برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

پرتگاه هاي مديريت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
پرتگاه هاي مديريت
تأليف: دكتر غلامعلي سرمد

خلاصه كتاب- • انواع اشتباهات مديران: 1.نگاه نداشتن حرمت مرزها: از جمله مواردي است كه نه تنها در دنياي انسانها بلكه اصولا در دنياي جانداران مشكلاتي را موجب مي شود. لازم است مديران استقلال فردي كاركنان را در حد معيني محترم بشمارند تا بتوانند براي سازمان و محيط كار امنيت را فراهم كنند. 2.سنت غلط: در برخي كشورها يك سنت غلط وجود دارد كه مديران بايد از حركت كاركنان جلوگيري كنند تا در آينده به صورت رقباي آنها در نيايند.

•    سئوالهايي  در ارتباط با اشتباهات مديران :
1)مطالب و اشخاص مورد علاقه مدير چیست؟
2)كارايي زيردستان را چگونه ارزيابي مي كند؟
3)تمايل مدير به گوش دادن چقدر است؟
4)قدرت مدير در انتقال مطالب چقدر است؟
5)تا چه اندازه در نقش مشاور كاركنان ظاهر ميشود؟
و...
•    انواع اشتباهات مديران
1.نگاه نداشتن حرمت مرزها
از جمله مواردي است كه نه تنها در دنياي انسانها بلكه اصولا در دنياي جانداران مشكلاتي را موجب ميشود.
لازم است مديران استقلال فردي كاركنان را در حد معيني محترم بشمارند تا بتوانند براي سازمان و محيط كار امنيت را فراهم كنند.
2.سنت غلط
در برخي كشورها يك سنت غلط وجود دارد كه مديران بايد از حركت كاركنان جلوگيري كنند تا در آينده به صورت رقباي آنها در نيايند.
3.فاصله گرفتن مدیران از زيردستان
از جمله اشتباهات مديران این است كه تصور مي كنند بايد تا حد امکان از زيردستان فاصله بگيرند.
4.همه كاره بودن
از دیگر اشتباهات مديران اين است كه تصور مي كنند بايد همیشه خودشان همه كاره باشند و به همين دلیل از سپردن وظایف نسبتا سنگین به زیر دستان اکراه دارند.
5.بي توجّهی به تشویق و پاداش
مديران بايد بدانند كه يكي از شيوه های اصلاح امور،تشویق افرادی است كه به وظایف خود به درستی عمل مي كنند و مهمتر از آن کارمند بداند كه مدير در برابر چه چیزی پاداش مي دهد.
6.توسل به جذبه به جاي جاذبه
يكي از مشکلات اساسی مديران آن است كه تصور مي كنند مدير بايد لزوما جذبه داشته باشد و قدرتمند جلوه كند.ضمن اينكه اکثر آنان قدرت و جذبه را با دستور دادن و حکم راندن و چه بسا متمایل به جسارت و یا حتی خارج از ادب نشان میدهد.
7.اجتناب از يادگيري
مديران تصور مي كنند آنچه را روزگاري ياد گرفته اند براي هميشه كافي است و لذا نيازي به يادگيري زيادتر در خودشان احساس      نمي كنند.
8.ناديده گرفتن رفاه كاركنان
بي توجهي مديران به امور رفاهي كاركنان از ديگر اشتباهات آنان است در صورتي كه مي توان با صرف هزينه هاي اندك بسياري از نيازهاي كاركنان را برآورده ساخت.
9.اگر مديران به مشتريان توجه چنداني نداشته باشند مرتكب اشتباه  مي شوند و سازمان را به پرتگاه سوق ميدهند.
10.فراهم نكردن امنيت شغلي در محيط كار از ديگر اشتباهات مديران است.
11.مديراني كه در سر كار فرصت پرواز براي زيردستان فراهم نكنند،سازمان مطبوع را به پرتگاه  سوق خواهند داد.زيرا با مسن شدن مسئولين افراد آموزش ديده و با تجربه نخواهند داشت تا جاي آنها را بگيرد.
12.اگر مدیر در برخورد با مشكلات خود را ببازد ،پس از تصدي شغل از ايفاي نقش شايسته در آن وحشت كند دچار اشتباه خواهد شد،زيرا  ترس از عدم كفايت لزوما شكست را به دنبال دارد.
13.مديراني كه در چهارديواري قالبهاي ذهني حركت كنند نيز اشتباه كارند.به اين اشتباه خطاي قالبي گويند.
14.اگر مدير درصدد اين باشد كه تا حد امكان در سازمان تفكر گروهي ايجاد كند او را اشتباهكار ميدانيم.چون چنين تفكري غلط است.
15.مديراني كه مرتبا پرواز انديشه را ترغيب ميكنند وبه طور مداوم از كاركنان انديشه هاي تازه انتظار دارند نيز در اشتباهند.
16.چنانچه مدير همواره و در قبال همه چيز بسيار جدي عمل كند ميتوان او ا اشتباه كار دانست.زيرا استفاده از شوخي و طنز در شرايتي كه مي تواند آرام بخش كاركنان باشد يا از فشار رواني بكاهد  روشي پسنديده است.
•    چرا مديران اشتباه مي كنند؟
1) يكي از دلايلي كه مديران اشتباه مي كنند آن است كه به دانسته هاي خودشان عمل نمي كنند ،چون به عمل اعتقاد ندارند.
2) خودخواهي ،غرور يا به بيان ديگر«خود دانشمند بيني» از ديگر ريشه هاي اشتباهات انسان و از جمله مديران است.
3) كم اطلاعي از هنر سخن گفتن از ديگر دلايل اشتباه مديران است.
بايد دانست كه عمومي ترين شكل همكاري انسان و شايد پيچيده ترين آن سخن گفتن است.
4) اهميت ندادن مدير به اينكه بايد در كاري كه به عهده مي گيرند تخصص داشته باشند.
5) كم اعتنايي و در مواقعي بي اعتنايي مديران به قانون و مقررات و ارزشها و حتي باورهاي رايج، از ديگر ريشه هاي اشتباهات آنان است.
6) كم اطلاعي يا احتمالا بي اطلاعي مديران از زبان بدني يا زبان حركات،گاه معلول گرفتارهاي زياد آنان است.ولي ريشه هاي ديگري همچون دقت اندك ،غرور زياد،پشتگرمي به حاميان داخل يا خارج سازمان و مانند آن نيز دارد.
7) كم توجهي مديران به مسايل اخلاقي از ديگر مباني اشتباه آنان است.
8) تمايل به نفي يا بسيار كم اهميت دادن گذشته،از ديگر مباني فكري نادرستي است كه مديران را به اشتباه دچار مي كند.
•    مدير خوب كيست؟
     هنوز در جامعه ما اغلب كارمندان متعدد چشم به دهان مديران دارند و بيشتردر نقش امر بر ظاهر مي شوند تا افرادي صاحب رأي و ابتكار.
به اين ترتيب مدير خوب بايد اين مشكل را به تدريج حل كند و آن هدايت تدريجي كاركنانش به خود باوري و خود اتكايي است كه البته براي تحقق اين امر اقدامات چندي متصور است كه يكي از آنها شركت دادن هر چه بيشتر كاركنان در دوره هاي آموزشي مفيد و كاربردي است.
    از جمله نكاتي كه رعايت آن بر خوبيهاي مديران مي افزايد ،نگرش دايره اي  به پديده ها به جاي نگرش خطي است.
در مثال دير آمدن كارمند به محل كار،به مدير توصيه مي شود ابتدا به ريشه يابي علل دير آمدن كارمند بپردازد و سپس به طريق شايسته تصميم بگيرد.
o    علل احتمالي دير آمدن  كارمند:
-عوامل اجتماعي                             -عوامل سازماني
-عوامل خانوادگي                            -عوامل شخصي
- ساير عوامل 
o    هر يك ازعوامل پنجگانه فوق را مي توان به عوامل كوچك تري تقسيم كرد.به عنوان مثال عوامل سازماني را مي توان مطابق زير تقسيم بندي كرد:       
o    عوامل سازماني:
-همكار جديد                   - تغيير كردن روشهاي انجام كار
-تغييرات رفتار مدير         - سرپرست جديد و...
    مدير خوب سعي مي كند مشكلات را از طريق  گفتگوي دوستانه و غير رسمي حل كند،زيرا  چنين روشي زودتر و بهتر به نتيجه ميرسد.
    مدير خوب از شادي زيردستان شاد مي شود و اين شادماني را به طريقه ي مقتضي به اطلاع آنان مي رساند.
    مدير خوب يك شنونده ي حرفه اي است.زيرا ميداند كه هنر گوش دادن به ديگران موجب ميشود تا هنر سخن گفتن آنان تقويت شود.
•    پادزهر
1.پرهيز
تا حد امكان در مسير زندگي كار خودتان پرتگاه ايجاد نكنيد.
2.آگاهي
ازپرتگاهايي كه به طور طبيعي در مسير حركت قرار دارد،اطلاعات هر چند زيادتري كسب كنيد.
3.درنگ
براي از بين بردن پرتگاههايي كه  به طور ساختگي در راه شما ايجاد مي شود،با تأمل و انديشه كافي اقدام كنيد.
4.زيستن
توجه داشته باشيد كه برخورد با مانع يا پرتگاه در محيط كار،در خانه ودر زندگي اجتماعي امري عادي است و لذا بايد زندگي كردن با اين پرتگاهها يا موانع را ياد بگيريم.
5.هشدار
هرگز در راه همكاران،دوستان،افراد ناشناس و حتي رقبا و دشمنان اداري خود پرتگاه ايجاد نكنيد.
6.رجا
و بالاخره بدانيد به رغم تمامي موانع و مشكلاتي كه در راه پيشرفت هر كس وجود دارد با توسل به اقدامات متعدد،مي توان بر آنها غلبه كرد و به مقصود رسيد.پس اميد را از دست ندهيد.
« پايان »

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید