برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل پنج اصل اساسی مدیریت است. مدیران باید برای همه ی این اصول از مهارت کافی برخوردار باشند.

نقد ايده هاي فمينيستي ژوليا كريستيوا

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

نقد و نظري در باب ايده هاي فمينيستي ژوليا كريستيوا
مدافع ناصالح گفتمان زنانه

 

نسترن علوي زادگان: اشاره: ژوليا كريستيوا يك فيلسوف فمينيست: مي باشد كه روانكاوي را با زبان شناختي در هم آميخت. از نظر او نوآوري حقيقي زنان در زمينه نقش مادرانه آنها زماني حاصل مي گردد كه ارتباط خلاقيت زنانه و نقش مادرانه او مورد تاكيد و تحليل قرار گيرد. كريستيوا معتقد است كه در فرهنگ هاي پدرسالار و فرهنگ غربي، زن فقط در چارچوب نقش مادرانه تعريف مي شود. در فرهنگ ‌هاي پدرسالار، نقش زن در جامعه صرفاً به توليد مثل محدود مي گردد، اما زن در تكوين و قوام زبان و ذهنيت فرهنگي نقش مهمي دارد. از نظر وي، انسان براي رفع تحقير و حقارت و متعالي ‌سازي شخصيت خود بايد اتكاء و وابستگي نسبت به نقش مادر را از بين ببرد.

ژوليا كريستيوا در سال 1941 در بلغارستان به دنيا آمد و تحصيلات خود را در پاريس انجام داد. در دوران تحصيل خود، در سمينارهاي فلسفي شركت مي جست و از سخنراني ‌هاي اساتيد بزرگ در راستاي تكامل انديشه ‌هاي خود بهره مي برد. وي براي مدتي در نشريه تل كل «Tel Quel» اشتغال داشت و در گردآوري مقالات و نوشته‌ها با اين نشريه همكاري مي كرد.
او با مطالعه آثار و كتب فلسفي مختلف، به رويكردهاي ميخاييل باختين تمايل پيدا كرد و نظريه كارناوال او را تفسير و تحليل نمود. از آنجايي كه او در بلغارستان زندگي مي كرد، به فلسفه ماركس و هگل آگاه و آشنا بود، اما در عين حال جستجوگر انديشه‌اي فلسفي بود كه با ديدگاه و جهان ‌بيني او سازگاري داشته باشد، در بين عقايد فلسفي به زبان ‌شناسي و مباني نظري آن علاقه‌مند شد.
او روانكاوي را با زبان شناختي در هم آميخت و در رساله دكتراي خود با عنوان انقلاب در زبان شاعرانه به چاپ رساند، آنها را تحليل كرد و با چاپ همين اثر به عنوان استاد در دانشگاه پاريس هفتم دعوت شد. وي به علت زندگي در بلغارستان با انديشه ماركس و هگل آشنايي داشت و ماركسيسم روسي را خوب مي شناخت، از اين‌رو به جنبش ساختارگرا علاقه‌مند شد و انديشه ‌هاي روانكاوانه ژاك لاكان را به دقت مطالعه كرد؛ اگر چه هيچ گاه خودش را ساختارگرا معرفي نكرد، اما گرايش او به اين جنبش در كليه آثارش به وضوح ديده مي شود. او در كتاب «خواهش در زبان» روش خاصي را در پرسش متافيزيكي بر اساس رويكرد ماركسيستي، هگلي و هايدگري به كار گرفت.
كريستيوا ضمن تحليل آثار گوناگون از قرن پانزدهم تا آثار سلين، بكت و سولرز روش تازه‌اي موسوم به «نشانه شناسي تحليلي» را مطرح ساخت. او اين روش را تحليل معنايي يا «semanalysis» ناميد. هدف اصلي تحليل معنايي او اين بود كه وقتي ما پيچيدگي فراگردهاي دلالتي را بشناسيم، ديگر نظريات تمامت‌جو براي ما جذابيت نخواهد داشت. گرايش كريستيوا به ساخت ناهمگون ناخودآگاه او را به تكوين نظريه «سوژه بالنده» كشاند.
بر اساس اين نظريه او مدعي شد كه سوژه امري ثابت و ايستا نيست، بلكه گوهري است بيان ناپذير، اما قابل درنگ، نام گريز، ولي الهام بخش. هرچند اين نظريات و ديدگاه‌ها با استقبال فراوان منتقدان نظريه پرداز ادبي روبه رو شد، اما خود كريستيوا در مورد فمينيسم با احتياط كامل برخورد كرده است. نظريات او در مورد فمينيسم را مي توان در مقاله مبسوطي به نام «زمان زنان» در كتاب بيماري ‌هاي جديد روان مطالعه كرد.
كريستيوا در اين مقاله فمينيسم را به سه مرحله تقسيم كرده است كه در مرحله اول آن را رد كرده است، زيرا در اين مرحله است كه فمينيست‌ها برابري كلي و همگاني زنان با مردان را وارد ميدان كرده‌اند و از اين طريق تفاوت‌ها و دگربودگي هاي جنسي را ناديده گرفته است. او ديدگاه سيمون دوبوار را مورد نقد قرار مي دهد، به اين دليل كه دوبوار نقش مادرانه زن را ناديده مي گيرد. او بيان داشت كه به جاي نقش مادرانه زن مي بايد گفتمان تازه‌اي را در اين زمينه مطرح ساخت.
از ديد او نوآوري حقيقي زنان در زمينه نقش مادرانه آنها زماني حاصل مي گردد كه ارتباط خلاقيت زنانه و نقش مادرانه او مورد تاكيد و تحليل قرار گيرد. او مرحله دوم فمينيسم را نيز رد مي كند و جستجوي زبان زنانه واحد را ناممكن مي داند. او اعتقاد دارد، فمينيست‌ هايي كه ذات زبان و فرهنگ را پدرسالار مي دانند، راه به جايي نخواهند برد. او قلمرو فرهنگ و زبان را عرصه همدلي و همزباني موجودات مختلف مي داند و زنان نيز در اين قلمرو، سهم خاص خود را دارند.
كريستيوا مرحله سوم فمينيسم را مورد تأكيد قرار مي دهد كه در آن بين هويت و غيريت ارتباط وجود دارد. از نظر او اين مرحله هويت‌ هاي چندگانه كشف و ماهيت آنها را مشخص مي سازد. وي در مسافرتي كه به چين داشت، رويكرد جديدي را در باب حقوق زنان مطرح ساخت. او در رساله‌اي با عنوان «درباره زنان چيني»، شرايط و اوضاع زندگي زنان چيني را تحليل مي كند.
او معتقد است كه در فرهنگ هاي پدرسالار و فرهنگ غربي، زن فقط در چارچوب نقش مادرانه تعريف مي شود. وي در رساله
«حكايت ‌هاي عشق» ادعا مي كند كه حقارت نابجا يكي از دلايل اصلي ظلم نسبت به زنان در طول تاريخ بوده است. در فرهنگ ‌هاي پدرسالار، نقش زن در جامعه صرفاً به توليد مثل محدود مي گردد، اما زن در تكوين و قوام زبان و ذهنيت فرهنگي نقش مهمي دارد.
از نظرگاه كريستيوا انسان از نقش مادرانه در باب كيفيت رشد شخصيت انساني آگاهي چنداني ندارد، او گفتمان مردانه را در رشد شخصيت مورد تأكيد قرار مي دهد. آيين كاتوليك كه مادر را به عنوان موجودي مقدس معرفي مي كند و دانش نوين كه مادر را با مسائل طبيعي ارتباط مي دهد، تنها آموزه‌اي است كه در زمينه نقش مادر در فرهنگ غربي داريم.
وي در كتاب «قدرت، وحشت و هراس» ديدگاه تحقير و حقارت را در بحث از ساختار ستم و ظلم تحليل مي كند. از ديد او خواري و حقارت زماني شكل مي گيرد كه انسان توسط گروه و ذهنيت خود طرد شود. خواري و حقارت از وابستگي به نقش مادر شكل مي گيرد. او در كتاب «خورشيد سياه» بيان مي دارد كه مادركشي تنها راه‌حل براي نفي وابستگي به مادر است.
كريستيوا تحقيقات گسترده‌اي را در زمينه عشق انجام داده و آنها را با عنوان «حكايات عشق» بيان مي كند. او در چارچوب تحليل اين مسائل، افسردگي و احساس بيگانه بودن را نيز مورد توجه قرار مي دهد. از ديد او عشق بدون توانايي متعالي‌ سازي و يگانه ‌گروي امكان ندارد. اين استعداد پيش ‌شرط براي شكل‌گيري هويت آدمي است و اين امر بدون جدا شدن كودك از مادر ممكن نمي شود. او براي بيان رويكرد خود، عشق ‌ورزي در قلمرو روحاني را بررسي مي كند.

نقد:
كريستيوا معتقد است، انسان براي رفع تحقير و حقارت و متعالي‌ سازي شخصيت خود بايد اتكاء و وابستگي نسبت به مادر را از بين ببرد و با جدا شدن كودك از نقش مادر او بتواند به شخصيت متعالي خود دست يابد، اما در واقع شخصيت عيني و حقيقي انسان در ارتباط او با نقش مادر حاصل مي گردد، او در سايه تعاليم و تربيت مادر مي تواند به شخصيت عالي و متكامل خود دست يابد. مادر موجودي است كه كودك را با آموزه ‌هاي نيك و بد آشنا ساخته و با پرورش فكري و ذهني فرزندش، بالاترين فضيلت‌ها را براي او به همراه آورد.
ديدگاه وي در باب شخصيت واقعي زنان با آنچه كه در كتابش بيان مي سازد، متفاوت است. آنچه كه با عنوان پدرسالاري در رساله او بيان گشته، وجود خارجي ندارد. در فرهنگ ‌هاي شرقي ارتباطي عاطفي و معنوي بين زن و شوهر وجود دارد و زن و مرد كامل ‌كننده وجود هم هستند كه كانون و نهادي مقدس با نام خانواده را بنيان مي نهند كه در آن به تربيت و پرورش فكري فرزندان خود پرداخته و آنها را براي پذيرش نقش ‌هاي مختلف در جامعه آماده مي سازند.
بسياري از منتقدان، ديدگاه فمينيستي كريستيوا را در كتاب «درباره زنان چيني» رويكردي رمانتيك، تخيلي و هوادار ناكجاآباد جنسيتي معرفي مي كنند. برخي از فلاسفه نيز او را در بحث از زنان به طرفداري از اصالت ماهيت «essentionalism» متهم مي كنند و بيان مي دارند كه نظريه دگربودگي هويتي زنان، خود راه را بر بحث ‌هاي محافظه‌ كاران هموار مي كند. رويكرد تخيلي و رمانتيك مانع گشته كه او تحليلي واقعي و منطبق با واقعيات جامعه از وجود زن ارائه دهد.رويكردهاي فمينيستي كريستيوا بسيار پيچيده است و درك آن براي انسان پيچيده و دشوار مي نمايد. براي آگاهي از عمق فلسفه، بايد ابتدا مضامين پديدارشناسي، روانكاوي لاكان و پساساختارگرايي را در ك نمايد و با زبان‌ شناسي سوسوري نيز آگاهي داشته باشد. درك ديدگاه او در زمينه حقوق زنان مستلزم آگاهي از نگرش‌ هاي مكاتب مختلف است، در حالي كه او مي توانست با بياني عيني و واقعي به تحليل رويكرد خود بپردازد.از آنجايي كه نظرگاه او بر كنشي دلالتي ناشي از زبان تكيه دارد و فرهنگ و زبان را داراي خصيصه پدرسالاري مي داند، به همين جهت او با نقد روانكاوي ژاك لاكان درباره شكل ‌گيري سوژه، به دو مرحله نشانه‌اي و مرحله نمادين يا زباني روبه‌رو است. به طور كلي رويكرد فمينيستي كريستيوا از جنبه‌ هاي مختلف قابل نقد است و مي توان از رويكردهاي متعددي به تحليل فلسفه او پرداخت.

منابع:
دودمان پژوهي فلسفه، انديشه‌ هاي فلسفي در پايان هزاره دوم، گفتگو با محمد ضيمران. تهران: هرمس، 1380.
جريان شناسي دفاع از حقوق زنان در ايران، ابراهيم شفيعي سروستاني، قم: موسسه فرهنگي طه، 1379
تاريخ عقايد و مكتب هاي سياسي، گائتانا موسكا، ترجمه حسين شهيدزاده، تهران: انتشارات مرواريد، 1363.

 

* روزنامه رسالت

Julia Kristeva

Julia Kristeva was the recipient of the first Holberg International Memorial Prize in 2004. Photo: SCANPIX/Holberg Prize

                                                                                                                            


Julia Kristeva, b. 1941
Presented by Alice Kelsey in English 510, 5 August 1996
Julia Kristeva (b. Bulgaria, 1941-): psychoanalyst, linguist, semiotician, novelist, and rhetorician

1965 - emigrated to Paris for doctoral studies. joined 'Tel Quel group' eventually marrying its head, Philippe Sollers.
1968 - involved in leftist French politics, publishing in Tel Quel.
1970 - part of Tel Quel's editorial board, attended Lacan seminars.
1973 - state doctorate in Paris, thesis published as Revolution in Poetic Language (1984).
1974 - University of Paris, chair of linguistics and visiting appointments at Columbia University.
1979 - begin psychoanalytic career.
1990 - novel, Les Samourais, published.

Kristeva Glossary
symbolic - the domain of position and judgment, chronologically follows semiotic (post-Oedipal), is the establishment of a sign system, always present, historical time (linear), and creates repressed writing.
semiotic - the science of signs (that which creates the need for symbolic),cyclical through time, pre-Oedipal, and creates unrepressed writing. Exists in children before language acquisition and has significance.
semanalysis - word coined by Kristeva to differentiate her type of linguistic analysis which is a dissolving of the sign through critical analysis, avoids the text designing its own limits, and stresses the heterogeneity of language rather than homogeneity of conventional linguistic model.
intertextuality - also a term which originates in Kristeva's work, used to designate the transposition of one or more systems of signs on to another which is accompanied by a new enunciative and denotative position.
jouissance - total joy or ecstacy achieved through the working of the signifier implying the presence of meaning.
(fear - mark of the failure of language to provide symbolization.)
other - what exists as opposite of, or excluded by, something else.
Other - a hypothetical space or place which is that of the pure
signifier, rather than a physical entity.
chora - a Platonic term for a matrixlike space that is nourishing, unnameable, and prior to the individual. Chora becomes the focus of the semiotic as the 'pre-symbolic.'

General philosophy
writings have gone from macrocosmic to microcosmic to fiction.
never privledges either semiotic or symbolic, but strives for equilibrium.
all are under the desire to return to period of preseparation.

Writing the body
the body is outside the domain of sign and appears as trace writing.
semiotic, pre-language self displayed through words outside symbolic definitions.
is feminine (semiotic is feminine for Kristeva) but is available to the masculine.

Poetic language
distinct from language used for ordinary communication, an otherness of language.
it embodies contradiction, life and death, being and non-being, good and evil can exist simultaneously in a text.
is the movement between: the real and the non-real.
transcends the laws of logic presenting itself as the production of meaning.

"Women's Time" - Kristeva's brand of feminism
"Thanks to the stamp of feminism, do we not sell many books whose naive whining or commercialized romanticism would normally be scoffed at? . . . However questionable the results of women's artistic productions may be, the symptom has been made clear: women are writing. And we are eagerly awaiting to find out what new material they will offer us."

first and second generation feminists and the resulting violence.
Freud defended and defined.
anti-motherhood attitude is alienating.
childbirth creates child as symbolic phallus, so that motherhood can be a normalizing and fulfilling experience.
create child or literature.
desexualization, 'I' as attacker and as victim.
Return to religion, community for sake of singularity.

Kristeva and Rhetoric
analysis of the rhetoric in art and poetry.
Semiotic discussions as possible link to pre-genre study.

Primary Bibliography (translated material)
Kristeva, Julia. About Chinese Women. Trans. Anita Barrow. New York: Marion Boyars, 1977.
- - -. Black Sun: Depression and Melancholy. Trans. Leon Roudiez. New York: Columbia UP, 1989.
- - -. Desire in Language: A Semiotic Approach to Literature and Art. Ed. Leon Roudiez. Trans. Thomas Gora, Alice Jardine, Leon Roudiez. New York: Columbia UP, 1980.
- - -. In the Beginning was Love: Psychoanalysis and Faith. Trans. Arthur Goldhammer. New York: Columbia UP, 1987.
- - -. New Maladies of the Soul. Trans. Ross Guberman. New York: Columbia UP, 1995.
- - -. Powers of Horror: An Essay on Abjection. Trans. Leon Roudiez. New York: Columbia UP, 1982.
- - -. Revolution in Poetic Language. Trans. Margaret Waller. New York: Columbia UP, 1984.
- - -. Strangers to Ourselves. Trans. Leon Roudiez. New York: Columbia UP, 1991.
- - -. Tales of Love. Trans. Leon Roudiez. New York: Columbia UP, 1987.

Moi, Toril, ed. The Kristeva Reader. New York: Columbia UP, 1986.
Secondary Bibliography
Caws, Mary Ann. "Tel Quel: Text and Revolution." Diacritics 3.1 (1973): 2-8.
Clark, Suzanne and Kathleen Hulley. "An Interview with Julia Kristeva: Cultural Strangeness and the Subject in Crisis." Discourse: A Review of the Liberal Arts, Vol. 13, No. 1, Fall-Winter, 1990-91, pp. 149-80.
Fletcher, John and Andrew Benjamin, eds. Abjection, Melancholia, and Love: The Work of Julia Kristeva. London and New York: Routledge, 1990.
Lechte, John. Julia Kristeva. London and New York: Routledge, 1990.
Phillips, Adam. "What is there to Lose?" London Review of Books, Vol. 12, No. 10, May 24, 1990, p. 6-8.
Steiner, Wendy. "The Bulldozer of Desire." The New York Times Book Review, November 15, 1992, pp. 9, 11.

 

http://www.engl.niu.edu/wac/kristeva.html

این مطلب تا چه اندازه برای شما مفید بود؟

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 میانگین امتیاز 0.00 (0 رای)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید