برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

سلطه رسانه ای صهیونیسم در آمریکا

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
سلطه رسانه ای صهیونیسم در آمریکا
نویسنده کتاب:خانم زهرا سمواتی
« بهترین کارها آن است که به اعتدال نزدیکتر  باشد»  خلاصه كتاب: تلخیص: مسلم دلاور- جهان و سلطه رسانه های غرب: عصری که در آن زندگی می کنیم عصر ارتباطات نامیده اند عصری که وجه مشخصه آن چیرگی وسایل ارتباط جمعی بر زندگی اجتماعی سیاسی و فرهنگی انسانهاست  عصری که برای محک زدن کیفیت افکار عمومی هر جامعه ای به قدرت وسایل ارتباط اش می نگرند .   وسایل ارتباط جمعی در پیدایش عادتهای تازه تکوین جهانی ,تغییر در رفتار,نگرشها و خلق و خوی انسانها,کوتاه کردن فاصله ها و همسایگی ملل دوردست نقش مهم وشگرفی بر عهده داشته و دارد.                               
از طرفی رسانه ها با سیل اطلاعات و اخباری که به طور دائم در جامعه سرازیر می کنند,مغزها را برای دیگر اندیشیدن تحریک کرده و آنها را از حالت انفعال بیرون می آورد.اما موفقیت در این مهم مستلزم این است که رسانه ها اطلاعات تازه و درستی در اختیار داشته باشند.                                                                  
شرکت های بزرگ رسانه ای ضمن کمک به یکدیگر می توانند به خود نیز کمک کنند.هر چه مکانیزمی که در اختیار شرکتهاست بزرگتر باشد بهتر می توانند منافع خود را تأمین کنند.از جمله این مکانیزمها قدرت سرپوش گذاشتن بر اخبار است که منافع شرکتها را کاهش می دهد یا موجب آشفتگی شرکتهای مادر می شود.به این مورد به عنوان مثال توجه کنید:                                                                                                   
«لس انجلس تایمز » تحت مالکیت شرکت «میرور»قراردارد که علاوه بر چندین روزنامه و شبکه های تلویزیونی,ارضی کشاورزی ودیگر فعالیت ها ی غیر مطبوعاتی را اداره می کند.این نشریه سالهاست که از پرداخت سوبسید از سوی مقامات ایالتی و دولت فدرال برای آب کشاورزی که بیشتر آن صرف آبیاری می شود حمایت می کند.

روند سلطه رسانه ای :
استعمارشدگان و استعمارگران می دانند که این رابطه فقط بر پایه برتری قدرت قرار ندارد,دوران کشور گشای به پایان رسیده و زمانه کنترل اذهان و روحیات فرا رسیده است,به همین دلیل است که مهم ترین دل مشغولی هر امپراتوری سلطه دراز مدت و رام کردن روح انسانهاست.
ایالات متحده آمریکا که در گذشته برای اعمال سلطه به روشهای چون قتل عام علیه سرخ پوشان,برده داری علیه سیاه پوشان آفریقا و توسعه طلبی علیه مکزیکی ها متوسل می شد,دیگر از این روشهای خشونت آمیز خسته شده و می کوشد به گونه صلح آمیز در مغزهای غیر آمریکایی ها نفوز کند و قلب های آنان را محسور خویش سازد.
آمریکا همچنین قدرت نخست در عرصه اطلاع رسانی است.
آمریکا با مهارت های تحسین بر انگیز,رؤیاهای مردم جهان را از قهرمان های رسانه ای پر می کند. به عبارت دیگر اسب های تروای خویش را به مغز های انسانها وارد می کند,این کشور به عنوان مثال تنها یک درصد نیازش به فیلم های سینمایی را از خارج تامین می کند اما خودش جهان را از انواع تولیدات هالیود انباشته است.
ایالات متحده سالانه دویست میلیارد دلار صرف تبلیغات می کند.

غول های اطلاعاتی :
رابرت تیرل نویسنده غربی نیز در کتاب  ژورنالیسم تلویزیونی و آژنسهای خبری در بخش توسعه یافته جهان غرب واقع است.
وی می افزایز:تصویر جهان سوم که در رسانه های غربی به نمایش می آید,معمولا ناقص و تحریف شده است و تصویر جهان غرب که توسط آژانسهای بین المللی به جهان سوم انعکاس می یابد به همین نسبت غیر واقعی است. به عنوان مثال بنا بر پژوهشهای انجام شده,تروریسم همواره به عنوان یک حربه تبلیغاتی از سوی مقامات رژیم صهیونیستی و آمریکا در مورد جمهوری اسلامی ایران  به کار گرفته می شود و مقامات دولتی برای توجیه هر گونه سیاستی در قبال ایران از این عنوان استفاده می کنند. به طوری که 54درصد مطالبی که در این خصوص ایراد می شده, در رسانه های رژیم صهیونیستی بوده است.
این بزرگراهها با باجهت دادن به افکار عمومی جریان یک سویه اطلاع رسانی را در کنترل گرفته و از ورود واقعیات در جامعه جهانی جلوگیری می نمایند.

نظریات اندیشمندان ارتباطات در رابطه با سلطه رسانهای آمریکا :
1) دولت آمریکا با استفاده از طرفداران خود در سازمان ملل  بیش نویس ماده 19 اعلامیه جهانی  حقوق بشر درباره آزادی اطلاعات را به تسویب رسانده. در این ماده عنوان شده است, هر کس حق آزادی بیان و عقیده دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و ترسی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و اخبار و در گرفتن و انتشار آن به تمام وسایل ممکن ,بدون ملاحظات مرزی ,آزاد باشد.
تصویب این ماده برای پیشبرد بسیاری از مقاصد سلطه گرایانه آمریکا و سایر معتقدان آن درباره سرمایه داری مورد استفاده قرار گرفت.
2) دومین زمینه نفوز آمریکا از طریق وسایل ارتباط جمعی , با تکیه بر نقش توسعه بخشی این وسایل فراهم شد.
مک لوهان جمله معروفی دارد : هر زمان ما یک تکنولژی را وارد یک جامعه می کنیم آن جامعه را برای همیشه عوض کرده ایم. برای مثال : درقسمتی از منطقه کویری ایالت کالیفرنیا , دهکده ای به نام اسکس در میان کوهها قرار دارد که به خاطره موقعیت جغرافیایی قادر به دریافت امواج رادیو-تلویزیون نیست . قبل از آنکه فردی اقدام به کشیدن کابل و راه اندازی تلویزیون کابلی نماید, از افراد دهکده تحقیقی به عمل آمده که طبق آن مشخص شد به دلیل فقدان وسایل ارتباط جمعی , ارتباط«میان فردی» بین اهالی قوی است و مردم اوقات فراغت خود را بیشتر به معاشرت و رفتن به گردش و خواندن کتاب می گذرانند. بعد از ورود تلویزیون , این تحقیق تکرار شد ولی نتیجه چیز دیگر بود . بچه ها کمتر با هم بازی می کردند. علاقه خانواده ها به رفت و آمد کم شده بود و علاقه اهالی به خواندن کتاب کاهش یافته بود.در عوض اهالی دهکده بیشتر اوقات فراغت خود را جلو تلویزیون می گذراندند.
موافقین: تقریبا تمام خبرنگاران حرفه ای و بسیاری از تحلیل گران وسایل ارتباطی مدعی اند  که پوشش اخبار بین المللی در ایالات متحده,همچون اخبار داخلی مسئله ای عینی و حقیقت آمیز و بدون خطاست و نیز مدعی اند که آنچه که گزارش می کنند واقعا وجود دارد.
منتقدین: بسیاری از تحلیل گران انتقادی اخبار استدلال کرده اند که پوشش رسانه های آمریکا در مورد مسائل بین المللی و اخبار هیجان انگیز  و منفی مثل کودتا و سرنگونی دولتها تمرکز دارند. به نظر این دسته اخبار بین المللی معمولا سطحی و بسیار ساده اند.
رسانه ها در جهان امروز مجریان اصلی جنگهای روانی هستند.این جنگ هر روزه جاری می باشد,اوج هنر نمایی رسانه ها در این جنگ, در جریان جنگ آمریکا و متحدانش علیه عراق در ماجرای اشغال کویت بود.
«وقتی قریب به 2 میلیون سرباز،10هزار تانگ،بیش از 50000عراده توپ،3900 هواپیمای جنگنده،1800 هلی کپتر و 175 رزم ناو  آماده شروع به جنگ در خلیج فارس بود. جورج بوش رئیس جمهور آمریکا به کنگره این کشور گفت : این جنگ عادلانه است و مسائل اخلاقی در نظر گرفته شده است و موضوع صرفا جنگ سپیدی علیه سیاهی و خوبی علیه شرارت است،ما آماده ایم تا برای دفاع از نظام نوین جهانی دست به عمال زور بزنیم»
سپس این رسانه های مدافع جریان آزادی اطلاعات بودند که در پردازش این تصویر برای جهانیان وارد عمل شدند ،بویژه رادیو صدای آمریکا با 42  زبان برای 130 میلیون شنونده. آنها حتی باسراحت نوشته اند که:«ضبط دیداری یا شنیداری موقعیت پرسنل هنگامی که در حالت اضطراب یاشک شدید هستند مجاز نیست. تصویر برداری از مجریان در حالی که تغییر شکل یافته یا تحت عمل جراحی پلاستیک هستند ممنوع است. محاسبه با پرسنل و یا تصویر برداری از آنها در حالی که تحت روان درمانی هستنند غیر مجاز است.»
نتایج مبتنی بر وضعیت کنونی در کشور های فقیر که بدون اعمال نظارت،در مغرض فرهنگ غربی قرار دارند ،توصیف شده :
«افراد جوان، در اوقات فراغت خود به فعالیتهای می پردازند که برای جوانان کشورهای سرمایه دار طراحی شده : رمان پلیسی، ماشینهای قمار، عکسهای سکسی، داستانهای مستحجن؛ فیلم های ممنوع شده برای کمتر از16ساله ها وبالاتر از همه مصرف الکل در غرب، محیط خانواده، تاثیرهای آموزش وپرورش و سطح نسبتا بالای زندگی طبقات کارگر، محیط کار،کم وبیش موثری را در برابر کنش زیانمند این وقت گذرانیها به وجود می آورد. اما در یک کشور توسعه نیافته،جایی که توسعه ذهنی نامناسب است، جایی که برخود خشونت آمیز دو جهان به شکل قابل ملاحظه ای سنتهای کهن را به لرزه در می آورد و مجموعه ادراکهای مبهم را دور انداخته است، تاثیر پذیری و حساسیت جوانان در این کشورها به واسطه جریان تهاجمات گوناگون با اصل ماهیت فرهنگ غربی شکل می گیرد ،خانواده آسیایی و آفریقایی وقتی با چنین یورشهای روبه رو می شود اغلب ناتوانی خود را در حفظ استواری و یک پارچگی نشان می دهد.
هنری کامو یک کانادایی است که می گوید:«کانادا در امتداد یک مرز بزرگ و بی دفاع در تماس با ایالات متحده است که نه تنها تلویزیون ما، بلکه ارزشها و تمامی جنبه های فرهنگی ما را نابود می کند ... تلویزیون آمریکا با گسترش بی رویه، توسعه و شکل گیری یک تلویزیون ملی ارزشمند در کانادا را تحت تاثیر قرار داده است. تلویزیون آمریکا، تلویزیون را به عنوان یک هنر نابود کرده است. اغلب به کانادایی ها گفته می شود که دشمنان بالقوه آنان شوروی و چین است. به نظر من ایالات متحده دشمن خطرناکتری است .
بلتران سرمایه داران آمریکایی را در این زمینه به سوء استفاده از وسایل ارتباط جمعی برای گسترش بازار و به دست آوردن منافع هر چه بیشتر متهم می کند و همایت آنان را از رژیمهای دست نشادنه و وابسته جهان سوم  را ناشی از سلطه جویی و منفعت طلبی می شناسد.

مفهوم صهیونیسم:
صهیون نام کوهی در بیت المقدس است و به طور اعم برسرزمین بیت المقدس نیز اطلاق می شود. صهیونیست در لغت به معنی دل باخته کوه صهیون می باشد. در طول تاریخ واژه صهیونیسم در دو عرصه مذهبی و سیاسی کاربرد داشته است. در تعالیم مذهبی یهود، کوه صهیون و سرزمین بیت المقدس به دلیل آنکه محل نزول وحی و میعادگاه پیامبران الهی بوده است محترم شمرده می شود. همچنان که نزد مسلمانان و مسیحیان  نیز این چنین است.
قبل از رنسانس صهیونیسم سیاسی هیچ معنا و مفهومی نداشت.صهیونیست به کسی اطلاق می شود که به دلیل دل بستگی به کوه صهیون  و سرزمین بیت المقدس، زندگی رهبانی را برگزیده ، تاریک دنیا شده و با سکنا گزیدن در کوه صهیون و ترک زندگی مادی به عبادت در آن دیار مشغول می شود، زندگی چنین افرادی در دین یهود از طریق صدقه های دیگران تامین می شود.
پس از رنسانس ودر قرن 17و18 به مرور زمان صهیونیست سیاسی متولد شد و به اشاعه و تریج نگرش های نژادپرستانه مبتی به برتری و رجهان قوم یهود بر سایر اقوام مبادرت کرد. این تبلیغات سبب شود که اواخر قرن 19 واژه صهیونیسم به کسانی اطلاق می شد که یهودیان  را نژاد اصیل قوم برتر می دانستند و معتقد بودن که خداوند بنی اسرائیل را بر دیگر ادیان برتری داده و حاکمیت بر کره زمین را به آنان واگزار نموده است.
بنابراین در اواخر قرن 19 نام فلسطین را به اسرائیل تغییر دادند و یهودیان را به مهاجرت به فلسطین تحت نام سرزمین موعود ترغیب و تشویق کردند و اکنون پس از گذشت بیش از یک قرن از اعلام موجودیت رسمی و علنی صهیونیسم جهانی این واژه مصداق بارز نژاد پرستی ، اشغال گری، تجاوز، ظلم، ستم، بیداد، استثمارگری، زورگویی و غصب سرزمین های متعلق به سایر کشورها و استعمار و سلطه گری می باشد.
به طور کلی جنبش صهیونیستی یک جنبش ملی محسوب می شود و لذا حتی میان یهودیان مخالفینی دارد و مقدسین متعصب یهود معتقدند که مراجعت به ارض موعود باید به کمک مستقیم خداوند و مباشرت انبیاء صورت می گیرد ، نه به دست رجال سیاسی و عوامل غیر روحانی.

تعریف اصطلاح صهیونیسم :
صهیونیسم دارای شعبات گوناگون و متعددی می باشد اما منظور ما در این مطلب صهیونیسم سیاسی است که فعال ترین نوع صهیونیسم است که بقیه شاخه ها و شبعات صهیونیسم را نیز در بر می گیرد.
البته صهیونیسم از یهودیت جداست. یهودیت یک نوع سیستم مذهبی است است در حالی که صهیونیسم یک حرکت فکری است که داری ویژگی های ذیل است:
1) در تفکر صهیونیسم اندیشه های افراطی نژادپرستانه وجود دارد.
2) توجه خاص صهیونیستها به استفاده از سرمایه و پول برای به انجام رساندن اهداف خود.
3) توسل به خشونت وهر وسیله دیگری برای به کرسی نشاندن نظرات خود.
4) قربانی شدن تمام بشریت حتی یهودیان در راه مطامع استعماری خود.
5) ارتباط دائمی با ابرقدرت ها جهت استفاده از آنان برای تثبیت پایه های اقتدار خود.
6) مظلوم جلوه دادن یهودیت و صهیونیسم تحت عنوان موهوماتی مثل سوزاندن یهودیان در آتش.
7) کنترل رسانه های جمعی و روزنامه ها به عنوان مهمترین وسیله جهت تسلط برجهان.

صهیونیسم سیاسی :
پدر صهیونیسم سیاسی «تئودور هرتزل»است.
یکی از تئریهای مهم درصهیونیسم جهانی ادعای آنان مبتنی بر مالکیت تاریخی بر فلسطین است که توسط جانشینان هرتزل مطرح و به وسیله سازمان صهیونیسم جهانی تأیید و به شورای عالی نیروهای متفق در کنفرانس صلح پاریس تسلیم و این شورا نیز در 3فوریه 1919 حاکمیت تاریخی ملت یهود بر فلسطین را تأیید کردن.
هدف صهیونسیم سیاسی بر پای یک مرز وبوم يهودي با همكاري قدرتهاي بزرگ در هر سرزمين قابل دسترس، نه لزوماً فلسطين بود و معتقد بودن كه قدرتهاي اروپايي از موجوديت يك كشور یهودي در خارج از اروپا حمايت خواهند كرد زيرا در اين صورت ازمشكل يهوديان خلاص مي شوند.
اگر چه تعداد مهاجران اوليه بسيار ناچيز بود ولي اولین مهاجرت بسيار مهم بود  زيرا باعث برپايي يك نيروگاه دريايي يهودي در فلسطين شد كه اجراي اهداف سياسي را دنبال مي كرد.
هرتزل خواستار تأسيس يك كشور يهودي در هر قلمرو قابل دسترسي گرديد جايي كه بيشتر يهوديان اروپايي بتوانند نه آن مهاجرت كنند.
در سال 1897 هرتزل اولين همايش صهيونيستها را در «بال» سوئيس تشكيل داد. اولين همايش اين هدف را پذيرفت :«تأسيس يك ميهن براي مردم يهود در فلسطين كه به وسيله حقوق بين المللي مصون بماند.» به منظور رسيدن به اين هدف سازمان جهاني صهيونيست بنياد نهاده شد و مقدمات تشكيل همايشهاي آينده فراهم آمد. اين سازمان اعضايش را در سراسر جهان توسعه داد به تشويق اسكان در فلسطين ادامه داد، بانكي در لندن به تصويب رساند وصدوق ملي يهوديان را به منظور خريد زمين در فلسطين تشكيل داد .
پس از يك بحث مقدماتي در مورد اقامت در سينا كه مورد مخالفت مصر قرار گرفت هرتزل كه ظاهرا مشتاق رسيدگي به پيشنهاد بريتانيا بود به كنفرانس آمد. بريتانيا يك موجوديت يهودي خود مختار را به عنوان پناهگاه موقتي در آفريقاي شرقي پيشنهاد كرده بود. اي پيشنهاد كه به طرح اوگاندا موسوم شد با خشونت تمام به وسيله صهيونيسهاي اروپاي شرقي كه همانند قبل بر تحقق حويت سياسي باستاني خود در پيوند با فلسطين اصرار مي ورزيدند، ردگرديد.

شيوه شكل گيري وفعاليت سازمان جهاني صهيونيسم :
در اواسط قرن هيجدهم يك باند مخفي از رهبران يهودي متشكل از خاخامها ، سرمايه داران ، علما ، نخبگان سياسي ، دانشمندان ، صاحبان صنايع ، بانكداران و روشنفكران كه در جوامع يهوديان به بزرگان صاحب علم معروف بودند گرد هم آمدند و تشكيلات مخفي را سازماندهي كردند ، در آن مقطع زماني يهوديان در آمريكا وسراسر كشورهاي روپايي به صورت اقليتهاي متمول و بانفوذ پراكنده بودند و انسجام دروني مستحكمي بهره مي بردند. باند مذكور تلاش برنامه ريزي شده اي را براي پيوند دادن اقليت هاي يهودي در كشورهاي مختلف با يكديگر ، دستيابي به ثروتهاي كلان، نفوذ در تسلط بر مطبوعات وترويج تفكرات صهيونيسم سياسي آغاز نمود.

مباني فكري و ماهيت انديشه هاي صهيونيستي :
صهيونيسم مكتب وايدئولوژ‍ي خاصي است كه از جنبه نظري حول محور نگرشهاي نژادي و مباني فكري مبتني بر تورات تحريف شده بنا گرديده وپيروان آن ضمن تظاهر به اعتقادات خشك مذهبي و پايبندي به اصول اعتقادي تورات اهداف وبرنامه هاي ويژه اي براي تسلط و حاكميت  بر كشور ها و ملتهاي غير يهودي دنبال مي كند.
پروتكلهاي بيست وچهار گانه در بر دارنده استراتژي سازمان جهاني صهيونيسم وبرنامه ريزيهاي ميان مدت ودراز مدت آنهاست.اين اسناد در سال 1897ميلادي پس از آنكه در سازمان محل تشكيل نخستين كنگره جهاني يهود در شهر بال سوئيس آتش سوزي رخ داد و صهيونيسمهاي حاضر در جلسه از ترس جان مجبور به فرار شدند همراه با اوراق وصورت جلست به دست پليس تزاري افتاد. برنامه صهيونيسم جهاني در بيست و چهار فصل باهدف ايجاد حكومت جهاني واحد به رهبري تشكيلات صهيونيسم طراحي شده است كه بر اساس آن مي بايست طي چهار مرحله به ترتيب روسيه ارتودكس، اروپاي كاتليك ، قلمرو پاپ ، واتيكان و سرانجام اسلام با توطعه هاي مختلف كم رنگ وبي فروق گردد وسپس صهيونيسم جهاني رهبريت جهان را بر عهده بگيرد.
ارتودكس باتحولات صد ساله گذشته از صحنه حذف گرديد . اوروپاي كاتوليك نيز ديگر فروقي ندارد. قلمرو پاپ و واتيكان نيز با رنسانس صدمات اساسي ديد و هر روز ضعيفتر مي شود. تنها پايگاه تسخير ناپذير دژ مستحكم اسلام است كه درحال رشد وبالندگي است.
بر اين اساس صهيونيسم پايگاه خود را به فلسطين در قلب جهان اسلام منتقل نموده است.

دلايل وحدت استراتژيك استعمار گران غربي با صهيونيسم :
1) يهوديان و تشكيلات صهيونيسم به دليل بهره مندي از ثروتهاي فراوان و امكانات قوي در جهان سرمايه داري و همچنين به خاطر بر خورداري از انسجام دروني مستحكم ، نفوذ وسيع در مطبوعات ورسانه ها.
2) استعمار گران غرب و صهيونيسم جهاني اعتقاد فكري ونظري كاملا مشتركي دارند. هر دو زور وقدرت را مبناي حق مي دانند، هر دو معتقدند و بارها نيز اعلام كرده اند كه در ناموس طبيعت حق بازورمدار ، هر دو در خصوص چپاول وقارت ثروتهاي ساير جوامع وحدت نظر دارند.
3) انگلستان با وعده بالفور و ايجاد وحدت استراتژيك با صهيونيسم را زمينه براي استفاده وبهره برداري از يهوديان سراسر جهان بويژه يهوديان ايالت متحده آمريكا فراهم مي كرد و به اين ترتيب دولت آمريكا حمايت بيشتري از انگلستان در جنگ جهاني اول به عمل آورد.
نقش كميته امور آمريكايي – اسرائيلي :
1)    حمايت از رژيم صهيونيستي
2)    حمايت از كشور هايي كه بارژيم صهيونيستي رابطه حسنه دارند
3)    ترقيب دولت آمريكا به كمك بلاعوض وفروش اسلحه به رژيم اشغالگر و كشور هاي دوست
4)    ايجاد ارعاب براي كساني كه مخالف صهيونيسم ها هستند
5)    انتشار ليست دشمنان براي ترسيم چهره نامطلوب از ايشان در جامع آمريكا از جمله فعاليتها آيپاك  در آمريكاست. 

قدرت رسانه هاي صهيونيستي در شكل دهي افكار آمريكاييان بر ضد مسلمانان :
برخلاف ساير اقليتهاي ساكن در ايالات متحده ، اعراب ساكن در امريكا دشمني هاي فراواني را تحمل مي كنند. نه تنها به دليل جهل وپيش داوري هاي افراد بلكه به دليل عناصر قدرتمند يهود – صهيونيستي موجود در رسانه هاي جمعي، براي نمونه تلويزيون ونشريات آمريکايي معمولا اعراب و مسلمانان آمريكايي را كه مرتكب جرايمي شده باشند با اصليت قومي ومذهبي معرفي مي كنند كه اي امر سبب تحريك وايجاد نفرت و پيش داوري مردم مي گردد. بدين لحاظ در سوتيترهاي روزنامه ها مي خوانند كه (اعراب در انزواي پليس با مسلمانان دستگير شدند) مجرمين غير عرب معمولا بدين شكل معرفي نمي شوند.
در نتيجه اقدامات نظامي آمريكا عليه عراق در اواخر سال 1990و1991 ميلادي جرائم ناشي از نفرت عليه اعراب آمريكايي و مسلمانان آمريكايي از طريق انفجار بمب وآتش سوزي سه برابر گرديد.
در سال 1997 طبق گزارش شوراي روابط آمريكايي اسلامي در واشنگتون دي.سي حدود 280مورد خشونت ضد مسلمانان اعم از تبعيض، كليشه سازي ، تعصبات در اين كشور به ثبت رسيده است كه اين رقم 18درصد نسبت به سال گذشته افزايش داشته است. ميزان فشار وترس وتحقيري كه به اعراب وارد مي شود قابل محاسبه نيست. اما بي شك بسياري از آنها در زندگي شخصي اجتماعي و كاري خود خصوصا اگر ا مهاجرين رده اول باشند مشكلات زيادي را تجربه كرده اند. برخي ديگر با بازگشت به كشور خويش واكنش نشان داده اند و يا اصليت خود را مخفي كرده اند. تعدادي از آنها غرب زده ويا آمريكايي زده شده و اسامي خود را تغيير داده اند تا خود را به جاي اروپاييان ناحيه جنوبي وشرقي قرار دهند.
با چنين واقعيتي به ندرت مي توان شاهد يك شخصيت يهودي يا اسرائيلي بود كه داراي چهره بي رحم در تلويزيون آمريكا باشد. برعكس اسرائيلي ها وخصوصا  يهوديان عموما در رسانه هاي جمعي به عنوان افرادي شجاع ، فهيم ، فريبكار ، زيرك ، باهوش، مهربان ، جذاب و بشر دوست نشان داده مي شدند.
اعراب در تلويزيون آمريكايي نيز از لحاظ ظاهر نازيبا ، ثروتمند ، احمق ، شهوتران ، تنبل ، بي فرهنگ و ضد آمريكا و ضد مسيحيت هستند.

سينما وخرافات ديني :
خداوند به ما امت بر گزيده اش آوارگي را به مثابه يك نعمت الهي عطا كرده است و اين مسئله كه همه آن را ضعف ما پنداشته اند، در واقع قوت ماست. هميت آوارگي اكنون مارا در آستانه سلطه جهاني قرار داده است .
سوء استفاده از برخي فرازهاي تحريف شده كتاب تورات و ترويج اين خرافات از طريق فيلمهاي سينمايي از همان آغاز در دستور كار صهيونيسم بين المللي قرار داشته وهمين امر حجم گسترده اي از فيلمهاي ظاهرا ديني را در تاريخ سينماي جهاني پديد آورده است .
از ديگر خرافاتهاي صهيونيستي كه به سينما راه يافته ( افسانه آخرالزمان) وپيشگوييهاي مربوط به ان است كه در فيلمهاي نظير نوسترا داموس ، آرماگدون و روز استقلال مي توان يافت. برا اساس اين افسانه فاجعه عظيم حيات بشري را تهديد خواهد كرد و آخرين نبرد خير وشر در جغرافياي خواصي از زمين يه وقوع خواهد پيوست. وسعت فاجعه آن است كه انسانها از مقابله با آن در مي مانند و نا اميدانه به هوشمند ترين و شجاع ترين نژاد بشري يعني آمريكايي ها پناه مي برند. آمريكايي هاي خوش قلب هم معمولا با راهنمايي هاي يك دانشمند يهودي به كام خطر مي روند به عمليات متهورانه خود زمين را از خطر نابودي مي رهانند.
صهيونيستها در سيري تاريخي نخستين ناجي خود را «داوود نبي » مي دانستند كه به زعم ايشان پهلوان اسطوره اي قوم يهود است و هم اوست كه عشيره بني اسرائيل را از ستم جالوت مي رهاند. به همين دليل نيز ستاره شش پر منتسب به داوود را به علامت مقدس و سنبل خويش برگزيده اند.
دومين ناجي قوم يهود «موسي نبي» است كه احكام ده گانه شريعت يهود را از جانب خدا براي بني اسرائيل آورده و آن را از رنج بردگي فرعون نجات داده است ارادت صهيونيستها به حضرت موسي ع نه به واسطه مقام نبوت كه به دلبل احزار مقام منجي و درپي آن پادشاهي بر قوم بني اسرلئيل است . بلكه از او نيز با رويكرد نژاد پرستانه ياد ميكنند.
از آنجا كه فرزند اولين ناجي قوم يهود سليمان فرزند داوود نبي تمام دنيا را نه تسخير خود در آورد ،صهونيسم نيز فرمانروايي بر ملك سليمان را حق طبيعي خود مي داند وبههمين دايل هم داعيه سلطنت بر تمامي دنيا را دارند . 

تأثير فيلم هاي هاليود برمردم جهان :
مهمترين تأثير اين گروه فيلم هاي خرافاتي آن است كه اعتماد ب نفس را در مخاطبين جهان سومي نابود مي سازد و همزمان اعتماد و انقياد نسبت به صاحبان اصلي دنيا را ترويج مي نمايد. در صورت مشاهد كمرر اين قبيل فيلم هاي خرافي مردم جهان سوم ظاهرا به آمريكا و باطنا به صهيونيسم بين المللي حق مي دهند كه چند صباحي در اين عالم فاني حكومت و سرور كنند. زيرا وقتي فاجعه عظيمي بروز كند،همين ها هستند كه بايد به داد مردم دنيا برسند و نسل انسانها را از خطر نابودي برهانند.

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)