برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

آداب تعليم در اسلام

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
آداب تعليم در اسلام
احمدعلي نيازي

مقدمه: اهميت آموزش و وظيفه مقدس آموزگاري در اسلام، بر كسي پوشيده نيست. هر نعمت متناسب با خود شكري دارد. شكر نعمت دانش، گسترش و نشر آن در ميان جامعه است (زكاة العلم ان تعلّمه عباد الله)[1]

پيامبران معلّمان جامعه بوده‎اند و براي رشد معنوي و تزكيه روحي جامعه تلاش مي‎كردند.[2] از ديدگاه اسلام علم متاعي نيست كه بتوان آن را با ساير متاعهاي دنيا معامله كرد و براي خود مال و مقام به دست آورد. دانش هديه الهي و تحفه‎اي از جنس نور است كه به خواست الهي، دلهاي بندگان خاص خدا را روشن مي‎سازد.[3]
(انما هو نور يقع في قلب من يريد الله ان يهديه) معلم متعهد با صاحبان مشاغل ديگر تفاوت دارد. او به دانش‎اموزان تنها اطلاعات انتقال نمي‎دهد. آموزگار الگوي آنان و مسئول پرورش استعدادهاي علمي و معنوي آنان است. آموزگار با ايمان تنها درس فيزيك، شيمي، فقه، فلسفه و ... نمي‎دهد. او راه و روش انسان شدن و به مقام خليفة اللهي رسيدن را نشان مي‎دهد.
انجام چنين وظيفه‎اي خطير و مهم آداب ويژه‎اي دارد. اسلام معيارها و ضوابطي كه معلم را در راستاي انجام اين وظيفه مهم ياري رساند، معين كرده است.
رعايت اين موازين لازم است و غفلت از آنها زيانهاي جبران ناپذيري به شاگردان وارد مي‎كند. شرح اين موازين در اين نوشتار كوتاه نمي‎گنجد؛ تنها برخي از مهمترين آداب آموزش در اسلام با اختصار بيان مي‎شود.
اول: شايستگي براي تدريس
معلم تا زماني كه به لياقت خود براي تدريس مطمئن نشده است اقدام به تدريس نكند. درس داده بدون آمادگي هم خيانت به شاگرد است و هم موجب ذلت استاد مي‎شود. امام صادق ـ عليه السلام ـ به مفضل فرمودند: «تو را از دو خصلت كه در آن هلاك افراد است نهي مي‎كنم. اول باطل را به دين خدا نسبت دهي؛ دوم به چيزي كه يقين نداري فتوا دهيد».[4]
دوم: حفظ مقام و منزلت علم
دانش سرمايه‎اي كسب و كار نيست. علم امر مقدس و داراي منزلت رفيع است. پس دانشمند كاري نكند كه با منزلت علم سازگار نيست؛ به طور مثال استاد بدون ضرورت و مصلحت براي تدريس به نزد شاگرد نرود و از اجرت گرفتن در مقابل تعليم به خصوص در معارف دين بپرهيزد. اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ مي‎فرمايد: «دانشمند، حقيقتاً دانشمند نخواهد بود مگر اينكه در برابر (بذل) دانش خود چيزي از حطام دنيا نگيرد.»[5]
سوم: بذل علم براي اهل آن
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند: «زكات علم آنست كه دانش خود را به بندگان خدا بياموزي»[6] هدايت و تربيت افراد موجب مي‎شود كه انسان در پاداش كارهاي نيك آنان شريك باشد. استاد اگر شخصي را مستحق و مستعد دانش ديد، از بذل علم به او دريغ نورزد؛  اما به نا اهلان كه دانش را براي استفاده در راه ناردست مي‎آموزند آموزش ندهد. از پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ نقل شده است: «نهادن دانش نزد نا اهل همچون آويختن جواهرات، لؤلؤ و طلا بر گردن ميمونها است».[7]
چهارم: احترام به شاگردان
استاد موظف است به شاگردان خود احترام بگذارد و از تحقير آنها بپرهيزد. استاد دلسوز به آراء شاگردان خود توجه مي‎كند و از اين طريق به آنها اعتماد به نفس مي‎بخشد. اين عمل موجب رشد افكار و اميدواري شاگردان مي‎شود. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: «به آنان كه دانش مي‎آموزيد، احترام كنيد»[8] و نيز پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمودند: «هر كس به دانشجويي و اهانت كند به من اهانت كرده است».[9]
پنجم: تلاش براي تخلق شاگردان به صفات عالي و مكارم اخلاق
تعليم و تزكيه در اسلام مقارن و ملازم همديگرند.[10] از اين رو استاد سعي در رشد معنوي شاگردان همگام با ترقي علمي آنان دارد.
ششم: برابري بين شاگردان
آموزگار نبايد بين شاگردان در رفتار و توجه تبعيض قائل شود. حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ در تفسير آيه «ولا تصعر خدك للناس» مي‎فرمايد «مردم بايد در بذل علم در نزدت برابر باشند»[11] پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ مي‎فرمايد: «دورترين آفريدگان از خدا، دو كس است: كسي كه در مجلس امرا مي‎نشيند و هر سخن ظالمانه‎اي كه آنها بگويند تصديق مي‎كند و معلم اطفال كه بين آنها به برابري رفتار نمي‎كند و در مورد يتيم خدا را در نظر نمي‎گيرد.»[12]
هفتم: پرورش فكري شاگردان
استاد تنها به انتقال معلومات خود به شاگردان بسنده نمي‎كند؛ بلكه از طريق سؤالهاي دقيق زمينة رشد فكري و خلاقيت آنها را فراهم مي‎سازد؛ به علاوه از اين راه مي‎تواند استعدادهاي آنان را كشف كند و به فعليت برساند. استاد علامه جوادي آملي نقل مي‎كند: وقتي كه مرحوم علامه طباطبايي تفسير الميزان را مي‎نوشت سؤالهاي درباره مطالب قرآني و غير قرآني از ايشان پرسيده مي‎شد. ايشان پاسخ به اين سؤالها را به شاگردان خود واگذار مي‎كردند ... «ايشان همه اين كارها را مي‎كردند و بر آن اصرار مي‎ورزيدند تا دوستان و شاگردانشان متفكر بار آيند و رشد فكري و توانمندي علمي بيشتري پيدا كنند.»[13]
هشتم: حق پذيري و انصاف
استاد بايد هميشه بر مدار حق باشد. اگر انتقاد شاگرد بر او وارد بود، به صراحت به آن اعتراف كند و نيز اگر در گذشته مطلبي را ناقص يا نادرست تقرير كرده است اصلاح كند و خطاي نظر خود را به صراحت اعلام كند.[14]
نهم: صميميت با شاگرد
استاد از طريق جويا شدن نام، احوال و سراغ گرفتن از افرادي كه غائبند نسبت به شاگردان اظهار صميميت و محبت مي‎نمايد.[15] اين كار علاوه بر تأثير اخلاقي شگرف، شور و شوق علمي دانشجويان را افزايش مي‎دهد. آية الله جوادي آملي مي‎‎گويد: وقتي پدرم رحلت كردند ما از قم به آمل رفتيم. در غياب ما اساتيد بزرگوار ما – مرحوم محقق داماد و مرحوم آقا ميرزا هاشم آملي – رضوان الله عليها – براي بزرگداشت مرحوم پدرم مجلس ترحيم گرفتند اين كمال شاگرد پروري و كمال بزرگواري بود.[16]
دهم: سادگي بيان و رعايت اعتدال
بر استاد در هنگام تدريس لازم است از جملات فصيح و آسان استفاده كند. در توضيح و بيان مطلب از حد اعتدال خارج نشود و سطح فكري شاگردان را رعايت كند توضيح زياده از حد نياز، تكرار اختصار مخل به مطلب، شتاب در بيان و خروج از موضوع، از جمله آفات تدريس است.
يازدهم: رعايت جهات معنوي
از آنجا كه تدريس و آموزش با انگيزه الهي عبادت است، شايسته است كه آداب معنوي در آن مراعات شود. اموري از قبيل: حضور در جلسه درس با طهارت، رو به قبله نشستن در صورت امكان، درس را با نام خدا ‎آغاز كردن ستايش خدا صلوات بر محمد و اهلبيتش در ابتدا و دعا در پايان درس و ...[17]
ديگر اموري كه رعايت آنها در تدريس شايسته است عبارتند از:
رعايت موضوع اهم در تدريس، رعايت نوبت، اجازه سئوال و انتقاد رعايت نظم، بيان خلاصه مطلب، موعظه و سفارش به اخلاق نيك در ضمن درس، كوشش در اصلاح امر معشيت شاگرد و معرفي او براي استفاده جامعه در صورت صلاحيت، بيان حال نوابغ و شخصيتهاي علمي و ساير نكاتي كه موجب تشويق شاگردان به آموختن و تلاش بيشتر آنان مي‎گردد.[18]

فهرست منابع تحقيق
1. كليني، محمد بن يعقوب؛ اصول كافي، ج 1، تهران: مكتبة الصدوق (1381 هجري. ق).
2. شهيد ثاني، شيخ زين الدين بن علي عاملي؛ منية المريد  في ادب المفيد و المستفيد قم: دفتر تبليغات اسلامي، چاپ دوم (1372).
3. مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 69؛ تهران المكتبة الاسلاميه، چاپ دوم (1405 هجري. ق).
4. محمدي ري شهري، محمد؛ علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 1 – 2. قم: دارالحديث چاپ اول (1379).
5. مهر استاد (سير علمي و عملي استاد جوادي آملي) تحقيق و تنظيم: مركز نشر اسراء ، قم: مركز نشر اسراء، چاپ اول .1381
6. برخوردار فريد، شاكر؛ آداب الطلاب (زندگينامه و دستورات آقا شيخ احمد مجتهدي تهراني) تهران: ابرون، چاپ اول (1379).

احمدعلي نيازي

[1] . كليني، محمدبن يعقوب، اصول كافي، ج 1. تهران: مكتبه الصدوق (1381 هجري. ق)، ص 41.
[2] . ويزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة: (پيامبر) مردم را پرورش داده و به آنان كتاب و حكمت را مي‎آموزد.
[3] . شهيد ثاني، شيخ زين الدين بن علي عاملي، منية المريد في ادب المفيد و امستفيد، قم، دفتر تبليغات اسلامي، چاپ دوم (1372)، ص 149.
[4] . كليني، محمدبن يعقوب؛ اصول كافي، ج 1، تهران: مكتبة الصدوق (1381 هجري. ق.) ص 42.
[5] . محمدي ري شهري، محمد؛ علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 2، قم: دارالحديث، چاپ اول، (1379) ص 482.
[6] . اصول كافي، ج 1، همان، ص 41.
[7] . شهيد ثاني، شيخ زين الدين بين علي عاملي، منية المريد في آداب المفيد، المستفيد؛ قم: دفتر تبليغات اسلامي، چاپ دوم (1372)  ص 184.
[8] . محمدي ري شهري، محمد، علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 2، قم: دارالحديث چاپ اول (1379) ص 472.
[9] . برخوردار فريد، شاكر، آداب الطلاب (زندگينامه آقا مجتهدي تهراني) تهران: ابرون چاپ اول (1379) ص 70.
[10] . جمعه / 2.
[11] . منية المريد، همان، ص 184.
[12] . محمدي ري شهري، محمد، علم و حكمت در قرآن و حديث، ج 2، همان، ص 472.
[13] . مهر استاد (سيره عملي و علمي استاد جوادي آملي) تحقيق و تنظيم: مركز نشر اسراء؛ قم: مركز نشر اسراء، چاپ اول (1381) ص 134.
[14] . شهيد ثاني، منية المريد، همان، ص 197.
[15] . شهيد ثاني، منية المريد، همان، ص 194.
[16] . مهر استاد، همان، ص 178.
[17] . شهيد ثاني، منية المريد، همان، ص 220 – 204.
[18] . همان، ص 209 – 189



این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید