برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

مديريت با عشق

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
مديريت با عشق
نويسنده: نوال المهيني
انواع مديران : مدير مقتدر:او معمولا بدني نيرومند دارد با وزن زياد يا قد بلند با چهره اي جدي.راه رفتن او متوازن ايت و هنگام گام برداشتن شتاب نمي كند از گفتار خود مطمئن است تن صداي اشكاري دارد كم مي خندد كارمندان وظيفه شناسي دارد كه مورد حمايت او هستند. كم كار است و در عين حال زياد دستور مي دهد.
•    مدير بلند پرواز: چنين مديري هميشه چه در رفتار و چه هنگام راه رفتن سرعت ويژه اي دارد و سرعت دستها و چشمهايش حتي در هنگام غذا خوردن و تفكر موجب احساس خستگي او مي شود.
•    مدير مردد:چنين مديري به سرعت قابل شناسايي است. براي شناخت ار يازي به كوشش در راه كشف رفتار او نبست و مي توان از حركاتش او را شناخت.
•    مدير عملياتي: همه چيز براي چنين مديري برنامه ريزي شده است. اتفاق در كارهاي او جايي ندارد شخصيت او تركيبي از هيبت و جديت در انجام كار است. وقتي براي بيكار ماندن و اتلاف وقت با ديگران ندارد.
•    مدير ضعيف: پيش كسوتي يا وساطت عامل رسيدن چنين مديري به منصب خود ميباشد. اين مدير ويژگي هاي يك مدير را ندارد حدود كار و صلاحيت خود را نمي شناسد تمام امور را به ديگر افراد واگذار ميكند و خود از جانب كارمندان اداره ميشود.
نقش هاي اصلي مديران
•    برنامه ريزي
•    نظم بخشي
•    نظارت
•    جهت دادن
•    اموزش
نقشهاي ديگر مديران
1. اينكه مدير فضاي كار سالمي ايجاد كند كه همه ي افراد اداره يا گروه او را در بر بگيرد .
2. مدير بايد مشاور و مرجعي براي تمام كارمندان تحت مديريت خود باشد در ميان كارمندان اعتماد بيافريند و كار و توانايي هاي انان را مورد تقدير قرار دهد .
3. مدير بايد توانايي اين را داشته باشد كه از يك مدير خشن و مقتدر به مديري انسان صفت و علاوه بر ان به مديري بلند پرواز بدل شود . نبايد از ياد برد كه مدير بايد دوست و مرجعي انساني براي تمام كارمندان باشد .
4. از مهم ترين نقش هاي مدير توانايي رهايي هوشمندانه از مشكلات است .
5. داشتن ديدي بي طرفانه و عدم دخالت احساس و تعيين نقاط مثبت و منفي پيش امد و پس از ان مشورت با افراد اگاه و مورد اعتماد و در پايان تصميم گيري با در نظر گرفتن بعد انساني .
6. مدير بايد استعداد رهبري داشته باشد .
7. مدير همچنين بايد نسبت به تغييرات درون سازمان يا اداره ي خود تيزبين باشد .
8. هم چنين از خصوصيات ويژه مدير قابل تحول و پيشرفت بودن است چه از نظر فكري و چه از احاظ حسي و چه از لحاظ رفتاري .
از جمله نقشهاي يك مدير عاشق اين است كه :
•    اموزش همگاني و علاقه به كارهاي انان از طريق به كار بستن روشهاي موثر
•    دوست داشتن موسسه و احساس مسوليت نسبت به ان
•    عشق به كار و بهره گيري از ان
•    احساس تعهد به موفقيت و جست و جوي ان
•    عشق به كساني كه با انها كار ميكنند
•    دوست داشتن محيط كار و سازگاري با ان
ايا عشق مدير به كارمندان نيروي محرك كار انها ست يا دليلي بر عدم توانايي كنترل امور ؟
برخي از رفتارهايي كه نشان از وجود رابطه ي ميان يك گروه دارند عبارتند از :
•    پيش قدم شدن در ياري كردن يك ديگر
•    پيشي گرفتن در احوال پرسي و جويا شدن سلامتي يكديگر
•    پيشي گرفتن در اموزش
•    پيشي جستن در ارايه ي نصيحت سازنده و انتقاد بي طرفانه و هدف مند براي اصلاح
•    پيش قدم شدن در حل مشكلات كار
•    پيش قدم شدن در بالا بردن معنويات و رهايي از بحان هاي رواني
مراحل تحول كار كارمند از مبتدي تا متخصص در دنياي مديريت با عشق
•    خوش امد گويي به كارمند تازه وارد در اولين جلسه ي چرخشي
•    نشستي ديگر با كارمند تازه وارد و شرح كامل وضعيت كار شيوه ي مديريت اداره نقش هاي او و ساير كارمندان
•    تنظيم برنامه ي اموزشي براي كارمند تازه وارد
•    گفت و گوي روزانه با او در مورد مطالب و نكاتي كه به ذهن او رسيده است
•    نظر خواهي از همكاران در مورد اجراي كار كارمند جديد
•    تشكيل جلسات توجيهي براي پيشرفت در انجام كار
•    معرفي او به همكاران جديد از طريق تبادل اطلاعات ميان هر دو طرف و خوش امد گويي به او در حضور ديگر هم كاران
•    نظر خواهي از او در اجراي كار و در خواست پيشنهاد براي پيشرفت كار و استفاده از ان
•    تقويت كار او و بيان شيوه هاي ارتباط طبق مديريت با عشق
•    نظر خواهي از هم كاران در مورد او
كارمند بي انضباط در مديريت با عشق
كارمند بي انضباط مديريت با عشق را مديريتي ميداند كه ميتواند در ان هرگاه كه بخواهد از وقت خود لذت ببرد يا با كارمندان ديگر باشد و يا مشغول كار شود. او كارها را طبق مصلحت شخصي خود و نه در جهت مصلحت مشترك پيش ميراند. 
انواع مديران عاشق
•    مدير عاشق هراسان: مدير عاشقي وجود ندارد كه در ارتباط خود با ديگران دوستانه رفتار ميكنند ام در بسياري مواقع مانند زمان تصميم گرفتن نوعي حالت ترس از اتخاذ تصميم در انها مشاهده ميشود.البته منظور ما ترديد و دودلي نيست.
•    مدير عاشق زيرك: بسيار دلپذير است كه افراد با مديري عاشق و در عين حال زيرك كار كنند.او با نظر دقيقي به كارها مينگرد. براي مصلحت كار با همه ي وضعيت هاي اداري و انساني ارتباط برقرار مي كند.
•    مدير عاشق راهبر: اين مدير هميشه گروه كاري خود را خود انتخاب مي كند.به كارمندان كوشا پاداش ميدهد و مهارت هاي گوناگوني را به كار مي گيرد.
•    مدير عاشق دقيق:صاحب نظر بوده و بدون توجه به موانع و سهل انگاري هاي ديگران گروه كاري خود را به سمت اهداف پيش ميبرد.
•    مدير عاشق راهنما:به غني سازي كار و كارمندان از راه نصيحت كردن ايمان دارند. مديراني كه انديشه هاي بسيار و قابليت ايجاد تحول دايمي براي كار و كارمندان را دارا مي باشند.
•    مدير عاشق مردد:بر كسي پوشيده نيست كه در شخصيت افراد مردد هم سادگي و هم ژرف نگري با هم نمايان است سادگي در گفتار و ترس واضح در ان و عمق در مفهوم سخن و جست و جوي اطمينان از موضع خود پيش از اظهار نظر يا تصميم. مديران عاشق مردد بسيار اندك اند.
روابط خارج از كار طبق مديريت با عشق
بناي گروه كار واحد پيشرو هماهنگ و بلند پرواز به فضاهاي سالمي نياز دارد كه اين فضااز راههاي مختلفي ساخته ميشود. از جمله:ايجاد رابطه در خارج از فضاي كار و كامل كردن نتيجه ي رابطه درون دايره كار.
چرا مديريت باعشق ازدشوارترين شيوه هاي مديريت است؟ 
از طريق ارتباط با كارمندان:
•    ممكن است مدير عاشق در ابتداي كار خود شكار خوبي براي كارمند بي انضباط و نامنظم يا كارمند هميشه شاكي به نظر برسد.
•    مدير چگونه ميتواند دو ويژگي را در ان واحد داشته باشد؟ اين هنري است كه مدير عاشق ميتواند ان را با تجربه ي زياد بدست اورد.
•    مدير عاشق در مديريت خود افراد را دوستانه مورد انتقاد قرار ميدهد زيرا او با كارمندان خود به شيوه اي رفتار ميكند كه از نظر اداره ي كل سبب تباهي كار ميشود.
چه كسي مي تواند محيط كار خوشي به وجود اورد كه فضايي سرشار از عشق داشته باشد ؟
مدير اولين القا كننده چنين روشي است البته اگر ويژگي هاي زير را داشته باشد :
1.    تجربه ي عملي در برقراري روابط انساني
2.    توانايي اداره يك بحث مثبت و هنر خوب شنيدن را داشته باشد
3.    در ارتباط خود با انواع كارمندان يا كارگران موسسه و محيط كار شجاعت داشته باشد
4.    شوخ طبع و شاد باشد
5.    حس مسوليت و توانايي و تاب تحمل رفتار كارمندان را داشته باشد
6.    داراي روح ماجراجويي و رقابت باشد
7.    توانايي پشت سر گذاشتن مراحل شكست را دارا باشد
8.    در شرايط گوناگون توانايي داوري داشته باشد
ايا كار مدير يك مدال افتخار است يا يك مسوليت ؟
واژه ي مدير به معناي سرپرست و گرداننده سازمان و كار است كه مسوليت موفقيت يا شكست كارمندان و اداره بر دوش او قرار دارد .
مدير چه كسي است ؟
مدير اولين و اخرين مسئول فضاي كار در سازمان است او طرح ريز نتايج و كشتي بان موفقيت در گستره ي سازمان است .
مقوله هايي وجود دارند كه نيازمند بازنگري هستند :
•     نخست اينكه : مدير رئيس و مهمتر اداره و حاكم بر كار كارمندان است.
•    برداشت تلاش هاي ديگران تنها از ان مدير است
•    مدير تنها در يافت كننده تشكر و قدر داني اداره ي كل به خاطر انجام كار است .
•    مدير مي تواند سياست كار را يدون نياز به نظر كارمندان تعيين كند .
•    مدير تنها كسي است كه حق غيبت و تاخير در كار و مرخصي و استراحت دارد بدون اينكه دليل انرا بيان كرده يا به احساسات كارمندان خود احترام بگذارد .
تمام موارد ذكر شده مربوط به مديراني است كه حاكميتي خلاف مديريت با عشق را دارند .
زندگي شخصي مدير عاشق
عده ي زيادي اعتقاد دارند كه مدير تاقته اي جدا بافته است و انها حق راه يابي به سوي او و حتي اشانيي با او را ندارند و نمي توانند از زندگي شخصي مدير كوچكترين اطلاعي پيدا كنند .
سرشت مدير عاشق در جذب ديگران و اگاهي او از برخي ويژگي هاي كار مندان شكل مي گيرد. لازم است در اداره تبادل اطلاعات خصوصي كارمندان و نظرات انان رواج داشته باشد و مدير بايد برخي از امور شخصي خود را با انان در ميان بگذارد و همه را در شادي هاي خود شريك سازد مواردي مانند تولد فرزند مدير يا فارغ التحصيل شدن با ازدواج يكي از فرزندان او .
چرا در مديريت با عشق بر بعد پاداش تاكيد مي ورزيم ؟
از ان رو كه پاداش مشوق تلاشها و عامل اصلي تقويت كار و شناسايي نخبه گان است. ما تصور خود از بخشش و چه گونگي ارزش نهادن به تلاش ها را به ديگران عرضه مي داريم و فرد تلاش گر نيز به خاطر انتساب به چنين اداره يا مجموعه اي احساس افتخار مي كند . اداره اي كه تلاشها و زحمات او را مورد تقدير قرار داده و از او يك جست و جوگر دايمي و برتر مي سازد . از اين رو از اين ناكلامي ها و موانع زندگي معمولي گذشته دور شده و رشته ي اتصال تلاشهاي خود به اين موانع را از هم مي گسلد .
اما اين پرسش مطرح است كه اگر كوتاهي در كار يا نقطه اي منفي در عملكرد كارمند مشاهده شد چه گونه مي توان اصل مجازات را در مديريت با عشق به اجرا در اورد ؟
نخست اينكه : ايا واژه ي مجازات در اينجا به معناي منع رفتار منفي است يا تنبيه فرد و پشيماني او ؟ يا اينكه ما در صدد اصلاح عملكرد و تجديد تعهد به وظيفه و ياد اوري اين نكته هستيم كه هر رفتاري عكس العمل ويژه ي خود را دارد ؟ لازم به ياد اوري است كه مفهوم مجازات در مديريت با عشق به معناي بيان اشتباه و راهنمايي به سمت اجراي صحيح شرح راه هاي اصلاح  كار و تصحيح روال كار است و هم چنين اعطاي فرصت مناسب براي اصلاح و تقويت و سپس پي كيري تغيير دلخواه .
مجازات در مديريت با عشق چرا؟
مجازات مانند هر زمينه ي كاري ديگر در مديريت با عشق به معناي رشد وجدان كاري و افزايش اگاهي و درك خدمات و رفتار فرد است.كارمندي كه داراي رفتار منفي است هنگامي كه احساس كند در اداره در برابر عمل كردهاي او چه مثبت و چه منفي رفتار متقابلي و خود دارد مراقب رفتار و كار خود خواهد بود.
مدير عاشق رايحه ي عشق را در فضاي سازمان خود مي پراكند البته بدون تحمل ان بر ديگران
مدير مي تواند محيط كوچك يا بزرگ كار يا سازمان خود را سرشار از عشق كند البته با اقدامات زير :
•    توجه به كارمندان سلام كردن و دست دادن با انها و احوال پرسي از انان
•    عنايت شخصي به مسايل انها و تلاشهاي پي گير براي بر طرف نمودن مشكلات كارمندان
•    پيش دستي در خوش رويي و استقبال و احترام متقابل
•    پشتيباني مثبت از طريق پيش رفت و جهت دهي به كارمندان
•    پي گيري روند كار به شكلي ويژه و استفاده از سخنان مثبت براي تشويق كارمندان
•    توانايي گوش فرا دادن به سخنان ديگران و داشتن هنر ايجاد رابطه ي دوستانه با انان
•    توانايي فرو بردن خشم و استفاده نكردن از شيوه هاي استبداد فكري و تبعيض قايل نشدن ميان كاركنان از نظر نژادي يا نوع جنس (مرد يا زن )
پس براي ارتقاي كار و رسيدن به اهداف بايد او را مورد تشويق و حمايت قرار داد از طريق :
1.    بيان اهداف موسسه و اهداف كاري كه مشغول انخام ان هستند .
2.    شناسايي اهداف او و رابطه ي مستقيم تحقق اهداف شخصي از طريق اهداف عمومي
3.    ذكر اهميت نفش او در موفقيت كار
4.    تشويق كارمند هنگام پيش رفت كار او از طريق جلسلت خصوصي تشكر و تقدير يا نشر خبر موفقيت او در مرحله ي اموزش
5.    نوشتن تقدير نامه به صورتي كه پاداش تنها يك نوشته نباشد بلكه تشويقي عملي نيز باشد مانند تقديم تقدير نامه همراه با پاداشي مادي يا اينكه تقدير نانه يك بليت سفر باشد و يا دعوت رايگان از دو نفر براي صرف شام در يكي از بهترن رستورانهاي شهر
6.    تشويق به وسيله ي هداياي عيني يا نقدي
7.    اجراي گفت و گويي خصوصي با رييس اداره يا مسئول كار جهت دعوت از او براي نوشيدن چاي و صحنت با او در دفتر كارش
8.    دعوت از همسر كارمند براي تشويق و قدر دابي از او به خاطر پشتيباني و نقش فعال او در مهيا سازي محيط كاري كه سبب انجام كار به صورتي عالي شده است.
تشويق در مديريت با عشق چگونه صورت ميگيرد؟
تشويق و پاداش انگيزه اي است براي پيشرفت. پاداش داراي دو جنبه است:مثبت و منفي. پاداش مثبت يعني پشتيباني نظر خواهي و هديه هاي معنوي و مادي كه همه پيش رفت در كار را مدنظر دارند. اين پاداش پيش از انجام كار يا در خلال ان و يا حتي پس از پايان كارها داده ميشود.
شكست انواع مديريت ها در برابر مديريت با عشق
1.    مديريت ميانه رو :يك نوع مديريت كه معتقد به كاربرد انعطاف و شدت است و اين به رفتار كارمند بستگي دارد .
2.    مديريت موضع گير : كه مديريتي است سهل انگار در كار سخت گير انعطاف پذير و دوست دار و در كل شيوه ي مديريت را موضع كارمند تعيين مي كند .
3.    مديريت كار محور : اين مديريت اعتقاد دارد كه ان چه او را به كارمند ربط مي دهد تنها قرار داد كار است .
4.    مديريت مستبد : كه به خود رايي و ديكتاتوري ايمان دارد .
5.    مديريت سست : مديريت مدير و دوست داران او با منطق حمايت از اطرافيان و وابستگان
6.    مديريت وقت مدار : كه به زمان بندي كار و دقيق بودن در وقت اعتقاد داشته
7.    مديريت نتيجه محور : مديريتي كه به معامله بر حسب نتيجه معتقد است .
خانم ها دوست دارند در كار چگونه اداره شوند؟
اين موضوع به مقوله هاي زيادي مربوط ميشود:سطح اجتماعي سطح اموزشي و فرهنگي سالهاي تجربه وضع اجتماعي سن و...هنگام برنامه ريزي براي شيوه مديريت خانم ها بايد بخشي را به اين موارد اختصاص داد.
چه گونه ميتوان اصل مديريت با عشق را به اداره ي كل –اداره اي كه به قدرت اعتقاد دارد-القا كرد؟
پرسش را به شكل ديگري مطرح ميسازيم :ايا ميتوان صاحبان اصول تند را مقداري مورد تغيير قرار داد؟ بايد اهداف اداره ي كل را به هر موسسه و نظام كار انتقال دهيم تا بتوانيم ابتدا در مورد امكانات تغيير بحث كنيم.اصلا مساله به تغيير نياز دارد يا اينكه بايد همان گونه كه هست باقي بماند.
داستانها و ماجراهاي واقعي كه بايد مورد تامل قرار گيرند
هنگامي كه مديران كاركنان داخلي خود را از دست مي دهند از شيوه هاي رفتاري مديران-كه ان را در ارتباط با كارمندان موثر مي دانند-تعجب ميكنم در حالي كه با اجراي ان گله و شكايت كارمند يا شكست و فرار او از محيط كار مشاهده ميشود و اين نوعي بي مسوليتي و ناتواني از اجراي خواسته هاي كار است .
شناسنامه كتاب
مديريت با عشق
نويسنده: نوال المهيني
مترجم: مريم حيدري
ويرايش: متانت سعادتمند
صفحه ارا: علي محمد كرامت
حروف نگار: زهرا ابوالحسني
چاپ و صحافي: عمران
نشر: رسش

 

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)