برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

هماهنگی بین علم ودین در اندیشه امام خمینی

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
هماهنگی بین علم ودین در اندیشه امام خمینی
محمد جواد حیدرى

امام خمینی قدس ‏سره احیاگر قرن بیستم، بارها بر هماهنگى و تعاضد علم و دین تاکید کرده و بر ضرورت هوشیارى در مقابل تبلیغات موذیانه و شیطنت‏آمیز مدعى جدایى علم و دین و عدم توانایى دین در اداره ملت‏ها و کشورها اصرار ورزیده و به این نکته مهم که قوانین دینى و اسلامى بر معیار علم و عدل پى‏ریزى شده است، توجه داده و در فرازى از وصیت‏ نامه الهى‏شان مى‏فرمایند: 
از توطئه‏هاى مهمى که در قرن اخیر، خصوصادر دهه‏هاى معاصر و به ویژه پس از پیروزى انقلاب اسلامى، آشکارا به چشم مى‏خورد، تبلیغات دامنه‏دار و با ابعاد مختلف براى مایوس نمودن ملت‏ها و به خصوص ملت فداکار ایران، از اسلام است.  
گاهى ناشیانه و با صراحت‏به این‏که احکام اسلام که هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است، نمى‏تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند و یا آن‏که اسلام یک دین ارتجاعى است و با هر نوآورى و مظاهر تمدن مخالف است و در عصر حاضر نمى‏شود، کشورها از تمدن جهانى و مظاهر آن کناره گیرند و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهى موذیانه و شیطنت‏آمیز، به گونه‏اى طرفدارى از قداست اسلام مى‏باشد.  
اسلام و دیگر ادیان الهى با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایى و دعوت به ترک دنیا و اشتغال به عبادات و اذکار و ادعیه سر و کار دارند که انسان را به خداى تعالى نزدیک و از دنیا دور مى‏کند و حکومت و سیاست و سر رشته‏دارى، برخلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوى است، چه این‏ها تمام براى تعمیر دنیا است و آن مخالف، مسلک انبیاى عظام است.
* امام خمینى در نقد اندیشه تعارض علم و دین و اسلام و سیاست مى‏فرماید:
* گروه اول که باید گفت از حکومت و قانون و سیاست ‏یا اطلاع ندارند و یا غرض‏مندانه خود را به بی اطلاعى مى‏زنند، زیرا اجراى قانون بر معیار قسط و عدل و جلوگیرى از ستمگران و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردى و اجتماعى و منع از فساد و فحشا و انواع کجروى‏ها و آزادى بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایى و جلوگیرى از استعمار و استثمار و استبعاد و حدود و قصاص و تعزیرات بر میزان عدل براى جلوگیرى از فساد و تباهى یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل، چیزهایى نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگى اجتماعى کهنه شود.
این دعوى به مثابه آن است که گفته شود قواعد عقلى و ریاضى در قرن حاضر باید عوض شود و به جاى آن قواعد دیگر نشانده شود. اگر در صدر خلقت، عدالت اجتماعى باید جارى شود و از ستمگرى و چپاول و قتل باید جلوگیرى شود.  
امروز چون قرن اتم است آن روش کهنه شده و ادعاى آن‏که اسلام با نوآوریها مخالف است، همان سان که محمدرضاپهلوى مى‏گفت که اینان مى‏خواهند با چارپایان در این عصر سفر کنند، یک اتهام ابلهانه بیش نیست، زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوریها، اختراعات و ابتکارات و صنعت‏هاى پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد.  
هیچ‏گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدى با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد، بلکه علم و صنعت مورد تاکید اسلام و قرآن مجید است و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنى است که بعضى روشنفکران حرفه‏اى مى‏گویند که آزادى در تمام منکرات و فحشا حتى هم‏جنس بازى و از این قبیل، تمام ادیان آسمانى و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند، گرچه غرب و شرق زدگان به تقلید کورکورانه آن راترویج مى‏کنند.
* آن‏چه اکنون در غرب، تحت عنوان تعارض علم و دین مطرح است، در حقیقت ‏حوزه یک دین خاص را نشانه نگرفته، بلکه باتعمیم موارد تعارض به کلیت دین، اندیشه منافى بودن علم با مقوله‏هاى دینى را تبلیغ مى‏کند. در حقیقت‏ بانیان این اندیشه، در صددند تا با دلایل جزیى که در حیطه یک دین خاص وجود دارد، جداى از توجه به ویژگى‏هاى هر دینى، تمامى ادیان را زیر سؤال ببرند.
متفکران مسلمان، همواره با توجه به نقاط کور در فکر دینی غرب و نیز عنایت ‏به ویژگى‏هاى چالش‏زاى علم و تمدن جدید غرب، به نقد و تحلیل اندیشه تعارض علم و دین پرداخته و جامعه خویش را از گرفتارى در دامى بزرگ بازداشته‏اند.  
از جمله این متفکران، امام خمینى ، علامه طباطبایى و شهید مطهرى‏ هستند که با وقوف کامل، بدین امر علاوه بر دورى از آفات اندیشه‏هاى غربى سعى کردند تا جایگاه علم و دین را با توجه به شرایط ویژه معرفتى ما و در زمینه‏هاى باورهاى دینى- اسلامى، ترسیم کنند.

ریشه‏هاى جدا انگارى علم و دین از منظر امام خمینى قدس‏سره 

* الف: نقشه های استعمار
امام خمینى قدس‏سره با آگاهى کامل از نقش سیاست‏های استعمارى در جدایى علم و دین و جوانان دانشگاهى از روحانیان مى‏فرمایند: 
تاکنون دست ‏خیانت استعمار به وسایل مختلفه، فاصله عمیق بین طبقه جوان و مسایل ارجمند دین و قواعد سودمند اسلام ایجاد نموده و طبقه جوان را به روحانیون و این‏ها را به آن‏ها، بد معرفى نموده و در نتیجه وحدت فکرى و عملى از بین رفته و راه را براى مقاصد شوم اجانب باز نموده است .

* ب: تبلیغات دامنه‏دار علیه منادیان دین
امام خمینى قدس‏سره‏با سفارش بر هم‏آهنگى منادیان علم و دین، به تبلیغات دامنه‏دار چند صد ساله علیه دین و منادیان دینى اشاره کرده و یکى از ریشه‏هاى جداانگارى حوزه و دانشگاه را همین تبلیغات مسموم مى‏دانند:

* مطالعات دقیق اجانب استثمارگر در طول تاریخ به آن رسیده که باید این سد روحانیت شکسته شود و تبلیغات دامنه‏دار آن‏ها و عمال آن‏ها در چند صد سال موجب شده که مقدارى از روشنفکران را از آن‏ها جدا و به آن‏ها بدبین کنند تا جبهه دشمن، بى‏معارض شود.
اگر احیانا در بین آن‏ها کسانى بى‏صلاحیت ‏خود را جا بزنند، لکن نوع آن‏ها در خدمت هستند، به حسب اختلاف موقف و خدمت آن‏ها ملت را پاى‏بند اصول و فروع دیانت نموده به رغم اجانب و عمال آن‏ها باید این قدرت را تایید و حفظ نمود و با دیده احترام نگریست.

* ج:اختلاف اندازى بین دانشگاهیان و روحانیت
حضرت امام یکى از ریشه‏هاى جدا انگارى علم و دین و دانشگاه و حوزه را اختلافاتى مى‏داند که بین آن‏ها مى‏اندازند. ایشان در این‏باره خطاب به دانشگاهیان مى‏فرمایند: 
این مصیبت‏هایى که الآن ما مى‏کشیم و کشیدیم براى این بوده است که از هم جدا بوده‏ایم. ما و شما در یک مجمعى باهم صحبت نکردیم که ببینیم چه مى‏گوییم، شما چه مى‏گویید، ما با دانشگاه از هم جدا بودیم، دانشگاهى‏ها را آن‏ها، جورى کرده بودند که ما به آن‏ها بدبین بودیم و ما را جورى کرده بودند که آن‏ها به ما بدبین بشوند، ما از هم جدا بودیم...!.

* د: نظریه دیدگاه جدایى دین از سیاست
امام خمینى یکى از ریشه‏هاى جدا انگارى علم و دین و حوزه و دانشگاه را، تفکر انحرافى جدایى دین از سیاست مى‏دانند. 
این معنا که دین از سیاست جدا است این مطلبى است که استعمارى‏ها انداخته‏اند در ذهن مردم و مى‏خواهند به واسطه این، دو فرقه را از هم جدا کنند; یعنى آن‏هایى که عالم دینى هستند على‏حده‏شان کنند و آن‏هایى که غیر عالم دینى هستند على‏حده‏شان کنند.

* و: جدا سازى مراکز فرهنگى و علمى جدید و قدیم
یکى از ریشه‏هاى جدا انگارى علم و دین جدا سازى حوزه و دانشگاه بود. امام خمینى قدس‏سره در این‏باره مى‏فرمایند: 
مراکز علمى و فرهنگى قدیم و جدید و روحانیون و دانشمندان فرهنگى و طلاب علوم دینیه و دانشجویان دانشگاه‏ها و دانش‏سراها دو قطب حساس و دو مغز متفکر جامعه هستند و از نقشه‏هاى اجانب، کوشش در جدایى این دو قطب و تفرقه‏اندازى بین این دو مرکز حساس آدم‏ساز بوده و هست. 
جدا کردن این دو مرکز، در مقابل یکدیگر قرار دادن آن‏ها و در نتیجه خنثى کردن فعالیت آنان در مقابل استعمار و استثمارگران از بزرگ‏ترین فاجعه‏هاى عصر حاضر است. فاجعه‏اى که ما و کشور ما را تا آخر به تباهى و نسل جوان ما را که ارزنده‏ترین مخازن کشور است، به فساد مى‏کشند.

* ه: وابستگى به قدرت‏هاى جهانى عامل جدایى از دین
از دیگر عوامل که امام خمینى قدس‏سره به آن اشاره فرموده و آن را از ریشه‏هاى جدایى علم و دین مى‏دانند، القاى تفکر سراپا شرقى یا غربى است. ایشان در این‏باره مى‏فرمایند: 
درد این است که کشور ما را آن طور در این سنین زیادى که خارجى‏ها پا باز کردند به آن و خصوصا در این 50 سال دوره سیاه پهلوى آن طور تبلیغات کرده بودند و کردند که آن‏ها مى‏خواهنددر ذهن ملت ما و جوان‏هاى ما متمرکز کنند که اسلام از عهده این‏که یک علمى را، یک تخصصی را، یک صنعتى را ایجاد کند عاجز است... مى‏گویند باید ما تمام چیزها را از سر تا به پا غربى بشویم یا شرقى باشیم. 
امام خمینى قدس‏سره ضمن تاکید بر ضرورت انقلاب فرهنگى را گوشزد فرموده و در مقابله با القاى دشمنان که مى‏گویند این‏ها با تخصص مخالفند، مى‏فرماید: 
خیر، ما با تخصص مخالف نیستیم ما با علم مخالف نیستیم، با نوکرى اجانب مخالفیم، ما مى‏گوییم که تخصصى که ما را به دامن آمریکا بکشد یا انگلستان یا به دامن شوروى بکشد یا چین، این تخصص، تخصص مهلک است، نه تخصص سازنده، ما مى‏خواهیم متخصصینى در دانشگاه تربیت‏بشوند که براى ملت‏خودشان باشند، نه براى کشاندن دانشگاه به طرف شرق یا غرب.

* از منظر امام خمینى قدس‏سره یکى از ریشه‏هاى جدایى دانشگاه‏ها از دین، آموزش‏هاى شرقى و غربى است:
اتفاقى نیست که مراکز تربیت و تعلیم کشورها و از آن جمله کشور ایران از دبستان تا دانشگاه مورد تاخت و تاز استعمارگران خصوصا غربى‏ها و اخیرا آمریکا و شوروى قرار گرفت و زبان‏ها و قلم‏هاى غربزدگان و شرق‏زدگان آگاهانه یا ناآگاه و اساتید غرب‏زده و شرق‏زده دانشگاه‏ها در طول مدت تاسیس دانشگاه‏هاى خصوصا دهه‏هاى اخیر این دمت‏بزرگ را براى غرب و شرق انجام دادند...

* ی:ممانعت از وحدت دو قشر متفکر حوزه و دانشگاه
یکى از عوامل جدا انگارى علم و دین ایجاد جلوگیرى از وحدت علم و دین و حوزه و دانشگاه بود. امام خمینى قدس‏سره با اشاره به این عامل مى‏فرماید: 
اساس این بود که اسلام را از بین ببرند، تاریخ اسلام را به اسم این‏که ما خودمان یک کذایى هستیم، تاریخ اسلام را مى‏خواست از بین ببرد، موفق نشد همه چیز را این‏ها مى‏خواستند از بین ببرند، موفق نشدند.

منبع
* ماهنامه پیام حوزه شماره 24، مقاله محمد جواد حیدرى

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید