برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

دين و دانش در سيره رضوي

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
دين و دانش در سيره رضوي
دكترحسن رضائي مهر
مسأله دين و دانش و رابطه آن دو، قدمتي به اندازه مبدأ پيدايش اين دو مقوله دارد و بحث تعامل يا عدم تعامل علم و دين، از زمانهاي دور دست مورد نظر بوده است. در همين راستا انظار گوناگوني از سوي نحله هاي مختلف فكري بخصوص در قرنهاي اخير و در جامعه مغرب زمين ارائه شده و هر كس رويكرد خاصي را در اين زمينه پذيرفته است. البته، مخفي نماند كه چنين مسأله اي به جوامعي مربوط است كه منزلت دين و علم را پذيرفته باشند. از اين رو، در تفكر لائيكي، جايي براي دين نيست تا بخواهد در برابر علم، ابراز وجود كند، و نيز در صورت فرض جامعه اي كه براي علم هيچ گونه منزلتي قائل نباشد، طرح اين مسأله نابجاست، زيرا در چنين
رويكردي، علم چيزي نيست كه بخواهد در مقابل دين قد علم كند و حرفي خلاف آن بزند. پس متعلق اين بحث جوامعي هستند كه جايگاه هر يك از علم و دين را پذيرفته و به رسميت شناخته باشند. بنابراين، مي توان ادعا كرد كه ترابط علم و دين به عنوان دو مشغله مهم آدمي، در طول تاريخ جريان داشته و طرح آن براي هر مقطعي از تاريخ جوامعي كه اعتبار دين و علم را پذيرفته اند، امري موجه است.
يكي از مقاطع تاريخي كه طرح مساله وضعيت دين و دانش در آن موجه است، عصر حضرت امام علي بن موسي الرضا (ع) است كه به منظور دستيابي به اين مهم، نگاهي به وضعيت علم در عصر امام رضا (ع) و نيز موضعگيري آن حضرت در قبال اين مسأله ضروري است تا از اين رهگذر بتوان به نظر محققانه در باب رابطه علم و دين در آن دوره، دست يافت.

*وضعيت دانش در عصر امام رضا (ع)
تاريخ نويسان، دوران امام رضا (ع) را به لحاظ شكوفايي علمي و نيز جهاني شدن تمدن اسلامي در آن، عصر طلايي ناميده و به عنوان عصري تابناك و شگفت انگيز در اعصار اسلامي، از آن ياد كرده اند. سيطره علمي مسلمانان در اين عصر، سايه خود را بر اين كره خاكي انداخته بود. فعاليتهاي علمي در عرصه هاي مختلف، رشد زايد الوصفي پيدا كرد و پيشرفت تمدن اسلامي در اين مقطع تاريخي، به بالاترين حد ممكن رسيد. توجه به مظاهر علمي و فرهنگي گسترش يافته در اين عصر،مي تواند هر چه بهتر و بيشتر ما را در فهم وضعيت علمي مسلمانان در آن عصر ياري رساند كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
الف) نشستهاي علمي: تشكيل محافل علمي در عرصه هاي مختلف و بحث و بررسي پيرامون موضوعات گوناگون علمي و نيز تاسيس كتابخانه هاي متعدد در بلاد مختلف اسلامي در اين عصر، زمينه تحقيقات جدي علماي اسلامي و نيز تمركز دانشمندان غير اسلامي را در منطقه حكومت اسلام، به وجود آورد.
ب) نهضت ترجمه: يكي از حركتهاي علمي قابل توجه در عصر حضرت رضا (ع) و عناصر مهم در ارتقاي عملي مسلمانان، ترجمه كتابها از زبانهاي خارجي به زبان عربي بود. تحقيق و تتبع در موضوعات مختلف كتابهاي وارداتي از جمله طب، رياضيات، فلسفه، علوم سياسي، نجوم و... روحيه توجه به تحقيقات علمي را تقويت كرد. «ابن نديم» در كتاب الفهرست خود ضمن ذكر بسياري از اين كتابها در خصوص نهضت ترجمه كتابها مي نويسد كه «مأمون ضمن مراسلاتي به پادشاه روم، از او خواست تا از باب همكاري، ارسال كتابهاي قديمي ذخيره شده در انبارها اجازه دهد و پادشاه روم هم پس از ممانعت اوليه نسبت به چنين امري، آخرالامر پاسخ مثبت داد. مأمون هم گروهي از افراد از جمله حجاج بن مطر و ابن بطريق و سلم، سرپرست بيت الحكمه را به روم فرستاد و آنها تمام آن كتابها را به دارالحكمه منتقل كردند.» امر انكارناپذير آن است كه ترجمه اين كتابها، توانست كمك قابل اعتنايي براي جامعه علمي مسلمانان بوده و منشأ اشاعه اين علوم در ساير بلاد اسلامي و نيز پيدايش آراي علمي متعدد در نقد و بررسي آنها بگردد. از اين رو، وقوع اين پديده في الجمله در ارتقاي علمي جامعه اسلامي نقش بسزا داشت، هر چند به سبب وجود مطالب غير منطبق با فرهنگ اسلامي و اشتمال آنها بر الحاديات، منشأ چالشهاي عقيدتي در برخي افكار مسلمانان گرديد كه به اين مطلب نيز اشاره اي خواهيم كرد.
ج) ايجاد رصدخانه و ترسيم نقشه هاي جهاني: يكي از مظاهر علمي در آن دوره، ترسيم نقشه ها و ايجاد رصدخانه ها بود كه مأمون دستور آنها را داده بود. مأمون دستور داد نقشه جغرافيايي تمام جهان كشيده شود. اين كار انجام شد و آن نقشه را «نقشه مأمون» (صور المأمونيه) ناميدند و اين اولين نقشه جهان بود كه در زمان عباسيان كشيده شد. همين طور او دستور داد رصدخانه اي را بسازند كه اين امر در يكي از محلات بغداد عملي شد و رصدخانه اي به نام «شمسائيه» احداث گرديد.
نگاهي به علوم مهم متداول در عصر امام رضا (ع) و توجه انديشمندان به آنها نيزمي تواند ما را در شناسايي بيشتر موقعيت علمي و اقبال عمومي عصر امام رضا (ع) به علم و عمل اندوزي ياري دهد كه به برخي از آنها اشاره مي شود. از جمله علوم متداول و مورد توجه علماء در آن زمان علم تفسير بود و از آنجا كه غير از پيامبر(ص) و اوصياي او هيچ كس نمي تواند مدعي باشد كه تمام ظاهر و باطن قرآن رامي فهمد ، پس طبيعي خواهد بود كه مشعل اين علم در آن عصر، افاضات ائمه هدي (ع) و بخصوص امام رضا (ع) باشد. از همين رهگذر بود كه علما و انديشمندان ديني در ظل افاضات حضرت رضا (ع) نسبت به علم تفسير اقبال شايان نشان دادند و منشأ اثرات مهمي در اين زمينه گرديدند.
علم حديث نيز از جمله علوم متداول بود و شيعيان و علماي آنها با توجه به الهام گرفتن از حضرات ائمه (ع) در خصوص جمع آوري و تدوين احاديث، توانستند در اين خصوص گوي سبقت را از ديگران بربايند. از جمله نوآوريهاي شيعه در آن زمان نسبت به علم حديث آن بود كه گروهي از اصحاب امام رضا(ع) احاديث معتبر را در كتاب بزرگي جمع آوري كردند و اين اولين كتاب جامع در باب حديث براي مسلمانان و بخصوص شيعه بود كه در واقع اساس تدوين جوامع چهارگانه (كتب اربعه) براي سه عالم بزرگ اسلام يعني شيخ الطائفه طوسي، رئيس المحدثين، شيخ صدوق و ثقة الاسلام كليني گرديد.
علم كلام نيز در اين عصر بشدت مورد توجه قرار گرفت و مباحث گوناگوني از سوي طوايف مختلف متكلمان در خصوص دفاع از معتقدات خويش طرح و بحث مي شود كه خود اين قضيه روحيه تحقيق و تتبع در مسائل كلامي را در طالبان حقيقت تقويت مي كرد. هر چند در اين برهه از تاريخ اسلام، شاهد پيدايش و يا اشاعه فرق مختلفي هستيم كه به نوعي گرفتار انحرافهاي عقيدتي بودند و براي تثبيت مدعيات خويش، از هيچ تلاشي فروگذار نمي كردند، متأسفانه تأثير افكار انحرافي چنين گروه هايي بر برخي افراد قابل كتمان نيست. البته، نقش اساسي حضرت امام رضا(ع) و اصحاب و شاگردان او در ابطال برهاني و عقلاني مباني اين فرقه ها و افشاي انحرافهاي آنها و هدايت مردم به سوي تنها صراط مستقيم خداوندي، حائز اهميت است.
علم اصول نيز در كانون توجه خاصي قرار داشت. گسترش علم پزشكي در زمان امام رضا(ع) را مي توان از مختصات آن دوره دانست. نقش اول در اهتمام به علم طب و گسترش آن، مربوط به امام رضا(ع) است كه با ارايه بحثها و مكتوبات مهمي در اين زمينه، از جمله رساله شريفه ذهبيه، حكام عباسي را بر آن داشت تا مردم را به تحقيق در اين زمينه تشويق كنند و خود نيز در اين خصوص اقدامهايي انجام دادند. از جمله، مي توان به صرف هزينه هاي قابل توجه به منظور گسترش اين علم و نيز در نظر گرفتن اعتبارات مالي زيادي براي صاحبان اين علم به منظور ادامه تحقيقات و تكميل دانسته هاي آنها، اشاره كرد.
علم شيمي نيز در اين عصر آوازه منحصر به فرد خويش را پيدا كرد. جابر بن حيان از شاگردان امام صادق(ع) در ضمن تحقيقات خويش در علم شيمي، به جايي رسيد كه جهان را متعجب خود ساخت و از طرف برخي دانشمندان غربي بعنوان مغز متفكر انسانيت معرفي شد و بدين وسيله مؤسس علم شيمي در جهان معرفي گرديد. معماري و تحقيقات مهندسي نيز در آن زمان پيشرفت بسيار كرد، به گونه اي كه در هندسه و تكنولوژي، حد اعلاي خود را پيدا كرد و معماري مسلمانان زبانزد خاص و عام جهانيان شد. ارتقاي علم نجوم و دستاوردهاي آن را در عصر امام رضا (ع) نيز نبايد از نظر دور داشت.
آنچه گذشت، اجمالي از برخي علوم بود كه در زمان حضرت رضا(ع) توسعه پيدا كرد و از جمله مظاهر ارتقاي علمي مسلمانان و شكوفايي تمدن اسلامي بود.

*امام رضا (ع) و ترويج حوزه هاي بنيادين دين و دانش
نقش حضرت ثامن الحجج(ع) در شكل گيري اين نهضت علمي و شكوفايي تمدن اسلامي، از دو جهت سيره علمي و عملي، قابل توجه است:
الف) دين و دانش در سيره علمي و حوزه درسي امام رضا(ع)
در سيره علمي و حوزه درسي وجود مقدس امام رضا(ع) بجز اهتمام در تبليغ و احياي دين، توجه خاص به اكرام علم و دانش و تشويق و ترغيب مسلمانان به فراگيري علم در عرصه هاي مختلف آن، مورد تأكيد قرار گرفته است. در اينجا، قبل از هر چيز توجه به گوشه هايي از مقامهاي علمي آن حضرت، لازم است.
از اباصلت روايت شده است: هيچ كسي را داناتر از حضرت علي بن موسي الرضا نديدم هيچ عالمي را نديدم، مگر اين كه مانند من بر اين مطلب (اعلميت او) شهادت داد. مأمون مجالسي براي آن حضرت - عليه السلام- تشكيل داد كه در آنها گروهي از علماي اديان و فقهاي شريعت و متكلمان را (به منظور مناظره علمي با امام و به عم خودش تخريب شخصيت علمي آن حضرت) جمع كرد، اما آن حضرت بر همه آنها غلبه نمود تا آنجا كه كسي از آنها نماند مگر اينكه به فضل والاي آن حضرت و قصور خويش اعتراف كرد .
و آن حضرت خود در مقام بيان اعلميت و افضليت خويش بر ديگران، به نوفلي فرمود: «اي نوفلي آيا دوست داري بداني چه زماني مأمون (از اين مجالسي كه راه مي اندازد) پشيمان مي شود؟ گفتم؛ آري، فرمود آن وقتي كه بشنود (و ببيند) كه با اهل تورات به توراتشان و با اهل انجيل به انجيلشان و با اهل زبور به زبورشان و با صابئين به عبرانيتشان و با اهل روم به روميتشان و با اهل سخن به لغاتشان احتجاج كنم و وقتي هر يك از آنها محكوم و ساقط شد و برهانش باطل گرديد، سخن (پندارها و عقايد باطل) خويش را رها كرده و سخن مرا پذيرفت، خواهد دانست آن جايگاهي كه او بر آن تكيه زده است مستحق آن نيست و در اين هنگام است كه نادم و پشيمان مي گردد. سپس فرمود لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم.
طبرسي (ره) در باب آشنايي آن حضرت (ع) به همه زبانها، از ابوالصلت روايت مي كند: امام رضا(ع) با هر قومي و نژادي از مردم با زبان خود آنها سخن مي گفت. به خدا سوگند، او فصيح تر و داناتر از خود آنها، به زبانشان سخن مي فرمود.
آثار و تأليفات آن حضرت در حوزه هاي مختلف علمي و ديني و طرح مباحثي از قبيل مسأله توحيد و تبيين ساير اصول موضوعه ديني، بحث در باب فقه و فلسفه احكام و نيز طرح مباحث متعلق به پيدايش عالم و زمين، امور مربوط به علم پزشكي و ساير رشته هاي علوم طبيعي، همه و همه حاكي از گستردگي علم آن امام همام(ع) و اعتقاد ايشان به لزوم احياي علم و دين بوده است.
تسلط ايشان به علوم پزشكي، بهداشت عمومي و ميكروبيولوژي، نمونه بارز تأثيرگذاري آن حضرت بر علم پزشكي و بهداشت عمومي آن عصر بود. خلاصه آنكه، درباره علم امام(ع) مي توان از جهات مختلف گفتگو كرد. حوزه هاي معلومات امام (ع) از چيزهايي است كه شخصيت امام (ع) را متمايزمي سازد. معلومات امام در زمينه الهيات، اطلاعات امام (ع) درباره اديان و كتابهاي آسماني، آگاهي امام از علوم و معارف قرآني، احاطه امام (ع) به بحثهاي كلامي، بحثهاي امام (ع) درباره پزشكي، طرح اصول فقه و جز اينها، همگي گسترش دامنه معلومات امام (ع) را مي رساند.
ب) دين ودانش در سيره عملي امام رضا(ع)
در سيره عملي آن حضرت، نه تنها خبري از تعارض و يا تمايز علم و دين نيست، بلكه بين آنها ارتباط وثيقي وجود دارد و هر يك از علم و دين در اين سيره معاضد يكديگرند. حضرت رضا(ع) اين معنا را در سيره عملي خويش با تربيت بزرگاني چون حسن بن علي بن زياد وشاء، فضل بن شاذان، حماد بن عيسي، اشعري قمي ، سعدبن سعد، ريان بن صلت، محمد بن خالد برقي قمي، عبد العزيز مهتدي قمي، يونس بن عبد الرحمن، كه در تاريخ علم وفضيلت نام آنها براي هميشه ثبت و ضبط است و نيز تأليف و تصنيف كتابهاي ارزشمند در دو حوزه علم و دين و از طرفي انجام مناظره ها و مسافرتهاي علمي، تحقق بخشيده است. برخي از مصنفات ايشان (ع) به شرح ذيل است:
1- صحيفه الرضا(ع) كه شامل احاديثي است از ايشان و اجدادشان
2- طب الرضا يا رساله ذهبيه كه به درخواست مأمون در حوزه علوم پزشكي و بهداشت عمومي است. اين رساله به دليل دارا بودن نكات عميق علمي به رساله ذهبيه مشهور شد.
«امام رضا(ع) اين رساله را در حدود 201 هجري براي مأمون نوشت و در اين زمان دانش پزشكي، صورت علمي نداشت و بر اساس مداومت و تجربه بود نه بر اساس اكتشافات علمي، در آن زمان وجود ميكروب ها كشف نشده بود، از ويتامينها آگاهي به دست نيامده بود و از اكتشافات مهم ديگر پزشكي مانند مبارزه با ميكروبها در آن زمان خبري نبود.» و امام(ع) با بيان اين علميات، جامعه انديشه را به تكاپو و تحقيق در مسائل علمي واداشت كه سواي آنكه از عوامل مهم شكوفايي تمدن اسلامي و درسي براي انديشمندان معاصر در جريان توليد علم بود، از تعامل علم و دين در نگاه آن امام همام (ع) نشان داشت.

* مسافرتها و مناظره هاي امام رضا(ع)
عصر امام رضا(ع) از يك موقعيت حساس برخوردار بود، زيرا عوامل انحراف فكري به اوج خود رسيده بود. اين انحرافها كه عمدتاً ناشي از ورود انديشه هاي غير تصفيه شده بيگانه به جامعه اسلامي و نيز آزادي افسار گسيخته كه از سوي دستگاه عباسي در استقبال از انديشه ها داده شد، امام رضا (ع) را بر آن داشت تا به عنوان حافظ دين خدا و نجات مسلمانان از شرك و الحاد، دست به اقدامهايي بزنند، از جمله مسافرت به مراكز پخش اين انديشه ها از قبيل بصره و كوفه و انجام جلسات مناظره با سران اين افكار الحادي، استفاده از فرصت ولايتعهدي در راستاي تبليغ دين و آنچه را كه شريعت خاتم براي هدايت بشر آورده است.
يكي ديگر از اقدامهاي آن حضرت در اين خصوص مناظره هايي است كه آن حضرت با بزرگان و رؤساي فرق و اديان مختلف انجام دادند، چه قبل از ولايتعهدي و چه پس از آن، و با توجه به روش مناظره آن حضرت كه زبانزد عالميان بود، (زيرا بر صبغه عقلاني و منطقي استوار بود) و دفاع آن حضرت از دين و گزاره هاي ديني كه يكي از آنها لزوم تحصيل علم و دانش در رشته هاي مختلف و نافع است، همه و همه گواه آن است كه در سيره عملي آن حضرت علم و دين با هم هماهنگند.

*نتيجه بحث:
با توجه به آنچه در باب مناسبات دين و دانش در عصر حضرت رضا(ع) و نيز نقش ايشان در ترويج اين دو مهم گذشت، بدين معنا مي رسيم كه در عصر آن حضرت(ع) بين دين و دانش، نه تعارض بوده است و نه تمايز، بلكه هر كدام از آنها در هدايت انسان به سوي حق تعال مكمل يكديگر بوده و هيچ كدام ديگري را نفي نمي كند. به عبارت ديگر، ناسازگاري بين علم و دين وجود نداشته است.
البته، اين نكته را نبايد فراموش كرد كه پيشآمد چنين موهبت عظيمي براي جوامع اسلامي در آن عصر، مرهون ائمه هدي(ع) و حضرت امام علي بن موسي الرضا (ع) بوده است و منشأ اعتلاي فرهنگ اسلامي و شكوفايي تمدن ديني حضرت ثامن الحجج (ع) و آباء طاهرين (ع) بوده است.

منابع:
1- پژوهش دقيق در زندگاني امام علي بن موسي الرضا/ شريف قرشي، باقر.
2- الفهرست/ ابن نديم .
3- التبيان في تفسير القرآن/ محمد بن حسن طوسي.
4- بحارالانوار / محمدباقر مجلسي.
5- طبرسي/ اعلام الوري.
6- ويژگي هاي حضرت رضا / دكتر علي شريعتمداري.
7- تحليلي از زندگاني امام رضا/ محمد جواد فضل الله.
8- زندگاني حضرت علي بن موسي الرضا/ ابوالقاسم سحاب.
دكترحسن رضائي مهر
مدرس حوزه و دانشگاه
www.qudsdaily.com

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید