برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

ویلفردو پارتو

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

ویلفردو پارتو
زندگی نامه - نظریه ها

۱- اندیشه:
پارتو را معمولا صاحب سنت ملی جامعه شناسی ایتالیا می دانند.(سیدمن، استیون، 1386) پارتو می گوید: «تنها منظورم از نوشتن این رساله دستیابی به واقعیت تجربی از طریق کاربرد روش های علوم طبیعی در علوم اجتماعی بود»(کوزر، لیوئیس، 511:1386) آثار جامعه شناسانه ی او مملو از تحلیل های ساختار کنش اجتماعی است.(سیدمن، استیون، 1386) او به طرز غریبی موضع نظری تلفیقی از ماتریالیسم و ایده آلیسم را با خود داشت.(همان) پارتو می خواست نظامی جامعه شناختی بسازد که مختصات اصلی آن مشابه نظام فیزیکی-شیمیایی ویلارد گیبز[1] باشد. مجموعه ای جداگانه که از عناصر جزیی شده و وابستگی آن به گونه باشد که هر تغییر در هر بخش از آن به دگرگونی های تطبیقی در بخش های دیگر منجر شود.(کوزر، لیوئیس، 1386) به اختصار باید گفت که پارتو جامعه را نظامی متوازن می دانست که از اجزای به هم پیوسته تشکیل شده است.(ریتزر، جورج، 1384) «مولکول های» چنین نظام اجتماعی مورد نظر پارتو افراد انسانی هستند.(کوزر، لیوئیس، 1386)

پارتو همه ی متغیرهای موجود در نظام اجتماعی را مورد بررسی قرار نمی دهد، بلکه سعی می کند تنها جنبه های غیرمنطقی کردار بشر را به تفصیل بررسی کند. (کوزر، لیوئیس، 1386) علاقه ی پارتو به جامعه شناسی از علاقه ی پیشین او به اقتصاد سرچشمه گرفته بود. پارتو به این تشخیص رسیده بود که متغیرهایی که اقتصاد با آن ها عمل می کند، و محدودیت آن تنها به کنش معقول یا منطقی در به دست آوردن منابع کمیاب، برای شناخت بسیاری از جنبه های انسانی کفایت نمی کند.(همان) او که متقاعد شده بود امور انسانی بیشتر با کنش های غیر منطقی و نامعقول هدایت می شوند، کوشید تا جنبه های نامعقول رفتار انسانی را دریابد. او می خواست برای رواج نامعقولی در میان انسان ها توجیه های معقول پیدا کند.(همان) پیام کلی پارتو در سراسر رساله اش این است که «افکار را زیاد جدی نگیرید و به دهن مردم نگاه نکنید، بلکه کنکاش ژرفتری کنید تا به سرچشمه های واقعی کنش های آن ها دست یابید.»(کوزر، لیوئیس، 517:1386)

۱-۱- کنش منطقی و کنش غیرمنطقی
برای فهم نظام فکری پاره تو باید به مفاهیم کنش منطقی[2] و کنش غیر منطقی(آرون، رمون، 1386) توجه ویژه داشته باشیم. رفتار هنگامی منطقی است که نسبت وسایل-اهداف در واقعیت عینی با این نسبت در خودآگاهی کنش گر مطابقت داشته باشد. (آرون، رمون، 1386) پارتو آن کنش هایی را منطقی می داند که وسایلی متناسب با اهداف را به کار برده و وسایل کار آن ها با هدف های مورد انتظارشان پیوندی منطقی داشته باشد. (کوزر، لیوئیس، 1386) «منظور ما از «کنش منطقی»، یکبار برای همیشه، این است که عملیات انجام شده، نه تنها از لحاظ کسی که فاعل آنهاست، بل از لحاظ کلیه کسانی که شناخت های گسترده تری دارند، منطقا با هدف های خود مربوط باشند، یعنی منظور ما از کنش منطقی آن نوع کنش هائی است که هم از لحاظ ذهنی و هم از لحاظ عینی معنای فوق را دارا باشند. سایر کنش ها را غیرمنطقی می نامیم که البته مقصود از آن بی منطقی نیست»(پارتو، ویلفردو، 1933 به نقل از آرون، رمون، 463:1386)
پارتو با بررسی نمونه های متعدد در تاریخ گذشته و معاصر چنین نتیجه گیری می کند که نظام های اعتقادی غیرعلمی به ندرت تعیین کننده ی کنش بشری بوده اند، بلکه اکثرا احساسات ریشه دار انسانی که در این اعتقادات متبلوراند انسان را به کنش واداشته اند. او چنین استدلال می کند که اگر چه انسان ها معمولا منطقی عمل نمی کنند، اما گرایش شدیدی به منطقی جلوه دادن رفتارشان دارند.
بر این اساس کنش های بشری به چهار نوع تقسیم می شوند: در نوع اول هدف ها نه در واقعیت و نه در ذهن کنش گر با وسایل مطلوب پیوند ندارد. در نوع دوم عمل منطقا با نتیجه ای که حاصل خواهد شد پیوند ندارد ولس کنش گر در ذهن خود تصور می کند که ماهیت وسایل کار او چنان است که به نتیجه ی مطلوب منجر خواهد شد. کنش های نوع سوم آن دسته از کنش هایی هستند که، بر عکس نوع دوم، منطقا به نتیجه ای مربوط با وسایل به کار رفته می انجامند منتها بدون آن که خود کنش گر نسبت موجود بین وسایل و اهداف را درک کرده باشد. (آرون، رمون، 1386)
از نظر جامعه شناس دو نوع از کنش های غیرمنطقی اهمیت خاصی دارند: نوع اول همان کنش هایی است که هدف عینی ندارد ولی مقصودی ذهنی در آن ها یافت می شود. این نوع کنش بیشتر رفتارهای مراسمی یا شعاری یا نمادی را در بر می گیرد. دومین نوع مهم آن کنش هایی هستند که در آن ها میان حالت ذهنی و حالت عینی تطابق وجود ندارد. همه ی رفتارهای ناشی از اشتباهات علمی را می توان از این گونه دانست: وسایل مورد عمل، که در آگاهی فاعل با اهداف نسبت دارند، در واقع به نتیجه ای عملی می انجامند اما نه آن چیزی که فاعل انتظارش را می کشیده یا آن را پیش بینی کرده بود.(آرون، رمون، 1386)
پارتو کنش های غیرمنطقی را به شیوه ای منطقی بررسی می کند. از نظر او هدف جامعه شناس، در بررسی رفتارهای غیرمنطقی، جستجوی حقیقت است و نه جست و جوی فایده، و هیچ دلیلی در دست نیست که این دو مفهوم با هم تطبیق می کنند.(آرون، رمون، 1386) یک نظریه می تواند با تجربه سازگار، ولی برای جامعه زیان بار باشد و یا برعکس با تجربه مطابقت نداشته ولی برای جامعه سودمند باشد.(کوزر، لیوئیس، 1386) تردیدی نیست که مثلا اعتراف آدمیان مبنی بر این که قادر به پیش بینی آینده نیستند با فایده ی اجتماعی تعارض دارد. برای نمونه اگر پیشگویی خبر پیروزی نهایی را به سپاهیان بدهد، دانستن این مطلب در تقویت اعتماد به نفس سربازان و کسب پیروزی بسیار موثر خواهد بود. از این رو بررسی منطقی-آزمونی رفتارهای غیر منطقی می تواند مخالف منفعت گروه خاص و یا حتی منفعت کل جامعه باشد.(همان) خود پارتو در این زمینه می گوید: «اگر فکر می کردم که رساله ی من ممکن بود خوانندگان بسیار داشته باشد دست به نگارش آن نمی زدم»(آرون، رمون، 468:1386) به این ترتیب از نظر پارتو ممکن است یک مسلک مهمل نه تنها برای جامعه زیان بخش نباشد، بلکه حتی می تواند بسیار مفید هم باشد؛ و بر عکس یک نظریه ی پرفایده برای جامعه می تواند از لحاظ آزمونی به هیچ وجه منطبق با حقیقت نباشد.(پارتو، ویلفردو، 1933 به نقل از آرون، رمون، 469:1386) «ارزیابی سودمندی اجتماعی باید راهش را از تحقیق منزلت منطقی نظریه ها و نیت های ذهنی کنشگران فردی جدا سازد.»(کوزر، لیوئیس، 521:1386)
به نظر پارتو علم، علمی منطقی-آزمونی است. منطقی از آن جهت که «بر اساس تعاریف وضعی یا نسبت های مشاهده شده می توان به نتایجی مبتنی بر مقدمات رسید.» (آرون، رمون، 471:1386) صفت آزمونی علم نیز هم شامل مشاهده به معنای دقیق کلمه است و هم آزمایش. علم از آن جا آزمودنی است که تکیه بر واقعیت و استناد به آن دارد، بنا بر این قضیه ای که از طریق تجربه قابل رد یا اثبات نباشد قضیه ای علمی نیست.(همان) پارتو هدف علم منطقی-آزمونی را آن چیزی می داند که خود آن را همشکلی های آزمونی[3] می نامد. همشکلی های آزمونی همان نسبت های منظم بین نمودها است. خود این نظمی که در نمودها مشاهده می کنیم بسته به ماهیت نمودهای همبسته و تعداد اوضاع و احوالی که نمودها در آن مشاهده شده، نظمی کمابیش محتمل است. بنا بر این به این نتیجه می توانیم رسید که پدیده ها تابع قوانین، همان همشکلی های معلوم در پدیده ها، نیستند بلکه برعکس این قوانین اند که تابع پدیده ها می باشند.(همان)

۲-۱- بازمانده ها و مشتقات
پارتو در بررسی نظریه های غیر علمی و نظام های اعتقادی، با معیار علم منطقی-آزمونی دو مفهوم مشتقات[4] و بازمانده ها[5] را تمیز می دهد. مشتقات عناصر متغیر دخیل در این نظریه های غیر علمی اند و آن عناصر به نسبت پایدار بازمانده ها نامیده می شوند.(کوزر، لیوئیس، 1386) پارتو با معیار علمی عناصر غیر منطقی را تشخیص داده و آن ها را به دو دسته ی پایدار(بازمانده ها) و متغیر(مشتقات) تقسیم می کند. مشتقات زمانی به وجود می آیند که توجیه استدلالی و عقیدتی در کار باشد، و به محض مطرح شدن این توجیه ها «تحلیل پارتویی درصدد یافتن عناصر نسبتا پایداری (ته نشست ها) بر می آید که مبنای این توجیه ها را فراهم می سازند»(همان:516) پارتو در توضیح مفهوم بازمانده ها و مشتقات می نویسد:
عنصر (الف) احتمالا با بعضی از غرائز آدم ها یا بهتر بگوییم آدمیان مطابقت دارد چرا که الف خود هستی عینی ندارد و بر حسب آدم ها فرق می کند؛ و احتمالا به خاطر همین مطابقت با بعضی از غرائز آدمیان است که عنصر الف تقریبا در همه ی نمودها ثابت است. عنصر ب همان کار ذهنی {انسان} در شناخت عنصر الف است. به همین دلیل عنصر ب متغیرتر است چرا که معرف کار خیال[6] است.(به نقل از آرون، رمون، 483:1386)
اگرچه غالبا بازمانده ها را به عنوان غریزه و معادل با احساسات بنیادی در نظر گرفته اند، که خود پارتو با اشاره ی گه گاه به این مفهوم به عنوان غرایز به این تفسیر نادرست دامن زده است، به نظر می رسد که او از این مفهوم تجلیات احساسات را مد نظر داشته است و نه خود احساسات را.(کوزر، لیوئیس، 1386) بازمانده ها در فاصله ی بین احساسات و نظام های اعتقادی قرار می گیرند. یعنی در میانه ی دو سوی طیفی که یک سر آن، احساسات، را نمی توان به طور مستقیم شناسایی کرد و طرف دیگر، نظام های اعتقادی، را می توان به تحلیل و نقد کشید.(همان) البته باید به این نکته اشاره کرد که بازمانده ها به اعتقادات و افعال نزدیک تر اند تا به احساسات چرا که ما از طریق افعال و بیان ها است که به بازمانده ها می رسیم.(آرون، رمون، 1386) بازمانده ها فقط به غرایزی مربوط می شوند که زیر پوشش استدلال قرار می گیرند. در طبقه بندی کنش های انسانی، گونه ی سوم آن بود که در آن اگرچه در عینیت اهداف و وسایل با هم مطابقت داشتند، اما در ذهن کنش گر به این مطابقت آگاه نبود. این کنش های ناآگاهانه، کنش هایی کاربردی هستند که به توجیه و استدلال نیازمند نیستند.(همان) به این ترتیب در تعریف بازمانده ها فقط به غرایزی که موجبات استدلال را فراهم می آورند می رسیم، در حالی که گذشته از بازمانده ها، اشتهاها[7]، ذائقه ها[8]، تمایلات[9] و اغراض[10] هم داریم.(همان)
به عنوان مثال در دوره های گوناگون تاریخی به آیین های متفاوتی درباره ی رفتارهای جنسی بر می خوریم. این آیین ها یا سختگیرانه اند و یا سهلگیرانه، و نظریه های سخت گیرانه آن چه را نظریه های سهلگیرانه می ستایند ناروا می شمارند. در پس این مشتقات گوناگون بازمانده ی مشترکی وجود دارد که به گونه ی چشمگیری پابرجا و ثابت است. این بازمانده همان مسئله ی جنسی است. اگرچه ممکن است شیوه ها و نظریه های اخلاقی متفاوتی راجع به مسئله ی جنسی وجود داشته باشد که بسیار با هم متفاوت اند، اما در پشت این نقاب های آیینی گوناگون هسته ی جنسی مشترکی پیوسته خودنمایی می کند.
پارتو شش گونه ی عمده ی از بازمانده ها را در تاریخ غرب شناسایی می کند که تقریبا همیشه بوده اند و انواع گوناگون و بیشماری از مشتقات را موجب شده اند:

1- غریزه ی تلفیق (یا تدابیر)[11]، 2- بقای مجموعه ها[12]، 3- نیاز به ابراز احساسات عاطفی از طریق اعمال خارجی، 4- بازمانده های مربوط به جامعه پذیری[13]، 5- یکپارچگی فرد و وابستگان او و 6- بازمانده های جنسی.(آرون، رمون، 487:1386)
از میان این طبقه بندی شش گانه مهمترین گونه ها مورد اول و دوم هستند:(آرون، رمون، 1386) غریزه ی تلفیق یا تدابیر «همان گرایش ماست به ادراک نسبت های موجود میان افکار و اشیاء، به استنتاج نتائج مترتب بر یک اصل، به نیک یا بد استدلال کردن.»(آرون، رمون، 487:1386) این غریزه منشا پیشرفت های فکری بشری است. این غریزه ی محرک تغییر و تجدید است. البته غریزه ی تدابیر هم می تواند منشا رفتارهای غیر منطقی، مثل جادو، باشد و هم منشا علم و دانش. بی فایده نخواهد بود که اشاره کنیم خود این بازمانده به چندین نوع فرعی تقسیم می شود که عبارت اند از: غریزه ی تدابیر به طور کلی، تدابیر چیزهای همانند یا متضاد، قدرت اسرار آمیز برخی چیزها یا فعل ها، نیاز به یکی کردن بازمانده ها، نیاز به گسترش های منطقی، و ایمان به موثر بودن تدابیر.(همان) انسان هایی که بیشتر با این بازمانده برانگیخته می شوند مانند «روباهان» ماکیاولی اند که قادر هستند ابداع کنند، به تجربه های جدید دست بزنند و از عرف فراتر بروند، اما به اصول فضایلی که پایداری جامعه را تضمین می کنند وفادار نیستند.(کوزر، لیوئیس، 1386) «بقای مجموعه ها» همان گرایش بشر است به حفظ تدابیر تشکیل شده و مخالفت با تغییر. این بازمانده مشوق «تثبیت تدابیر کارسازی شده» است.( آرون، رمون، 489:1386) وجود بازمانده ی بقای مجموعه ها ما را وا می دارد تا با یک موضوع انتزاعی چنان برخورد کنیم که گویی دارای وجود واقعی است یعنی «به اندیشه ای ذهنی، تشخص عینی ببخشیم»(آرون، رمون، 490:1386) و برای این موارد انتزاعی تشخص یافته اراده قایل شویم.(همان) افراد تحت تسلط این بازمانده نیروهای محافظه کارانه ی ایستایی اجتماعی را اعمال می کنند. اینان همان «شیران» ماکیاولی اند که به شهر و ملت شان احساس وفاداری کرده همبستگی طبقاتی، میهن پرستی و شور مذهبی از خود نشان می دهند و حتی در صورت لزوم از کاربرد زور هراسی ندارند.(کوزر، لیوئیس، 1386)

پارتو در نظریه های غیر منطقی میان نظریه های علمی نما و نظری هایی که از تجربه در می گذرند کاملا تمایز قایل بود.(کوزر، لیوئیس، 1386) او بازمانده ها را در این نوع بررسی می کند. از نظر او بازمانده ها در نظریه های علمی نما، که در واقع نوعی دلیلتراشی اند، متجلی اند. پاره اعتقاد داشت که این نظریه ها بر حضور چنین بازمانده هایی دلالت می کنند و قدرت فریب آن ها نیز در همین نهفته است. اما در مورد نظریه های فراتر از تجربه، تجلی بازمانده ها را باید در رفتار نمادین و شعایری افراد جست و جو کرد.(همان)

۳-۱- نظریه ی نخبگان و چرخش آن ها
پارتو به نابرابری میان انسان ها اعتقاد داشت و بر این باور بود که افراد بشر چه از نظر جسمی و چه از نظر فکری و اخلاقی با هم برابر نیستند.(کوزر، لیوئیس، 1386) پارتو به شایسته ترین افراد هر گروه نام نخبه را می نهد. به این ترتیب اصطلاح نخبگان در دیدگاه پارتو هیچ گونه دلالت اخلاقی یا افتخارآمیز ندارد.(همان) او خود می گوید این اصطلاح به کسانی اطلاق می شود که «در هر یک از شاخه های فعالیت بشری بالاترین نمره را به دست آورده باشند.»(پارتو، ویلفردو، 1963 به نقل از کوزر، لیوئیس، 523:1386) پارتو نظریه ی نخبگان را در زمینه ی دگرگونی اجتماعی مطرح کرد. او می گوید که جامعه به ناگزیر تحت چیرگی گروه کوچکی از نخبگانی است که بر مبنای نوعی مصلحت اندیشی شخصی روشنگرانه عمل می کنند.(ریتزر، جورج، 1384) درست یا غلط بودن نخبگان و این موضوع که چه کسی حق دارد در زمره ی نخبگان باشد، همگی پرسش های بیهوده ای هستند.(آرون، رمون، 1386) اگر تمایز طبقاتی را در جامعه شناسی مارکس امری بنیادی در نظر بگیریم، بی شک در جامعه شناسی پارتو تمایز توده ها از نخبگان تمایزی قاطع است.(همان) توجه عمده ی پارتو در بحث نخبگان متوجه نخبگان حکومتی است.(کوزر، لیوئیس، 1386) با توجه به سخنان بالا ممکن است اصطلاح نخبگان حکومتی را درباره ی آن کسانی به کار گیریم که بر مسندهای برگزیده ای اشتغال دارند. پارتو ما را از این اشتباه بر حذر می دارد:
{...} همچنین در میان نخبگان حکومتی افرادی وجود دارند که برای سمت های سیاسی –وزارت، سناتوری و نمایندگی محلی و غیره- به راستی شایستگی دارند و در نقطه ی مقابل آن ها بسیار کسانی قرار دارند که به این اجتماع والا راه یافته اند بی آن که شایستگی عناوین شان را داشته باشند... ثروت، خانواده یا پیوندهای اجتماعی نیز در موارد دیگر می توانند عنوان نخبگان و بویژه نخبگان حکومتی را برای اشخاصی به ارمغان آورند که به هیچ روی برای این عنوان شایستگی ندارند.(پارتو، ویلفردو، 1963 به نقل از کوزر، لیوئیس، 524:1386)
به این ترتیب پارتو از بیشترین حد تحرک اجتماعی و آزادی مشاغل بر روی همگان سرسختانه دفاع می کرد تا مقام های نخبه را انسان هایی پر نکنند که برای احراز آن ها از صلاحیت لازم برخوردار نیستند.(کوزر، لیوئیس، 1386) او در کتاب رساله ی جامعه شناسی عمومی می نویسد که طبقه ی حاکم باید چه از نظر کیفی و چه کمی تقویت شود و به این منظور می بایست خانواده های شایسته ای از طبقات پایین به طبقه ی حاکم وارد شوند و انباشتگی عناصر پست در طبقات بالا و عناصر برتر در طبقات پایین روی ندهد.(پارتو، ویلفردو، 1963 به نقل از کوزر، لیوئیس، 1386) بنا بر این دو راه برای جلوگیری از عدم تعادل در بدنه ی اجتماعی و هیئت سیاسی متصور می شود: یا از راه بازکردن راه های تازه در مسیرهای تحرک اجتماعی، و یا از طریق براندازی خشونت بار نخبگان حکومتی قدیمی و ناکارآمد و جایگزینی نخبگان شایسته تر به جای آن ها.(کوزر، لیوئیس، 1386)
در ترکیب نخبگان حکومتی پارتو به بازمانده ها نیز توجه دارد. از نظر او در طبقه ی حاکم بایست نسبت معینی از «روباهان»، بازمانده ی تلفیق یا نوع اول، و «شیران»، بازمانده ی بقای مجموعه ها یا نوع دوم، وجود داشته باشد.(همان) اگر در چرخش نخبگان اختلالی وارد شود و حکومت به چنین ترکیبی دست نیابد، یا حکومت، به تمامی در دست کسانی که تحت نفوذ بازمانده ی بقای مجموعه ها هستند،  بدل به دیوانسالاری فرتوت و درمانده ای می شود که از هرگونه ابتکار و انطباق عاجز است و یا آن که، به تمامی در دست افرادی که تحت تاثیر بازمانده ی تلفیق هستند، رژیم ضعیفی می شود متشکل از حقوقدانان جنجالی که از هرگونه عمل قاطعانه و قدرتمندانه ناتوان است.(همان)

۲- زندگی
مارکی ویلفردو، فردریکو داماسکو پارتو در پانزدهم ژوئیه ی 1848 در پاریس چشم به جهان گشود.(کوزر، لیوئیس، 1386) خانواده ی او اهل «لیگوری»[14] واقع در شمال ایتالیا بود.(آرون، رمون، 1386) پدر او، مارکی رافائل پارتو، به یک خاندان کهن جنوایی وابسته بود که در سال های 1830 به دلیل عقاید جمهوری خواهانه اش به فرانسه گریخته(کوزر، لیوئیس، 1386) و در پاریس با مادر پارتو، ماری مِتِنیه[15]، ازدواج کرده بود.(آرون، رمون، 1386) خانواده ی پارتو در سال 1855 به ایتالیا بازگشت. ویلفردو پس از پایان تحصیلات دبیرستان تصمیم گرفت که در دانشکده ی پلی تکنیک تورین در رشته ی راه و ساختمان ادامه ی تحصیل دهد.(کوزر، لیوئیس، 1386) فراگیری ریاضیات در این دوره تاثیر ژرفی بر دیدگاه بعدی پارتو به جا گذاشت.(همان) پارتو با ارائه ی پایان نامه ی خود تحت عنوان «اصول بنیادی تعادل اجسام سخت» از دانشکده ی پلی تکنیک فارغ التحصیل می شود.(آرون، رمون، 1386)
او پس از فارغ التحصیلی از پلی تکنیک مدتی به عنوان مدیرکل راه آهن ایتالیا[16] کار کرد(همان) و سپس مدیر یک شرکت تولید آهن در شهر فلورانس شد.(کوزر، لیوئیس، 1386) با روی کار آمدن احزاب دست چپی میانه رو در سال 1876 که مخالف بازرگانی آزاد بود، پارتو یکی از مخالفان سرسخت این رژیم به اصطلاح دگرگونی خواه شد. وقتی به عنوان نامزد مخالف اکثریت حاکم در حوزه ی انتخابی پیس توآ[17] وارد انتخابات شد(آرون، رمون، 1386) و از نامزد مورد حمایت دولت به سختی شکست خورد، بیش از پیش از اوضاع کشورش دچار سرخوردگی شد.(کوزر، لیوئیس، 1386) او زمامداران حکومتی را دارودسته ای فاسد می دانست که می خواستند با اهرم های حکومتی ثروتی برای خود به هم زنند و از طریق انتخابات قلابی موفقیت سیاسی به دست بیاورند.(همان) پارتو در سال 1889 با آلساندرا باکونین[18]، از اهالی روسیه، ازدواج کرد(آرون، رمون، 1386)، ازدواجی که سرانجام خوشی برای وی به همراه نداشت. او مدیریت شرکت را رها کرد، فلورانس را ترک گفت و در ویلایی دورافتاده نوعی زندگی بازنشستگی گزید.(کوزر، لیوئیس، 1386) او در خلوت ویلایش به ترجمه ی آثار کلاسیک به ایتالیایی روی آورد و به مطالعه در زمینه ی اقتصاد پرداخت. در همین زمان به مبارزه علیه سیاست های دولت وقت و به سود بازرگانی آزاد و لیبرالیسم نیز ادامه می داد.(همان)
پارتو به تدریج نسبت به مکتب انسان دوستی، جمهوری خواهی و پیشرفت نفرت پیدا کرد و ایمان دموکراتیک او به شایستگی های مردم فرو ریخت. این گرایش او تا پایان زندگی اش همراه او باقی ماند.(کوزر، لیوئیس، 1386)
در آوریل 1893 پارتو به توصیه ی دوست اش، مافئو پانتالئونی[19] که اقتصاددان لیبرال سرشناسی بود، به دانشگاه لوزان[20] راه یافت و جای والراس[21]، اقتصاددان مشهور، را گرفت.(همان) او سه سال پس از ورودش به دانشگاه لوزان کتاب درس هایی درباره ی اقتصاد سیاسی[22]را منتشر کرد که بر مبنای درس هایش در این دانشگاه بود.(همان)
پارتو پس از شورش های 1898 در میلان امیدش را یکسره در مورد بازسازی لیبرالی امور اقتصادی ایتالیا از دست داد.(کوزر، لیوئیس، 1386) او از این پس «یک فرد تنها سرخورده، تندخو و دم غنیمت دانی شده بود که با همه گرایش های مسلط بر زمانه اش مخالف بود و از همه آن ها بدون استثناء بیزار بود.»( همان: 533)
پس از آن که در سال 1898 به علت مرگ یکی از عموهایش به میراث قابل توجهی دست یافت، خانه ای در کانتون ژنو برای خود ساخت و به کار علمی اش در آن جا ادامه داد.(کوزر، لیوئیس، 1386) او در سال 1921 کتاب نظام های سوسیالیست[23] را نوشت و در آن به انتقاد از آیین سوسیالیستی و حمایت دولت از محصولات داخلی پرداخت.(همان) پارتو پیش از نگارش این کتاب، به فکر فعالیت های نامعقول بشری افتاده بود. او به این نتیجه رسیده بود که مبارزه ی طولانی اش برای لیبرالیسم اقتصادی به این دلیل با شکست روبرو شده است که بیشتر فعالیت های بشری را احساسات، خرافات و دیگر عوامل غیرمنطقی تعیین می کنند.(همان) از نظر او هرگز نمی توان توده ی مردمی را که تحت تاثیر باورهای غیرمنطقی اند، با استدلال منطقی به حرکت درآورد. این نظر پارتو در کتاب راهنمای اقتصاد سیاسی[24] پرورده شده و سرانجام در 1916 در کتاب رساله ی جامعه شناسی عمومی[25] تکمیل گشت.(کوزر، لیوئیس، 1386) پارتو را به خاطر همین کتاب اخیر جامعه شناس می شناسند.(همان) پارتو در سال 1907 از تدریس منظم دانشگاهی کناره گرفت و از آن پس تنها به صورت نامنظم به ایراد سخنرانی هایی درباره ی جامعه شناسی می پرداخت.(همان)
موسولینی در آخرین سال زندگی پارتو به قدرت رسید. او خود را شاگرد پارتو می دانست و او را بسیار می ستود.(کوزر، لیوئیس، 1386) پارتو در نظام موسولینی «سناتور پادشاهی ایتالیا» شد و به عنوان نماینده ی ایتالیا در کنفرانس خلع سلاح ژنو شرکت کرد.(همان) پارتو در دو مقاله ای که در Gerarchia منتشر می شود، تمایل خود را نسبت به فاشیسم بیان می کند اما از آن انتظار دارد که لیبرال باقی بماند.(آرون، رمون، 1386) به همین ترتیب زمانی که موسولینی درهای دانشگاه ها را بست و آزادی بیان را ممنوع ساخت پارتو به شدت به اعتراض از وی برخاست.(کوزر، لیوئیس، 1386) ویلفردو پارتو در نوزدهم اوت سال 1923 در سن هفتاد و پنج سالگی پس از یک بیماری کوتاه، در سه لینیی[26] درگذشت و همان جا به خاک سپرده شد.(آرون، رمون، 1386)

۳- زمینه ی فکری
نمی توان افکار یک دانشمندان را مورد مطالعه و کنکاش قرار دارد بی آنکه گوشه ی چشمی به پس زمینه هایی که این اندیشه از آن ها مایه گرفته است داشت. شاید لزوم اندیشه ی علمی و ساخته و پرداخته کردن نظریات بدیع، همان پشتوانه هایی باشد که بی وجود آن ها ذهن ابتر می ماند. چه این زمینه های فکری و تاثیرات عیان باشد یا پنهان، و چه حتی اگر نویسنده ای مثل پارتو در برخی موارد، همچون مورد موسکا، از اعتراف به این تاثیرپذیرفتن سرباززند، به هر حال این تاثیرات مایه ی خود را در اندیشه ی دانشمند بر جا گذاشته اند. این سیر تحول فکری اکثرا بسیار گسترده و از هم گسیخته می نماید، اما مب توان رگه های مهمی را در اندیشه ی دانشمند شناسایی کرد. در مورد پارتو نیز وضع به همین سان است. در هر بخش سعی شده به اجمال نکات اصلی تاثیرات بیان شود.

۱-۳- میراث ماکیاولی
پارتو می خواست سنت نظریه ی اجتماعی ماکیاولی را با اندیشه ی پوزیتیویستی کنتی و سن سیمونی، یا با صورت های داروینیسم اجتماعی آن پیوند دهد.(کوزر، لیوئیس، 1386) در این کوشش دو عنصر مهم یعنی ادبیات کلاسیک یونان و رم و ریاضیات نوین نقش محوری داشتند.(همان) باید نفوذ عمده ی فکری دیگری را که بیشتر در نوشته های اقتصادی او متجلی است، اقتصاد نوین ریاضی دانست. پارتو در این زمینه میراث خوار لئون والراس، پیشکسوت او در دانشگاه لوزان، است.(همان)
به استثنای ویکو، سنت اندیشه ی اجتماعی ایتالیایی از زمان ماکیاولی به بعد هرگز در پی این نبود که «انسان اجتماعی شده را در بافتی از روابطِ شکل گرفته در نهادهای اجتماعی در نظر گیرد، بلکه انسان اجتماعی را محصول طبیعت بشری می دانست.»(کوزر، لیوئیس، 537:1386) در اندیشه ی ماکیاولیستی معرفت عقلی در جستجوی کشف قوانین اجتماعی تنظیم کننده ی ثبات یا دگرگونی نیست، بلکه هدف آن تحلیل سرشت آن موادی است که در ساختمان اجتماعی به کار می رود.(همان) بر اساس سنت ماکیاولی تحلیل گر اجتماعی با دارا بودن توانایی آمیخته به شک و خونسردی می تواند راه هایی را بنماید تا افراد استثنایی از آن طریق یاد بگیرند که چگونه می توان برای ساختن یک دستگاه دولتی نیرومند، که می بایست تمایلات فردی و لجام گسیخته ی شهروندان اش را مهار کند، از وجود انسان های دیگر استفاده کنند.(همان)
پارتو نخست از همه، یک وارث راستین ماکیاولی است که سنت ماکیاولی را با عناصر برگرفته از اثباتگرایی فرانسوی و بریتانیایی تکمیل می کند. او نیز مانند ماکیاولی می خواست علمی را بنیاد نهد که سرچشمه های کنش بشری را که ریشه در ماهیت بنیادی بشر دارند آشکار سازد، یعنی علم قدرتی که بگوید چگونه تنی چند بر توده وسیعی از مردم فرمانروایی می کنند.(کوزر، لیوئیس، 538:1386)

۲-۳- تاثیر داروینسم
پارتو در نوشته های نخستین اش سخت تحت تاثیر داروینیسم اجتماعی اسپنسر قرار داشت. حتی فصل مربوط به «تکامل اجتماعی» کتاب درس هایی درباره ی اقتصاد سیاسی سبکی اسپنسری دارد.(کوزر، لیوئیس، 1386) پارتو در سراسر این فصل از مفهوم تمایز اجتماعی اسپنسر استفاده می کند و بر این عقیده است که جوامع از همگونی به ناهمگونی می رسند.(همان) اما زمانی که دست به کار نگارش رساله ی جامعه شناسی عمومی خود شد، به ثبات نسبی ویژگی های بنیادی انسانی گراییده یود و از داروینیسم های اجتماعی و اسپنسر انتقاد می کرد.(همان) در این هنگام او بر این اعتقاد بود که نظریه ی داروینیسم اجتماعی را باید به صورتی چشمگیر تعدیل کرد چرا که این نظریه تنها می تواند حدود معینی را تبیین کند که نهادها نمی توانند پا از آن ها فراتر نهند و نمی تواند صورت آن را توضیح دهد.(کوزر، لیوئیس، 1386) اگرچه او تکامل اجتماعی و پیشرفت را رد کرده بود اما هنوز به مفهوم اسپنسری وابستگی متقابل همه ی پدیده های اجتماعی مدیون باقی مانده بود.(همان)

۳-۳- پوزیتیویسم
به نظر می رسد پارتو از تاکید کنت بر این موضوع که «نه افکار بلکه احساسات شیرازه اجتماعی را می سازند»(کوزر، لیوئیس، 540:1386) شگفت زده شده باشد. هر چند که پارتو در اندیشه ی کنت با پیشگویی های دین انسانیت و اعتقاد خوشبینانه به قدرت افکار مخالف بود اما آشکارا درس هایی را از او فرا گرفته بود. پارتو در کتاب رساله ی جامعه شناسی عمومی جامعه شناسی کنت را به اندازه ی اندیشه های بوسوئه جزم آمیز می خواند:(همان)
اگر کنت به دانشمند بودن اکتفا می کرد، می توانست کتابی عالی درباره ی ارزش های ادیان بنویسد و چیزهای بسیاری را به ما یاد دهد. {...} او به جای بررسی پیامدهای صورت های تاریخی و موجود پرستش، می خواست دین تازه ای را بنیاد نهد... او بدین سان با نمونه دیگری به ما نشان داده است که اشتیاق مفرط به کاربرد عملی نظریه می تواند چه زیانی به علم رساند. (به نقل از کوزر، لیوئیس، 540:1386)

۴-۳- موسکا و دیگران
موسکا[27] سال ها پیش از پارتو «رئوس نظریه ی نخبگان را مطرح ساخته بود»(کوزر، لیوئیس، 541:1386) اگرچه پارتو از سر کبر تاثیرپذیری خود از موسکا را رد کرده و خشم موسکا را برانگیخته بود اما این تاثیرپذیرفتن آشکار است.(همان) با این همه نمی توان این موضوع را انکار کرد که پارتو در بسط این نظر از موسکا فراتر رفته بود. استوارت هیوز در این باره می گوید:
نظریه ی موسکا گرچه روی هم رفته یک نظریه کلی بود، اما نوعا به زمینه ی سیاسی اختصاص داشت و او در بسط آیین خویش به کل جامعه، تنها به اشاره گذرایی بسنده کرده بود. {موسکا} در نخستین کتابش گفته بود که هر طبقه سیاسی بر حسب «فرمول های سیاسی» مقتضی خود، برای مثال بر حسب لیبرالیسم، دموکراسی و سوسیالیسم، فرمان هایش را عقلایی می سازد. موسکا این کشف خود را دیگر بسط نداده بود. او مانند پارتو تا آنجا پیش نرفته بود که بگوید یک فرمول سیاسی تنها نمونه ای از یک مقوله جامعتر معقول نمایی است.(به نقل از کوزر، لیوئیس، 542:1386)
از جمله ی دیگر کسانی که در اندیشه ی پارتو تاثیر گذار بودند باید به مارکس اشاره کرد. پارتو بارها بر این حقیقت تاکید کرده بود که مارکس نخستین کسی بود که بر ناهماهنگی مصالح طبقاتی تاکید کرد.(کوزر، لیوئیس، 1386) روانشناسی اجتماعی تاردو لوبون درباره ی تلقین پذیری و روحیه ی عاطفی انسان های معمولی، اندیشه ی ماقبل منطقی مردم ابتدایی لوسین لوی-برول[28]، و فلسفه ی شکاک و انتقاد کوبنده ی پیر بل[29] نسبت به دین های پذیرفته شده از منابع دیگر اندیشه ی پارتو به شمار می آیند.(همان)

۴- تاثیرات پارتو
پارتو یک دهه پس از مرگ اش در آمریکا اعتبار پیدا کرد.(کوزر، لیوئیس، 1386) کوزر در کتاب اش می نویسد که «تب پارتو» در سال های دهه ی 1930 آمریکا را فرا گرفته بود.(همان:556) پس از سقوط بازار بورس در سال 1929 و درگیری آمریکا در بحران رکود، نظرات افشاگرانه ی پارتو برای روشنفکران آمریکایی بسیار دلپذیر بود.(همان) برای این روشنفکران نظرات پارتو همچنان پاسخی بورژوایی در برابر مارکس و یا «نوعی برگ برنده محافظه کاران در برابر {مارکس} بود.»(همان:577) جورج هومنز در این زمینه مثال شخص خود را مطرح می کند:
من جلب پارتو شدم چرا که او آنچه را که آمادگی باورکردنش را داشتم، برایم آشکار ساخته بود. خودم هم دلایل آمادگیم را برای نظریه های پارتو درست نمی دانم، ولی می توانم دست کم یکی از آن دلایل را ذکر کنم. یکی گفته است که جامعه شناسی نوین در واقع کوششی برای پاسخ دادن به استدلال های انقلابیان است. به عنوان یک بوستونی جمهوریخواه که خانواده به نسبت ثروتمندش را طرد نکرده بود، در سال های 1930 احساس می کردم که آماج حمله به ویژه از سوی مارکسیتها هستم. من آماده باورکردن نظریه پارتو بودم، زیرا او وسیله دفاع از خود را برایم فراهم ساخته بود.(هومنز، جورج، 4:1962 به نقل از ریتزر، جورج، 81:1384)
در آغاز مدافعان اولیه ی پارتو را بیشتر منتقدان ادبی و روزنامه نگاران شامل می شدند اما خیلی زود دانشمندان اجتماعی به دنبال آن ها به پارتو روی آوردند.(کوزر، لیوئیس، 1386) از ستایشگران روزنامه نگار سر سخت پارتو می توان به برنار دو وتو اشاره کرد که مایه ی آشنایی هومنز با پارتو شد.(همان) حتی نویسندگان وابسته به جناح چپ میانه نیز از این قضیه برکنار نبودند. برای مثال کلود فورمن در نشریه ی دسته چپی نیو ریپابلیک درباره ی اندیشه ی پارتو چنین اظهار نظر می کرد که نظریه های وی «نه تنها ظهور جنبش فاشیستی در ایتالیا بلکه پیروزی بلشویک ها را در روسیه نیز تبیین می کند.»(به نقل از کوزر، لیوئیس، 577:1386)
استقبال دانشگاهی از پارتو را باید در هاروارد دانست. در دانشگاه های غرب میانه یا پارتو را ندیده انگاشتند و یا به تندی به وی تاختند.(کوزر، لیوئیس، 1386) علت این امر را شاید بتوان چنین توضیح داد که گرایش های پیشرفت خواهانه و اعتقاد راسخ پا بر جا در این دانشگاه ها درباره ی فضایل انسان معمولی، مایه ی رد افکار پارتو توسط ایشان شده بود.(همان) زمینه ساز پذیرش پارتو در هاروارد را باید ال. ج. هندرسون، بیوشیمی دان برجسته و صاحب نفوذ هاروارد که جامعه شناس نیز بود، دانست.(همان) برای هومنز، که از طریق دو وتو با پارتو آشنا شده بود، اهمیت اصلی کتاب رساله ی جامعه شناسی عمومی این بود که نظریه ای از کنش غیر منطقی را بازمی نمود.(همان) تاثیر پذیری هومنز از پارتو به آن جا کشید که، با همکاری چالز کرتیس، کتاب درآمدی به پارتو را در سال 1934 منتشر کرد.(ریتزر، جورج، 1384) انتشار همین کتاب بود که از هومنز یک جامعه شناس ساخت.(همان) اگرچه هومنز بعدها از اشتغال به بررسی کنش غیرمنطقی دست کشیده و به نظریه ی مبادله بر اساس الگوی اسکینر روی آورد، اما می توان او را از طرفداران پارتو به حساب آورد. نمی توان تالکوت پارسونز را از تاثیر نظریه ی پارتو مبرا دانست. «جنبه هایی از رهیابی پارتو به نظام اجتماعی و نیز روش شناسی و به درجه ای کمتر، نظرهای اصلی اش در نظریه های خود پارسونز عجین شده اند.»(کوزر، لیوئیس، 588:1386) او در دهه ی 1930 توجه بسیاری به پارتو، دورکیم و وبر نشان داد.(ریتزر، جورج، 1384) اگرچه پارسونز به اندیشه های پارتو ارج می نهاد اما آثار بعدی او بیشتر تحت تاثیر وبر، دورکیم و فروید شکل گرفتند.( کوزر، لیوئیس، 1386) با این حال همه ی دانشمندان هاروارد دلبسته پارتو نشدند. در میان ایشان پتر سوروکین، بنا بر عادت خود، کتاب رساله ی جامعه شناسی عمومی را به یک تحلیل انتقادی موشکافانه کشید.(همان) رابرت مرتون نیز اگر چه شاید برخی افکارش را از پارتو الهام گرفته باشد، اما چندان دلبستگی ای به او نداشت. عمده ترین تاثیر اندیشه ی پارتو بر علم اجتماعی تجربی آمریکا از طریق نویسندگان بررسی های «هاوثورن» بر هاروارد اعمال شد.(کوزر، لیوئیس، 1386)  این بررسی ها که از سوی اعضای دانشکده ی بازرگانی هاروارد انجام گرفته بود نشان می داد که کارگران نه بهترین راه دستیابی به بیشترین پاداش ها را معقولانه در نظر می گیرند و نه صرفا در مقابل دگرگونی های محیطی در شرایط کار واکنش نشان می دهند.(همان) این معما تنها پس از آشنایی با اندیشه ی پارتو قابل تبیین بود. بر اساس نظریات پارتو پایین بودن سطح بازدهی کارگران را می توان به عنوان تجلی های همبستگی گروهی ایشان، یعنی بازمانده ی ابقای گروه، تفسیر کرد. بسیاری از گلایه های کارگران را می توان به عنوان بیان لفظی نگرانی های ایشان درباره ی منزلت اجتماعی و ناامنی های روانشناختی آن ها در نظر گرفت. «ریشه ی کشمکش کارگران و مدیریت را می توان در برخورد احساسات آنان یافت و نه در تعارض های معقول اقتصادی.(همان)
در پایان باید به این نکته اذعان کرد که به جز در موارد معدودی، امروزه اندک جامعه شناسانی را می توان سراغ گرفت که آثار پارتو را بخوانند.(ریتزر، جورج، 1384)


۵- منابع
آرون، رمون، 1386، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی، باقر پرهام، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
ریتزر، جرج، 1384، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی.
سیدمن، استیون، 1386، کشاکش آرا در جامعه شناسی، هادی جلیلی، تهران، نشر نی.
کوزر، لیوئیس، 1386، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی.


[1]- Willard Gibbs
[2]- action logique
[3]-Uniformités expérimentales
[4]- Dérivations
[5]- Résidus
[6]- Fantaisie
[7]- Appétits
[8]- Goûts
[9]- Dispoditions
[10]- Intérêts
[11]- Instict des combinaisons
[12]- Persistance des  agrégats
[13]- Sociabilité
[14]- Ligurie
[15]- Marie Méténier
[16]- Ferriere italiane
[17]- Pistoie
[18]- Alessandra Bakounine
[19]- Maffeo Pantaleoni
[20]- Lausanne
[21]- Walras
[22]- Cours d’économie politique
[23]- Systemes Socialistes
[24]- Mannuale d’economia politica
[25]- Trattato di sociologia generale
[26]- Céligny
[27]- Gasetano Mosca
[28]- Lucien Lévy-Bruhl(1857-1939)
[29]- Pierre Bayle(1647-1706)

*http://sociologypnum.blogfa.com/post-3.aspx

 


Vilfredo Pareto

vilfredo_pareto
[1848-1923]


Vilfredo Pareto, b. Paris, July 15, 1848, d. Aug. 20, 1923, was a theorist of scientific sociology and an economist. Pareto graduated from the University of Turin in Italy and became professor of political economy at the University of Lausanne, Switzerland.
In books such as Mind and Society (1916; Eng. trans., 1935), Pareto states that individual acts, because they are influenced by desires and illusions, are not guided by logic. But Pareto also writes that mass action becomes more logical the greater the number involved, because desires and illusions cancel out; rationality then becomes the motivating force. Society, like physics, is a system of forces in equilibrium, according to Pareto. Mathematics can therefore be applied to explain why the equilibrium holds, making a genuine science of society possible. Pareto was particularly interested in applying this science to the study of elites.
Pareto's theory did not recognize that irrational behavior can also occur on a mass scale, and his theory cannot, therefore, account for the behavior of crowds. Pareto has nevertheless influenced sociology to the present day--for example, in the contemporary emphasis on statistical analyses.

*http://www.cooperativeindividualism.org/pareto-vilfredo_biography.html


Pareto is best known for two concepts that are named after him. The first and most familiar is the concept of Pareto optimality. A Pareto-optimal allocation of resources is achieved when it is not possible to make anyone better off without making someone else worse off. The second is Pareto’s law of income distribution. This law, which Pareto derived from British data on income, showed a linear relationship between each income level and the number of people who received more than that income. Pareto found similar results for Prussia, Saxony, Paris, and some Italian cities. Although Pareto thought his law should be “provisionally accepted as universal,” he realized that exceptions were possible; as it turns out, many have been found.
Pareto is also known for showing that the assumption that the utility of goods can actually be measured is not necessary to derive any of the standard results in consumer theory. Simply by being able to rank bundles of goods, consumers would act as economists had said they would.
In his later years Pareto shifted from economics to sociology in response to his own change in beliefs about how humans act. He came to believe that men act nonlogically, “but they make believe they are acting logically.”
Born in Paris to Italian exiles, Pareto moved to Italy to complete his education in mathematics and literature. After graduating from the Polytechnic Institute in Turin in 1869, he applied his prodigious mathematical abilities as an engineer for the railroads. Throughout his life Pareto was an active critic of the Italian government’s economic policies. He published pamphlets and articles denouncing protectionism and militarism, which he viewed as the two greatest enemies of liberty. Although he was keenly informed on economic policy and frequently debated it, Pareto did not study economics seriously until he was forty-two. In 1893 he succeeded his mentor, Leon Walras, as chair of economics at the University of Lausanne. His principal publications are Cours d’économie politique (1896–1897), Pareto’s first book, which he wrote at age forty-nine; and Manual of Political Economy (1906).
A self-described pacifist who disdained honors, Pareto was nominated in 1923 to a senate seat in Mussolini’s fledgling government but refused to become a ratified member. He died that year and was buried without fanfare in a small cemetery in Celigny.
Selected Works
1897. “The New Theories of Economics.” Journal of Political Economy 5: 485–502.

*http://www.econlib.org/library/Enc/bios/Pareto.html



VILFREDO PARETO
A Concise Overview of His Life, Works,
and Philosophy

By Fr. James Thornton

Italian contributions to political and social thought are singularly
impressive and, in fact, few nations are as favored with a tradition as
long and as rich.  One need only mention names such as Dante, Machiavelli,
and Vico to appreciate the importance of Italy in this respect.  In the
twentieth century too, the contributions made by Italians are of great
significance.  Among these are Gaetano Mosca's theory of oligarchical rule,
Roberto Michels' study of political parties, Corrado Gini's intriguing
sociobiological theories, and Scipio Sighele's investigations of the
criminal mind and of crowd psychology.(1)  One of the most widely respected
of these Italian political theorists and sociologists is Vilfredo Pareto.
Indeed, so influential are his writings that "it is not possible to write
the history of sociology without referring to Pareto."(2)  Throughout all
of the vicissitudes and convulsions of twentieth-century political life,
Pareto remains to this day "a scholar of universal reputation."(3)

Moreover, Pareto's importance for us today lies in the fact that he
represents one of the most distinguished intellectual currents in the
European tradition.  That broad school of thought includes such diverse
figures as Burke, Taine, Dostoyevsky, Burckhardt, Donoso Cort=E9s, Nietzsche=
,
and Spengler and stands in opposition to rationalism, liberalism,
egalitarianism, Marxism, and all of the other offspring of Enlightenment
doctrinaires.

Vilfredo Federico Damaso Pareto was born in Paris in 1848.(4)  He was of
mixed Italian-French ancestry, the only son of the Marquis Raffaele Pareto,
an Italian exiled from his native Genoa because of his political views, and
Marie Mattenier.  Because his father earned a reasonably comfortable living
as a hydrological engineer, Pareto was reared in a middle-class
environment, enjoying the many advantages that accrued to people of his
class in that age.   He received a quality education in both France and
Italy, ultimately completing his degree in engineering at the Istituto
Politecnico of Turin where he graduated at the top of his class.  For some
years after graduation, he worked as a civil engineer, first for the
state-owned Italian Railway Company and later in private industry.

Pareto married in 1889.  His new spouse Dina Bakunin, a Russian, apparently
loved an active social life, which was rather in conflict with Pareto's own
love of privacy and solitude.  After twelve years of marriage Dina
abandoned her husband.  His second wife, Jane Regis, joined him shortly
after the collapse of his marriage and the two remained devoted to one
another throughout the remainder of Pareto's life.

During these years Pareto acquired a deep interest in the political life of
his country and expressed his views on a variety of topics in lectures, in
articles for various journals, and in direct political activity.  Steadfast
in his support of free enterprise economic theory and free trade, he never
ceased arguing that these concepts were vital necessities for the
development of Italy.  Vociferous and polemical in his advocacy of these
ideas, and sharp in his denunciation of his opponents (who happened to be
in power in Italy at that time), his public lectures were sufficiently
controversial that they were sometimes raided and closed down by the
police, and occasionally brought threats of violence from hired thugs.
Making little headway with his economic concepts at the time, Pareto
retired from active political life and was appointed Professor of Political
Economy at the University of Lausanne (Switzerland) in 1893.  There he
established his reputation as an economist and sociologist.  So substantial
did this reputation eventually become that he has been dubbed "the Karl
Marx of the Bourgeoisie" by his Marxist opponents.  In economic theory, his
_Manual of Political Economy_(5)  and his critique of Marxian socialism,
_Les Systemes socialistes_,(6) remain among his most important works.

Pareto turned to sociology somewhat late in life, but he is nonetheless
acclaimed in this field.  His monumental _Treatise on General Sociology_,
and two smaller volumes, _The Rise and Fall of the Elites_ and _The
Transformation of Democracy_, are his sociological masterworks.(7)
Subsequently, we will consider the nature of some of the theories contained
in these books.

The title of Marquis was bestowed on Pareto's great-great-great-grandfather
in 1729 and, after his father's death in 1882, that dignity passed to
Pareto himself.  He never used the title, however, insisting that since it
was not earned, it held little meaning for him.  Conversely, after his
appointment to the University of Lausanne, he did use the title
"Professor," since that was something which, he felt, he merited because of
his lifetime of study.  These facts point to one of the most dominant
characteristics of this man-his extreme independence.

Pareto's great intelligence caused him difficulties in working under any
kind of supervision.  All of his life he moved, step by step, towards
personal independence.  Because he was thoroughly conscious of his own
brilliance,  his confidence in his abilities and in his intellectual
superiority often irritated and offended people around him.  Pareto, in
discussing almost any question about which he felt certain, could be
stubborn in his views and disdainful of those with divergent opinions.
=46urthermore, he could be harsh and sarcastic in his remarks. As a result,
some people came to see Pareto as disputatious, caustic, and careless of
people's feelings.

In contrast, Pareto could be generous to those he perceived as "underdogs."
He was always ready to take up his pen in defense of the poor or to
denounce corruption in government and the exploitation of those unable to
defend themselves.  As author and sociologist Charles Powers writes,

"For many years Pareto offered money, shelter, and counsel to political
exiles (especially in 1898 following the tumultuous events of that year in
Italy).  Like his father, Pareto was conservative in his personal tastes
and inclinations, but he was also capable of sympathizing with others and
appreciating protests for equality of opportunity and freedom of
expression(8).  Pareto was a free thinker.  In some respects, he is
reminiscent of an early libertarian.  He was possessed of that duality of
mood we continue to find among people who are extremely conservative and
yet ardent in their belief in personal liberty."(9)

Since he was an expert in the use of the sword, as well as a crack shot,
he was disinclined to give way before any threats to his person, a mode of
behavior he considered cowardly and contrary to his personal sense of
honor. More than once he sent bullies and thugs running in terror.(10)

Pareto suffered from heart disease towards the end of his life and
struggled through his last years in considerable ill health.  He died
August 19, 1923.

Les Systemes socialistes

A lifelong opponent of Marxism and liberal egalitarianism, Pareto published
a withering broadside against the Marxist-liberal worldview in 1902.
Considering the almost universal respect accorded the more salient aspects
of Marxism and liberalism, it is regrettable that Pareto's book, _Les
Systemes socialistes_, has not been translated into English in its
entirety.  Only a few excerpts have appeared in print.  In an often quoted
passage that might be taken as a prophetic warning for our own age, Pareto
writes:

"A sign which almost invariably presages the decadence of an aristocracy is
the intrusion of humanitarian feelings and of affected sentimentalizing
which render the aristocracy incapable of defending its position.
Violence, we should note, is not to be confused with force.  Often enough
one observes cases in which individuals and classes which have lost the
force to maintain themselves in power make themselves more and more hated
because of their outbursts of random violence.  The strong man strikes only
when it is absolutely necessary, and then nothing stops him.  Trajan was
strong, not violent: Caligula was violent, not strong.
"When a living creature loses the sentiments which, in given circumstances
are necessary to it in order to maintain the struggle for life, this is a
certain sign of degeneration, for the absence of these sentiments will,
sooner or later, entail the extinction of the species.  The living creature
which shrinks from giving blow for blow and from shedding its adversary's
blood thereby puts itself at the mercy of this adversary.  The sheep has
always found a wolf to devour it; if it now escapes this peril, it is only
because man reserves it for his own prey.  Any people which has horror of
blood to the point of not knowing how to defend itself will sooner or later
become the prey of some bellicose people or other.  There is not perhaps on
this globe a single foot of ground which has not been conquered by the
sword at some time or other, and where the people occupying it have not
maintained themselves on it by force.  If the Negroes were stronger than
the Europeans, Europe would be partitioned by the Negroes and not Africa by
the Europeans.  The 'right' claimed by people who bestow on themselves the
title of 'civilized' to conquer other peoples, whom it pleases them to call
'uncivilized,' is altogether ridiculous, or rather, this right is nothing
other than force.  For as long as the Europeans are stronger than the
Chinese, they will impose their will on them; but if the Chinese should
become stronger than the Europeans, then the roles would be reversed, and
it is highly probable that humanitarian sentiments could never be opposed
with any effectiveness to any army."(11)

In another portion of this same work that calls to mind the words of German
philosopher Oswald Spengler, Pareto similarly warns against what he
regarded as the suicidal danger of "humanitarianism":

"Any elite which is not prepared to join in battle to defend its position
is in full decadence, and all that is left to it is to give way to another
elite having the virile qualities it lacks.  It is pure day-dreaming to
imagine that the humanitarian principles it may have proclaimed will be
applied to it: its vanquishers will stun it with the implacable cry, 'Vae
Victis.'  The knife of the guillotine was being sharpened in the shadows
when, at the end of the eighteenth century, the ruling classes in France
were engrossed in developing their 'sensibility.'  This idle and frivolous
society, living like a parasite off the country, discoursed at its elegant
supper parties of delivering the world from superstition and of crushing
'l'Inf=E2me,' all unsuspecting that it was itself going to be crushed."(12)

A substantial portion of _Les Systemes socialistes_ is devoted to a
scathing assessment of the basic premises of Marxism.  According to
historian H. Stuart Hughes, this work caused Lenin "many a sleepless
night."(13)

In Pareto's view, the Marxist emphasis on the historical struggle between
the unpropertied working class-the proletariat-and the property-owning
capitalist class is skewed and terribly misleading.  History is indeed full
of conflict, but the proletariat-capitalist struggle is merely one of many
and by no means the most historically important.  As Pareto explains:

"The class struggle, to which Marx has specially drawn attention, is a real
factor, the tokens of which are to be found on every page of history.  But
the struggle is not confined only to two classes: the proletariat and the
capitalist; it occurs between an infinite number of groups with different
interests, and above all between the elites contending for power.  The
existence of these groups may vary in duration, they may be based on
permanent or more or less temporary characteristics.  In the most savage
peoples, and perhaps in all, sex determines two of these groups.  The
oppression of which the proletariat complains, or had cause to complain of,
is as nothing in comparison with that which the women of the Australian
aborigines suffer.  Characteristics to a greater or lesser degree
real-nationality, religion, race, language, etc.-may give rise to these
groups.  In our own day the struggle of the Czechs and the Germans in
Bohemia is more intense than that of the proletariat and the capitalists in
England."(14)

Marx's ideology represents merely an attempt, Pareto believes, to supplant
one ruling elite with another, despite Marxist promises to the contrary:

"The socialists of our own day have clearly perceived that the revolution
at the end of the eighteenth century led merely to the bourgeoisie's taking
the place of the old elite.  They exaggerate a good deal the burden of
oppression imposed by the new  masters, but they do sincerely believe that
a new elite of politicians will stand by their promises better than those
which have come and gone up to the present day.  All revolutionaries
proclaim, in turn, that previous revolutions have ultimately ended up by
deceiving the people; it is their revolution alone which is the true
revolution.  'all previous historical movements' declared the _Communist
Manifesto_ of 1848, 'were movements of minorities or in the interest of
minorities.  The proletarian movement is the self-conscious, independent
movement of the immense majority, in the interest of the immense majority.'
Unfortunately this true revolution, which is to bring men an unmixed
happiness, is only a deceptive mirage that never becomes a reality.  It is
akin to the golden age of the millenarians: for ever waited, it is for ever
lost in the mists of the future, for ever eluding its devotees just when
they think they have it."(15)

Residues and Derivations

One of Pareto's most noteworthy and controversial theories is that human
beings are not, for the most part, motivated by logic and reason but rather
by sentiment.  _Les Systemes socialistes_ is interspersed with this theme
and it appears in its fully developed form in Pareto's vast _Treatise on
General Sociology_.  In his _Treatise_,  Pareto examines the multitudes of
human actions that constitute the outward manifestations of these
sentiments and classifies them into six major groups, calling them
"residues."  All of these residues are common to the whole of mankind,
Pareto comments, but certain residues stand out more markedly in certain
individuals.  Additionally, they are unalterable; man's political nature is
not perfectible but remains a constant throughout history.

*Class I* is the "instinct for combinations."  This is the manifestation of
sentiments in individuals and in society that tends towards
progressiveness, inventiveness, and the desire for adventure.  *Class II*
residues have to do with what Pareto calls the "preservation of aggregates"
and encompass the more conservative side of human nature, including loyalty
to society's enduring institutions such as family, church, community, and
nation and the desire for permanency and security.  Following this comes
the need for expressing sentiments through external action, Pareto's *Class
III* residues.  Religious and patriotic ceremonies and pageantry stand out
as examples of these residues and will include such things as saluting the
flag, participating in a Christian communion service,  marching in a
military parade, and so on.  In other words, human beings tend to manifest
their feelings in symbols.  Next comes the social instinct,*Class IV*,
embracing manifestations of sentiments in support of the individual and
societal discipline that is indispensable for maintaining the social
structure.  This includes phenomena such as self-sacrifice for the sake of
family and community and concepts such as the hierarchical arrangement of
societies.  *Class V* is that quality in a society that stresses individual
integrity and the integrity of the individual's possessions and
appurtenances.  These residues contribute to social stability, systems of
criminal and civil law being the most obvious examples.  Last we have
*Class VI*, which is the sexual instinct or the tendency to see social
events in sexual terms.

Throughout his _Treatise_, Pareto places particular emphasis on the first
two of these six residue classes and to the struggle within individual men
as well as in society between innovation and consolidation.  The late James
Burnham, writer, philosopher, and one of the foremost American disciples of
Pareto, states that Pareto's Class I and II residues are an extension and
amplification of certain aspects of political theorizing set down in the
fifteenth century by Niccol=F2 Machiavelli.(16) Machiavelli divided humans
into two classes, foxes and lions.  The qualities he ascribes to these two
classes of men resemble quite closely the qualities typical of Pareto's
Class I and Class II residue types.  Men with strong Class I residues are
the "foxes," tending to be manipulative, innovative, calculating, and
imaginative.  Entrepreneurs prone to taking risks, inventors, scientists,
authors of fiction, politicians, and creators of complex philosophies fall
into this category.  Class II men are "lions" and place much more value on
traits such as good character and devotion to duty than on sheer wits.
They are the defenders of tradition, the guardians of religious dogma, and
the protectors of national honor.

=46or society to function properly there must be a balance between these two
types of individuals; the functional relationship between the two is
complementary.  To illustrate this point, Pareto offers the examples of
Kaiser Wilhelm I, his chancellor Otto von Bismarck, and Prussia's adversary
Emperor Napoleon III.  Wilhelm had an abundance of Class II residues, while
Bismarck exemplified Class I.  Separately, perhaps, neither would have
accomplished much, but together they loomed gigantic in nineteenth-century
European history, each supplying what the other lacked.(17)

=46rom the standpoint of Pareto's theories, the regime of Napoleon III was a
lopsided affair, obsessed with material prosperity and dominated for almost
twenty years by such "foxes" as stock-market speculators and contractors
who, it is said, divided the national budget among themselves.  "In
Prussia," Pareto observes, "one finds a hereditary monarchy supported by a
loyal nobility: Class II residues predominate; in France one finds a
crowned adventurer supported by a band of speculators and spenders: Class I
residues predominate."(18) And, even more to the point, whereas in Prussia
at that time the requirements of the army dictated financial policy, in
=46rance the financiers dictated military policy.  Accordingly, when war
broke out between Prussia and France in the summer of 1870, the "moment of
truth" came for France.  Napoleon's vaunted Second Empire fell to pieces
and was overrun in a matter of weeks.(19)

Another aspect of Pareto's theories which we shall examine here briefly is
what he calls "derivations," the ostensibly logical justifications that
people employ to rationalize their essentially non-logical,
sentiment-driven actions.  Pareto names four principle classes of
derivations: 1) derivations of assertion; 2) derivations of authority; 3)
derivations that are in agreement with common sentiments and principles;
and, 4) derivations of verbal proof.  The first of these include statements
of a dogmatic or aphoristic nature, for example the saying, "honesty is the
best policy."  The second, authority, is an appeal to people or concepts
held in high esteem by tradition.  To cite the opinion of one of the
American Founding Fathers on some topic of current interest is to draw from
Class II derivations.  The third deals with appeals to "universal
judgement," the "will of the people," the "best interests of the majority,"
or similar sentiments.  And, finally, the fourth relies on various verbal
gymnastics, metaphors, allegories, and so forth.

We see, then, that to comprehend Pareto's residues and derivations is to
gain insights into the paradox of human behavior.  They represent an attack
on rationalism and liberal ideals in that they illuminate the primitive
motivations behind the sentimental slogans and catchwords of political
life. Pareto devotes the vast majority of his _Treatise_ to setting forth
in detail his observations on human nature and to proving the validity of
his observations by citing examples from history.  His erudition in fields
such as Greco-Roman history was legendary and this fact is reflected
throughout his massive tome.

At the social level, according to Pareto's sociological scheme, residues
and derivations are mechanisms by which society maintains its equilibrium.
Society is seen as a system, "a whole consisting of interdependent parts.
The 'material points or molecules' of the system ... are individuals who
are affected by social forces which are marked by constant or common
properties."(20)  When imbalances arise, a reaction sets in whereby
equilibrium is again achieved.  Pareto believed that Italy and France, the
two modern societies with which he was most familiar, were grossly out of
balance and that "foxes" were largely in control.  Long are his laments in
the _Treatise_ about the effete ruling classes in those two countries.  In
both instances, he held, revolutions were overdue.

We have already noted that when a ruling class is dominated by men
possessing strong Class I residues, intelligence is generally valued over
all other qualities.  The use of force in dealing with internal and
external dangers to the state and nation is shunned, and in its place
attempts are made to resolve problems or mitigate threats through
negotiations or social tinkering.   Usually, such rulers will find
justification for their timidity in false humanitarianism.

In the domestic sphere, the greatest danger to a society is an excess of
criminal activity with which Class I types attempt to cope by resorting to
methods such as criminal "rehabilitation" and various eleemosynary
gestures. The result, as we know only too well, is a country awash in
crime. With characteristic sarcasm Pareto comments on this phenomenon:

"Modern theorists are in the habit of bitterly reproving ancient
"prejudices" whereby the sins of the father were visited upon the son.
They fail to notice that there is a similar thing in our own society, in
the sense that the sins of the father benefit the son and acquit him of
guilt.  For the modern criminal it is a great good fortune to be able to
count somewhere among his ancestry or other relations a criminal, a
lunatic, or just a mere drunkard, for in a court of law that will win him a
lighter penalty or, not seldom, an acquittal. Things have come to such a
pass that there is hardly a criminal case nowadays where that sort of
defense is not put forward.  The old metaphysical proof that was used to
show that a son should be punished because of his father's wrongdoing was
neither more nor less valid than the proof used nowadays to show that the
punishment which otherwise he deserves should for the same reasons be
either mitigated or remitted.  When, then, the effort to find an excuse for
the criminal in the sins of his ancestors proves unavailing, there is still
recourse to finding one in the crimes of 'society,' which, having failed to
provide for the criminal's happiness, is 'guilty' of his crime.  And the
punishment proceeds to fall not upon 'society,' but upon one of its
members, who is chosen at random and has nothing whatever to do with the
presumed guilt.(21)"

Pareto elucidates in his footnote:

"The classical case is that of the starving man who steals a loaf of
bread.  That he should be allowed to go free is understandable enough; but
it is less understandable that 'society's' obligation not to let him starve
should devolve upon one baker chosen at random and not on society as a
whole."(22)

Pareto gives another example, about a woman who tries to shoot her seducer,
hits a third party who has nothing to do with her grievance, and is
ultimately acquitted by the courts.  Finally, he concludes his note with
these remarks:

"To satisfy sentiments of languorous pity, humanitarian legislators approve
'probation' and 'suspended sentence' laws, thanks to which a person who has
committed a first theft is at once put in a position to commit a second.
And why should the luxury of humaneness be paid for by the unfortunate
victim of the second theft and not by society as a whole? ... As it is, the
criminal only is looked after and no one gives a thought to the
victim."(23)

Expanding on the proposition that "society" is responsible for the
murderous conduct of certain people, with which viewpoint he has no
tolerance, he writes:

" In any event, we still have not been shown why people who, be it
through fault of 'society,' happen to be 'wanting in the moral sense,'
should be allowed freely to walk the streets, killing anybody they please,
and so saddling on one unlucky individual the task of paying for a 'fault'
that is common to all the members of 'society.'  If our humanitarians would
but grant that these estimable individuals who are lacking in a moral sense
as a result of 'society's shortcomings' should be made to wear some visible
sign of their misfortune in their buttonholes, an honest man would have a
chance of seeing them coming and get out of the way."(24)

In foreign affairs, "foxes" tend to judge the wisdom of all policies from a
commercial point of view and usually opt for negotiations and compromise,
even in dangerous situations.  For such men profit and loss determine all
policy, and though such an outlook may succeed for some time, the final
result is usually ruinous.  That is because enemies maintaining a balance
of "foxes" and "lions" remain capable of appreciating the use of force.
Though they may occasionally make a pretence of having been bought off,
when the moment is right and their overly-ingenious foe is fast asleep,
they strike the lethal blow. In other words, Class I people are accustomed
by their excessively-intellectualized preconceptions to believe that
'reason' and money are always mightier than the sword, while Class II folk,
with their native common sense, do not nurse such potentially fatal
delusions.  In Pareto's words, "The fox may, by his cunning, escape for a
certain length of time, but the day may come when the lion will reach him
with a well-aimed cuff, and that will be the end of the argument."(25)


Circulation of the Elites

Apart from his analyses of residues and derivations, Pareto is notable
among sociologists for the theory known as "the circulation of the elites."
Let us remember that Pareto considered society a system in equilibrium,
where processes of change tend to set in motion forces that work to restore
and maintain social balance.

Pareto asserts that there are two types of elites within society: the
governing elite and the non-governing elite.  Moreover, the men who make up
these elite strata are of two distinct mentalities, the speculator and the
rentier.  The speculator is the progressive, filled with Class I residues,
while the rentier is the conservative, Class II residue type.  There is a
natural propensity in healthy societies for the two types to alternate in
power.  When, for example, speculators have made a mess of government and
have outraged the bulk of their countrymen by their corruption and
scandals, conservative forces will step to the fore and, in one way or
another, replace them.  The process, as we have said, is cyclical and more
or less inevitable.

=46urthermore, according to Pareto, wise rulers seek to reinvigorate their
ranks by allowing the best from the lower strata of society to rise and
become fully a part of the ruling class.  This not only brings the best and
brightest to the top, but deprives the lower classes of talent and of the
leadership qualities that might one day prove to be a threat.  Summarizing
this component of Pareto's theory, a contemporary sociologist observes that
practicality, not pity, demands such a policy:

"A dominant group, in Pareto's opinion, survives only if it provides
opportunities for the best persons of other origins to join in its
privileges and rewards, and if it does not hesitate to use force to defend
these privileges and rewards.  Pareto's irony attacks the elite that
becomes humanitarian, tenderhearted rather than tough-minded.  Pareto
favors opportunity for all competent members of society to advance into the
elite, but he is not motivated by feelings of pity for the underprivileged.
To express and spread such humanitarian sentiments merely weakens the
elite in the defense of its privileges.  Moreover, such humanitarian
sentiments would easily be a platform for rallying the opposition."(26)

But few aristocracies of long standing grasp the essential nature of this
process, preferring to keep their ranks as exclusive as possible.  Time
takes its toll, and the rulers become ever weaker and ever less capable of
bearing the burden of governing:

"It is a specific trait of weak governments.  Among the causes of the
weakness two especially are to be noted: humanitarianism and cowardice-the
cowardice that comes natural to decadent aristocracies and is in part
natural, in part calculated, in "speculator" governments that are primarily
concerned with material gain.  The humanitarian spirit ... is a malady
peculiar to spineless individuals who are richly endowed with certain Class
I residues that they have dressed up in sentimental garb."(27)

In the end, of course, the ruling class falls from power.  Thus, Pareto
writes that "history is a graveyard of aristocracies."(28)

The Transformation of Democracy

Published as a slim volume near the end of Pareto's life, _The
Transformation of Democracy_ originally appeared in 1920 as a series of
essays published in an Italian scholarly periodical, _Revista di Milano_.
In this work, Pareto recapitulates many of his theories in a more concise
form, placing particular emphasis on what he believes are the consequences
of allowing a money-elite to dominate society.  The title of this work
comes from Pareto's observation that European democracies in the 1920s were
more and more being transformed into plutocracies.  The deception and
corruption associated with plutocratic rule would eventually produce a
reaction, however,  and lead to the system's downfall.  In Pareto's words,

"The plutocracy has invented countless makeshift programs, such as
generating enormous public debt that plutocrats know they will never be
able to repay, levies on capital, taxes which exhaust the incomes of those
who do not speculate, sumtuary laws which have historically proven useless,
and other similar measures.  The principal goal of each of these measures
is to deceive the multitudes."(29)

When a society's system of values deteriorates to the point where hard work
is denigrated and "easy money" extolled, where honesty is mocked and
duplicity celebrated, where authority gives way to anarchy and justice to
legal chicanery, such a society stands face to face with ruin.

Pareto and Fascism
Before we enter into the controversy surrounding Pareto's sympathy for
Italian leader Benito Mussolini, let us take pains to avoid the error of
viewing events of the 1920s through the spectacles of the post-World War II
era, for what seemed apparent in 1945 was not at all evident twenty years
before.  Inarguably, throughout the whole of the 1920s, Mussolini was an
enormously popular man in Italy and abroad, with all except perhaps the
most inveterate leftists.  An American writer puts it as follows:

"Postwar [First World War] Italy ... was a sewer of corruption and
degeneracy.  In this quagmire Fascism appeared like a gust of fresh air, a
tempest-like purgation of all that was defiled, leveled, fetid.  Based on
the invigorating instincts of nationalist idealism, Fascism "was the
opposite of wild ideas, of lawlessness, of injustice, of cowardice, of
treason, of crime, of class warfare, of special privilege; and it
represented square-dealing, patriotism and common sense."  As for
Mussolini, "there has never been a word uttered against his absolute
sincerity and honesty.  Whatever the cause on which he embarked, he proved
to be a natural-born leader and a gluttonous worker."  Under Mussolini's
dynamic leadership, the brave Blackshirts made short shrift of the
radicals, restored the rights of property, and purged the country of
self-seeking politicians who thrive on corruption endemic to mass
democracy."(30)

If the Italian Duce was so popular in the 1920s that he received the
accolades of the _Saturday Evening Post _(31) and the American Legion (32),
and the highest praises of British and American establishment figures such
as Winston Churchill(33) and Ambassador Richard Washburn Child,(34) how
much more enthusiastic must have been Italians of Pareto's conservative
bent at that time.  They credited Mussolini with nothing less than rescuing
Italy from chaos and Bolshevism.  The coming tragedies of the '40s,
needless to say, were far away, over a distant horizon, invisible to all.

Pareto invariably expressed contempt for the pluto-democratic governments
that ruled Italy throughout most of his life.  His rancor towards liberal
politicians and their methods surfaces all through his books; these men are
the object of his scorn and sharp wit.  Pareto translator Arthur Livingston
writes, "He was convinced that ten men of courage could at any time march
on Rome and put the band of 'speculators' that were filling their pockets
and ruining Italy to flight."(35)  Consequently, in October 1922, after the
=46ascist March on Rome and Mussolini's appointment by the King as Prime
Minister, "Pareto was able to rise from a sick-bed and utter a triumphant
'I told you so!'."(36)  Yet, Pareto never joined the Fascist Party.  Well
into his seventies and severely ill with heart disease, he remained
secluded in his villa in Switzerland.

The new government, however, extended many honors to Pareto.  He was
designated as delegate to the Disarmament Conference at Geneva, was made a
Senator of the Kingdom, and was listed as a contributor to the Duce's
personal periodical, _Gerarchia_.(37)  Many of these honors he declined due
to the state of his health, yet he remained favorably disposed towards the
regime corresponding with Mussolini and offering advice in the formulation
of economic and social policies.(38)

Many years before the March on Rome, Mussolini attended Pareto's lectures
in Lausanne and listened to the professor with rapt attention.  "I looked
forward to every one," Mussolini wrote, "...[f]or here was a teacher who
was outlining the fundamental economic philosophy of the future."(39)  The
young Italian was obviously deeply impressed and, after his elevation to
power, sought immediately to transform his aged mentor's thoughts into
action:

"In the first years of his rule Mussolini literally executed the policy
prescribed by Pareto, destroying political liberalism, but at the same time
largely replacing state management of private enterprise, diminishing taxes
on property, favoring industrial development, imposing a religious
education in dogmas...."(40)

Of course, it was not only Pareto's economic theories that influenced the
course of the Fascist state, but especially the sociological theories:
"...the _Sociologia Generale_ has become for many Fascists a treatise on
government...,"(41) noted one writer at the time.  Clearly, there was some
agreement between Pareto and the new government.  Pareto's theory of rule
by elites, his authoritarian leanings, his uncompromising rejection of the
liberal fixation with Economic Man, his hatred of disorder, his devotion to
the hierarchical arrangement of society, and his belief in an aristocracy
of merit are all ideas in harmony with Fascism.  Let us keep in mind,
however, that all of these ideas were formulated by Pareto decades before
anyone had ever heard of Fascism and Mussolini.  Likewise, it may be said
that they are as much in harmony with age-old monarchical ideas, or those
of the ancient authoritarian republics, as with any modern political
creeds.

Some writers have speculated that had Pareto lived he would have found many
points of disagreement with the Fascist state as it developed, and it is
true that he expressed his disapprobation over limitations placed by the
regime on freedom of expression, particularly in academia.(42)  As we have
already seen, however, it was in Pareto's nature to find fault with nearly
all regimes, past and present, and so it would not have been surprising had
he found reason occasionally to criticize Mussolini's.

Though Fascist rule in Italy came to an end with the military victory of
the Anglo-Americans in 1945, Pareto's influence was not seriously touched
by that mighty upheaval.  Today, new editions of his works and new books
about his view of society continue to appear.  That his ideas endured the
catastrophe of the war virtually without damage, and that they are still
discussed among and debated by serious thinkers, is suggestive of their
universality and timelessness.

*****************************************
ENDNOTES

1) See, for example, W. Rex Crawford, "Representative Italian Contributions
to Sociology: Pareto, Loria, Vaccaro, Gini, and Sighele," chap. in _An
Introduction to The History of Sociology_, Harry Elmer Barnes, editor
(Chicago: University of Chicago Press, 1948), Howard Becker and Harry Elmer
Barnes, "Sociology in Italy," chap. in _Social Thought From Lore to
Science_, (New York: Dover Publications, 1961), and  James Burnham, _The
Machiavellians: Defenders of Freedom_ (New York: The John Day Company,
1943).

2) G. Duncan Mitchell, _A Hundred Years of Sociology_ (Chicago: Aldine
Publishing Company, 1968), p. 115.

3)  Herbert W. Schneider, _Making the Fascist State _(New York: Oxford
University Press, 1928), p. 102.

4) Biographical details are taken from Charles H. Powers, _Vilfredo
Pareto_, vol. 5, _Masters of Social Theory_, Jonathan H. Turner, Editor
(Newbury Park, California: Sage Publications, 1987), pp. 13-20.

5) Appearing originally in 1909, the _Manuele di economia politica_ has
been translated into English:  Ann Schwier translator, Ann Schwier and
Alfred Page, Editors (New York: August M. Kelly, 1971).

6) (Geneva: Librarie Droz, 1965). Published originally 1902-3.  The book
has never been fully published in English.

7) _The Treatise on General Sociology_ (Trattato di Sociologia Generale),
was first published  in English under the name _The Mind and Society_, A.
Borngiorno and Arthur Livingston, translators (New York: Harcourt, Brace,
Javanovich, 1935).  It was reprinted in 1963 under its original title (New
York: Dover Publications) and remains in print (New York: AMS Press, 1983).
_The Rise and Fall of the Elites: An Application of Theoretical Sociology
_(Totowa, New Jersey: The Bedminster Press, 1968; reprint, New Brunswick,
New Jersey: Transaction Books, 1991) is a translation of Pareto's
monograph, "Un Applicazione de teorie sociologiche," published in 1901 in
_Revista Italiana di Sociologia.The Transformation of Democracy
_(Trasformazioni della democrazia), Charles Power, editor, R. Girola,
translator (New Brunswick, New Jersey: Transaction Books, 1984).  The
original Italian edition appeared in 1921.

8) This term, "equality of opportunity" is so misused in our own time,
especially in America, that some clarification is appropriate.  "Equality
of opportunity" refers merely to Pareto's belief that in a healthy society
advancement must be opened to superior members of all social
classes-"Meritocracy," in other words.  See Powers, pp. 22-3.

9) Powers, p. 19.

10)  Ibid., p. 20.

11) Adrian Lyttelton, Editor, _Italian Fascisms: From Pareto to Gentile_
(New York: Harper & Row, 1975), pp. 79-80.

12) Ibid., p. 81.

13) H. Stuart Hughes, _Oswald Spengler: A Critical Estimate_ (New York:
Charles Scribner's Sons, 1952), p. 16.

14)  Lyttelton, p. 86.

15)  Ibid., pp. 82-3.

16)  James Burnham, _Suicide of the West_ (New York: John Day Company,
1964), pp. 248-50.

17)  Pareto, _Treatise_, # 2455. Citations from the _Treatise_ refer to the
paragraph numbers that the author uses in this work .  Citations are thus
uniform in all editions.

18)  Ibid., # 2462.

19) Ibid., #  2458-72.

20) Nicholas Timasheff,  _Sociological Theory: Its Nature and Growth_ (New
York: Random House, 1967), p. 162.

21)  Pareto, _Treatise_, # 1987.

22) Ibid. # 1987n.

23) Ibid.

24) Ibid., # 1716n.

25)  Ibid., # 2480n.

26) Hans L. Zetterberg, "Introduction" to _The Rise and Fall of the
Elites_ by Vilfredo Pareto, pp. 2-3.

27) Pareto, Treatise, # 2474.

28)  Ibid., # 2053.

29)  Pareto, _Transformation_, p. 60.

30 John P. Diggins, _Mussolini and Fascism: The View from America_
(Princeton, NJ: Princeton University Press, 1972), p. 17.  Diggins'
quotations in the cited paragraph come from the writings of an American
Mussolini enthusiast of the 1920s,  Kenneth L. Roberts.

31)  Ibid., p. 27.

32)  Ibid., p. 206.  Mussolini was officially invited to attend the San
=46rancisco Legion Convention of 1923 (he declined) and some years later was
made an honorary member of the American Legion by a delegation of
Legionnaires visiting Rome.  The Duce received the delegation in his palace
and was awarded a membership badge by the delighted American visitors.

33)  In an interview published in the London Times, January 21, 1927,
immediately after a visit by Churchill to Mussolini, the future British
Prime Minister said: "If I had been an Italian I am sure that I should have
been wholeheartedly with you [Mussolini] from start to finish in your
triumphant struggle against the bestial appetites and passions of
Leninism."  See Luigi Villari, _Italian Foreign Policy Under Mussolini_
(New York: The Devin-Adair Company, 1956), p. 43.

34) The United States Ambassador to Italy in the '20s, Child dubbed
Mussolini "the Spartan genius," ghostwrote an "autobiography" of Mussolini
for publication in America, and perpetually extolled the Italian leader in
the most extravagant terms. Diggins, p. 27.

35) Pareto, _Treatise_, p. xvii.

36) Ibid.

37)  Franz Borkenau, _Pareto_ (New York: John Wiley & Sons, 1936), p. 18.

38) Ibid., p. 20.

39) Benito Mussolini, _My Autobiography_ (New York: Charles Scribner's
Sons, 1928), p. 14.

40)  Borkenau, p. 18.

41)  George C. Homans and Charles P. Curtis, Jr., _An Introduction to
Pareto_ (New York: Alfred A. Knopf, 1934), p. 9.

42) Borkenau, p. 18.  In a letter written to Mussolini written shortly
before Pareto's death, the sociologist cautioned that the Fascist regime
must relentlessly strike down all active opponents.  Those, however, whose
opposition was merely verbal should not be molested since, he believed,
that would serve only to conceal public opinion.  "Let the crows craw but
BE MERCILESS when it comes to ACTS," Pareto admonished the Duce. See
Alistair Hamilton, _The Appeal of Fascism: A Study of Intellectuals and
=46ascism, 1919-1945_ (New York: Macmillan Company, 1971), pp. 44-5.


Bibliography of Works Consulted
Barnes, Harry Elmer, Editor.  An Introduction to the History of Sociology.
Chicago: The University of Chicago Press, 1948.

Becker, Howard and Harry Elmer Barnes.  Social Thought From Lore to
Science.  New York: Dover Publications, 1961.
Bogardus, Emory S.  The Development of Social Thought.  New York: Longmans,
Greene and Company, 1940.
Borkenau, Franz.  Pareto.  New York: John Wiley & Sons, 1936.
Burnham, James.  The Machiavellians: Defenders of Freedom.  New York: John
Day Company, 1943.
--------------------.  Suicide of the West.  New York: John Day Company, 196=
4.

Diggins, John P. Mussolini and Fascism: The View from America.  Princeton,
NJ: Princeton University Press, 1972.

Hamilton, Alistair. The Appeal of Fascism: A Study of Intellectuals and
=46ascism, 1919-1945.  New York: Macmillan Company, 1971.
Homans, George C, and Charles P. Curtis, Jr.  An Introduction to Pareto.
New York: Alfred A. Knopf, 1934.

Hughes, H. Stuart.  Oswald Spengler: A Critical Estimate.  New York:
Charles Sribner's Sons, 1952.
Lyttelton, Adrian, Editor. Italian Fascisms: From Pareto to Gentile.
Douglas Parm=E9e, Translator.  New York: Harper & Row, 1975.
Mitchell, G. Duncan.  A Hundred Years of Sociology.  Chicago: Aldine
Publishing Company, 1968.

Mussolini, Benito.  My Autobiography.  New York: Charles Scribner's Sons, 19=
28.

Pareto, Vilfredo.  The Mind and Society: A Treatise on General Sociology.
New York: Harcourt, Brace, Jananovich, 1935.  Reprint, New York: Dover
Publications, 1963.

--------------------.  The Rise and Fall of the Elites: An Application of
Theoretical Sociology. Introduction by Hans L. Zetterberg. Totowa, New
Jersey: The Bedminster Press, 1968.  Reprint, New Brunswick, New Jersey:
Transaction Books, 1991.
--------------------.  The Transformation of Democracy.  New Brunswick, New
Jersey: Transaction Books, 1984.

Powers, Charles H.  Vilfredo Pareto. Volume 5, Masters of Social Theory.
Jonathan H. Turner, Editor.  Newbury Park, California: Sage Publications,
1987.

Schneider, Herbert W.  Making The Fascist State.  New York: Oxford
University Press, 1928.
Timasheff, Nicholas. Sociological Theory: Its Nature and Growth. New York:
Random House, 1967.
Villari, Luigi. Italian Foreign Policy Under Mussolini, New York: The
Devin-Adair Company, 1956.

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید