برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

خلاصه کتاب مسأله پوشش

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

مسأله پوشش
حسن ابراهیم زاده

وقتی سخن از پوشش به میان می اید . اولین چیزی که ذهن هر فردنقش می بندد نام لباس است . پوشش چیزی است که چیز دیگری را بپوشاند. از این رو پوشش را به مخفی کردن و پنهان ساختن نیز معنا کرده اند . بر این اساس می توان گفت گستره پوشش به گستردگی عالم خلقت است و دامنه ان از عالم ماده هم فراتر می رود به گونه ای که می توان ادعا کرد هر چیزی در عالم وجود دارد پوششی برای خوددارد.

فصل اول-پوشش وپوشاک از منظر اسلام
پوشش در لغت
وقتی سخن از پوشش به میان می اید . اولین چیزی که ذهن هر فردنقش می بندد نام لباس است . پوشش چیزی است که چیز دیگری را بپوشاند. از این رو پوشش را به مخفی کردن و پنهان ساختن نیز معنا کرده اند . بر این اساس می توان گفت گستره پوشش به گستردگی عالم خلقت است و دامنه ان از عالم ماده هم فراتر می رود به گونه ای که می توان ادعا کرد هر چیزی در عالم وجود دارد پوششی برای خوددارد.
سخن فطرت.
فطرت آدمی ماهیتی برتری جو دارد .یکی از بسترهای این ماهیت تزکیه وتربیت است . بی شک رعایت پوشش وحفظ حریم زن ومرد ورعایت عفت از عوامل مهم تزکیه وتربیت اخلاقی مردم است . اختلاط نداشتن زن و مرد ونامحرم که به شرط رعایت حجاب عملی میشود شرط لازم برای رشد اخلاقی ومعنوی شهروندان به شمار میرود. چنان که تجربه نشان داده است اختلاط زن و مردمعمولا در رعایت نکردن پوشش و کشف حجاب ریشه دارد این اختلاط مفاسد فراوانی به دنبال دارد مانند چشم چرانی خیانت به همسر هتک حرمت ناموس مسلمان از هم گسستگی کانون خانواده افزایش آمار طلاق و قتل .
فلسفه پوشش
امروزه پوشش وحجاب به خصوص در غرب به واسطه موج گرایش به آن متضمن پیوندهای پیچیده علایق وباورهای فردی وسیاسی ومذهبی است .پوشش برای بسیاری نمادآشکاری از ایمان وعقیده شخصی آمیخته با مسایل دینی است وبرای بسیاری دیگر مبارزه ای سیاسی وعبادی علیه وضع موجود . به هر صورت پوشش هرچه باشد به مانند سایر تکالیف وابسته به اصول اسلام تکلیف است . این تکلیف مشخص می کند چگونه بایدبرای رسیدن تقرب به خدا این تکلیف راباید رعایت کرد.  از جمله فلسفه های پوشش ایجادآرامش روانی در جامعه است . در نتیجه این آرامش تحریک جنسی در جامعه به وجود نخواهدآامد . امروزه در غرب ثابت شده است که نداشتن پوشش مناسب آزادی معاشرت های بی بندوبارمیان زن و مردهیجان ها و التهاب های جنسی را افزایش میدهدغریزه جنسی غریزه ای نیرومند وعمیق ودریا صفت است که هر چه بیشتر اطاعت شود بیشتر سرکش می شود شهید مطهری درباره بعد اجتماعی حجاب مینویسد.:.بی حجابی و بد حجابی باعث کشاندن لذت های جنسی از محیط و کاروخانواده به اجتماع و در نتیجه تضعیف نیروی کار افراد جامعه می گردد.
بدون تردید مردی که در خیابان/ بازار/ اداره /کارخانه/و..... همواره باقیافه های محرک و مهیج انسان های بد حجاب وآرایش کرده مواجه باشد  تمرکز نیروی کار او کاهش میابد . بر خلاف کشورهای غربی که میدان کارو فعالیت های اجتماعی را با لذت جویی های جنسی در هم می آمیزند . اسلام می خواهد با رعایت حجاب و پوشش محیط اجتماع از این لذت ها پاک شده و از لذت  های جنسی در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود
.جنس پوشش..
جنس پوشش در طول تاریخ همواره یکی از راه ها برای شناخت طبقه اجتماعی افراد یا ابزار تفاخر ثروتمندان و زرسالاران بر سایراقشار بوده است گذشته از میل فطری بشر به پوشش انگیزه بشر در این زمینه حفاظت بدن از گرما و سرما بوده است . از این رو به فرا خورآب و هوای هر سر زمین جنس لباس ها از نظر نوع و ضخامت متفاوت است . کارشناسان پوشش در یک مطلب اشتراک نظر دارند. بهترین جنس پوشش آن است که موجب آسیب به پوست نشود . از این رو هر جنس لباسی برای حفاظت از پوست باید سه وظیفه زیر را ایفا کند..1/جذب هوا ..2/ دفع سموم گازی شکل و فرا بدن..3/عرق کردن بدن و دفع سموم غیر فرار و الکترولیت ها به کمک عرق..
بی شک جنس هر پوششی که این سه عامل را نداشته باشد برای فرد مناسب نخواهد بود از همین جاست که مد شدن پوشاک بدون در نظر گرفتن آ ب وهوا منطقه سلامتی فرد را با مخاطره رو به رو می سازد..
جنس انتخابی معصومین برای پوشش درآن عصر به اعتراف متخصصان پوشاک بهترین گزینه برای پوشش افراد جامعه حتی در این عصر است که عصر ظهور اجناس متنوع است.
به فرموده امیر المومنین(ع) لباس حضرت رسول و اهل بیت  همواره از جنس پنبه بوده است وجز در صورت ضرورت لباس از جنس پشم و مو استفاده نمی کردند اهل بیت  شیعیان را به پوشیدن لباس پنبه ای دعوت می کردند  حکم اسلام درباره پوشش زن ومرد با گذشته زمان تغییر نکرده است و نمی کند البته نوع و جنس لباس و رنگ پوشش با گذر قرن ها و در بر خورد با فرهنگ اقوام مختلف تغییر کرده و می کند درباره پوشش زنان میزان ضخامت و حتی کیفیت دوخت لباس بخش مهمی از حجاب را تشکیل می دهد بی شک لباس های نازک و تنگ و بدن نما فرودگاه مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم های هرزه وآلوده و به فساد کشاندن جامعه است . در مقابل لباس های ساده و غیر بدن نما  دیدها را از خود دور می سازد و سلامت معنوی افراد  را تامین میکند .
لباس شهرت
.علت استفاده از لباس شهرت این است که انسان ذاتا موقعیت طلب است و همواره می خواهد در میان مردم از جایگاهی در خور توجه برخوردار باشدچنین جایگاهی به صورت حقیقی و کاذب  محقق می شود . موفقیت حقیقی در اثر تحصیل علم و سایر فضایل اخلاقی به دست می آید  لباس شهرت در جامعه اسلامی همچون نواختن نتی نابجا در ارکستر است که همه با هارمونی خاص یک سمفونی را اجرا می کنند . این واقعیت را باید پذیرفت که لباسی غیر متداول در بین عامه مردم آان هم در جامعه ای که هم دلی و همراهی آنان محوری است و در تجمعات گوناگون چون مساجد و..... هر روز همدیگر را می بینندآن هم از نظر جنس یا رنگ یا تنوع دوخت یا داشتن نمادهای مختلف و.... اگر نوعی جامعه گریزی تلقی نشود نوعی جامعه ستیزی و اعتراض به فرهنگ پوشش جامعه و هنجارهای پذیرفته شده از سوی آن مردم تلقی می شود.    
اختصاص حجاب به زن .
باید اعتراف کرد که تا کنون بیشتر نوشته های مربوط به پوشش معطوف به حجاب و پوشش زن بوده است و کمتر به پوشش مرد توجه شده است این پدیده امری عادی و طبیعی محسوب میشود زیرا زن مظهر جمال و زیبایی و مرد مظهر شیفتگی می باشدبا این همه اسلام برای پایداری جامعه به طور یکسان به پوشش زن و مرد توجه کرده است  البته زنان به دلیل جاذبه های بیشتر وظیفه خاصی دارند و آن اینکه بدن خویش را از مردان بیگانه بپوششانند ودر اجتماع  با آرایش های تحریک آمیز ظاهر نشوند بی بند باری در پوشش و لباس موجب بی بند باری در تحریک غریزه جنسی است تحقیقات علمی در روانشناسی زن ومرد ثابت کرده است که مردان در برابر محرک های چشمی شهوت انگیز حساس تر از زنان هستند بر عکس زنان در برابر محرک های لمسی حساسیت بیشتری دارند آستانه حس لمس ودرد در زنان از همان زمان تولد پایین تر از مردان است در عوض مردان بینایی بهتری دارنداین مزیت های جنسی در استعداد های حسی آموختنی یا اکتسابی نیست بلکه از زمان کودکی آشکار است مردان بالغ به محرکهای بینایی شهوانی حساسیت دارند و اصطلاح چشم چرانی بدین دلیل درباره مردان به کار میرود..   
شاید در این جا این سوال مطرح شود که اگر مردی با پوشش نا مناسبی در جامعه ظاهر شودو بداند که زنان از روی تعمد و لذت به بدنش نگاه می کنند ایا از نظر شرعی مرتکب گناه شده است در اینجا دو نظریه مطرح است برخی به حرمت فتوا داده اند و عدهای از جواز سخن گفته اند اصلی ترین مستند و مبنای این حکم قاعده ای است فقهی موسوم به قاعده / اعانه براثم / معنای این قاعده: اجمالا این است که هر کس زمینه انجام دادن گناه را برای دیگران فراهم سازد خود نیز مانند انجام دهنده آن گناهکار است.
انتخاب رنگ لباس
در جوامع گذشته انتخاب رنگ لباس تابع تمایلات شخصی و تاثیراتی بوده که افراد طایفه و شهر بر یک دیگر می گذاشتند  انتقال الگوهای پوشش از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از منطقه ای به منطقه دیگر دور  از انتظار بوده است بلاخص آنجا که تعصبات فرهنگی یاآموزهای دینی مردم را از تقلید بیگانگان بر حذر می داشت .
اسلام به رنگ پوشش اهمیت میدهد در این مطلب از میان رنگ ها رنگ سفید جایگاهی خاص دارد تا انجا که می گویند رنگ سفید رنگ اسلام است از این رو است که مسلمانان هنگام تولد فرزندان خود را در پارچه سفید می پیچند هنگام بر پایی بزرگ ترین و مهم ترین عبادات در تمام عمر و حضور در کنار بیت الله الحرام لباس سفید  بر تن میکنند و با لباس به ملاقات خداوند می روند جایگاه لباس سفید در نگاه معصومین تا بدان جا ست که ائمه با الگو پذیری از رسول خدا به شیعیان این چنین می گویند.. لباس سفید بر تن کنید که نیکوتر و پاک تر است و مردگان خود را با آن کفن کنید...
دکتر مارکس لوشتر در باره رابطه انسان و رنگ های اصلی می گوید چهار رنگ اصلی نمایانگر احتیاجات روانی ما هستند .. این رنگ ها عبارت اند ازآبی. قرمز . سبز. زرد .. هر کدام از این رنگ ها نقشی خاص در بر انگیختن احساسات یا فروکش کردن هیجانات روحی دارد..
دکتر لوشتر درباره  رنگ قرمز می نویسد : نبض را سریع می کند فشار خون را بالا میبرد و تنفس را بیشتر میکند قرمز بیانگر نیروی حیاتی فعالیت عصبی و غذایی بوده ولذا معنای آرزو و تمام شکل های میل و اشتیاق را دارد .
دکتر لوشتر درباره رنگ سبز می گوید .. انتخاب کننده  این رنگ دارای صفات روحی اراده در انجام کار پشتکار و استقامت است و لذا سبز مایل به آبی نمایانگر عزم راسخ پایداری و مهمتر از همه مقاومت است ..
وی در وصف رنگ سیاه میگوید هر کس رنگ سیاه را در وضعیت اول انتخاب میکند میخواهد هر چیز را نفی کند که بیرون دایره اعتراض جویانه او نسبت به وضع موجودی است که در آن احساس میکند هیچ چیزآن طور که باید و شاید نیست.. تاکید اسلام بر استفاده از رنگ های روشن و نفی نکردن هیچ رنگی بیانگر جایگاه تنوع طلبی در اسلام است .
.تردیدی نیست که برخی از رنگ ها دیدها را خیره میکند وپاره ای دیگر نگاه را از خود میراند و دور میسازداکنون این سوال مطرح میشود که کدام این دو برای تامین حجاب واقعی و مصونیت معنوی جامعه خیره نکردن چشمها ودر نتیجه بر نیفروختن آتش شهوت مفید تر است  مگر ما در جامعه ای زندگی نمیکنیم که برخی از جوانان در اوج غریزه جنسی به سر میبرندو در سخت ترین موقعیت جوانی از امکان ازدواج محرومند و کافی است جرقهای شعله های غریزه در وجودشان برافروخته شود و به انواع گناه ها و ناراحتی های جسمی و روحی مبتلا شوند پس چرا با هر وسیله ممکن حتی با گزینش رنگهای مناسب لباس در جامعه به سلامت دینی و اخلاقی انان کمک نکنیم و موجب جلب توجه آنان و قرار گرفتنشان در دام مفاسد شویم..  
کسی که رنگ سیاه میپوشد میخواهد نشان دهد که مرزی را ایجاد کرده است اما این مرز برای چیست ؟ در موقعیت های مختلف ممکن است متفاوت باشد گاه لباس سیاه را در ماتم و عزا می پوشند و برای آنکه نشان دهند بین صاحبان عزا و عزیز از دست رفته فاصله افتاده است و مرز زندگی آنها را جدا کرده است اما گاهی هم سیاه می پوشند نه برای عزا و ماتم بلکه برای مشخص کردن مرزها و حریم های اجتماعی .
حجاب خانم  مسلمان با چادر سیاه از این دسته است ...وقتی انسان پارچه سیاه را می بیند برای بار دوم چندان رقبتی به نگاه کردن به آن پیدا نمی کندآن کس که در مقابل نامحرم سیاه می پوشد در واقع می خواهد به او نه بگوید زنان نجیب ایرانی برای حفظ حرمت و احترام خود و برای سالم سازی محیط جامعه خویش وقتی از خانه بیرون می آیند چادر مشکی بر سر میکنند.
آداب پوشش
مکتب اسلام مکتبی است جامع که برای هر بخش از زندگی انسان حتی چگونه پوشیدن برنامه وآدابی دارد
آداب لباس نو پوشیدن
امام محمد باقر می فرماید چون کسی لباس نو بپوشد این دعا را بخواند ..خدایا لباس مرا مایه خیر و برکت و پرهیزکاری قرار ده و درآن درست عبادت کردن عمل به فرمانبرداری و شکر نعمتت را قرار ده سپاس مخصوص خداوند است که مرا پوشاند و عورتم را پنهان کرد .
پوشش جاهلی و جهالت مدرن ..
بی شک خودآرایی و خود نمایی که ازآن به تبرج جاهلی یاد شده است عملی تحریک آامیز و به نوع خود دعوت کردن از سوی زنان و دختران عصر جاهلیت بوده است.. کفش نوعی پوشش پا به شمارمی آید در نگاهی به رفتار برخی زنان امروزی می توان قائل به حرمت نوع پوشش ایشان شد صدای پاشنه های آهنین کفش های برخی زنان امروزی کمتر از صدای خلخال پاهای زنان عصر جاهلی نیست . کفش های پاشنه دارآهنی شلوارهای ریش دار پوششهای بدن نما روسری های کوچک که گردن و سینه درآن نمایان است همه را میتوان نوعی بازگشت به عصر جاهلی نامید..
به طریق اولی نوع پوششی که اندام زنانه را مینمایاند و موجب تحریک و تهییج شهوت بینندگان میشود به هر صورتی حرمت شرعی دارد حتی اگر چادری نازک وپیچیده بر اند ام با شد که لباسهای نازک زیرآن اندام زنانه را برجسته جلوه دهد   بی شک اصالت با عفاف است اما نوع فرامین الهی درآیات حجاب بیان گر این واقعیت است که عفاف بدون حجاب میسر نیست قوی ترین غریزه در نهادآدمی غریزه جنسی است که بدون رعایت مرزها و تربیت ها و خویشتن داری مهار شدنی نیست رفتار مهیج و شهوت انگیز سقوط فرد وحتی جامعه را در پی دارد.
پوشش و الگو دهی
جهت دهی به گرایش های جامعه انگار که از شناخت ها و باور های عمیق بر خواسته باشد کار چندان سختی نیست البته حتی اگر  در جامعه ای نهادینه سازی شناخت و باور ها حاصل نشده است حاکمیت میتواند با استفاده از ابزارهای گوناگون بلاخص رسانه های جمعی احساسات و گرایشهای عمومی جامعه را به سوی رفتارهای مطلوب هدایت کند تو ده مردم به الگو تمایل دارند تا از وی در بسیاری از ابعاد سرمشق گیرند مثل او لباس بپوشند مثل او حرف بزنند مثل او غذا بخورندو .... چنین شخصیتی را متاسفانه با اندک شناختی از میان قهرمانان فیلمها و سریال ها و داستان ها انتخاب می کنند و در همین گام نخست الگو برداری دچار اشکال میشوند.  
نمونه هایی از الگوهای دینی
امه سلمه یکی از همسران پیامبر نقل میکند در حضور پیامبر بودیم و یکی دیگر از همسران پیامبر بنام میمونه نیز حاضر بود در این هنگام مردی نا بینا بنام ابن مکتوم وارد شد پیامبر به ما فرمود حجاب خود را در برابر ابن مکتوم رعایت کنید ما پرسیدیم مگر او نابینا نیست حجاب ما چه معنا دارد؟ ایشان فرمودندآیا شما نیز نابینا هستید؟آیا شما او را نمی بینید ... ناظران پوشش حضرت زهرا(س) را در هنگام حاضر شدن در مسجد ودفاع از فدک پوششی کامل ذکر میکنند پوشش ایشان عبارت بود از مقنعه که به سر بسته بودند و چادر به گونه ای نه تنها آن چادر تمام بدن حضرت را پوشانده بود بلکه گوشه های آن به زمین کشیده می شد . 
پوشش زن ایرانی در گذر تاریخ
تاریخ تمدن های پیشین بشری پرده از این واقعیت بر می دارد که در تمدن های باستان هم پوشش مناسب امری پسندیده به شمار می رفته است و پوشش های بشری در مقایسه با پوشش های کنونی مدعیان تمدن کامل تر بوده است نکته در خور توجه در تمدن های دیروز این است که به تناسب رشد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی پوشش ها به سوی کامل تر شدن می رفته است در حالی است که پوشش در تمدن های امروزی به اصطلاح مدافع حقوق انسانی و تعالی بشر روند معکوس را طی میکندنگاهی به کتاب پوشاک اقوام مختلف نوشته براوان اشنایدر که در آن بیش 1450طرح لباس در پانصد تابلو ارائه شده گویای این است که پوشش اقوام و ملل گوناگون از دوره باستان تا اواخر قرن نوزدهم تقریبا پوششی غیر زننده بوده است بسیاری از اوقات حتی زنان اروپا از کلاه و روسری استفاده می کردند و لباس کوتاه در بین زنان مرسوم نبوده است آانچه در طرح ها و لباس ها نظر هر بیننده ای را به خود جلب میکند پوشش کامل اقوام ایرانی در برابر پوشش نسبتا برهنه یونان است این مولفه امروز نیز پس از گذشت چند هزار سال در تقابل فرهنگ ایران و غرب به چشم می خورد در حقیقت فرهنگ غرب امروز نمود همان فرهنگ یونان است در کتاب تاریخ پوشاک ایرانیان از ابتدا اسلام تا حمله مغول  روند رو به رشد پوشش زن ایرانی در دوره اشکانیان و ساسانیان استفاده زن ایرانی از چادر تبیین شده است .
نگاهی به متون کهن تاریخی و مخصوصا متون ادبی پرده از این حقیقت بر می  دارد  که نه تنها نمی توان نمونه ای از بی حجابی و پوشش نا مناسب مردم ایران زمین خصوصا زنان در زمان گذشته یافت بلکه بعضی اشعار از پرده نشینی و حجاب و پوشش کامل زنان ایرانی و حتی برخی از همسایگان پر قدرت ایران چون ترکان پرده بر می دارد.    با روی آوری مردم به اسلام زنان ایرانی که فطرت پاک و موحدانه اشان آنان را به سوی پذیرش قلبی آموزهای فطری این دین کشانده بود پوشش برتر اسلام را برای خود برگزیدند پوشش ایشان از روسری توری و پیراهن بلند و شلوار چین دار در دوره ساسانیان به چادر تبدیل شد به جرات می توان گفت زن ایرنی از سایر اقوام تازه مسلمان شده یک گام جلو تر بوده است و چادر برایش پدیده ناآشنا نبوده است ازآغاز قرن هفدهم یعنی آاغاز حمله مغول به ایران تا دوره صفویه  چادر جای خودرا به پیراهن و دامان بلند دادکه بر روی آن قبایی بلند یا روسری قرار داشته است نگارنده بر این باور است که علت این تغییر حفظ عفت بوده است  زن مسلمان ایرانی این چنین در این مقطع تاریخی از پوشش و عفت خود پاسداری کرده است و می توان آغاز نهضت سربداران را پاسداری از عفت و پوشش از سوی یاران شیخ حسن جوری در قریه باشتین از توابع سبزوار نام برد این سند پر افتخاری برای مردان وزنان ایرانی می باشد.
تا دوره ناصرالدین شاه قاجار زنان ایرانی در زیر چادر خود از شلوار های گشاد و پیراهن های بلند استفاده می کردند سفرهای خانمان سوز ناصرالدین شاه به فرنگ و دیدن بالرین های اروپایی موجب شد مظاهر فرهنگ غرب در حرم سرا جلوه کند ناصرالدین شاه دستور داد تا زنان حرمسرا شلیته های خودرا کوتاه کنند و جوراب بلندو نازک  به جای شلوار زیرچادر بپوشند با فرا رسیدن دوره رضا خانی و سفر وی به ترکیه چادر به زور از سر زن ایرانی برداشته شد
جایگاه پوشش و پوشاک در جامعه امروز
لباس در حقیقت پرچم ملت و شناسنامه آشکار فرد است  لباس فریادی بلند است بی صدا که پرده از هویت و مذهب و ملیت فرد بر میدارد از اینجاست که به همان اندازه که پیروان راستین هر مذهب و ملیت از پوشش سنتی خود دفاع میکنند استعمار گران و سلطه طلبان برای در هم شکستن مقاومت و پایین کشیدن پرچم استقلال سیاسی و فرهنگی کشور توسط عوامل بیگانه پرست خود در صدد بیرون کشیدن این پرچم از تن ملت و  باطل کردن شناسنامه دینی و ملی او بر میایند نگاه سیاسی امروز تولید کنندگان و طراحان مد و عرضه پوشش وپوشاک نشان از ورود این مقوله به عرصه جدید و تعریفی جدید از پوشش و پوشاک و کارکردآن در جامعه دارد آنچه در سالهای اخیر بلاخص در انقلاب های رنگین در کشورهای جدا شده از شوروی سابق رخ داد نشان از جایگاه خاص پوشش وپوشاک و استفاده از رنگها دارد
.نماد استقلال
لباس میتواند رنگ سیاسی به خود بگیرد و به عنوان سندی از استقلال سیاسی و رسمیت جامعه یا حتی الگو برای نداشتن وابستگی فکری و فرهنگی به شمارآید ... اسلام این نگاه را به نوعی تایید میکند پیامبر اسلام می فرمایند هر کس خود را شبیه قومی درآاورد در زمره آن قوم به حساب می آید ... رابطه بی حجابی و زنان بی حجاب با اسارت سرزمین های اسلامی انکار ناپذیر است همواره این قشر پشت کرده به فرهنگ اسلامی مدافع غرب بوده است سید قطب از علمای اهل سنت و یکی از رهبران اخوانالمسلمین است که در زمان جمال عبد الناصر دستگیر و اعدام شد او در یکی از نامه های آخرش به خواهر خود ازآزادی و بی بند باری غرب در اشکال مختلف آن به آزادی نقاب دار یاد میکند که جوامع را به اسارت میکشد ...
.به همین دلیل است که بین به اسارت کشاندن کرامت واقعی انسان با دربند کردن ظاهر او رابطه تنگاتنگی وجود دارد و از همین روست که غرب برای به زانو در آوردن و به زنجیر کشیدن مسلمانان راهی جز به اسارت کشاندن آنان به نام آزادی و لباس آزادی از نوع غربی اش ندارد و این جز با برهنگی و ترویج پوشش نیمه برهنه و تن نما غربی در میان زنان نخواهند بود  .
استعمار و مسئله ی حجاب در ایران
کشف حجاب در راستای ترویج بی بند و باری در جوامع اسلامی، دستوری دیکته شده از سوی استعمار غرب به لژیونرها و جاسوس های خود و عوامل وابسته در داخل بود. استعمار غرب که در یک قرن پیش، خود را به صورت دولت بریتانیا نشان می¬داد، نقش محوری را در این خصوص ایفا کرد.
بلوشر در اوائل سلطنت رضاخان به ایران آمده بود. او فقط یک زن بی حجاب، آن هم درون سفارتخانه ای دیده است. او می گوید:
هم نشینی و معاشرت با ایرانی ها این نقیصه را داشت که زنانشان خانه نشین بودند. زنان هنوز چادرهای خود را بر سر داشتند. چادر پوششی است اغلب به رنگ سیاه که سراسر بدن و سرانجام، قسمت اعظم صورت را نیز از نگاه مردان پوشیده می دارد. تنها و تنها یک زن بود که جرئت می کرد در ضیافت های شام سفارتخانه¬ها بدون چادر حاضر شود و آن هم فقط مشروط به اینکه منحصراً اروپایی ها شرکت داشته باشند و از ایرانیان دعوتی به عمل نیاید. این زن، خانم ناصرالملک، بیوه ی نائب السلطنه ی پیشین کشور بود.
به موازات حرکت سیاسی و فرهنگی روسیه ی تزاری و انگلیس برای حجاب زایی توسط عناصر وابسته به خود و منورالفکران و احزاب و دسته ها و لژهای فراماسونری، غرب درصدد  برآمد تا با به قدرت رسیدن رضاخان، اندیشه¬ی پلید حجاب¬زدایی را در جامعه¬ی اسلامی ایران پیاده کند.
مبارزه با پوشش غربی
حاج آقا نورالله اصفهانی و چند تن دیگر از علمای اصفهان در پی ورود منسوجات خارجی که استقلال اقتصادی و سیاسی ایران اسلامی را با خطر روبه رو کرد، اقدام به صدور فتوا کردند. این فتوا را می توان مقابله با جنس پوشش و پوشاک به شمار آورد.
تذکر اخلاقی آیت الله بافقی به پوشش نامناسب همسر رضاخان در حرم مطهر حضرت معصومه (س)، نخستین رویارویی عالمان شیعه با حرکت ضد اسلامی و ضد فرهنگی رضاخان به شمار می رود. مرحوم آیت الله بدلا از شاهدان  عینی این واقعه است و درخاطرات خود می گوید:
سال 1307، هنگام  تحویل سال، مقارن بود با 28 رمضان 1346 و بافقی در مسجد بالاسر حرم مراسم دعای شب¬های رمضان داشت. جمعیت زیادی برای تحویل سال ازدحام کرده بودند. تا چند لحظه دیگر سال 1307 آغاز می¬شد. ناگهان اطلاع دادند که چند زن مکشفه از خاندان سلطنتی در غرفه¬های بالای حرم دیده شده اند. هنگامی که این خبر را به حاج شیخ محمدتقی دادند. ایشان برآشفت. سیدی هم بود به نام ناظم تهرانی که در صحن طلا، بالای منبر رفت و با (جملات) تندی حمله کرد به زن های بی حجاب و از منبر پایین آمد. دیگر کسی او را ندید...
امام خمینی (ره) در همین کتاب، در موضع گیری تندی، کشف حجاب توسط دولت پهلوی را برخلاف عدالت و قانون برمی شمارد و کمک به چنین دولتی را همراهی با کفر برمی¬خواند. او معتقد است هر کس به آنان کمک کند، از شرف و انصاف بویی نبرده است: ما می گوییم: دولتی که برای پیشرفت کلاه لگنی نیم¬خورده ی اجانب، چندین هزار افراد مظلوم کشور را در معبد بزرگ مسلمین و جوار امام عادل مسلمانان با شصت تیر و سرنیزه سوراخ سوراخ و پاره پاره می¬کند، این دولت، دولت کفر و ظلم است و اعانت آن، عدیل کفر و بدتر از کفر است.
ما می¬گوییم: دولتی که برخلاف قانون کشور و قانون عدل، یک گروه دیوان آدم¬خوار را به نام پاسبان شهربانی در هر شهر و ده، به جان زن های عفیف بی¬جرم مسلمان بریزد و حجاب عفت را با زور سر نیزه از سر آن¬ها بردارد و به غارت و چپاول ببرد و محترمات بی¬سرپرست را در زیر لگد و چکمه خرد کند و بچه های مظلوم آنان را سقط کند، این دولت، دولت ظالمانه و اعانت بر آن عدیل کفر است.
چادر، پوشش، انقلاب
نه سرنیزه¬ی قزاق های عصر رضاخان و نه حرکت های مبتذل فرهنگی عصر محمدرضا پهلوی، هرگز نتوانست زن ایرانی را از پوشش سنتی، مخصوصاً پوشش برتر چادر، جدا سازد. با آغاز نهضت بیداری اسلامی در 15 خرداد 1342، چادر بار دیگر به نماد مبارزه ی زنان این سرزمین تبدیل شد. زنان با پوشش برتر خود،دوشادوش مردان، بذر آزادی را به بار نشاندند و دست استعمارگران و دست نشاندگان آنان را از ایران¬زمین قطع کردند. امام سه ماه پس از پیروزی انقلاب، در جمع بانوانی که به دیدار وی شتافته بودند، به انگیزه¬ی رضاخان از کشف حجاب اشاره کرد و بر کارآمدی زن در عرصه های گوناگون در پوشش برتر چادر تأکید کرد.
زنان از هر قشر و صنفی، دوشادوش مردان، علیه رژیم ستم¬شاهی به میدان آمدند. در این مبارزه، چادر به عنوان پوشش برتر، مظهر مقاومت و مبارزه به شمار می رفت. انقلاب اسلامی بار دیگر برخلاف هنجارهای جهانی و حتی انقلاب های دیگر جهان، پوشش برتر را به صحنه¬ی اجتماع بازگرداند. چنین رویکردی از سوی زنان مسلمان ایرانی، غرب را به رویارویی با حجاب، مخصوصاً چادر، واداشت تا شاید تزلزلی رادر انقلاب فرهنگی ایران ایجاد کند.
زن ایرانی با رعایت حجاب، در این سال های پرفراز و نشیب، همواره پاسدار میراث گران سنگ پیشینیان خود بوده است و در برابر آتش تهیه ی سنگین رسانه های خارجی و عوامل داخلی آنان ایستادگی کرده است. او بی اعتنا به نگاه مکاتب دیگر، به خوبی از جایگاه حجاب به عنوان سنگر مبارزه ی اسلام در عصر کنونی دفاع کرده است و الگویی برای زنان مسلمان جهان، حتی در قلب اروپا شده است.
پوشش و اجتماع
لیبرالیسم به عنوان جریان مولود مدرنیته، شتاب بیشتری برای تغییر و تحول در مسائل اجتماعی دارد. درواقع، این جریان آموزه ای است که شعار اصلی آن فردگرایی است. ملاک برخورداری از حقوق شهروندی، فرد بودن (انسان بودن) است و بس. آشکارترین نتیجه ی فردگرایی لیبرالیستی، آزادی است. برای مثال، طبق اصل آزادی در مقوله¬ی پوشش، انسان می تواند برای نوع و جنس و مد لباس خود، خودش تصمیم بگیرد و نباید هیچ نهاد دولتی یا غیر دولتی اراده ی خود را دراین زمینه بر او تحمیل کند.
مسلماًٌ لباس درون خانه را در بیرون نمی پوشند و نمی توان لباس محل کار را در مهمانی بر تن کسی دید. کسی با لباس سفید درعزاداری حاضر نمی¬شود و با لباس سیاه در عروسی شرکت نمی کند. هر لباس و هر رنگی معنای خود را دارد. لباس و پوشش یکی از قواعد زندگی و تعاملات بشری در زندگی اجتماعی است.
لباس شهرت زنان
لباس شهرت زنان بیشتر از منظر تمایل به ابراز رفتارهای جنسی مطرح می شود. نمی توان انکا رکرد که برخی زنان و دختران با انتخاب سبکی خاص از پوشش و آرایش، پیام جنسی آگاهانه ای برای مخاطب ارسال می¬کنند تا نگاه¬ها را به سمت خود جلب کنند. وجود زمینه های طبیعی میل جنسی، تقویت زمینه¬های تحریک پذیری جنسی، وجود محیط¬های عمومی مختلط، انگیزه¬ی این گونه رفتارهای جنسی را ایجاد می کند. بنابراین، می¬توان هرزه پوشی این گروه را نوعی رفتار جنسی قلمداد کرد.
امام علی (ع) فرموده اند:
صیانه المراۃ انعم لحالها و ادوم لجمالها؛
پوشیدگی برای زن سودمندتر است و زیبایی او را پایدارتر می سازد.
جوانان نظرباز از زنان خودنما برای لذت های موقتی و تفریحات زودگذر خود استقبال می¬کنند؛ اما هیچ گاه آن ها را به همسری شرعی و قانونی خود نمی پذیرند. به تعبیری دیگر، دختران خودنما در چشم¬ها جای دارند و زنان پوشیده در دل ها مأوا گرفته¬اند.
دکتر رفیع پور در خصوص ظهور یا افول هر پدیده، مؤلفه¬ی تشویق و توبیخ را نادیده نمی¬گیرد:
یک عامل مهم در اشاعه ی ارزش ها میزان تشویق و توبیخ است. از آنجا که در جوامع مادی¬گرا، عامل اساسی در فرآیند پذیرش و اشاعه¬ی ارزش¬های جدید عناصر و مقیاس¬های ظاهری، قابل مشاهده وملموس می باشند که براساس آن تأثیر نمایش آغاز می شود و سپس مردم خود را با یکدیگر مقایسه می کنند؛ لذا شروع تغییر ارزش¬ها ابتدا به میزان کنترل و توبیخ (تشویق) بستگی دارد.
در نظام اسلامی، می توانیم نوآورها را به دو بخش خارج از نظام و داخل نظام تقسیم کنیم. بخش خارج از نظام، قشر سرمایه دار و وابسته به فرهنگ مبتذل غربی هستند. این قشر در اقلیت است و به تنهایی نمی تواند پدیده ی ناهنجاری را در جامعه رواج دهد. برای مثال، نمی¬تواند توده ی مردم را به پدیده ی بی حجابی و بدحجابی دعوت کند.
نظریه یا هشدار؟
دکتر فرامرز رفیع¬پور نظریه ای درباره ی زندگی روند رو به گسترش بدحجابی یا بی¬حجابی دارد. این نظریه، قبل از آنکه نگاهی جامعه شناسانه به مقوله ی پوشش باشد، هشداری برای متولین فرهنگ عمومی است.
به عبارت دیگر، این نوع رفتار، غیرعادی یا به اصطلاح نابهنجار است و توبیخ در پی دارد. از چند منظر می توانیم این نگاه یا این هشدار را بررسی و تحلیل کنیم:
تعریفی که از «ارزش» در آموزه های دینی ارائه می شود، غیر از چیزی است که در علوم دیگر متداول است. از این رو، ارزش الهی وحیانی، مقوله ای نیست که رابطه ای با نیاز مقطعی و خرد جزئی نگر بشری داشته باشد یا با نگرشی یک سویه و نیاز برهه¬ای بشر، موجودیت و مشروعیت یابد.
با وجود تبلیغات رسانه ای بیگانه و نیز مطالعات کتابخانه¬ای و محصور در اطلاع¬رسانی مطبوعات مروج فمنیست و آموزه¬های لیبرال دموکراسی، در کل، رویکرد به حجاب پس از پیروزی انقلاب، رشد روزافزون داشته است.
جنبش فمنیسم
جنبش فمنیسم در قرن نوزدهم در فرانسه آغاز شد. این جنبش در حقیقت، واکنشی به مردسالاری حاکم بر اعلامیه¬ی حقوق بشر فرانسه بود. در این اعلامیه، برای زنان جایگاه و حقی در نظر نگرفته بودند.
شهید مطهری درباره¬ی شبهه افکنی مدافعان جریان فمنیسم می نویسد:
فرق است بین زندانی¬کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود، پوشیده باشد. در اسلام، محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه¬ای است بر عهده ی زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه¬ی مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت وکرامت او منافات داشته باشد یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است، محسوب شود.
پوشش غربی، پوشش آوارگی
تعاریف متفاوتی با توجه به فلسفه ی پوشش و لباس ارائه شده است  که منطبق با عقل و منطق است. این تعاریف، فلسفه¬ی پوشش را حفظ بدن، پوشاندن عیوب، آراستگی و وقار، تفکیک جنسیت، ستر عورت، حریم داری، نجابت و عفت، گران بهایی وجود، نشان مکتب و نشان استقلال دانسته اند.
آنچه امروز در جامعه ی غرب رخ می دهد، مستقیم یا غیر مستقیم، با مسئله ی پوشش در ارتباط است. این مسئله فراتر از ناهنجاری ها و ناامنی هایی است که غرب برای بشر امروز مخصوصاً شهروند غربی به ارمغان آورده است.
امیرمؤمنان علی (ع) درباره ی پوشش زنان عصر آخر الزمان می فرمایند:
در آخرالزمان و به هنگام نزدیکی قیامت که بدترین زمان¬هاست، زنانی ظاهر می¬شوند برهنه، خودنما و جلوه¬گر زیبایی و زینت-های خارج از دین، داخل در فتنه، متمایل به شهوات، راغب و رونده به سوی لذات و حلال شمرنده¬ی حرام¬های الهی. آگاه باشید که اینان در جهنم الهی ابدی همیشگی خواهند بود.
زیبایی درونی و زیبایی بیرونی
اسلام مدافع و مروج آراستگی و پاکیزگی است و با هرگونه بی¬نظمی و ژنده¬پوشی و ... توسط مردم و به ویژه جوانان مخالف است. اما بیش از آراستگی بیرونی، بر آراستگی درونی تأکید می کند. خلاصه کردن و معناکردن زیبایی به زیبایی ظاهری و بیرونی، نگاه مکتب های غیر الهی به انسان و فلسفه ی زندگی اوست.
خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. همو زینت را در آسمان ها:
إنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنیَا بِزِینَهٍ¬ الکَوَاکِبِ؛
ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم.
و در زمین:
إنَّا جَعَلنَا مَا عَلَی الأَرضِ زِینَهً لَهَا
ما آنچه در زمین هست، زیوری برای آن ساخته¬ایم.
رسول خدا (ص) چشم دوختن به زن نامحرم را زنای دیدگان و تیری زهرآگین از تیرهای ابلیس می¬داند و چنین چشمی را در قیامت، آکنده از آتش به تصویر می¬کشد:
لکل عضو حظ من الزنا فالعین زناه النظر؛
برای هر عضوی بهره¬ای از زنا وجود دارد و زنای چشم، نظربازی است.
پوشش و روان
پوشش و لباس نه تنها پرده از بی نیازی و فقر و طبقه¬ی اجتماعی و حتی سن هر فرد برمی¬دارد، بلکه پندار و درون مایه¬ی وی را نیز هویدا می¬سازد. جنبه¬های شخصیتی هر فرد، در نوع پوشش وی آشکار می¬شود: آیا او فردی درون¬گراست یا برون¬گرا و تا چه اندازه از پیرامون خود اثر می¬پذیرد؟ در برابر هنجارهای جامعه چه واکنشی نشان می¬دهد؟ گرایش او به کدام سمت است؟ ام رابین دیماتئو می گوید:
زمانی تصور می شد که باورها و نگرش¬ها ارتباط ساده ای با رفتار دارند. زمانی هم روانشناسان مطرح کردند که رفتار مستقیماً از نگرش ها ناشی می شود.
بی¬شک به همین دلیل است که برخی روانشناسان، برهنگی زن را مساوی با نفی هویت زنانه می¬انگارند و بر این باورند با تبدیل شدن زن به چیزی که متعلق به همه¬ی مردهاست، دیگر زنی وجود نخواهد داشت. این جمله¬ی پاپ ژان پل دوم، رهبر کاتولیک های جهان، نیز ناظر به همین معناست:
روند عادی شدن مسائل جنسی، شکل¬گیری بخشی از شخصیت¬های انسانی که عامل دوست داشتن واقعی و همچنین، علاقه مندی به پذیرش مسئولیت است را دچار اختلال می¬کند.
اقتصاد و پوشش
نظام سرمایه داری و جریان زرسالار حاکم بر جهان بهره¬وری را در صنعتی شدن جامعه یافته است. این جریان، نیروی کار ارزان را در بین زنان جست وجو می کند؛ چراکه زن علاوه بر قانع بودن به دستمزد کم، ویژگی¬های دیگری نیز دارد که به افزایش تولید یاری می رساند.
در جامعه ی سرمایه دار غرب، کارتل¬ها ، تراست ها بین المللی، چگونه زیستن، چگونه پوشیدن، چگونه خوردن و حتی چگونه مردن را برای هر فرد از جامعه ی خود تعیین می کند و همه ی رفتارهای انسان با واژه¬ی «بهره¬وری» تعریف می شود. در این جامعه، زن نخستین قربانی است.
پرمعناترین و انکارنشدنی ترین مسئله این است که جهان غرب با اعطای وام¬های خود درصدد ترویج آن در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم است. ماریا مایز درباره¬ی تولد هم¬زمان کنارنهادن پوشش و توسعه و اعطای وام¬های بانکی می¬نویسد:
صنعت سکس اولین بار توسط بانک جهانی، صندوق بین¬المللی پول و آژانس توسعه¬ی بین¬المللی امریکا برنامه¬ریزی وحمایت شد.
تسلیم شدن در برابر تمایلات نفسانی، اساس مصرف¬گرایی است؛ لذا در جامعه¬ی مصرفی، تمایل به هرزه¬پوشی و سهل¬انگاری در برقراری رابطه  دو جنس نیز بیشتر مشاهده می¬شود.
پوششی به نام مد
در گذشته، ساختارهای فرهنگی و اجتماعی، آحاد جامعه را به رعایت حریم در ارتباطات، از جمله در انتخاب پوشش فرا می-خواند. غیرت، عفاف، حیا، قناعت،  وجود هم¬بستگی¬های گروهی، اعتقاد به ارزش¬های اخلاقی و نهی از منکر، از مفاهیم و ارزش¬های مقبول اجتماعی بودند که به افزایش نظارت اجتماعی و سهولت اصلاح و کنترل منجر می¬شدند.
جهان سلطه از سویی با نفی حجاب و پوشش کامل در راستای بهره¬وری اقتصادی، به صنعت سکس روی آورده است و از سوی دیگر، با ترویج و ارائه ی مدل های گوناگون پوشش، نبض بازارهای پوشاک جهان را در قبضه ی قدرت خود گرفته است. شهید مطهری در این خصوص می گوید:
بعضی ها برای پوشش زن، ریشه ی اقتصادی قائل شده، گفته¬اند حریم و پوشش یادگار عهد مالکیت و تسلط مرد است. مردان به-خاطر اینکه از وجود زنان بهره ی اقتصادی ببرند و آن¬ها را مانند بردگان استثمار کنند، آن ها را در خانه ها نگه می داشتند و برای اینکه فکر زن را قانع کنند که خودبه خود از خانه بیرون نرود، بیرون رفتن را کار بدی بداند، فکر حجاب و خانه نشینی را خلق کردند.
دکتر علی شریعتی در این باره می نویسد:
نهضت آغاز شد. پاسبان¬ها، مسلح به قیچی سلمانی در کوچه¬ها و خیابان¬ها به دنبال مردها می¬دویدند و ریشوهای ضد انقلابی را دستگیر می کردند. آتش «انقلاب ریش» در سراسر کشور و در میان همه¬ی طبقات و قشرهای اجتماعی و اقتصادی و گروه¬ها و کاست ها و خانواده¬ها و اصناف مختلف بدون تبعیض و تقلب و پارتی¬بازی، بی¬رحمانه و به معنای حقیقی کلمه «قاطعانه» برافروخته شد... انقلاب هم پیروز شد و ریش¬ها ریش¬کن و قیافه¬ی سنتی اجتماع دگرگون شد؛ اما اتفاق دیگری نیفتاد.
لباس ملی
لباس ملی همانند زبان ملی، تراز فرهنگی هر قوم و تمدن است. از این رو، فرهنگ¬ستیزان هر تمدن و قوم، در وهله¬ی نخست با تغییر لباس و ادبیات، بستر استحاله¬ی فرهنگی را مهیا می¬کنند. غرب توسط رضاخان با تغییر پوشش بومی مردم، گام نخست را در سلب هویت اسلامی¬ایرانی برداشت. در طرح احیای زبان فارسی نیز اندیشه¬ای جز اسلام¬زدایی در سر نداشت که در آن مقطع، با ادب و فرهنگ ایرانی درآمیخته بود.
احیای لباس ملی و دستیابی به الگویی امروزین، از همان آغاز پیروزی انقلاب از دغدغه¬های مقام معظم رهبری در هویت¬بخشی و پاسداری از ارزش¬های اسلامی و ایرانی به¬شمار می¬رفت. ایشان در زمان تصدی ریاست جمهوری، لباس ملی را برای نخستین بار در سال 1346، در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح کرد و آن را در دستور کار متولیان فرهنگی قرار داد. متأسفانه این طرح تا سال 1383به فراموشی سپرده شد، تا اینکه ایشان در این سال، طی سخنانی، موضوعی را مطرح کرد که بیست سال پیش مطرح کرده بود:
این حرف اشتباه نشود بااینکه بنده با مد و تنوع  و تحول و روش زندگی مخالفم. نخیر. مدگرایی و نوگرایی اگر افراطی نباشد، اگر روی چشم و هم¬چشمی رقابت¬های کودکانه نباشد، عیبی ندارد. لباس و رفتار و آرایش تغییر می¬کند. مانعی هم ندارد. اما مواظب باشد که قبله¬نمای این مدگرایی به سمت اروپا نباشد. این بد است.
حرکت رهبر معظم انقلاب که امید می¬رود دستگاه¬های گوناگون  مخصوصاً شورای عالی انقلاب فرهنگی و نیز کمیسیون فرهنگی مجلس بدان توجه کنند، تاکنون بازتاب¬هایی را در محافل گوناگون داشته است. نگاهی به این بازتاب¬ها، دغدغه¬ی مشترک مردم و مسئولان را با رهبر معظم انقلاب به اثبات می¬رساند.
به باور رساندن نسل جدید به این حقیقت که پوشش سنتی چادر، زیباترین پوشش برای زن ایرانی است، یکی از مسائلی است که باید بدان توجه کرد.
استعمار و مسئله ی حجاب در ایران
کشف حجاب در راستای ترویج بی بند و باری در جوامع اسلامی، دستوری دیکته شده از سوی استعمار غرب به لژیونرها و جاسوس های خود و عوامل وابسته در داخل بود. استعمار غرب که در یک قرن پیش، خود را به صورت دولت بریتانیا نشان می¬داد، نقش محوری را در این خصوص ایفا کرد.
بلوشر در اوائل سلطنت رضاخان به ایران آمده بود. او فقط یک زن بی حجاب، آن هم درون سفارتخانه ای دیده است. او می گوید:
هم نشینی و معاشرت با ایرانی ها این نقیصه را داشت که زنانشان خانه نشین بودند. زنان هنوز چادرهای خود را بر سر داشتند. چادر پوششی است اغلب به رنگ سیاه که سراسر بدن و سرانجام، قسمت اعظم صورت را نیز از نگاه مردان پوشیده می دارد. تنها و تنها یک زن بود که جرئت می کرد در ضیافت های شام سفارتخانه¬ها بدون چادر حاضر شود و آن هم فقط مشروط به اینکه منحصراً اروپایی ها شرکت داشته باشند و از ایرانیان دعوتی به عمل نیاید. این زن، خانم ناصرالملک، بیوه ی نائب السلطنه ی پیشین کشور بود.
به موازات حرکت سیاسی و فرهنگی روسیه ی تزاری و انگلیس برای حجاب زایی توسط عناصر وابسته به خود و منورالفکران و احزاب و دسته ها و لژهای فراماسونری، غرب درصدد  برآمد تا با به قدرت رسیدن رضاخان، اندیشه¬ی پلید حجاب¬زدایی را در جامعه¬ی اسلامی ایران پیاده کند.
مبارزه با پوشش غربی
حاج آقا نورالله اصفهانی و چند تن دیگر از علمای اصفهان در پی ورود منسوجات خارجی که استقلال اقتصادی و سیاسی ایران اسلامی را با خطر روبه رو کرد، اقدام به صدور فتوا کردند. این فتوا را می توان مقابله با جنس پوشش و پوشاک به شمار آورد.
تذکر اخلاقی آیت الله بافقی به پوشش نامناسب همسر رضاخان در حرم مطهر حضرت معصومه (س)، نخستین رویارویی عالمان شیعه با حرکت ضد اسلامی و ضد فرهنگی رضاخان به شمار می رود. مرحوم آیت الله بدلا از شاهدان  عینی این واقعه است و درخاطرات خود می گوید:
سال 1307، هنگام  تحویل سال، مقارن بود با 28 رمضان 1346 و بافقی در مسجد بالاسر حرم مراسم دعای شب¬های رمضان داشت. جمعیت زیادی برای تحویل سال ازدحام کرده بودند. تا چند لحظه دیگر سال 1307 آغاز می¬شد. ناگهان اطلاع دادند که چند زن مکشفه از خاندان سلطنتی در غرفه¬های بالای حرم دیده شده اند. هنگامی که این خبر را به حاج شیخ محمدتقی دادند. ایشان برآشفت. سیدی هم بود به نام ناظم تهرانی که در صحن طلا، بالای منبر رفت و با (جملات) تندی حمله کرد به زن های بی حجاب و از منبر پایین آمد. دیگر کسی او را ندید...
امام خمینی (ره) در همین کتاب، در موضع گیری تندی، کشف حجاب توسط دولت پهلوی را برخلاف عدالت و قانون برمی شمارد و کمک به چنین دولتی را همراهی با کفر برمی¬خواند. او معتقد است هر کس به آنان کمک کند، از شرف و انصاف بویی نبرده است: ما می گوییم: دولتی که برای پیشرفت کلاه لگنی نیم¬خورده ی اجانب، چندین هزار افراد مظلوم کشور را در معبد بزرگ مسلمین و جوار امام عادل مسلمانان با شصت تیر و سرنیزه سوراخ سوراخ و پاره پاره می¬کند، این دولت، دولت کفر و ظلم است و اعانت آن، عدیل کفر و بدتر از کفر است.
ما می گوییم: دولتی که برخلاف قانون کشور و قانون عدل، یک گروه دیوان آدم¬خوار را به نام پاسبان شهربانی در هر شهر و ده، به جان زن های عفیف بی¬جرم مسلمان بریزد و حجاب عفت را با زور سر نیزه از سر آن¬ها بردارد و به غارت و چپاول ببرد و محترمات بی سرپرست را در زیر لگد و چکمه خرد کند و بچه های مظلوم آنان را سقط کند، این دولت، دولت ظالمانه و اعانت بر آن عدیل کفر است.
چادر، پوشش، انقلاب
نه سرنیزه ی قزاق های عصر رضاخان و نه حرکت های مبتذل فرهنگی عصر محمدرضا پهلوی، هرگز نتوانست زن ایرانی را از پوشش سنتی، مخصوصاً پوشش برتر چادر، جدا سازد. با آغاز نهضت بیداری اسلامی در 15 خرداد 1342، چادر بار دیگر به نماد مبارزه ی زنان این سرزمین تبدیل شد. زنان با پوشش برتر خود،دوشادوش مردان، بذر آزادی را به بار نشاندند و دست استعمارگران و دست نشاندگان آنان را از ایران¬زمین قطع کردند. امام سه ماه پس از پیروزی انقلاب، در جمع بانوانی که به دیدار وی شتافته بودند، به انگیزه¬ی رضاخان از کشف حجاب اشاره کرد و بر کارآمدی زن در عرصه های گوناگون در پوشش برتر چادر تأکید کرد.
زنان از هر قشر و صنفی، دوشادوش مردان، علیه رژیم ستم¬شاهی به میدان آمدند. در این مبارزه، چادر به عنوان پوشش برتر، مظهر مقاومت و مبارزه به شمار می رفت. انقلاب اسلامی بار دیگر برخلاف هنجارهای جهانی و حتی انقلاب های دیگر جهان، پوشش برتر را به صحنه¬ی اجتماع بازگرداند. چنین رویکردی از سوی زنان مسلمان ایرانی، غرب را به رویارویی با حجاب، مخصوصاً چادر، واداشت تا شاید تزلزلی رادر انقلاب فرهنگی ایران ایجاد کند.
زن ایرانی با رعایت حجاب، در این سال های پرفراز و نشیب، همواره پاسدار میراث گران سنگ پیشینیان خود بوده است و در برابر آتش تهیه ی سنگین رسانه های خارجی و عوامل داخلی آنان ایستادگی کرده است. او بی اعتنا به نگاه مکاتب دیگر، به خوبی از جایگاه حجاب به عنوان سنگر مبارزه ی اسلام در عصر کنونی دفاع کرده است و الگویی برای زنان مسلمان جهان، حتی در قلب اروپا شده است.
پوشش و اجتماع
لیبرالیسم به عنوان جریان مولود مدرنیته، شتاب بیشتری برای تغییر و تحول در مسائل اجتماعی دارد. درواقع، این جریان آموزه ای است که شعار اصلی آن فردگرایی است. ملاک برخورداری از حقوق شهروندی، فرد بودن (انسان بودن) است و بس. آشکارترین نتیجه ی فردگرایی لیبرالیستی، آزادی است. برای مثال، طبق اصل آزادی در مقوله¬ی پوشش، انسان می تواند برای نوع و جنس و مد لباس خود، خودش تصمیم بگیرد و نباید هیچ نهاد دولتی یا غیر دولتی اراده ی خود را دراین زمینه بر او تحمیل کند.
مسلماًٌ لباس درون خانه را در بیرون نمی پوشند و نمی توان لباس محل کار را در مهمانی بر تن کسی دید. کسی با لباس سفید درعزاداری حاضر نمی¬شود و با لباس سیاه در عروسی شرکت نمی کند. هر لباس و هر رنگی معنای خود را دارد. لباس و پوشش یکی از قواعد زندگی و تعاملات بشری در زندگی اجتماعی است.
لباس شهرت زنان
لباس شهرت زنان بیشتر از منظر تمایل به ابراز رفتارهای جنسی مطرح می شود. نمی توان انکا رکرد که برخی زنان و دختران با انتخاب سبکی خاص از پوشش و آرایش، پیام جنسی آگاهانه ای برای مخاطب ارسال می¬کنند تا نگاه¬ها را به سمت خود جلب کنند. وجود زمینه¬های طبیعی میل جنسی، تقویت زمینه¬های تحریک¬پذیری جنسی، وجود محیط¬های عمومی مختلط، انگیزه¬ی این گونه رفتارهای جنسی را ایجاد می کند. بنابراین، می¬توان هرزه¬پوشی این گروه را نوعی رفتار جنسی قلمداد کرد.
امام علی (ع) فرموده اند:
صیانه المراۃ انعم لحالها و ادوم لجمالها؛
پوشیدگی برای زن سودمندتر است و زیبایی او را پایدارتر می سازد.
جوانان نظرباز از زنان خودنما برای لذت های موقتی و تفریحات زودگذر خود استقبال می¬کنند؛ اما هیچ¬گاه آن¬ها را به همسری شرعی و قانونی خود نمی پذیرند. به تعبیری دیگر، دختران خودنما در چشم¬ها جای دارند و زنان پوشیده در دل¬ها مأوا گرفته¬اند.
دکتر رفیع پور در خصوص ظهور یا افول هر پدیده، مؤلفه¬ی تشویق و توبیخ را نادیده نمی¬گیرد:
یک عامل مهم در اشاعه ی ارزش ها میزان تشویق و توبیخ است. از آنجا که در جوامع مادی¬گرا، عامل اساسی در فرآیند پذیرش و اشاعه ی ارزش های جدید عناصر و مقیاس¬های ظاهری، قابل مشاهده وملموس می باشند که براساس آن تأثیر نمایش آغاز می شود و سپس مردم خود را با یکدیگر مقایسه می کنند؛ لذا شروع تغییر ارزش¬ها ابتدا به میزان کنترل و توبیخ (تشویق) بستگی دارد.
در نظام اسلامی، می توانیم نوآورها را به دو بخش خارج از نظام و داخل نظام تقسیم کنیم. بخش خارج از نظام، قشر سرمایه دار و وابسته به فرهنگ مبتذل غربی هستند. این قشر در اقلیت است و به تنهایی نمی تواند پدیده ی ناهنجاری را در جامعه رواج دهد. برای مثال، نمی تواند توده ی مردم را به پدیده ی بی حجابی و بدحجابی دعوت کند.
نظریه یا هشدار؟
دکتر فرامرز رفیع¬پور نظریه ای درباره ی زندگی روند رو به گسترش بدحجابی یا بی¬حجابی دارد. این نظریه، قبل از آنکه نگاهی جامعه شناسانه به مقوله ی پوشش باشد، هشداری برای متولین فرهنگ عمومی است.
به عبارت دیگر، این نوع رفتار، غیرعادی یا به اصطلاح نابهنجار است و توبیخ در پی دارد. از چند منظر می توانیم این نگاه یا این هشدار را بررسی و تحلیل کنیم:
تعریفی که از «ارزش» در آموزه های دینی ارائه می شود، غیر از چیزی است که در علوم دیگر متداول است. از این رو، ارزش الهی وحیانی، مقوله ای نیست که رابطه ای با نیاز مقطعی و خرد جزئی نگر بشری داشته باشد یا با نگرشی یک سویه و نیاز برهه¬ای بشر، موجودیت و مشروعیت یابد.
با وجود تبلیغات رسانه ای بیگانه و نیز مطالعات کتابخانه¬ای و محصور در اطلاع¬رسانی مطبوعات مروج فمنیست و آموزه¬های لیبرال دموکراسی، در کل، رویکرد به حجاب پس از پیروزی انقلاب، رشد روزافزون داشته است.
جنبش فمنیسم
جنبش فمنیسم در قرن نوزدهم در فرانسه آغاز شد. این جنبش در حقیقت، واکنشی به مردسالاری حاکم بر اعلامیه¬ی حقوق بشر فرانسه بود. در این اعلامیه، برای زنان جایگاه و حقی در نظر نگرفته بودند.
شهید مطهری درباره ی شبهه افکنی مدافعان جریان فمنیسم می نویسد:
فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود، پوشیده باشد. در اسلام، محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده ی زن نهاده شده که در معاشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه ی مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت وکرامت او منافات داشته باشد یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است، محسوب شود.
پوشش غربی، پوشش آوارگی
تعاریف متفاوتی با توجه به فلسفه ی پوشش و لباس ارائه شده است  که منطبق با عقل و منطق است. این تعاریف، فلسفه¬ی پوشش را حفظ بدن، پوشاندن عیوب، آراستگی و وقار، تفکیک جنسیت، ستر عورت، حریم داری، نجابت و عفت، گران بهایی وجود، نشان مکتب و نشان استقلال دانسته اند.
آنچه امروز در جامعه¬ی غرب رخ می دهد، مستقیم یا غیر مستقیم، با مسئله¬ی پوشش در ارتباط است. این مسئله فراتر از ناهنجاری ها و ناامنی هایی است که غرب برای بشر امروز مخصوصاً شهروند غربی به ارمغان آورده است.
امیرمؤمنان علی (ع) درباره¬ی پوشش زنان عصر آخر الزمان می فرمایند:
در آخرالزمان و به هنگام نزدیکی قیامت که بدترین زمان¬هاست، زنانی ظاهر می¬شوند برهنه، خودنما و جلوه¬گر زیبایی و زینت-های خارج از دین، داخل در فتنه، متمایل به شهوات، راغب و رونده به سوی لذات و حلال شمرنده¬ی حرام¬های الهی. آگاه باشید که اینان در جهنم الهی ابدی همیشگی خواهند بود.
زیبایی درونی و زیبایی بیرونی
اسلام مدافع و مروج آراستگی و پاکیزگی است و با هرگونه بی¬نظمی و ژنده¬پوشی و ... توسط مردم و به ویژه جوانان مخالف است. اما بیش از آراستگی بیرونی، بر آراستگی درونی تأکید می کند. خلاصه کردن و معناکردن زیبایی به زیبایی ظاهری و بیرونی، نگاه مکتب های غیر الهی به انسان و فلسفه ی زندگی اوست.
خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. همو زینت را در آسمان¬ها:
إنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنیَا بِزِینَهٍ¬ الکَوَاکِبِ؛
ما آسمان دنیا را به زیور ستارگان آراستیم.
و در زمین:
إنَّا جَعَلنَا مَا عَلَی الأَرضِ زِینَهً لَهَا
ما آنچه در زمین هست، زیوری برای آن ساخته¬ایم.
رسول خدا (ص) چشم دوختن به زن نامحرم را زنای دیدگان و تیری زهرآگین از تیرهای ابلیس می¬داند و چنین چشمی را در قیامت، آکنده از آتش به تصویر می کشد:
لکل عضو حظ من الزنا فالعین زناه النظر؛
برای هر عضوی بهره ای از زنا وجود دارد و زنای چشم، نظربازی است.
پوشش و روان
پوشش و لباس نه تنها پرده از بی نیازی و فقر و طبقه¬ی اجتماعی و حتی سن هر فرد برمی دارد، بلکه پندار و درون مایه ی وی را نیز هویدا می سازد. جنبه های شخصیتی هر فرد، در نوع پوشش وی آشکار می شود: آیا او فردی درون گراست یا برون گرا و تا چه اندازه از پیرامون خود اثر می پذیرد؟ در برابر هنجارهای جامعه چه واکنشی نشان می دهد؟ گرایش او به کدام سمت است؟ ام رابین دیماتئو می گوید:
زمانی تصور می شد که باورها و نگرش¬ها ارتباط ساده ای با رفتار دارند. زمانی هم روانشناسان مطرح کردند که رفتار مستقیماً از نگرش ها ناشی می شود.
بی¬شک به همین دلیل است که برخی روانشناسان، برهنگی زن را مساوی با نفی هویت زنانه می انگارند و بر این باورند با تبدیل شدن زن به چیزی که متعلق به همه ی مردهاست، دیگر زنی وجود نخواهد داشت. این جمله ی پاپ ژان پل دوم، رهبر کاتولیک¬های جهان، نیز ناظر به همین معناست:
روند عادی شدن مسائل جنسی، شکل گیری بخشی از شخصیت های انسانی که عامل دوست داشتن واقعی و همچنین، علاقه مندی به پذیرش مسئولیت است را دچار اختلال می¬کند.
اقتصاد و پوشش
نظام سرمایه داری و جریان زرسالار حاکم بر جهان بهره¬وری را در صنعتی شدن جامعه یافته است. این جریان، نیروی کار ارزان را در بین زنان جست وجو می کند؛ چراکه زن علاوه بر قانع بودن به دستمزد کم، ویژگی های دیگری نیز دارد که به افزایش تولید یاری می رساند.
در جامعه ی سرمایه دار غرب، کارتل ها ، تراست ها بین المللی، چگونه زیستن، چگونه پوشیدن، چگونه خوردن و حتی چگونه مردن را برای هر فرد از جامعه ی خود تعیین می کند و همه ی رفتارهای انسان با واژه ی «بهره وری» تعریف می شود. در این جامعه، زن نخستین قربانی است.
پرمعناترین و انکارنشدنی¬ترین مسئله این است که جهان غرب با اعطای وام¬های خود درصدد ترویج آن در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم است. ماریا مایز درباره¬ی تولد هم¬زمان کنارنهادن پوشش و توسعه و اعطای وام های بانکی می نویسد:
صنعت سکس اولین بار توسط بانک جهانی، صندوق بین المللی پول و آژانس توسعه ی بین المللی امریکا برنامه ریزی وحمایت شد.
تسلیم شدن در برابر تمایلات نفسانی، اساس مصرف گرایی است؛ لذا در جامعه  ی مصرفی، تمایل به هرزه پوشی و سهل انگاری در برقراری رابطه  دو جنس نیز بیشتر مشاهده می شود.
پوششی به نام مد
در گذشته، ساختارهای فرهنگی و اجتماعی، آحاد جامعه را به رعایت حریم در ارتباطات، از جمله در انتخاب پوشش فرا می-خواند. غیرت، عفاف، حیا، قناعت،  وجود هم بستگی های گروهی، اعتقاد به ارزش¬های اخلاقی و نهی از منکر، از مفاهیم و ارزش¬های مقبول اجتماعی بودند که به افزایش نظارت اجتماعی و سهولت اصلاح و کنترل منجر می شدند.
جهان سلطه از سویی با نفی حجاب و پوشش کامل در راستای بهره¬وری اقتصادی، به صنعت سکس روی آورده است و از سوی دیگر، با ترویج و ارائه ی مدل های گوناگون پوشش، نبض بازارهای پوشاک جهان را در قبضه ی قدرت خود گرفته است. شهید مطهری در این خصوص می گوید:
بعضی ها برای پوشش زن، ریشه¬ی اقتصادی قائل شده، گفته¬اند حریم و پوشش یادگار عهد مالکیت و تسلط مرد است. مردان به-خاطر اینکه از وجود زنان بهره¬ی اقتصادی ببرند و آن¬ها را مانند بردگان استثمار کنند، آن¬ها را در خانه¬ها نگه می¬داشتند و برای اینکه فکر زن را قانع کنند که خودبه¬خود از خانه بیرون نرود، بیرون رفتن را کار بدی بداند، فکر حجاب و خانه¬نشینی را خلق کردند.
دکتر علی شریعتی در این¬باره می¬نویسد:
نهضت آغاز شد. پاسبان¬ها، مسلح به قیچی سلمانی در کوچه¬ها و خیابان¬ها به دنبال مردها می¬دویدند و ریشوهای ضد انقلابی را دستگیر می¬کردند. آتش «انقلاب ریش» در سراسر کشور و در میان همه¬ی طبقات و قشرهای اجتماعی و اقتصادی و گروه¬ها و کاست¬ها و خانواده¬ها و اصناف مختلف بدون تبعیض و تقلب و پارتی¬بازی، بی¬رحمانه و به معنای حقیقی کلمه «قاطعانه» برافروخته شد... انقلاب هم پیروز شد و ریش¬ها ریش¬کن و قیافه¬ی سنتی اجتماع دگرگون شد؛ اما اتفاق دیگری نیفتاد.
لباس ملی
لباس ملی همانند زبان ملی، تراز فرهنگی هر قوم و تمدن است. از این رو، فرهنگ¬ستیزان هر تمدن و قوم، در وهله¬ی نخست با تغییر لباس و ادبیات، بستر استحاله¬ی فرهنگی را مهیا می¬کنند. غرب توسط رضاخان با تغییر پوشش بومی مردم، گام نخست را در سلب هویت اسلامی¬ایرانی برداشت. در طرح احیای زبان فارسی نیز اندیشه¬ای جز اسلام¬زدایی در سر نداشت که در آن مقطع، با ادب و فرهنگ ایرانی درآمیخته بود.
احیای لباس ملی و دستیابی به الگویی امروزین، از همان آغاز پیروزی انقلاب از دغدغه های مقام معظم رهبری در هویت بخشی و پاسداری از ارزش¬های اسلامی و ایرانی به¬شمار می¬رفت. ایشان در زمان تصدی ریاست جمهوری، لباس ملی را برای نخستین بار در سال 1346، در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح کرد و آن را در دستور کار متولیان فرهنگی قرار داد. متأسفانه این طرح تا سال 1383به فراموشی سپرده شد، تا اینکه ایشان در این سال، طی سخنانی، موضوعی را مطرح کرد که بیست سال پیش مطرح کرده بود:
این حرف اشتباه نشود بااینکه بنده با مد و تنوع  و تحول و روش زندگی مخالفم. نخیر. مدگرایی و نوگرایی اگر افراطی نباشد، اگر روی چشم و هم چشمی رقابت های کودکانه نباشد، عیبی ندارد. لباس و رفتار و آرایش تغییر می¬کند. مانعی هم ندارد. اما مواظب باشد که قبله¬نمای این مدگرایی به سمت اروپا نباشد. این بد است.
حرکت رهبر معظم انقلاب که امید می رود دستگاه های گوناگون  مخصوصاً شورای عالی انقلاب فرهنگی و نیز کمیسیون فرهنگی مجلس بدان توجه کنند، تاکنون بازتاب هایی را در محافل گوناگون داشته است. نگاهی به این بازتاب ها، دغدغه ی مشترک مردم و مسئولان را با رهبر معظم انقلاب به اثبات می رساند.
به باور رساندن نسل جدید به این حقیقت که پوشش سنتی چادر، زیباترین پوشش برای زن ایرانی است، یکی از مسائلی است که باید بدان توجه کرد.

عنوان کتاب : مسئله پوشش  
نوشته: حسن ابراهیم زاده

خلاصه کتاب:نبوی نیا –هانیه عقیلی

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 5.00 (1 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید