برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

کشف توانمندی های خود

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 
دلوپر(کشف توانمندی های خود)
نویسندگان:تام راس , دونالد کلیفتون
خلاصه کتاب:
قانون طلایی «با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند»در مقوله انباشتن دلوها کاربردندارد.در مقابل , مفهوم مورد استفاده در این مورد , با اختلافی جزئی , عبارت است از :«با دیگران چنان رفتار کن که دوست دارند با آنان رفتار شود.» به هنگام پر کردن دلو ها , به معکوس کردن یا حداقل تعریف مجدد قانون طلایی بپردازید.
 
نام کتاب:دلوپر(کشف توانمندی های خود)
نویسندگان:تام راس , دونالد کلیفتون
مترجم:شمس آفاق یاری
ویراستار علمی:دکتر فریبا لطیفی
طراح جلد:آزاده شیبانی
فرایند چاپ:مصطفی تاجیکی
نوبت چاپ:اول,تابستان 87       شمارگان:3000جلد
دوم,بهار88            شمارگان:3000جلد
سوم,بهار90           شمارگان:3000جلد
چهارم,بهار90         شمارگان:3500جلد
قیمت:3000تومان
شابک:2-72-7092-964-978
ناشر:فرا
نشانی:تهران,خیابان ولی عصر,مقابل پارک ساعی,پلاک1/1156,کدپستی14347
تلفن پخش وفروش:1-88880700                                  دورنگار:88880702
پست الکترونیک:این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
چاپ:بهمن
تهیه کننده:مهسا کاظمی
استاد مربوطه:جناب آقای یاراحمدی
 
خلاصه کتاب
• استفادهاز روانشناسی مثبت در تعاملات روزانه می تواند باعث تغییرات مهمی در زندگی
هر فرد شود.
• احساسات مثبت , علاوه بر طولانی کردن دوران زندگی , توانایی بهبود سلامتی جسمی و
• ذهنی را دارند.
• احساسات منفی , باعث کوتاه شدن عمر می شوند.
• متاسفانه والدین به جای توجه به بهترین موارد برای پرورش فرزندانشان در دام مسابقه ی چگونه فرزندم را به دانشگاه بفرستم؟اسیرند.
• متاسفانه اکثر جوانان در انتخاب اولین شغل خود , به شغلی که متناسب با استعدادهای طبیعی شان باشد دست نمی یابند.
• وجود دوستان صمیمی در محل کار باعث بیش تر شدن احساس امنیت , بالا رفتن رضایت مشتریان واضافه شدن بهره وری می گردد. 



مقدمه ناشر:
دلوهاغواص آب ازبهرقوت             دلواوقوت وحیات جان حوت
بادستان خالی به دنیا گام می گذاریم ولی می توانیم بادستان پرازآن برویم.
دلوتهی به دنیامی آییم که آب می جوید وچنان آفریده شده ایم که تواناییم تا دلو خود را لبریز سازیم.زیباتر آنکه توان آن داریم تادلوخالی دیگران رانیز پرکنیم.اندیشه ای مثبت,راهبردی مثبت می آفریند ودرپی آن کاری مثبت شکل می گیرد.این فرایند واحساس خوشایندوشادی ناشی ازپیروزی دراجرای حرکتی مثبت ,قطراتی بردلوشنه روح ما می افزاید.آن گاه که با دادن بازخوردی مثبت به همکاری,دوستی آشنایی یابیگانه ای,دستاوردهای مثبت اورا می ستاییم دلوی راپرمی کنیم,مثبت اندیشی را می پراکنیم وسازندگی راپاس می داریم.کتاب«دلوپر»برمبنای نظریه ای نوین به نام«روانشناسی مثبت»نگاشته شده است.نتایج پژوهش های انجام شده نشان داده که مثبت اندیشی ونگرش مثبت به امورزندگی سبب سلامت جسم ,روح وروان می شود. درکتاب اشاره شده که احساسات مثب ,با بهبود سلامتی جسمی وذهنی افراد می تواند سبب طولانی شدن طول عمر تاده سال شود.ودرمقابل,احساسات منفی فرد به کم کردن سال های عمر می انجامد.کتاب دلوپرکه باهمقلمی کلیفتون,یکی ازنویسندگان کتاب مشهور«کشف توانمند ی ها»به نگارش درآمده,روانشناسی مثبت رابه رویکرد«هوشمندی پایه»که نگرشی نوین درمدیریت سرمایه های انسانی است تعمیم می دهد. این رویکرد که دستاوردپژوهشی گسترده است,در کتاب یاد شده ودرکتاب«رهیدن ازقانون های کهنه»تشریح شده است.در رویکرد هوشمندی پایه به مدیران گوشزد می شودکه فرآیندمدیریت سرمایه های انسانی در سازمان را برپایه نقاط قوت افراد قراردهند.بدین ترتیب برخلاف رویکردسنتی که بانگرش منفی,مدیران رابرآن می داردکه چشم بریافتن نقاط ضعف افراد داشته وتمام تلاش خودرامتوجه برطرف سازی آن ضعف هانمایند,دیدگاه نوین برپایه نگرشی مثبت شکل می گیردووظیفه مدیرشناخت وبکارگیری توانمندی های افرد وپرورش هوشنی های آنان تعریف می شود.درکتاب,کاربردروانشناسی مثبت در زندگی کاری ودرسازمان ها زوایای گسترده ای رادربرمی گیرد.گسترش مثبت اندیشی,وجود رفتارهای دوستانه در محیط کار,دادن بازخوردهای مثبت به همکاران,سپاسگذاری ازکارها ورفتار های مثبت سبب افزایش بهره وری کارکنان وسازمان می شود.دراین رابطه مدیران لازم است تادرمناسبات وارتباطات خودباهمکارانشان نسبت جادویی پنج را همواره درنظرداشته باشند.برپایه نسبت جادویی لازم است تا به ازای هریک تعامل منفی حداقل پنج تعامل مثبت برقرارشود.مدیران کارآزموده می دانندکه پرکردن دلو همکاران درمحیط کار به افزایش رضایت شغلی می انجامد.دراین میان مشتریان نیز بی بهره نمی مانندوکارمندی بادلوپر درصددپرکردن دلومشتری برمی آیدوپدیده ای فراسوی مشتری مداری شکل می گیرد.مشتری درتعامل های خود باکارکنان در می یابد که دراین معامله نه قصدبرآن بوده که«کلاهی برسریگذارده شود»ونه «کیسه ای برای خالی کردن جیبی دوخته شده باشد».درپایان چنین فرایندی مشتری احساس روحی مثبتی دردکه«دست پر» یابه  دیگرسخن«دلوپر»به خانه بازگشته.
ای نورچشم من سخنی هست گوش کن     تاساغرت پراست بنوشان ونوش کن
نظریه دلووملاقه
هرکدام ما یک دلونامریی داریم که این دلو با توجه به اعمال یا گفتار دیگران, همواره پر یا خالی است.زمانی که پراست,احساس خوبی داریم ووقتی که خالی است احساس بدبختی می کنیم.هر زمان که ملاقه مان را برای پرکردن دلو دیگران استفاده می کنیم – با اعمال وبیان مواردی که باعث بالا رفتن احساسات مثبت آنها می شود- دلو خود را نیز پر می کنیم. اما با استفاده برعکس از ملاقه,یعنی خالی کردن دلو دیگران –با اعمال وبیان مواردی که باعث نقصان احساسات مثبت آنان می شود- دلوخود را نیز خالی می نماییم.همانند یک لیوان سرریز,یک دلو پر دورنمایی مثبت ساخته وباعث تجدید قوا می شود.هر قطره موجود دردلو,مارا قوی تر و خوش بین تر می کند.در مقابل,یک دلو تهی ,دورنما را زهرآلود کرده , قوارا تضعیف نموده و اراده را تحلیل می برد.به همین دلیل هر زمانی که کسی از دلومان برداشت می کند,آزرده می شویم.به این ترتیب , درتمامی لحظات زندگی مان,مقابل این دو انتخاب قرار داریم:می توانیم به موجودی دلو دیگران بیفزایم ویا برعکس از آن برداش کنیم- عملی که عمیقا دوستی ها , بهره وری , سلامتی و شادی مان را تحت تاثیر قرار می دهد.آقای دان,پدر بزرگ روانشناسی مثبت گرایی و پدر روانشناسی توانمندی  خلق کننده این نظریه می باشد.

فصل اول: منفی بودن کشنده است
به دنبال جنگ کره,سرگردویلیام  که قراربود در آینده سرروانکاو در ارتش آمریکا شود, به مطالعه1000 زندانی جنگی آمریکایی در بازداشتگاه های کره شمالی پرداخت .او به خصوص به مطالعه یک ازمواردی که شدیدترین ومنفی ترین تاثیرات روانی را داشته علاقه مندشد- موردی که اثری مخرب از خود برجای گذاشته بود.سربازان زندانی مذکور,در بازداشتگاهی نگهداری می شدند که برطبق قراردهای متعارف هیچ گونه اثری از بی رحمی ومواد غیرعادی درآن ملاحظه نمی شد.سربازان اسیر,آب و مکان کافی در اختیار داشتند.آنان مورد تنبیهات بدنی معمول آن زمان مانند تزریق آمپول خیزران در زیر ناخن ها قرار نگرفته بودند. در واقع تعداد موارد گزارش شده ازتنبیهات بدنی در بازداشتگاه های کره شمالی, نسبت به دیگربازداشتگاه های جنگی درطول تاریخ کم تربوده است.پس دلیل مرگ بسیاری از زندانیان آمریکایی در این بازداشتگاه چه بود؟آنان که باسیم خاردار احاطه نشده بودند.مردان مسلح هم بازداشتگاه رامحاصره نکرده بودند.ولی هیچ کداماز اسرا تلاشی برای فرارنکردند.تازه گروه بندیهاشان راهم به هم زده وعلیه یکدیگر ی شوریدند,وگاهی هم بااسیرکنندگانشان روابط نزدیکی برقرار می کردند.زمانی که نجات یافتگان را تحویل صریب سرخ دادند,برای آنان امکان تماس تلفنی بابستگان وگزارش وضعیت خودفراهم بود.ولی فقط تعداد کمی ازآنان به خود این زحمت رادادند.به محض برگشت به خانه,روابط دوستی وارتباط سربازان از بین رفت.مایر آنان راازنظر ذهنی چنین توصیف می کند:«زندانیان محصور منزوی...زندانی عاری از سیمان وفولاد.»مایر متوجه یک بیماری جدید دراین بازداشتگاه گردید- بیماری ناامیدی مفرط. این که یک سرباز در کمال ناامیدی به خوابگاه خود پناه برده وهیچ سودی در تلاش جهت نجات خود نبیند , غیرمتعارف است. او به یک گوشه تنها خزیده وپتویی روی سر خود می کشد.درنهایت پس از چند روز خواهد مرد.درواقع سربازان آن را«بریدن»می نامیدند. پزشکان برچسب «میراسموس»را به آن دادند که به زبان مایر , همان «فروپاشی مقاومت»یا«انفعال»است.هرگاه سربازان , موردضربه , سیلی یاپرتاب آب دهان قرار می گرفتند , امکان داشت خشمگین شوند.این خشم به آنان انگیزه ای جهت فرار می داد.اما در غیاب انگیزه , آنان خیلی راحت می مردند , بدون آنکه هیچ گونه توجیه پزشکی برای مرگ آنان موجود باشد.علی رغم حداقل زجرفیزیکی , «میراسموس» عامل بالا رفتن میزان مرگ سراسری در بازداشتگاه کره شمالی به میزان 38درصد بوده – یعنی بالاترین میزان مرگ ومیر بازداشتگاهی در تاریخ ارتش آمریکا.تعجب آور آن که نیمی از این سربازان تنها به خاطر آنکه بریده بودند مردند.آنان کاملا تسلیم
شده بودند , چه ذهنی چه فیزیکی.چگونه این امر انجام شد؟جواب درروش شدید ذهنی مورد استفاده توسط کره شمالی بود.آنان روشی را به کار می بردند که مایر آن را «اسحه آخر»جنگ می نامد.
اسلحه آخر
براساس گزارش مایر , هدف کره ای ها«دریغ نمودن احساس امنیت حاصل از ارتباطات انسانی برای اسرا»بوده است. جهت نیل به مقصود , دستگیرکنندگان از چهار روش ابتدایی استفاده می کردند: 1. جاسوسی 2.خودنکوهشی  3.درهم شکستن وفاداری به رهبریت وکشور4.مضایقه هر گونه حمایت از احساسات مثبت
تشویق جاسوسی بین اسرا , کره ای ها به آنان وعده جوایزی از قبیل سیگار می دادند.اما نه شخص متخلف ونه سرباز گزارش دهنده تخطی مورد تنبیه قرار نمی گرفتند – اسیر کنندگان خود مشوق این عمل برای نیل به هدفی بودند:نابودی ارتباط میان اسرا و در مقابل هم قرار دادنشان. آنها آگاه بودند که اگر اسرا را تشویق کنند تا هرروز از دلو رفیق خود برداشت کنند , لطمه ای وارده برای  هر دو خواهدبود.برای بالا بردن خودنکوهشی , اسیر کنندگان با گردهم آوردن گروه های 10 یا 12 نفری از اسرا روشی را به کار می بردند که مایر آن را «گروه درمانی فساد» می نامید. در این جلسات , هراسیر می بایست در مقابل گروه ایستاده وبه اقرار تمام کارهای بدی که کرده – همچنین تمام کارهای خوبی که می توانسته انجام دهد ولی موفق به انجامشان نشده بپردازد.مهم ترینبخش این شیوه «اقرار»اسرار نه به کره ای ها بلکه به هم قطارانشان بود. کره ای ها توانسه بودند به نحوی زیرکانه فضایی را به وجود بیاورند که به نابودی علاقه , اطمینان , احترام و پذیرش اجتماعی میان سربازان آمریکایی بیانجامدودر آن دلو های خوش بینی  دائما وظالمانه خالی می گردید.سومین شیوه اصلی مورد استفاده کره ای ها, درهم شکستن وفاداری یه رهبریت وکشورشان بود.دراین طریقه ابتدایی , کره ای ها به نحوه ی بی رحمانه وتدریجی وفاداری یک سرباز را نسبت به مافوق خود تحلیل می بردند.ماحصل آن بسیار هولناک بود. در یک مورد , سرهنگی , سرباز هم بندش را با آگاهی از وجود آلودگی , از نوشیدن آب یک شالیزار منع کرده بود. سرباز مذکور رودرروی سرهنگ ایستاده وچنین گفت بود:«رفیق , تو دیگه سرهنگ نیستی ومثل من یک اسیر نکبتی. تو مراقب خودت باش و من هم مراقب خودم .»چندی بعد , سرباز از اسهال خونیدرگذشت.در یک مورد دیگر سه اسیر شدیدا بیمار , توسط یکی از رفقایشان از کلبه محل اقات , به بیرون رانده شدند تا در شرایط سخت محیطی از بین برود , در حالی که چهل نفر دیگر ساکنان کبه ایستاده وفقط نگاه ی کردند.چرا این سربازان کاری برای رفقای خود نکردند؟زیرا«به آنان ربطی نداشت.»
ارتباط میان آنان شکسته شده بود.خیلی راحت , هر گونه علاقه ای میان سربازان از بین رفته بود. اما شیوه مضایقه ی هرگونه حمایت از احساسات مثبت , در حالی که سرباز مذکور از احساسات منفی اشباع شده , را شاید بتوان خالص ترین وبی رحمانه ترین شکل خالی کردن دلو دانست. اگر از خانه ی اسیر , نامه ای حمایت آمیز می رسید , توسط کره ای ها ضبط می شد. ولی تمام نامه های منفی – از قبیل فوت اقوام  , یا نامه همسر اسیر که حاکی از قطع امید از بازگشت شوهر وازدواج مجدد وی بود فوری به سرباز رسانده می شد.اسیرکنندگان حتی صورتحساب های پرداخت نشده ای که توسط شرخرها فرستاده می شدند را به دست اسرا می رساندند(ظرف کم تراز دوهفته زمان تعیین شده.)اثیرآن مخرب بود:سرباز امیدی برای زیستن نداش وتمام ایمان به خودوافراد مورد علاقه اش را از دست می داد , به خدا وکشورش . به گفته مایر , کره ای ها سربازان آمریکایی را «در یک انزوای احساسی وروانی , که برای او تازگی داشت»قرار می دادند.
بررسی مثبت بودن
تحت تاثیر داستان شکنجه روانی ومحرومیت سربازان - وشاید هم باالهام از ناامیدی آنان که عبث کشیده و مردند – دان کلیفتون وهمکارانش بر آن شدند تا به مطالعه درطرف دیگر این معادله دهشتناک بپردازند.آنان از خود پرسیدند:اگر تقویت لفظی منفی بودن به صورتی بی امان باعث از بین رفتن انسان ها می شود , آیا می توان آنان را با تقویت جنبه های مثبت به سطح بالاتری از تعالی رساند والهام بخششان شد؟به طور خلاصه , آنان پرسیدند :آیا مثبت گرایی می تواند حتی از منفی گرایی هم اثربخش تر باشد؟تحقیق انجام شده بر روی این پرسش , الهام بخش نظریه ی«دلووملاقه» گردید.نظریه «دلو وملاقه» مورد بررسی قرار گرفته , به مرحله عمل درآمده وطی نیم قرن اخیر , شامل حال میلیون ها انسان در سراسر جهان گشته است. تمام کسانی که به این نظریه آگاهی پیدا کرده اندآن را الهام بخش و به آسانی قابل استفاده برای زندگی هر روزه خویش یافته اند.مهم تراین که, می توانید با استفاده از آن , زندگی خود را از همین الان بهبود بخشید.در صفحات آینده , شما بامطالب زیرآشنا خواهیدشد:
 زبان بسیطی که می توان با دیگران درآن سهیم شد واز آن استفاده نمود.
 خلاصه ای از کشفیات به دست آمده از پژوهش ها که قابل استفاده در زندگی روزمره تان می باشد.
 داستان های واقعی دلووملاقه.
 روشهای حذف منفی گرایی از زندگی ومحل کارتان.
 پنج راهبرد به اثبات رسیده جهت بالابردن احساسات مثبت.
فصل دوم:مثبت گرایی,منفی گرایی وبهره وری حاصله
مثبت گرایی , منفی گرایی وبهره وری حاصله
برای اغلب ماتحمل زجر روانی ای که اسرای آمریکایی ساکن بازداشتگاه کره کشیدند , غیر ممکناست.ضمن این که به صورتی هرروزه خود شاهدوتجربه گر تعاملات مثبت ومنفی موثر واحساسات و اعمالمان میباشیم.مبتذل بودن وهیجان انگیز نبودند این افعال دال بر بی اهمیتی آنها نبوده , بلکه برعکس آنها کاملا حایز اهمیت اند. در حالی که اکثر تجربیات منفی کشنده نیستند , ولی یقینا می توانند به تدریج به فرسایش اراده وتولیداتمان بیانجامد.خوشبختانه , توانایی تجربیات مثبت یا «دلو پر»بیش تر است .
پرکردن دلو درتشکیلات
هرچند که پر کردن دلو , ورای مفهوم «تقدیر»و«تمجید»قرار دارد , ولی این مفاهیم دو جزء نقاد جهت خلق احساسات مثبت در تشکیلات به شمار می روند. در حقیقت جهت این موضوع , ما چهار میلیون کارفرما را درسطح جهانی مورد بررسی قرار داده ایم. آخرین تحلیل انجام شده , که بیش از 10000واحد کسب وکار وسی صنعت را دربر می گیرد , حاکی است افرادی که موفق به دریافت تقدیر وتمجید می شوند:
 تولیدات فردی را افزایش می دهد.
 ارتباط بهتری با همکارانشان برقرار می کنند.
 تمایل بیش تری برای ادامه کار با تشکیلاتشان دارند.
 صداقت بالاترونمره رضایت بیش تری را از مشتریانشان دریافت می کنند.
 سابقه ی امنیتی بهتر وسوانح کم تری را در کارنامه شان دارند.
برای اینکه دید بهتری از این موضوع داشته باشیم , به بهترین تقدیری که در محل کارتان دریافت کرده اید بیاندیشید. به احتمال زیاد این امر به شما احساس بهتری نسبت به تشکیلاتتان داده , ودر نتیجه بازده بهتری داشته اید.تقدیر و تمجید به سرعت باعث دگرگونی محل کار می شود.حتی یک فرد هم می تواند با پر کردن دلو های دیگران به صورت مداوم , احساسات مثبت را در یک گروه القا نماید.مطالعه نشان داده که رهبران تشکیلاتی که در احساسات مثبت خود با دیگران سهیم می شوند گروه های کاری سرحال تر , رضایت شغلی بیشتر , ارباط بهتر وعمکرد گروهی بالاتری را خواهند داشت . کن , مدیرعامل یک شرکت , ازعان که پر کردن دلو دیگران , در واقع «سلاح مخفی » او به عنوان یک رهبر شده او موفق به یافتن روش های هدف داری جهت ازدیاد احساسات ثبت در تشکیلات خود گردیده است. ضمن مسافرت های متعددش به اکناف جهان , همیشه در دفاتر محلی شرکت توقف می کند . توقف وی نه به خاطر بررسی وضعیت کارمندان دفاتر و «جاسوسی» آنها , و ملاقات با مدیرا ارشد آنها است. برعکس , اولویت وی در نیروبخشی به افراد شاغل در حل کار است . قب از هر ورود , کن در مورد موفقیت ها وپیشرفت های اخیر کارمندان دفاتر مزبور , پرس وجومی کند.به محض ورود هم به طور اتقاقی به دیدار آنان رفته و موفقیت های آنان می ستاید.اگر فرد مزبور به تازگی ازدواج کرده یا دارای فرزند شده باشد , این موارد را به او تبریک می گوید یا کسانی را که ارائه ای عالی داشته اند مورد تمجید قرار می دهد. جمله محبوب او «من خیلی تعریف از شما شنیده ام»است.برای کن , لذت آورترین بخش گسترش مثبت گرایی زمانی است که «به مشاهده گسترش موج نیرو در شبکه کاری »می نشیند. او دریافته که با تنها چند جمله ی ساده – ولی بسیار نیروزا – می تواند به شبکه کاری روحیه تازه بدمد.کن بیان می کند«من دریافتم که پر کردن دلو دیگران یک راهبرد فوق العاده قوی برای رهبری است. »دستاورد حاصله , نگاه هزاران فرد به اوست به عنوان انگیزه و راهنمای  آنان.
تاراندن مشریان
تعجب آور نیست که گروه های کاری با دلوهایی که تهی گشته , نه تنهابهره وری وسوددهی کم تری دارند , بلکه مرجوعات زیادر , تصادفات کاری بیشتر , و مشتری داری , نوع آوری ونمره ی کیفیت پایین تری را یدک می کشند.یک کارمند منفی  اگر باعث تاراندن مشتریان می شود.به آخرین تماسی که باخط سرویس مشتریان داشته وبا شما بد برخورد شده , بیندیشید.احتمالا پس از این تجربه به خود گفته اید«دیگر با آن شرک معامله نخواهم کرد.»وشاید هم در صورت عصبانیت شدید , بابیان تجربه تان برای دیگران , آنان را از معاله با آن شرکت منصرف کرده اید.این همان خسارت تحمیل شده توسط یک کارمند منفی گرا برای هر شرکتی است.  
فصل سوم:هر لحظه اهمیت دارد
هزارن لحظه در هر روز
درتایید گفته های برنده جایزه نوبل علمی , دانیل کانمان , ماروزانه تجربه گر تقریبا 20000 لحظه منحصر به فرد هستیم.هر«لحظه»بیش از چند ثانیه طول نمی کشد.اگر هر ذهنیت موجود را مورد ملاحظه قرار دهید – منفی یا مثبت – خواهید دید که آن ذهنیت با یادآوری مجدد یک نقطه مختصر در زمان , قابل تعریف می باشد.یک رویارویی خنثی به ندرت در ذهنتان می ماند – لحظات حایز اهمیت تقریبا همیشه مثبت یا منفی هستند.دربعضی موارد, یک رویارویی می تواند به تغییر زندگیتان برای همیشه بیانجامد.
اخیرا در یک بخش از مجله تودی , کتی کوریک با مرد جوانی به نام برایان بنت مصاحبه ای انجام داد.برایان در محیطی آزار دهنده وناسالم رشد و نمو کرده بود. او در مدرسه سیزه گر بوده و آنگاه در سنین جوانی , به انضباط روی آورده بود. در حال حاضر , برایان در بزرگسالی فردی موفق و کاملا سازگار با جامعه می باشد.وقتی کوریک از او پرسید ,«چه عاملی باعث تغییر در تو شده؟»  مرد جوان بدون کوچک ترین مکثی جواب داد:ثبت لحظه مهم زندگی او زمانی بود که یک معلم مدرسه گفت به او اهمیت داده و او را باور دارد. همین تعامل کوچک باعث دگرگون نمودن زندگی برایان گشت.در موردی دیگر , از یک مشاور مدیریت به نام کریستین , سوال کردیم , «بزرگترین تقدیری که ا به حال دریافت داشتید را نام ببرید؟» او در جواب گفت:«سه کلمه در ایمیل».سپس کاشف به عمل آمد که در زمان فوت مادر کریسین , یک مربی کاری او که بسیار مورد تحسین کریستین بوده , نامه همدردی برایش می فرستد.نامه بااین چند کلمه ختم شده بود:«مادر شما بسیار به شما افتخار می کرد , همچنان که من می کنم. »پس از 25 سال کار باشرکت , همین چند کمه ساده بیش از تمام تقدیرهای دریافت شده در تمام طول زندگی اش , معنادار بوده است.
نسبت جادویی
کارشناسان روانشناسی مثبت دریافته اند که چگونگی تناوب اعمال مثبت ومنفی حتی کوچک , می تواند بحران زا باشد.تحقیق پیشگام در این زمینه ,توسط جان گوتمن , برروی موضوع ازدواج انجام شده که در آن – در تعادل میان تعامل های مثبت ومنفی – به وجود یک «نسبت جادویی» 5به1 اشاره دارد.گوتمن دریافت زمانی که تعامل مثبت ومنفی میان زوجین نزدیک به آن نسبت 5به1 می شود, ازدواج ها به طرزمعناداری به سمت موفقیت قدم بر می دارند. درصورت نزدیک شدن نسبت
به 1به1 , ازدواج ها به سوی «طلاق»سوق داده می شوند.در یک تحقیق مسحور کننده , گوتمن با کمک دوریاضی دان به آزمایش این روش مبادرت ورزید. در شروع این آزمون به سال 1992,آنان700زوجی که به تازگی ورقه ازدواج دریافت کرده بودند را برای این منظور به کارگرفتند. برای هر زوج ,محققین یک نوار ویدیویی 15 دقیقه ای از صحبت های میان آن دو را ضبط کرده وتعاملات مثبت ومنفی این صحبت را شمارش نمودند.سپس بر پایه نسبت 5به1 ,به پیش بینی ادامه ازدواج یا جدایی آنان دست زدند.پس از گذشت ده سال , گوتمن وهمکارانش مجددا به بررسی هرزوج جهت صحت پیش بینی اولیه خود پرداختند.نتیجه بهت آور بود.پیش گویی آنان – تنها با نمره بندی 15دقیقه تعامل بین زوجین – برای جدایی زوجین با94 درصد به واقعیت پیوسته بود.این نسبت در محل کار نیز می تواند به بحران بیانجامد.مطالعه اخیر حاکی است که بهره وری گروه های کاری با نسبت مثبت به منفی بیش تر از 3به1 ,به طرز بی سابقه ای از گروه هایی است که به این نسبت دست نیافته اند پیشی گرفته است.نمونه سازی ریاضی فردریکسون ولوسادز در مورد نسبت مثبت به منفی نیز حاکی از وجود یک حدفوقانی می باشد:درنسبت بالاتراز13به1 , وضعیت می تواند به وخامت بینجامد.در عین حال که تمرکز اولیه این کتاب برروش های ازدیاد احساسات مثبت است , توجه داشته باشید که از نظر ما چشم پوشی از احساسات منفی ونقاط ضعف نیز بار منفی دارد. مثبت گرایی باید در واقعیت پایه گذاری شود.یک مشی «پولیانا» , که درآن منفی گرایی به کل نادیده گرفته شده , می تواند به یک خوش بینی دروغین که غیر مولد است – وگاهی هم صرفا آزاردهنده – منجر گردد. اوقاتی هستند که ما نیاز به تصحیح اشتباهاتمان وچگونه مدیریت کردن ضعف هایمان داریم.امابیش تر مانبایدنگران شکستن حدفوقانی باشیم.نسبت مثبت به منفی دربیش تر سازمان ها به نحو اسفناکی ناکافی بوده وبرای پیشرفت جای قابل توجهی را خالی گذاشته است.
تاثیرات برسلامتی جسم وذهن
احساسات مثبت , علاوه بر طولانی کردن دوران زندگی , توانایی بهبود سلامتی جسمی وذهنی را نیز دارند.تحقیقی انجام شده برروی فارغ التحصیلان دانشگاه هاروارد ,نشان داد که نوع تعریف  این افراد ازوقایع ناگوار- بدبینانه یاخوش بینانه – سلامتی جسمی حاصله رادر یک دهه بعد می تواند پیش بینی کند.مشخصا , بر اساس خوش بینی دوران جوانی ,می توان سلامتی سنین بعدرا پیش بینی نمود.براساس دیگر پژوهش ها , خوش بینی می تواند سرماخوردگی عادی را عقب زده ودوران آن را کوتاه کند.یا با توجه به مطالعات بررسی خون , افراد خوش بین , ماده ای به نام تی4 یاسلول های «کمکی»در خون خود دارندکه وظیفه اش دفاع از بدن در مقابل عفونت است. همچنین تعداد مراجعات خوش بین ها به دکتر درسال به طور میانگین , کم تر از یک بار بوده در حالی که این میزان برای بدبین ها به 3,5مراجعه در سال می رسد.اضافه شدن احساسات مثبت در زندگی , حتی به پایین آمدن  هزینه های زندگی نیز کمک می کند.روشن است که احساسات مثبت به شکلی مستقیم بر سلام جسمانی مان تاثیر گذار است , اما آیا وقتی واقعیت در مورد سلامتی جسمی وتعامل با دیگران هم صدق می کند؟مدیر آزمایشگاه روانشناسی مثبت در دانشگاه میشیگان به نام باربارا فردریکسون , در همین مقوله تحقیق جامعی  انجام داده است. اوچنین گزارش می دهد:«احساسات مثبت , تاثیر بسیار فراتر از خوب بودن صرف می گذارند.با احساسات مثبت هم چنین می توان بهتر از عهده کارها برآمده وخوشبخت بود. آنها نه فقط برایزمان حال،ویکلحظهدلپذیربلکهدربلندمدتهمکاربردی دارند.احساسات مثبت تجماتی مبتذل نبوده بلکه ممکن است نیازی حیاتی برای عمکرد بهینه باشند.»در واقع , فردریکسون چنین نتیجه گیری می کند که احساسات مثبت :
 مارادر مقابل احساسات منفی مراقبت کرده وتاثیرات آن را خنثی می نماید.
 بقای این احساسات می تواند باعث دگرگونی انسان ها شود.
 تفکر مارا وسیع کرده , به ما شجاعت کشف خطوط جدید فکری و عملی را می دهد.
 سدهای قومی ونژادی را در هم می شکند.
 منابع جسمی , عقلی ,اجتماعی وروانشناسی دیرپایی رابنا می گذارد که می توانندبه عنوان «ذخایری»به هنگام آزمون,عمل نمایند.
 مولدکارایی بهینه در تشکیلات وافراد می شود.
 روی هم رفته,بیان احساسات مثبت توسط رهبران , عملکرد گروه را بهبود می بخشد.
به نظر می رسد که علم در این مقوله شروع به کاوش کرده است . بعداز قرن ها مطالعه در مورد بیماری های (کاستی های) ذهنی , کارشناسان بالاخره به وارسی وجستجو در اندازه گیری محاسن ذهنی دست زده اند.
فصل چهارم:پنج راهبرد جهت افزایش احساسات مثبت
افزایش احساسات مثبت در زندگی خود ودیگران , مستلزم پرکردن دلوها به شکلی مداوم است.این موضوع برای شما تازگی ندارد , زیرا ما همگی به غنی تر شدن روابط حرفه ای وروزمره , با افزایش تزریق جریان احساسات مثبت در محیط خود آگاهیم.اما گاهی از این واقعیت کفایت نمی کند.مانند هرهدفی در زندگی , تبدیل یک خیال به واقعیت نیازمند برنامه هایی مخصوص وقابل اجرا است.بنابراین بابررسی اطلاعات حاصله از پاسخ های 4000 مصاحبه در همین رابطه ,وفرموله نمودنشان , به صورت پنج راهبردی که بیش ترین اثربخشی را دارند ,دست یافته ایم.
راهبرد اول:پیش گیری از خالی شدن دلوها 
درست همانطور که قبل از شروع به پس انداز , باید قرض هارا پرداخت کرد , همانطور هم قبل از شروع به پر کردن دلوها , باید عادت به تخلیه دلوهای دیگران را در خود از بین برد.یکی از آشنایان , پس از شنیدن نظریه ملاقه ودلو , تصمیم به افزایش آن گرفت. او در جستجوی راهی جهت رفع مشکل خود در تخلیه دلوهای دیگران بود.بنابراین , به پرورش عادتی ساده در خود اقدام نمود , که براساس آن در هر تعاملی از خود بپرسد آیا به دلو دیگران می افزاید یاازآنان برداشت می کند.مطابق گفته های وی , در ابتدا ایجاد چنین عادتی , مشکل به نظر می رسید , اما پس از چندی , موثر واقع شد.تنها با ادا نکردن تعبیری منفی – ودربرخی مواقع با یک کلمه مثبت به جای منفی – او به خود و اطرافیانش سرخوشی بخشید.در چند روزه آینده , به رفتارهایتان در تخلیه دلو دیگران توجه کنید – سپس آن را متوقف نمایید. جدیدترین تعاملی را که داشتید در نظر بیاورید.آیا کسی را مورد تمسخر قرار دادید؟باعث احساس ناامنی درکسی شدید؟ اشتباه کسی را برملا کردید؟اگر چنین بوده , نوبت بعد,دکه«درنگ» را در ذهنتان روشن کنید.زمانی که عادت به تخلیه دلو دیگران رادر خود کاهش دادید , آنگاه به تغییرات مشابهی  درمیان اطرافیانتان دلگرم خواهید شد.آیا افراد گروه در محل کار یا مدرسه , به نقد از دیگران یا به سخره کشیدنشان عادت دارند؟آیا هرگز به گروه بندی و«تخلیه گروهی»از دلو دیگران توجهی کرده اید؟ دفعه بعد که نظاره گر تخلیه دلودیگران بودید , ساکت نمانید. قانعشان کنید که این گونه احکام منفی به   بدتر شدن اوضاع می انجامد.واقعیت این است که بعضی منفی گرایی های مزمن وافراد مضر علی رغم هر گونه تلاش , قابل تغییر نیستند.آنان ملاقه دسته بلندی برای تخلیه دلو ها دارند  که باید به هر صورتی مورد استفاده قرار بدهند.اگر دیدید با داشتن نمونه های مثبت هم اصلاح نشدند , از آنان -  به خاطر سلامت خود وبهداشت روانی تان – فاصله بگیرید.با آغاز آگاهانه پیش گیری از تخلیه دلوها , پیشرفتتان در این زمینه را با اعطای امتیاز ها در هر تعاملی اندازه گیری کنید.آخرین مبادلات رفتاری با فردی را در نظر آورید.ببینید که روی هم رفته , هر تعاملتان مثبت بوده است یا منفی .به هر یک از آنها در ذهن خود یک نمره «+»یا«-»بدهید.اگر لازم است نمرات را یادداشت کنید.
آیا اکثر تعاملات انجام شده مثبت بوده یا منفی؟
اکنون با توجه به احساستان از جریان مثبت پر کردن دلو دوستتان , خانواده , همکاران ودیگران , از خود بپرسید:
«رسیدن به نسبت پنج مثبت در مقابل هر یک منفی در تعامل ها , مانند آنچه در فصل قبل خواندم ,
چه نتیجه ای می توانست برای من در بر داشته باشد؟»
راهبرد دوم:تکیه بر نقاط قوت
هر تعاملی به نوبه خود یک امکان جهت تکیه بر نقاط قوت  است وپرکردن دلوی.یکی از دوستان اخیرا پس از پیش آمدن ماجرایی , به قدرت تکیه بر نقاط قوت پی برد. او هفته ها به دنبال راهی برای بهبود ازدواج ناموفق و تغییر رفتار شوهرش در قبال خانواده بود .شوهر خانوم علاقه ای به بودن در کنار همسرش نداشته , و در مقابل اعتراضات او حالتی تدافعی پیدا می کرد . در مقابل این بی علاقه گی , عکس العمل خانم , توجه بیش تر به عوامل مسبب آشفتگی زندگی شان  بود با این امید که شوهر نیز آن عوامل آشفتگی را مورد توجه قراردهد.اما متاسفانه اوضاع روز به روز وخیم تر می شد.بادرک این واقعیت که گله از شوهر وابراز ناامیدی از او کارساز نیست , چاره ای اندیشید: توجه و علاقه نسبت به کارهایی که شوهرش بهتر انجام می داد یا مواردی که در شوهرش تایید می کرد. اگر چه او خانمی شکاک بود , ولی چیزی برای از دست دادن نداشت .تصور می کنید چه پیش آمد؟ پس از چند روز , شوهر با میل بیش تری به خانه بر می گشت و توجه بهتری به روابطشان نشان می داد. به تدریج , الطفات و محبت شوهر , به پر شدن دلو خانم انجامید- درست همانطور که دور نمای مثبت خانم در مورد همسر به پر شدن دلو وی کمک نمود. اما نامنتظره ترین رویداد , شادی خانم مزبور بود , رضایتی که احساس می کرد تنها با تمرکز بر جنبه های مثبت , به جای پا فشاری بر جنبه های منفی. در نهایت او توانست با دیگر مردم هم تعاملاتی مثبت تر داشته باشد . پس از چند هفته , هردو آنان , در وضعی بودند که می توانستند انرژی تازه یافته  را به دوستان وهمکارانشان انتقال دهند.
هرگز در تاثیر بلند مدت پر کردن دلو دیگران شک نکنید . دکتر باربارا فردریکسونمی گوید: احساسات مثبت به خلق«زنجیره ای از رویداد های مثبت رفتاری» در اعماق وجود افراد می انجامد که در اعمالشان تاثیر گذار خواهد بود؛اگرچه ممکن است در ظاهر قابل مشاهده نباشد. با پرکردن هر دلو , باعث پدیدآمدن یک جنب وجوش می شوید.
به این موضوع توجه کنید :با پرکردن دودلو توسط شما , و پرکردن دودلو دیگر توسط صاحبان دلو ها , و ادامه ی این روند , در طی 10 روز بیش از 1000دلو , پر خواهند شد. حالا اگر هرکس به جای دو دلو , به پر کردن پنج دلو اقدام کند ,بیش از 19 میلیون دلو در طی همین 10 روز پر می شود!این زنجیره را ادامه دهید: وقتی کسی به پرکردن دلوتان اقدام می کند , بپذیرید  - هرگز آن را رد نکنید وآن را بی اجر نگذارید.باگفتن یک«متشکرم», درمقابل , دلوشان را پر کرده واجازه بدهید بدانند شما از تعریف نثار شده یا تقدیرتان توسط آنان قدردانی می کنید.در مقابل , شما هم بهتر است انرژی مثبت جدید را با دیگر کسان سهیم شوید. آیا مایل هستید میزان پرکردن دو ها توسط خود را با دیگران مقایسه کنید؟
راهبردسوم:یافتن دوستان صیمی
اگر درست توجه کرده باشید , اکثر ما در گروه ها , دسته ها و تشکیلات باقی می مانیم زیرا صمیمی ترین دوستانمان با ما هستند. می گوییم «صمیمی ترین دوستان»زیرا تحقیقات ما در محل های کاری حاکی از آن است که دارا بودن «دوستان» , «دوستان خوب»یا«دوستان نزدیک»به اندازه ی داشتن یک «دوستان صمیمی»در محل کار حایز اهمیت نیست.وجود دوستان صمیمی در محل کار , باعث بیش تر شدن احساس امنیت , بالا رفتن رضایت مشریان واضافه گشتن بهره وری ممی گردد.اگرچه لفظ «صمیمی ترین دوست»حاکی از یک ویژگی است , ولی به معنای محدود کردن انتخاب شما به تنها یک نفر به خصوص نمی باشد.ما پارا فراتر گذاشته و توصیه می کنیم که به دنبال گسترده کردن  ارتباطات متعدد ویافتن صمیمی ترین دوست در محل کار, خانواده واجتماع باشید.ارتباطات متعدد , رضایتمندی از زندگی را دوچندان می کند . روانشناس برجسته , اد داینر , کشف کرد که :«افراد باروابط اجتماعی سطح بالا,زندگی شادتر دارند»به معنای دیگر , داینر و دیگر محققین دریافتند که افراد منزوی دچار زجرهای روانی می باشند.
راهبرد چهارم:بخشش غیر منتظره 
بر اساس یک سرشماری جدید , اکثریت عظیمی از مردم هدایای غیر منتظره را ترجیح می دهند. دریافت هدایا به پر کردن دلوها کمک می کند , ولی به دلایلی , دریافت هدایای غیر منظره باعث پرشدن بیش تر دلوها می گردد.عنصر ذوق زدگی عال این موضوع است.و موفقیت هدیه هم ربطی به بزرگی آن ندارد.یک هدیه غیر منتظره حتما نباید ملموس باشد.اعتماد ومسئولیت هم به نوبه خود هدایای قابلی هستند. سهیم شدن موردی شخصی یا در میان گذاشتن  موضوعی محرمانه با دوست , می تواند به پرشدن دلو وی بینجامد.
در تعاملات با افراد , به دنبال موقعیت ها برای دادن هدیه ای هر چند کوچک باشید می تواند وسیله ای کوچک وارزان , یا یک در آغوش کشیدن یا دعوت به نوشیدن یک فنجان قهوه باشد. حتی یک لبخند هم می تواند هدیه ای غیر منتظره وتسلی بخش شود.
راهبرد پنجم:معکوس کردن قانون طلایی
قانون طلایی «با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند»در مقوله انباشتن دلوها کاربردندارد.در مقابل , مفهوم مورد استفاده در این مورد , با اختلافی جزئی , عبارت است از :«با دیگران چنان رفتار کن که دوست دارند با آنان رفتار شود.» به هنگام پر کردن دلو ها , به معکوس کردن یا حداقل تعریف مجدد قانون طلایی بپردازید. 

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید