برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

آموزه هاي مديريت:رمزموفقيت

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
آموزه هاي مديريت:رمزموفقيت
مولف: حسن پناهي
خلاصهكتاب: اززماني که انسان زندگي گروهي رابراي به دست آوردن غذا از راه شکار و نيز تامين مسکن و دفاع در برابر دشمنان آغاز کرد , مسايل سازمان و مديريت به شکل ابتدايي آن مطرح بوده است. ساختن اهرام ثلاثه عظيم سنگي در مصرٍٍٍ،بيانگر برنامه ريزي، سازماندهي و کنترل  در حد اعلاي کوشش مديران و فراعنه ي مصر است. تاکيد قوانين  حمورابي پادشاه بابل , به دفاع از مالکيت خصوصي , امور بازرگاني خانواده و مسايل مربوط به کار و اين اصل که مسئوليت قابل تفويض نيست نشانگر توجه به اصل مديريت است.
 
سرشناسه     :پناهي ,حسن ,1343
عنوان ونام پديدآور                     :آموزه هاي مديريت:رمزموفقيت/مولف حسن پناهي
مشخصات نشر                      :تبريز:احرار , 1386
مشخصات ظاهري                 :120ص
شابک          :20000ريال                               8-028-976-964
وضعيت فهرست نويسي             :فيپا
موضوع  :مديريت
موضوع   :مديران – اخلاق حرفه اي
موضوع      :کارمندان – اخلاق حرفه اي
رده بندي کنگره                       :77 پ 3 ف / 37 HD
رده بندي ديويي                      :45/658
شماره کتابشناسي ملي  :1131315


فصل 1
سوابق تاريخي مديريت
الف)مديريت درتمدن هاي باستاني
اززماني که انسان زندگي گروهي رابراي به دست آوردن غذا از راه شکار و نيز تامين مسکن و دفاع در برابر دشمنان آغاز کرد , مسايل سازمان و مديريت به شکل ابتدايي آن مطرح بوده است. ساختن اهرام ثلاثه عظيم سنگي در مصر , بيانگر برنامه ريزي , سازماندهي و کنترل  در حد اعلاي کوشش مديران و فراعنه ي مصر است. تاکيد قوانين حمورابي پادشاه بابل , به دفاع از مالکيت خصوصي , امور بازرگاني خانواده و مسايل مربوط به کار و اين اصل که مسئوليت قابل تفويض نيست نشانگر توجه به اصل مديريت است. قوم يهود نيز تاثير قابل توجهي در تمدن هاي باستاني داشته است ,  حضرت موسي رهبر ومديري توانا بود و در زمينه قوانين , سازماندهي , انتخاب افراد شايسته , آموزش و اعمال روابط انساني , اقدامات موثري را به عمل آورد که گوياي مديريت زمان پيامبري اوست.
چيني ها از ديرباز به عنوان مردمي متفکر و انديشمند شناخته شده اند.
ب)مديريت در تمدن هاي قرون وسطي
همزمان با سقوط امپراطوري مردم , اروپاي غربي در يک دوره بسيار طولاني با حکومت ها و تشکيلات وسيع فئودالي روبرو بود. در اين دوران که تاريخ از آن به عنوان ((قرون تاريک)) ياد ميکند , دانش و معرفت پيشرفت بسيار کندي داشت و به تبع ان در زمينه مديريت و سازمان نيز تقريبا هيچ کار قابل توجهي انجام نشد و نوشته مهمي به وجود نيامد.
قرون وسطي به صورت پلي است بين عهد باستان و عصر روشنگري که به عنوان دوران ((رنسانس)) شناخته شده است , در اين دوران اگر چه ساختار سياسي و اقتصادي جامعه به صورت فئودالي سازمان يافته بود , با اين حال گام هاي اوليه در جهت سازمان و مديريت برداشته شد.
ج)مديريت در عصر انقلاب صنعتي
در سالهاي بين 1700 تا 1785 انقلاب صنعتي در انگلستان به وقوع پيوست و سپس به ساير کشورهاي اروپاي غربي تسري يافت. در اين دوران نسل جديدي از مديران آشنا به مسايل و شيوه هاي خاص عصر مزبور به وجود  آمدند. انقلاب صنعتي در زندگي بشر به طور اعم و اداره امور سازمان ها و مديريت به طور اخص تاثير گذار بوده است.
به دنبال تحولات و تغييرات ناشي از انقلاب صنعتي , موضوع تقسيم کار مورد توجه قرار گرفت.

فصل 2
مديريت از ديدگاه اسلام
وقتي به منابع و ماخذ مختلف اسلامي رجوع مي کنيم , شاهد مباحث و مسايل مختلف مديريتي در شاخه هاي گوناگون آن مي شويم , که به منظور آشنايي اجمالي , نمونه اي از آيات , احاديث و نظرات انديشمندان و صاحب نظران اسلامي که بحث هاي مديريتي و اهميت موضوع را مطرح نموده اند ذکر مي کنيم:
الف)مديريت از نظر قرآن مجيد آيات متعدد و مختلفي را مبني بر اهميت و ضرورت  امر مديريت در اسلام ذکر نموده که براي نمونه شمه اي از آنها به شرح زير بيان مي گردد; خداوند کسي را مگر به مقدار توانش تکليف نمي کند.
اي پيامبر با آنها در امور مشورت کن پس زماني که تصميم گرفتي بر خدا توکل کن.
ب)مديريت از نظر معصومين(ع)
دراحاديثي که از پيامبر بزرگوار اسلام (ص) و ائمه ي معصومين نقل شده اهميت مديريت به وضوح به چشم مي خورد ونمونه هاي بارز آنها به شرح زير بيان مي شود; پيامبر خدا فرمود : صلاحيت و مديريت و امامت امت اسلامي را ندارد مگر کسي که داراي سه خصلت باشد :
1-توان تقوا و پرهيزکاري که او را از معصيت خداوند باز دارد.
2- توان و شرح صدري که موج هاي شيطاني بر خاسته از هواي نفس را کنترل نمايد.
3- توان چنان نيکو مديريتي نسبت به همکارانش , که چون فرزندي آنها را در زير چتر محبت خود قرار دهد.
علي (ع)فرمود: چهار دليل باعث واژگوني دولت هاست :
1- ازميان رفتن اصولي که حکومت ها براساس آن تشکيل شده اند.
2- روي آوردن به کارهاي رو بنايي و فرعي.
3- واگذاري امور به افراد ناصالح .
4- بها ندادن به نيرو هاي توانمند و با فضيلت .
ج) مديريت از نظر برخي انديشمندان و صاحب نظرانبراي روشن شدن موضوع بحث , به چند نمونه از اظهار نظر شخصيت هاي برجسته علمي و فلسفي که به نحوي در زمينه مديريت و رهبري سخن گفته اند اشاره مي کنيم:
1-استاد شهيد مرتضي مطهري
استاد فقيد مديريت را چنين تعريف کرده اند؛ «مديريت انسان ها و رهبري آنها عبارتست از فن بهتر بسيج کردن و بهتر سامان دادن و بهتر سازمان دادن و بهتر کنترل کردن نيرو هاي انساني و به کار بردن آنها»
2-افلاطون
افلاطون(348-427 ق . م) از شاگردان برجسته سقراط بود وحدود 10سال تحت تعليمات سقرات قرار داشت. دوره زندگي او در يونان همزمان با حکومت داريوش دوم و اردشير دوم در ايران است. وي علاوه بر اين که فيلسوف است , اشاراتي نيز در رساله هايش که حدود 30 رساله است در مورد پديده هاي اجتماعي دارد , به نظر افلاطون ,نظام اجتماعي مورد توصيه ي او جامعه اي است که آن را«مدينه فاضله» ناميده اند.
وي جامعه را مانند بدن انسان به سه قسمت زير تقسيم مي کند:
1-سر : منظور از آن اداره کنندگان جامعه و زمامداران مي باشند , اين افراد به منزله ي قوه عاقله و اداره کننده کشور هستند
2-قلب يا سينه: او سپاهيان و قواي نظامي را که حافظ امنيت جامعه هستند به قلب و سينه تشبيه مي کند.
3-شکم: افرادي که در تهيه نيازمندي هاي مردم در کشاورزي يا صنعت کار مي کنند و وسايل ادامه حيات مردم را فراهم مي کنند به شکم تشبيه مي کند.
3-ارسطو
فيلسوف بزرگ يونان باستان ارسطو(322-384 ق . م)در زمينه امور اجتماعي داراي نظرياتي جامع تر و واقع بينانه تر و مدون تر از افلاطون است. او حدود بيست سال شاگرد افلاطون بود ولي مي گفت اگر چه افلاطون پيش ما عزيز است , اما حقيقت عزيزتر.
4-فارابي «فيلسوف و دانشمند بزرگ قرن سوم و چهارم هجري ابو نصر محمد فارابي (339-257 ه . ق) در زمينه زندگي اجتماعي انسان نظرياتي دارد و مي گويد بشر نيازمند يک جامعه ايده اآل و کامل است که در آن روابط افراد بايد مبتني بر عدالت کامل بوده و دولت ايده آلي بر آن حکمراني کند.»
5-ابن خلدون
عبدالرحمن ابن خلدون مغربي فيلسوف و جامعه شناس متفکر اسلامي که در قرن هشتم هجري (808-732 ه . ق)مي زيست , پيرامون مسايل گوناگون تاريخي , اجتماعي وجغرافيايي اقوام و ملت هاي مختلف سخن گفته است. او در مقدمه ي , ابن خلدون مي گويد:
«آدميان با سرشت انساني خويش در هر اجتماعي به رادع و حاکم يا نيروي فرمانروايينيازمندند که آنان را از تجاوز به يکديگر باز دارد و آن نيروي فرمانروا (قوه حاکمه) ناگزير بايد در پرتو قدرت عصبيت بر مردم غلبه يابد.»
6-اخوان الصفا
7-ابوعلي سينا
8-خواجه نظام الملک طوسي
9-نظامي عروضي
10-سعدي شيرازي
11-مولوي
د)آفات مديريت از ديدگاه انديشمندان و منابع اسلامي از نظر مراجع , انديشمندان و منابع اسلامي , خطرناک ترين آفاتي که مديريت را تضعيف کرده و از پاي درمي آورد و آن را به پوچي و نابودي مي کشاند عبارتند از:
1-بي تقوايي به جاي تعهد و تقيد
2-منت نهادن به جاي حرمت و محبت
3-تقدم رابطه به جاي ضابطه
4-جهل گرايي به جاي علم گرايي
5-تنگ نظري به جاي بلند نظري
و.....

فصل 3
سازمان , مديريت , مکاتب و نظريات
سازمان
از سازمان تعاريف متعدد و مختلفي توسط صاحب نظران و انديشمندان مديريت در منابع گوناگون ارائه شده
به عبارت ديگرسازمان عبارت است از مجموعه اي از افراديکه داراي روابط متقابل با يکديگر بوده و با استفاده از امکانات موجود جهت وصول به اهداف مشترک و از قبل تعيين شده فعاليت مي کنند.
مهمترين عاملي که باعث مي شوند تا سازمان ها زودتر به مرحله افول برسند عبارتند از:
1-عوامل محيطي:سازمان ها معمولا در محيطي متغيير و پويا زندگي مي کنند وتغييرات مختلف سياسي, اقتصادي , فرهنگي , اجتماعي , علمي و تکنولوژي از يک طرف ,تامين کنندگان مواد ونيازمندي ها, مشتريان , رقبا و نهاد هاي تنظيم کننده و ناظر بر عمليات از طرف ديگر , بر عملکرد آنها تاثير شگرف مي گذارند.
2-عوامل سازماني : عوامل سازماني از قبيل منابع انساني, منابع اطلاعاتي , منابع مالي و مادي , منابع فيزيکي و ...بر عملکرد سازمان ها کاملا تاثير گزار بودوبدون تامين آنها هيچ سازماني قادر به فعاليت و ادامه حيات نمي باشد.
منابع سازمان
در هر مکان و زماني براي راه اندازي و استمرار فعاليت يک سازمان , تامين وتخصيص چهار منبع حياتي زير ضرورت دارد:
1-منابع انساني
2- منابع اطلاعاتي
3-منابع مادي و مادي
4-منابع فيزيکي
-منظور از منابع انساني , تعيين کم و کيف نيروي انساني مورد نياز سازمان و تامين آن از طرق مختلف است.
-منظور از منابع اطلاعاتي ,تامين و جمع آوري اطلاعات اوليه و تجزيه و تحليل آنها به منظور استفاده در راه اندازي يا اداره سازمان است.
-منظور از منابع مالي, اولا تعيين بودجه مورد نياز براي راه اندازي يا ادذاره سازمان بوده و ثانيا تعيين منابع تامين کننده بودجه براي سازمان مي باشد.
-منظور از منابع فيزيکي , تامين جا و مکان , تجهيزات و تعيين کميت و کيفيت آن است.
انواع سازمان ها از نظر فعاليت
سازمان ها از نظر فعاليت به دو گروه تقسيم مي شوندکه عباتند از:
1-سازمان هاي باز؛سازمان هايي هستند که با محيط اطراف خود در تعامل بوده ,انرژي , نيروي انساني , اطلاعات و ... را از محيط دريافت کرده و پس از طي فرايندي آنها را به صورت اجناس , اطلاعات , خدمات , مواد و...به محيط بيروني باز پس مي دهد, مثل آموزش و پرورش و دانشگاه ها از طريق تعليم وتربيت نيرو هاي ورودي غير مجرب و غير متخصص نيروي انساني مورد نياز جامعه را تامين مي کنند.
2- سازمان هاي بسته ساز مان هايي هستند که با محيط خود تعامل چنداني نداشته , نه از محيط اثر ملموس مي پذيرند و نه بر محيط اثر محسوس مي گذارند, تاثر پذيري و تاثير گذاري معمولا غير محسوس است مثل سازمان هاي اطلاعاتي که اثر پذيري و اثر گذاري آنها و خيلي نا محسوس است و فعاليت هاي آنها غالبا به صورت پهاني و مرموز صورت مي گيرد.
انواع تغيير در سازمان
تغييرات براي هر سازماني از چهار جهت متصوراست که عبارتند از :
1- تغيير در منابع انساني؛ براساس نياز هاي سازماني و فردي و همچنين تحت تاثير عوامل محيطي , گاهي در مديريت و يا ساختار انساني سازمان ها تغييراتي ايجاد مي شود که هدف از آنها ايجاد پويايي و نبوغ در توليد محصول يا خدمات و بهبود عملکرد افراد و افزايش بهره وري سازمان است.
2- تغيير در تکنولوژي؛تکنولوژي ممکن است به دنبال تحولات محيطي , رشد سطح نياز مشتريان, فشار موسسات رقيب  و...دچار تغيير شده و موجب پيشرفت مي شود, تکنولوژي شامل انواع ماشين ها و ابزاري است که براي توليد محصول يا خدمات مورد استفاده قرار مي گيرد.
3- تغيير در ساختار؛ ساختار هاي سازماني معمولا پويا و قابل انعطاف هستند که با توجه به عوامل و شرايط مختلف تغيير مي کنند و هدف نهايي اينگونه تغييرات رسيدن به وضيعت مطلوب است.
4- تغيير در جا و مکان؛ سازمان ها و موسسات تحت تاثير عوامل مختلف محيطي و سازماني همواره تغيير فضا مي دهدتا بتوانند پاسخگوي نياز هاي مشتريان, موسسات , سازمان هاي رقيب, مديران و کارکنان خود باشند.
مديريت
انديشمندان و پيشگامان علم مديريت تعاريف متعددي از مديريت ارائه نموده اند که دکامل ترين , شامل ترين و جامع ترين آن عبارت است ازفرآيند به کارگيري موثر و کارآمد منابع انساني و مادي از طريق برنامه ريزي, سازمان دهي , بسيج منابع و امکانات و هدايت و کنترل است که به منظور وصول به اهداف سازماني براساس نظام ارزشي مورد قبول جامعه صورت مي گيرد.
نقش هاي مديريت
هنري منتز برگ سه نقش اساسي را براي مديران به شرح زير مطرح مي کند:
1- نقش اطلاعاتي؛مديران جهت برنامه ريزي و اتخاذ تصميم, اطلاعات را جمع آوري و تجزيه و تحليل کرده مورد بهره برداري قرار مي دهند.
2- نقش هماهنگي و ارتباطي؛ مديران به عنوان هماهنگ کننده فعاليت ها وارتباط دهنده واحد هاي سازماني و منابع تلقي مي شوند.
3- نقش تصميم گيري؛ در هر سازماني مديران سازمان پس از طرح مشکلات راه کارهاي مقتضي را بيان کرده و از ميان آنها بهترين راه کار را به عنوان تصميم گير اتخاذ مي کنند.
مهارت هاي مورد نياز مديران
1- مهارت هاي فني؛ عبارت است از به کار بردن دانش ها, روش ها , فنون و ابزار که لازمه انجام وظايف خاص بوده و از طريق تجربه, تحصيل ,آموزش و کارورزي حاصل مي شود.
2- مهارت هاي انساني؛ يعني فرد , توانايي کار با ديگران را داشته باشد و بتواند از ايشان در انجام وظايف واگذار شده به خوبي و به طور موثر استفاده نمايد.
3- مهارت هاي ادراکي ؛ يعني توانايي فهميدن پيچدگي هاي کل سازمان و آگاهي از اينکه آيا خود شخص در خور شرايط سازمان عمل مي کند يا نه. اين آگاهي موجب مي شود که فرد به جاي اينکه فقط بر مبناي اهداف و نياز هاي گروه نزديک وبلافاصل خود عمل کند اقدامات خود را بر اهداف کل سازمان استوار سازد.
مکاتب مديريت
در علم مديريت مهمترين مکاتبي که تاحال توسط نظريه پردازان و صاحب نظران مختلف پايه گذاري شده به شرح زير عبارت است از:
الف)مکتب کلاسيک
ب)مکتب نئوکلاسيک
ج)نظريات جديد
الف)مکتب کلاسيک:نظريه پردازان اين مکتب معتقد بودند که در مديريت واحد هاي توليدي , انسان به منزله يک ماشين است که کار توليد را به انحاء مختلف انجام مي دهد و روابط انساني در اين مکتب مورد بي توجهي و يا کم توجهي قرار گرفته است. از صاحب نظران اين مکتب مي توان فردريک وينسلو تيلور آمريکايي, ماکس وبر آلماني والتون مايو آمريکايي , فايول فرانسوي و ديگران را نام برد.
ب)مکتب نئو کلاسيک:صاحب نظران اين مکتب معتقد بودند که در مديريت واحدهاي توليدي , انسان به منزله ابزار و ماشين نيست بلکه انسان با توجه به فطرت و ذات خود يک سري نياز هاي عالي دارد که بايد از طرق مختلف و با برقراري روابط و تعامل در واحد هاي توليدي يا سازمان, اين گونه نيازها را ارضا کند.
از طرف داران اين مکتب دانشمنداني مانند التون مايو(پايه گذار مکتب روابط انساني),وارنر آمريکايي, چاپل آمريکايي, وايت , هومن سيلز , سنبرگ و...را نام برد.
ج)نظريات جديد : در اين خصوص سه نظريه از سوي صاحب نظران و انديشمندان مطرح شده که به ترتيب زير عبارتند از:
1- نظريه سيستمي : براساس اين نظريه انسان در درون سازمان که به عنوان يک سيستم عمل مي کند قرارگرفته و به عنوان زير سيستم يا خورده سيستم , زير مجموعه اي از سيستم بزرگترSUB  SYSTEM مي باشد که نمي تواند از اين سيستم بي خبر بوده و يا در آن تاثير گذار ويا تاثير پذير نباشد.
2-نظريه اقتضايي:براساس اين نظريه , انسان در سازمان با داشتن وظايف مشخص , بايد داراي سيستم مستقلي باشد که شرايط موجود و عوامل تاثيرگزاردر موقعيت خاص مکاني و زماني را درک کند.معروف ترين صاحب نظران اين نظريه عبارتند از خانم ماري پارکرفالت آمريکايي,چيستر بارناد وهربرت سايمون آلماني.
3-نظريه نظم در بي نظمي: براساس اين نظريه هر سيستمي اعم از سازمان يا واحدهاي توليدي در عين داشتن نظم و سلسله مراتب موجود , تحت تاثير عواملي هستند که به عنوان عناصر مخل يا آنتروپي مثبت ,گاه گاهي آن را تهديد مي کند که در اين حالت عناصر ديگري تحت عنوان عناصر ناظم , يا آنتروپي منفي , به مقابله با عوامل مخل بر مي خيزند و نظم و سيستم را برقرار مي کنند.

اهداف مديريت علمي
1- تنظيم عمليات موسسات صنعتي با وضعيت بازار
2- ايجاد اطمينان در کارکنان نسبت بهه انجام عمليات و استمرار استخدام ودر آمد شغلي
3- افزايش در آمد از راه تقليل ضايعات و صرفه جويي در هزينه ها
4- ايجاد امکانات براي کارکنان در سطح بالاتر
5- تامين زندگي کارکنان از راه افزايش در آمدورفع عوامل مضطرب کننده در زندگي آنان
6- تامين سلامت کارکنان از نظر شرايط کار فردي و اجتماعي
7- فراهم کردن زمينه تعليم و تربيت براي کارکنان و مديران
8- تقويت اعتماد به نفس و احساس ارزش شخصي در کارکنان.
آثار مديريت علمي
الف)يکي از آثار بارز مديريت علمي بهبود کلي در مديريت واحد هاي توليدي است
ب)اثر ديگر اين مکتب تاکيد بر استفاده از تحقيق و محاسبات علمي به جاي روش هاي محاسبه ي سر انگشتي است.
ج)تاکيد بعدي اين مکتب بر استفاده از استاندارد در توليد و بهبود بخشي به کيفيت توليدات  قابل توجه است.
د)اين مکتب به برنامه ريزي سيستماتيک يا منظم در مراحل مختلف فرآيند کار توجه دارد.

فصل 4
وظايف مديريت
درتمامي جوامع و سازمان هاي مديران پنج وظيفه اساسي به شرح زير را بر عهده دارد:
الف)برنامه ريزي
ب) سازمان دهي
ج)بسيج منابع
د)هدايت و رهبري
ذ)نظارت و کنترل
تعريف برنامه ريزي
برنامه ريزي عبارت است از :
پيشبيني عمليات براي رسيدن به اهداف در آينده با توجه به امکانات و وظايف, به عبارت ديگر برنامه ريزي عبارت است از تصميم گيري در يک مقطع زماني (زمان حال) که معمولا کوتاه مدت است براي عمل در يک مقطع زماني بلند مدت(آينده).
انواع برنامه ريزي از نظر زمان:
معمولا برنامه ريزي از نظر زماني به سه نوع تقسيم مي شود که عبارت است از:
1- برنامه ريزي کوتاه مدت؛ معمولا مدت اجراي اين نوع برنامه ها حداقل سه ماه و حداکثر دو ماه بوده که با فواصل زمانيه 3ماهه ,6 ماهه, 9 ماهه, تا 12 ماهه صورت مي گيرد.
2- برنامه ريزي ميان مدت؛ اين نوع برنامه ريزي از نظر زماني برنامه هاي بيش از 12 ماه و کمتر از 5سال را شامل مي شود.
3- برنامه ريزي بلند مدت؛ اين نوع برنامه ريزي از نظر زماني برنامه هاي بيش از 5 سال را در بر مي گيرد.
تعريف سازماندهي:
در رابطه با سازماندهي , تعاريف مختلفي , توسط صاحب نظران مديريت ارائه شده است, هرچند که اين تعاريف به ظاهر متفاوت هستند ولي در حقيقت معاني يکساني دارند که در نتيجه با توجه به توافق آراء صاحب نظران مي توان سازماندهي را به شرح زير تعريف کرد:
«سازماندهي عبارت است از تخصيص منابع مادي و انساني و تقصيم وظايف بين افراد و بخش هاي مختلف سازمان و هماهنگي جهت انجام صحيح وظايف به منظور رسيدن به اهداف مشترک ».

اجزاي تشکيل دهنده ي سازمان
1-نيروي انساني
2- کار وهمکاري
3- ابزار و وسايل کار
4- سواد
انواع سازمان ها
الف )سازمان هاي رسمي:
سازمان هايي هستند که بر اساس برنامه ريزي و پيش بيني قبلي , با چارت سازماني مشخص و بنا به تدبير و دستور مقامات بالاتر به وجود آمده اند,سازمان هايي مانند آموزش و پرورش,بهداشت و درمان,دادگستري و...
ب)سازمان هاي غيررسمي
سازمان هايي هستند که در داخل ساز مان هاي رسمي, از طريق همکاري و هم فکري افراد سازمان , جهت رسيدن به اهداف گروهي ايجاد مي شود, مانند تشکيل يک تيم ورزش در داخل سازمان يا شرکت تعاوني که با حضور , سهام و مشارکت کارکنان فعاليت مي کند و ...
ج)بسيج منابع و امکانات
يکي از وظايف مهم و اساسي مديران , بسيج منابع وامکانات موجود در اختيار است که برجسته ترين ابعاد آن به ترتيب زير بيان مي شود:
1- مديريت بازاريابي
2- مديريت مالي
3- مديريت لجستيک
4- تامين مديريت
5- تامين و استفاده از منابع حقوقي
د)هدايت و رهبري
هدايت و رهبري عبارت است از؛ به کارگيري منابع در اختيار اعم از منابع انساني ,اطلاعاتي , فيزيکي, مادي و مالي جهت سوق دادن به سازمان در مسير وصول به اهداف سازماني از طريق برقراري ارتباطات و ايجاد انگيزه در کارکنان.
ذ)نظارت و کنترل
نظارت و کنترل فرايندي است که از طريق آن مديريت سازمان ميزان عمليات انجام شده را با فعاليت هاي برنامه ريزي شده تطبيق داده و مي سنجد, به طور خلاصه نظارت و کنترل مقايسه بين بايدها و هست هاست . يعني برنامه ريزي درباره آنچه پيش بيني کرده ايم و آنچه بايد انجام شده باشد.

فصل 5
تصميم گيري
تصميم گيري از نظر لغوي به معني انتخاب , ارايه ي طريق ,مشکل يابي, ارزيابي راه حل , قضاوت کردن پس از جمع آوري اطلاعات و شواهد و از نظر اصطلاحي عبارت است از انتخاب بهترين راه حل از ميان راه حل هاي مختلف يا ممکن.
انواع تصميمات در سطوح مديريت
الف)تصميمات استراتژيک:
اينگونه تصميمات که گاهي به طور موردي و گاهي  به صورت گروهي از سوي مديران عالي سازمان اتخاذ مي گردد به منظور تعيين خط مشي ها , سياست گذاري طولاني و برنامه ريزي به صورت بلند مدت , تعيين اهداف عالي و غيره صورت مي گيرد.
ب)تصميمات کنترلي:
اين نوع تصميمات که توسط مديران مياني اتخاذ مي گردد به منظور ايجاد هماهنگي بين خط مشي هاي وضع شده و کنترل عملکرد مديران اجرايي يا عملياتي صورت مي گيرد.
ج)تصميمات اجرايي يا عملياتي:
اين گونه عمليات که توسط مديران اجرايي يا عملياتي اتخاذ مي گردد به منظور فائق آمدن بر مشکلات روزمره و انجام وظايف روزانه مديران اجرايي جهت ارتقاء سطح کارايي منابع انساني در اختيار صورت مي گيرد.
شيوه هاي تصميم گيري :
تصميمات معمولا به دو شيوه زير اتخاذ مي گردد :
1-تصميم گيري فردي
2- تصميم گيري گروهي

اشکال تصميم گيري
تصميم گيري به طور کلي به دو شکل صورت مي گيرد که عبارتند از:
الف)تصميم گيري برنامه ريزي شده؛ عبارت است از تصميماتي که اساساً بر عادات , قوانين و خط مشي ها متکي بوده و در بر گيرنده امور روزمره و تکراري سازمان مي باشند که از طريق تدوين آيين نامه ها و دستور العمل هاي سازماني صورت مي گيرد و قلمرو اين نوع تصميمات را مديران سازمان تعيين مي کنند مانند سيستم پرداخت حقوق و دستمزد براي کارکنان و...
تصميم گيري برنامه ريزي نشده؛ تصميماتي هستند که با مسايل استثنايي و غير معمول سر و کار دارند ,چنانچه مسئله يا مشکلي آن قدر تکرار نشود که براي آن دستورالعمل يا خط مشي معين وضع شده باشد يا آن قدر مهم تلقي نشود که نيازمند اتخاذ تصميم خاص باشد که در اين صورت بايد مدير در سطح عالي تصميم مقتضي را جهت حل مشکل پيش آمده اتخاذ نمايد.

زمينه هاي مختلف اتخاذ تصميم
تصميم گيري اصولا در زمينه هاي مختلف براي پاسخ گويي به مواردي از قبيل سئوالات زير صورت مي گيرد:
1-چه کاري؟                                    2- به وسيله چه کسي؟
3- به چه وسيله اي؟                          4- چه موقع؟
5-درکجا؟                                        6- چگونه؟
6-چرا؟                                           و ....

انواع شخصيت از نظر تصميم گيري
1- شخصيت فرمانبردار؛ چنين شخصيتي خود را صاحب فکر و نظر سازنده نمي داند و معتقد است که همه ي نظرات خوب و سودمند را ديگران مي توانند ارائه دهند در نتيجه مستعد پذيرفتن فکر و نظر ديگران مي باشد و به راهنمايي آنان دل بسته است.
2- شخصيت بهره برداري؛ اين نوع شخصيت سعي مي کند با زيرکي و تردستي خود , نتايج زحمات و فعاليت هاي ديگران را به طور ماهرانه به نام خود ثبت کند.
3- شخصيت محتکر؛ شخصيتي است که به ارزشمندي افکار و نظرات خود واقف بوده و از سهيم کردن ديگران در عقايد و نظرات خود اکراه دارد, به تنهايي تصميم مي گيرد تا از امتيازات آن شخصا بهره مند شود.
4- شخصيت بازارياب؛ اين نوع شخصيت معتقد به اتخاذ تصميماتي است که خريدار و طالب داشته باشد و معمولا سعي مي کند تصميماتي اتخاذ کند که از نظر کساني که مي توانند به او نزديک شوند و کمک کنند مفيد و جالب باشد.
5- شخصيت موثر ؛ دارنده اين نوع شخصيت فردي است که در اتخاذ تصميمات از توانمندي ها و آگاهي هاي ديگران بهره برده و با آنان همکاري مي نمايد و همکاران خود را به قبول مسئوليت بيشتر , ابداع و نوآوري و استفاده از خلاقيت در کارها تشويق مي کند.

انواع سبک هاي رهبري يا مديريتي در تصميم گيري
1- سبک استبدادي و استثماري:در اين روش از مديريت که کاملا وظيفه مدار و آمرانه است.مدير اعتماد چنداني به زير دستان خود ندارد و رابطه بين آنها مبتني بر ترس و ارعاب است و هدف از اتخاذ تصميمات , تامين منافع تصميم گيرنده است و کليه تصميمات در سازمان توسط شخص مدير اتخاذ مي شود.
2- سبک استبدادي خير خواهانه
3- سبک مشاوره اي: در اين سبک , مدير معمولا نظر زير دستان را قبل از اتخاذ تصميم جلب مي کند, چرا که اعتماد و اطمينان نسبت به دو سبک پيش گفته بيشتر است , اما تصميم نهايي توسط خود مدير گرفته مي شود.
4- سبک مشارکتي

منابع و ماخذ
1- ايران نژاد پاريزي- مهدي , ساسان گهر – پرويز – سازمان و مديريت از تئوري تا عمل, چاپ دوم ,تهران موسسه بانکداري ايران, 1373
2- الواني – سيد مهدي , تصميم گيري و تعيين خط مشي دولتي , چاپ هشتم , تهران , انتشارات سمت, 1379
3- الواني – سيد مهدي , نظام هاي اداري تطبيقي , چاپ دوم , تهران , انتشارات سمت , 1377
4- اوکتيا- سابو ,مديريت ژاپن ,مترجم محمد علي طوسي , چاپ اول , تهران , انتشارات مديريت صنعتي , 1369
5- تقوي دامغاني- سيد رضا ,نگرشي بر مديريت اسلامي , چاپ ششم, تهران , انتشارات سازمان تبليغات اسلامي,1371
6- رضائيان- علي, اصول مديريت , چاپ هفتم , تهران , انتشارات سمت,1374
7-رابينز- استيفن پي , رفتار سازماني , مترجمان , علي پارسائيان و سيد محمد اعرابي ,هر سه جلد , تهران , انتشارات صفار, 1378
8- رابينز- استيفن پي , رفتار سازماني, مترجمان , علي پارسائيان و سيد محمد اعرابي ,هر سه جلد , تهران , دفتر پژوهش هاي فرهنگي , 1380
9- زاهدي- شمس السادات و ديگران , فرهنگ جامع مديريت , چاپ دوم , تهران , انتشارات دانشگاه طباطبايي,1379
10- سعادت – اسفنديار, مديريت منابع انساني, چاپ پنجم , تهران, انتشارات سمت,1380
11- هرسي – پال و بلانچارد – کنت , مديريت رفتار سازماني , پاپ يازدهم , تهران , موسسه انتشارات امير کبير  ,1375
12- افسانه سرزمين آفتاب تابان , پژوهش يار , نشريه علمي – خبري , انتشارات موسسه آموزشي و تحقيقاتي صنايع دفاعي , شماره 12 , تهران, زمستان 1377

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید