برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

بررسی رابطه بین قابلیتهای مدیریت دانش و انتقال دانش

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بررسی رابطه بین قابلیتهای مدیریت دانش و انتقال دانش
الناز شعبانپور لفمجانی

 

چکیده: برای بدست آوردن منافع رقابتی، یک سازمان می بایست توانایی مدیریت مؤثر دارایی اصلی اش یعنی دانش را داشته باشد. جدا از انواع مختلف دانش که در زمینه های مختلف آن مطرح می شود، قدرت راضی کردن مشتری هم نقش مهمی در تولید محصول یا خدمت با کیفیت در آن سازمان ایفا می کند.
به طور خاص در پروژه های فناوری اطلاعات، نیاز است که آنچه مشتری می خواهد به طور مؤثر و کارآمد به بخش IT انتقال داده شود و در عوض واحد IT بایستی این نیازها را به طور مؤثر و کارآمد در نظر بگیرد و ببیند.
این تحقیق رابطه بین قابلیت های مدیریت دانش و موفقیت انتقال دانش در واحدهای IT در شرکتهای کانادایی را بررسی می کند. یک بررسی آن لاین داده های تجربی را از 54 مدیر IT جمع آوری کرد. این داده ها به کمک روش مدلسازی معادلات ساختاری PLS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که برای اینکه انتقال دانش در یک پروژه IT موفقیت آمیز باشد، واحد IT باید هم یک زیرساخت دانش و هم قابلیت فرایندهای دانش را داشته باشد. در بین این قابلیت ها، عوامل زیربنایی کلیدی و فرایندهای مناسب دانش مشخص شده اند. ثابت شده است که کاربرد و کسب در تضمین یک فرایند زیربنایی مهم می باشند در حالیکه فرهنگ (فرهنگ یادگیری،  فرهنگ اشتراک گذاری) ، فناوری (فناوری مشارکتی ، فناوری ایجاد فرصت) و ساختار (ساختارهایی که از همکاری و سیستم پاداشها حمایت می کنند ) به عنوان عوامل کلیدی زیربنایی مهم شناخته شده اند. به علاوه یافته ها نشان می دهد که فرایندهای دانش در تضمین بهره وری انتقال دانش کلیدی هستند اما ضرورتا مؤثر نیستند در حالیکه زیرساخت های دانش، اثربخشی انتقال دانش را تضمین می کنند، اما الزاما بهره وری را تعیین نمی کنند.
کلمات کلیدی : مدیریت دانش ، انتقال دانش ، دانش

مقدمه :
زمانیکه دانش همواره در فعالیت های شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرد ، آن را به عنوان یک دارایی استراتژیک با توانایی شرکت در مدیریت آن به عنوان یک پیش نیاز برای موفقیت سازمان مورد ستایش قرار می دهند. ( Beijerse 1999 ; Dawson 2000  ) توانایی مدیریت مؤثر دانش به منزله ی یک بخش جدایی ناپذیر از قابلیت های هسته ای شرکت است. ( Leonard – Barton 1995  ) پویایی در حال تغییر روابط نه تنها بین شرکای استراتژیک، بلکه بین رقبا به وضوح نشان می دهد که نیاز شرکت ها را باید از یکدیگر یاد بگیرند. ( Loebecke et al . 1999 ) در واقع محققان ادعا می کنند که فعالیت اصلی شرکت ادغام ( Grant 1996 ) ، کاربرد ( Teece 1998 ) و پردازش دانش است. ( Dawson 2000 ; Firestone 20001 )
تکامل مدیریت دانش ( KM ) به یک رشته مطالعه، ریشه های خود را به تغییر در نظریه های اقتصادی مدیون است. در نیمه دوم قرن بیستم، اطلاعات و دانش جایگزین زمین و سرمایه به عنوان ورودی اصلی تولید شدند. (  Beijerse 1999 ) زمانیکه دانش به طور فزاینده ای به عنوان یک منبع استراتژیک و منحصر به فرد و یک دارایی شناخته شد، تلاش ها برای ابداع روش های رسمی مدیریت آن شکل گرفت.
یک تعریف توسط Wiig ( 1997 ) چهار جنبه اصلی مدیریت دانش را مشخص می کند:
تسهیل فعالیت های پایه دانش ، خلق و حفظ یک زیرساخت دانش ، مدیریت دارایی های دانش و استفاده از آنها برای ایجاد ارزش.  بنابراین هدف از مدیریت دانش به حداکثر رساندن اثربخشی و بازده مربوط به دانش سازمانی از دارایی های دانش و تجدید مداوم آنهاست.
مدیریت دانش یعنی درک، تمرکز و مدیریت اصولی فرایندهای مؤثر دانش است. ( Wiig 1997, p.8 )
در فناوری اطلاعات مرتبط به پروژه ها، هر بخش IT ،بدون درنظر گرفتن صنعت شرکت، به عنوان یک تأمین کننده راه حل  IT برای بخش مشتری عمل می کند. آگاهی از نیازهای مشتری داخلی، یک پیش نیازی برای استفاده مؤثر و کارآمد یک شرکت از IT است. برای اینکه راه حل IT به نیازهای مشتری مربوط شود، ازجمله دانش باید برای استفاده توسط بخش IT منتقل شود. ( See Byrd et al . 1992 )
انتقال دانش مرکز تحقیقات مدیریت دانش است. ( Argote and Ingram 2000a ; Szulanski 2000 ) این فرایندی است که از طریق آن یک واحد، متأثر از دانش واحد دیگر است. اگرچه عدم وجود چنین فرایندی منجر به شکافی بین نیازهای مشتری و محصول نهایی ارائه شده به آنهاست، حضورش به تنهایی باعث کوچکترشدن این شکاف نمی شود. بلکه قابلیت گیرنده برای استفاده از دانش انتقال یافته نیز باید درنظر گرفته شود. ( Cohen and Levinthal 1990 )
یک قابلیت توانایی شرکت برای گسترش دارایی هایش می باشد. ( Maritan 2001 p. 514 ) قابلیت مدیریت دانش به وسیله ی حضور زیرساخت دانش ( ساختاری ، فناوری و فرهنگی ) تعریف شده است که توسط فرایندهای اصلی دانش حمایت شده اند . ( کسب ، تبدیل ، کاربرد و نگهداری ) ( Gold et al .2001 )
این تحقیق به این سؤال پاسخ می دهد:
آیا بین قابلیت های مدیریت دانش و موفقیت انتقال دانش در پروژه های IT واحد فناوری اطلاعات شرکت ها رابطه معناداری وجود دارد؟
پاسخ به این سؤال نشان خواهد داد که عناصر فرایند و زیرساخت دانش برای انتقال دانش مؤثر و کارا اساسی هستند اما تمام شرکت ها در پروژه های IT خودشان فرایندهای مدیریت دانش ندارند. پس یک تأکیدی بر ارتباط مثبت بین قابلیت مدیریت دانش و موفقیت انتقال آن ، آنها را به پیاده سازی چنین فرایندهایی تشویق خواهد کرد.
برای پاسخ به سؤال پژوهش، ما یک نظرسنجی از بخش های IT شرکت های کانادایی انجام دادیم که 54 مدیر بخش IT به آن پاسخ دادند. و مدیران پاسخ های خود را در مورد قابلیت های مدیریت دانش خود ارائه دادند.
نتیجه های نظرسنجی نشان داد که هردو جنبه قابلیت مدیریت دانش یک نقش کلیدی در موفقیت انتقال دانش بازی می کنند.

نگاه منبع محور شرکت
نگاه منبع محور شرکت در پاسخ به ضعف های خاص تئوری اقتصاد شرکت فرض شده است. تئوری اقتصاد بیان می کند که عملکرد استراتژیک شرکت به ساختار صنعت مانند موقعیت رقابتی، زمینه های تکنولوژیکی، جامعه شناسی و محیطی وابسته است. ( Von Krogh and Grand 2002 ) دیدگاه مبتنی بر منابع بیان می کند که عملکرد استراتژیک یک شرکت چه نوع منابعی را بدست آورده و چگونه در حال استفاده کردن از آن است. این استفاده از منابع در طی زمان به قابلیت های سازمانی توسعه می یابد. ( Amit and Shoemaker 1993 )
منابع، دارایی های مشهود و نامشهودی هستند که تا حدی به طور دائمی به شرکت متصل اند. ( Wernerfeldt 1984, quoted by Von Krogh and Grand 2002, p. 167 ) یک قابلیت می تواند اینگونه تعریف شود: توانایی یک شرکت برای توسعه دارایی هایش و انجام یک وظیفه یا فعالیت برای بهبود عملکرد. (  Maritan 2001, p.514 ) . نویسندگان دیگر آن را اینگونه تعریف می کنند: توانایی شرکت برای مدیریت افراد تا مزیت رقابتی را کسب کنند. (  Ulrich and Lake 1991, p.78 ) به عبارت دیگر، یک قابلیت، توانایی استفاده از منابع خاص است.
براساس دیدگاه منبع محور، شرکت ها مزیت رقابتی را از طریق مدیریت بهینه و افزایش ارزش منابع و قابلیت ها بدست می آورند. همانطور که قبلا ذکر شد، منبع اصلی سازمانی، دانش است. ( Drucker 1995; Brooking 1996 ) جای تعجب نیست که دیدگاه منبع محور به شاخه مدیریت دانش پرداخت.
قابل ذکر است، Grant ( 1996 ) استدلال کرد که فعالیت اصلی شرکت در یکپارچه سازی دانش به محصولات و خدمات است. از این رو قابلیت های سازمانی نتیجه فعالیت های یکپارچه سازی دانش شرکت می باشند. اخیرا همچنین Von Krogh و Grand ( 2002) برای یک تئوری مبتنی بر دانش از شرکت استدلال می کنند و برخلق دانش به عنوان فعالیت اصلی شرکت تمرکز می کنند. با این حال، همانطور که دو نویسنده بالا و Grant اشاره می کنند، دیدگاه مبتنی بر منابع شرکت با توجه به دانش به عنوان دارایی اصلی استراتژیک، ناکافی ست، تئوری مبتنی بر دانش به طور کلی پذیرفته شده است.

دانش
بحث کلیدی پیشنهاد شده توسط دیدگاه مبتنی بر منابع شرکت این است که رقابت شرکت ها براساس منابع و قابلیت هایی است که دارا می باشند، و مزیت های رقابتی توسط شرکت هایی که منابع و قابلیت هایشان به سختی تقلیدپذیر است به دست می آیند. ( Von Grogh and Grand 2002 )
دانش یکی از منابعی است که به سختی تکرار می شود و از این رو در دستیابی به مزیت بیش از دیگر شرکت ها مهم است. ( Lubit, 2001 ) اگرچه یک بحث فلسفی از اینکه دانش چیست در قلمرو این تحقیق است، چندین جنبه مهم برای درک مفهوم دانش مورد استفاده دراین تحقیق موردنیاز است.
اول، دانش می تواند ضمنی یا آشکار باشد. دانش ضمنی درک ناخودآگاه است و ریشه در عمل و تجربه دارد. ( Polanyi 1902 ) و دانش آشکار به طور رسمی بیان می شود و به دور از مفهوم استفاده آن است. ( Zack 1999 )
دوم، Nonaka و Takeuchi (1995  ) طبقه بندی دانش ضمنی یا آشکار را به کار گرفته اند و آنها جنبه ای دیگر را به طبقه بندی – یعنی دانش فردی در مقابل دانش جمعی – اضافه کردند. آنها بین دانشی که فرد برخوردار است ( مهارت، تخصص و غیره ) و دانشی که گروه برخوردار است ( فرهنگ، مدل ذهنی مشترک، اعتماد و غیره ) تفاوت قائلند.
سوم، مطالعه Alavi و Leider ( 2001 ) شش مقوله از دیدگاه دانش را پیشنهاد کردند که هریک از آنها مفاهیم خاصی در روش مورد استفاده برای مدیریت آن دارند. دیدگاه اول ، دانش یک حالت ذهنی است. این دیدگاه معتقد است که دانش تنها می تواند در یک فرد وجود داشته باشد. هنگامی که جدا می شود، دیگر دانش نیست، بلکه اطلاعات است. دیدگاه دوم ، دانش یک شیء است که می تواند ذخیره شده و دستکاری شود. دیدگاه سوم ، دانش به عنوان یک فرایند است یعنی نمی تواند از عمل جدا شود. دیدگاه چهارم ، دانش یک شرط دسترسی به اطلاعات است. این دیدگاه بسط دیدگاه دانش به عنوان شی ء با تمرکز بر دسترسی به هدف های دانش است. دیدگاه پنجم ، دانش به عنوان توانایی اقدام براساس اطلاعات تعبیر شده است. آخرین دیدگاه ، دانش داده های روبه رو و اطلاعات است. داده ها واقعیتهای خام هستند و اطلاعات داده های بامعنا و دانش اطلاعات شخصی است.
چهارم، Zack ( 1999 ) دانش را به عنوان آنچه که ما براساس اطلاعات از طریق تجربه، ارتباط و یا استنتاج معتقدیم تعریف می کند. و تعریف او به دو طبقه بندی Alavi و Leider مربوط می شود: دانش به عنوان یک شیء و دانش به عنوان یک فرایند.
با توجه به مطالب بالا، ما تعریف Zack از دانش را در این تحقیق می پذیریم چون به اهمیت ارتباطات پرداخت. این تحقیق اساسا به دانش به عنوان یک باور و ارزش از اطلاعات دریافت شده از طریق تجربه، ارتباط و یا استنتاج می نگرد.
مدیریت دانش به بسیاری از فرایندهای دانش می پردازد که یکی از آنها انتقال دانش می باشد.

انتقال دانش
در 20 سال گذشته علاقه گسترده ای به موضوع انتقال دانش ظاهر شد ( Wiig 1997 ). دیدگاه مبتنی بر منابع شرکت، اهمیت انتقال منابع و قابلیت های شرکت را در بدست آوردن مزیت رقابتی امر حیاتی می داند ( Barney, 1986 ). انتقال به ویژه در داخل شرکت مهم است ( Grant, 1996 ). یکی از کمبود های مهم در مطالعه انتقال دانش، فقدان تعاریف مفهومی می باشد. هرچند مقاله های زیادی به این موضوع پرداخته اند اما اغلب فرض را بر این گرفته اند که خواننده مفهوم انتقال دانش را درک می کند ( Goh 2002 )
فرایند انتقال دانش از فرایند ارتباطات ساده که طی آن دانش منتقل می شود فراتر است. دانش انتقال یافته باید به خوبی جذب شود ( Lane and Lubatkin 1998 ) یا توانایی استفاده از آن را ایجاد کند و از این رو باعث ایجاد ارزش شود ( Argote and Ingram 2000a )
Davenport و Prusak ( 1998, p.101 ) بیان می کنند که انتقال دانش شامل انتقال اطلاعات به یک دریافت کننده و جذب و تبدیل آن توسط یک شخص یا گروه است. این تعریف همچنین گرفته شده از این واقعیت است که انتقال دانش یک فرایند دوطرفه است. آن می تواند به دو زیر فرایند تقسیم شود : توزیع دانش از نقطه نظر فرستنده و اکتساب دانش از نقطه نظر گیرنده ( Huber 1991; Schulz 2000; Bolino 2001 ) .

موفقیت انتقال دانش
موفقیت انتقال دانش به عنوان دستیابی به هدف مورد نظر در یک فرایند که دانش توسط یک واحد منتقل شده و توسط واحد دیگر جذب شده باشد، تعریف می شود. فرایند انتقال دانش موفق آن است که مؤثر و کارا باشد. انتقال دانش مؤثر آن است که دارای یک تناظر یک به یک بین دانش منتقل شده و دریافت شده باشد ( Verkasslo and Lappalainen 1998, p. 420 ) و کارایی فرایند، توانایی دستیابی به اثربخشی فرایند با استفاده از حداقل مقدار منابع است.
انتقال دانش یک فرایند مهمی است که نمی تواند توسط یک سازمان نادیده گرفته شود. بنابراین آن تنها یکی از فرایند های دانش است که توانایی شرکت را برای مدیریت مؤثر دانش حمایت می کند. این فرایندها و زیرساخت های حمایتیشان شامل قابلیت های مدیریت دانش شرکت هستند.

قابلیت های مدیریت دانش
قابلیت سازمانی شرکت، توانایی آن برای مدیریت مؤثر منابعشان می باشد. منبع اصلی در دسترس برای شرکت ها دانش است. بنابراین، قابلیت هایشان باید به طور مؤثر دانش را مدیریت کنند.

قابلیت های زیرساخت دانش

قابلیت زیرساخت دانش می تواند شامل سه جزء زیر باشد :
قابلیت های فناوری ، ساختاری  و فرهنگی
بیشتر شرکتها به فناوری جهت تسهیل انتقال دانش و یادگیری وابسته اند که شامل: هوش کسب وکار ، همکاری ، آموزش توزیع شده ، کشف دانش و غیره می باشد. بعد ساختاری قابلیت زیرساخت دانش به حضور هنجارها و سازوکارهای اعتماد اشاره دارد. و شاید مهمترین جنبه در توانا ساختن مدیریت مؤثر دانش ، فرهنگ است.

قابلیت های فرایند دانش
برخی از نویسندگان مدیریت دانش، دانش را به عنوان یک فرایند استفاده از تخصص ها تعریف می کنند.  داونپورت یک فرایند کسب و کار را به عنوان مجموعه ای از فعالیت های منظم که دارای یک آغاز و پایان و ورودی ها و خروجی های مشخص هستند تعریف کرده است. اما از دیدگاه مدیریت دانش، هر فرایند کسب و کار می تواند همچنین به عنوان یک فرایند دانش دیده شود چون فعالیت های درون یک فرایند توسط دانش راهنمایی شده اند. قابلیت های فرایند دانش سازمان در اصطلاح قابلیت های انجام چهار فرایند اصلی مدیریت دانش تعریف شده اند : کسب ، تبدیل ، کاربرد ، نگهداری
فرایندهای کسب آنهایی هستند که تمایل به کسب دانش دارند. کسب فرایندی است که دانش را از یک منبع بیرونی جدا می کند. هر فرایندی که به واحدی کمک می کند تا دانش را بدست آورد به عنوان یک فرایند کسب دانش بیان می شود.
فرایندهای تبدیل آنهایی هستند که تمایل دارند تا دانش موجود را مفید سازند.
فرایندهای کاربرد آنهایی هستند که متمایل به استفاده واقعی از دانش هستند.
فرایندهای نگهداری آنهایی هستند که برای حفظ دانش درون یک سازمان از استفاده غیرقانونی و نامناسب طراحی می شوند.

قابلیت زیرساخت دانش و انتقال دانش
نویسندگان بسیاری به ارتباط مثبتی که بین اجزای قابلیت زیرساخت دانش و موفقیت انتقال دانش وجود دارد، اشاره می کنند. به طور مثال ، Kastova ( 1999 ) استدلال کرد که موفقیت انتقال دانش به نوع فرهنگ سازمانی که واحد دریافت کننده داراست، بستگی دارد.
دیگران اشاره می کنند که عدم وجود زیرساخت دانش مناسب می تواند به طور جدی توانایی دپارتمانی برای انتقال موفقیت آمیز را تحت تأثیر قرار دهد.
داشتن یک تکنولوژی مناسب به عنوان یک رسانه انتقال، فرایند انتقال و اثربخشی آن را تسهیل خواهد کرد.
قابلیت فرایند دانش و انتقال دانش
فرایندهای خاص کلیدی به یک واحد اجازه می دهند تا دانش را به طور موفقیت آمیز جذب کنند. بدون این جذب، یک انتقال نمی تواند موفقیت آمیز باشد.
بخشی از فرایندهای کسب ، توانایی شرکت برای دستیابی به دانش از منابع بیرونی هستند. اگر این فرایندها حضور نداشته باشند، انتقال به سختی موفق خواهد بود.
در مفهوم توسعه سیستم، نیازهای مشتری باید به مشخصات طراحی انتقال یابد و برای این کار، فرایندهای تبدیل دانش مناسب باید حضور داشته باشند.
هنگامی که مشخصات طراحی کامل شدند، این دانش باید برای ایجاد سیستم با استفاده از فرایندهای کاربرد دانش به کار گرفته شوند.

مدل تحقیق
دو مدل برای قابلیت های مدیریت دانش ارائه شده اند که مدل Gold و همکارانش برای مطالعه در تحقیق حاضر انتخاب شده است. در این مدل مدیریت دانش از بعد زیرساخت ها از سه مولفه فناوری ، ساختار و فرهنگ تشکیل شده و از بعد قابلیت فرایند دانش از چهار مولفه کسب ، تبدیل ، کاربرد و نگهداری تشکیل شده است. پژوهش حاضر سه هدف اصلی را دنبال می کند؛ اول اینکه این تحقیق سعی دارد تأثیر قابلیت های مدیریت دانش را بر موفقیت در انتقال دانش بررسی کند. دوم، این تحقیق سعی دارد شکاف حاضر در تجزیه و تحلیل را از طریق تمرکز بر انتقال دانش در بین واحدهای مختلف یک سازمان پر کند. سوم، این تحقیق مدل Gold و همکارانش را در فیلدی متفاوت ( پروژه های IT ) برای تأکید بیشتر این مدل تکرار می کند.

سؤالات تحقیق
سؤال اصلی :

آیا بین قابلیت های مدیریت دانش و موفقیت انتقال دانش در پروژه های IT واحد فناوری اطلاعات شرکت ها رابطه معناداری وجود دارد؟
سؤالات فرعی :
1- آیا بین قابلیت های زیرساخت دانش و اثربخشی انتقال دانش در پروژه های IT واحد فناوری اطلاعات شرکت ها رابطه معناداری وجود دارد؟
2- آیا بین قابلیت های زیرساخت دانش و بهره وری انتقال دانش در پروژه های IT واحد فناوری اطلاعات شرکت ها رابطه معناداری وجود دارد؟
3- آیا بین قابلیت های فرایند دانش و اثربخشی انتقال دانش در پروژه های IT واحد فناوری اطلاعات شرکت ها رابطه معناداری وجود دارد؟
4- آیا بین قابلیت های فرایند دانش و بهره وری انتقال دانش در پروژه های IT واحد فناوری اطلاعات شرکت ها رابطه معناداری وجود دارد؟

روش شناسی تحقیق
این تحقیق از نوع کاربردی است و روش تحقیق از نوع همبستگی است چون بررسی رابطه یک متغیر با متغیر دیگر را مدنظر قرار داد.
روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است و ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه الکترونیکی است.
مقیاس متغیر، کیفی است و از طیف لیکرت استفاده شده است.
جامعه آماری 3281 نفر از کارکنان و مدیران بخش های IT شرکت های هدف که دارای ایمیل بودند می باشد که از بین این افراد تنها 127 نفر به پرسشنامه ها پاسخ دادند و نمونه تحقیق را شامل شدند.
برای سنجش متغیر مستقل تحقیق از ابزار سنجش مدل Gold که در این تحقیق استفاده شده است استفاده شد. مدل Gold طیف 7 گزینه ای لیکرت را که در آن 1 معادل کاملا مخالف و 7 معادل کاملا موافق است برای سنجش متغیر مستقل به کار می برد که در این تحقیق از همین طیف استفاده شده است. برای سنجش متغیر وابسته نیز به همین ترتیب عمل شد و از طریق روش مدل ساختاری PLS با کمک نرم افزار SPSS10 اطلاعات استخراج شده از پرسشنامه های برگشت داده شده تجزیه و تحلیل شد.

نتیجه گیری
پژوهش حاضر به تجزیه و تحلیل این فرضیه پرداخت که آیا قابلیت های مدیریت دانش، موفقیت انتقال دانش را در پروژه های IT تحت تأثیر قرار می دهد. یافته ها نشان می دهد که یک رابطه مثبت بین انتقال دانش و قابلیت های فرایند دانش و همینطور بین انتقال دانش و قابلیت های زیرساخت دانش وجود دارد. این پژوهش دریافت که دو فرایند (کسب دانش و کاربرد دانش) و شش مولفه زیرساخت (فرهنگ یادگیری ، فرهنگ به اشتراک گذاری ، فناوری مشارکتی ، فناوری تولید فرصت ، ساختار حامی همکاری و سیستم پاداش) عوامل کلیدی در رسیدن به موفقیت در انتقال دانش می باشند. به طور خاص تر این پژوهش تأکید کرد که دو فرایند دانش برای تضمین اثربخشی انتقال دانش ضروری می باشند، در حالیکه مولفه های زیرساخت دانش عوامل مؤثر بهره وری انتقال دانش هستند.
عنوان: بررسی رابطه بین قابلیت های مدیریت دانش و موفقیت انتقال دانش
ترجمه: الناز شعبانپور لفمجانی، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت فناوری اطلاعات
منابع

Manovas, Mantas(2004), Investigation the Relationship between Knowledge Management Capability and Knowledge Transfer Success, Master of Science, Concordia University

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 5.00 (1 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید