برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

بيکاری تعادلی به عنوان شيوه منظم کردن کارگران

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
بيکاری تعادلی به عنوان شيوه منظم کردن کارگران
دکترمحمد لشکری
چکيده:
بيکاری به وضعيتی اطلاق ميشود که بخشی از نيروی فعال جامعه که قادر و مايل به کار هستند شغل مناسبی در شأن اجتماعی خود پيدا نمی کنند. در اين مقاله سطح بيکاری تعادلی و وضعيت کمبيکاری کارگران مورد بررسی قرار می گيرد. کار فرمايان هم سطح دستمزد و هم سطح بيکاری را تعيين می کنند. آنها دستمزد بالاتر از دستمزد تعادلی می پردازند تا تعدادی از کارگران بيکار بمانند و کارگران شاغل به خاطر ترس از اخراج و از دست دادن کار خود کم کاری نکنند. سود کارفرمايان مستقيم و غير مستقيم به دستمزد بستگی دارد، زيرا پرداخت دستمزد بالاتر موجب کاهش کم کاری و نهايتاً افزايش سود می شود.

واژگان کليدي: بيکاری، نرخ بيکاری، نظم، کم کاری
1. مقدمه
در مقاله حاضر بيکاری به عنوان وسيلهای برای نظم بخشيدن به کارگران و جلوگيری از کمکاری تعريف میشود. کارفرمايان برای جلوگيری از کمکاری کارگران شاغل دستمزهای بالاتر از دستمزدهای تعادلی می پردازند و سطح بيکاری را بالا نگه میدارند تا کارگران شاغل به خاطر ترس از بيکاری کمکاری نکنند. بعضی از متغيرها مانند افزايش حقوق بيکاری موجب افزايش کمکاری کارگران شاغل میشود و لذا کارفرمايان مجبورند دستمزد بالاتری بپردازند. مقاله به صورت زير سازماندهی شده است. در بخش دوم ادبيات بيکاری و اشتغال بررسی میشود. در بخش سوم بيکاری تعادلی به عنوان شيوه منظم کردن کارگران در نظرگرفته میشود. بخش چهارم مدل شپيرو و استيگليتز ارائه می شود. بخش پنجم به خلاصه و نتيجهگيری مربوط میشود.
2. مروری بر ادبيات موضوع
صادقی و همايونیفر(17:1380-34)نشان دادهاند که در ايران سهم اشتغال در بخش کشاورزی در حال کاهش است  و در عين حال بهرهوری نيروی کار در اين بخش به سمت بهبود پيش میرود.
عمادزاده(1381: 29-50) تحصيلات را به عنوان علايم راهنما در بازار کار معرفی میکند. به نظر وی تحصيلات بالاتر نشاندهنده ظرفيتهای فردی، اقتدار، انگيزه، علاقه و پشتکار است، بنابراين کارفرمايان برای استخدام نيروی کار تحصيلات بالاتر را به عنوان قابليت بيشتر در نظر میگيرند.
قوامی(63:1382-91) به تحولات خود اشتغالی طی دوره 1335- 1375 پرداخته و نتيجه گرفته خود اشتغالی در نقاط روستايی ايران از 61 درصد در سال 1335 به 21 درصد در سال 1375 کاهش يافته است.
رضوی و مشرفی(1:1383-37) با طراحی درون زای سيستم جمعيتی و اقتصادی کشور در قالب يک الگوی پويای سيستمی، عرضه و تقاضای نيروی کار و بيکاری را محاسبه نموده اند. محاسبه آنها نشان میدهد که سالهای 1383و1384 سالهای اوج بيکاری کشور است، و در سال1384 نرخ بيکاری به 22درصد می رسد.
صفوی(143:1383-167) به بررسی قابليت های اشتغال زايی بخش صنعت ايران می پردازد. وی به بررسی توان نفر- شغل ايجاد شده صنعت و پتانسيل اشتغالزايی غيرمستقيم هريک از زير بخشهای صنعتی کشور مطابق طبقهبندی ISIC پرداخته و نتيجه گرفته است که بخش صنايع پوشاک و سپس بخش نساجی به ترتيب با 13و12 نفر- شغل بزرگترين ضريب اشتغال را داشته و بيشترين شغل را به ازای ارزش يک ميليون ريال توليد ناخالص خود ايجاد میکنند و ضرايب غيرمستقيم اشتغال آنها نيز از ساير بخش ها بزرگتر است.
ميرمعزی(1383: 103-133) به بررسی نظريهُ رفتار توليد کننده و  تقاضای کار در اقتصاد اسلامی می پردازد و نتيجه میگيرد در اقتصاد اسلامی در وضعيت مساوی به دو دليل سطح اشتغال و توليد، بالاتر از اقتصاد متعارف است:1- وجود بنگاههايی که با انگيزه حداکثر کردن توليد فعاليت میکنند. 2- وجود بازارهای مشارکت نيروی کار در سود
مير معزی(1383: 9-30) تعادل در بازار کار و استخراج عرضهُ کل در اقتصاد اسلامی را بررسی میکند و نتيجه میگيرد در اقتصاد اسلامی منحنی عرضهُ کل همانند الگوی کلاسيک عمودی است و قيمتها به دليل دخالت دولت و تعيين حداقل دستمزد توسط دولت جهت دفاع از حقوق کارگران و تحقق عدالت اقتصادی چسبنده است.
در کشورهای پيشرفته صنعتی، يکی از عوامل مهم تعيين کننده تقاضای آموزش عالی شرايط بازارکار و سطح حقوق و دستمزد در رشتههای مختلف است.( فرجادی،1383: 55-62) به نظر وی در ايران با وجود افزايش ميزان بيکاری تحصيل کردههای دانشگاهی به ويژه در رشتههای علوم انسانی- اجتماعی عطش ادامه تحصيل در آموزش عالی نه تنها علائمی از کاهش را نشان نمیدهد، بلکه به طور مداوم در حال افزايش است. هرچه ميزان بيکاری فارغ التحصيلان دبيرستانی بيشتر باشد، هزينه فرصت برای آموزش عالی کمتر و انگيزه برای ادامه تحصيل د ردانشگاه بيشتر از ساير مقاطع آموزشی خواهد بود.
در حال حاضر 5/13 درصد از نيروی کار کشور به طور آشکار بيکارند. اين درصد برای برخی از استانها از جمله کرمانشاه، خوزستان، سيستان و بلوچستان و لرستان از مرز 20 درصد می گذرد. ميزان بيکاری پنهان يا اشتغال ناقص در سطح ملّی حدود 7/18 درصداست.(عليزاده،1383: 45-53) ساليانه حدود 700 تا800 هزار فرصت شغلی جديد مورد نياز است. عليزاده علت اصلی بيکاری را گسترش نظام مديريت اجرايی ناکارآمد ذکر می کند.
لشکری(1383) به بررسی وضعيت اشتغال دانشجويان دانشگاه پيام نور در حال تحصيل می پردازد. وی نتيجه می گيرد که تحصيل در دانشگاه به دانشجويان مايل به کار کمک میکند تا فرصتهای شغلی مناسبتری پيدا کنند.
3. بيکاری تعادلی به عنوان شيوه منظم کردن کارگران
بنگاههای اقتصادی برای به انزوا کشاندن نيروی کار از ابزار بيکاری استفاده می کنند. برای جلوگيری از رفتار بد کارگران در کمکاری2 بنگاههای اقتصادی سطح بيکاری جامعه را کنترل می کنند. نيروی کار نياز به کنترل دارد و اين کنترل هزينه دارد. اگر ابزاری باشد که کارگر را از کم کاری باز بدارد و هزينه نداشته باشد، کارفرمايان از اين ابزار استفاده خواهند کرد. اين ابزار بيکاری است، اين نوع بيکاری تعادلی است زيرا سطح آن را بنگاههای اقتصادی تعيين میکنند.
اگر نرخ بيکاری در جامعه بالا باشد، کارگر برای ترس از پيدا کردن کار جديد سعی میکند رفتار خود را متناسب با رضايت کارفرما تنظيم نمايد. بنگاهها هرچه کنترل بيشتری در جامعه برای بيکاری داشته باشند بهتر کارگران را کنترل میکنند، پس بنگاهها هم سطح بيکاری و هم سطح مزد را تعيين میکنند. البته اين نوع بيکاری کاملاً غيرارادی است چون کارگران تمايل ندارند بيکار باشند ولی کارفرمايان برای منظم کردن کارگران سطح بيکاری را بالا نگه میدارند. يکی از دلايلی که در اقتصاد چسبندگی دستمزد وجود دارد و بنگاهها حاضر نيستند دستمزد را کاهش دهند اين است که بنگاهها میخواهند در کارگر نظم ايجاد کنند. اگر سطح بيکاری درجامعه زياد باشد اين ابزار مؤثر است. ولی بنگاهها حاضر نيستند سطح بيکاری خيلی افزايش يابد زيرا بايد دستمزد بسيار بالايی بپردازند.
بيکاری تعادلی به عنوان ابزاری برای نظم بخشيدن به کارگران مورد استفاده قرار میگيرد. سود بنگاه نه تنها مستقيم بلکه غيرمستقيم نيز به دستمزد بستگی دارد، زيرا دستمزد بالا موجب کاهش کمکاری و کاهش هزينه کنترل و نهايتاً افزايش سود می شود. دستمزد به طور مستقيم در هزينه و به طور غيرمستقيم در درآمد کل می آيد.
دو تن از اقتصاددانان به نام شپيرو و استيگليتز مدلی را ارائه مینمايند و به صورت رياضی نشان میدهند، که سطح بيکاری توسط کارفرمايان تعيين میشود کارفرمايان سطحی از بيکاری را تعيين می کنند که برايشان حداکثر سود را ايجاد نمايد. در زير به بررسی مدل آنها می پردازيم.
محور افقی اشتغال و محور عمودی دستمزد را نشان میدهد درسطح دستمزد تعادلیW** سطح اشتغال E**است و کمکاری هم وجود دارد. قسمت هاشور خورده شرط عدم کمکاری است، اگر دستمزد ازW* بيشتر باشد اشتغال کمتر از E* است و نيروی کار به علت اينکه میداند سطح بيکاری نسبتاً بالا است لذا کمکاری نمیکند. اگر دستمز کمتر از W* باشد کمکاری افزايش میيابد. بنگاهها به اندازه(U=E*-E**) بيکاری ايجاد میکنند و دستمزد بالاتر (Your browser may not support display of this image. ) می پردازند تاکارگران کمکاری نکنند. هرکدام از پارامترها يا متغيرها تغييرکنند منحنی ها جابهجا میشوند و سطح اشتغال و دستمزد تعادلی و دستمزد لازم برای جلوگيری از کمکاری تغيير میکند. بنگاهها به خاطر اينکه میخواهند حداکثر کارايی را حفظ کنند دستمزد را بالا نگهميدارند. 

5- خلاصه و نتيجه گيری
سود بنگاه هم مستقيم و هم غيرمستقيم به دستمزد بستگی دارد و بنگاه برای کاهش کمکاری مجبور است دستمزدی بالاتر از دستمزد تعادلی بپردازد. افزايش حقوق بيکاری موجب افزايش کم کاری میشود و دستمزد لازم برای عدم کم کاری(NSC) را افزايش میدهد. بتابراين کارفرمايان هم دستمزد و هم سطح بيکاری را کنترل می کنند.
فهرست منابع و مآخذ
الف. فهرست فارسي:  
رضوی، مهدی و رسام مشرفی(1383)؛ "تحليل ديناميکی اشتغال در اقتصاد ايران"؛ پژوهشهای اقتصادیايران، شماره18،صص1-37.
صادقی،حسين و مسعودهمايونی فر(1380)؛ "نقش کشاورزی در تأمين اشتغال و کاهش بيکاری" ؛ پژوهشهای اقتصادی، سال اول ، شماره اول،صص 17-34.
صفوی، بيژن(1383)؛ "بررسی قابليت های اشتغال زايی بخش صنعت ايران"،پژوهشهای اقتصادی ايران، شماره19،صص 143-167.
عمادزاده، مصطفی(1381)؛"تحصيلات، علايم راهنما در بازارکار"، پژوهشهای اقتصادی، سال دوم ، شماره چهارم،صص 29-50.
قوامی،هادی(1382)؛"بررسی تحولات خوداشتغالی با استفاده از روش شناسی تجزيه"، پژوهشهای اقتصادی ايران، شماره15،صص 63-91.
لشکری، محمد(1383)؛ طرح پژوهشی در حال اجرا با عنوان؛ بررسی وضعيت اشتغال دانشجويان دانشگاه پيام نور در حال تحصيل.
مير معزی، سيدحسين(1383)؛" تعادل در بازار کار و استخراج عرضهُ کل در اقتصاد اسلامی"؛ فصلنامه اقتصاد اسلامی، شماره 15،صص9-30.
مير معزی، سيدحسين(1383)؛" نظريهُ رفتار توليد کننده و  تقاضای کار اقتصاد اسلامی"؛ فصلنامه اقتصاد اسلامی، شماره 13،صص103-133.
فرجادی، غلامعلی(1383)؛" آموزش عالی و بيکاری تحصيلکره ها"؛درکتاب بررسی مسائل اجتماعی ايران،دانشگاه پيام نور،صص55-62.
فرجادی، غلامعلی(1383)؛" آموزش عالی و بيکاری تحصيلکره ها"؛درکتاب بررسی مسائل اجتماعی ايران،دانشگاه پيام نور،صص55-62.
گروه مؤلفان(1383)؛بررسی مسائل اجتماعی ايران،دانشگاه پيام نور.
الف .فهرست لاتين:

1-Alchian, Armen A. and Demsetz, Harod(1972),"Production, Information Costs, and Economic Organization",American Economic Review,December,62,777-95.
2-Shapiro,Cari and Josef E.Stiglitz(1979),"Equilibrium as a worker Discipline Device",Journal of Politcal Economy, Vol.88. no4. pp. 45-55.
Equilibrium Unemployment as a Worker Discipline Device
M.Lashkari Ph.D

Abstract

Unemployment is workers don't Work. This paper analysis equilibrium unemployment and shirking. Involuntary unemployment can explain as equilibrium phenomenon. To induce its workers not to shirk, the firm attempts to pay more than the "going wage". When employers raise their wages the incentive not to shirk again disappears. But as a all firms raise their wages, their demand for labor decreases, and unemployment results.

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)