برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

جهان فرا رسانه ای

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

جهان فرا رسانه ای
مرضیه اصلانی

 

جهان فرا رسانه ای اشاره یک دستگاه تلویزیون و یک خط تلفن، سرآغاز شکل گیری یک رسانه نوین است، رسانه ای که ماهواره ای و آنتن های بزرگ تلویزیونی به تبادل اطلاعات پرداخت. هم اینک سرمایه گذاران فناوریهای ارتباطی با چشم دیگری به این نوع رسانه می نگرند، آنها بر این پندارند که می توان با تولید سرگرمی ها و بازیهای رایانه ای پردرآمد، به کسب و کار خود رونق بخشند. اما اتفاق جدیدی هم در این میان رخ خواهد داد و آن استقلال و نقش پذیری مخاطبان رسانه ای است، اگر یک روز از کارگردانان تلویزیونی در زمینه انتخاب نما و زاویه دید جلو افتادید، آن را به حساب فرهنگ بصری و شناخت خود از رسانه ها نگذارید، بلکه رسانه های متعامل در آینده واجد چنین ویژگی هایی هستند. با هم ادامه مطلب «رسانه های متعامل در عصر جدید» را پی می گیریم. هیجان عمومی فعلی که درباره انقلاب ارتباط از طریق رسانه های متعامل همه گیر شده است، منحصر به فرد نیست. در حدود بیست سال قبل، روزنامه نگاران، بازرگانان و سایر افراد علاقه مند، مدعی نظام ارتباطات راه دوری بودند که تغییرات اساسی در زندگی بشر خاکی ایجاد می کرد. ادعاهای ابرازشده در دهه ۱۹۷۰، تصورات آرمانی محض نبوده است. در ژوئیه ۱۹۷۱ مؤسسه میتر، اولین نظام تلویزیون متعامل جهان را در خانه ای در شهر رستون ویرجینیا به نمایش گذاشت. گرچه هرگز از مرحله آزمایشی فراتر نرفت. چرا چنین خدماتی که وعده و وعید زیادی به همراه داشتند با موفقیت اندکی روبه رو شدند؟ یکی از دلایل شکست رسانه های متعامل که تاکنون ارائه شده است آن است که فناوری همواره با ادعاهای طرفدارانش انطباق پیدا نمی کند. اما آن دسته از طرفداران رسانه های متعامل که عقیده دارند انگیزه هدایت بشر، علایق فردی است، پیازا ویرچوآل را به عنوان نمونه ارائه می کنند. پیازا ویرچوآل که توسط پرنتون از لابراتوار هنری رسانه های اروپا تهیه شده بود، به عنوان خیال پردازانه ترین یا افراطی ترین تجربه در تلویزیون متعامل توصیف شده است و طی آن ۷۵۰ ساعت برنامه به صورت پخش مستقیم برای سراسر اروپا و بعضاً سراسر دنیا انجام گرفت. تنها وسایل مورد نیاز برای شرکت در این تجربه، یک دستگاه تلویزیون و یک تلفن بود. پیازا ویرچوآل در تابستان ۱۹۹۳ به مدت ۱۰۰ روز از میدانی در شهر کاسل آلمان برنامه پخش کرد. مردمی که در حوزه پخش قرار داشتند (یا کسانی که می توانستند علائم ارسالی را از طریق وسیله ای مثلاً بشقاب ماهواره ای دریافت کنند) می توانستند از طریق تلفن دیدگاههایشان را در مورد رویدادهای جاری پخش نمایند، گردهمایی هایی ترتیب دهند، با واسطه کامپیوتر با یک ارکستر واقعی نماآهنگ بسازند و بنابه میل خود به فعالیت های دیگری دست زنند. بدون تبلیغات یا اعلام عمومی، در حدود ۵۰۰۰ نفر در اولین روز تلفن کردند. صد هزار نفر از کسانی که مجذوب بین المللی شدن میدان شهر شده بودند، روز بعد تلفن کردند و خطوط تلفن آن در سراسر تابستان مشغول بود. اگر یک چنین نظام اولیه ای بتواند مخاطبی را جذب کند، احتمال آن می رود که با توسعه نظامهای اصلاح شده تعداد کثیری از مردم علاقه مند شوند. در سراسر تاریخ ابداعات، یک دوگانگی بین مقاصد مبدعین و شیوه استفاده نهایی جامعه از ابداعات به چشم می خورد. توماس ادیسون که ضبط صدا را در سال ۱۸۷۷ ابداع کرد، بر این پندار بود که فونوگراف او یک ماشین کسب و کار است که به ارتباط مردم نواحی دوردست کمک خواهد کرد. قصد او ضبط صداها بود نه چیز دیگر، به هر حال تاریخ داستان دیگری را آشکار کرد. فیلم، نمونه خوب دیگری است از یک رسانه دستبرد زده شده. نویسنده ای چگونگی آن را چنین می نویسد: از فناوری فیلم در ابتدا صرفاً برای تقلید حس تئاتر استفاده می شد. به جای استفاده از مزیت توانایی دوربین در حرکت به چپ و راست و گرفتن نمای نزدیک و بهره گیری از تدوین صحنه ها به شیوه ای نوآورانه، فیلمسازان اولیه دوربین را در یک نقطه می کاشتند و هنرپیشه ها صحنه ها را در جلوی آن بازی می کردند، همان گونه که در صحنه تئاتر به بازی می پرداختند. سالها به طول انجامید تا فیلمسازان بالاخره شروع به استفاده از قدرتهای واقعی دوربین بنمایند. «مارشال مک لوهان» چگونگی استفاده مردم را در آغاز عصر چاپ این گونه بیان می کند که مردم کتاب های چاپی را فقط به آن دلیل می خریدند که از روی آنها با خوش نویسی و مصورسازی کپی برداری کنند. او در مورد تلفن نیز می نویسد که استفاده از تلفن به عنوان وسیله ای برای کمک به برقراری ارتباط با افراد ناشنوا شروع شد. ژوزف دومینیک در مورد توسعه رادیو اظهار می دارد: بسیاری تصور کردند که رادیو هرگز مورد توجه واقع نخواهد شد. به رادیو به عنوان رقیبی برای صنعت تلفن یا تلگراف نگریسته می شد. این واقعیت که رادیو وسیله عمومی است که هر کس می تواند با تجهیزات مناسب آن را دریافت نماید فکر بی حاصلی بود. هیچ کس نمی توانست بفهمد که چرا کسی بخواهد پیامهایی را برای گروه وسیعی از افرادگمنام ارسال نماید. به این کاربرد نابجای رسانه ها، نزدیک بینی رسانه ها می گویند و براین اساس رسانه های متعامل نیز قبل از آنکه هویت واقعی خود را پیدا کنند در معرض فراگرد مشابهی قرار خواهند گرفت. به دلیل این پدیده، فروش یک رسانه جدید برای بازاریابان بسیار مشکل است. به عنوان مثال این ادعا که رسانه های متعامل، فرد را قادر خواهند کرد که با فشار یک دگمه یک فیلم داستانی را به دلخواه خود انتخاب بکنند وجود دارد. به طور خلاصه این نوآوری تفاوت فاحشی با نظامهای موجود فعلی که بینندگان می توانند از طریق تلفن با پرداخت وجهی که فیلم داستانی را مشاهده کنند، ندارد. خدمت مشابه دیگری که اکثر مشتریان هنوز آن را بر نظام پرداخت براساس برنامه ترجیح می دهند، مراجعه به محل اجاره نوارهای ویدیویی محله است. مروجین رسانه های متعامل یکی از این دو کار را باید انجام دهند، آنها باید منافع سرشار رسانه های متعامل را از نظر سهولت و هزینه یعنی دریافت یک فیلم مورد نظر با فشار یک دکمه در مقایسه با استفاده از تلفن یا مراجعه به محل اجاره ویدئوی محله برای همان کار، به اثبات رسانند. یا تمامی شیوه ای که از طریق آن فیلم ها در خانه دریافت و تماشا می شوند را بازسازی کنند. به نظر می رسد که بسیاری از مروجین رسانه های متعامل بر این عقیده اند که به راستی رموز رسانه های جدید آینده را یافته اند. کاربردهایی که بزرگراه های اطلاعاتی را به قرن بیست و یکم خواهد برد. در یک مقاله مندرج در فیلادلفیا اینکوارر به شکلی جسورانه اعلام شده است که ۱۹۹۴ سالی است که به مقدار زیادی آینده رسانه های متعامل در معرض آزمایش قرار خواهد گرفت. در سراسر سال، شرکتهای تلویزیون کابلی و تلفن، ملحق شده به صنایع کامپیوتر، الکترونیک، روزنامه و سرگرمی بی وقفه توسط خدمات الکترونیکی جدید در معرض آزمایش قرار خواهند گرفت. در سراسر سال ۱۹۹۴ پیشگامان رسانه های متعامل به برنامه ریزی برای ترسیم نقشه سرحدات رسانه های جدید خواهند پرداخت. مؤسسه تایم وارنر که یکی از بزرگترین شرکتهای برنامه های سرگرم کننده در آمریکاست، چهار هزار مشتری را برای یکی از نظامهای متعامل تلویزیون کابلی خود، مشتمل بر برنامه های سرگرم کننده، خرید از طریق خانه و خدمات آموزشی در اورلاندوی فلوریدا، جذب خواهد کرد. در «کاستروولی» کالیفرنیا شرکت «وایاکوم» که از شرکتهای بزرگ کابلی آمریکا است نظام متعاملی را با ۱۵۰ کانال در هزار خانه با خدماتی نظیر ویدئوی درخواستی و انواع بازیها، آزمایش خواهد کرد. مؤسسه بل آتلانتیک که خدمات تلفنی از راه دور را در سراسر ساحل شرقی ارائه می دهد، برنامه فیلمهای درخواستی خود را در ویرجینیای شمالی با دو هزار خانه گسترش خواهد داد و امیدوار است که این گسترش تا ۲۵۰۰۰۰ مشتری در مریلند ویرجینیا افزایش یابد. در حالی که این کاربردها هنوز به وسیله کانالها عملی می شود. مقصد نهایی، جهانی فراکانال با انتخاب نامحدود است: تقریباً هر آنچه در گذشته یا حال حاضر برای رسانه ها تولید شده است به اضافه ثروتی از دیگر اطلاعات و انتخاب های سرگرم کننده که در بانک های کامپیوتری ذخیره شده اند با فشار یک دگمه در دسترس قرار می گیرند. بسیاری از سرمایه گذارانی که مشغول داد و ستد «سرگرمی» هستند، در آینده بخش مرکزی رسانه های متعامل را به خود اختصاص می دهند. به نظر می رسد که این داد و ستد کنندگان از خرد متعارف- که حکم می کند، سرگرمی زیربنای صنعت هر رسانه ایست، مطلع شده باشند. سرگرمی همان چیزی است که مشتریان را به بازار جلب می کند. اگر رسانه های متعامل بخواهند موفق باشند، باید شامل برنامه های سرگرم کننده مکرر شوند. زیرا برنامه های سرگرم کننده به عنوان موتور گسترش این شبکه های چند بیلیون دلاری شناخته شده اند. بینندگان نه تنها استقلال بیشتری را در انتخاب نوع برنامه های دریافتی در خانه خواهند داشت بلکه نقش بیشتری را در چگونگی تهیه برنامه ها ایفا خواهند کرد. فیلیپ کیپر، استاد بخش ارتباطات رادیو تلویزیونی دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو می گوید که: اکنون نظام های متعدد تازه ای به بازار عرضه شده اند که وعده می دهند در آینده نزدیک بینندگان قادر خواهند بود که با انتخاب نماهای مورد دلخواه خود از کارگردان پیشی گیرند. علائم چند گانه ای برای یک برنامه منفرد، به گیرنده های تلویزیون خانگی ارسال می شود وبیننده با استفاده از یک وسیله انتخاب، زاویه دوربین مورد نظر خود را برمی گزیند. شکل خاص دیگری از این قابلیت، هم اکنون در نظام تلویزیون متعامل کابلی مونترال به کار گرفته شده و در حال آزمایش است. از طریق این نظام، بیننده می تواند چهار صحنه مختلف را از یک مسابقه بیسبال یا هاکی، کنسرت ها یا رویدادهای دیگر انتخاب نماید. برای مثال بینندگان یک مسابقه بیسبال نمایشگاه مونترال می توانند با فشار بر روی دگمه های کنترل از راه دور، زوایای دوربین یا اطلاعات آماری مربوط به مسابقه را انتخاب نمایند. یک رویکرد نوآورانه به آموزش آموزش در آمریکا و دیگر نقاط جهان حوزه ای است که موجب دلمشغولی زیادی برای سیاستگذاران و نیز اولیا شده است. در مرکز دلمشغولی های مربوط به نظامهای فعلی آموزش، حضور و کارایی آنها در زمینه آماده سازی جوانان، نه صرفاً هدایت آنها به سمت زندگی فردی، بلکه همچنین مفید بودن افراد به عنوان شهروندان جهان در قرن بیست و یکم، قرار دارد. کمبود منابع آموزشی نیاز به وجود یک رویکرد نوآورانه را به آموزش، بیشتر کرده است. آموزش از طریق رسانه های متعامل پاسخی به این نیاز شده است. بحث در این است که از طریق رسانه های متعامل هرآموزش گیرنده ای می تواند به بهترین منبع موجود در جهان دست یابد. کامپیوترهای از راه دور می تواند بر موانع زمان، فضا ومکان فائق آیند. به علاوه رسانه های متعامل، آموزش گیرندگان را مخیر می سازند تا با سرعت یادگیری خود پیش روند. به طور خلاصه، آموزش گیرندگان قادر خواهند بود که دروسی را که کاملاً درنیافته اند، «مرور» کنند. در خصوص مزیت آموزش متعامل بر نظامهای فعلی آموزشی، دیدگاه های مختلفی وجود دارد. در حالی که بعضی بر این عقیده اند که هیجان ناشی از رسانه های جدید می تواند یک نظام آموزشی مختصر را احیا کند، دیگران بر این عقیده اند که بزرگراه اطلاعات، تنها آموزش گیران را ترغیب می کند که بیشتر در حالت متوسط (نه خوب و نه بد) قرار گیرند. مخالفان آموزش متعامل می گویند که «رسانه های متعامل با تأکیدی که بر تصاویر و صدا دارند، اندک تمایل هنوز باقی مانده کودکان را برای مطالعه کتاب از بین خواهند برد». حامیان آموزش متعامل می گویند که رسانه های جدید می توانند چنان حیاتی به آموزش بخشند که تاکنون نظیر نداشته است. از طریق شیوه های رسانه های متعامل، مطالب ارائه شده در کلاس یا کلاسهای درس کامپیوتر از راه دور را می توان به نحوی فعالانه ساختار داد که آموزش گیر را به قدری مشغول دارد که حتی غبطه بهترین معلمان را برانگیزد. سؤالی که هنوز باید پاسخ داده شود این است که آیا این مشغولیت به یادگیری معنی دار منجر می شود یا خیر. علاوه بر آموزش، رسانه های جدید می توانند منبع باارزشی از اطلاعات شوند. «کیپر» چنین می نویسد: تصور کنید که در حال تماشای یک برنامه مستند تلویزیونی با یک گزارش ویژه درباره یک امر مهم جامعه هستید، به طور معمول همه گزینه های مربوط به مصاحبه ها، مقدار زمان مصرف شده درباره یک موضوع خاص و اینکه اطلاعات ارائه شده به شکل گفتار یا تصاویر باشد، توسط تهیه کنندگان از پیش تعیین شده اند. اما این رابطه تثبیت شده بین بیننده و اطلاعات تقریباً در حال تغییر است. اکنون، با ترکیب یک کامپیوتر خانگی معمولی، یک نمایش دهنده تصویر ویدئویی، یک دستگاه ضبط دیسک لیزری و برنامه های کامپیوتری که به طور خاص طراحی شده اند، بینندگان می توانند برنامه های مستند را خودشان بسازند، تصاویر ویدئویی از پیش آماده شده را برای دیدن برگزینند ، مصاحبه ها را خود انتخاب کنند و خود تصمیم بگیرند که کدام متن را بخوانند. آنگاه که زیربنای فیبر نوری ساخته شود، مقادیر عظیمی از داده ها می توانند بین کامپیوترهای از راه دور در هر کجا توزیع شوند. از دیدگاه برخی از آینده نگران، برنامه های معمول خبری در آینده به عنوان فهرستی از یک جهان اطلاعات عمل خواهند کرد، زیرا بینندگان می توانند با استفاده از یک وسیله انتخابگر، اطلاعات عمیقی درباره هر یک از موضوعات خبری مورد علاقه خود دریافت نمایند

http://aslaani.persianblog.ir/post/5

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)