماعی بدیع به همراه می آورند وازآنجا که حامل عنصرتازگی هستند ،ازیک سو ما را به «فهمیدن» وادار می کنند وازسوی دیگرشالوده ی عادت های مارا درهم می کوبند. شتاب تغییریک نیروی مشخص وعینی است که تا اعماق زندگی شخصی ما نفوذ می کند وما را وادار می کند که نقش های تازه ای برعهده بگیریم؛ البته این فرصت برای همه ی ما وجود دارد که تغییررا به سود خود ودرجهت مصالح ومنافع خود هدایت کنیم . دراینجا پای« پیش بینی » به میان می آید ؛ بنابراین  با بهره گیری هوشمندانه ازدانش آینده پژوهی ، فرصت می یابیم تا آگاهانه وپیش دستانه ، موج های تغییررا پیش بینی کرده، به فکرچاره بیفتیم.

اصول موضوعه ی آینده پژوهی
آینده پژوهی برچند فرضیه درباره ی جهان هستی ونقش انسان استواراست. دراینجا برخی ازاین اصول اساسی را ــ که نشانه ی اصلی تفکرآینده پژوهان مدرن است ــ مرورمی کنیم:
۱٫ ارتباط گذشته وحال :
این اصل تقریباَ میان تمام آینده پژوهان مشترک است که جهان هستی یک پارچه است نه آمیخته ای ازاجزای مستقل وبی ارتباط با یکدیگر.ازدیدگاه آینده پژوهی ، انسان مثل همه کائنات، بخشی از هستی را تشکیل می دهد.
به عقیده آینده پژوهان ، جهان آینده ازدرون جهان حال خلق می شود ؛ ازاین رو با نگاه دقیق به رویدادهای جهان طی چند سال گذشته می توانیم نکات بسیاری رادرباره آینده دریابیم.
۲ . عنصرحیاتی درمطالعات آینده پژوهی
درآینده های کوتاه مدت ( کمترازپنج سال ) نمی توان تغییرات عمده درجهان امروز را متصور شد، همچنین دردوره ی زمانی بیش ازپنجاه سال تغییرات عمده ای به وقوع خواهد پیوست که به احتمال قوی نمی تواند درتصمیم گیری های امروزما تأثیرچندانی داشته باشند.
به همین دلیل، آینده پژوهان بربازه های زمانی بین ۵ تا۵۰سال تأکید می کنند و برنامه ها واهداف خودرا درهمین دوره ی زمانی تعریف می کنند.آنها معتقدند که تصمیم های امروز، جهان فردا را تشکیل می دهد.
۳٫ اهمیت ایده های مربوط به آینده:
جایی که آینده وجود ندارد باید آن را ابداع کرد ؛ یعنی باید ایده هایی رامطرح ساخت که رویدادهای احتمالی آینده را نشان دهند.اهمیت این ایده ها ازآنجا است که تفکرما آمیزه ای ازادراک گذشته وتصویرهای ذهنی ما از رویدادهای محتمل آینده است. ایده ها به دو دسته تقسیم می شوند: مفاهیم ونظریه ها.
مفهوم ، بیانگرنوعی نقشه ی ذهنی یا تصورازچیزی است ونظریه عبارت است ازایجاد رابطه بین دو یا چند مفهوم برای نشان دادن چگونگی هم زیستی آنها با یکدیگر.
مفاهیم ونظریه ها شاکله های ذهنی ما ازچگونگی کارکرد جهان هستند که می توانیم به وسیله ی این شاکله ها وقایع گذشته رابه یادآوریم و رویدادهای آینده را درذهن خود مجسم کنیم ؛ بنابراین تفکرعبارت است ازکاربرد ماهرانه ی مفاهیم ونظریه ها به شیوه های مختلف. وقتی تخیل می کنیم ، اجازه می دهیم که مفاهیم مختلف به گونه ای آزادانه وسیال درخود آگاه ما ظهورکنند بدون اینکه بکوشیم آنها را روی یک مسئله خاص متمرکزکنیم (روندسیال ذهن) .
تصویرآینده که درذهن مردم شکل می گیرد، نقش اساسی درشکل بخشیدن به آینده ایفا می کند. برای دست یابی به ایده ، راه های گوناگونی وجود دارد؛ ازجمله : تحقیق وتوسعه،هم اندیشی وتشکیل اندیشکده های بزرگ وکوچک کناردست مدیران.

فنون و روش های آینده پژوهی
روش دیده بانی

دیده بانی به معنای پایش مستمرتغییرات جهانی درزمینه های مختلف توسط یک گروه علاقه مند به تغییرات آینده پژوهی است .دیدبانان عطش دانستن دارند و پیوسته درنشریه ها وپایگاه های اطلاعاتی اینترنت کاوش می کنند و یافته های حاصل ازپایش خود را همچون خونی تازه درشریان های سازمان جاری وطراوت فنی وعلمی سازمان را تضمین می کنند.
تحلیل روند
تحلیل روند عبارت است ازمطالعه یک روند مشخص به منظورکشف چیستی علت های بروزسرعت توسعه وپیامدهای احتمالی آن.
تحلیل روندها باید بسیاردقیق باشد ؛ زیرا یک روند مشخص می تواند تأثیرهای بسیارمتفاوتی برابعاد گوناگون زندگی ما داشته باشد وازسوی دیگرشاید بسیاری ازاین تأثیرها درنگاه اول قابل کشف نباشند.
پایش روند
روندهایی که دریک جامعه، صنعت یا بخش مشخص اهمیت ویژه دارند باید به دقت پایش شوند ؛ به عنوان مثال، نرخ رو به رشد بیکاری  وافزایش سن ازدواج شاید آثار چشم گیری برآینده ی سازمان ها و جوامع مختلف داشته باشد.
برون یابی روند
اگراطلاعات آماری دردست باشد می توان تغییرات روندها را به صورت نموداری رسم کرد . آینده پژوهان با ادامه دادن نمودار، یعنی برون یابی آن، می کوشند آینده را برپایه ی میزان کنونی تغییر پیش بینی کنند ؛ البته این نکته دارای اهمیت است که ثبات میزان تغییربردقت این گونه پیش بینی ها تأثیر گذاراست.
توسعه وتحلیل سناریو
سناریوها درواقع تلاش هایی هستند برای تجسم وبازنمایی رویدادهای ممکن آینده برپایه ی آنچه می دانیم یا آنچه تصورمی کنیم می دانیم! سناریوها به این دلیل مفیدهستند که به ما کمک می کنند تا بفهمیم نتایج وپیامدهای احتمالی تصمیمی که اتخاذ می کنیم چه خواهد بود.
آینده پژوهان برای توصیف رخدادهای احتمالی آینده ازشیوه ی سناریوسازی استفاده می کنند. در آینده پژوهی که مملوازعدم قطعیت است ، سناریوها کاربرد ویژه و بسیارمهمی دارند ومعمولاَ چندین سناریوتوسعه می یابند به گونه ای که تصمیم گیران متوجه باشند که ممکن است برخی رویدادهای آینده سناریوی بسیارمحتملی را که مبنای برنامه ریزی آنها بوده ازاعتبارساقط کند.سناریوها به شکلی داستان گونه نوشته می شود؛ زیرا ازحرفه سینما وارد عرصه ی علم شده است.
مشاوره وهمفکری
ازآنجا که دومغزبهترازیک مغزکارمی کند باید دیدگاه دیگران به ویژه افرادخبره وکارشناس را نسبت به آینده جویا شویم؛ ضمن اینکه کارگروهی وهمفکری دراین زمینه می تواند بسیار راهگشا باشد.
مدل سازی
ما می توانیم رویدادهایی را که درجهان واقع رخ می دهند به شیوه های گوناگونی تقلید وباز آفرینی کنیم تا آنها را بهتربفهمیم.مدل سازی یکی ازاین شیوه هااست که تفکرما را ازآینده به صورت عینی ترارائه می دهد.
شبیه سازی یا بازی
یک مدل درواقع نمایش ایستایی ازشیئی معین است ؛ امامفهوم همزاد وپویایی آن شبیه سازی نام دارد. شبیه سازی رایانه ای نیزجزء همین دسته قرارمی گیرد.
تحلیل تاریخی ، توفان فکری«هم اندیشی» ، چشم انداز پردازی ومطالعات ترازیابی ازدیگر روش های آینده پژوهی به شمارمی روند.

منابع ومأخذ:
۱٫روش های آینده نگاری تکنولوژی ، گروه آینده اندیشی بنیادتوسعه فردا، بنیادتوسعه ی فردا.
۲٫الفبای آینده پژوهی:علم وهنرکشف آینده وشکل بخشیدن به دنیای مطلوب فردا،عقیل ملکی فروهمکاران،تهران، کرانه علم.
۳٫مقاله، آینده شناسی وآینده نگری، موسی اکرمی، منبع: سایت آینده نگری.
۴٫مقاله،آینده اندیشی هست ها وبایدها، گفتگوبادکترعلی پایا، روزنامه همشهری ۷مرداد۱۳۸۳٫
۵٫شوک آینده،الوین تافلر؛ ترجمه:حشمت الله کامرانی ،نشرسعلم.
معاونت آینده پژوهی، مرکز تبیین و ترویج سند چشم انداز
****
روند: تغییرات منظم در داده‌ها یا پدیده‌ها در خلال زمان
یک سناریو تنها پیش بینی یک آینده ی خاص نیست بلکه توصیف همه ی احتمالات است درواقع سناریوتصویری ازآینده های ممکن است .


http://rezghehalal.ir/1392/01/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86/

Methods and Approaches of Futures Studies

For all of human history people have tried to develop methods for predicting the future, from reading palms to gazing at the stars. But in recent years, primarily since World War II, scientists, sociologists, operations researchers, and others, many of whom began to call themselves futurists, have developed quantitative and qualitative methods for rationally anticipating the future. What separates futurists from the soothsayers who came before is rationality, an awareness that the future cannot be known with absolute certainty, and the recognition that many different futures are possible, depending on decisions people make in the present.
Generally, methods for studying the future do not pretend to be able to predict the future, although assessing the probabilities of alternative futures is an important aspect of futures studies methods. Rather, futures studies methods are generally designed to help people better understand future possibilities in order to make better decisions today. Futurists often say they use their methods to reduce uncertainty, although it may be more accurate to say they are trying to manage uncertainty. Many decisions must be made today in the face of great uncertainty about what may happen in the future or even what the effects of today's decision might be in the future. Futures methods help people to deal with this uncertainty by clarifying what is known, what can be known, what the likely range of possibilities is, what the most desirable possibilities are, and how today's decisions may play out in each of a variety of possible futures.
Futures research methods are both descriptive and prescriptive. Descriptive methods, sometimes also called extrapolative, attempt to describe objectively what the future will be or could be. Prescriptive methods, also called normative, focus on what the future should be. Prescriptive methods try to help people clarify their values and preferences so they can develop visions of desirable futures. Once they understand what they would like the future to be, they're better able to take the appropriate steps to create that preferred future.
Although much has been learned about futures studies methods since most were developed in the 50s and 60s, they remain somewhat amorphous. One can probably identify as many futures studies methods as there are futurists, as each futurist develops his or her own style for looking ahead. But gradually, some consensus on methodologies is developing.
One principle upon which most futurists would agree is the need to use multiple methods to address most futures problems. One will gain much greater insight by developing a futures research program that combines environmental scanning, trend assessment, delphi, and scenarios, for example, than one could achieve using any single method alone. Thus, although several of the more popular methods are described individually in the pages that follow, they are ideally used in various combinations.
Another principle upon which some consensus is developing is that futures research should be participatory: it should involve stakeholders and decision-makers directly in the process of developing forecasts or creating scenarios, because that is the only way to enable people to fully appreciate and perceive the range of possible futures.
Although many futurist strive for objectivity, ultimately, most futures methods rely heavily on subjective human judgment. But there are various tools one can use to augment individual human judgment. A method's value often lies in amalgamating the judgment of many people, enhancing creativity, generating questions and ideas to produce different judgments, and demonstrating consistencies and inconsistencies among and within competing views of the future.
As discussed in Chapter 2, Principles of Futures Studies, futurists often divide the purposes of futures studies as imagining the possible, assessing the probable, and deciding on the preferable. Most futures studies methods focus on one or two of these goals, but not all three; thus one almost always will need multiple methods if on is to work through the full range of futures studies. For instance, analyzing a present trend will give some information about the possible and the probable, as we analyze what will happen if the trend continues or what may cause the trend to change, but it tells us relatively little about what we like to have happen. Visioning techniques may tell us something about the possible, as we brainstorm a range of alternatives, and the preferable, as we use visioning to imagine preferred futures, but it may tell us relatively little about the probabilities of our preferred futures without the help of other techniques.
Futures studies can also be thought of as encompassing five stages, although many individual projects will focus on one or two stages and leave the rest to other projects. The first stage is to identify and monitor change. The second stage is to critique and analyze change. The third stage is to imagine alternatives. The fourth stage is to envision the preferred alternative. And the fifth and final stage is to plan and implement steps to achieve the preferred vision.1

Trend Analysis: A Method Everyone Uses

Trend analysis involves the use of any of a variety of techniques based on historical data. Trend analysis involves several processes. One process is spotting an emerging trend, that is, identifying a change in the world around us. For example, you may notice that more and more people seem to be waiting until they are in their thirties to have children. You may have spotted a trend-i.e., that people are delaying child birth. Now you need to do some analysis to see what the nature of the trend is and what its implications might be. You could first look at historical data. What was the average age of women having their first child in 1950? In 1955? and so on. Do you see a pattern? Is the average age of women at the birth of their first child increasing?
You might see the age at birth of the first child is increasing by six months over each five-year interval. That is, perhaps the average age was 21 in 1950, 21.5 in 1955, 22 in 1960, and so on until 1995 when the average age is 26. Then you might extrapolate the trend into the future, to predict that the average age would be 26.5 in 2000 and 27 in the year 2005 and so on. But trend analysis requires that you do more than simply extrapolate the trend forward. You have to ask, what is causing this trend, and will those causes continue indefinitely? Are there upper limits to the trend? What other forces may affect the trend? At this point trend analysis relies more on subjective judgment rather than objective extrapolation of historical data.
Perhaps the most famous trend extrapolation study was a book called the Limits to Growth published in 1972.  It was one of the first uses of computerized simulation modeling, at a time when computers were not widely used.  It presented alternative scenarios, but the most infuential was one that showed the world running out of oil in a couple of decades. They made this prediction just when the world was entering an energy crisis caused by an Arab oil boycott, so it seemed prescient.  Actually, the prediction was based on "known reserves" of oil, and oil companies routinely prospect about twenty years ahead, so the known reserves are always about that long.  It is an example of the "garbage in/garbage out" problem, no matter how good your computations are, the results are only as good as the initial data you input.  The chart above shows one of their dire predictions..
Trend extrapolation is the most straight-forward and objective component of trend analysis. Extrapolation essentially consists of taking historical data, fitting a curve to the data, and extending the curve into the future. Trend extrapolation assumes that things will keep changing in the future the way they have been changing in the past. One simply extends the line or the curve forward to predict where things will be at a certain future time.

If the population of a city is known to be increasing at the rate of 2% a year, we assume that it will continue to do so in the future, and we can use simple arithmetic to calculate what the population will be in five years. In other words, we can generate a forecast by observing a change through time in the character of something and projecting (extrapolating) that change into the future. In making a forecast, we naturally disregard short-term changes or fluctuations, such as the swelling of a city's population each morning as people come to work. What is important is the longer-term change, that is, the trend.
Trend extrapolation is one of the most commonly used ways to generate a forecast. City planners, economists, demographers, and many other specialists constantly extrapolate trends -- consciously or unconsciously -- when they think about the future. So, too, do ordinary people. Assuming that the future will be like the past or that past changes will continue in the same direction and rate is a perfectly sensible way to begin trying to understand the future. It can not, however, be the end of our endeavors, or we would end up with absurd results. For example, we might estimate that a child aged four has grown at the rate of five inches a year, and then calculate that this rate of growth means he will be more than 13 feet tall at the age of 34! We would not accept this forecast, because we know that human beings never grow that tall. Long before he reaches the age of 34, we forecast, his rate of growth will slow and eventually halt at a height that will probably be somewhere between five feet and six and a half feet.

Cyclical Pattern Analysis
Closely related to trend analysis is cyclical pattern analysis. Many phenomena appear to operate on cycles, and cyclical pattern analysis uses cyclic or recurring patterns (also referred to as waves, warps, bursts, surges, epochs, and episodes) as templates for anticipating future developments in various areas, such as public policy, the economy, etc. The "business cycle" is probably the best known example of this, in which a recession is followed by recovery, which leads to over-expansion of capacity, which in turn leads back to recession, and the cycle begins again. A similar, though much longer-range cycle, was proposed by Russian economist N.D. Kondratieff, who hypothesized that Western societies cycle through a pattern of long waves, characterized by recession-depression-revival-prosperity. The length of the overall cycle averages 56 years, with peaks in the occurring in 1800, 1856, 1916, and 1969.4 The Kondratieff Wave attracted great attention in the mid-1980s, when the cycle predicted depression, but has attracted less attention recently.
Other cycles futurists have explored include product life cycles, historical cycles, and generational cycles.

Environmental Scanning

Environmental scanning refers to the process of scanning the media (today, primarily online media) to identify emerging issues to enable organizations or individuals to anticipate and respond to changes in the external environment.5 Scanning is meant to provide strategic intelligence to the strategic planning process by identifying changing trends and potential developments, monitoring them, forecasting their future pattern and assessing their impacts.6
"The objective of scanning is to look over the widest range of possible factors and to identify connections with the organization's function or business, and especially to identify the significant positive or negative effects those could have on the organization and its activities. In general, the objectives in monitoring and scanning are to:
* detect scientific, technical, economic, social, political and ecological events and other elements important to the company;
* define the potential threats or opportunities or major potential changes for the organization that are implied by those events;
* provide continuous awareness and evaluation of trends to guide planning and action choices;
* inform management and staff of the need for anticipatory action; minimize reaction; stimulate proaction;
* alert management and staff to trends which are converging, diverging, speeding up, slowing down, or interacting.7
Scanning may be active or passive. "Passive scanning is what most people do when they read journals or newspapers," writes James Morrison, an expert in and proponent of scanning.8 Active scanning is a more deliberate and conscious effort to review information from a broad array sources and subject areas.
The best known practitioner of Environmental Scanning is probably Faith Popcorn.
Faith Popcorn's Brain Reserve

Scenarios: Making Up Stories About the Future

Scenario planning is the use of internally consistent narrative descriptions of possible states of affairs or development in the future. Usually, alternative scenarios are developed in order to allow people to conceptualize alternative futures and to clarify possible consequences of present developments and decisions.
A scenario is simply a series of events that we imagine happening in the future. Our everyday thinking is filled with little ventures into the mysterious world of tomorrow, or next week, or next year. And these ventures are scenarios, though rarely as well developed as the elaborate scenarios prepared by professional researchers working for government agencies, the military, and commercial enterprises.
A scenario begins when we ask, "What would happen if such-and-such occurred?" For example, "What would happen if we went to the theater on Saturday night?" Once this question is posed, we can begin to imagine the various consequences of the event. First, certain preparations would be necessary for this event to occur; for example, there would be the need for transportation to the theater. In addition, if the event does occur, there will be additional consequences, such as being absent from home at a time when we anticipate that a relative might come. In our minds, we may develop a large number of scenarios in an effort to decide whether or not to go to the theater on Saturday night. We develop these scenarios intuitively and rarely bother to write them down. We may, however, discuss them with each other and with friends.

What does a scenario do for us?
Fundamentally, scenarios are tools for ordering our perceptions about alternative futures in which today's decisions may play out. First, it makes us aware of potential problems that might occur if we were to take the proposed action. We can then (1) abandon the proposed action or (2) prepare to take precautions that will minimize the problems that might result.
Although futurist scenarios are often speculative and overlap with science fiction, businesses and government agencies, including the military, often use scenario planning as a practrical method of planning for the future. Scenario planning resources are available here.  This requires a serious effort to make the scenarios as realistic as possible.

Scenario Land
Backcasting

A method closely related to scenarios is backcasting. Backcasting is concerned with how desirable futures can be created, rather than what futures are likely to occur. In backcasting, one envisions a desired future endpoint, and then works backward to determine what policy measures would be required to achieve such a future. Backcasting involves six steps: determine objective, specify goals and constraints, describe the present system, specify exogenous variables, undertake scenario analysis, and undertake impact analysis.12 The end result of a backcasting study is alternative images of the future, thoroughly analyzed as their feasibility and consequences.13

Visioning
Visioning has become one of the most popular and important futures studies methods, and a wide range of futurists have developed particularized techniques to help people develop their vision of a desirable future for themselves, their organization, or their community. (Visioning on larger scales, such as national or global scales, remains relatively undeveloped.) Generally, a visioning process will attempt to identify sources of pleasure and dismay in the past and present, will challenge people's current assumptions, will give people a sense of current drivers of change so they can imagine a range of alternative futures, and facilitates a process of achieving some consensus of a preferred vision for the future. "Visioning is a process of making images of the future sufficiently real and compelling to act as 'magnets,' or goals to achieve, or 'spurs' to present action. Visioning can be done by an individual, but it much more frequently takes place in futures workshops,"14 writes Australian futurist Richard Slaughter.
For example, Clem Bezold, who has been developing vision methods since the early 1980s, identifies five stages in building a vision: 1) identification of problems, 2) identification past successes 3) identification of future desires; 4) identification of measurable goals; and 5) identification of resources to achieve those goals.15
"If we can articulate what we want clearly enough, we will be better able to invent and create the future we most desire (our 'preferred' future)," says Bezold. "A preferred future encompasses our ideals (usually in the form of a vision statement or description) and our sense of the best outcome that might be achievable. A vision is a compelling, inspiring statement of the preferred future that the authors and those who subscribe to the vision want to create."16
The visioning concept owes a heavy debt to the future workshop developed by Robert Jungk. Jungk describes the future

workshop as follows:
Typically, a future workshop can be divided into a preparatory phase and three workshop phases. The preparatory phase involves deciding on the topic and making the practical arrangements . . . The workshop itself begins with the critique phase, during which all the grievances and negative experiences related to the chosen topic are brought into the open. There then follows the fantasy phase, in which the participants come up with ideas in response to the problems, and with their desires, fantasies and alternative views. A selection is made of the most interesting notions and small working groups develop them into solutions and outline projects. The workshop concludes with the implementation phase, coming back down into the present with its power structures and constraints. It is at this stage that participants critically assess the chances of getting their projects implemented; identifying the obstacles and imaginatively seeking ways round them so as to draw up a plan of action.17
Jim Dator, another long-time expert of the visioning method, has modified Jungk's method in several ways, most significantly in emphasizing the role of the futurist in helping people think more broadly about alternative futures. "I think it is a serious mistake to ask people to engage in any kind of preferred futures envisioning exercise until they have first been challenged to examine their own ideas about the future," says Dator. "One part of the futurist's role is to present, in a dramatic, engaging way, some of the elements, forces or components in the past and present that might significantly influence the future."18

Technological Forecasting

A technology forecaster generally makes forecasts concerning how soon various types of technologies will be possible and what characteristics they may have, rather than what they will have, because the actual technology that will be used in the future depends on economic, social, and political considerations, which are normally beyond the province of the technology forecaster. For example, a technology forecaster might forecast that it will be possible by the year 2050 to produce electricity from nuclear fusion, but whether thermonuclear fusion will actually be used for that purpose may depend on a variety of non-technological considerations.
Technology forecasting is differentiated from the other methods described in this chapter by the subject area of the forecasts rather than the methodology used. Technology forecasting could, theoretically, employ almost any of the other methods described here. However, technology forecasting has developed as a distinct endeavor within futures studies, with its own concepts, literature, and practitioners, so it is useful to address it as an independent method.
An important concept used by technological forecasters is "stages of innovation." Every technological advance passes through certain stages, with each stage representing a greater degree of practicality or use. According to technological forecaster Joseph P. Martino, these stages are: "scientific findings," when some basic scientific understanding has been developed; "laboratory feasibility," when a specific solution to a specific problem has been identifies and a laboratory model has been created; "operating prototype," when a device intended for a particular operational environment has been built; "commercial introduction or operational use," at which point the innovation at which point the innovation technologically successful but is also economically feasible; "widespread adoption," at which point the innovation has shown itself to be in some way superior to whatever method was used previously to perform its function and the innovation replaces a some portion of those previous methods; "diffusion to other areas," at which point the innovation becomes adopted for purposes other than those originally intended; "social and economic impact," at which point the innovation has changed the behavior of society or has somehow involved a substantial portion of the economy.32

Futures Research: Telling Good Work from Bad

Because futures research relies heavily on human judgment, it is often difficult to know which futures research projects are well-executed and which should be largely ignored. It is also important to realize the limitations of even the best-executed futures research.
Experienced futurists have developed certain caveats one must keep in mind whenever one engages in or uses futures research, guideposts for telling good work from bad, and rules of thumb for understanding why some futures research fails.
First, some caveats:
1. Forecasts will be incomplete. As Herman Kahn once said, "The most surprising future is one which contains no surprises."37
2. No forecast that depends on what humans will do can be 100 percent accurate.
2. Futures depend on chance.
3. Accurate forecasts of some complex and nonlinear systems may be impossible.
4. Extrapolation is bound to be wrong eventually.
5. Forecasting and planning must be dynamic and able to respond to new information and insights.38
*http://www.crab.rutgers.edu/~goertzel/futuristmethods.htmآ

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 1.00 (2 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید