برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

مرگ جاهلي

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

مرگ جاهلي
اسماعيل شفيعي سروستاني

 

بسياري از ما، اين حديث معروف را شنيده يا خوانده ايم: « مَن ماتَ وَ لَمْ يَعرِفُ إمامَ زَمانَه ماتَ مَيتَتَةُ جاهِليَة؛ هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلي از دنيا رفته است.» شيعه و سني اين حديث را به طرق معتبر از پيامبر گرامي(صلي الله عليه و آله و سلم) نقل كرده اند. (1) در اين حديث، دو مفهوم محوري وجود دارد كه نيازمند بررسي و تبيين است؛ نخست، معرفت امام و ديگري، مرگ جاهلي. درباره ي موضوع هايي از قبيل اينكه مراد از معرفت امام چيست؛ چرا ما نيازمند معرفت اماميم و چگونه مي توان به معرفت امام رسيد، به تفصيل سخن گفته شده است، ولي در مورد مفهوم مرگ جاهلي تاكنون كمتر سخن به ميان آمده است. از اين رو، در اين مقاله مي كوشيم شاخصه هاي مرگ جاهلي را در ساحت هاي مختلف اعتقادي، اخلاقي و فرهنگي، اجتماعي تبيين و بررسي كنيم.

1. مفهوم جاهليت
« جاهليت » در لغت، مصدر جعلي يا اسم مصدر به معناي حالت ناداني است (2) و در اصطلاح به زمان فترت پيش از اسلام گفته مي شود (3). مؤلف « مجمع البحرين » در اين زمينه مي نويسد:
مراد از جاهليت، حالتي است كه عرب پيش از اسلام در آن به سر مي برد؛ يعني حالت ناداني نسبت به خدا و پيامبر، شرايع دين و فخرفروشي به پدران، نسب ها، غرور و خودپسندي و مانند آنها (4).
در « لغت نامه ي دهخدا » نيز در توضيح اين واژه چنين آمده است:
زمان پيش از اسلام كه نادانان در آن دوره بسيار بودند. بعضي گفته اند: جاهليّت زمان فترت يعني عصر بين دو پيغامبر است و گاهي دوران كفر را جاهليت گويند و به زمان پيش از فتح و عصر بين ولادت و بعثت پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نيز اطلاق شود...
مردم پيش از بعثت پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) در جاهليت جهلاء ( ناداني سخت ) به سر مي بردند؛ زيرا كردار و گفتاري كه بر آن مي بودند، تنها جاهلان براي آنان به وجود آورده بودند و اين جهالت و ناداني كلي و عمومي بود. (5)
در چهار آيه ي « قرآن كريم » جاهليت به معناي ياد شده آمده است. (6)
در روايتي كه حارث بن مغيره از امام صادق (عليه السّلام) نقل كرده، مفهوم جاهليت در حديث نبوي روشن شده است. او مي گويد:
به ابوعبدالله [ امام صادق (عليه السّلام) ] عرض كردم: آيا رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمودند:
« كسي كه بميرد و امامش را نشناسد، به مرگ جاهلي از دنيا رفته است؟ »
فرمود: « آري » گفتم: جاهليت سخت يا جاهليتي كه امامش را نشناسد؟ فرمود: « جاهليت كفر و نفاق و گمراهي. » (7)
چنان كه ملاحظه مي شود، امام صادق (عليه السّلام) در اين روايت، دوران جاهليت را با سه ويژگي كفر، نفاق و گمراهي معرفي و تبيين كرده است. اين سه ويژگي افزون بر روشن كردن مفهوم جاهليت در حديث ياد شده، مهم ترين شاخصه هاي دوران جاهليت را نيز بيان مي كنند و مي توانند ما را در تبيين دقيق تر شاخصه هاي اين دوران ياري دهند.

2. شماي كلي دوران جاهليت
در برخي آيات « قرآن كريم » و سخنان معصومان (عليه السّلام)، به شماي كلّي دوران جاهليت و وضعيت جامعه ي عرب در اين دوران اشاره شده است كه در اينجا به اجمال به بررسي آنها مي پردازيم.
در يكي از آيات قرآن كريم، با دعوت مسلمانان به وحدت و دوري از پراكندگي، وضعيت آنان قبل از اسلام گوشزد شده است:
« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَ کُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْهَا کَذلِکَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (8)؛
و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد، آنگاه كه دشمنان [ يكديگر ] بوديد. پس ميان دل هاي شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شديد و بركنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد. اين گونه، خداوند نشانه هاي خود را براي شما روشن مي كند. »
در اين آيه، وجود كينه و دشمني، اختلاف و پراكندگي و رواج فساد و تباهي كه مردم را به سوي پرتگاه آتش مي كشاند. (9) از مهم ترين ويژگي هاي دوران پيش از اسلام بيان شده است.
علامه طباطبايي در تفسير آيه ي ياد شده مي نويسد:
اجتماعي كه اساسش بر پايه ي اختلاف و عقايد متشتّت نهاده شود، به ناچار، ميل هاي نفساني و زورگويي هاي فردي، در آن حكومت كرده، به پست ترين زندگي ها، آنان را سوق مي دهد؛ در چنين اجتماعي، هميشه جنگ و جدال حكومت داشته و راه فنا و نيستي به روي افرادش باز است؛ زيرا اجتماعي كه هدف واحد و روشني نداشت، به ناچار در آتش جهالت و ناداني به سر مي برد و از چاهي كه در آن سقوط كرده، راه نجاتي نخواهد داشت. (10)
اميرمؤمنان علي (عليه السّلام) در مواضع متعددي از « نهج البلاغه » به تبيين و توصيف دوران جاهليت پيش از اسلام مي پردازد و از آن جمله مي فرمايد:
« پيامبر را هنگامي فرستاد كه رشته ي رسالت، منقطع، زماني طولاني مردم به خواب غفلت رفته، فتنه ها سر برداشته و كارها نابسامان بود. آتش جنگ ها زبانه مي كشيد، روشنايي از جهان رخت بربسته و چهره ي فريبنده ي دنيا آشكار گرديده بود. برگ هاي درخت زندگي، زرد [ بود ] و كسي از شجره ي حيات ثمري نداشت. آب زندگي فروكش كرده بود. نشانه هاي هدايت، كهنه و علائم گمراهي، پديدار بود. دنيا بر مردمش چهره، دژم كرده و بر خواستاران خود عبوس بود. ميوه اش، فتنه و طعامش، مردار، در درون، وحشت نهفته داشته و از برون، ‌شمشير ستم، آخته. » (11)
آن حضرت، در خطبه اي ديگر، وضعيت اعراب جاهلي پيش از بعثت حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلم) را اين گونه توصيف مي كند:
« خداوند، محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) را برانگيخت كه بيم دهنده ي جهانيان باشد و امين وحي او و شما ملت عرب پيش از آن، در بدترين خانه ها به سر مي برديد و در زمين هاي سنگلاخ و ناهموار مي زيستيد و با مارهاي زهردار هم خانه بوديد. آبي تيره و ناگوار مي نوشيديد و خوراكي درشت و خشن مي خورديد و خون يكديگر را مي ريختيد و از خويشاوندان خود بريده بوديد. بتان در ميان شما برپا بودند و خود غرق در گناه بوديد » (12).
با توجه به سخنان ياد شده، مهم ترين ويژگي هاي دوران جاهليت را اين گونه مي توان برشمرد:
محروميت از وجود پيامبران الهي؛ غفلت و بي خبري؛ سر برافراشتن فتنه ها؛ نابساماني امور؛ جنگ و خونريزي؛ نااميدي؛ گمراهي؛ تاريكي؛ غرور و نخوت؛ حاكميت هوا و هوس؛ تزلزل و حيرت؛ شرايط ناگوار زندگي؛ قطع ارتباط هاي خويشاوندي؛ بت پرستي؛ رواج گناهان و... .
حضرت فاطمه زهرا(عليها السّلام) نيز در بخشي از خطبه ي تاريخي خود، در مسجد پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم)، به بيان وضعيت اجتماعي مردم « جزيرة العرب » در پيش از اسلام و در دوران جاهلي مي پردازد و مي فرمايد:
« در آن هنگام، شما مردم بر كنار مغاكي از آتش بوديد، خوار و در ديده ي همگان، بي مقدار. لقمه ي هر خورنده و شكار هر درّنده و لگدكوب هر رونده. نوشيدنيتان، آب گنديده و ناگوار. خوردنيتان پوست جانور و مردار. پست و ناچيز و ترسان از هجوم همسايه و هم جوار. تا آنكه خدا با فرستادن پيغمبر خود، شما را از خاك مذلت برداشت و سرتان را به اوج رفعت افراشت. » (13)

3. شاخصه هاي دوران جاهلي
با روشن شدن اجمالي چهره ي « جزيرة العرب » در دوران جاهلي، به بررسي تفصيلي ويژگي هاي اين دوران مي پردازيم. در آيات متعددي از « قرآن كريم »، شاخصه هاي اعتقادي، اخلاقي و فرهنگي، اجتماعي دوران جاهلي بيان شده است. از اين رو، توجه به اين آيات، مي تواند ما را در رسيدن به تصويري جامع از اين دوران ياري دهد.

الف) شاخصه هاي اعتقادي، اخلاقي
با توجه به آيات « قرآن كريم » و روايات معصومان (عليه السّلام) مي توان موضوعات متعددي را به عنوان شاخصه هاي اعتقادي- اخلاقي دوران جاهليت مطرح كرد كه به اختصار مي توان آنها را در سه زمينه، شناسايي و دسته بندي كرد:

1. حق گريزي و حق ستيزي
مهم ترين شاخصه ي اعتقادي، اخلاقي دوران جاهليت، حق گريزي، حق ستيزي، سركشي در برابر حق، سرسختي و لجاجت در پذيرش سخن خداي يگانه بود. در قرآن كريم و روايات معصومان (عليه السّلام) از اين ويژگي با عنوان حميّت و عصبيّت ياد شده است.
در يكي از آيات قرآن كريم در اين زمينه چنين آمده است:
« إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ کَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التَّقْوَى (14)؛
آنگاه كه كافران در دل هاي خود، تعصب [ آن هم ] تعصب جاهليت ورزيدند، پس خدا آرامش خود را بر فرستاده ي خويش و مؤمنان فرو فرستاد و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت. »
در تفسير « مجمع البيان » واژه ي « حميّت » اين گونه معنا شده است:
اين واژه به مفهوم انكار و حق ناپذيري آمده است؛ براي نمونه هنگامي كه گفته مي شود:« فلان ذو حميّة منكره » منظور اين است كه او داراي خشم و سرسختي و لجاجت است. (15)
چنان كه از تفاسير برمي آيد، آيه ي ياد شده به هنگام صلح حديبيّه و پس از مخالفت كفار قريش با آوردن عبارت بسم الله الرحمن الرحيم و رسول الله در اين صلح نامه، نازل شده است. در « تفسير البرهان » به نقل از علي بن ابراهيم قمي، در اين زمينه، چنين آمده است:
[ مراد از كافران در اين آيه ي ] قريش و سهيل بن عمرو هستند كه به پيامبرخدا (صلي الله عليه و آله و سلم) گفتند: ما [ خداي ] رحمان و رحيم را نمي شناسيم و همچنين گفتند: اگر تو را پيامبر خدا مي دانستيم، با تو نمي جنگيديم. پس بنويس: « محمد بن عبدالله ». (16)
امام علي (عليه السّلام) در خطبه ي « قاصعه » به تفصيل، ويژگي هاي حميّت و عصبيّت مردمان عصر خود را كه به پيروي از مردم عصر جاهليت با عناد و سركشي در برابر خليفه به حقّ رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) ايستاده بودند و با آن حضرت مخالفت مي كردند، بررسي كرده و ابليس را به عنوان نخستين كسي معرفي مي كند كه عصبيت و سركشي در برابر حق را آشكار ساخت و از حميت و خودپسندي پيروي كرد:
« ابليس دشمن خدا و پيشواي متعصبان و پيشرو گردن كشان است كه بنياد عصبيت را پايه نهاد و بر سر لباس عزت و جبروت با خدا به منازعه برخاست و لباس عزت را بر خود پوشيد و جامه ي خواري و فروتني از تن به در نمود. » (17)
اميرمؤمنان علي (عليه السّلام) در بخشي ديگر از سخنان خود، مردمان را از پيروي طريق حميّت و عصبيّت برحذر مي دارد و مي فرمايد:
« پس بندگان خدا، بترسيد از دشمن خدا، مبادا شيطان شما را به بيماري خود [ تكبر و خودپسندي ] دچار گرداند و با نداي خود، شما را از جاي برانگيزد و سواران و پيادگان خود را بر سر شما فرو ريزد. » (18)
آن حضرت، در ادامه ي خطبه، تهديد شيطان براي گمراه ساختن همه ي اهل زمين را يادآوري و تأكيد مي كند كه زادگان حميّت و برادران عصبيّت در حقيقت، سخن شيطان را تصديق كردند:
« به جان خودم سوگند كه او تير تهديد در كمان نهاده و كمانش را سخت كشيده و از محلي نزديك، بر شما تير مي بارد و گفته است: « پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختي، من [ هم گناهانشان را ] در زمين برايشان مي آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت. » (19)
با اين سخن، تير به تاريكي و هدفي دور انداخت و گماني خطا بر زبان راند، ولي زادگان حميّت و برادران عصبيّت و سواران خودبزرگ بيني و ناداني سخنش را تصديق كرده و راست پنداشتند. » (20)
با دقت در سخنان اميرمؤمنان، مولاي متقيان، علي (عليه السّلام) به خوبي مي توان دريافت كه حميت و عصبيّت، اختصاص به دوران جاهليت اول ندارد و در هر زمان كه گروهي با پيروي از پيشواي متعصبان و پيشرو گردن كشان به جاي فروتني در برابر خداي تعالي به منازعه با او برخيزند و خود را برتر بدانند، مي توان نشانه هاي دوران جاهليت را مشاهده كرد.
به راستي ميان اعراب متعصّب عصر جاهلي كه با تكبر و خودپسندي تمام، از پذيرش خداي رحمان و رحيم و رسالت پيامبر خاتم (صلي الله عليه و آله و سلم) سر باز مي زدند و مردمان به ظاهر متمدن عصر جديد كه با شعار اومانيسم ( اصالت انسان ) انسان را محور همه ي هستي و صاحب اختيار تامّ و تمام خود معرفي مي كنند و با تكيه بر راسيوناليسم ( اصالت عقل ) عقل خودبنياد بشري را مبناي سامان دهي همه ي مناسبات فردي و اجتماعي انسان مي دانند، چه تفاوتي وجود دارد؟ آيا نمي توان گفت دوران مدرنيته كه بر مبناي سكولاريسم ( دنياگرايي ) به قطع كامل رابطه ي زمين و آسمان و بي نيازي بشر از هدايت هاي الهي در زندگي اجتماعي فتوا مي دهد، استمرار همان دوران جاهليت اول است؟

2. پيروي از حكم غيرالهي
مردم عصر جاهليت بر مبناي حق گريزي و حق ستيزي ذاتي خود، از پذيرش حكم خدا سر باز مي زدند و در زندگي اجتماعي خود تنها احكام جاهلانه اي را پيروي مي كردند كه بيشتر آنها غيرانساني، ناعادلانه، به دور از خردورزي و بر پايه ي هوا و هوس و تعصبات قبيله اي بودند.
« قرآن كريم » در يكي از آيات خود، به پيامبراكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دستور مي دهد كه در ميان مردم بر اساس حكم خدا داوري كند و از تسليم شدن در برابر هوا و هوس آنان كه خواستار اجراي احكام جاهلي هستند، خودداري كند:
« وَ أَنِ احْکُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْکَ (21)؛
و ميان آنان به موجب آنچه خدا نازل كرده، داوري كن و از هواهايشان پيروي مكن و از آنان برحذر باش؛ مبادا تو را در بخشي از آنچه خدا بر تو نازل كرده به فتنه دراندازند. »
خداوند متعال، پس از اين آيه، مردم را از پيروي حكم جاهلي در برابر حكم خدا بر حذر داشته و حكم خدا را برترين احكام مي داند:
« أَ فَحُکْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ‌ (22)؛
آيا خواستار حكم جاهليتند؟ و براي مردمي كه يقين دارند، داوري چه كسي از خدا بهتر است؟ »
در فرهنگ اهل بيت (عليه السّلام)، هر آنچه غير حكم خداست، حكم جاهليت تلقي شده و مردم از پيروي آن برحذر داشته شده اند.
در روايتي كه از امام صادق (عليه السّلام) نقل شده است، در اين زمينه چنين مي خوانيم:
« حكم دوگونه است: حكم خدا و حكم جاهلي. پس هر كسي در [ تشخيص ] حكم خدا اشتباه كند، به حكم جاهلي داوري كرده است. » (23)
موضوع عمل به حكم خدا در همه ي زمينه هاي اجتماعي، از چنان اهميتي در آموزه هاي اسلامي برخوردار است كه حكم خلاف آنچه خداوند نازل كرده، برابر با كفر و ظلم دانسته شده است. در « قرآن كريم » در اين باره چنين آمده است:
« ... وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ‌ (24)؛
... و كساني كه به موجب آنچه خدا نازل كرده، داوري نكرده اند، آنان خود كافرانند. »
« ... وَ مَنْ لَمْ يَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ‌ (25)؛
... و كساني كه به موجب آنچه خدا نازل كرده، داوري نكرده اند، آنان خود ستمگرانند ».
در اين زمينه از امام باقر (عليه السّلام) و امام صادق (عليه السّلام) چنين روايت شده است:
« هر كس در دو درهم خلاف آنچه خداي عزّوجلّ فرو فرستاده، داوري كند... پس او به آنچه خداوند عزّوجل بر محمد كه درود خدا بر او و خاندانش باد، نازل كرده، كافر شده است. » (26)
شايان ذكر است در اين زمينه روايات فراواني نقل شده كه در همه ي آنها از قضاوت، حكم، فتوا و عمل بر اساس رأي و نظر خود، نهي و بر پيروي از كتاب خدا و سنت پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) در همه ي زمينه ها تأكيد شده است. (27)
از آنچه گفته شد، به خوبي درمي يابيم هر جامعه اي كه مناسبات فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي خود را بر مبناي مقررات غيرالهي سامان دهد و در برنامه ريزي، قانون گذاري و اجرا به جاي مراجعه به آموزه هاي وحياني، به تعاليم بشري مراجعه كند، در واقع طريق جاهليت را در پيش گرفته است و با جامعه ي جاهلي عصر پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) كه از پذيرش حكم خدا سر باز مي زد و تنها هوا و هوس خود را بر مبناي عمل اجتماعي قرار مي داد، هيچ تفاوتي ندارد. حتي اگر در ظاهر، جامعه اي مدرن و پيشرفته باشد.

3. غرق شدن در گناه و تباهي
نتيجه ي طبيعي حق گريزي و حق ستيزي مردم عصر جاهليت و پافشاري آنها بر حكم غيرخدا، پذيرش ولايت شيطان در همه ي زمينه ها و غرق شدن در گناه و تباهي بود. اين موضوع را به خوبي مي توان از سخنان اميرمؤمنان، علي (عليه السّلام) دريافت:
« به رسالتش فرستاد، در حالي كه مردم، گمراهاني حيرت زده و در فتنه فرو افتاده بودند. هوا و هوس، آنان را بر خود غوطه ور و كبر و نخوت از طريق صوابشان منحرف ساخته؛ جاهليت تاريك، آنان را سبك سر و در كارها متزلزل و حيران نموده بود. » (28)
گفتني است بر اساس فرهنگ « قرآن كريم » مردم يا سر در گرو ولايت الله دارند و در نتيجه در نور و روشنايي به سر مي برند، يا پيرو ولايت شيطان و طاغوتند و يكسره غرق در تاريكي و ضلالت (29). بنابراين، به طور طبيعي، مردمي كه به مخالفت با ولايت حق مي پردازند و از فرامين الهي سر مي پيچند، در دايره ي ولايت شيطان وارد مي شوند و همه ي مناسبات فردي و اجتماعي آنها رنگ و بوي شيطاني پيدا مي كند.
اين، سرنوشت محتوم همه ي جوامعي است كه در برابر ولايت خدا سر تسليم فرود نمي آورند. چه جامعه جاهلي دوران رسالت نبيّ مكرّم (صلي الله عليه و آله و سلم) باشد و چه جوامع به اصطلاح مدرن عصر حاضر.
با توجه به مطالب ياد شده، مي توان گفت آنچه در روايات اسلامي از آن به عنوان مرگ جاهلي يا حيات بدون امام ياد شده است، شاخصه هاي متفاوتي دارد كه مهم ترين آنها عبارتند از: 1. حق گريزي و حق ستيزي، 2. پيروي از حكم غير الهي؛ 3. غرق شدن در گناه و تباهي؛ 4. انحطاط اخلاقي؛ 5. ظلم و بي عدالتي و ناديده گرفتن حقوق ديگران.
اين شاخصه ها، اختصاص به جامعه ي جاهلي عصر رسالت حضرت ختمي مرتبت (صلي الله عليه و آله و سلم) نداشته و در هر جامعه اي كه امام عصر خود را نشناسد و سر در گرو اطاعت او نگذارد، اين شاخصه ها بروز و ظهور مي يابد.

ب) شاخصه هاي فرهنگي، اجتماعي
شناخت وضعيت زنان يك جامعه، شاخصي مهم براي درك وضعيت فرهنگي و اجتماعي آن جامعه و ملاك خوبي براي قضاوت درباره ي سمت و سوي حركت آن تعالي يا افول به شمار مي آيد. به همين دليل، در اينجا به بررسي وضعيت زنان عصر جاهلي با بهره گيري از آيات « قرآن » مي پردازيم.

1. نگاه اعراب جاهلي به زن
عرب جاهلي براي جنس مؤنث هيچ ارزشي قائل نبود و فرزند دختر را نشانه ي نگون بختي خود مي دانست. از اين رو، تولد هر دختر، رويدادي ناگوار در زندگي او به شمار مي آمد؛ رويداد ناگواري كه تنها با زنده به گور كردن نوزاد دختر، سرانجام خوشي مي يافت. قرآن كريم در اين باره مي فرمايد:
« وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَ هُوَ کَظِيمٌ ‌- يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاءَ مَا يَحْکُمُونَ‌ (30)
و هرگاه يكي از آنان را به دختر مژده آورند، چهره اش سياه مي گردد، در حالي كه خشم [ و اندوه ] خود را فرو مي خورد. از بدي آنچه بدون بشارت داده شده است، از قبيله ي [ خود ] روي مي پوشاند. آيا او را با خواري نگاه دارد يا در خاك پنهانش كند؛ وه چه بد داوري مي كنند. »
در آيات ديگري از « قرآن كريم » نيز به اين موضوع اشاره شده است (31)، ولي به دليل رعايت اختصار به همين مورد، بسنده مي كنيم.

2. وضعيت اخلاقي زنان
نگاه عرب جاهلي به فرزند دختر، زاييده ي وضعيت اسف بار زنان در جامعه ي سراسر ظلم و فساد و تبعيض عربستان در آستانه ي بعثت پيامبراكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود. جامعه اي كه در آن، زنان هيچ حقوق فردي و اجتماعي نداشتند و تنها به عنوان كالاي جنسي به آنها نگاه مي شد. (32)
با نگاهي به مفادّ شرط هاي بيعت زنان با رسول گرامي (صلي الله عليه و آله و سلم) به عمق فساد و تباهي حاكم بر زنان عصر جاهلي مي توان پي برد. قرآن كريم در اين باره چنين مي فرمايد:
« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَکَ عَلَى أَنْ لاَ يُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَ لاَ يَسْرِقْنَ وَ لاَ يَزْنِينَ وَ لاَ يَقْتُلْنَ أَوْلاَدَهُنَّ وَ لاَ يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لاَ يَعْصِينَکَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌ (33)؛
اي پيامبر! چون زنان با ايمان، نزد تو آيند كه [ با اين شرط ] با تو بيعت كنند كه چيزي را با خدا شريك نسازند و دزدي نكنند و زنا نكنند و فرزندان خود را نكشند و بچه هاي حرام زاده اي را كه پس انداخته اند، با بهتان [ و حيله ] به شوهر نبندند و در [ كار ] نيك از تو نافرماني نكنند، با آنان بيعت كن و از خدا براي آنان آمرزش بخواه؛ زيرا خداوند، آمرزنده مهربان است ».
با نگاهي به مطالبي كه مفسّران در تفسير آيه ي ياد شده مطرح كرده اند، مي توان گفت اعمالي كه ترك آنها شرط بيعت با پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) بيان شده است، به نوعي در آن عصر، ميان بيشتر زنان رواج داشته (34) و خداوند به اين وسيله خواسته است آنها را از انجام اين اعمال باز دارد.
يكي ديگر از ويژگي هاي نكوهيده ي زنان عصر جاهلي، خودآرايي، خودنمايي و عرضه ي زيورآلات و جاذبه هاي جنسي خود، در مجامع عمومي بود. « قرآن كريم » از اين ويژگي با عنوان تبرّج ياد مي كند و در يكي از آيات خود، خطاب به همسران پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) آنها را از اينكه مانند زنان عصر جاهليت در برابر مردان بيگانه خودآرايي كرده و زينت هاي خود را آشكار كنند، برحذر مي دارد:
« وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِکُنَّ وَ لاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى (35)؛
« و در خانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم، زينت هاي خود را آشكار مكنيد. »

3. حقوق فردي و اجتماعي زنان
زنان دوران جاهلي از همه ي حقوق فردي و اجتماعي، حتي حقّ ارث و مالكيت محروم بودند و مانند كالايي خريد و فروش مي شدند. (36) « قرآن كريم » براي نخستين بار، حقّ مالكيت و ارث زنان را به رسميت شناخت و آنها را چون مردان از حقوق اجتماعي بهره مند ساخت.
خداوند در « قرآن كريم » درباره ي حقّ مالكيت زنان مي فرمايد:
« لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ (37)؛
براي مردان از آنچه [ به اختيار ] كسب كرده اند، بهره اي است و براي زنان [ نيز ] از آنچه [ به اختيار ] كسب كرده اند، بهره اي است. »
درباره ي حقّ ارث زنان نيز در اين كتاب مقدس چنين آمده است:
« لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً (38)؛
براي مردان از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [ آنان ] بر جاي گذاشته اند، سهمي است و براي زنان [ نيز ] از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان [ آنان ] بر جاي گذاشته اند، سهمي [ خواهد بود ]. خواه آن [ مال ] كم باشد يا زياد. نصيب هر كس مفروض شده است. »
با آمدن اسلام، زنان از بسياري حقوق ديگر كه در دوران جاهلي از آنها محروم بودند، بهره مند شدند و مردان موظف شدند، حقوق آنها را پاس دارند. پيامبرگرامي (صلي الله عليه و آله و سلم) در اين زمينه مي فرمايد:
« اي مردم! شما بر زنان خود حقّي داريد، آنها هم بر شما حقي دارند... درباره ي آنها به نيكي رفتار كنيد؛ زيرا آنها ياور شما هستند... از آنچه خود مي خوريد، به آنها بدهيد و از آنچه خود مي پوشيد، بر آنها بپوشانيد. » (39)
در پايان بررسي وضعيت زنان در دوران جاهليت اول، يادآوري چند نكته ضروري است:
1. دليل اصلي گسترش فساد و تباهي و رشد ناهنجاري هاي اخلاقي و اجتماعي در اين دوران، اين بود كه مردم از رهبر و پيشوايي الهي كه در پرتو هدايتش، راه را از چاه، معروف را از منكر و راه مستقيم را از كژراهه باز شناسند، بي بهره بودند. طبيعي است در چنين شرايطي، زمام امور جامعه به دست پيشوايان گمراه و اعوان و انصار شيطان مي افتد و آنها جامعه را تا نهايت سقوط و تباهي پيش مي برند؛
2. شرايط ياد شده به دوران جاهليت اول اختصاص ندارد و در هر جامعه اي كه رهبر و پيشوايي الهي وجود نداشته باشد، رشد و گسترش فساد و تباهي و گمراهي، گريزناپذير خواهد بود. امروزه اين شرايط به روشني در جوامع غربي ديده مي شود و همه ي مظاهر جاهليت اول در اين جوامع به اصطلاح مدرن خودنمايي مي كند. اين همان پديده اي است كه از آن به جاهليت مدرن تعبير مي شود.
اگر ديروز در جاهليت اول، فرزند دختر، نشانه ي نگون بختي به شمار مي آمد و تنها جنس مذكر داراي ارزش و جايگاه اجتماعي بود، امروز در جاهليت مدرن نيز ويژگي هاي طبيعي جنس مؤنث و دو نقش اصلي زنان؛ يعني مادري و همسري به عنوان نقش هاي كليشه اي و عامل فرودستي آنان شناخته شده است. زنان تنها زماني در جامعه به رسميت شناخته مي شوند كه از نقش هاي سنتي خود دست بشويند، همه ي ويژگي هاي جنس مذكر را دارا شوند و مانند مردان به صحنه هاي مختلف كار، اشتغال و فعاليت اجتماعي وارد شوند.
اگر ديروز زن تنها كالاي جنسي و وسيله ي كام روايي بيشتر مردان تلقي مي شد، امروز نيز زن تنها كالاي جنسي و موضوع سودآورترين تجارت جهاني ( تجارت سكس ) (40)؛ مشتري توليدات رنگارنگ صنايع بهداشتي، آرايشي و پوشاك و... جهان سرمايه داري و ابزاري براي عرضه و فروش هرچه بيشتر كالاهاي توليدي شركت هاي بزرگ از مسواك و خميردندان و شامپو گرفته تا تلويزيون و ماشين لباس شويي و خودرو شناخته مي شود. (41)
اگر در جاهليت پيش از اسلام، زنان با خودآرايي و عرضه ي زينت و زيور خود در مجامع عمومي به خودنمايي مي پرداختند، در جاهليت عصر جديد نيز زنان، بازيگران مسابقه اي پايان ناپذير براي عرضه ي هرچه زيباتر، جذاب تر و تحريك كننده تر خود در كوچه و خيابان و رسانه هاي تصويري هستند، تا آنجا كه امروز، زنان، سالانه ميلياردها دلار براي زيباتر نماياندن خود هزينه مي كنند. (42)
اگر اعراب جاهلي با خشونت تمام با دختران و زنان برخورد و آنها را زنده به گور مي كردند، بشر متمدن عصر جديد نيز خشونت نسبت به زنان را به اوج خود رسانده است. براي نمونه، در ايالات متحده آمريكا، در هر 8 ثانيه، با يك زن بدرفتاري مي شود و هر 10 ثانيه به يك زن تجاوز مي شود. در مجموع 51 درصد زنان بزرگسال، قرباني خشونت و تجاوز مي شوند. (43)

پي نوشت ها :
1. الكافي، ج1، ص 376، ح2، ص 377، ح3 و ج2، ص 21، ح9.
2. ر. ك: علي اكبر دهخدا، لغت نامه، ج5، ص 7460، ماده ي « جاهليت ».
3. ر. ك: ابن منظور، لسان العرب، ج2، ص 402.
4. فخرالدين الطريحي، مجمع البحرين، ج5، ص 364؛ همچنين ر. ك: سيدعلي اكبر قرشي، قاموس قرآن، ج2، ص 83.
5. لغت نامه ي دهخدا، ج5، ص 7461.
6. ر. ك: سوره ي آل عمران (3)، آيه ي 154؛ سوره ي مائده (5)، آيه ي 50؛ سوره ي احزاب (33)، آيه ي 33؛ سوره ي فتح (48)، آيه ي 26.
7. الكافي، ج1، ص 377، ح3.
8. سوره ي آل عمران (3)، آيه ي 103.
9. گفتني است در تفسيرالميزان، دو احتمال براي اين كلام خداي متعال كه مي فرمايد: « و بر كنار پرتگاه آتش بوديد كه شما را از آن رهانيد. » ذكر شده است. نخست اينكه مراد از آتش، آتش آخرت باشد. در اين صورت، « بركنار پرتگاه آتش بودن » به معناي به سر بردن در حالت كفر است كه ثمره ي آن، جز در افتادن در آتش دوزخ نخواهد بود. دوم اينكه مراد از آتش، جنگ ها و درگيري هايي باشد كه در آن دوران بين اعراب رواج داشت. در اين فرض، جمله ي ياد شده به معناي رفتن به سوي فنا و نيستي به دليل جنگ و جدال هاي هميشگي خواهد بود. (ر. ك: سيد محمدحسين طباطبايي، تفسيرالميزان، ترجمه عبدالكريم نيّري بروجردي، ج3، ص 506).
10. همان.
11. نهج البلاغه، ترجمه: محمدمهدي فولادوند، خ88، ص 102.
12. همان، خ26، ص 47.
13. سيدجعفر شهيدي، زندگاني فاطمه زهرا (عليها السّلام)، ص 130.
14. سوره ي فتح (48)، آيه ي 26.
15. تفسير مجمع البيان، ترجمه: علي كرمي، ج25 و 26، صص 754 و 755.
16. سيد هاشم بحراني، البرهان في تفسير القرآن، ج7، ص 242.
17. نهج البلاغه، ترجمه ي محمدمهدي فولادوند، خ234 (قاصعه)، ص 304.
18. همان.
19. سوره ي حجر (15)، آيه ي 39.
20. نهج البلاغه، خ234، ص 305.
21. سوره ي مائده (5)، آيه ي 49.
22. همان، آيه ي 50.
23. الكافي، ج7، ص407، باب اصناف القضا، ح1.
24. سوره ي مائده (5)، آيه ي 44.
25. همان، آيه ي 45.
26. الكافي، ج7، ص 407، باب من حكم بغير ما انزل الله عزوجل، ح1.
27. وسائل الشيعه، ج18، صص 9-52.
28. نهج البلاغه، ترجمه ي محمدمهدي فولادوند، خ94، ص 119.
29. ر. ك: سوره ي بقره (2)، آيه ي 257؛ سوره ي جاثيه (45)، آيه ي 19.
30. سوره ي نحل (16)، آيات 58 و 59.
31. ر. ك: سوره ي زخرف (43)، آيه ي 17؛ سوره ي اسرا (17)، آيه ي 31، سوره ي تكوير (81)، آيه ي 8.
32. سوره ي نحل (16)آيات 58 و 59؛ براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر. ك: فروغ ابديت، ج1، صص 48-51.
33. سوره ي ممتحنه (60)، آيه ي 12.
34. ر. ك: تفسيرالميزان، ترجمه: محمدباقر موسوي همداني، ج19، صص 491، 493، 499 و 500؛ مجمع البيان، ج5، صص 275 و 276.
35. سوره ي احزاب (33)، آيه ي 33.
36. ر. ك: فروغ ابديت، ج1، ص 50.
37. سوره ي نساء (4)، آيه ي 32.
38. همان، آيه ي 7.
39. تحف العقول، صص 33 و 34.
40. تنها در آمريكا سالانه سيزده هزار فيلم پورنو ( هرزه نگاري ) توليد مي شود. بر پايه ي گزارش internet filter review درآمد جهاني پورنو شامل پخش فيلم در هتل ها، كلوپ هاي سكس و صنعت، رو به گسترش سكس الكترونيك، نود و هفت ميليارد دلار در سال 2006م. بوده است. اين درآمد با درآمد شركت هاي پيشرو در امر فناوري مثل « مايكروسافت »، « گوگل »، « آمازون »، « اي بي »، « ياهو »، « اپل »، « نت فليكس » و « ارث لينك » برابري مي كند. فروش سالانه در آمريكا، حدود ده ميليارد دلار يا حتي بالاتر تخمين زده مي شود. ( كريس هجز، « پورنوگرافي غيرعادي، آخرين نشانه هاي آخرالزمان فرهنگي آمريكا »، سياحت غرب، سال پنجم، ش75، مهر 1388؛ فمينيسم؛ شكست افسانه ي آزادي زن در غرب، ج2، صص 269-274. ( براي مطالعه ي بيشتر در اين زمينه ر. ك: آدريان فرانكلين « سكس و توريسم »، سياحت غرب، سال پنجم، ش61، مرداد 1387).
41. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر. ك: نورمن سولومون، « زنان و صنعت تبليغات تجاري »، سياحت غرب، سال چهارم، ش42، اسفند 1385.
42. براي مطالعه ي بيشتر در اين زمينه ر. ك: كريك چامبرلاين، « صنعت مد و زيبايي در برابر فمينيسم »، سياحت غرب، سال ششم، ش67، بهمن 1387؛ جولي كايت، « زيبايي به چه قيمتي؟ » سياحت غرب، ‌سال ششم، ش66، دي 1387؛ فمينيسم؛ شكست افسانه ي آزادي زن در غرب، ج2، صص 217-223.
43. براي مطالعه ي بيشتر در اين زمينه ر. ك: « خشونت عليه زنان؛ گزارشي از چهارمين كنفرانس جهاني زن »، سياحت غرب، سال سوم، ش35، خرداد 1385؛ فمينيسم؛ شكست افسانه ي آزادي زن در غرب، ج2، صص 177-190، پاتريكيا و اسكوئز، « زندگي پردرد و سخت زنان در دنياي امروز »، سياحت غرب، سال پنجم، ش60، تير1387.

منبع مقاله :
شفيعي سروستاني، اسماعيل، (1389)، جاهليت مدرن در رويارويي با امام زمان (عليه السّلام)، تهران: نشر موعود عصر (عج الله تعالي فرجه الشريف)، چاپ سوم

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)