برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

ترافیک که فرهنگ نمی خواهد

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

ترافیک همه چیز را با هم آسیب می زند؛ کلی مصرف انرژی و سوخت را بالا می برد، سبب استهلاک فراوان خودروها می گردد، بسیاری از برنامه ها و زمان بندی ها را به هم می ریزد، اعصاب  و روان ملت را خط خطی می کند، آلودگی صوتی و محیط زیست را به دنبال دارد و هزار و یک آسیب و مشکل دیگر. اما چه می شود کرد؟ شهر است و شهرنشینی. سامانه ی توسعه نیافته ی حمل و نقل عمومی از یک سو و مردمی که حال و حوصله(بخوانید فرهنگ) استفاده از وسایل نقلیه ی عمومی را ندارند از سوی دیگر. همه و همه باعث می شود گره های ترافیکی هر روز کورتر، زمانش طولانی تر و آسیب هایش بیشتر و بیشتر گردد. هزار هزار خودروی تک سرنشین که در کلان شهرها تردد می کنند و رانندگان هر یک پشت چراغ قرمزهای طولانی و یا ترافیک های سنگین شاهد گذر عمر ارزشمند خود هستند. بدون آن که لحظه ای فکر کنند که آیا راه حل دیگری هم وجود دارد؟


تا کنون چندبار اتفاق افتاده که با عجله از خانه بیرون آمده اید تا به یک قرار مهم برسید و در ترافیک سنگین یک بزرگراه یا یک خیابان گیر کرده و با بی حوصلگی منتظر شده اید تا هر چند ثانیه یک بار مسیر مقابلتان باز شود و بتوانید چند متری جلوتر بروید و درهمین حال ناگهان ماشینی به سرعت جلوی شما می پیچد و سعی می کند با هر سختی که شده خود را در بین سایر ماشین ها جابجا کند؛ هر راه باریکی را که می بیند سریعاً ماشین را به همان طرف هدایت می کند و راه سایرین را می بندد و بجای اینکه به روان سازی ترافیک کمک کرده باشد آن را سنگین تر می کند!
ترافیک از زندگی شهری غیر قابل انفکاک است. در شرایطی که شهرها هرروز شلوغ تر می شوند، ماشین های بیشتری در شهر تردد می کنند، ساختمان های بیشتری ساخته می شوند و جمعیت نیز افزایش می یابد، تردد هم بیشتر می شود و افزایش ترافیک نیز غیر قابل اجتناب است. اما ممکن است این پرسش برای بسیاری از افراد پیش آید که چرا در شهرهای کشورهای توسعه یافته چنین ترافیکی کمتر وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش در دونکته می گنجد؛ نکته اول تمهیدات و تجهیزاتی است که برای روان سازی ترافیک در شهرهای توسعه یافته فراهم می شود و نکته دوم که شاید بتوان آن را از نکته اول مهمتر دانست رعایت فرهنگ ترافیک توسط مردم است. اینکه رانندگان به همان اندازه که برای خود حقوقی قائلند نسبت به حقوق سایر رانندگان نیز خود را مسئول بدانند و به این مساله توجه کنند که با قرار گرفتن در ترافیک، شرایط همه باهم برابر بوده و لازم است هرکدام برای روان شدن ترافیک به وظیفه خود عمل کنند. متاسفانه عده ای هنوز به این نتیجه نرسیده اند که هنگام قرار گرفتن در ترافیک بهترین راه حل، افزایش صبر و حوصله و رعایت حقوق یکدیگر است. بسیاری از مواقع دعواها و درگیری های زیادی بین رانندگان رخ می دهد زیرا هرکدام سعی کرده به طریقی راهی برای خود باز کند غافل از آنکه مسیر راننده کناری خود را بسته است. ترافیک از آن مشکلاتی است که همه ما، یعنی شهروندان شهرهای بزرگ و پرجمعیت، در بوجود آمدن آن‌ها تاثیر بسیاری داریم. که بی شک دلیل عمده اش ناهنجاری‌ها و قانون شکنی‌هایی است که چه به عنوان عابر پیاده و چه به عنوان راننده، روزانه بار‌ها و بار‌ها دست به ارتکابشان می‌زنیم. نمونه ی دیگر آن تصادفات ساده ای است که بعضاً در وسط خیابان رخ می دهد و هیچ یک از طرفین حاضر به قبول اشتباه خود و یا حتی بخشش دیگری نیست و با خودخواهی تمام یک خیابان را می بندند و راه بسیاری از مردم را سد می کنند تا بالاخره افسر راهنمایی و رانندگی از راه برسد و مقصر را مشخص کند در حالی که با کمی سعه صدر و گذشت به راحتی می توان از این معضل جلوگیری کرد.
ترافیک به علت اثرات مستقیم و غیر مستقیم و شرایط ویژه ای که در زندگی مردم دارد و همه به نوعی با آن درگیر هستند نیازمند فرهنگ سازی های خاصی نیز می باشد. رفتار شهروندان خصوصاً در کلان شهرها باید به گونه ای باشد که در آن علاوه بر احترام به قانون و رعایت حقوق دیگران باکمی چاشنی گذشت و صبر همراه شود تا زندگی در فضای صنعتی شهرها بیش از بیش سخت نگردد. فرهنگ ترافیک در کشور نیازمند بازنگری است. وقت آن رسیده که کمی به رفتارهای خود در ترافیک نگاه کنیم و اندکی خودمان را جای دیگران بگذاریم و آن وقت راه را بر سایرین ببندیم. توسعه ی مباحث آموزشی و فرهنگ سازی که چند سالی است توسط نیروی انتظامی صورت می گیرد تأثیرات به سزایی داشته و دارد. بی شک اثرات بلند مدت اقدامات فرهنگی ناجا از راهکارهای قهری، اِعمال قانون کردن و جرایم مالی بسیار بیشتر است. هر چند این آموزش ها کافی نیست و باید با همکاری سازمان های دیگر از قبیل سازمان های ترافیک کلان شهرها توسعه و تداوم بیشتری یابد. ایجاد شهرک های ترافیکی برای توسعه آموزش، بهره گیری از ظرفیت آموزش و پرورش برای نهادینه ساختن فرهنگ ترافیک از سنین کودکی، بهره گیری از توان رسانه ها خصوصاً رسانه ی ملی در ترویج فرهنگ ترافیک بخشی از مهمترین اقداماتی است که می بایست بدان توجه ویژه ای گردد. مشکل ترافیک تسهیل نمی شود مگر آن که مردم و نهادهای مسئول همه باهم برای حل و فصل آن بسیج گردند. شیوه ی ساخت و ساز راه ها و شهرها، توسعه ی حمل و نقل عمومی، بازنگری در محل نصب تابلوها و چراغ های راهنمایی، دوربرگردان ها و کناره گذرها و... از جمله موارد زیرساختی موثر در این امر می باشد. از سوی دیگر رعایت اصول فرهنگ تردد از سوی عابرین و اتوموبیل ها، رعایت حقوق دیگران و اصول تقدم و تأخر در رفت و آمدها، توسعه فرهنگ استفاده از خدمات حمل و نقل عمومی به علاوه ی گسترش تبلیغات عمومی در این زمینه از اقدامات ضروری برای اصلاح فرهنگ ترافیک است. اصلاح فرهنگ ترافیک از آن دسته مقولات اجتماعی است که اگر امروز همه باهم نسبت به رفع آن فکری عاجل نکنیم در آینده در میان مشکلاتی غرق خواهیم شد که کلی از عمر و انرژی ما را تلف می کند. امری که مستلزم کوشش همگانی از سوی دولت و مردم است. نمی شود بسیاری از ما حاضر به رعایت حقوق دیگران، یا کنار گذاشتن خودروهای تک سرنشین و احترام به قوانین و مقررات رانندگی و مواردی دیگر این دست نباشیم بعد توقع داشته باشیم مشکلات ترافیکی حل شود و یا فردی از بیرون پیدا شود و معجزه ای کند.

منبع: روزنامه رسالت مورخ دوشنبه 9 اسفند 1395 شماره8887

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=253125

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)