برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

خلاصه کلاس مبانی فلسفی تئوریهای مدیریت

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

خلاصه کلاس مبانی فلسفی تئوریهای مدیریت
دکتر علی رضائیان

 

جهان اجتماعي (مانند جهان طبیعی) خارج از شناخت انسان يك جهان واقعي است كه از ساختارهاي خشك (concrete)، ملموس و نسبتاً تغيير ناپذير تشكيل شده است؛ خواه ما به اين ساختارها شناخت پيدا كنيم و عنواني را براي آنها جعل كنيم و خواه نكنيم، همچنان به عنوان موجوداتي تجربي وجود دارند؛ جهان واقعی جدای از ادراک انسانها وجود دارد؛ انسان ایجادکننده جهان اجتماعی نیست؛ از نظر هستي شناسي اين جهان قبل از وجود انسانها و خودآگاهي آنان وجود داشته است؛

پيش فرض هايي دربارة ماهيت علوم اجتماعي
• ادعاي محوري:
تمامي نظريه هاي سازمان بر فلسفه اي از علم و نظريه اي از جامعه مبتني است.
• انواع پیش فرضها (علوم اجتماعي را براساس چهار مجموعه از پيش فرضها مي توان مفهوم سازي كرد):

پیش فرضهای مربوط به

معادل انگلیسی

بحث مورد بررسی

دوگانهای مورد بررسی

هستی شناسی

Ontology

جوهره پدیده

عینی- ذهنی/ واقع گرایی- نام انگاری[1]

معرفت شناسی

Epistemology

چگونگی درک جهان و انتقال دانش

صحیح و غلط/ دانش سخت و نرم[2]/ اثبات گرایی و غیر اثبات گرایی[3]

ماهیت انسان

Nature of Human

انسان و رابطه او با طبیعت

جبرگرایی- اختیارگرایی[4]

روش شناسی

Methodology

 

قانون بنیادی- ایده انگاری[5]

[1] واقع گرایی: جهان اجتماعي (مانند جهان طبیعی) خارج از شناخت انسان يك جهان واقعي است كه از ساختارهاي خشك (concrete)، ملموس و نسبتاً تغيير ناپذير تشكيل شده است؛ خواه ما به اين ساختارها شناخت پيدا كنيم و عنواني را براي آنها جعل كنيم و خواه نكنيم، همچنان به عنوان موجوداتي تجربي وجود دارند؛ جهان واقعی جدای از ادراک انسانها وجود دارد؛ انسان ایجادکننده جهان اجتماعی نیست؛ از نظر هستي شناسي اين جهان قبل از وجود انسانها و خودآگاهي آنان وجود داشته است؛
نام انگاری: جهان اجتماعي خارج از شناخت انسان، چيزي بيش از نامها، مفاهيم و عناوين به منظور ساختار دادن به واقعيت نيست؛ نامها، موجوداتي ساختگي که مفيد بودن آنها وابسته به توان ایجاد توصيف، تفهيم و توافق جهان خارجي است؛ نام انگاري غالباً معادل ميثاق گرایی (conventionalism) گرفته مي شود.
[2] دانش سخت (هارد): واقعی: قابل انتقال، قابل تحصیل.
دانش نرم (سافت): لازم به تجربه، ذهنی، شخصی، مبتنی بر تجربه و بینشهای منحصربه فرد، معنوی، حتی فوق طبیعی
[3] اثبات گرایی (≠تجربه گرایی): معرفت شناسی از طريق كاوش و جستجو در اصول و روابط علي اجزاي تشكيل دهندة رويدادهاي جهان اجتماعي، برای تبيين و پيش بيني آنها؛ مبتنی بر رهیافتهای علوم طبیعی، رشد دانش و معرفت اصولاً يك فرايند رو به افزايش (cumulative process): یعنی: اضافه شدن بينشهاي جديد به تودة موجود دانش و کنار گذاشتن فرضيه هاي كاذب. انواع: اثبات باوران (verificationist): اثبات فرضیه ها و ابطال پذیر انگاران (falsificationist): فرضیه ها فقط دارای قابلیت ابطال و نه تایید.
غیراثبات گرایی: جهان اجتماعي اصولاً ماهيتي نسبي دارد، شناخت تنها از طریق عمیق و درگیر شدن (participant in action) و نه مشاهده و پرسشنامه و ...، مبادرت به درک از درون و نه بیرون، علوم اجتماعی یک داد و ستند ذهنی و نه عینی، عدم امکان ایجاد دانش عینی
[4] جبرگرایی (determinism): فعالیتهای انسان کاملاً تحت تاثیر شرایط و محیط
اختیارگرایی (voluntarism: free will) انسان دارای خلاقیت، خالق محیط، کنترل کننده محیط، کاملاً مستقل و آزاد
[5] قانون بنیادی: مبتني كردن تحقيق بر روش و فن علمي نظام مند (systematic protocol technique)، نمود در شیوه های مورد استفاده در علوم طبیعی (آزمون فرضیه های دقیق و فنون کمی)، مانند پيمايشها، ‌پرسشنامه ها، آزمونهاي شخصيت و انواع ابزارهاي تحقيقي استاندارد شده.
ایده انگاری: درک جهان اجتماعی توسط انسان تنها از طریق کسب دانش دست اول؛ تاکید بر نزديك شدن انسان به موضوع و كشف سابقة تفصيلي و تاريخچه حيات آن، ورود به درون موقعیتها و جریان روزمره زندگی، رویارویی با موضوع، یافتن موضوع در اثرهای پذیرفته شده (impressionistic accounts)، دفتر خاطرات، شرح حالها و ... روشن شدن مشخصات موضوع در خلال پژوهش.
نکته: هر دو روش می توانند به صورت قیاسی یا استقرایی به کار روند.

  • انواع پیش فرضها: 1. صریح 2. ضمنی
    محورهای چهار پارادایم علوم انسانی
    1. پیش فرضهای مرتبط با ماهیت علوم اجتماعی
    • کارکرد این پیش فرضها: ابزاري بسيار قوي براي تحليل نظريه اجتماعي
    • ریشه: انعکاس مواضع افراطي دربارة هر يك از پيش فرضهاي چهارگانه در دو سنت عقلاني عمده (حاکم بر علوم اجتماعی در 200 سال اخير)؛ دو طرف طیف ذهنی و عینی

نام سنتها

مشخصات اجمالی

هستی شناسی

معرفت شناسی

انسان شناسی

روش شناسی

اثبات گرایی جامعه شناختی

استفاده از مدلها و شيوه هاي بر گرفته از علوم طبيعي براي مطالعه امور انساني/ جهان اجتماعی= جهان طبیعی

واقع گرایی

اثبات گرایی

نسبتاً جبرگرایی

قانون بنیادی

ایده آلیسم آلمانی

نهفته بودن واقعیت نهایی جهان در فکر (idea) یا روح (spirit)  و نه در اطلاعات حاصل از ادراک حسی؛ تاکید بر ماهیت ذهنی امور انسانی (برخلاف علوم طبیعی/ انکار سودمندی و روایی مدلهای علوم طبیعی در این حوزه)

نام انگاری

غیراثبات گرا

اختیارگرا

ایده انگاری

* تربیت بسیاری از نظريه پردازان جامعه سازمان در سنت اثبات گرايي جامعه شناختي، بدون قرار گرفتن در معرض ايده آليسم آلماني
* تعامل زیاد این دو سنت در 70 سال اخير به ويژه در سطح فلسفي ـ اجتماعي ایجاد ديدگاههاي مياني، با تركيب پيش فرضها (مواردی مانند تحولات پديدار شناسي (Phenomenology)، روش شناسي قومي (Ethno methodology) و چارچوب مرجع كنش
2. پيش فرضهايي دربارة ماهيت جامعه (محور دوم)
• مقدمه:
تمام رهيافتهاي مربوط به مطالعة‌ جامعه از نوعي چارچوب مرجع تبعيت مي كنند.
• یکی از دوگانهای اساسی: نظم یا تضاد؛ نظریه نظم، تلفیق و تعادل اجتماعی نظریه تغییر، تضاد و اجبار
o نظریه پردازان بحث نظم و تضاد: دارندورف (Dahrendorf) و لاك وود (Lockwood)
o تعداد نظریه پردازان نظم > تعداد نظریه پردازان تضاد
o پیش فرضهای نظریه نظم؛ پیش فرضهای نظرية تلفيق دربارة جامعه (بر اساس كار پارسونز و ديگر نظريه پردازان كاركردگراي ساختاري Structural Functionalist)
1.  جامعه: ساختاري نسبتاً مستمر و ثابت از عناصر
2.  جامعه: ساختار کاملاً منسجم از عناصر
3. هر عنصر جامعه: دارای یک کارکرد  ایفای نقش در بقای جامعه به عنوان سیستم
4. مبتنی بودن ساختار اجتماعي كاركردگرا Functioning Social Structure بر توافق اعضاي آن جامعه بر ارزشها

دیدگاه نظم

دیدگاه تضاد

ثبات

تغییر

تلفیق؛ انسجام

تضاد

هماهنگی کارکردی

گسستگی

توافق

اجبار

o پیش فرضها و اصول اعتقادی نظریه تضاد
1.  هر جامعه در هر لحظه در معرض فرايندهاي تغيير؛ تغيير اجتماعي پديده اي رايج و فراگير
2. هر جامعه در هر لحظه، بروز عدم توافق و تضاد؛ تضاد اجتماعي يك پديده فراگير
3. هر عنصر در جامعه، ایفای سهمي در گسستگي و تغيير جامعه
4. مبتنی بودن هر جامعه بر مجبور شدن بعضي از اعضايش توسط اعضاي ديگر

نظم دهی تغییر بنیادی

نظم دهی

تغییر بنیادی

وضع موجود

تغییر بنیادی

نظم دهی اجتماعی

تضاد ساختاری

هم رأیی (توافق خودجوش و داوطلبانه عقاید)

شیوه های سلطه

انسجام و همبستگی اجتماعی

تناقض

وحدت

رهاسازی

ارضای نیاز

محرومیت

فعلیت

امکان

  • جایگزین: نظم دهی و تغییر بنیادی
    o ضرورت: مساله آفرین بودن تمايز نظم و تضاد در بسياري از جهات  لذا پيشنهاد شده است كه اين دو بايد با مفاهيم نظم دهي Regulation و تغيير بنيادي Radical Change كه موضوعاتي محوري است جايگزين گردند.
    o تاکیدات جامعه شناسی نظم دهی و جامعه شناسی تغییر بنیادی

نحوه بررسی پارادایم ها
• مدل
مثال
چهار پارادایم علوم اجتماعی

  • کارکرد:
    o پيشفرض هاي فرانظري بسيار اساسي:

0 مشخص کننده ‌شيوة نظريه پردازی و شيوه كار (modus operandi) نظريه پردازان اجتماعي؛
o تمام نظریه پردازان اجتماعی، حتماً در یکی از این چهار پارادایم
o ارائه یک نقشه راه برای بررسی نظریات علوم اجتماعی و مقایسه شباهتها و تفاوتهای اصلی نظریه ها و شناسایی چارچوب مرجع آنها. درک اینکه چرا برخی نظریات برای ما جذاب ترند. مانند هر نقشه: محل فعلی، گذشته و آینده.
o ایجاد امکان بحث میان پارادایمی
o در تمام پارادایمها، پارادایمهای دیگر، نقش واسطه دارند و دانشمندان از پارادیمهای هم اطلاع دارند ./ در فرایند یادگیری اینکه پارادایم چه چیزی هست یاد می گیریم پارادایم چه چیزی نیست؟ (گیدنز)
• نظریه پردازان: بارل و مورگان
• معنای پارادایم: وجود اشتراك ديدگاه میان كار گروهي از نظريه پردازان؛ ورود به نظریه اجتماعی از دريچه يك مسأله مشترك
نکته: عدم دلالت بر وحدت کامل، بلکه وجود اشتراکات
• ارتباط میان این چهار پارادایم:
o مانعه الجمع و غیر قابل ترکیب؛ به خاطر وجود تفاوتهای اساسی و متناقض میان پیش فرضها؛ هر کدام شیوه ای برای نگریستن
o هر کدام بدیل یکدیگر: در طول زمان تغییر پارادایم منتخب (اما در یک زمان هرگز)
o بهتر است به جای debate از disinterested hostility (بی طرفانه) استفاده کنیم.
پارادایم کارکردگرایی
• مشخصات با توجه به جایگاه در مدل: عینی + جامعه شناسی نظم دهی
• تاکیدات:
o ارائة تبيينهاي وضع موجود، نظم اجتماعي، همرا‎يي، تلفيق اجتماعي، همبستگي، ارضاي نياز و فعليت (actuality)  PPT84
o مسئله مدار و علاقه مند به ارائه راه حل هاي علمي برای مشكلات عملي
o پایبند به به فلسفة مهندسي اجتماعي به عنوان مبنائي جهت تغيير اجتماعي
o اهميت شناخت نظم، تعادل و ثبات در جامعه و شيوة تداوم آنها
o کنترل و نظم دهی اثربخش امور اجتماعی
• ریشه: اثبات گرایی جامعه شناسی (استفاده از مدلها و روشهاي علوم طبيعي در مطالعة امور انساني؛ شکل گیری در دهه هاي اولية قرن نوزدهم در فرانسه)
• نظریه پردازان اصلی: نظريه پردازان اجتماعي از قبيل اگوست كنت، هربرت اسپنسر و ويلفرد و پارتو
• پیش فرضها
o جهان اجتماعي از مصنوعات و روابط تجربي نسبتاً دقيقي تشكيل شده است كه از طريق رهيافت هاي برگرفته از علوم طبيعي مي توان آنها را شناسايي، بررسي و اندازه گيري كرد؛ استفاده از قياسهاي مكانيكي و زيستي به عنوان ابزار مدلسازي و شناخت جهان توسط این نظریه پردازان
• ایده های اصلی سازنده این پارادایم

  • میزان استفاده: وجود بيشتر نظرية پردازان سازماني، جامعه شناسان صنعتي روانشناسان و نظريه پردازان روابط صنعتي در این پارادایم

پارادایم تفسیرگرایی
• مشخصات با توجه به جایگاه در مدل: ذهنی + جامعه شناسی نظم دهی

  • تاکیدات:
    o شناخت جهان آن گونه كه هست از طریق مشارکت و نه مشاهده و ...
    o شکل گیری جهان اجتماعي به عنوان يك فراگرد اجتماعي پديدار شونده توسط افراد
    o واقعیت اجتماعی: ورای ذهن تک تک افراد/ ورای شبکه پیش فرضها و معانی بین الاذهانی
    o به دنبال منبع واقعیت اجتماعی
    o ماهيت وضع موجود، نظم اجتماعي، توافق انسجام و تلفيق اجتماعي، همبستگي و فعليت
    • ریشه: ایده آلیسم آلمانی؛ کار کانت: ماهيت معنوي جهان اجتماعي
  • پیش فرضها: نام انگاری، غير اثبات گرایی، اختيارگرایی و ايده انگاری
    • میزان تاثیر در دنیای مدیریت: تلاش هاي محدود براي مطالعة مفاهيم و موقعيت هاي سازماني از نقطه نظر اين پارادايم

ارائه کم نظریه های سازمانی. علت: تشکیک در وجود سازمانها (در معنایی غیر از معنای مفهومی)

پارادایم انسان گرایی بنیادی
• مشخصات با توجه به جایگاه در مدل: ذهنی + جامعه شناسی تغییر بنیادی
• پیش فرضها: نام انگاري، غير اثبات گرايي، اختيار گرايي و ايده انگاري
• تاکیدات:
o اهميت طرد يا رفتن فراسوي محدوديت هاي ترتيبات اجتماعي موجود
o آگاهي انسان مقهور روساختهاي ايدئولوژيكي در تعامل با انسان؛ کارکرد این روساختها: ايجاد حائل شناختي ميان انسان و آگاهي واقعي؛ موجب از خود بيگانگي يا آگاهي كاذب كه مانع ارضاي واقعي انسان می شود.
o هدف: رها سازي انسان از محدوديت هايي كه ترتيبات اجتماعي موجود فرا روي پيشرفت او قرار مي دهد.
o تغيير بنيادي، شيوه هاي سلطه، رها سازي، محروميت و امكان
o عدم جایگاه مفاهيم تضاد ساختاري و تناقض در اين ديدگاه (زيرا آنها ويژگي ديدگاه هاي عيني گراي جهان اجتماعي هستند)

ساختار گرای بنیادی
• تاکیدات
o تضاد ساختاري، شيوه هاي سلطه، تضاد و محروميت تأكيد مي كند به تغيير بنيادي، رها سازي و امكان
o تاکید بر روابط ساختاري در جهان اجتماعي واقع گرا (به جای تأكيد بر آگاهي به عنوان مبنايي براي نقد بنيادي جامعه (انسان گرايان بنيادي))
o وجود تغيير بنيادي درون خود ماهيت و ساختار جامعة امروزي
o امکان توصیف جامعة كنوني با تضاد هاي بنيادي حاصل از بحران هاي سياسي و اقتصادي تغيير بنيادي
o تحقق رهايي انسان از ساختار هاي اجتماعي كه در آن زندگي مي كند از طريق چنين تضاد و تغييرها
• پیش فرضها: واقع گرايي، اثبات گرايي، جبر گرايي و قانون بنيادي
جامعه شناسی کارکردگرا
• ریشه ها و تاریخچه فکری:
1. کنت:
ویژگی اصلی او به بیان ریمون آرون: جامعه شناس وحدت انساني و اجتماعي
دیدگاه: دانش و جامعه در فرايندي از انتقال تكاملي
وظيفه جامعه شناس: شناسایی نقش لازم, حياتي و اجتناب ناپذير تاريخ به شيوه اي كه تحقق نظم اجتماعي جديد را افزايش دهد.
اهمیت: بنیانگذار تفکر کارکردگرایی؛ براساس مدل اثباتي علوم طبيعي و با استفاده از قياسهاي مكانيكي و ارگانيكي، تمايز ميان ايستائي (ساختار) و پويائي (فراگرد). ابداع اصول مهمي براي سازمان جامعه شناختي با حمايت از روش شناسي كل گرايي با تبیين نظم و تنظيم اجتماعي

نظریات:
• تکامل جامعه در سه مرحله: 1. ربانی یا تخیلی (Theological) 2. ماوراء الطبیعه (Metaphysical) یا انتزاع (Metaphysical) 3. علمی (scientific) یا اثباتی (positive)
• گذار تمام علوم از مراحل سه گانة تحول (اما در زمانهاي متفاوتي براساس پيچيدگي علوم)
• کنار گذاشتن منشاء و غايت جهان و علت پديده ها و توجه به بررسي قوانين آنها, يعني روابط تغييرناپذيري كه در توالي و همانندي آنها مشاهده مي شود
• ابزار این دانش: ترکیب مناسب استدلال و مشاهده
• به دنبال جهاني با تفوق ”عقلانيت“ علمي و دارای مبنايي براي نظم اجتماعي خوب تنظيم شده
2. هربرت اسپنسر (1903-1820)
جایگاه:
تأثير عمده بر پيشرفتهاي جامعه شناسي در دهه هاي 1870 و 1880
تاثیر در مکتب کارکردگرا:
• (به عنوان يك ”اثبات گرا“) طرح مفصلتر و گسترده تر اثرات قياس زيست شناسي را براي جامعه شناسی.
• گرفته شدن بسياري از مفاهيم زيربنائي كاكردگرايي ساختاري از کارهای او؛ مخصوصاً, مشابهت هايي كه وي بين جوامع و ارگانيزمها ترسيم كرده و اين ديدگاه كه اجزاي جامعه به شيوه هايي عمل مي كنند كه باعث بقاي كل مي شود.
• توجه محوري به سطح ارگانیسم (تا گونه ها) در مقایسه بين جهان زيستي و جهان اجتماعي؛ نگاه به جوامع به عنوان ابر ارگانيسم ها؛ تاکید بر وحدت , وابستگي متقابل و ماهيت منظم روابط تشكيل دهندة آن. (توجه به سطح گونه ها= ستیز، تنازع بقاء، تضاد و تعارض(مدل داروینی یا هابزی))؛ تشابه بين تكامل جوامع و تكامل گونه ها از نظر اسپنسر و تاکید بر نقش تضاد، ‌از جمله جنگ، به عنوان عاملي جهت تغيير اجتماعي اما پيشروي به سوي نظامهاي اجتماعي بسيار پيچيده و منسجم.
• جوامع صنعتی: پیشرفته ترین شکل تکامل.
• پارسونز: تکامل (یا پیشرفت) خدای اسپنسر
تاثیرات دیگر: تأثير زياد در پايه گذاري شالوده هاي تحليل پديده هاي اجتماعي بر حسب”ساختار“ و ”فراگرد“ (همان درك اجزاء در قالب كل) (در اين خصوص, فردگراتر بودن از کنت، از نظر روش شناختي؛ از نگاه او خواص كل براساس خصوصيات واحدهاي تشكيل دهندة آن تعيين مي گردد)
تاثیر پذیرفتن از كار داروين؛ از نظر او مطالعة جامعه شناسي، مطالعة تكامل در پيچيده ترين شكل است
3. امیل دورکهایم (1917-1858)
رابطه با کنت و اسپسنر:
• اعتراف صريح به تأثير كنت و اسپنسر بر تفكر جامعه شناسي اش
• اما دارای نگاه انتقادی (کوکس: تاثیر کنت بر دورکهایم: ابتدایی نه مداوم) و مبرا دانستن خود از بسیار عقاید کنت
• مهم ترین تاثیر گرفته شده: نگرش ”اثباتي“ يا علمي او نسبت به مطالعة جامعه
• تاثیر پذیرفتن زیاد از عقيدة طرفداران كنت دربارة وجود واقعيت اجتماعي مشخص كه قابليت تحقيق علمي عقلاني را دارد
• تبعيت از كنت و اسپنسر در اقتباس روش خود از علوم طبيعي به صورتي آزاد
نظر:
• نیازمندی ما به تحلیل علی علاوه بر تحلیل کارکردی. (نشان دادن مفيد بودن يك حقيقت اين نكته را بيان نمي كند كه آن حقيقت چگونه بوجود آمده است يا اينكه چرا اين حقيقت به آن گونه كه الان هست مي باشد. فوايدي كه يك حقيقت ايجاد مي كند ويژگيهاي خاصي را كه توصيف كننده آن مي باشد پيش فرض تلقي مي كند اما اين فوائد ايجاد كننده آن ويژگيها نيستند)
• (او به عنوان كل گرا در روش شناسي) تمایز میان علل، كاركردها و ساختارها.
• تمايل قوي به ” نظم“ به عنوان يك نيروي غالب در امور اجتماعي
اهمیت: ایجاد شالوده هاي مستحكمي براي كارآتي در زمينة پارادايم كاركردگرايي
4. ويلفردو پارتو (1923-1848)
سابقه:
ورود از اقتصاد به جامعه شناسي. ديدگاه: تکمیل نظريه هاي علمي اقتصاد (كه مبتني بر پيشفرضهاي رفتار عقلائي و منطقي است) با نظرية علمي رفتار غير عقلائي و غير منطقي
نظر:
• اثبات اهميت و گسترة رفتارهاي غيرعقلاني در امور اجتماعي؛
• تبیین این رفتارها بر حسب مدل نظام هاي اجتماعي كه بر مفهوم تعادل بنا شده است
• جامعه، يك نظام متشكل از اجزاي وابسته به هم، كه اگرچه در حالت مداومي از بي ثباتي هاي ظاهري، اما وجود حالتي از تعادل تغيير ناپذير در آنها؛ حركاتي كه آنها را از حالت تعادل دور مي کند فوراً با تغييراتي كه درصدد بازگرداندن تعادل
تاثیر در این پارادایم:
• نظریه تعادل (قبلاً اشاره توسط دیگران به صورت ضمنی)
• تمايز بين عناصر منطقي و غيرعقلائي رفتار انساني
5. دیگر نظریه پردازان: آلفرد مارشال، ماكس وبر، جان استورات ميل، جرج زيمل، جرج هربرت ميد و ويليام جيمز
• ساختار
• اهمیت این پارادایم: چارچوب حاكم بر جامعه شناسي دانشگاهي در قرن بيستم و بيشترين سهم نظريه ها و تحقيقات در حوزة مطالعة‌ سازمان
• پشتوانه فکری:
• نفوذ مسلط اثبات گرايي جامعه شناسي در اين پارادايم
• ترکیب با عناصري از ايده آليسم آلماني در محل اتصال خود با پارادايم تفسيرگرائي
• چهار مکتب موجود در این پارادایم
• نظرية نظام اجتماعي (Social system theory)
• نشان دهنده توسعة مستقيم اثبات گرائي جامعه شناختي در خالص ترين شكل آن
• پذیرفتن قياسهاي مكانيكي و زيستي برای بررسي امور اجتماعي
• بررسی در دو مكتب فكري كاركردگرايي ساختاري و نظريه سيستمي به شيوه اي بسيار واضح
• تعامل گرايي و نظرية كنش اجتماعي (interactionism and social action theory)
• ترکیب عناصري از اثبات گرائي جامعه شناسي و ايده آليسم آلماني به طور مستقيم (به اين ترتيب: ذهني گراترين مرز پارادايمي كاركردگرايي)
• نظرية تلفيق گرا (integrative theory)
• حضور در منطقة مركزي پارادايم
• به دنبال پر کردن شكاف ميان نظريه سيستمی و تعامل گرایی
• پایبند نبودن کامل به به هيچ يك از اين دو مقوله؛ چيزي را از هر دوي آنها مي گيرد و چيزي را در هر دو به وديعه مي گذارد.
• دارای ویژگی حد وسط داشتن؛ انعکاس این مكاتب فكري در آن: كاركردگرايي تضاد، نظرية سيستمي ريخت زائي، نظريه مبادله و قدرت بلاو و نظرية ساختار اجتماعي و فرهنگ مرتون
• عینی گرایی (objectivism)
• شامل رفتارگرائي و تجربه گرائي انتزاعي
• ارتباط نزدیک با نظریه نظام اجتماعی (به خاطر پایبندی کامل به تفكر اثبات گرائي جامعه شناختي)
• مکتب مجزا از نگاه بارل و مرگان به دلیل مشاهده شكل افراطي از پايبندي به مدلها و روشهاي علوم طبيعي در اين نظريه
o به عنوان مثال گرفته شدن رفتارگرايي از مدلهاي زيستي به کار رفته در روان شناسي
o تجربه گرايي انتزاعي هم تحت الشعاع روش شناختيهاي كمي
نظریه نظام اجتماعی

علوم انساني، شالوده علوم
دكتر علي رضائيان استاد ممتاز رشته مديريت دانشكده مديريت دانشگاه شهيد بهشتي است. او كه به عنوان چهره ماندگار مديريت در سال 1385 نيز انتخاب شده، از سرشناس‌ترين اساتيد اين رشته در ايران است.دكتر رضائيان دوازده كتاب و سي و نه مقاله تأليف كرده كه بسياري از آنها به عنوان منابع درسي در رشته مديريت تدريس مي‌شود. بسياري دكتر رضائيان را با همين كتاب‌ها مي‌شناسند كه به عنوان درس عمومي در بسياري از رشته‌ها و به عنوان دروس اختصاصي رشته مديريت تدريس مي‌ود. اين استاد برجسته، اكنون علاوه بر تدريس در چند دانشگاه، رئيس دانشكده مديريت دانشگاه امام صادق(ع) نيز مي‌باشد.

 
   

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید