برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

مدیریت پنهان امام غائب

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

نفس وجود حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) در زمین جدای از هر گونه اقدام و فعالیتی، آثار و برکاتی دارد که با عنوان بعد تکوینی از آن یاد می شود. هم چون وابستگی حیات عالم و انسان ها به آن وجود مقدس و این که امام مجرای فیض الهی است. اما برخی دیگر از نقش آفرینی ها و آثار و برکات امام برخاسته از تدبیر و فعل ایشان است. تدبیر و مدیریت امام از این نظر به معنای سامان دهی، هدایت و به کارگیری امکانات و نیروها بر اساس ارزش های معین برای رسیدن به هدفی مطلوب است.


مدیریت امام در جهت تحقق اهدافش
بدیهی است که هدف عالی حضرت مهدی(علیه السلام) ایجاد حکومت عدل توحیدی در سراسر گیتی است. باور این است که امام در جهت تحقق آن آرمان الهی نقش آفرین است و خود نیز تکلیف دارد که زمینه ظهورش را فراهم آورد. غیبت نیز مانعی برای این مهم نمی باشد چرا که به معنای پنهان بودن و در پنهانی کار کردن است و نه بی کاری.پس تصور نشود که امام در گوشه ای نشسته تا هنگام ظهورش فراهم شود و از خیمه اش به در آید و البته فقط گاهی فردی را شفا دهد و یا گمشده ای را به مقصد رهنمون شود. امور در غیبت تعطیل نمی شود، چون امامت تعطیل بردار نیست، بلکه چه بسا دست امام از جهاتی بازتر شود و به دور از تنگناها و برخی مزاحمت ها، به تدبیر امور و هدایت جریان ها بپردازد. و بسیاری از توطئه ها بر ضد شیعه و مسلمانان و یا جامعه جهانی را خنثی کند و با حفظ شیعیان و دولت شیعی زمینه ساز دولت جهانی عدل باشد.

مدیریتی در جهت اراده و سنن الهی
البته مدیریت حضرت از قواعد و سنت های الهی تخطی نمی کند و خلاف فلسفه غیبت و یا حکمت و مصلحت الهی نمی باشد و اراده ایشان در طول اراده خداوند است. نکته دیگر همچنین آن است که تدبیر و قول آن حضرت منشا برکات و خیر است و کژی ها و ضعف ها را در جریان های مختلف تاریخی و اجتماعی نمی توان به آن حضرت نسبت داد بلکه آن بخش ناشی از بی تدبیری و ناتوانی ما است.

دلایل روایی بر مدیریت پنهان امام
1. مدیریت و نقش آفرینی امام عصر (عج) به جهت زمینه سازی برای ظهور حضرت در ایام غیبت
2.به وظایف امامت خود مشغول است و به ویژه شیعیان را از نور هدایت و سرپرستی خود بهره مند می کند. 
3.حضرت مهدی (علیه السلام) در نامه خود به شیخ مفید می فرماید: «ما به اخبار شما آگاهیم و هیچ چیز از اخبار شما از ما پنهان نمی ماند… ما در رسیدگی و مراعات شما کوتاهی نمی کنیم … که اگر چنین بود گرفتاری ها و دشواری ها شما را در بر می گرفت و دشمنان شما را نابود می کردند.»
4.حضرت علی (علیه السلام) در بخشی از خطبه ۱۵۰ نهج البلاغه به صراحت از اقدامات و فعالیت های حضرت مهدی (علیه السلام) سخن می گوید و از مدیریت پنهانی آن حضرت در جوامع انسانی پرده بر می دارد: «آگاه باشید! آن کس از ما اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) [حضرت مهدی علیه السلام] که آن فتنه ها را دریابد با چراغ روشنی بخش در آن گام می نهد. و به سیره و روش صالحان (پیامبر و اهل بیت علیه السلام) رفتار می کند. تا در آن فتنه ها گره ها را بگشاید و بردگان (ملت ها و انسان های اسیر و در بند ) را آزاد کند و جمع (گمراهان) را متفرق سازد. و پراکندگان (حق طلب و مستضعف) را هم آهنگ سازد. (او این کارها را) در نهایت پنهانی از مردم (انجام می دهد). آن گونه که پی جویان نشانش را نبینند، هر چند دقت نظر داشته باشند. سپس، در کشاکش آن فتنه ها، گروهی (برای در هم کوبیدن فتنه ها) مهیا می شوند. هم چون مهیا شدن شمشیر به دست آهنگر.»
این عبارات به وضوح نشان می دهد که آماده شدن گروه مهدی یاوران حاصل زحمات و به ثمر نشستن مدیریت پنهان آن حضرت است. چنان چه می فرماید “ثم: سپس” گروهی آماده می شوند، یعنی این آمادگی نتیجه تلاش ها و تدبیر پنهان حضرت و مترتب بر آن است.
5. بر اساس برخی روایات حضرت مهدی (علیه السلام) در عصر غیبت در میان مردم و در کوچه ها و راه های غرب و شرق عالم گام می نهد بر اجتماعات مردم وارد می شود و در مراسم حج حضور می یابد.[۱]
6. روایاتی که می گوید خداوند به واسطه حضور حضرت بلا را از شیعیان دفع می کند و همچنین روایاتی که می فرماید اگر امام در زمین نباشد خدا پرستیده نمی شود. این هر دو دسته نشان مدیریت و تدبیر ایشان در امور مردم است.[۲]
7.حضرت علی (علیه السلام) در خطبه ای می فرماید: «خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که بر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند.[۳]» آیا با وجود این همه ظلم و ستم پیشگی جهان خواران امام می تواند آرام بنشیند؟
8. هر یک از القاب و نام های حضرت مهدی (علیه السلام) و مجموعه آن ها که از طریق ادعیه و روایات رسیده است گویای مدیریت حضرت و جلوه ای از شئونات مدیریتی ایشان است. مانند: عین الله فی خلقه، ارحم بالرعیه، الغوث، کاشف البلوی، الکهف و…
9.بنابر برخی روایات که در شان اهل بیت آمده است: «همانا در هر نسلی، عادلانی از ما اهل بیت وجود دارند که دین را از تحریف غلو کنندگان و نسبت ناروای باطل گرایان و تاویل نادانان حفظ می کنند.[۴]»آیا این سه کار مهم در عصر غیبت بدون برنامه ریزی و سازمان دهی مناسب و مدیریتی کارآمد چه آشکار و چه پنهان ممکن است؟
10.جلوه دیگر این دیدگاه در روایات مربوط به مضامینی است که حضرت مهدی (علیه السلام) با دعای خویش شیعیان را حفظ و یاری می کند.[۵]
11.بنابر بسیاری از دعاها، حضرت بسان مجاهدی پا در رکاب در میدان کارزار است و با آرایش پیاپی نیرو های خود مبارزه را در عرصه های مختلف و در گستره جهانی رهبری و مدیریت می کند. برخی به اشتباه این دعاها و یا بخش هایی از آن ها را درباره عصر ظهور می دانند. در حالی که هیچ قرینه ای بر این تقیید نیست.[۶]
مدیریت حضرت به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم اعمال می شود. یکی از موارد مدیریت غیرمستقیم ایشان اصل مترقی ولایت فقیه و انتصاب فقها به عنوان نایبان عام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در عصر غیبت کبری است.

السلام علیک یا صاحب التدبیر
«مدیریت» در معنای لغوی به معنای اداره کردن است و مدیریت امام(عج) یعنی اداره کردن هر آن‌چه شأن امام است و خداوند آن را برعهده او نهاده است. مدیریت در این معنا بسیار گسترده خواهد بود و با کمی تسامح، همه آثار «وجودی» و «شخصیتی» حضرت را دربرخواهد گرفت. اما مدیریت در معنای اصطلاحی به معنای سازمان‌دهی، هدایت و به کارگیری امکانات و نیروها براساس ارزش‌هایی معین برای رسیدن به هدفی مطلوب است. مقصود از مدیریت حضرت در این‌جا که برخاسته از تدبیر و فعل امام است، معنای اصطلاحی آن است.
«اهداف» امام زمان(عج) متعدد است: حفظ و گسترش دین و شیعیان، ایجاد مرکز و دولتی برای شیعه، حفظ و تقویت ایران به عنوان مرکز تشیع و «شیعه‌خانه امام زمان(عج)»، ایجاد حکومت جهانی و... . در این میان، برخی از اهداف عالی و برخی میانی‌اند. از جمله اهداف عالی حضرت ایجاد حکومت عدل توحیدی و جهانی است؛ حکومتی که انسان‌ها را از قید غل و زنجیرها برهاند و زمینه رشد و کمال آنها را فراهم سازد. این هدف وعده قطعی الهی است؛ «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَی لَهُمْ» و خداوند هرگز از وعده خود تخلف نمی‌کند؛ «إنَّ اللهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعَاد.»
‌این وعده قطعی الهی با دستان پرتوان حضرت ولی‌عصر(عج) تحقق پیدا خواهد کرد؛ «و الذی بعثنی بالحقّ نبیّاً لو لم یبق من الدنیا إلّا یوم واحد لطولّ الله ذلک الیوم حتّی یخرج فیه ولدی المهدی فینزل روح‌الله عیسی بن مریم فیصلّی خلفه و تشرق الأرض بنوره و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب» و «الأئمّۀ من بعدی إثنا عشر، أوّلهم أنت یا علیّ و آخرهم القائم الذی یفتح ‌الله عزّوجلّ علی یدیه مشارق الأرض و مغاربها.»
اما چگونه؟ شاید برخی گمان کنند که امام تا پیش از فرارسیدن زمان ظهورش در جهت تحقق این هدف هیچ نقشی ندارد و تنها در گوشه‌ای نشسته تا هنگام ظهورش فرا رسد و از خیمه‌اش به در آید و البته گاه‌گداری برخی افراد را شفا می‌دهد و یا گم‌شده‌ای را به مقصد ره‌نمون می‌شود! اما ما بر این باوریم که امام در جهت ایجاد آن آرمان الهی نقش‌‌آفرین است و خود نیز تکلیف دارد که زمینه‌های ظهورش را فراهم آورد و غیبت هم مانع نیست؛ چون غیبت پنهان بودن و در پنهانی کار کردن است، نه بی‌کاری. امور در غیبت تعطیل نمی‌شوند؛ چون امامت تعطیل‌بردار نیست، بلکه چه بسا دست امام از جهاتی بازتر ‌شود و به دور از تنگناها و برخی مزاحمت‌ها به تدبیر امور و آرایش نیرو بپردازد و بسیاری از توطئه‌ها بر ضدّ شیعه، مسلمانان و یا جامعه جهانی را خنثا کند و شیعیان پراکنده را جمع سازد. او با حفظ شیعیان و دولت شیعی زمینه‌ساز دولت جهانی عدل خواهد بود.
دلایل متعددی از عقل، نقل و سیره بر این باور می‌توان آورد که به اختصار از هریک نمونه‌هایی ارائه می‌شود. پیش از آن یادآوری چند نکته ضروری است:
1.‌ دلایل ارائه شده درباره مدیریت حضرت برای اثبات این قضیه به صورت کلی است، اما اثبات موارد و مصادیق آن نیاز به دلیل یقینی دارد و هر ادعایی پذیرفتنی نیست.
2.‌ مدیریت حضرت براساس سه اصل غیبت، حکمت و سنت است. حضرت هرگز کاری خلاف فلسفه غیبت و یا خلاف حکمت و مصلحت انجام نمی‌دهد و در انجام آن نیز هرگز از سنت‌های الهی تخطی نمی‌کند؛ سنت‌هایی که در قرآن، بیشتر به صورت جمله‌های شرطی و گاهی خبری آمده: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ ينصُرْكُمْ»‌، «إِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا»، «لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ»،‌ «مَن يتَّقِ اللَّهَ يجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا»، «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ»، «إِنَّ اللّهَ لاَ يغَيّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی يغَيّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»‌ و...
3. بین مدیریت و نقش‌آفرینی تفاوت وجود دارد و هر نقشی مدیریت نیست، بلکه مدیریت باید براساس هدف و برنامه‌ای خاص باشد. گرچه براساس اصل حکمت، هر حرکت و عمل حضرت خالی از حکمت نیست و هر اقدام آن بزرگ‌وار داخل در طرح جامع و تدبیر شامل و فراگیر حضرت است، حتی آن‌جا که کسی را شفا می‌دهد، اما مراد از مدیریت حضرت در این‌جا همان معنای اصطلاحی آن و مجموعه فعالیت‌ها و اقداماتی است که امام برای رسیدن به اهداف غایی و میانی خود انجام می‌دهد.
4. مدیریت حضرت به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم اعمال می‌شود. یکی از نمونه‌های مدیریت غیرمستقیم امام زمان(عج) اصل مترقی ولایت فقیه و انتصاب فقها به عنوان نایبان عام آن حضرت در عصر غیبت کبراست.
5. خواست و اراده حضرت در طول اراده الهی است ونه در عرض آن. او همان را می‌خواهد که خداوند می‌خواهد. امام زمان(عج) خود می‌فرماید: «دل‌های ما امامان ظرف خواست خداوند است و خواست ما به خواست او محدود و مقید است و ما مطیع او هستیم؛ «وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ»‌.»‌ و البته پرواضح است که اراده امام هیچ منافاتی با انتخاب و اختیار انسان ندارد.
6. آن‌چه می‌توان به حضرت منتسب کرد، خوبی‌ها و زیبایی‌هاست و نارسایی‌ها و ضعف‌ها از ساحت او دور است و به بی‌تدبیری و ناتوانی ما باز می‌گردد. به تعبیر قرآن «وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَة فَمِنَ اللّهِ»، «مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَة فَمِن نَّفْسِكَ». البته ناگفته نماند که خوبی‌ها و رحمت‌ها جلوه‌های گوناگونی دارند و گاهی به صورت فشار و سختی ظاهر می‌شوند؛ «وَعَسَی أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ» ‌ و «ترحم من تشاء بما تشاء کیف تشاء».

مویدی از میان نقل ها و داستان های تاریخی
از نقل ها و داستان های معتبر فراوانی[۷] این نکته به دست می آید که سیره حضرت در عصر غیبت تلاش برای زمینه سازی ظهور است و این خود دلیل دیگری است بر مدیریت و آرایش نیرو توسط حضرت در عصر غیبت. در ادامه از میان نمونه های تاریخی تنها به نقل تاریخی فتوای تحریم تنباکو اشاره می شود.

آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری می نویسد:
در داستان تنباکو مرحوم میرزای شیرازی، فضلای شاگردان خود را شب ها جمع می کرده است و آن ها در موضوع تنباکو بحث می کرده اند و به صورت مکتوبی در می آمده که مرحوم میرزا می برده است به اتاق خود و حاشیه می نوشته است. مطلب به آن جا می رسد که به نظر می آید که جان مرحوم میرزا درباره حکم تحریم در خطر بیفتد. مرحوم فشارکی جدا معتقد بوده است که در برابر این مصلحت مذهبی جان ایشان اهمیتی ندارد. بنابراین مرحوم فشارکی شبی در محضر میرزا اجازه می خواهد و می گوید: «چرا معطلی سید، می ترسی جانت به خطر بیفتد. چه بهتر که بعد از خدمت به اسلام و تربیت علمی عده ای به سعادت شهادت نائل شوی که موجب سعادت شما و افتخار ماست.»
مرحوم میرزا می فرماید: «بلی آقا، من هم همین عقیده را داشتم ولی می خواستم به دست دیگری نوشته شود. و امروز به سرداب مطهر رفتم و این حالت دست داد و نوشتم و فرستادم.[۸]»
ضمن این که این فتوا از دو جهت تامل برانگیز است، یکی از نظر ادبیات به کار رفته در متن فتوا (آن جا که می فرماید: استعمال تنباکو در حکم محاربه با امام زمان است) و دیگری از جهت ثمرات و پیامد های فراوان آن به ویژه خنثی سازی نقشه های پشت پرده دشمنان ایران.

مدیریت مستقیم و غیرمستقیم
در خاتمه ناگفته نماندکه مدیریت حضرت به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم اعمال می شود. یکی از موارد مدیریت غیرمستقیم ایشان اصل مترقی ولایت فقیه و انتصاب فقها به عنوان نایبان عام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در عصر غیبت کبری است.

پی نوشت:
[۱] . نعمانی، الغیبه، ص ۱۴۶وص ۱۶۷، صدوق، کمال الدین، ج۲، ص ۴۴۰
[۲] . صدوق، کمال الدین، ص ۲۰۷ و ۴۴۱، مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۹۲
[۳] . نهج البلاغه حضرت امیر، خطبه ۳
[۴] . اصول کافی، ج۱، ص ۳۲
[۵] . احنجاج طبرسی، ج۲، ص ۵۹۶
[۶] . ر.ک: دعای افتتاح
[۷] . برای مطالعه بیشتر ر. ک: فراز هایی از تجلیات امام عصر، ص ۵۴، پا به پای آفتاب، ج ۵، ص ۱۷۱، برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج۳، ص ۱۵۸، نجم الثاقب، حکایت ۴۹، در محضر لاهوتیان، ص ۳۴۰ تا ۳۵۷، سید محمد صدر، تاریخ الغیبه الکبری، ص ۱۳۳، میر مهر، ص ۲۴۳تا ۲۴۵
[۸] . آیت الله شیخ مرتضی حائری، سرّ دلبران

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید