برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

خلاصه کتاب اصول ومبانی مدیریت اسلامی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

خلاصه کتاب اصول ومبانی مدیریت اسلامی
نویسنده:محمد حسین ساجدی نیا

 پیشگفتار: پویایی وتوانمندی نظام های مدیریتی در عملکرد مدیران تبلور می گردد ومیزان توسعه یافتگی در هر جامعه ای شاخص معتبری برای ارزیابی عملکرد مدیران در یک دوره معین محسوب می شودو تعامل همه جانبه در عرصه های علمی,اصلی خدشه ناپذیر محسوب می گردد, مع الوصف نسخه های وارداتی مدیریت باید با ارزش های دینی وملی که ریشه در اعماق وجود انسانها دارد ,همسو وهماهنگ شود در غیر این صورت پاشیدن بذر نسخه های وارداتی در سرزمین های غیر خودی با مشکلات متعددی همراه خواهند بود. ودرنتیجه توانمندی آن در تلطیف ذائقه مردم نیز با مشکل مواجه خواهد گردید.

خلاصه کنندگان:سیدمحمدحسینی-مصطفی ذبیحی
مشخصات کتاب:
عنوان کتاب: اصول ومبانی مدیریت وسرپرستی
مولف: محمد حسین ساجدی نیا
لیتوگرافی: زمان
چاپ وصحافی: منصور
نوبت چاپ: اول(پاییز1382)
تیراژ: 2100 نسخه
شابک: 964-7513-00-3
ناشر: انتشارات شهر آشوب
تعداد صفحات:167صفحه
فیپا : 6الف2 س /67 /232BP

پیشگفتار:
پویایی وتوانمندی نظام های مدیریتی در عملکرد مدیران تبلور می گردد ومیزان توسعه یافتگی در هر جامعه ای شاخص معتبری برای ارزیابی عملکرد مدیران در یک دوره معین محسوب می شودو تعامل همه جانبه در عرصه های علمی,اصلی خدشه ناپذیر محسوب می گردد,مع الوصف نسخه های وارداتی مدیریت باید با ارزش های دینی وملی که ریشه در اعماق وجود انسانها دارد ,همسو وهماهنگ شود در غیر این صورت پاشیدن بذر نسخه های وارداتی در سرزمین های غیر خودی با مشکلات متعددی همراه خواهند بود. ودرنتیجه توانمندی آن در تلطیف ذائقه مردم نیز با مشکل مواجه خواهد گردید.
فصل اول
مقدمه ای بر مدیریت
مدیریت از لوازم اصلی زندگی و اساس و محوریت همه فعالیتهای اجتماعی است. سامان بخشیدن به امورات زندگی فردی و اجتماعی بدون التزام به قانون و مقررات ممکن نیست. خداوند اولین مدیر ومعمار جهان هستی میباشد او عنایات خاصی به حضرت آدم و فرزندان او معطوف داشته است. اولین انسان ومدیر روی زمین حضرت آدم بوده است او بر حسب رسالت و ماموریت محوله دستورات خداوند را به اعضاء خانواده خود ابلاغ کرد وهمگی به جز قابیل در برابر سفارشات پدر تسلیم گردیدند. قابیل از پذیرش اوامر الهی امتناع کرد وکینه ونفرت برادر خود را به دل گرفت وعلیرغم اینکه هابیل علاقه فراوانی به قابیل داشت ولی آتش کینه و حسد قابیل باعث گردیدکه از مرز قانون واعتدال عدول کند وبا کشتن برادر خویش اولین جنایت تاریخ را به نام خود ثبت نماید .پس از این فاجعه بزرگ دو نوع نگرش وتفکر در مقابل یکدیگر قرار بگیرد که به دو تفکر هابیلی و قابیلی شکل گرفت .
1-تفکر هابیلی: این تفکر مظهر ارزشهای الهی وحاکمیت عدالت وبرقراری صلح و صفا بین همه فرزندان آدم والتزام به حدود الهی است.پیروان تفکر هابیلی خود را در قبال بشریت مسئول میدانند وسکوت در برابر هجوم قهر آمیز دشمنان خدا را به مثابه مرگ توصیف میکنند.
2-تفکر قابیلی: این نوع تفکر مظهر ارزشهای شیطانی وحاکمیت باطل است طرفداران این نگرش کوشیده اند تا عرصه را برای حاکمیت دین خدا تنگ نمایند وزمینه استمرار حاکمیت طاغوت را تقویت کنند.
مدیریت در تمدن های باستانی: فاررابی فیلسوف ودانشمند بزرگ قرن سوم وچهارم معتقد بود که اداره جامعه باید به دست رهبری لایق که دارای خصوصیات کامل انسانی است سپرده شود. پس فارابی برای رهبر خصوصیاتی نظیر برخورداری از سلامت جسم وروح هوشمندی,راستگویی,سخاوت,شجاعت,عدالت وطرفدار علم ومخالف ظلم وفساد ذکر میکند.روشهای مدیریتی تمدن های باستان به طور عموم بر اساس تجربه ونشات گرفته از آزمایش وخطا بوده است وبه نظر می آید تا زمان سقراط وافلاطون نظریه ای تحت عنوان مدیریت ارائه نشده است.
فصل دوم
ضرورت واهمیت مدیریت از دیدگاه اسلام
از دیدگاه جهان بینی توحیدی,خداوند اولین مدیر ومعمار جهان خلقت ومالک زمین و آسمان وتدبیر کننده شب وروز وتغییر دهنده اوضاع واحوال پروردگارهمه جهانیان است.
قرآن مجید که حاوی پیامهای آسمانی وتنها نسخه شفا بخش جامعه بشریت است,بیشترین توجه خود را به اداره جامعه وسروسامان دادن به امورات مردم داشته ودر آیه25 سوره حدید می فرماید:((همانا ما پیغمبران خود را با ادله ومعجزات به سوی مردم فرستادیم وبرایشان کتاب ومیزان عدل نازل کردیم تا مردم را به راستی وعدالت فراخوانند)) از آیه فوق چنان استنباط می شود که بهترین معیار سنجش عملکرد حکومت,استقرار عدالت است وهرچه حکومت ومدیریت جامعه ای در استقرار عدالت اجتماعی وزدودن نابرابری ها موفق تر باشد اسلامی تر وبیشتر مورد توجه حق تعالی است.
سیمای کلی مدیریت اسلامی
از دیدگاه جهان بینی توحیدی,خداوند اولین معمار ومدیر جهان خلقت ومالک زمین و آسمان وتدبیر کننده شب و روز است.او نقشه جهان هستی رابا مدیریت بی بدیل خود چنان موزون ومتعادل طراحی نموده است که همه اجزاء آن در بهترین شکل ممکن در ارتباط متقابل با یکدیگر بوده وبا نظم وهماهنگی شگفت انگیزی در مدار تعیین شده ی خود به سوی هدف مشترکی به پیش میروند.
واگذاری کار به کاردان یک اصل خدشه ناپذیردر اسلام است و تحت هیچ شرایطی حاکمیت جاهل بر عالم ونادان بر دانا پسندیده نیست.
امام علی(ع) از حکومت به عنوان ابزار گسترش عدالت وحفظ نظم وامنیت وحراست از حدود جامعه ودفع ظلم وستم یاد میکندو امام وپیشوا را محور حرکت جامعه وباز دارنده از هر گونه لغزش وخطا توصیف میکنندو نیز نقش مدیر وزمامدار کشور را به نخی تشبیه می کنندکه مهره های فراوانی را به طور منظم به یکدیگر پیوند زده وهرگاه نخ پاره شود مهره ها عامل ارتباطی خود را از دست داده وپراکنده می شوند.
تاریخ گواهی می دهد که هیچ ملت وکشوری پیشرفت نمی کند مگر این که برخوردار از مدیران وکار گزارانی عالم وعامل باشد. به طور مثال: آدم احساساتی وشهوتران که قادر به کنترل خود نیست صلاحیت مدیریت جامعه را ندارد. به عبارت دیگر پیش شرط مدیریت بر جامعه مدیریت بر خود است.
امام حسین(ع)در ارتباط با خصوصیات مدیر ورهبر جامعه می فرماید:((به جانم سوگند که کسی شایستگی امامت ورهبری را خواهد داشت که:باقرآن آشنا باشد ,برای استقرار عدالت قیام کند, وخود پیش از دیگران مستلزم به رعایت حدود الهی باشد, وخود را وقف خدا نماید.))
ضرورت رهبری از دیدگاه پیغمبر اسلام(ص) این گونه هست که می فرمایند:((اگر تعداد مسافران یک مسافرتی به سه نفر برسد یکی ازآن سه نفر باید به عنوان مدیر انتخاب شود))
((قرآن کریم در آیه سوم سوره مائده امامت ورهبری را نشانه وحشت دشمن, تکمیل دین, تمام کردن نعمتهای خداوندی ورضایت وخشنودی ذات اقدس الهی دانسته است))
اینک به طور خلاصه به اهم موارد که بیان کننده ضرورت واهمیت مدیریت از دیدگاه اسلام می باشد, اشاره می گردد:
1-هدایت ورهبری مردم در دستیابی به اهداف متعالی.
2-استقرار عدالت وجلوگیری از تجاوز ستمگران.
3-استقرار امنیت اجتماعی, سیاسی, فرهنگی واقتصادی.
4-تاکید بر آزادی انسان واعتلای مقام ومنزلت او.
5-حفظ وحراست از حدود جامعه اسلامی
6-زدودن آثارشرک وبت پرستی وایجاد زمینه مناسب برای رشد همه جانبه جامعه
7-هدایت جامعه به سوی سازندگی در ابعاد مختلف وتلاش برای رسیدن به مدینه فاضله.
8-بسیج همه نیروها وامکانات واستفاده مطلوب از سرمایه های ملی وخدادادی.
9-اشاعه فرهنگ همگرایی وصفا وصمیمیت وعشق ومحبت به هم نوعان.
10-تقویت مبانی وحدت وجلوگیری از بروز تفرقه ونا امنی.
11-کمک به مردم در شناخت خدا وعبودیت او ومبارزه با مظاهر جهل وخرافات .
12-ایجاد زمینه مناسب برای رشد واعتلای همه جانبه انسان.
فصل سوم
شناخت ماهیت سازمان ومدیریت
سازمان ومدیریت لازم وملزوم یکدیگرند و وجود یکی بدون دیگری عبث وبی معنی است. مدیریت به معنی امروزی در سازمانها انجام می پذیرد وهیچ سازمانی بی نیاز از مدیر ومدیریت نیست.فقدان مدیریت در سازمان موجب ناهماهنگی, انحراف از هدف, اتلاف وقت وانرژی می گردد و سازمان را به نابسامانی واز هم پاشیدگی سوق می دهد.
ماهیت سازمان بر اساس ماموریت محوله شکل می گیرد. سازمان ها بر اساس فلسفه وجودی ورسالت خود سازماندهی می شوند وگزینش کارکنان باید بر اساس ماهیت و شرح وظایف سازمان انجام پذیرد.
ماهیت سازمان
سازمانها به منزله تدابیر ابزارهایی هستند که برای رفع نیاز های اساسی جامعه به وجود می آیند وهمانند یک موجود زنده تحت تاثیر شرایط اجتماعی قرار می گیرند وپیوسته در حال تغییر وتحول می باشند. هر یک از سازمانها بر اساس هدفهای مشخصی سازماندهی می گردد وبرای دستیابی به اهداف مورد نظر خود , طبق برنامه از پیش تعیین شده ای فعالیت می کند.
فعالیت سازمانها وحیات آنها مستلزم درک شرایط واوضاع واحوال حاکم بر جامعه واستفاده صحیح از مجموعه منابع انسانی و منابع مادی ومالی است.
شناخت سازمان وماهیت آن برای مدیران ضروری است وتا زمانی که تصویر روشنی از خصوصیات سازمان خود نداشته باشند نخواهند توانست ماموریت خود را به خوبی انجام دهند. به طورمثال: ماهیت یک سازمان نظامی یا اطلاعاتی با یک سازمان خدماتی, درمانی وآموزشی متفاوت است.
نیازهای اساسی سازمان
عناصر اصلی هر سازمان اجتماعی عبارت است از:منابع انسانی, منابع مالی, تجهیزات وروش ومقررات
می باشد. مهمترین هدف هر سازمانی باید خدمت به اعضاء خود باشد. سازمان های اجتماعی تا زمانی قادر به ادامه حیات و بقای خود هستند که به اعضای خود کمک کنند. برهمین اساس همسو بودن هدفهای فردی وسازمانی عامل مهمی در جهت پویایی و کار آیی سازمان است.
تعاریف سازمان
1- سازمان عبارت است از یک رشته روابط منظم بین تعدادی از افراد به منظور تامین هدفهای مشترک.
2- سازمان عبارت است از اجتماع انسانهایی باعقاید وباورهای مختلف که همگی برای تحقق هدف مشخصی با هم همکاری می کنند
3- سازمان عبارت است از فرآیندی نظام یافته از روابط متقابل افراد برای دست یافتن به هدفهای معیین.
لازم به ذکر است مشخصه اصلی سازمان دامنه فعالیت و الگوی روابط انسانی آن است و همین امر مبنای اصلی برای تعیین هدفهای سازمانی قرار می گیرد.
ماهیت مدیریت
مدیریت باید مبتنی بردانش ویافته های علمی, توانایی هنری, مهارتهای فنی واخلاق اجتماعی باشد وچنانچه مدیری فاقد مشخصه های مذکور باشد قادر به ایفای نقش سازمانی خود نخواهد بود. مدیر موفق کسی است که بتواند اصول ویافته های علمی ومهارتهای فنی را هنرمندانه در چارچوب موازین اعتقادی و اخلاقی در محیط کار خود به کار گیرد ومشکلات راحل کند.
تعریف مدیریت
تا کنون صاحبنظران تعریف جامع ومانعی از مدیریت که مورد قبول همه آنان باشد, را ارائه ننموده اند وپیش بینی می گردد که هیچگاه چنین تعریفی از مدیریت بیان نخواهد شد زیرا پدیده مدیریت متاثر از اعتقادات و باورهای مکتبی واقتصادی وفرهنگی و نوع نگرش انسان ها نسبت به دیگر انسان ها می باشد.
با توجه به مقدمه ای که ذکر شد می توان تعاریف زیر را درباره مدیریت به کار ببریم:
1-مدیریت عبارت است از فرآیند حل مسائل سازمان از طریق استفاده موثر وکار آمد از منابع کمیاب در محیط متغییر.
2-مدیریت عبارت است از فراگرد هماهنگ سازی فعالیت فردی وگروهی در جهت هدف های گروهی
3-مدیریت عبارت است از فراگرد هماهنگ سازی منابع انسانی و مادی در جهت تحقق اهداف
رابطه سازمان ومدیریت
رابطه بین سازمان ومدیریت به منزله رابطه جسم و روح است وهمان طوری که جدائی روح از جسم باعث متلاشی شدن و خاموش شدن بدن میشود نبودن مدیریت در سازمان نیز باعث سردرگمی بلا تکلیفی ومعطل شدن همه استعداد هاوسرمایه ها مادی و انسانی می گردد.
مدیریت از مهم ترین ارکان اجتماعی و رشته پیوند انسان ها در پیمودن راه به سوی مقصد است. قوام و دوام ملت ها در گروی رفتار مدیران و کار گذاران است اگر سازمان وتشکیلاتی را به منزله ساختمانی در نظر بگیریم, مدیریت بنیان و اساس آن محسوب می گردد.
مقبولیت ومشروعیت سازمان ومدیریت
شرط بقاء وماندگاری یک نظام مدیریتی مردمی بودن و شرط سلامت آن حرکت در چارچوب ارزش های بنیادین اسلامی است .
امام علی نیز خطاب به طلحه وزبیر اهمیت بیعت مردم را متذکر می شوند و پذیرش حکومت از جانب مردم را مهمترین عامل ماندگاری آن می دانند.
مهمترین کارکرد های مدیریت اسلامی
1-برنامه ریزی: برنامه ریزی راهی است که برای هدایت فعالیت های حساب شده انسان طراحی شده است.
2-سازماندهی: ترکیب و تخصیص افراد و منابع برای انجام دادن کارهای سازمان و تعیین یک ساختار سازمانی مناسب به منظور نظم بخشیدن به فعالیت های کارکنان.
3-هدایت و رهبری: انسجام دادن و همسو نمودن فعالیت ها در مسیر هدف نیازمند رهبری است و به همین دلیل اسلام به مقوله رهبری وخصوصیات رهبر توجه خاص داشته و زمامداری را شان اولیاء الهی دانسته است.
4-نظارت وکنترل: نظارت بر عملکرد سازمان باعث جلوگیری از انحراف و اتلاف منابع و امکانات می گردد.
5-ارزشیابی: تشخیص خوب از بد مستلزم ارزیابی عملکرد بر اساس معیار ها و شاخص های از پیش تعیین شده است. عدم ارزشیابی ونمره گذاری نشانه عدم توجه به موضوع است.
چهار چوب ومشخصه های مدیریت دینی:
1-التزام به قانون خدا در هر شرا یط
2-احترام به مقام ومنزلت انسانی
3-تلاش برای استقرار عدالت
4-ترویج ارزش های متعالی در جامعه
5-برنامه ریزی جامع برای شکوفا ساختن استعداد های نهفته ی انسان
6-ایجاد تمهیدات لازم برای برخورداری از موهبت های دنیوی
معیار های سنجش عملکرد مدیران:
1-سلامت رفتاری
2-تنش زدایی واعتماد سازی
3-توجه به کرامت و منزلت انسانی
4-مشروعیت ومقبولیت اجتماعی
5-نو گرایی واهتمام به خدمات بهتر
6-میزان تولید, بهره وری وسود آوری
7-میزان دستیابی به عدالت اجتماعی و...
فصل چهارم
شناخت انسان:
هسته اصلی مدیریت((انسان)) است. مکاتب مختلف مدیریت بر اساس شناخت وتصویری که از انسان دارند چارچوب نظام مدیریتی خود را بنا نهاده اند بنا براین بدون شناخت انسان نمی توان برای هدایت وراهنمایی او برنامه ریزی کرد و واقعیت امر این است که هنوز انسان به وسیله علم وعلماء شناخته نشده است زیرا انسان بزرگتر وپیچیده تر از آن است که در آزمایشگاهها ویا با چند نظریه بتوان شناخت.
قرآن در توصیف انسان به بیان صفات متعدد و متعارض او پرداخته است و با تشریح ویژگی های بعد خاکی و بعد الهی و ضرورت ترکیب این دو بعد را تبیین نموده است.
جایگاه انسان در نظام خلقت:
انسان جوانترین مخلوق خداوند بر روی زمین است و طبق اظهار نظر برخی از دانشمندان عمر زمین حدود 14 میلیارد سال وعمر انسان حدود یک میلیون سال است. و قرآن کریم در رابطه با همین موضوع می فرماید:
((جهان هستی به خاطر انسان خلق شده است )) واین موضوع بیان عظمت و جایگاه رفیع انسان در مجموعه نظام هستی است.
انسان در نگاه مدیریت اسلامی:
مدیر اسلامی باید انسان را از زاویه قرآن واز زبان وحی بشناسد وبرای هدایت وپرورش او و استفاده از مهارتها وقابلیت های بی همتای او بهره جوید ومدیر اسلامی باید برای کشف وآشکار شدن تواناییهای انسان بر نامه ریزی کند. پیامبر اکرم(ص) در مورد نگاه یک مدیر به یک انسان به معاذ می فر مایند: ((ای معاذ برای مردم آسان بگیر و بر آنها سخت مگیر آنان را بشارت ده و باعث رنج آنان مشو و در نماز رعایت حال ضعفا را بنما.))
فصل پنجم
اهمیت کار وتولید در مدیریت اسلامی:
اهمیت و منزلت کار در هر جامعه ای متاثر از فرهنگ حاکم و باورهای دینی و سیاسی آن جامعه می باشد. بر اساس تعالیم آسمانی , عزت, سربلندی, شادابی وطراوت هر جامعه ای در گروی کار وتلاش سودمند است و از کار به عنوان جوهر حقیقت زندگی و نیروی محرکه ی آن یاد شده است. پیغمبر اکرم(ص) در مورد اهمیت کار می فر مایند: (( کسی که برای تامین نیاز های زندگی خود و خانواده اش تلاش کند همانند جهاد گری است که در راه خدا پیکار کرده باشد. )) ودر تجلیل از مقام کارگر نیز می فرمایند:((این دستی است که هرگز آتش آن را لمس نخواهد کرد و این دستی است که خدا ورسول او آن را دوست دارند.))
امام علی در مذمت تن پروری وبی کاری فرموده اند (( از زیاده روی وبیکاری بپرهید زیرا این دو کلید بدی و بدبختی است آدم تنبل وبی تفاوت کار خود را انجام نمی دهد و آدم زیاده طلب به حق خود قانع نمی شود. ))
مناسب ترین بستر رشد وتعالی وسلامت هر جامعه ای حرکت بر اساس سه عنصر تلاش , تفکر وتوکل است و هر کشوری که درصدد حفظ استقلال همه جانبه ی خود است راهی جز افزایش تولید وقطع وابستگی از کشورهای سلطه گر را ندارد بنابراین مدیران باید با اتخاذ سیاست ها وتدابیری شایسته زمینه ی تولیدات بهتر وبرتر تلاش نمایند که محصولات آنان قابل در بازارهای جهانی باشد .
تولیدات جامعه
عنصر تولید به ساخت وساز محصولات وفرآورده های مادی واقتصادی محدود نمیشود بلکه جامعه مولد وپویا جامعه ای است که بتواند محصولات خود را به اشکال مختلف مادی فرهنگی علمی ومعنوی به بازار ارائه نماید.
به طور مشخص هویت ومنزلت یک ملت متاثر از تولیدات علمی صنعتی فرهنگی و معنوی میباشد .بنابراین مدیران در کنار اهتمام ورزیدن به تولیدات مادی از تولیدات فرهنگی نیز غافل نبوده ونسبت به چنین فراورده هایی نیز نهایت تلاش را مبذول میدارند وباور دارند که تامین تغذیه ی فرهنگی ومعنوی کارکنان کمتر از ابعاد علمی و صنعتی نیست.
مهاجرت مغزها
امروزه پدیده مهاجرت نخبگان از کشورهای توسعه یافته به کشورهای توسعه نیافته در حال گسترش است ونیروی انسانی ماهر ومتخصص مهمترین عامل رشد و توسعه محسوب میگردد در حالیکه کشورهای فقیر از کمبود چنین منابع ارزشمندی رنج می برند.
مهار این پدیده درگروی ایجاد مناسب برای کار و زندگی می باشد.دولت مردان باید با تدابیر لازم نخبگان خود را تقدیر نمایند وبا تقویت هویت ملی فرهنگی اقتصادی سیاسی دینی وارتقاء منزلت اجتماعی زمینه ی دلبستگی وتعلق پذیری بیشترآانان را فراهم کنند وبه طور مشخص هیچ جامعه ای بدون استفاده ی بهینه از منابع انسانی ماهر ومتخصص راه به جایی نخواهد برد.
فصل ششم
مروری بر مکاتب عمده مدیریت
در مقدمه می توان گفت مکاتب بشری برای اداره جامعه مبادرت به ارائه طرح و خط مشی های خاصی نموده اند. مدیریت های حاکم برجهان شرق وغرب به طور عمده متاثر از مکاتب فلسفی ومدیریتی آنها میباشد.
سلسه مراتب نیاز ها از دیدگاه ابراهام مازلو
مازلو نیازهای انسان را در پنج دسته به شرح زیر طبقه بندی کرده است:
1-نیاز های فیز یولوژی: مهمترین نیازهای فیزیولوژی عبارت است از:آب, غذا, هوا وپوشاک می باشد که به عقیده مازلو تا زمانی که به نیازهای اولیه انسان پاسخ داده نشود امیدی به رشد وکمال او وجود ندارد.
2-نیازهای ایمنی: وقتی انسان احساس امنیت وآرامش داشته باشد به آینده امید وار می شود و برای تحقق خواسته های فردی وسازمانی تلاش خواهد کرد ولی وقتی نگران امنیت خود در ابعاد اجتماعی , سیاسی واقتصادی و فر هنگی باشد نمی تواند از مجموعه استعدادها و توانایی های خود به نحو شایسته و مطلوبی استفاده کند وهمواره در حال اضطراب ودغدغه موجودیت نسبت به(( خود )) است.
3-نیازهای اجتماعی : انسانی که برخوردار از محبت دیگران است احساس تنهایی ونومیدی نخواهد کرد و خود را مورد حمایت دیگران خواهد دید وهمین امر او را به آینده خوشبین می کند و به او نشاط ودلگرمی می بخشد.
4-نیاز های مربوط به عزت نفس: خود باوری وخود یابی و قبول خود از مهمترین عوامل رشد محسوب می شود و لذا اعتماد به نفس انسان را در مقابله با بحران ها کمک می کند واز شتاب زدگی و خود باختگی حفظ مینماید اعتقاد به توانمندی خود انسان را از تزلزل وپوچی گرایی محافظت میکند وزمینه را برای رشد واعتلای همه جانبه فراهم می نماید.
5-نیاز های مربوط به تحقق خویشتن یا خود شکوفایی: تحقق خویشتن از دیدگاه افراد مختلف متفاوت است ولی رضایت رز خود وزندگی و داشتن تصویر موفقی از خود از نشانه های آن به حساب می آید.
نظریه X و Y
پروفسر مک گریگور دو نگرش در باره انسان و چگونگی به شکل گرفتن آن مطرح نموده اند که با توجه به اهمیت آن به طور مختصر شرح داده می شود.
نظریه X
مروضات نظریه X مبتنی بر نظریه های کلاسیک مدیریت است که مهم ترین مفروضات تئوری X به شرح زیر است :
1-انسان معمولی به طور طبیعی از کار بیزار است و حتی المقدور از کار کردن اجتناب می نماید .
2-چون انسان معمولی از کار بیزاری می جوید باید تحت نظارت وکنترل قرار گیرد وبرای پیشبرد اهداف سازمانی به کار کردن تهدید شود.
3-انسان معمولی تمایل اندکی به قبول مسئولیت دارد و ترجیح می دهد که هدایت و رهبری شود تا این که خود رهبر باشد.
4-انسان معمولی خلاقیت اندکی دارد و بلند پرواز نیست وبه طور منحصردر پی نیازهای اولیه خود است.
نظریهy
مفروضات این نظری به طور غالب مبتنی بر نگرش مکتب روابط انسانی ((نئوکلاسیک)) است.
مهمترین دیدگاه ها و مفروضات این نظریه عبارت است از:
1-کار جسمی وفکری در صورتی که همانند بازی وتفریح ارضا ءکننده باشد طبیعی جلوه میکند
2-در صورتی که انسان نسبت به اهداف سازمانی متعهد باشد دارای انگیزه کافی برای کار کردن خو اهد بود و خود به کنترل وهدایت کارهای خویش خواهد پرداخت
3-تعهد به هدف های سازمان تابع پاداش هایی است که در مقابل خدمت انتظار دارد
4-انسان معمولی تحت شرایط مساعد نه تنها از قبول مسئولیت گریزان نیست بلکه در جستجوی آن است
5-ابتکار خلاقیت و سازندگی در انحصار عده ی معدودی نیست بلکه بسیاری از افراد بطوربالقوه از توانایی های فراوانی برخوردارند
مکتب مدیریت کلاسیک
تیلور که پدر علم مدیریت شهرت یافته است با انجام جستجو های زیاد چار چوب نظری مدیریت علمی را طراحی نمود
مدیریت علمی کلاسیک در پی تامین حد اکثر رضایت وخشنودی برای کار فرما است او معتقد است که رضایت باید با رضایت مندی کار گران و کارمندان توام باشد و به کمک اصول علمی میتوان فعالیت های تولیدی را به نظم اورد و موجب افزایش کار آیی شد .
بر اساس دیدگاه های این مکتب انسان موجودی اقتصادی ومادی است که علاقمند به درآمد بیشتر است وکسب درآمد بهترین انگیزه کارآیی محسوب می گردد.
مبانی علمی مکتب کلاسیک
1-تاکید بر رعایت سلسله مراتب واطاعت از قانون
2-تاکید بر نظارت وارزشیابی در فرآیند تولید
3-تاکید بر روابط رسمی در بین افراد
4-تاکید بر نظام تنبیه وتشویق در راستای تولید
5-مرتب نمودن پاداش با میزان کار وتولید
6-انتخاب کارکنان بر اساس ضوابط علمی
7-آموزش کارکنان در حین خدمت
8-تقسیم منطقی کار ومسئولیت بین کارکنان ومدیران
9-انجام کارها بر اساس روش علمی
انتقادهای وارده به نظریه کلاسیک
1- به روابط غیر رسمی کار کنان در سازمان اهمیت داده نمی شود
2- تاکید بیش از حد بر انگیزه های اقتصادی دارد و از نیازهای روانی واجتماعی کارکنان غافل است
3- تاکید بیش از حد بر اهمیت سلسله مراتب و روابط رسمی دارد
4- انسان جزئی از ماشین محسوب می گردد
مکتب مدیریت نئو کلاسیک
از نظر این مکتب سازمان یک سیستم اجتماعی است و برقراری تفاهم و صمیمیت بین اعضاء بهره وری سازمان کمک می کند. به عقیده پارکر فالت هدف عمده مدیریت بایستی دست یافتن به وحدت و یکپارچگی باشد که در این مکتب وجود دارد
مبانی فکری مکتب نئوکلاسیک
1- توجه به ارزشهای شخصی
2- توجه به تفاوتهای فردی بین انسانها
3- توجه به ارزش ها, هنجارها, استانداردها وانتظارات گروه ها
4- ارزش دادن به رهبری غیررسمی و توجه به عواطف واحساسات افراد در سازمانهای غیر رسمی
5- توجه به انگیزه های روحی- روانی کارکنان
6- توجه به اهمیت ارتباط بین طبقات مختلف سازمان
انتقاد های وارده بر مکتب نئوکلاسیک
از انتقاد های وارده بر این مکتب توجه بیش از حد به روابط انسانی وایجاد فضای دوستی و صمیمیت است. منتقدین این مکتب معتقدند که تاکید بیش از حد بر روابط انسانی ممکن است منجر به انحراف سازمان از هدفهای سازمانی و تسلیم شدن در برابر خواسته های کار کنان باشد.
تئوری سیستم
تئوری سیستم سازمان راموجودی متغییر وپویا می داند که همواره برای رشد وکمال خود باید نسبت به شرایط زمانی ومکانی معرفت پیدا کند وبا نوسازی و اصلاح خود در صدد پاسخگویی به نیاز های متنوع و متکثر کارکنان و جامعه باشد.
تعریف سیستم
برای سیستم تعاریف گوناگونی می توان ذکر کرد که تعریف جامع آن به شرح زیر است :(( سیستم عبارت است از منظومه ای از عناصر واجزاء مرتبط به هم که برای تحقق هدف واحدی در حال کنش وواکنش متقایل می باشند. ))
طبقه بندی سیستم ها
به نظر ارنست دیل سیستم ها به دو دسته تقسیم شده اند:
1-سیستم بسته: عبارت است از مجموعه عناصر به هم پیوسته که با محیط خارج ارتباط ندارند و هیچ گونه داده ای را از بیرون نمی گیرند.
2-سیستم باز: عبارت است از مجموعه ی منظمی که برای ادامه حیات خود با محیط خارج در ارتباط است
مشخصات عمومی سیستم های باز
1- وارد کردن مواد و انرژی داده ها
2- تغییر شکل مواد وانرژی: سیستم باز انرژی دریافت کرده از محیط را تحت شرایط خاصی مورد تغییر وتبدیل قرار می دهد.
3- ستاده((تولید یا خدمت)): مواد تغییر شکل داده شده به صورت کالا , خدمت و یا تغییر نگرش ورفتار به محیط صادر می شود.
4- گردش رویدادها: مبادله انرژی به صورت یک گردش تکراری ادامه می یابد.
5- آنتروپی منفی:آنتروپی موجب خرابی اختلال نظم و بالاخره سبب نابودی سیستم میشود آنتروپی منفی فرآیندی است که از طریق انرژی مورد نیاز از نابودی و اضمحلال کامل سیستم جلوگیری می کند و شرایط را برای حیات وبقاء آن مهیا می نماید.
6- باز خور منفی: به ساده ترین داده های اطلاعاتی که به نحوی سیستم را از انحراف مطلع نمایند باز خور منفی گفته می شود.
7- تعادل پویا: جریان مدام ورود انرژی از محیط خارج و صدور محصولات از سیستم به محیط اطراف, ضریب مبادله انرژی را تعدیل کرده و شرایط را برای بقاء آن هموار می نماید.
8- ایجاد تخصص ومتمایز سازی
9- همپایانی:منظور از هم پایانی این است که سیستم باز می تواند از راه های متفاوت اولیه به هدف یا وضعیت نهایی مشابه برسد.
10- هم نیرو زایی: اصطلاح هم نیروزایی بر تشریک مساعی و ارتباط اجزاء یک سیستم برای ارائه خدمات و تولید بیشتر و بهتر تاکید دارد.
11- مرزهای سیستم: در حالی که مرز های یک سیستم بسته مشخص و ثابت هستند مرز های سیستم باز از قابلیت انعطاف وتغییر دائمی بر خور دار می باشند.
اجزاء سیستم اجتماعی(سازمان)
بر اساس نظریه سیستمی سازمان به صورت مجموعه منسجمی است که دارای اجزاء زیر می باشد:
1- انسان هایی که دارای انگیزه ها عقاید و تمایلات مختلف میباشند
2- روابط رسمی وسازمانی بین افراد
3- روابط غیر رسمی میان افراد سازمان
4- وسایل تجهیزات ومنابع مادی
5- شرایط فیزیکی وفرهنگی محیط کار
تئوری اقتضاء
اندیشه اصلی نظریه اقتضاء بر این محور است که به طور اساسی ایده بهترین ساختار و مطلوب ترین روش ها و دستور العمل ها و در هر شرایطی اثر بخش و موفیت آمیز نمی باشند. بر اساس این نظریه نتایج متفاوت مربوط به موقعییت و شرایط متفاوت است .
تئوریZ
بر اساس این نظریه مدیران رفتار پدرانه ای با کار کنان موسسه دارند و همه تلاش خود را در تقویت احساس تعلق ومسئولیت جمعی و ایجاد هم بستگی بین سازمان وکار کنان به کار می گیرند وبا حمایت از آنان و مشارکت دادن کار کنان در نظام تصمیم گیری از نظارت و کنترل نزدیک پرهیز, و اعضاء سازمان را همانند یک خانواده می نگرند. از مهمترین ویژگی های این تئوری میتوان به استخدام مادام العمر مسئولیت جمعی, تصمیم گیری بر اساس رضایت و توافق طرفین ارزشیابی و ترفیع بطئی کنترل غیررسمی وتوجه به تمام جنبه های زندگی کار کنان اشاره نمود.
به طور کلی سازمان های اجتماعی ترکیبی از انسان, تجهیزات وروش ها ومقررات
می باشند.
فصل هفتم
رابطه دین و علم و نقش هر یک نسبت به دیگری
علم ودین دو پدیده ای هستند که یکی از طریق الهام و وحی و دیگری از راه تجربه وتعقل به دست بشر رسیده است.
عده ای دین وعلم را دو پدیده مجزا وجدای از هم دانسته اند که دارای عرصه ودامنه مستقل می باشند. عده ای دیگر علم و دین را دو بازوی ودو یار همراه دانسته که همسویی آن دو باعث رحمت و سعادت و جدایی آنان باعث انحراف از ساحل نجات می گردد.
دلیل این که اوپائیان دین وعلم را جدا از هم می دانند این است که در دوره رنسانس اروپائیان خاطرات حاکمیت کلیسا را از یاد نبرده اند ویکی از علل دین گریزی ودین ستیزی جوامع اروپایی و غربی به خاطر عملکرد خشن و غیر انعطاف دین مداران در قرون وسطا بود.
از نظر قرآن کریم علم نه تنها ستیزی با دین ندارد بلکه ابزار شناخت دین است. و امام علی(ع) نشانه انسان دیندار را داشتن ذکر واندیشه ذکر کرده اند. و پیامبر اکرم شرع و عقل را مکمل یکدیگر می دانند و نیز می فرمایندکه((آنچه که مورد تایید عقل باشد, مورد تایید دین نیز می باشد. )) در فرآن نیز گمراهان را نیز کسانی توصیف می کنند که دل دارند ولی درک نمی کنند , چشم دارند ولی نمی بینند, گوش دارند ولی نمی شنوند.
علمی که در خدمت هدایت ورشد بشریت نباشد همان جهل وتاریکی است. و خداوند درباره ی همین موضوع نیز می فرمایند که:(( وصف حال دانشمندان بی عمل همانند الاغی است که بر پشت خود کتاب حمل می کنند.)) وامام صادق(ع) نیز علماءبی دین ودینداران ناآگاه را مذمت فرموده و از آنان به عنوان دو گروهی که کمر ایشان را شکسته اند یاد می نمایند.
در نتیجه مدیران برای اعتلای هدف های سازمانی نیازمند بهره گیری از انسان های خلاق, مبتکر و متصف به اخلاق و رفتار حسنه می باشند و این مهم در سایه همبستگی و همراهی دین و علم به دست می آید.
فصل هشتم
جایگاه قصص قرآن در پژوهش های مدیریت اسلامی
یکی از مهم ترین علل نزول قرآن هدایت انسان ها به سوی نور ونجات آنان از تاریکی وجهالت ذکر شده است.
قرآن که مجموعه کاملی از دستور العمل های زندگی است , هیچ گاه دستخوش فرسودگی واستهلاک نمی شود وبا توجه به لایه های مختلفی که دارد پاسخگوی نیازهای انسان در همه نسل ها است. محتوای تمام کتاب های آسمانی پیام های الهی بوده است که با توجه به استعداد انسان های زمان خودشان به پیامبران ابلاغ شده است وبا نزول کتاب جدید محتوای کتاب قبلی منسوخ و از درجه اعتبار و اجراء ساقط شده است. و برخی از کتاب های آسمانی تحریف یافته دست انسان است پس بنابراین خداوندآخرین کتاب الهی خود را را با لحن زیبای عربی فرستاد که هم در روح و جان ما اثر بگذارد وهم به عنوان آخرین کتاب از تحریف دور بماند.
قصه های قرآن ومخاطب آن
ممکن است که این سوال مطرح شود که چرا قرآن به صورت داستان بیان شده است؟
در جواب این سوال می توان گفت که علت تبیین آیات الهی در قالب قصه به دلیل جذابیت, دایره شمول, ذائقه مخاطبان و نگاه ویژه خداوند به انسان و بشریت است وچون بحث های فلسفی و منطقی برای همگان قابل درک و فهم نیست ولی زیان قصه در تمام تمدن ها وفرهنگ ها از شیرین ترین زبان ها محسوب می گردد.
یکی از مهمترین ویژگی های قصص قرآن واقعی بودن آن است و خداوند در آیه7 سوره اعراف وآیه 13 سوره کهف به صراحت ودرستی و واقعی بودن این ادعا تاکید می ورزند.
قرآن مهمترین هدف قصص را پرورش قوه تفکر, عبرت آموزی, تسلی پیامبر وآگاهی از سرگذشت ملتها و اقوام گذشته ذکر کرده است.
در نتیجه مدیریت اسلامی با توجه به اصل مطالعه و تحقیق در سرگذشت پیشینیان و عبرت آموزی از فراز ونشیب های مختلف امت های پیشین درصدد کسب تجارب ارزنده و استفاده بهینه از سرمایه های عظیم انسانی است.
مهمترین اهداف و نتایج قصص قرآن
1- پرورش قوه تفکر و تعقل: تفکر و تعقل از مهم ترین مشخصه های مدیریت است ومدیری که بهره لازم از این دو گوهر گرانبها نداشته باشد توفیقی در امر مدیریت نخواهد داشت. خداوند درقرآن می فرماید هدف از مثال های قرآنی تفکر وتعقل در امور می باشد.
2- پند آموزی: پیدا کردن راه صواب با آزمایش وخطا مقرون به صرفه نیست و انسان نیامده که تا همه چیز را خود امتحان و کشف نماید. بلکه استفاده از تجارب دیگران بهترین راه برای کاهش مشکلات واستفاده از منابع و امکانات است.
3- بیان شیوه های تبلیغ: رمز پیروزی اسلام , استفاده از شیوه های مناسب تبلیغی بود. قرآن مجید اخلاق حسنه پیامبر را مورد تحسین قرار داده و خطاب به وی می فرماید: اگر تند خو وسخت دل بودی, مردم از اطراف تو پراکنده می شدند.
4- سعه صدر و امید به آینده: برنامه همه پیامبران الهی تغییر وتبدیل وضعیت اجتماعی وروابط بین مردم بوده است. سعه صدر, مدیران را به آینده امیدوار و شکستهای مقطعی آنان را مایه تجربه اندوزی وموفقیت های بعدی معرفی میناید.
5- شناخت پیشینیان و آشنا شدن با تاریخ وگذشته خود: پیامبر گرامی اسلام آگاهی از فراز های تاریخ را مایه حیات و زندگی دانسته است. انسان عاقل کسی است که از گذشت روزگار درس بگیرد و مغرور ودلباخته زرق و برق های چند روزه آن نشود.

فصل نهم
اصول اساسی مدیریت اسلامی والگوهای آن
در ابتدا می توان گفت که اگر بپذیریم که هدف خلقت سر وسامان دادن و به کمال رساندن انسان و مهم ترین هدف بعثت نیز تعلیم وتربیت او باشد و بی درنگ باید ابزار و وسایل رشد وکمال را مهیا نماییم.
بنابراین نظام حکومتی اسلام ساختار مدیریتی و اداره خود را به گونه ای سازماندهی می دهد که فلسفه خلقت محقق شود و انسان به بند کشیده آزاد گرددو در فضایی آکنده از اعتماد و اطمینان و امید به سوی کمال پرواز نماید.
مهمترین اصول اساسی مدیریت اسلامی:
1-اصل عدم تقدم بر خدا ورسول
2-اصل تعبد وبندگی خداوند
3-اصل وحدت و هماهنگی در مدیریت وسلسله مراتب سازمانی
4- اصل اعمال مدیریت بر اساس اعتدال و میانه روی
5-اصل اعمال مدیریت براساس اختیار
6-اصل اعمال مدیریت بر اساس تمکن و بصیرت نیروها
7-اصل اعمال مدیریت بر اساس شایستگی
8-اصل اعمال مدیریت بر اساس عدالت
9-اصل اعمال مدیریت بر اساس مشورت وتوکل
10-اصل آخرت گرایی در هدف گذاری و الگوهای آن

اصل عدم تقدم بر خدا و رسول:
مستندات عقلی ونقلی گویای این واقعیت است که التزام به این اصل مهم زمینه ساز سعادت وسر بلندی انسان در حوزه های مختلف است.
مستندات عقلی: عقل سلیم بر اطاعت و تبعیت آگاهانه انسان از افراد متخصص و توانمند ناکید دارد و اطاعت از پیامبر گرامی اسلام نیز که به تعبیر قرآن نسبت به هدایت ما انسان ها یسیار مهربان است یک تمر عقلانی محسوب می گردد. پس در نتیجه اگر بپذیریم که خدا و رسولش به مصالح ما آگاه تر ودلسوز ترندمراجعه به رهنمود ها و اجرای اوامر و نواحی آنان یک تمر عقلانی و در راستای رشد وتوسعه ((خود)) می باشد.
مستندات نقلی : قرآن سند معتبری است که دست تحریف در آن نفوذ نکرده است و تنها نسخه شفا بخشی است که قادر به التیام بخشیدن به همه ی درد ها ونگرانی ها است و برای اثبات حقانیت خود جن وانس را به تحدی ومبارزه طلبیده است. در نتیجه انسان به دلیل برخور داری از نقص ها و محرومیت های فراوان قادر به تشخیص مصالح و منافع خود نیست ومراجعه به قرآن و سیره نبوی راه روشنی را در مقابل او می گذارد.
آثار وبرکات اطاعت از خداوند و رسول
1- کسب خشنودی ورضایت خداوند ورسول
2-بهره گیری از الطاف خاص خداوندی
3-مصونیت از خطا در تصمیم گیری
4-سربلندی از آزمایش الهی
5-نشاط درونی
6-حرکت در جهت کمال
7-تقویت اراده وقدرتمند شدن

اصل تعبد وبندگی خداوند :
مدیر متعبد انسان وارسته ای است که عبادت در سرزمین وجودی تو نفوذ کرده وبا برقراری ارتباط سه جانبه بین ((خود وخدا وخلق)) بزرگترین تکیه گاه وسنگر مدیریتی را ساخته است. واگر مدیری از خدا فراموش کند , در نتیجه حقیقت خود را فراموش کرده است.
آثار وبرکات اصل تعبد وبندگی:
1-مقدم شمر دن اراده وخواست خداوندبر اراده ونظر خود
2-تاکید بر کرامت وعزت انسانی
3-مبنا قرار دادن حدود الهی و حرکت در مسیر سعادت
4-برخور داری از الطاف و عنایات خداوندی
5-پرهیز از انحراف و تسلیم نشدن در برابر وسوسه های شیطانی
6-پیوند خود با خدا و خلق
7-خود یابی
اصل وحدت وهماهنگی در مدیریت و سلسله مراتب سازمانی :
بدون وحدت هیچگونه امکانی برای آرامش, امنیت, خلاقیت, حیات وکمال یک سازمان نیست. مدیر باید زمینه مشارکت عموم کارکنان در تعیین سرنوشت را به رسمیت بشناسد و خود را امانتدار مردم بداند ومدیریت را عرصه ادای تکلیف و مسئولیت وآزمایش الهی تلقی کند. پیامبر گرامی اسلام منادی وحدت واتحاد جامعه اسلامی بود ومدیران باید ازاو درس بگیرند.
حضرت علی که به عنوان بزرگترین قربانی راه عدالت و وحدت محسوب می گردد, وبعد از رحلت پیامبر اسلام در حالی که رای شورای سقیفه را ناعادلانه می دانست, برای حفظ وحدت و جلوگیری از هرج ومرج و ناامنی فرمودند:)) در حالی صبر کردم که در چشمانم خاشاک و در گلویم استخوان گیر کرده بود ومیراث من به تاراج می رفت))
حوزه های وحدت:
1-وحدت در هدف
2-وحدت در رهبری
3-وحدت در اصول بنیادی
4-وحدت در عمل
5-وحدت در قانون و قراردادهای اجتماعی
6-وحدت در استراتژی
آثار وبرکات مترتب بر رعایت اصل وحدت وهماهنگی:
1-حفظ نظام
2-استفاده بهینه از همه امکانات
3-تاکید بر اصول به جای فروع
4-برقراری امنیت, آرامش وهمدلی
5-ناکام کردن دشمن اصلی
6-مقابله با دشمنان بشریت
7-تقویت روابط انسانی
8-جلوگیری از هرج ومرج
9-تقویت روحیه برادری
اصل اعمال مدیریت براساس اعتدال ومیانه روی:
تعریف اعتدال:
منظور از اعتدال در مدیریت رفتاری است که نشات گرفته از آگاهی ومنطبق بر عقل سلیم و به دور از افراط وتفریط باشد.
بعثت و اعتدال
امام حسین در توصیف اعتدال پیامبر می فرمودند: )) رسول گرامی اسلام در همه امور معتدل ومیانه رو بود. ))
عدالت واعتدال
اعتدال نشانه عدالت و عدل به معنی نهادن هر چیز به جای خود وحد و وسط که میانه افراط و تفریط در هر امری نیز می باشد, نامیده می شود و امت و جامعه نمونه امتی است که در همه شئون در مسیر اعتدال باشد.
اعتدال وانسان
غوطه ور شدن در اقیانوس احساسات و عواطف وفاصله گرفتن از عقل وتدبیر است و سرگردانی در دنیای تخیلات و استدلال بی اعتنایی به فریاد وناله ستم دیدگان است. بنابراین مدیریت را که رفتاری معتدل می طلبد را نمی توان به افراد تند خو, احساسی وعاطفی را واگذار کرد.
آرمانگرایی واعتدال
آرمانگرایی لازمه حرکت و تلاش در ابعاد مختلف است. جامعه ای که به وضعیت موجود رضایت دهد وبرای رسیدن به وضعیت مطلوب و آرمانش تلاش نکند, از مسیر توسعه وکمال باز می ماند. اگر آرمانگرایی در حد یک رویا باشد پدیده تخیلی وباعث فاصله گرفتن از اعتدال می شود.
اقسام اعتدال:
1- اعتدال در رفتار: سلامت رفتار مدیر نیازمند , صبر, حوصله, تعقل وبررسی همه جانبه دارد.
بنابراین مدیریت در فضای جامعه اسلامی با توجه به شان و منزلت انسانها صورت می پذیرد ومدیر همواره بر احساسات خود مسلط است.
2-اعتدال در عبادت: در سیره پیامبر گرامی اسلام وحضرت علی (ع) بسیار نقل شده است که افرادی که همه هم و غم خود را مصروف عبادت می کردند و از کار و تلاش دنیوی احتراز می نمودند مورد ملامت وسرزنش قرار می گرفتند. تاریخ تصویر زشتی از خوارج را که معنی عبادت را درک نکرده بودند به نمایش گذاشته است و همین امر گویای این واقعیت است که عمل به یک وظیفه نباید مانع انجام وظایف مهمتر شود.
3-اعتدال در انفاق و ایثار: قرآن در آیه 29سوره اسراء میفرماید:(( هرگز دستت را به گردنت مبند وآن را زیاد مگشا که روزی نکوهیده ودرمانده شوی. )) و در آیه 67 سوره فرقان نیز اسراف و بخل در انفاق را مورد مذمت قرار داده است.
4-اعتدال در اقتصاد: تکاثر طلبی و فقر دو پدیده مذموم و خطرناک است و هر کدام به نوعی زمینه ظهور وبروز فساد و انحراف را فراهم می کنند.
5-اعتدال در جنگ: قرآن در رابطه با همین موضوع می فرماید:(( در صورتی که دشمن تمایل به صلح داشته باشد شما نیز برای پذیرش نظر او اعلام آمادگی کنید. ))
6- اعتدال در تنبیه وتشویق: تشویق و تنبیه متناسب با کار وخطا به منظور اصلاح رفتار اعمال گردد ومدیر با آگاهی از پیامدهای مثبت و منفی آن از این دو ابزار کنترل کننده رفتار استفاده می نماید.
7-اعتدال در روابط اجتماعی: تقویت روابط اجتماعی مستلزم رفتار هوشیارانه و مودبانه و احترام متقابل از سوی طرفین ارتباط است. و از امام علی (ع) نقل شده است که فرمودند:(( دو گروه به خاطر من به هلاکت رسیده اند, دوست غلو کننده ودشمن بدخواه ))
آثار وبرکات اصل اعتدال و میانه روی در مدیریت:
1- افراط وتفریط را مذموم می شمارد.
2-بستر توسعه متوازن را فراهم می نماید.
3-اعتدال ومیانه روی در امور را تحسین می کند.
4-بر عدالت وآزادی مشروط تاکیددارد.
5-از شکل گیری جامعه طبقاتی جلوگیری می کند.
6-باعث مصونیت جامعه در برابر تهاجم بیگانگان می گردد.
7- روابط اجتماعی را در تمام سطوح تقویت می نماید.
8- امنیت فردی واجتماعی را تضمین می کند.
اصل اعمال مدیریت بر اساس اختیار و نه اجبار:
بر اساس قرآن کریم مسئولیت همراه بااختیار به وجود می آید. و در قرآن کریم در آیه 11 سوره رعد می فرماید: )) خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر این که خود برای این کار اقدام نماید((
مطالعه تاریخ انبیاء نظیر سرگذشت حضرت موسی و خضر, و داستان زیبای ذبح حضرت اسماعیل توسط حضرت ابراهیم و برخورد حضرت امام حسین با صحابه بزرگوارش که گواه روشنی بر اهمییت اختیار و اراده است. مدیران جامعه اسلامی با مهم دانستن اصل اختیار می توانند زمینه را برای رشد و کمال همه جانبه فراهم نمایند و با ایجاد تعادل بین اختیار و مسئولیت از ظهور استبداد و خود کامگی جلوگیری کنند.
آثار وبرکات اصل مدیریت بر اساس اختیار:
1-مسئولیت پذیری را توجیه می نماید.
2- باعث مقبولیت و مشروعیت مدیریت می گردد.
3-آزادی های فردی واجتماعی مشروع را توسعه می دهد.
4-مدیران را از اعمال خشونت و خودکامگی و استبداد بر حذر می دارد.
5-بر رابطه و همسویی اختیار و مسئولیت تاکید می ورزد.
6-اصل پاسخگویی در دنیا و آخرت و ثواب و عقاب را موجه جلوه می دهد.
7-اوهام گرایی را مردود و بستر توسعه همه جانبه را فراهم می کند.
8-باعث انتظام بخشیدن به همه امور می شود.
9-باعث رشد عقلانیت و نجات از سطحی نگری می گردد.
10-بر رابطه علت و معلول در تبیین حوادث تاکید می نماید.
اصل اعمال مدیریت بر اساس تمکن بصیرت و نیروها:
تمکن به مجموعه توانایی ها , دارایی ها, استعدادهای فکری, روحی وعاطفی نیز تمکن گفته می شود.
و خداوند در بیان احکام روزه گرفتن , بر آسان بودن تکلیف تاکید داشته است و می فرماید:((خداوند حکم را برای شما آسان قرار داده وتکلیف را برای شما مشکل نگرفته است.))
و به طور مثال یک نموته از تمکن امر به معروف ونهی از منکر است که مدیران در همه سطوح به این اصل مهم توجه کنند واز آن به منزله اصلاح امور وپیشگیری از بروز جرم بهره جویند.
آثار و برکات مترتب بر اصل تمکن و بصیرت نیروها:
1-تاکید بر عنصر شناخت و آگاهی در مدیریت
2-متعادل بودن میزان تکالیف با میزان بصیرت و آگاهی ها
3-استفاده بهینه از منابع انسانی
4- گزینش اصلح
5-مرتبط بودن مسئولیت با تمکن
اصل اعمال مدیریت بر اساس شایستگی
مدیریت در نظام توحیدی چیزی جز امانت داری , تکلیف, مسئولیت پذیری و هدایت امور در یک بستر سالم و پویا نیست. بنابراین عقل سلیم حکم می کند که امانت باید به دست کسی سپرده شود که توان مراقبت و محافظت را از آن داشته باشد. مدیریت در بینش توحیدی در درون خودش فاقد ارزش است مگر این که با استفاده از آن در گرفتن حقوق عمومی تلاش شود.
دستیابی به یک جامعه متعالی بدون مدیریت قوی و توانمند مقدور نمی باشد بنابراین نتیجه و محصول تصدی مدیریت توانا, جامعه خوب و سالم و محصول تصدی مدیریت ضعیف و فاسد جامعه ناسالم و بیمار می باشد. درمان جامعه به دست مدیران صورت می گیرد.
پس اصل شایسته سالاری وسپردن حکومت به دست صالحان یک واقعیت عقلانی و قرآنی می باشد. اما انتخاب و گزینش شایستگان نیاز به بررسی و داشتن معیارهای درستی دارد که بهترین آن آزمون گیری بر اساس مشخصه ها و مولفه های علمی است.
فلسفه برگزاری امتحان
خداوند آزمون را به عنوان یک روش برای انتخاب رهبران جامعه مورد استفاده قرار داده است.
حضرت علی(ع) در همین مورد خطاب به مالک اشتر می فرماید:((سپس در کار عاملان خود بیندیش و پس از انجام آزمون آنان را منصوب گردان و مبادا به میل خود و بدون مشورت با دیگران دست به گزینش کارکنان نمایی.)) پس به طور کلی امتحان راهی برای گزینش اصلح است.
فواید آزمایش و ابتلا:
1- پرورش استعداد های نهفته
2-شناخت و توانمندی های کارکنان
3-ایجاد بستر مناسب برای انتخاب اصلح
4-شناخت شایستگان ونخبگان
5-دستیابی به رشد همه جانبه
6-دستیابی به مدینه فاضله
7-آشکار شدن نقاط ضعف و اقدام در جهت رفع آنان
8-رهاشدن از ناپاکی ها وناخالصی ها
آثار وبرکات مترتب بر اصل شایستگی:
1- گزینش اصلح
2-استفاده بهینه از منابع مادی و انسانی
3-فراهم کردن زمینه رقابت سالم
4-ایجاد بستر مناسبی برای رشد واعتلای سازمان
5-هدایت خردمندانه امور وسازمان
6-ایجاد تمهیدات لازم برای سلامت سازمان
7-برخورداری از پشتوانه مردمی و جلب اعتماد آنان
8-افزایش ضریب بقا و ماندگاری سازمان
اصل اعمال مدیریت بر اساس عدالت((ضابطه و قانون))
مهم ترین شاخص عملکرد مدیران نیز پیاده کردن قسط وعدالت در حوزه مدیریت می باشد.
قرآن کریم از عدالت به عنوان مهمترین هدف بعثت یاد نموده اند و پیامبر گرامی اسلام و ائمه بزرگوار همه تلاش خود را برای استقرار عدالت و برخورداری مردم از مواهب و نعمت های آن به کار گرفته اند.
قانون مهم ترین ابزار استقرار عدالت است و بدون وجود قوانین و اجرای دقیق آن دستیابی به عدالت امکان پذیر نیست.
قوانین به دو دسته کلی تحت قوانین طبیعی و قوانین اجتماعی تقسیم شده است. قوانین طبیعی , قوانینی هستند که در ذات هستی و طبیعت قرار داده شده است و مستقل از اراده انسان عمل می کنند مثل قانون جاذبه زمین , بقای انرژی وبقای جرم ازاینگونه قوانین میباشند. ولی قوانین اجتماعی مخلوق انسان است و جز به اراده انسان و جامعه تحقق نمی پذیرد.
نبود قانون و ضابطه در هر جامعه ای منجر به هرج ومرج و بروز جنگ وخونریزی وناامنی می گردد. و این نکته را درباره قانون باید گفته شود که انسان های خودکامه و مستبد کم نبوده اند که به اسم قانون بر مردم جفا کرده اند وراه رشد وآزادی را بر آنان مسدود نموده اند.
در بینش اسلامی و قرآنی رابطه خویشاوندی با مسئولین عالی رتبه نمی تواند مجوزی برای قانون شکنی باشد.
پیامبر گرامی اسلام در حدیث شریف ثقلین بر ملازم بودن قانون و مجریان الهی تاکید دارد.
آثار و برکات مترتب بر اصل قانون گرایی:
1-پرهیز از تبعیض و رعایت عدالت
2-توجه به اصل شایستگی و استحقاق کارکنان
3-تصمیم گیری بر اساس قانون و پرهیز از سلیقه گرایی
4-افزایش قابلیت های مدیران در آینده نگری و برنامه ریزی
5-تحکیم مبانی نظم اجتماعی
6-تبیین بستر مناسب برای فعالیت های اجتماعی
7-حاکمیت قانون و ترفیع و تنزیل کارکنان بر اساس آن
8-ارتقاء توانمندی های کارکنان
9-افزایش قابلیت های برنامه ریزی در امور مختلف
10-جمع شدن بساط مدیحه سرایی و تملق گویی بر فرصت طلبان
اصل اعمال مدیریت بر اساس مشورت و توکل
بسیاری از صاحبنظران, مدیریت را نظام تصمیم گیری تعریف کرده اند و بر مطالعه همه جانبه در امر تصمیم گیری تاکید داشته اند. پذیرش اصل مشورت زمینه را برای مشارکت عموم در تصمیم گیری هموار می کند. مدیریتی که معتقد به مشارکت دیگران در تعیین سرنوشت است خود را در مقابل دیگران خاضع می داند.
تعریف تصمیم گیری
1- فراگردی است که طی آن شیوه انجام کارها مورد بررسی قرار می گیرد و راه حل برتر انتخاب می شود.
2- تصمیم گیری رفتاری است که در تمام وظایف و فعالیت مدیریت متبلور می شود.
3- تصمیم گیری عبارت است از فرآیند یافتن و انتخاب یک سلسله عملیات برای حل یک مشکل معین.
اهمیت تصمیم گیری در اسلام
اصل مشورت و توکل بر اساس پیوند سه عنصر خدا, خود, و خلق شکل گرفته است. و خداوند در آیه 6 سوره حجرات و آیه 36 سوره اسراء بر تصمیم گیری بر مبنای اطلاعات صحیح تاکید دارد و تصمیم گیری در فضای احساسی را مردود اعلام می کند.
امام علی (ع) از مشورت و بهره گرفتن از آراء و نظریات مردم به عنوان راهی در کاهش خطایا ذکر می کنند و قدرت وحکومت را پدیده ای می داند که بدون مشورت به استبداد و انحراف کشیده می شود.
بنابر این شایسته است مدیران نظام, تصمیم گیری را بر اساس عناصری چون تفکر, تدبر, مشورت وتوکل بنا بنهند و از همه راه کار های عقلانی در تصمیم گیری بهره جویند.
ویژگی های اثباتی مشاور:
1- خردمند وعاقل باشد
2-برخوردار از حلم و صبر باشد
3-از تجربه کافی برخوردار باشد
4-ناصح باشد
5-تقوی داشته باشد
ویژگی های سلبی مشاور:
در همین موضوع امام صادق مردم را از مشورت کردن با افراد بخیل, ترسو, حریص, مستبد, منافق ونادان بر حذر داشته اند. و مهم ترین ویژگی سلبی مشاور تملق و چابلوسی است که از مهم ترین بیماری ها و آفات مدیریت می باشد.
آثار و برکات مترتب بر اصل اعمال مدیریت بر اساس مشورت و توکل:
1- باعث بهره گرفتن از توانمندی دیگران می شود
2-خطا واشتباه را در تصمیم گیری کاهش می دهد
3-عجب و خود بینی وخود کامگی را از بین می برد
4-همدلی وصمیمیت را افزایش می دهد
5-باعث شکوفایی استعداد ها و معرفت بیشتر می گردد
6-مقبولیت و پذیرش اجتماعی را افزایش می دهد
7-باعث تقویت روحیه اعتماد, خود باوری ومسئولیت پذیری می شود
8-دغدغه, اضطراب, ناامنی ودلوا پسی های موهوم را کاهش می دهد
9-روحیه امید واری را افزایش و یاس و نومیدی را کاهش می دهد
10-نشاط, آرامش و امنیت درونی را افزایش می دهد
11-مبتنی بر پیوند دائمی خود با خدا و خلق است
12-باعث توسعه و کمال فردی و اجتماعی می گردد
اصل آخرت گرایی در هدف گذاری
به تعبیر قرآن آخرت در ادامه این دنیا قرار دارد و برخورداری از مواهب دنیا هیچگونه تعارضی با سعادت و رستگاری آخرت ندارد . و انسان می تواند برنامه زندگی خود را چنان مدبرانه تنظیم کند که در دنیا و آخرت سعادتمند باشد.
انسان تیز بین ودور اندیش کسی است که دنیای زودگذر را بر زندگی جاوید ترجیح ندهد و برای تامین معیشت دنیای خود, آخرت را فدا نکند.
مدیران جامعه اسلامی همواره خود را در محضر خداوند می دانند و باور دارند که دیر یا زود در محکمه الهی حاضر خواهند شد و پاسخگوی همه اعمال خود خواهند بود. بنابراین مدیری که قائل به قیامت هست همواره سنجیده تصمیم می گیرد و به عواقب کار توجه دارد.  
آثار و نتایج مترتب بر اصل آخرت گرایی در هدف گذاری:
1-زندگی را هدفمند توصیف می کند
2-به زندگی نشاط و امید می بخشد
3-باعث سلامتی رفتار و کاهش جرم و جنایت می شود
4-بر دور اندیشی و آینده نگری تاکید دارد
5-تضمین کننده عزت, شرف و سعادت انسان است
6-از سقوط انسان در دام نفسانیات و اهریمنان جلو گیری می کند
7-به انسان امنیت درونی و بیرونی می بخشد
8-پیروزیها و شکست ها باعث غفلت نمی شود
9-احساس تکلیف و مسئولیت را تقویت می کند
10-باعث مقاومت انسان در برابر سختی ها ومشکلات می شود
11-ظرفیت و برنامه ریزی را افزایش می دهد

فصل دهم
ارتباطات واخلاق در مدیریت
ارتباط سنگ بنای جامعه انسانی است و شکل گیری هیچ سازمانی بدون شکل گیری شبکه در ارتباطات قابل تصور نیست.
فقدان ارتباط به معنی سکون نسبی در حیات انسانی مانعی بزرگ در جهت رشد و تعالی اجتماعی است.( اریک برن) معتقد است که محرومیت از ارتباط سالم باعث بروز مشکلات عاطفی, اخلاقی و زوال روحی وجسمی می گردد.
برقراری ارتباط و کسب اطلاعات به خودی خود مطلوب وپسندیده نیست بلکه هر گونه ارتباط هدفداری باید بر اساس الگوهای شناخته شده و مجاری مورد اعتماد انجام پذیرد. مدیران جامعه اسلامی باید با آگاهی از نقش و اهمیت ارتباط , تمهیدات و تسهیلات لازم را برای توسعه ارتباطات, رقابت سالم و حضور در مجامع مختلف بین- المللی و بازارهای جهانی فراهم و با ارائه خدمات و کالاهای بهتر, امکان ترویج فرهنگ و تمدن اسلامی را تقویت نمایند.
سیر تحول ارتباط
ارتباطات اجتماعی همانند دیگر مظاهر زندگی فراز ونشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در این نوشته سه دوره اصلی ارتباطات اجتماعی را مورد بحث قرار می دهیم:
1-عصر شفاهی: عصری بوده است که انسان با استفاده از آتش, دود, صدای طبل و علائم دیگرکه دارای معانی خاصی بوده اند ومخاطبین با مشاهده این علائم پی به منظور می بردند.
2-عصر خط: دانشمندان و مخترعین در عصر خط فرصت یافتند که تا آثار علمی, تحقیقی و آثار ارزشمند خود را به نسل های بعدی ارائه نمایند. از این طریق یافته ها ودستاورد های علمی وفرهنگی خود را با نسل های گذشته و آینده پیوند وزمینه را برای نقد و بررسی هموار کنند.
3-عصر الکترونیک: صنعت الکترونیک حوزه ارتباطی و اطلاع رسانی را تا آن جا توسعه داد که به گفته مک دوهان جهان به صورت دهکده کوچکی در امده است
روند رو به تکامل صنعت الکترونیک همچنان بر سرعت جابجایی اطلاعات می افزاید و رویای تشکیل خانواده جهانی را به واقعیت نزدیک میکند

تعریف ارتباط
متخصصین ارتباط اجتماعی تعاریف متعددی را از ارتباط ارائه نموده اندکه برای آگاهی بیشتر دانش پژوهان به چند نمونه از
آن اشاره می نماییم:
1-ارتباط عبارت است از تاثیر ذهنی بر ذهن دیگر(ارسطو)
2-ارتباط عبارت است از تاثیر نظامی بر نظام دیگر (ازگود )
3-ارتباط عبارت است از فراگرد دادن و ستاندن اطلاعات
4-ارتباط مکانیزمی است که روابط انسانی بر اساس آن شکل می گیرد و تمام مظاهر مادی و فرهنگی بر حول محور آن گسترش می یابد.
در هر ارتباطی اولین گام تحلیل هدف و چگونگی دستیابی به آن است
اصول اساسی ارتباط
مهم ترین اصول ارتباط که تضمین کننده تداوم آن می باشد به شرح زیر است:
1-اصل تقابل: ساختمان ارتباط نیازمند همکاری ها, گذشت وانعطاف پذیری طرفین می باشد.
2-اصل اندیشه ترکیبی: اندیشه ترکیبی بر این واقعیت است که در جریان ارتباط باید نگرشی سیستمی و جامع نگر داشت و محاسن ومعایب پدیده هارا در کنار هم مورد ارزیابی قرار داد.
3- اصل آگاهی: براساس این اصل هر رفتار و تصمیمی در شبکه ارتباطات باید بر اساس آگاهی وشناخت باشد.
4-اصل بقاء: رابطه انسانی سر مایه عظیمی است که باید با تلاش و ایثار در نگهداری آن همت گماشت.
5-اصل توازن: برقراری ارتباط مستلزم مشارکت طرفین در امور مربوطه می باشد. و اگر این اصل رعایت نشود جریان ارتباط دچار مشکل می شود.
6-اصل همتایی: در صورتی که طرفین ارتباط, درک ونگرش مشترکی نسبت به موضوع نداشته باشند جریان ارتباط دچار دستخوش مشکلات و موانع عدیده می گردد.
7-اصل رعایت حریم: طرفین ارتباط باید جایگاه خود و دیگران را بفهمند و از مداخله کردن در حوزه وحیطه دیگران به شدت اجتناب کنند.
اخلاق مدیران
حکماءو فلاسفه تعاریف مختلفی از اخلاق را ارائه نموده اند تشخیص فعل اخلاقی را عقلانی بودن آن وعده ای دیگر فعل اخلاقی را ناشی از تکلیف و اهل دیانت نیز کاری را اخلاقی می دانندکه هدف وانگیزه اصلی آن جلب رضای خدا باشد.
سقراط منشاء اخلاق حمیده را برخورداری از دانش وبینش می داند.
افلاطون ملاک ومعیار اخلاقی بودن امور را بر خیر بودن آن می داند.
ارسطو اخلاق را پیروی از عقل می داند.
هگل اخلاق را پیروی و اطاعت از قوانین می داند.
خصوصیات مدیر:
1- عامل وعالم و الگوی مناسبی برای کارکنان خود باشد.
2- از توانایی لازم در انجام وظایف محوله برخوردار با شد
3- خواهان سعادت وسربلندی برای کارکنان باشد.
4- برای ایجاد الفت ودوستی بین کارکنان تلاش نماید.
5- اعمال نیک کارکنان را باپاداش نیکو تقویت نماید.
6- از خطا ها واشتباهات غیر عمدی درگذرد.
7- با همکاران معا شرت کند.
8- رازدار وامین با شد.
9- با همکاران مشورت نماید.
10-  انتقادپذیر با شد.
11- صبور وشکیبا با شد.
12-  به عهد خود وفا کند.
13- قانون مدار با شد.
14- پایگاه مردمی داشته با شد.
15- امانتدار ودرستکار با شد.
16- دارای حسن سابقه با شد.
17- عدالت خواه وعدالت گستر با شد.
آثار و برکات اخلاق حسنه در عرصه مدیریت:
1-ضامن سعادت ورستگاری است.
2-روابط اجتماعی را تقویت می کند.
3-مایه عزت وسربلندی است.
4-نشانه بندگی خداوند است.
5-باعث جلب منفعت ودفع ضرر است.
6-عامل رشد اندیشه وکمال عقل است.
7-منا سبات انسانی را تثبیت می کند.
8-سبب آبادانی وعمران جامعه می شود.
تشویق وتنبیه در مدیریت
تشویق یعنی ایجاد شوق و تنبیه به معنی آگاهی دادن است. منظور از تشویق در مدیریت ارائه محرک های خوش آیند و مثبت به منظور تکرار و یا ا فزایش رفتار های مورد پسند و منظور از تنبیه ارائه محرک های ناخوشایند ومنفی به منظور کاهش و یا خاموش شدن رفتار ناپسند می باشد.
شرایط تشویق:
1-تشویق باید با معیارها و ضوابط اخلاقی وفرهنگی جامعه متناسب باشد.
2- میزان تشویق باید متناسب با کار وتلاش باشد.
3-تشویق باید مبتنی بر ارزشهای کار باشد.
4-تشویق باید به موقع باشد.
5-تشویق نباید حالت رشوه پیدا کند.
6-تشویق باید عامل رشد با شد.
7-تشویق نباید باعث غرور وغفلت تشویق شونده شود.
8-تشویق یک فرد نباید باعث تحقیر دیگران شود.
شرایط تنبیه:
1-تنبیه باید به منظور آگاهی دادن باشد نه انتقام گرفتن.
2-تنبیه باید متناسب با تخلف باشد.
3-تنبیه باید به موقع باشد.
4-تنبیه باید اصلاح کننده رفتار خاطی با شد.
5-تنبیه باید مورد پذیرش تنبیه شونده با شد.
6-تنبیه باید حتی الامکان مورد پذیرش جامعه و افکار عمومی با شد.
7-تنبیه باید باعث عبرت دیگران شود.
8-تنبیه نباید باعث کینه توزی گردد.
9-در اعمال تنبیه نباید هتک حرمت شود.
10-مراتب تنبیه نظیر تذکر, اخطار, تعلیق, کسر حقوق و... رعایت شود.
پایان

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 4.75 (2 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید