برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

مدیران متفکر، کارمندان باهوش

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
مدیران متفکر، کارمندان باهوش
سیدمحسن حیدری پور
 

شتاب تغییرات دنیای امروز، باعث شده است روند حرکت ها خطی نبوده و الزاماً آینده در راستای گذشته نباشد. از سویی، تجارب گذشته زمانی می تواند چراغ فراروی آیندگان باشد که رفتارها و اتفاقات، تکراری و قابل پیش بینی باشند. یکی از زمینه های پرچالش امروز جوامع، مدیریت است و چگونگی مدیریت بر نهادها و سازمان ها نیز موضوع روز در بسیاری از محافل علمی در میان اندیشمندان است.
از آنجایی که بسترسازی به منظور رفع مشکلات و موانع رشد سازمان ها اصولاً با تغییرات بنیادی زمانبر و هزینه ساز امکان پذیر نیست، مدیران به تفکر درباره آسانترین و بهترین راه کارها برای رشد و توسعه سازمان های خود می پردازند. محیط های سازمان ها نیز همانند محیط های اجتماعی، پیاپی در تلاطم و تغییر می باشند، دریافت های گوناگونی که برای مدیریت بر سازمان ها عرضه می شوند، پیوسته رو به کاستی و نارسایی اند.
مدیرانی که متفکرانه می اندیشند و همواره دغدغه سازمان را در سر می پرورانند، همیشه در پی کشف این نکته اند که چه رویه هایی را به کار ببرند تا کارمندانشان همواره شخصیت واقعی خود را ابراز کنند و رفتاری متناسب با سطح سازمان خود بروز دهند.
مدیران مؤثر علاوه بر رهاسازی خود از محدود اندیشی تلاش می کنند به محیط های وسیع تر از سازمان خود فکر کنند و علاوه بر دغدغه های مربوط به مسئولیت سازمانی خود، به مسئولیت های اجتماعی نیز می اندیشند و نسبت به رویدادها و اتفاقات پیرامون خود حساسیت های خاصی از خود نشان می دهند و از تماس رویدادها تا حد امکان به نفع سازمان و افراد آن بهره برداری می کنند. گسترش و توسعه روزافزون مسایل مربوط به سازمان ها سبب می شود که مدیران از جزئی نگری و محصور شدن در اهداف درون سازمانی رهایی یافته و اهداف جامعه و کشور را در ابعاد وسیع، فراروی خود قرار دهند. احساس مسئولیت برای مدیران، دیگر فقط مربوط به کارکنان تحت پوشش نیست و خدمت به مردم و پاسخگویی و مهرورزی به عنوان یک وظیفه و یک امر خطیر مورد توجه مدیران و مسئولان امروز قرار گرفته است.
مشکلات جامعه اکنون در تمامی سازمان ها به عنوان بخشی از مشکلات عمده محسوب می شوند و مدیران با تمام وجود سعی می کنند به حل و فصل گوشه هایی از آنها بپردازند و بعضاً بخشی از امکانات مالی و انسانی خود را نیز در همین مسیر به خدمت گیرند. کمک به حل مسائل و مشکلاتی نظیر آلودگی محیط و بعضاً بین المللی نظیر کمک به آسیب دیدگان جنگی (اعم از کودک و زن و مرد) از جمله وظایف و تعهداتی است که سازمان های هرچند نامرتبط تلاش می کنند در جهت حل رفع حداقل بخشی از آنها کمک رسانی کنند.
کارکنان دلسوز و هوشمند در واقع شریان اصلی سازمان ها محسوب می شوند که در صورت شناسایی و تقویت آنها، قلب تپنده سازمان همواره بانشاط و سرزنده است و در صورت عدم شناسایی و کشف یا احیاناً اجحاف و کوتاهی در حق آنها، سازمان، رمق و توان خود را روز به روز از دست می دهد.
مدیران برجسته به دنبال کارکنان هوشمند می گردند و آنها را می یابند و تلاش می کنند با استفاده از بهترین راه ها، آنان را جذب و نگهداری کنند.
اصولاً سازمان ها مسئولیت هایی را برعهده دارند. مسئولیت های سازمان ها در نوعی از تقسیم بندی ها به چهار دسته طبقه بندی می شود.

مسئولیت های ملی
مسئولیت های اخلاقی
مسئولیت های حقوقی
مسئولیت های اقتصادی

مدیران هوشمند و مسئولانی که در رأس سازمان ها مدیریت می کنند، می دانند که برای تصمیم گیری هایشان علاوه بر عوامل مؤثر اقتصادی و اجتماعی باید بصیرت کافی نسبت به عوامل بی شمار پیرامون خود داشته باشند و این امر تنها با داشتن کارکنانی آگاه و هوشیار میسر خواهد بود.
کارکنانی که از مهارت های ارتباطی، سیاسی، تحلیلی، اجتماعی و سایر مهارت ها در کنار معرفت، شناخت، تجربه و دانش خود به نفع اهداف سازمان استفاده می کنند به مراتب موثرتر از کارکنانی هستند که روزها، ساعت ها و دقایقشان را در سازمان به بطالت می گذرانند و اصولاً آهسته می روند و آهسته می آیند تا خطری تهدیدشان نکند.
مدیران نیز کارمندانی را که از هوشمندی لازم در گوش دادن به رهنمودها و راهنمایی ها برخوردار باشند و تمرکز بیشتری بر پیامدهای احساسی و مشارکت ها و مشاوره ها داشته باشند، ترجیح می دهند.
مدیران موفق اصولاً بر توانمندی ها و نقاط قوت افراد تکیه و تمرکز می کنند و با تدبیر نقاط ضعف و کاستی های کارکنان (خصوصاً کارکنان شایسته تر) را شناسایی کرده و سعی می کنند تک تک افراد را به انسان های کاملی تبدیل کنند تا هوشمندی های آنان در ابعاد مختلف بروز نماید.
همچنین تلاش می کنند در هریک از کارکنان انگیزه ایجاد کنند و در عمل به آنان بیاموزند چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنند. چگونه خود را باور کنند و نیروهای مثبت درون خود را چگونه آزاد نمایند. کاستی های خود را چگونه شناسایی کنند و چگونه و با استفاده از چه راه کارهایی به اصلاح آنها بپردازند و چه طور با کوشش و پایداری در به دست آوردن یک مهارت یا یک آگاهی تلاش کنند. مدیران بزرگ و برجسته همواره به هریک از کارکنان نقش هایی را می سپارند که برای انجام آن ساخته شد ه اند. کارکنانی را که سابقه حسابداری دارند به امور مالی و کسانی که مناسب کار اجرایی هستند، به کار اجرایی، افراد پرتکاپو، خودباور و خوش سخن را که تیزبینی های ویژه ای هم دارند، برای برقراری ارتباط با سایر نهادها و حضور در مجامع ملی و بین المللی آماده می کنند.
مدیران برجسته تک تک کارکنانشان را می شناسند و یا حداقل این اصل را مورد توجه قرار می دهند که هر انسانی، فرد ویژه ای است و با هر کسی، باید به روش خاصی رفتار کرد.
کارکنانی که برای پیشبرد اهداف سازمان و کارهای واگذار شده ناچار به سخت کوشی هستند پیوسته به مدیر و راهنمایی های او نیاز بیشتری پیدا می کنند. پس بهترین مدیران، وقت زیادی را با کارکنان برجسته شان می گذرانند. از آنان می آموزند و به آنها آموزش می دهند.
مدیران مؤثر و برجسته، راه را برای پیشرفت کارکنان شایسته باز می کنند و اسباب رشد و تقدیر به موقع آنها را هموار می کنند و برای آنها ترفیع در نظر می گیرند و تمهیدات لازم جهت اعطای پاداش های درخور کارکنان تلاشگر را فراهم می کنند و در نهایت مدیران برجسته و مدبر می دانند هریک از کارکنان اکسیژن ویژه ای تنفس می کنند. آنچه برای یکی از کارکنان جان بخش و روح افزا است ممکن است برای دیگری خفه کننده باشد. باید با تنظیم نشست های منظم به بررسی ریزه کاری های سازمان و شناخت دقیق یکایک افراد دست بزنند و با توجه ویژه به چشم اندازهای جامعه و سازمان همواره از فرصت ها در شناسایی، جذب، نگهداری، رشد، توسعه و پرورش نیروهای سازمان به بهترین نحو استفاده کنند.

تهیه و تنظیم: سید محسن حیدری پور
اداره امورشعب استان فارس    
بانک ملی ( www.bmi.ir )    

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)