برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

جایی که نه شهر است نه روستا

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

آخر دنیا خیلی هم دور نیست. کافی است چند کیلومتر به سمت حاشیه شهر حرکت کنید تا با چشمان خود بی عدالتی، تبعیض و فقر را مشاهده کنید. همان جایی که نشانی از رفاه، آسایش، بهداشت، زرق و برق و حتی امنیت را به همراه ندارد. عجب حکایت تلخی است داستان زندگی مردمانی که در حاشیه شهر به دنیا می آیند، زندگی می کنند و چه بسا تمام عمر خود را در همان جا با حداقل های معیشت سپری می نمایند.


حاشیه شهر همان نقطه ای از زندگی است که کاستی هایش را در دنیا گروهی از مردم محروم تحمل می کنند و قطعاً در آخرت جزایش به گردن کسانی خواهد بود که با زیاده خواهی، بی عدالتی و یا تصمیم های ناصحیح سهم آن ها را از زندگی مرفه نادیده گرفته اند. تا جایی که مردمانش به جای بوی بهار بوی زباله های شهر را برای پیداکردن کارتن، نان خشک، شیشه و ... استشمام می کنند تا شاید بتوانند بخش کوچکی از نیازهایشان را از این طریق مرتفع سازند. در میان مردم حاشیه شهر انسان های آبرودار، خانواده دار و جوان های سالم و باهوش هم بسیار به چشم می خورد. اما چه می شود کرد وقتی محرومیت ها مانع بروز استعدادها و زیبایی ها می گردد. حاشیه‌نشینی به معنای زندگی فاقد امکانات اولیه، نامتعارف و بدون امکانات است. در واقع حاشیه نشینی برای آن ها عیب نیست بلکه در حاشیه نشستن آن ها در واقع بیانگر ضعف و عیب مسئولانی است که به وظایفشان آن چنان که باید عمل نکرده و نتوانسته اند در توزیع مناسب و عادلانه امکانات و توسعه ی شهرهای کوچک و روستاها اقدامات موثری انجام دهند.
تهران به عنوان پایتخت کشور که سال هاست با تبعیض قابل توجه در دولت های مختلف به صورت متمرکز سهم قابل توجهی از امکانات، سرمایه های مادی و معنوی کشور را از آن خود کرده است به عنوان آرمان شهر بسیاری از جوانان بی نوایی تعریف می گردد که با خود فکر می کنند شاید بتوانند کار یا درآمد مناسبی داشته باشند و به هزاران امید خود را به پایتخت می رسانند. غافل از اینکه به همین راحتی ها هم نیست و در بسیاری از موارد سهم آن ها حاشیه نشینی و محرومیت از حداقل امکانات است. البته تهران در این راستا تنها نیست. و این اتفاق در بسیاری از کلان شهرهای کشور رخ داده است. برآوردها نشان داده از جمعیت دو میلیون نفری اصفهان قریب به 400 هزار نفر حاشیه نشین هستند. پیش تر شهرداری اصفهان به دنبال اجرای طرحی برای ایجاد کمربند سبز در اطراف اصفهان بود که به موجب آن بتواند جلوی حاشیه نشینی در اطراف اصفهان را بگیرد ولی برای این کار موفق نشد و این طرح به نتیجه خاصی نرسید. اکنون ولی از اصفهان خبرهایی مبنی بر ایجاد امکانات برای بهداشت، آموزش و … حاشیه نشینان به گوش می رسد. بر اساس آمار در کشور ما بیش از هفت میلیون حاشیه نشین وجود دارد که سهم مشهد از این آمار چیزی حدود یک هفتم یعنی بیش از یک میلیون نفر است. تحلیل ساده این اعداد و ارقام یعنی این که مشهد بیشترین جمعیت حاشیه نشین کشور را دارد. امری که علاوه بر محرومیت و فقر با واژگان دیگری از قبیل؛ وندالیسم، جرم، اعتیاد، مواد مخدر، تجاوز به عنف، فروش کودکان و ده ها واژه ی مراعات نظیری از همین جنس که خاطر شریفتان را مکدر می کند عجین است. موارد متعددی از سوی کارشناسان به عنوان دلایل رکوردداری شهر مشهد در پدیده ی حاشیه نشینی ذکر گردیده است؛ مثلاً اینکه مشهد چه از سوی شهرهای مجاور و چه از جانب کشورهای همسایه ماهیتی مهاجر پذیر دارد، یا مقوله ی گریز از مرکز مطرح می شود که طی آن هزینه ی ساماندهی بافت های فرسوده چنان افزایش پیدا می کند که ساکنان نمی توانند از پس هزینه های بازسازی بر آمده و سبب توسعه مساحت حاشیه شهرها گردیده اند یا همان دلیل عمومی مهاجرت روستاییان و الحاق خواسته یا ناخواسته ی روستا به شهر که هر کدام در جای خود نیاز به مطالعات گسترده و آسیب شناسی فراوان دارد. اما نکتۀ حائز اهمیت این است که این اتفاق هر دلیل و یا مقصری که دارد به هیچ وجه زیبندۀ شهر اسلامی خصوصاً در جوار مضجع شریف رضوی نمی باشد.
حاشیه نشینی و یا سکونتگاه های غیررسمی در موضوع مدیریت شهری از چالش ها و دغدغه های جدی مدیران اجرایی است، چرا که علاوه بر معضلات خدماتی و رفاهی و عمران شهری، دامنه وسیعی از مسایل اجتماعی را نیز با خود دارد. حاشیه نشینی را به معنای عام شامل تمام کسانی میدانند که در محدوده اقتصادی شهرساکن هستند ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند ودر کشورهای در حال توسعه، به محلات فقیرنشینی اطلاق میشود که اطراف شهرهای بزرگ به وجودآمده است. به طورکلی مناطق حاشیه نشین، نه امکانات شهری ونه شکل و شمایل روستاها رادارا هستند. مسوولان باید در نظر داشته باشند که حاشیه‌نشینی به تبع مهاجرت پیش می‌آید به همین دلیل برای کنترل و مهار آن باید روند مهاجرت را کنترل کنند. بحث حاشیه شهر معضلی اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، اورژانسی و دارای اولویت است که نیازمند نگاه کلان و ریشه ای است. این پدیده طی سال ها بر اساس سیاست های غلط دولت های مختلف ایجاد گردیده به صورتی که در اوایل انقلاب جمعیت هفتاد در صدی روستاها را شاهد بودیم و امروز عدم اشتغال و حمایت از آن ها سبب مهاجرت گسترده، ضریب جمعیتی معکوس و وقوع چنین بحرانی شده است. بیکاری ، فقر و خشکسالی های سال های اخیر سبب شده  که تا بسیاری از مردم برای کسب درآمد راهی شهرهای بزرگ شوند و به این شکل معضلی به نام حاشیه نشینی را رواج دهند. در سال های اخیر به کرات بحث حاشیه نشینی از سوی رسانه ها و مسئولان مطرح شده ولی آن اقدام جهادی و انقلابی که بتواند این مساله را ریشه کن کند صورت نگرفته است. رفع معضل حاشیه ی شهر علاوه بر وظیفۀ دولت مستلزم کوشش همگانی مردم نیز هست. باید تلاش کرد موضوع مهاجرت از روستا به شهر معکوس گردد که مسلماً این امر از طریق یارانه دادن به روستایی ها به وجود نمی آید بلکه بیشتر مستلزم حمایت از تولیدات و محصولات روستایی است که در واقع همین رویکرد یکی از کارکردهای اقتصاد مقاومتی نیز هست. باید همگان کمک کنند امنیت، رفاه، اشتغال و هر چیز دیگری که روستائیان را پایبند زمین خودشان می کند ایجاد گردد. تولید کنندگان بخش دولتی و خصوصی باید بجای خرید کالای خارجی و یا محصولات ارزان قیمت قاچاق، ارتباط منظمی برای خرید محصولات روستایی برقرار سازند تا آن ها انگیزه و امکان تلاش بیشتر را پیدا کند. باید دانشگاهیان، نخبگان و جوانان مملکت بنشینند و راهکارهای علمی، عملی و اساسی ارائه دهند تا شهرهای بزرگ و کلان ما دوست داشتنی و بی حاشیه باشند.

منبع: روزنامه رسالت مورخ دوشنبه 1 خرداد 1396 شماره 8942

 

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=259045

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)