برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

مثلث را جدی بگیرید!

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

مثلث را جدی بگیرید!
سید مصطفی هاشمی محجوب

 

کتاب‌های مربوط به حوزه‌های تربیتی، همواره با دو نقص اساسی دست به گریبان هستند. نویسندگان این آثار، یا از درک درست و اطلاعات کافی نسبت به معارف دینی برخوردار نیستند، یا قلم آنان از اصول و قواعد درست نوشتن بی‌نصیب یا کم بهره است.ذهن جست‌وجوگرِ مصطفی هاشمی محجوب، در عین جوانی و شادابی، تجربه‌ای جدید در مبانی تربیت دینی را سراغ گرفته است. محصول این نوع نگرش، کتاب پرمخاطب «عمرتون چند» است که طی مدت کوتاهی با استقبال کم‌نظیر مواجه شده است.«مثلث را جدی بگیرید»، دومین همکاری هاشمی محجوب با تحریریه ملک اعظم است.در این نوشتار، سعی شده است به والدین عزیز، معلمان و مدیران زحمتکش مدارس، مربیان تربیتی و مدیران فرهنگی تشکل‌های دینی، یادآوری شود که چقدر می‌توانند درمسیر یک هدف بزرگ و جهانی، یعنی ساخت جامعه‌ای پاک، گام بردارند و هر کدام در این وادی، چه وظایفی به عهده داشته، چه مهارت‌هایی را باید کسب کنند.این وظیفة هر سه ضلع مثلث است که «مثلث را جدی بگیرند» و علاوه بر بالا بردن آگاهی و مهارت خویش، در افزایش ارتباط با یکدیگر بکوشند تا به این وسیله، جهانی آمادة ظهور و فرزندانی با شخصیت دینی تربیت کنند.
گل سرخ:
ذهن فرزند شما باغچه است
گل در آن باید کاشت.....
ور نکاری گل سرخ،
علف هرزه در آن می روید...
زحت کاشتن یک گل سرخ
کمتر از زحمت برداشتن یک علف است

موضوع: تربيت خانوادگي (اسلام)
مخاطب: والدين و نوجوانان - جنبه‌هاي مذهبي - اسلام
ويراستار:محمد خسروي‌راد
ناشر:ملك اعظم
112 صفحه - رقعي (شوميز) - چاپ 1 - 3000 نسخه 1 -01-6123-600-978
978-600-6123-01-1
تاريخ نشر:08/04/90
قيمت پشت جلد :23000 ريال
كد ديويي:297.644
زبان كتاب:فارسي
محل نشر:تهران - تهران
عنوان: خلاصه کتاب مثلث را جدی بگیرید!
نویسنده: سید مصطفی هاشمی محجوب
نوبت چاپ: چهارم، 1392
قیمت: 3800 تومان
تلخیص: اکرم التفاتی

شکل گیری مثلث
نهایت آرزوی هر پدر و مادری خوشبختی فرزند است و والدین با هر دین و مذهب فرقه و خط مشی دوست دارند فرزندی با شخصیت و موفق داشته باشند.متأسفانه برخی از والدین این آرزو را فقط در سر می پرورانند و جز خیال پردازی کاری انجام نمی دهند و غیر از رسیدگی به خوراک و پوشاک و گاهی هم بازی و تفریح تلاشی برای تربیت فرزند خود نمی کنند.
چه بسیارند مادرانی که کتابهای زیادی پیرامون آشپزی و خیاطی و یا حل جدول خوانده اند و یا پدرانی که انواع ترفندها و شگردهای کسب درآمد و تکینک های برخورد با مشتری را می دانند اما از ظرفیت های برخورد با کودک و نوجوان خویش بی اطلاعند.
اسلام عزیز جایگاه پدر و مادر را در حد ماموریت الهی برای انسان می داند و در این جاست که نیاز به مربی تربیتی احساس می شود.و عده ای پس از کسب مهارتهای لازم به یاری والدین شتافته و در مسیر ساخت جامعه ای سالم به آنان کمک می کنند.به نظر نگارنده سه گروه بیشترین تأثیر تربیتی را بر رشد و شکل گیری شخصیت افراد می گذارند که این گروه در واقع سه ضلع یک مثلث تربیتی هستند که عبارتند از:خانواده،مدرسه و تشکل.
در این نوشتار(تحقیق)سعی شده است به والدین عزیز،معلمان،مربیان تربیتی،مدیران فرهنگی تشکل های دینی یادآوری شود که هر کدام در این وادی چه وظایفی به عهده داشته و چه مهارت هایی را باید کسب کنند.

فصل اول
خانواده مهم ترین بخش هر جامعه است و مهم ترین عناصر تأثیر گذار در خانواده یعنی والدین بیشترین نقش را در شکل گیری ابعاد شخصیت یک انسان ایفا می کنند روان شناسان معتقدند در دوران کودکی نقش خانواده از رسانه ،دوستان و مدرسه نیز بیشتر است.
مادران خودخواه
امروزه بسیاری از مردم با پدیده کمبود عاطفی ای که ناشی از نقص های تربیتی دوران کودکی یا نوجوانی است روبرو بوده است که ریشه آن در بسیاری موارد شاغل بودن هم زمان پدر و مادر در حساس ترین دوه های تربیتی فرند و زمان اوج نیاز او به محبت آن دو است.با شعار(فرزند کمتر زندگی بهتر)کودکان امروز بخش زیادی از طول روز را به تنهایی در خانه ای بزرگ با انواع امکانات رفاهی بدون حضور پدر و مادر می گذرانند و از این تنهایی به افراد خیالی پناه می برند.
در هفت سال اول زندگی که کودکان به دنبال کسب تجربه هستند حضور دائمی مادر در کنار آنها از اهمیت ویژه ای بر خوردار است.مشاهده مهربانی ها،لمس نمودن،مراقبت ها و نگرانی ها ی مادر به کودک این پیام را می رساند که در این دنیا تنها و بی یاور نیست. این احساس امنیت در این مرحله سنی،به شکل گیری مناسب شخصیت آینده افراد کمک زیادی خواهد کرد.
دردناکتر از همه اینها جایی است که اشتغال مادر اصلا به دلیل کمبود مالی و فشارهای زندگی نبوده و تنها به دلیل حس خود خواهی و استقلال طلبی و یا به بهانه از بین نرفتن تلاش او برای اخذ مدرک تحصیلی ایت حق را از فرزندش دریغ می کند.کودکی که با مربی مهد و یا پرستارش بیشتر رابطه عاطفی دارد تا با مادر خود،هرگز فردی نخواهد بود که در دوران کهنسالی والدین،از بردن آنها به خانه سالمندان دریغی داشته باشد.

پدران زیاده خواه
اهمیت حضور پدر در کنار فرندان به اندازه نیاز آنها به مادر نیست اما یقینا تأثیر مطلوبی بر شکل گیری شخصیت فرزندان خصوصا پسر ها خواهد داشت.پدری که با چند شغله بودن خستگی و بی حوصلگی را جایگزین محبت و مدیریت دلسوزانه اش می کند نیز خیانتی بزرگ در حق فرزندانش روا داشته است هر چند این چند شغل داشتن به بهانه فراهم آوردن رفاه خانواده و فرزندان باشد باز هم رفاه اخلاقی و تربیتی بر رفاه مالی اولویت دارد.
پسر که در دوره خردسالی و کودکی بیشتر تحت تأثیر مادر بوده اکنون در مرحله ای قرار می گیرد که باید الگوی خود را تغییر داده و با پدر همانند سازی کند و این به خاطر نیاز او در این سن به رفتارهای مردانه است و اگر این نیاز از سوی پدر تأمین نشود پسر به مردهای دیگر مثل برخی اقوام و یا حتی شخصیت های سینمایی پناه می برد و آنها را به عنوان الگوی فکری و رفتاری خویش انتخاب  می کند.
حساس ترین دوران
پس از گذراندن دوره های خردسالی و کودکی افراد به سخت ترین و حساس ترین دوره تربیتی یعنی نوجوانی وارد می شوند.این جاست که والدین با ناسازگاری فرزندان روبرو شده و از اطاعت و اعتماد گذشته آنها اثری نمی بینند.نوجوان از یک سو در حال جدا شدن از وابستگی های کودکی ا و از سوی دیگر هنوز توانایی لازم برای حل مسایل خود را به تنهایی ندارد و این امر باعث نوسان های فکری و روانی او شده سرکشی ها،طغیانها و پریشانی ها در رفتارش به وجود می آورد که البته این مسأله باعث نگرانی والدین می گردد.از طرفی احساس استقلال طلبی و از طرف دیگر ناتوانی فکری و اجرایی در نوجوانان رفته رفته زمینه گرایش آنها را به گروهها،تشکل ها و جمع های دوستانه بیشتر می کند.
در این جا بهترین کار سمت و سو دادن غیر مستقیم فرزند به سوی تشکل ها و دوستان مورد تأیید است.والدین می توانند بخش قابل توجهی از مسئولیت تربیتی خود را به دوش گروه،تشکل یا دوستان مورد اعتماد بیاندازند و با تعامل فکری ایجاد شده بین دو ضلع مثلث،یعنی خانواده و تشکل برخی از امور تربیتی مانند اخطارها،نصیحت ها،راهنمایی ها و بر خوردها را که نمی توان به طور مستقیم برای نوجوانان انجام داد ازاین مسیر به انجام برسانند.

فصل دوم مدرسه
تولدی دوباره

با گذشت هفت سال اول والدین موظف به آموزش فرزندان خود چه در زمینه های دینی و چه پیرامون مسایل علمی می شوند.آموزش رسمی کودک از این مرحله آغاز می شود و طبق فرمایش پیامبر خدا این دوران بهترین زمان یادگیری است.حکایت کسی که در کودکی می آموزد همانند نقش کندن بر سنگ است و حکایت کسی که در بزرگسالی می آموزد همانند کسی است که بر آب می نویسد.
بنابر این جایگاه دوم تأثیر گذاری بر روی افراد در قسمتی از دوران کودکی و اوایل نوجوانی متعلق به مدرسه است که وظیفه آموزش و تعلیم و تربیت آنها را بر عهده دارد.
پیوند دو ضلع
خانواده و مدرسه هر کدام نقش خاص خود را ایفا می کنند در خانواده بیشتر روابط فردی و عاطفی حاکم است و در مدرسه روابط جمعی و منطقی.بنابراین هر کدام از این دو محیط مکمل دیگری است وارتباط صمیمی این دو با هم می تواند کمک زیادی به شکل گیری صحیح شخصیت افراد کند.
در مدارسی که والدین با معلمان و مسئولان مدرسه کمتر ارتباط داشته اند دانش آموزان از مشکلات رفتاری بیشتری برخوردار بوده اند.

استقلال طلبی
تأثیر پذیری دانش آموزان و گرایش آنها نسبت به معلمان و متصدیان پرورشی مدرسه رفته رفته با پایان یافتن دوره راهنمایی و ورود ایشان به مقطع دبیرستان کم رنگ شده و نوجوانان علاقه زیادی به جمع های رفاقتی نشان می دهند.
پایداری همه صفات خوب و ارزشهایی که افراد در دوره کودکی و نوجوای از خانواده و مدرسه آموخته اند به این گروه بتگی دارد. و این تشکل می تواند پشتوانه ای برای تثبیت ارزشها یا از بین بردن آنها باشد. بابراین عواملی چون هوشیاری مسئولان مدرسه،وجود یک مشاور قوی در مدرسه پیوند محکم بین دو ضلع مثلث یعنی خانواده و مدرسه و پیگیری های هوشمندانه والدین نسبت به رفت و آمدهای فرزندان در مدرسه همه مواردی هستند که می تواند با برنامه ریزی زیرکانه والدین و در مدرسه در جهت دهی خوب نوجوان تأثیر بسیاری بگذارد.

فصل سوم:تشکل
تفاوت طلبی

بزرگترین کمبود نوجوان که زمینه گرایش او به گروهها تشکلها احزاب و مجموعه های مختلف می شود یافتن چیزی است که آن را در جایی دیگر مثل رسانه،اینترنت یا خانواده و مدرسه نمی تواند پیدا کند. حتی افرادی که در خانواده هایی بسیار فهمیده و رعایت تمامی اصول تربیتی دوره کودکی را گذرانده اند هم از این حس نیاز یه عضویت خالی نیستند. آنها نیز تمایل دارند دامنه افرادی که آن ها را دوست دارند و به آنها احترام می گذارند وسعت پیدا کند و به دنبال چیزی متفاوت می گردند برای همین است که اگر در این زمان پدر و مادر ،معلمین و مسئولین مدرسه نتوانند معرف خوبی برایشان باشند دایم گروه خود را عوض می کنند.و حتی گاه نیاز به تفاوت را در ارتباط با جنس مخالف جست و جو می نمایند.
والدین می توانند با درایت خاص رفتار زیرکانه نوجوان را به سوی یک تشکل فرهنگی تربیتی مناسب هدایت کنند تا این تشکل امکانی متفاوت را در اختیار نوجوان بگذارند و حس تفاوت طلبی او را ارضا کند.
ابعاد تربیت کننده انسان
متأسفانه در برخی تشکل های فرهنگی در کنار تقسیم بندیهای مسئولیتی دیگر یک بخش هم به نوجوانان اختصاص داده شده و یک نفر به عنوان مربی یا مسئول واحد نوجوانان منصوب و مشخص می گردد. این فرد نظارت،تربیت،سازماندهی کلیه امور نوجوانا ن را برعهده دارد.
در حالیکه خداوند نیز برای تربیت انسان ها این نوع تقسیم بندی مسئولیتی را نمی پسندد و برای تربیت انسان در کنار جایگاه مهم مادری پدر را نیز از اهمیت و ارزش والایی برخوردار نموده است یک مسأله در تقسیم بندی مسئولیتی یک تشکل فرهنگی نیز مؤثر است و شیوه مناسب تقسیم امور بین دو عامل مهم تربیت کننده با عناوینی همچون مربی تربیتی و مدیر فرهنگی است.
مربی عمومی باشیم
در بعضی از موارد دیده می شود که یک مربی تمام مهارتهای تربیتی خویش را محدود به زمان،مکان، گروه یا افراد خاص می کند در صورتی که شیوه تربیت دینی به ین صورت نیست و جائیکه نخواهیم یافت که پیامبر عزیز اسلام به این صورت عمل کرده و تمام توان و مهارت تبلیغی و تربیتی خویش را محدود به یک عده افراد خاص یا مکان و زمان و گروه خصوصی کرده باشند.
اولویت های گزینش
کسانی که زمینه گناه برای شان بیشتر است مثل افرادی که از زیبایی خاصی برخوردارند یا دوستان و مشوقانی برای انجام گناه دارند و هنوز آلوده نشده اند باید در اولویت گزینش قرار گیرند و در تقسیم بندی ظرفیتی مربی از نظر توان و زمان لحاظ شوند.پس یکی از نشانه های تشکل تربیتی مناسب برخورداری این تشکل از یک مربی تربیتی خوش اخلاق و دلسوز با روابط اجتماعی خوب است.

فصل چهارم
اصول کار تربیتی

قوانین الزامی:برخی قوانین برای هر فردی که وارد عرصه های فرهنگی و تربیتی شده باشد لازم الاجرا است و در صورت عدم تبعیت و رعایت این قوانین یا کار اصلا نتیجه ای نخواهد داش و نتیجه ناقص است و یا فرد را مجبور به کناره گیری از وادی فرهنگ و تربیت میکند.
برخی از مهم ترین اصول تربیتی اشاره خواهیم کرد.
--صبر:هنگامی که به زندگی و سیره پیامبران اوصیا و جانشینان آنها و در مرحله بعد از آن علما و بزرگان علمی و دینی خوب می نگریم این صفت را برجسته تر از همه صفات مشاهده میکنیم.بهترین ویژگی برای مربی تربیتی آن است که پس از اتخاب هدف و اطمینان از درستی مسیری که در آن قدم گذاشته نه بهانه گیری ها و بی مهری ها و نه حتی تشویق های دیگران هیچکدم در او اثر نگذارد.
امیر المؤمنین (ع)می فرمایند:هر که به مرکب صبر نیند به خط پایان پیروزی رسد.
-عمل به علم:تأثیر عمیق دعوت به خوبی ها،تعلیم و تبلیغ خوی های پسندیده از این جا سرچشمه می گیرد که شنونده بداند گوینده از دل سخن می گوید و به گفته خویش ایمان کامل دارد و بهترین نشانه ایمان گوینده به سخنش این است که خود قبل از دیگران به آن عمل کند.
امام صادق (ع)می فرمایند:مردم را با عمل خود به نیکی ها دعوت کنید نه با زبان خود.
هنگامی که یک مربی خود به گفته هایش عمل کند با یک تیر چند نشانه را هدف گرفته است:
-در مسیر خود سازی گام برداشته است.
-تأثیر قلبی و معجزه آسای کلامش را بیشتر می کند.
-عمل او در مقابل متربی یک نوع یادآوری یا تکرار تذکرات است.
-تغافل:امام باقر(ع) می فرمایند:اگر دین را یک پیمانه در نظر بگیریم دو سوم این پیمانه تغافل است.
تغافل به معنای نادیده گرفتن ضعف ها و اشتباهات یا نکات منفی فرزندان می باشد.گاهی والدین به گونه ای عمل می کنند که نوجوان احساس می کند متوجه اشتباهش شده اند ولی به خاطر بزرگواری،بی حوصلگی و بی اهمیتی به رویش نمی آورند و گاهی او گمان می کند که آنها اصلا متوجه کار او نشده اند و این بوخورد دوم تغافل است.
مهمترین نتایج این شیوه تربیتی دریده نشده حجاب های شرم و حیا حفظ ابهت مربی یا والدین و حفظ کثرت قبح آن عمل در ذهن نوجوان است.البته باید توجه داشت که گفته اند دو سوم پیمانه تغافل است یعنی تا جاییکه احساس خطر نمی کنید و میتوانید اشتباهاتش را به حساب کنجکاوی، عدم آگاهی یا وسوسه لحظه ای شیطان بگذارید در غیر این صورت به یک سوم دیگر پیمانه یعنی برخورد مناسب رجوع کنید.
-ایجاد صمیمیت:غالبا شخصیت انسان ها در دوران نوجوانی به خاطر وجود قوه تفکر و تعقل و وجود غرایزی چون:ترس،خجالت،شرم و حیا بسیار سخت بوده و نفوذ در آن مشکل است.ایجاد صمیمیت و نفوذ در قلب افراد و داشتن ارتبای مؤثر یک هنر است که مربی حتما باید از آن برخوردارد باشد.در این میان به چند تکنیک و روش ارتباطی که بیشترین تأثیر را برایجاد صمیمیت یا افزایش آن می گذارد اشاره خواهیم کرد.
الف:خوب شنیدن را تمرین کنیم:یک مربی می تواند با خوب شنیدن و کمتر حرف زدن به دو دلیل تأثیر کلام خود را افزایش داده و برمحبوبیتش بیافزاید.
اول: آنکه هر چه انسان کمتر سخن بگوید از آفات بد زبانی که از بین برنده شخصیت حقیقی انسان و کم شدن اعتماد دگران به انسان می شود دوری نموده است.
دوم: هرچه انسان کمتر سخن بگوید همان سخنان کم از اهمت بیشتری برخوردار شده و دیگران با اشتیاق بیشتری سخنانش را شنیده و می پذیرند. البته نکته اینجاست که فقط گوش دادن کافی نیست بلکه با تکلم مطمئن شود که شما با دقت زیاد به حرفش گوش می دهید.گاهی با دقت گوش سپردن به درد دل فرزندان از سوی والدین برای ایشان از هزار مرتبه هدیه خریدن و هزینه های سنگین ارزشمندتر است.
ب:کشف علاقه های مخاطب:وظیفه مربی این است که علاقه های نوجوان را کشف کرده و به صحبت پیرامون آن بپردازد و حتی برخی از طرح های تربیتی خود را با توجه به این علاقه ها برنامه ریزی و اجرا کند.معمولا انسانها در صحبت های خود از علاقه ها و آنچه دوست دارند صحبت می کنند و اگر مربی خوب گوش دادن را فرا گرفته باشد می تواند در ضمن صحبت های طرف مقابل از آنچه که بیشتر مورد علاقه اوست با خبر شود.
ج:اصل انعطاف پذیری:محققان انسان ها را دارای سه نوع کیفیت:شنیداری یا سمعی ، دیداری یا بصری و کیفیت لمسی می دانند.
در هر فردی یکی از این کیفیت ها بیش از دو تای دیگر بروز و ظهور دارد و کشف آن کیفیت برتر در افراد،توسط مربی و ابراز محبت به آنها طریق همین کیفیت فردی،می تواند درصد صمیمیت و نفوذ در افراد را بیشتر کند.هر کدام از این کیفیت های فردی،تأثیر مستقیمی بر روشهای ابراز محبت مورد پسند افراد داشته و ملاکهای آنها را برای درک محبت از سوی اطرافیان تغییر می دهد.

فصل پنجم
چاشنی احساسات:
بسیار دیده شده است که مربیان تمام فنون کلاسداری،روشهای اردویی و... را فرا می گیرند ولی در مرحله عمل با نتایج کاملا معکوس مواجه شده و نتیجه نمی گیرند.باید تئوریها و مطالب خشک نظری را همراه با چاشنی مناسب که احساسات و عاطفه است به افراد تزریق کرد.
شلخته نباشید:مربی باید از علایم ظاهری چون آراستگی،وقار،نظم و نظافت،ابهت و قدرت برخوردار باشد.
اصول مشاوره:مربی نمونه کسی است که در کنار طرح های تربیتی مشاور خوبی برای نوجوان بوده و از خصوصیات یک مشاور خوب همچون موارد زیر برخوردار باشد.از تعصبات به دور باشد،از برچسب زدن های کلیشه ای دوری جود،قادر به استفاده از انواع پیامهای کلامی و غیر کلامی باشد.
خط قرمز ها را رعایت کنید:در فرهنگ دینی ما چارچوب های مشخص و بسیار ظریفی برای ابراز محبت های لمسی وجود دارد و مربی باید در این زمینه از اطلاعات کافی دینی و مسایل شرعی برخوردار بوده و با دقت و حساسیت زیاد رفتار کند.
حجاب ها را از بین نبرید:در هنگام مشاوره پیرامون مشکلات جنسی مواظب از بین رفتن شرم و حیا باشید و نوجوان را در به کار گیری الفاظ رکیک به این بهانه تشویق نکنید و به و آموزش دهید که این گونه سؤال کند:اگر کسی مرتکب چنین کاری شده باشد چه باید بکند؟
به خدا توکل کنید:پرورش دهنده دلها باید دلش را با خدا گره بزند و برای جاودان شدن نتایج زحماتش در قلب نوجوان موفقیت های خود را به مؤلف قلوب پیوند دهدو هر پیشرفتی را از ناحیه او بداند.

فصل ششم:
ویژه مدیران فرهنگی

طراحی فرهنگی:یکی از مهم ترین مهارتهای لازم برای مدیریت یک مجموعه فرهنگی تربیتی قدرت طراحی و هدف یابی از طرح های ریخته شده است برای این که هدف در ابتدای امرمحال به نظر باید مشخص کرد که پس از گذشت یک دوره کوتاه یک ساله انتظار چه نتیجه ای میرود و پس از گذشت زمانی بیشتر چه نتیجه ای مورد نظر است.
به تفاوت ها توجه کنید:هر چند قوانین با توجه به وضع کلی و عمومی افراد مجموعه مدون می شود.اما باید از برخورد یکنواخت با همه افراد دارای شرایط گوناگون پرهیز کرد.
به اعضاء میدان دهید:مدیر موفق کسی است که در کنار نظارت بر روند اجرای طرح ها کارها را به خود اعضای مجموعه محول کند که با این کار:روحیه تعاون در نوجوانان بالا می رود ،باعث بالا رفتن تجربه افراد در زمینه های اجرایی می شود و .....
الگو برداری فرهنگی:مدیر باید در ارایه طرح های فرهنگی و تربیتی چند نکته را توجه کند :
اول آنکه از عجله بپرهیزید
دوم:از مشورت با گروهها و افراد مختلف غافل نشوید.
سوم:با استفاده از روش الگو برداری،طرح خوب جامع و تجربه شده ای را که در جای دیگر به اجرا رسیده پیاده کرد.
مراحل تنبیه:
الف:تذکر
ب:اخطار
ج:تعلیق
د:اخراج
توسل داشته باشید:مدیر موفق کسی که برای طراحی و اجرای برنامه های فرهنگی تربیتی خود با توسل قوی به ائمه معصومین برنامه خود را بیمه کرده و هدف خود را کسب رضای ایشان بداند.

فصل هفتم:مراحل تربیت
الف:جذب:جذب در کار تربیتی توسط مربی در دو مرحله صورت می گیرد:
-جذب :در اولین دیدار:یکی از مواردی که می تواند تأثیر زیادی در جذب افراد و صمیمیت برای ادامه ارتباط داشته باشد اولین دیدار یا بر خورد اول است. برای جذب و ایجاد صمیمیت رعایت امور اولیه ای همچون موارد زیر الزامی است:
-سلام کردن
-فشردن دست
-نگاه کردن
ب:ارائه مطالب:برای ارائه مطالب که مهمترین بخش تربیت است رعایت چند نکته لازم است:
-نوجوان به کسی نیاز دارد که احساساتش را درک کند.
-با طرح سؤالات مناسب و بحث های گوناگون نجوان را به تفکر  تعقل و اظهار نظر تشویق کنید.
-بر مخالفت با تصمیمات نوجوان از جملات مستقیم استفاده نکنید و اجازه دهید تا در ادامه یک بحث طبیعی خود به اشتباهش پی ببرد.
-اگر در مقابل سؤالات او پاسخی ندارید شهامت داشته باشید و بگویید بلد نیستم ولی حتما تحقیق می کنم و جوابت را می دهم.
-استفاده از مثال های واقعی تاریخی یا داستان زندگی برخی افراد کمک بزرگی در فهماندن و ارائه مطلب خواهد بود.
ج:همراهی تا مقصد:پس از تمام شدن هر دوره و ورود افراد به گروه سنی بالاتر حتما نیاز به یک راهنما یا مشاور خوب می باشد.

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 4.75 (2 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید