برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

ده قانون خوشبختي

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
ده قانون خوشبختي
نویسنده:مری جولا اگاروال
خلاصه كتاب: جوانروح- درمورد خوشبختی میتوان گفت که همیشه بدست اوردنی است چون اگرنتوانیم خوشبخت باشیم تمام موفقیتها در دنیا بی معنی می شود. موفقیت و خوشی رابطه ی بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند.اشخاص ناموفق نمی توانند خالصانه و مدت طولانی احساس خوشبختی کنند زیرا در درون شکست خورده اند. موفقیت ضامن خوشبختی نیست اما لازمه ی ان است.

• قانون یکم:
خوشبختی همواره در دسترس است.
خوشبختی هدف عموم مردم است امادرعین حال مقوله ای بسیار گمراه کننده است.همه ی ما میخواهیم خوشبخت باشیم ودنبال راههایی هستیم که بتوانیم به سادگی به ان دست یابیم.
درمورد خوشبختی میتوان گفت که همیشه بدست اوردنی است چون اگرنتوانیم خوشبخت باشیم تمام موفقیتها در دنیا بی معنی می شود.
موفقیت و خوشی رابطه ی بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند.اشخاص ناموفق نمی توانند خالصانه و مدت طولانی احساس خوشبختی کنند زیرا در درون شکست خورده اند. موفقیت ضامن خوشبختی نیست اما لازمه ی ان است.
هرگز لذت را با خوشبختی اشتباه نگیرید. این دو شبیه نیستند.لذت یعنی احساس یا هیجانی لذت اور سرگرمی وتفریح یا پاداشی بیرونی و زودگذر.برعکس خوشبختی یعنی احساس شادمانی رضایت و اسودگی خاطر وخرسندی.خوشبختی پاداش قلب و روح است و این احساس برتر از هر احساس دیگراست.خوشبختی را نه میتوان خرید نه میتوان با خوشگذرانی و لذت جویی بدست اورد.وقتی کارهای ما درست باشد ذهن ما ان را تشخیص میدهد.مااحساس رضایت میکنیم فارغ از اینکه دیگران متوجه شوند که عمل ما درست است یاحتی ان را درک کنند.حتی ممکن است دیگران دچار سوء تفاهم شوند یا ان را رد کنند.اما تا وقتی که ما ازکارهایمان رضایت داریم در ارامش هستیم وبرای رضایت شخصی ما همین مهم است وبس.
این عبارت هارا به ذهن بسپارید و تغییر را در دنیای خود ببینید:
1.خوشبختی همیشه میسر است اما احتیاج به فکر وعمل صحیح دارد.
2.اخوشبختی حسی درونی است و با عوامل بیرونی میسر نمی شود.
3.خوشحالی اسان به دست می اید اما احتیاج به سخت کوشی بر پایه ای محکم دارد.شما نیاز دارید مستقل,متعادل,مشارکت جو,شجاع ,دلسوز و مهربان ,نوع دوست,صادق و رک وراست باشید.ازهمه مهم تر شماباید نیکخو وصادق باشید.
4.به خاطر داشته باشید که روش ناصواب حتی اگر ان را لاپوشانی کنید برای شما احساس ارامش و تکامل طولانی مدت به همراه ندارد.همیشه به ندای وجدان خود و ارزشهایتان توجه کنید تا احساس خوشبختی کنید.
5.اگر در پی خوشبختی بدوید به ان نمی رسید.اما وقتی شایسته ی خوشبختی واقعی باشید ان را به اسانی به دست می اورید.

• قانون دوم
خوشبختی را اشاعه دهید.
انسان ذاتأ موجودی اجتماعی است اوبایدبرای بقا و رفع نیازهای روزمره اش با دیگران ارتباط متقابل داشته باشد و بااانان کارکند.اگر فردی با مردم هماهنگ نباشد ,مردم را درک نکند وبا دیگران مهربان نباشد نمی تواند احساس خوشبختی کند.
وقتی بادیگران مهربان باشیم درقبال اشتباهات انها با گذشت و بردبارمی شویم وهمین اغماض نسبت به رفتار دیگران یاتحمل و بردباری به ما کمک می کند تاکم توقع تربوده ,کمتر زورگویی کنیم و همین امرما را در صلح و ارامش بیشتری با خود ودیگران قرار می دهد.پس در قدم اول باید خودتان را دوست داشته باشید تابتوانید اطرافیان را دوست بدارید و به انان توجه کنید و خوشبختشان سازید.
اغلب ما دوست داریم بادیگران خوب باشیم ,كارهاي نيك ىر حقشان انجام دهیم و کمک حال انها باشیم اما در عین حال انتظار داریم دیگران مارا تأئيد کنند وسپاسگزارمان باشند غیرازاین احساس می کنیم سرمان کلاه رفته است.وقتی ما چشم به تلافی کارمعقول و محبت امیزمان داریم تاثیر جادویی ان را ازبین می بریم و دیگر نمی توانیم احساس خوشبختی کنیم.انجام کارخوب بدون انتظار تلافی احساس خوبی به انجام دهنده می بخشد وعزت نفس و شرافت انسان را بالا می برد ودر دراز مدت برای انسان موفقیت و شادکامی به ارمغان می اورد.
ماباید این واقعیت را بپذیریم که برخی از اشخاص سودجو در دنیا هستند که می خواهند از خوبی ما بهره مند شوند و ازما سوء استفاده کنند این در حقیقت به انان زیان می رساند نه به ما,شما بیش از هرچیز به دلیل انجام کار خوبتان احساس رضایت می کنید این همان چیزی است که در پی اش بوده اید حال اگر طرف مقابل شایسته ی محبت شما نباشد شما را از دست خواهد داد که این پیامد عمل اوست و بیش ازاین لیاقت ندارد.
تقسیم شادی و برای دیگران کاری انجام دادن چنان قدرتی دارد که مارا از ورطه ی ناکامی و افسردگی بیرون می کشد واین یعنی خوشبختی.
همواره به خاطر داشته باشید:
1.وقتی دیگران را خوشحال می کنید خود شما بیشتر ازهمه شما طعم شادکامی را می چشید.
2.برای اینکه دیگران را خوشحال کنید باید اول خودتان در ارامش باشید.نیازی به از خود گذشتگی فراوان ندارید چون حق شماست که خوشحال باشید.هرکاری که شمارا خوشحال می کند انجام دهید به شرط این که مزاحم دیگران نباشید.خوشحال کردن مردم نباید شما را پرتوقع و خودخواه کند که شما جز فداکاری و ایثار چیز دیگری عایدتان نمی شود.
3.هرکاری که می توانید انجام دهید تا مردم را خوشحال کنید.پاداش ان در احساس شادکامی ناشی از این کار نهفته است.
4.به دیگران محبت کنید به جای اینکه مردم را تجزیه و تحلیل کنید حال و روزشان را درک کنید.هرگز به اشتباهات مردم اهمیت ندهید.
5.فرصت های کوچک را هم غنیمت بشمرید هرروز سعی کنید دست کم یک کار خوب انجام دهید.
6.خوشحال کردن مردم یعنی خوشحال کردن خودمان.

• قانون سوم:
شکرگذار نعمت های خداوند باشید.
مردمان خوشبخت یک وجه مشترک دارند انان شکرگذار نعمت هایشان هستند نه گله مند از مشکلاتشان .اشخاصی که افکار مثبت دارند به اندازه ای شادکام هستند که می توانند مارا هم شادکام کنند.خوشبختی بیشتر به تواناییهایمان مربوط می شود نه امکانات و مال و ثروتمان.
در زندگی چرخ بیش تر امور درست می چرخد تا غلط و خوبیها کم نیست اما فکر انچه نداریم نمی گذارد از انچه داریم لذت ببریم. نارضایتی از انچه داریم یکی از مخرب ترین و مسری ترین گرایشهای فکر بشراست.
زندگی فرایندی پیوسته است داشتن ارامش خیال در زندگی سبب شادکامی می شود. اگر امروز در ارامش هستیم نمی توانیم مطمئن باشیم که فردا هم مثل امروزمان خواهد بود مگر انکه امروز در جهت مثبت طرح ریزی شود.
امروز ما نتیجه ی فکر و اعمال ما در گذشته است و امروز ما فردای مارا شکل می دهد.
هر موقعیتی قابل اصلاح است و انسان باید برای اصلاح امور زحمت بکشد اما معنی اش این نیست که نباید در زندگی از انچه داریم خوشحال باشیم.
احساس رضایت نسبت به انچه داریم نه مارا تنبل می کند نه بی قید و بی خیال و جلوی پیشرفت مارا نمی گیرد و مارا ناکام نمی کند بر عکس رضایت از زندگی در حقیقت به ما شوق و بیش تری می دهد که سخت کوش تر باشیم وبهتر کار کنیم.این مارا از نارضایتی همیشگی از بخت و سرنوشتمان دور می کند.نارضایتی از زندگی می تواند تاثیری منفی داشته و سبب افسردگی و یاس و ناکامی ماشود.
فقط این نکات را در ذهن خود مرور کنید.قبل از انجام هرکار:
1.بدانید که خوشبختی همیشه ممکن است و شما به دلایل فراوان خوشبخت هستید فقط بنشینید و دلایل ان را برشمرید.
2.به دارایی ها و تواناییهای خود نگاه کنید.ان ها الهام بخش شما هستند وشمارا خوشحال می سازند.از کمبودهایتان تا این حد اگاه باشید که نیاز به اصلاح دارند و برای پیشرفت اصلاحشان کنید.
3.از خوبی و مهربانی خانواده و دوستانتان اگاه باشید.این ها می تواند بزرگ ترین منبع خوشحالی باشد.
4.هرگز احساس خوشبختی خود را به امید موقعیت بهتر یا کامل تر در اینده به تعویق نیندازید.ان روز هرگز نمی اید. زندگی بالا و پایین دارد و می نوان از این بالا و پایین ها لذت برد.
5.پایانی برای پیشرفت خواهی نیست و زمانی که امور اصلاح نشود پیشرفتی در کار نخواهد بود.

• قانون چهارم:
انچه را می توانید تغییر دهید عوض کنید و انچه را نمی توانید تغییر دهید بپذیرید.
جنگیدن با انچه رخ داده و انجه فراتر از حیطه ی اختیار ماست و احساس بدبختی کردن در مقابل انها هیچ سود و منفعتی ندارد و ار دست دادن ارامش خاطر واتلاف وقت و انرژی و از دست دادن سلامتی و خوشحالی است.می گویند: ( دردی راکه قابل درمان نیست را باید تحمل کرد.)پذیرش امور گریز ناپذیر اگرچه ازنظر کسانی که به غلط ان را علامت ضعف می دانند ,مردود است اما ىر واقع پذیرش دلیل خردمندی و قدرت است.
سعی و تسلیم انطور که برتراندراسل می گوید: (قرار دادن بهترین سعی و کوشش خود در یک دست وقبول انچه هست وخواهد بود در دست دیگراست.)هر دوی این رویکردها شایسته است اما تعادل برقرار کردن میان این دو به عقل و درایت نیاز دارد.ب
به هیچ وجه به شما پیشنهاد نمی کنیم درمقابل بدبختیها سر تعظیم فرود اورید و سعی نکنید انهارا تصحیح یا اصلاح کنید چون این امر سبب می شود ما از وظایفمان و از مردمی که در زندگی موثر و موفق اند دور شویم.برای شادکامی واقعی باید احساس موفقیت کنیم و ان اینست که ماباید وضعیتی را که مافوق اختیارات و قدرت ما است را بپذیریم,هرچه که می خواهد باشد.اگر فرصتی نصیبمان شد باید بجنگیم و ان را از دست ندهیم اما موقعی که عقل ما میگوید سر سختی فایده ای ندارد و ان وضع تغییر ناپذیر است عاقلانه است که ان را بپذیریم و به راه خود ادامه دهیم.
پذیرش ذهن شمارا ازاد می کند و ارامش رادران جای می دهد که برای شادکامی و پیشرفت اینده ضروری است.
همشه به خاطر داشته باشید:
1.هرچه را که میتوانید, اصلاح کنید و هرچه را که نمی توانید اصلاح کنید یا تغییر دهید,قبول کنید.
2.قبول امر اجتناب ناپذیر شما را ضعیف نمی کند.برعکس قدرت بیش تری به شما می دهد که بتوانید اینده ای جدید بسازید.

• قانون پنجم :
هرگز نگران نشوید بلکه علاقه مند باشید.
نگرانی دشمن شماره یک خوشبختی و سلامتی و یکی از بزرگترین مشکلاتی است که امروزه بشر با ان مواجه است در عین حال درک ان بسیار مشکل است و نمی شود به سادگی از دست ان رها شد.وقتی ما نگران هستیم فقط درباره ی مشکلات فکر می کنیم نه درباره ی راه حل انها.
نگرانی توانایی ما را در زمینه ی متمرکز شدن و چاره اندیشی عاقلانه نابود می کند.
دکتر چارلز مایو می گوید:(نگرانی بر جریان خون,قلب,غدد و سلسله اعصاب بدن تاثیر می گذارد.)نکته ی مهم درباره ی نگرانی اینست که به مأخذ وپایه نیاز ندارد و ازجای خاصی نمی اید ولی به هرجا دلش می خواهد رخنه می کند.نگرانی فقط در فکراست اما به سادگی ازفکرشسته نمی شود.نگرانی ازافکارمنفی نادرست ناشی شده ونوعی عفونت روانی است که باید درمان شودپس باید ان را معالجه کرد و اجازه نداد از کنترل خارج شود.
مشکلی نیست که اسان نشود هرگز مشکلات جزئی وناچیز را بزرگتر تز انچه به واقع هست جلوه ندهید نگذارید شمارا نگران و اذیت کند.اگر چاره دارد خود را از دام نگرانی رها سازید اگرنه ان را بپذیرید چون هرکاری غیر ازاین سبب تلف کردن وقت و انرژی شماست و به قیمت از دست دادن ارامش خاطر تمام می شود.
همیشه به خاطر داشته باشید:
1.نگرانی و شادکامی باهم جور نیستند.شما یا نگران هستید یا شادکام.
2.یادبگیرید وا نهاده شوید به مشکلاتی که در مقابل شما قرار دارند نگاه کنید .یا انها را رفع و حل کنید یا اگر نمی شود در موردشان کاری کرد,انها را نادیده بگیرید.

• قانون ششم:
هرگز اجازه ندهید امور پیش پا افتاده خاطرتان را بیازارند.
امورپیش پا افتاده فقط ذهنهای حقیر را اشفته می کند.
اغلب اوقات ما می گذاریم امورپیش پا افتاده ناراحتمان کند,چیز هایی که اهمیتی ندارند ودر زندگی ما نقش به سزایی ایفا نمی کنندوما می توانیم به سادگی از کنار انها بگذریم,اما به جای اینکه بازنگری کنیم بی رویه به انها پروبال می دهیم و اجازه می دهیم ارامش خاطر وخوشی را ازما بگیرند.
باید به خاطر داشته باشیم که نباید تمرکز خود را بر انچه در زندگی مهم است از دست بدهیم.زندگی گرانبهاست وباید از ان لذت برد نه اینکه ان را تحمل کرد.زندگی مسابقه نیست بلکه مسافرتی زیباست.مابه دنیا امده ایم که نقش خود را ایفا کنیم به شرط انکه بتوانیم بار دیگری را سبک کنیم وشادی بیافرینیم و شاد باشیم.یاد بگیرید دنیارا ان طور که هست ببینید و همیشه در هرکس و هرچیز وحتی خودتان به دنبال خوبی بگردید.ما می دانیم که هیچکس کامل نیست ونباید انتظار داشته باشیم که دیگران کامل باشند همانطور که خود ما نیز کامل نیستیم.
همیشه به خاطر داشته باشید:
1.این حقیقت که دنیا عادلانه نیست را بپذیرید.
2.شکیبایی را یادبگیرید وحال اطرافیان خود را درک کنید.مردم دشمن نیستند ونمی خواهند به شماضرر برسانند یاشمارابیازارند.حتی اگر کاری راکه شما دوست ندارید انجام می دهند ممکن است از سرعمد نباشد سعی کنید حال و روزشان را درک کنید.
3.اجازه ندهید خودپرستی میدان دار رفتار و اندیشه ی تان شود.مطلبق هوشیاری,وجدان,خواسته ها و نیازهایتان زندگی کنید.
4.وقتی زندگی دلخواه شما نیست ناراحت و مضطرب نشوید.دنیا راه خودش را می رود.عاقلانه این است که کمی انعطاف پذیر شوید.

• قانون هفتم:
نگذارید انتقادهاشما را اشفته کنند.
هیچکس نمی تواند شمارا بر اشوبد مگر شما اجازه دهید.
هرگزاجازه ندهید اشخاص ناموفق حال شماراخراب و شمارا غمگین کنند شاید انان در اکثریت باشند اماشما باید عاقل باشید.هیچکس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگیرد یا حقیر شمرده شود.
عده ای دوست دارنداز دیگران انتقاد کنند و این کار برایشان نوعی رضایت وخود فریبی بوجود می اورد اما این به درد کسی می خورد که تسلیم نفس خود شده است و به او احساس دروغین برتری می دهد.
هرچه مهم تروموفق تر باشید با انتقاد بیش تری مواجه خواهید شد.احساس حسادت ورشک بسیار قوی وپردامنه است.دیگران احتمالا چون شما موفق هستید راه ساده را که همانا انتقاد کردن ازشمااست را انتخاب می کنندتابتوانند احساس برتری کنند.البته شما نباید تمام انتقادهارا به حساب حسادت و بدخواهی دیگران بگذارید.
هنگامی که می شنوید مردم به شما بهتان می زنند ودرباره ی تان بدگویی می کنند تا وجهه ی شما را تخریب کنند فقط ان را نادیده بگیرید در اینباره فکر کنید که اینان چقدر درمانده اند که سعی می کنند وجهه ی شمارا تخریب کنند و در عوض به حالشان دل بسوزانید.شما مهربانی کنید خواهید دید که ازار رساندن و ناراحت کردن شمارا هرچه زودتر پایان می دهند.
بدانید که:
1.خوشبختی وقتی حاصل می شود که در زندگی درستی پیشه کنید.
2.ارامش خاطر فقط در هماهنگی عملکرد ما با ارزشهای معنویمان بدست می اید.هنگامی که نظام معیارهای ما استوار و زندگی ما مطابق عقاید معنویمان باشد.
3.نباید اجازه دهیم عقاید عمومی زندگی مارا تحت نفوذ قراردهد.این باورهارا باید به ذهن بسپاریم فقط بدین منظور که کارهای ما به کسی ضرر نرساند.
4.هرگز نباید بگذارید انتقادها شمارا تحقیر کند.همیشه بخاطر داشته داشته باشید فرد مهم تاریخ بشر از گزند انتقاد مردم مصون نیست و هرچه موفق ومهم تر باشد با انتقادات بیشتری روبرو خواهید شد.
5.هرگز اشکارا به جنگ با باورهای عمومی نروید چون بی فایده است.
6.خط مشی خودرا مطابق خواسته ها وباورهای خود انتخاب کنید تا شادکامی نصیبتان شود.

• قانون هشتم:
جادوی بخشش,خشم می سوزاند هرگز بهبود نمی بخشد.
همه ی ما اشتباه و خطا می کنیم .باید اشتباهات دیگران را ندیده بگیریم و اجازه ندهیم مارا بیازارند.ما باید ببخشیم و فراموش کنیم ونباید کینه بورزیم.کینه توزی فقط مارا غمگین و افسرده می کندو حاصل دیگری ندارد.وقتی ما اشتباهی را می بخشیم به ما احساسی خوشایند دست می دهد.بخشیدن دیگری سبب می شود ما بر خشم و رنجش خود غلبه کنیم زیرا می توانستیم کینه ی اورا به دل بگیریم واین ما را از بیچارگی و افکار منفی دور می کند.
وقتی حضرت عیسی(ع)گفت:(دشمن خود را دوست بدارید.)او به فکر دشمن شما نبود به فکر شما بود تا زمانیکه من وشما در قلب خود تنفر داریم نمی توانیم خوشحال باشیم.شاید نتوانید دشمن خود را دوست بدارید اما باید خودتان را به قدری دوست داشته باشید که از او متنفر نباشید.
همیشه به یاد داشته باشید:
1.برای خاطر خودتان ببخشید نه اینکه بخواهید در مورد فرد خطاکار اغماض کنید.شما این کار را می کنید که اورا فراموش کنید واو را به حال خود بگذارید.
2.وقتی شما احساسات منفی را در خودتان نگه دارید شما را تغییر می دهند.ان ها شما را تبدیل به شخصی خشن وعصبی می کنند که قادر نیست کسی را دوست بدارد و کسی هم او را دوست نخواهد داشت.
3.وقتی دچار خشم و غضب می شوید خود را از درون می سوزانید.این به سلامتی شما صدمه می زند وشما را بیچاره می کند.دشمن همین را می خواهد نگذارید کامیاب شود.
4.دشمن شما لایق اشتغال ذهنی شما به او نیست.

• قانون نهم:
جادوی مشغولیتهای مفید.
بهترین راه دور کردن نگرانی این است که خودتان را مشغول کنید.روانشناسان می گویند مغز ما در یک زمان نمی تواند دو کار را برنامه ریزی کند ما در هر لحظه فقط به یک موضوع توجه می کنیم. البته ممکن است قادر باشیم در یک زمان بر بیش از یک مورد تمرکز کنیم ولی در واقع ما به نوبت انها را بررسی می کنیم .توجه ما از یک کار به کار دیگر طی زمانی کوتاه معطوف می شود و ما قادر نیستیم این فاصله ی زمانی را درک کنیم و خیال می کنیم قادریم توجه خود را بر همه چیز باهم متمرکز کنیم.حقیقت این است که هیچ دو فکری در یک زمان در ذهن ما قرار ندارند.همین اصل در مورد احساسات ما نیز صادق است.
ما هم زمان نمی توانیم هم خوشحال هم غمگین باشیم.وقتی فکر ما با احساسات منفی پر شود جایی برای احساسات مثبت نخواهد ماند.
کار درماندگی را پس می زند و بهترین راه دور کردن نگرانی این است که خودتان را مشغول کنید.کار چه گیرا و چه کسل کننده بهتر از بیکاری و بطالت است.مشارکت داشتن در زندگی بهترین داروی دردهاست وبسیاری از گرفتاریهای روانی چاره می شود.حتی کار خسته کننده بر کار نکردن ترجیح دارد.کار وقتی دل انگیزتر و رضایت بخش تر می شود که به ما فرصت تجربه کردن مهارتهایمان را بدهد تا مبارزه و رقابت سالم داشته باشیم و این همان شادکامی است.
شادکامی نهری روان است نه برکه ای راکد.
همیشه بخاطر داشته باشید:
1.کار به ما کمک می کند خود را سرپا نگه داریم,هم به لحاظ فكري هم به لحاظ مغزی و هم به لحاظ جسمی.کار به شما احساس ارزشمند بودن می بخشد که برای سالم ماندن ضروری است.
2.مبارزه جویی و رقابت در کار می تواند شادی اور و مهیج باشد .چنین کاری جذاب تر و دوست داشتنی تر خواهد بود و همچنین به گونه ای موثر نگرانی را از ما دور می کند.
3.خود را سرگرم کاری مفید بکنید و ببینید چه تفاوتی در زندگی و ذهن شما ایجاد شود.

• قانون دهم
زیباییهای زندگی را کشف کنید.
افکار شادی افرین در سر بپرورانید تا شادکام باشید.
افکار به مغز ما غذا می دهند و ظرفیت و نوع نگاه مارا تحت نفوذ قرار می دهند.ماباید محیطی را که در ان زندگی می کنیم و مردمی راکه با انان معاشرت می کنیم به دقت انتخاب کنیم .معاشرت طولانی با مردمی که صفات و ویژگیهای منفی دارند ذهن مارا تیره می کند حتی اگر هوشیار باشیم و اجازه ندهیم بر ما اثر بگذارند.
هسته ی اصلی شخصیت ما در سالهای اغازین زندگی کامل می شود و از ان به بعد ثابت می ماند اما همواره در معرض ویژگیهای منفی قرار دارد که می تواند تاثیری منفی در رفتار انسان داشته باشد.
احساسات مثبت محصول فکر رشد یافته اند و ملایم و لطیف هستند وباید به دقت تغذیه و پرورانده شوند اما افکار منفی رشد قارچ گونه دارند و به سرعت چند برابر می شوند و مارا هم به دام خود می اندازند.
ویایام جیمز ,روانشناس و فیلسوف ,پدر روانشناسی مدرن در اوایل قرن بیستم می نویسد :(بزرگ ترین کشفی که من در نسل خود کردم این است که افراد بشر می توانند زندگی خود را اصلاح کنند ,فقط با تغییر طرز تفکرشان.افکار ما در مغز ما زندگی می کنند و زندگی ما در میان افکار مان می گذرد.)
همیشه بخاطر داشته باشید:
1.ارامش خاطر شما به افکارتان بستگی دارد.مطمئن شوید افکارتان شادی افرینند.
2.یاد بگیرید که هم با خودتان صبور باشید هم با دیگران.
3.دنیارا همانطور که هست بپذیرید و در هیچکس و هیچ چیز دنبال عیب و ایراد نگردید
بدانید که زندگی زیباست و شما فقط یکبار به دنیا می ایید.بدانید هیچ حقیقتی جز احساس و قوه ی درک وجود ندارد و با شماست که روند امور را چگونه مشاهده و درک کنید.
شما تمام روز با فکر و احساس خودتان زندگی می کنید شما می توانید با دستهایتان برای خود بهشتی روی کره ی زمین بسازید.
زندگی زیباست ان را پیچیده نکنید.به دنیا امدن شما دلیل خوش اقبالی شماست پس حداکثر استفاده را در زندگی بکنید.خوشحال باشید و دیگران را خوشحال کنید. همیشه بدانید وقتی خوشحالی را یپراکنید بخشی از ان نصیب خودتان خواهد شد.
شما فقط یکبار امکان زندگی کردن دارید اما وقتی درست زندگی کنید همین یکبار کافی خواهد بود.

مشخصات کتاب
نویسنده:مری جولا اگاروال
مترجم:زهراافتخاری
ویراستار:علی ابوطالبی
صفحه ارا:زهراکاووسی
ناشر:نسل نواندیش
نوبت چاپ:اول
شمارگان:3000جلد
سال چاپ:1386

 

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)