مدیریت بودجه

جزوه درس اصول بودجه و برنامه ریزی – ۱

نام مدرس: عبدالکریم معلم

انسانها با حرکت در مسیر تکامل و رشد عقلانی خود به تدریج بر ضرورت برنامه ریزی در زندگی واقف شدند و آن را به منزله ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری نظامهای اجتماعی، مورد توجه قرار دادند. سازمانها و موسسه های اداری امروز، به حدی پیچیده شده اند که بدون اقدام به برنامه ریزیهای دقیق امکان ادامه حیات ندارند. برنامه ریزی از وظائف بسیار مهم مدیران است و با سایر وظائف آنها نیز ارتباط دارد. اگر نگرش مبتنی بر برنامه ریزی به سراسر زندگی افراد تسری یابد، به نوعی تعهد به عمل بر مبنای تعقل و تفکر آینده نگر و عزم راسخ بر استمرار آن، برایشان ایجاد می‌شود. بعلاوه، تحقق اهداف فردی و سازمانی نیز مستلزم برنامه ریزی است به طوری که حتی برای نیل به اهدافی بسیار جزئی و زود گذر (نظیر رفتن به یک مهمانی یا فروش یک محصول) نیز باید برنامه ریزی شود. در واقع نیاز به برنامه ریزی از این مسئله ناشی می شود که همه سازمانها با فعالیت در محیطی پویا، مترصد آنند که منابع محدود خود را برای رفع نیازهای متنوع و رو به افزایش خود صرف کنند. پویایی محیط و وجود تلاطم در آن و عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطیْ، بر ضرورت انکار ناپذیر برنامه ریزی می افزاید.

تعریف برنامه ریزی
چند مورد از تعریف برنامه ریزی بشرح زیر است:
۱- برنامه ریزی عبارت است از تعیین هدف و یافتن یا پیش بینی کردن راه تحقق آن.
۲- برنامه ریزی عبارت است از تصمیم گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد.
۳- برنامه ریزی عبارت است از تصور و طراحی وضعیت مطلوب و یافتن و پیش بینی کردن راهها و وسایلی که نیل به آن را میسر سازد.
۴- برنامه ریزی عبارت است از طراحی عملیات برای تغییر یک شی یا موضوع بر مبنای الگویی پیش بینی شده.
۵- برنامه ریزی را می توان: پاسخ (۳) ک (کی ، کجا، کِی) و ۳ چ (چی ، چرا ، چگونه) دانست، به عبارت دیگر، برنامه ریزی، فرد یا سازمان انجام دهنده کار (کی)، مکان انجام کار (کجا)، زمان انجام کار (کِی)، نوع کار (چی)، علت انجام کار (چرا) و شیوه‌های انجام کار(چگونه) را مشخص می‌کند.
۶- برنامه ریزی فعالیتی است که جامعه کوشش می کند از طریق آن بر خویشتن کنترل داشته باشد و آینده را بر پایه عقل پی ریزی نماید.
۷- برنامه ریزی عبارت است از تهیه و توزیع و تخصیص عوامل و وسایل محدود برای رسیدن به هدف های مطلوب در حداقل زمان و با حداقل هزینه ممکن
۸- برنامه‌ریزی، فرآیند آگاهانه تصمیم‌گیری در مورد اهداف و فعالیتهای آینده یک فرد، گروه، واحد کاری یا سازمان است.

هدف از برنامه ریزی
۱- افزایش احتمال رسیدن به هدف، از طریق تنظیم فعالیتها
۲- افزایش منفعت اقتصادی از طریق مقرون به صرفه ساختن عملیات
۳- متمرکز شدن بر طریق دستیابی به مقاصد و اهداف و احتراز از انحراف از مسیر
۴- مهیا ساختن ابزاری بر کنترل

تعریف برنامه
برنامه سندى است که با توجه به هدف و یا اهدافى خاص حاوى مجموعه اى از عملیات و تصمیمات منظم (از نظر سلسله مراتب زمانى) و مربوط به هم (از نظر سلسله مراتب تقدم و تأخر اجرا) جهت تحقق اهداف مورد نظر است.
به عبارت دیگر برنامه عبارتست از مجموعه حقایق و ارقام مرتبطى که مشخص کننده مطلوب ترین راه تحقق اهداف است.

تفاوت میان برنامه و برنامه ریزى
برنامه یک سند است (اغلب مکتوب) که نشان دهنده یک سلسله عملیات مرتبط به هم با زمان بندى خاص. در حالى که برنامه ریزى یک فرآیند و جریان و فعل است که در نهایت منتهى به تهیه سند برنامه مى شود.

انواع برنامه ریزى در سطح کلان
از آنجایى که محصول نهایى فرآیند برنامه ریزى منتج به تهیه سند برنامه مى شود لذا در تقسیم بندى انواع برنامه و انواع برنامه ریزى با اسامى مشترک و همسان سر و کار داریم. در نتیجه توضیح و شرح یکى، آن دیگرى را نیز در برمى گیرد در اینجا به علت وسعت مسأله تنها به تشریح و توصیف انواع برنامه ریزى مى پردازیم.
از جهات مختلف در انواع برنامه ریزى ها به ۴ دسته و عنوان برمى خوریم.

الف – برنامه ریزى از نظر زمانى
از این نظر برنامه ریزى به ۴ دوره مختلف تقسیم مى شود:
۱- کوتاه مدت (۲- ۱ساله)، ۲- میان مدت (۸ – ۳ ساله)، ۳ – درازمدت (۲۵ – ۱۰ ساله)،  ۴ – غلتان.

ب – برنامه ریزى از نظر مکانى
این نوع برنامه ریزى از وسعت جغرافیایى تأثیر مى گیرد و شامل انواع زیر است:
۱- روستایى ۲- شهرى ۳- استانى ۴- منطقه اى ۵- کشورى یا ملى ۶- جهانى.

ج – برنامه ریزى از نظر مدیریتى
این نوع برنامه ریزى دربرگیرنده جهت گیرى هاى کلى و اساسى نظرى است:
۱- متمرکز یا اجبارى     ۲- نیمه متمرکز    ۳- مختلط     ۴- ارشادى     ۵- موضعى و موردى

د – برنامه ریزى از نظر موضوعى
۱- کلان ۲- اقتصادى ۳- بخشى ۴- بین بخشى ۵- جامع ۶- اجتماعى ۷- نیروى انسانى ۸- فیزیکى ۹- آمایش سرزمین ۱۰- بخشى – منطقه اى.
براى این که بهتر بتوانیم تصویر مناسبى از انواع برنامه ریزى داشته باشیم به تعریف و توضیح کوتاهى از برخى آنها مى پردازیم:

برنامه ریزى غلتان
به نوعى از برنامه ریزى مى گویند که در آن بعد از تعیین یک افق زمانى (۵ یا ۱۰ ساله) ۲ تا ۳ سال پس از شروع، یک بازنگرى در کل برنامه صورت گرفته و براساس مقدار پیشرفت انجام شده و منابع مالى کاهش یا افزایش یافته، دوباره برنامه بر طبق همان افق زمانى قبلى با توجه به آمار و اطلاعات جدید طراحى مى شود و این عمل هر ۲ تا ۳سال یک بار صورت مى گیرد.

برنامه ریزى روستایى
به مراحل تهیه برنامه هایى که براى عمران و توسعه روستا و ارتقا کیفیت و کمیت خدمات اعم از آموزشى، بهداشتى، درمانى و زیربنایى در محیط روستا و بهبود زندگى و معیشت روستانشینان و ایجاد اشتغال طراحى و اجرا مى شوند برنامه ریزى روستایى مى گویند. در ایران برنامه ریزى روستایى در قالب طرح هاى بخشى به دستگاه هایى مثل بنیاد مسکن، جهاد کشاورزى و دفتر مناطق محروم ریاست جمهورى سپرده شده است.

برنامه ریزى شهرى
به مراحل تهیه برنامه هایى که در جهت تأمین هر چه بیشتر آسایش شهرنشینان از قبیل نحوه طراحى ساختمان ها، خیابان ها و معابر و اماکن عمومى و ادارى و خدماتى و تفریحى و امور زیربنایى تهیه و اجرا مى شوند برنامه ریزى شهرى مى گویند. برنامه ریزى شهرى در ایران عمدتاً در اختیار شهردارى ها بوده و آنها هستند که به عنوان نهادى مردمى برنامه هاى شهرى آماده مى کنند.

برنامه‌ریزی کلان (در سطح کلیات)
نوعی از برنامه‌ریزی که در آن اهداف، متغیرها و ابزار برنامه‌ریزی، همگی در برگیرنده تمام نظام اقتصادی کشور است. اهداف این سطح برنامه‌ریزی توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و …
کوشش‌هایی که در زمینه برآورد عوامل کلان اقتصادی، مانند: تولیدملی، درآمد ملی، صادرات و واردات، اشتغال و… تعیین سهم بخش‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، دفاعی و … برای نیل به هدف‌های تعیین شده اجتماعی صورت گیرد،‌ برنامه‌ریزی کلان نامیده شود.

برنامه ریزى اقتصادى
این نوع برنامه ریزى عمدتاً بخش هاى تولیدى مانند کشاورزى، آب، صنعت و معدن، مخابرات، ارتباطات، انرژى، امور زیربنایى را مد نظر داشته و برنامه هایى در جهت هماهنگى فعالیت هاى تولیدى به منظور رسیدن به هدف هاى مورد نظر ارائه مى کند.

برنامه ریزى اجتماعی
فرآیند هدایت و جهت‌گیری و ایجاد هماهنگی در برنامه‌هایی که جنبه رشد و تعالی انسان را دنبال کند یا اسباب بهزیستی اش را فراهم می‌آورد. از نظر فرهنگ برنامه‌ریزی، امروزه بخش‌هایی مانند: ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، بهداشت، تأمین اجتماعی، مسکن، سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و… در قلمرو مسائل اجتماعی قرار دارد. در نتیجه برنامه‌ریزی در این عرصه برنامه‌ریزی اجتماعی خوانده می‌شود.

آمایش سرزمین
تنظیم رابطه انسان و فضا و فعالیت‌های انسان در فضا به منظور بهره برداری منطقی از تمام امکانات درجهت بهبود وضعیت مادی، معنوی و اجتماعی. ‌در آمایش سرزمین، ‌سیاست و خط مشی کلی توزیع جغرافیایی فعالیت‌های برنامه‌ریزی مشخص می‌شود. از جمله مسایل مهم مطرح در آمایش سرزمین، ‌توزیع جغرافیایی جمعیت، ‌سکونتگاه‌ها و نحوه استفاده از اراضی کشور است. به عبارت دیگر برنامه‌ریزی آمایش سرزمین عبارت است از فرآیند بهره‌برداری عقلایی از امکانات، منابع و استعدادهای مناطق مختلف (فضای ملی) که مجموعه سرزمین ملی را تشکیل می‌دهند.

برنامه‌ریزی متمرکز (اجباری)
نوعی از برنامه‌ریزی که درآن میزان تولید، سرمایه‌گذاری و قیمت‌ها در سطح بخش‌های اقتصادی و تا کوچک‌ترین حد ممکن برای بخش دولتی و بخش غیر دولتی از سوی دولت مرکزی تعیین می‌شود. در برنامه‌ریزی متمرکز دولت تعیین می‌کند چه باید تولید شود، چه میزان تولید شود و چگونه عوامل تولیدی بین مصارف مختلف توزیع شوند. برنامه‌ریزی متمرکز در “مرکز” انجام می‌شود و سپس به بخش‌های مختلف اقتصاد دیکته می‌شود.

برنامه ریزی ارشادی
در این برنامه ریزی دولت مطالعاتی را انجام داده و الگوی مناسبی برای تخصیص منابع بدست می آورد. برای اجرای الگو، دولت از اجبار استفاده نکرده ولی از وسائل تشویقی و اهرمهای پولی و مالی کمک می گیرد. در واقع دولت با ایجاد زمینه ها علاوه بر اطلاع دادن، اعمال اقتصادی را در جهت های مورد نظر هدایت می کند.

برنامه‌ریزی جامع
برنامه‌ریزی کلی نیز نامیده می‌شود و پیشرفته‌ترین شکل برنامه‌ریزی توسعه است. برنامه جامع حاصل جمع برنامه‌های جزیی یا بخشی است که در جهت سازگاری با چارچوب برنامه ملی به درستی هماهنگ و برنامه‌ریزی شده‌اند. برنامه جامع،‌ کل اقتصاد از جمله بخش خصوصی را در بر می‌گیرد و به هنگام تهیه آن بایست به طور پیوسته با سرمایه‌گذاران بزرگ در بخش خصوصی مشاوره شود.

برنامه‌ریزی در سطح سازمانها(خُرد)
انواع برنامه ریزی در سطح خُرد

برنامه ها برای مقاصد متنوعی تنظیم می‌شوند وبه فراخور هر وضعیت به گونه‌ای متناسب با آن شکل می‌گیرند لذا بطور کلی دسته بندی ذیل برای انواع برنامه ریزی مطرح می‌باشد :

۱- برنامه‌ریزی تخصصی
گاهی با توجه به ماهیت تخصصی برخی از وظایف مدیریت برای انجام آنها برنامه‌ریزی می‌شود. این برنامه ریزیها را برنامه ریزی تخصصی می‌نامند که بر اساس وظایف مدیریت در سازمان عنوان می‌گردد.
الف- برنامه ریزی و کنترل تولید (مدیریت تولید): عبارتست از تعیین نیازها و تأمین ابزار و تسهیلات و تربیت نیروی انسانی لازم برای تولید محصولات و کالاها با توجه به تقاضای موجود در بازار و نیازهای پیش بینی نشده جامعه.
ب- برنامه ریزی نیروی انسانی : در این نوع از برنامه ریزی با تعیین افراد مورد نیاز سازمان در سالهای آینده امکانات و تسهیلات مورد نیاز (انتخاب ، آموزش ، ترفیع ، بازنشستگی و …) تخمین زده می‌شود. برنامه ریزی نیروی انسانی با تهیه نمودار (ساختار) سازمانی آغاز می‌شود و مواردی نظیر تهیه نمودار جانشین و ترفیع، تدوین آیین نامه استخدامی و تنظیم برنامه های آموزشی ضمن خدمت را در بر می‌گیرد.
ج- برنامه ریزی مالی و تنظیم بودجه : عبارتست از تعیین میزان و چگونگی منابع و همچنین تعیین میزان و چگونگی مصارف مالی به منظور تأمین هدفهای موسسه و صاحبان و کنترل کنندگان آن می باشد.

۲- برنامه ریزی عملیاتی (اجرایی)
برنامه های عملیاتی برای به اجرا درآوردن تصمیمات راهبردی طراحی می‌شوند به عبارت دیگر برنامه های اجرایی عبارتند از تصمیمات کوتاه مدت که برای بهترین استفاده از منابع موجود با توجه به تحولات محیط اتخاذ می‌گردند.
مراحل برنامه ریزی عملیاتی عبارتند از :
الف- تدوین برنامه های کوتاه مدت (مانند تنظیم بودجه و زمانبندی)
ب- تعیین معیارهای کمی و کیفی سنجش عملکرد و ارزیابی هزینه های اجرای عملیات
ج- ارزیابی برنامه ها و تعیین موارد انحراف عملکرد از آنها
د- تجدید نظر در برنامه ها و تهیه برنامه های جدید

۳- برنامه ریزی راهبردی(استراتژیک)
برنامه ریزی راهبردی در بر دارنده تصمیم گیری‌هایی است که راجع به اهداف راهبردی بلند مدت سازمان
می باشند. دراین نوع از برنامه ریزی مقاصد (مأموریتها) و هدف‌های سازمان مشخص و اهداف بلند مدت به هدف های کمی و کوتاه که آن را هدفگذاری می‌نامند، تجزیه می گردد.
همچنین سیاستهای کلی (تدوین و تنظیم خط مشی ها) و برنامه های عملیاتی طرح‌ریزی می گردد.
برنامه ریزی راهبردی، آینده را پیش‌گویی نمی‌کند ولی یک مدیر را می تواند در موارد ذیل یاری دهد:
الف- فائق آمدن بر مسائل ناشی از مقتضیات آتی؛
ب- ایجاد فرصت کافی برای تصحیح خطاهای اجتناب ناپذیر؛
ج- اتخاذ تصمیمهای صحیح در زمان مناسب
د- تمرکز بر انجام فعالیت های ضروری برای رسیدن به آینده مطلوب

دیدگاههای متداول در برنامه ریزی:
از میان دیدگاهها یا رهیافتهای گوناگون به برنامه ریزی، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱- برنامه ریزی از داخل به خارج و برنامه‌‌ریزی از خارج به داخل
۲- برنامه ریزی از بالا به پایین(سلسله مراتب سازمانی) و برنامه ریزی از پایین به بالا
۳- برنامه ریزی بر مبنای هدف
۴- برنامه ریزی بر مبنای استثنا
۵- برنامه ریزی اضظراری
۶- برنامه ریری اقتضایی

۱ – برنامه ریزی از  “داخل به خارج”  و برنامه ریزی از  “خارج به داخل”
در برنامه ریزی از داخل به خارج بر کارهایی تمرکز می شود که سازمان در حال حاضر انجام می دهد و تلاش می شود تا آنها به بهترین صورت انجام پذیرد. برنامه ریزی به این شیوه تغییرات عمده ای را در سازمان ایجاد نمی‌کند ولی می تواند برای استفاده بهینه از منابع مفید و موثر باشد. در برنامه ریزی از خارج به داخل، ابتدا محیط خارجی بررسی و تحلیل می شود و برای استفاده از فرصتها و به حداقل رساندن مسائل ناشی از آن برنامه ریزی می گردد. در اکثر سازمانها برنامه ریزی باید با اتخاذ ترکیبی از هر دو رهیافت انجام شود تا بیشترین نتایج حاصل شود. به طور کلی، برنامه ریزی از داخل به خارج برای بهتر انجام شدن کارهای جاری صورت می پذیرد و هدف آن یافتن بهترین شیوه انجام کار است. برنامه ریزی از خارج به داخل، هنگامی مفید است که سازمان بخواهد کار منحصر به فرد انجام دهد و هدف این برنامه ریزی، یافتن فرصتهای محیطی و استفاده بهینه از آنهاست.

۲ – برنامه ریزی از بالا به پایین(سلسله مراتب سازمانی) و برنامه ریزی از پایین به بالا
در برنامه ریزی از بالا به پایین سلسله مراتب سازمانی، ابتدا مدیر عالی هدفهای کلان را تعیین می کند و این امکان را برای مدیران سطوح دیگر فراهم می آورد تا در چارچوب هدفهای کلان، برنامه های خود را تدوین کنند. در حالی که برنامه ریزی از پایین به بالا، با تدوین برنامه هایی شروع می شود که در سطوح عملیاتی شکل می گیرند بدون آنکه به محدودیتهای کلی سازمان توجه شود آنگاه این برنامه ها از طریق سلسه مراتب به بالاترین سطح مدیریت ارائه میگردد.

۳ – برنامه ریزی و مدیریت بر مبنای هدف و نتیجه
بر اساس این نگرش باید مهمترین مسائل سازمان را مشخص کرد و سپس با مشارکت کارکنان برای همه واحدها و بخشهای تابعه آنها، و متعاقبا برای همه افراد شاغل در سازمان، به صورت منظم، هدف گذاری نمود.
در مدیریت بر مبنای هدف، برای ترکیب اهداف فردی و سازمانی تلاش می‌شود.
مراحل برنامه ریزی بر اساس هدف و نتیجه عبارتند از:
مرحله اول : تعیین رسالت و ماموریتها
مرحله دوم: تعیین نتایج مورد انتظار (تعیین اهداف عملیاتی)
اهداف عملیاتی باید از ویژگیهای ذیل برخوردار باشند:
۱- واضح و دقیق باشند ۲- قابل حصول باشند ۳- چالش برانگیز باشند ۴- قابل اندازه گیری باشند ۵- با اهداف کلی سازمان سازگار باشند ۶- زمان تقریبی تحقق آنها برآورد شده باشد.
مرحله سوم: تعیین شاخصهای ارزیابی عملیات
مرحله چهارم: تعریف هدفهای علمیاتی
مرجله پنجم: تنظیم برنامه های عملیاتی
مرحله ششم: کنترل عملیات

۴ – برنامه ریزی و مدیریت بر مبنای استثناء
بر اساس این نگرش پس از تعیین اهداف، اقدام به تخصیص منابع و تعیین شاخصهای عملیاتی می گردد و نحوه انجام امور به مسئولان واحدها واگذار می شود به این ترتیب مسئولان واحدها ابتکار عمل را در اختیار دارند و مدیران عالی فقط هنگامی در کار ها دخالت می کنند که انحراف عملکرد یک واحد از برنامه های پیش بینی شده از حد معینی تجاوز کند.

۵ – برنامه ریزی اضطراری
بر اساس این روش، حوادث و شرایط جدید پیش بینی می گردند و عکس العملها و پاسخ مناسب برای آنها در نظر گرفته می شوند

۶ – برنامه ریزی اقتضایی
در برنامه ریزی اقتضایی “گزینه های گوناگون قابل اجرا”  شناسایی می شوند و در صورتیکه اعتبار برنامه فعلی به دلیل تغییرات محیطی، بیش از حد کاهش یابد، یکی از آن گزینه ها قابل اجرا خواهند بود.برنامه‌ریزی مبتنی بر اندیشیدن پیش از عمل است؛ ولی هر چه محیط برنامه‌ریزی نامطمئن‌تر باشد، احتمال نامناسب بودن مفروضات آغازین با پیش‌بینی‌ها و حتی مقاصد اولیه، افزایش می‌یابد. در چنین محیط‌هایی بطور مستمر مسائل و رخداداهای غیر منتظره رخ می‌دهند و در نتیجه، تغییر در برنامه‌ریزی را ضروری می‌سازند؛ بنابراین بهتر است که همواره در موقع برنامه‌ریزی‌ها، پیش‌بینی شود که اگر کارها آنگونه که انتظار داریم پیش نرفت، چه تغییراتی در برنامه‌ها ایجاد شود یا کدام برنامه‌های جایگزین آماده شوند تا مدیر با مشکل مواجه نشود.به عبارت دیگر هنگامی که بحرانی در نقاط پیش بینی شده بروز کند که حاکی از بی اعتباری برنامه باشد، با استفاده از برنامه ریزی اقتضایی امکان اقدام سریع فراهم می‌آید.

مراحل عمده برنامه ریزی
با توجه به تعاریف ارائه شده از برنامه ریزی، مراحل برنامه ریزی  باید به گونه‌ای طراحی شود که پاسخگوی سوالات زیر باشد :
۱- کی (انجام دهنده کار)  ۲- کجا   ۳- کِی (چه وقت)   ۴- چرا   ۵- چه  ۶- چگونه  ۷- کدام
بنابراین مراحل عمده برنامه ریزی به صورت زیر است:
۱ـ شناسایی مقتضیات موجود (فرصتها و محدودیتها)
۲ـ تعیین اهداف کوتاه مدت
۳ـ کسب اطلاعات کامل درباره فعالیتهای ضروری
۴ـ طبقه‌بندی و تحلیل اطلاعات
۵ـ ارائه فرضیه‌هایی بر مبنای پیش بینی وضعیت آینده
۶ـ بررسی گزینه ها و برنامه‌های جایگزین
۷ـ ارزیابی گزینه های گوناگون
۸ـ انتخاب گزینه مناسب
۹ ـ تدوین برنامه‌های فرعی و پشتیبانی
۱۰- تنظیم توالی فعالیتها و جداول زمانی
۱۱ ـ بیان کردن برنامه‌ها در قالب ارقام بودجه و برنامه تخصیص منابع مالی
۱۲ – ارزیابی میزان پیشرفت کار
بطوریکه ملاحظه می‌شود برنامه‌ریزی یک جریان مداوم در جهت پیشرفت فعالیّتها برای حصول هدفها و مقاصد از پیش تعیین شده است . از نتایج برنامه‌های اجرا شده نقاط ضعف و انحرافات و همچنین نقاط قوت و جنبه‌های مثبت باید به منظور رفع نقایص و بهبود عملیات در آینده استفاده نمود .

ضرورت برنامه ریزی در روابط عمومی
نیاز به شناخت و درک متقابل به منظور تسریع در دستیابی به مقاصد و اهداف، امروزه درسازمانها و ادارات به عنوان یک اصل اساسی درمدیریت پذیرفته شده است. این ارتباط که ازآن به عنوان روابط عمومی یاد می شود یکی از مهمترین و با ارزش‎ترین عوامل موثر در سرنوشت هر موسسه و گروه محسوب می گردد و از سویی تمامی فعالان جامعه در بخشهای مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی اجتماعی و ….  جویای روابط عمومی هایی هستند که آنان را در طراحی روشهای معقول و تعیین خط مشی های مرتبط با آینده یاری دهند. اما متاسفانه وجود سوء تعابیر و یا عدم آگاهی و شناخت کافی از وظایف وحیطه عملیاتی و یا عدم شناخت از توانمندیهای تخصصی روابط عمومی در ابعاد درون سازمانی و برون سازمانی باعث شده روابط عمومی ها با موانع جدی و متعددی روبرو شوند که این مساله حاکی از نبود برنامه ریزی در روابط عمومی سازمانها است. زیرا یکی از ارکان روابط عمومی، برنامه ریزی است. روزمرگی و کار را به دست زمان سپردن نمود روابط عمومی ناکارآمد است اگر بخواهیم یک روابط عمومی کار آمد با ایفای نقش کلیدی در سازمان داشته باشیم باید برنامه ریزی سر لوحه کارمان قرار گیرد آن وقت است که روابط عمومی می تواند با سازماندهی مناسب تشکیلاتی و مدیریت علمی در قالب برنامه عمل مشخص، ضمن رعایت اصول اخلاقی و حرفه‌ای روابط عمومی و ارائه اطلاعات مشاوره‌ای به مدیریت سازمان برای نفوذ در افکار عمومی و هدایت آن، افزون بر برنامه ریزی ویژه برای رهبران فکری، به شکل اصولی رسانه‌ها را در خدمت گرفته و به اصل اطلاع‌ یابی اهمیت ویژه داده و از طرفی با توسعه فعالیتهای افکارسنجی و ارتباطات مردمی و تولید فرآورده‌های فرهنگی سعی دارد جریان مبادله پیام بین سازمان و مخاطب را دو سویه کرده و بازخورد لازم را در جریان ارتباطی خود با مخاطبان در ابعاد درون سازمانی، ملی و بین‌المللی ایجاد کرده و از این طریق آثارکلان و تاثیرگذار مثبت، در سطح سازمان و برنامه‌های توسعه ملی ایجاد کند.

برنامه ریزی در روابط عمومی
اگر بخواهیم کار برنامه ریزی در روابط عمومی را شروع کنیم با این تعریف کارمان را آغاز می کنیم: “روابط عمومی مجموعه ای از تلاشها و اقدامات آگاهانه و برنامه ریزی شده و سنجیده به منظور استقرار و کسب تفاهم متقابل بین یک سازمان و گروههای مورد نظر آن سازمان به شمار می رود”. اما آیا واقعا در روابط عمومی های ما برنامه ریزی به معنای واقعی کلمه وجود دارد. آیا کارهای روز مره ای که در روابط عمومی ها انجام می شود با برنامه قبلی است. و اگر هدفمند و با برنامه است با توجه به تمام فرایند برنامه ریزی است یا بطور سنتی و بهتر بگویم هیئتی کارها انجام می شود، زیرا برنامه روابط عمومی طرح مدونی است که خطوط کلی فعالیتهای گوناگونی را که برای مخاطب قصد انجام آن می باشد مشخص می کند. این برنامه هر یک از اقدامات منفرد روابط عمومی از قبیل نوشتن یک اطلاعیه خبری، آماده کردن متن یک سخنرانی، تهیه یک گزارش و نظایر آن را می تواند در خود جای دهد. یک برنامه روابط عمومی می تواند اقداماتی را که در طول یک سال برای مخاطب صورت خواهد گرفت در برگیرد یا به پروژه خاصی که زمان معینی به آن اختصاص یافته است مربوط شود. این برنامه به هر صورتی که باشد تسلسلی منطقی که در جای خود هدف یا منطق گسترده ای را پشتیبانی می کند، برقرار می سازد. بنابراین برنامه روابط عمومی طرح اجرایی یک عملیات و نیز توجیه و توضیح ارزشهای این عملیات است، چه این عملیات به هدفهای کوتاه مدت روابط عمومی مربوط شود و چه به هدفهای درازمدت.
پس باید نتیجه گرفت هر جا که سازمان به نوعی با مخاطبان بیرونی سر و کار دارد و قصد اقدام برای آنان را دارد نگاه اول برنامه ریزان باید به روابط عمومی باشد تا بتوانند اطلاعات لازمه را از روابط عمومی اخذ نمایند. که ا ین مساله تاکنون درنظام اداری ایران مورد بی مهری قرار گرفته است زیرا در ساختار نظام اداری در ایران، بهانه های بسیاری برای پرهیز از کار برنامه ای پیش روی مدیران اجرایی به ویژه مدیران روابط عمومی می نهد. شماری از این عوامل به قرار زیر است:
۱- فرآیند کار برنامه ای، بیش از هرچیز بر شناخت عمیق از مسایل و مشکلات سازمان تکیه دارد. مسأله شناسی و مسأله یابی مهم ترین رکن این فرآیند و حاصل کار مداوم، تجربه و دانش لازم است. حاشیه ناامن شغلی درحوزه مدیریت روابط عمومی و تغییر پیاپی مدیران این عرصه با روح کار برنامه ای منافات دارد.
۲- شکاف میان انتظارات افکار عمومی و مدیران ارشد سازمان ها و دستگاهها از روابط عمومی، گسل پرلرزه و بحران خیزی بنا نهاده و پیکره روابط عمومی را در فعالیت های روزمره گرفتار ساخته است. این امر فرصت برنامه ریزی و برنامه ای فکر کردن را سلب می کند.
۳- جایگاه تعریف نشده روابط عمومی ها درساختار سازمانی، باعث ناتوانی و نارسایی مدیران این حوزه در به کارگیری تمامی عواملی می شود که درحل مشکلات و مسائل سازمان مؤثرند. این امر مانع از جامع نگری لازم درفرآیندهای کار برنامه ای می شود.
۴- نظام اطلاع رسانی کشور به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای روابط عمومی، بستری ناهموار وغیرشفاف دارد. رسانه ها به عنوان مهم ترین محورهای این نظام، الزاماً از معیارهای حرفه ای معمول در جهان تبعیت نمی کنند و بخش و سهم عمده ای از فعالیت های روابط عمومی صرف درک پیچیدگی و رفتار با آنان می شود. این امر در فرآیندهای کار برنامه ای تأثیرات بسیار سویی دارد.
این نکات اگر چه حاکی از دشواری های انجام فرآیند کار برنامه ای است اما نه تنها آن را غیرممکن نمی سازد، بلکه مسؤولیت بیشتر مدیران روابط عمومی را یادآوری می کند زیرا اولاً مدیر روابط عمومی به عنوان مشاور یا بازوی مشورتی سازمان می تواند نقش مؤثری درتصمیم سازی ها ایفا کند و این تأثیر به ویژه درحوزه مسأله شناسی و ارایه راهبرد نمود می یابد.
در ثانی فرآیند کار برنامه ای بیش از هرچیز بر نگرش و برنامه ریزی استوار است. این دو عنصر می توانند متناسب با ویژگی های هر برنامه و فعالیت روابط عمومی تعریف شود. در واقع کار برنامه ای نگرش سیستماتیک به موضوعات و مسایل است که به مدیر کمک می کند تا دریابد درحل مسأله، ازکجا آغاز و به کجا ختم نماید و این مسیر چگونه باید طی شود اندیشیدن به چیستی و چگونگی مسأله، بی تردید حل نیمی از آن است ولو آن که ظرف زمان کوتاه و ابزارهای لازم دراختیار نباشد. و بالاخره آنکه فرآیند کار برنامه ای در واقع تثبیت جایگاه مدیریتی روابط عمومی وتغییر کارکرد آن از مجری به استراتژیست است.
پس اگر روابط عمومی بخواهد دارای نقش اساسی در روند تصمیم گیریهای سازمان باشد و جایگاه خود را حفظ نماید باید متحول و پویا باشد و این مساله محقق نخواهد شد مگر با برنامه ریزی و کار برنامه ای.

هفت گام اساسی در برنامه های روابط عمومی
برنامه های روابط عمومی زمانی با موفقیت روبرو می شود که ۷ گام اساسی را طی کند. این گامها به شرح ذیل معرفی می شوند:
۱ـ تثبیت نقش ویژه روابط عمومی در سازمان
این مرحله اساسی ترین و بدیهی ترین مرحله در فرایند اطلاع رسانی موفق است. هدایت و مدیریت افکار عمومی بایستی به عنوان یکی از کارکردهای اساسی به روابط عمومی سپرده شود. روابط عمومی بایستی از موقعیت مناسب حرفه ای برخوردار شود و همان جایگاهی را که نشریات و روزنامه ها و روابط عمومی سازمانی در توسعه ایفا می کنند داشته باشد. لذا در برنامه های توسعه مورد توجه ویژه قرار گیرد. اعضای روابط عمومی بایستی از مهارتهای ارتباطات و انگیزه لازم برخوردار باشند. امروزه کارکرد روابط عمومی به طور گسترده ای در عرصه های مختلف جامعه و سازمان ها به جایگاه کلیدی تبدیل شده است و این به سبب توجه جهانی به روابط عمومی است.
باید اذعان داشت سازمان ها و شرکت هایی که از روابط عمومی درک دست و کاملی دارند نسبت به سایرین از مزیت رقابت بیشتری در سطح ملی و بین المللی برخوردارند. آن هایی که به ارتباطات قوی و حرفه ای و سرمایه گذاری در این امر می اندیشند همواره اعتبارشان در عرصه رقابت های جهانی پابرجاست و خواهد درخشید و به نظر می رسد این ارتباطات قوی در سایه روابط عمومی توانا و هوشمند و مدرن صورت می گیرد. این نشان دهنده نقش روابط عمومی است که در اجرا وظیفه خطیر سیاست گذاری، برنامه ریزی و عملکردی و دست یابی به هدفها و ارزیابی میزان توفیق یا عدم توفیق آن را بدنبال دارد. دست یابی به چنان نقشی، سازمان متشکلی را طلب می کند تا بدرستی جایگاه روابط عمومی را تشخیص داده و از آن حمایت کند. این حمایت در قالب اعتماد می تواند کارساز تر شود. چرا که در سایه اعتماد مدیران سطح بالا، اقتدار روابط عمومی تثبیت می شود. حمایت های دیگر نظیر حمایت مادی و انسانی نیز در سایه اعتماد و اقتدار حاصل می شود. به سخن دیگر روابط عمومی دوشادوش سازمان حرکت نموده و هرگز در تقابل آن نخواهد بود. بر همین مبناست که گفته می شود روابط عمومی فرصت است نه تهدید و اقتدار آن بر قدرت سازمان می افزاید و مدیران را سر افراز تر می کند. زمانی که تصمیم گرفته میشود یک روابط عمومی فعال داشته باشیم؛ و به آن اقتدار و ابتکار عمل بدهیم، تا بتواند منافع سازمان را تشخیص داده و در جامعه آن را مطرح نماید، بناچار باید به دنبال افرادی بگردیم که جدا از داشتن اعتماد کامل به آنها از تخصص و توانایی علمی لازم برخوردار باشند زیرا نبودن افراد متخصص در روابط عمومی سبب منحرف شدن روابط عمومی از مسیر اصلی  خواهد شد. این انحراف، در سایه خواستهای مدیران، نداشتن تخصص فردی، نداشتن تجربه و آگاهی در زمینه های روابط عمومی، بیشتر از همه مصلحت اندیشی، بروز نموده و عملا اینگونه افراد، منابع اعم از مادی و انسانی را به هدر
می دهند. علاوه بر هدر رفتن منابع و انرژی های انسانی و عدم دست یابی به اهداف سازمانی، طرز تلقی و تعاریف روابط عمومی در اذهان سطوح مدیران را نیز تحت تاثیر قرار داده و آنها را به مرور به عملیات غیر علمی و غیر حرفه ای در زمینه روابط عمومی ذهنیت می دهد. بطوری که تلقی آنان از یک روابط عمومی، برآورده شدن خواسته های مدیران و اطاعت از دستوراتشان است که گاهی تا حد یک منشی گری یا اداره کننده دفتر یک مدیر، این جایگاه سقوط می کند و عملا روابط عمومی عامل اجرای دستورات مدیران شده و دیدگاههای آنان را به مرحله اجرا درآورده و یا در مسیری حرکت می کنند که حسب شناختی که دارند، در جهت خوشایند مدیران باشد. بنابراین موضوع سازمان بتدریج فراموش شده، و موضوع خواست فردی جایگزین آن می شود. بدیهی است کسانیکه مسئولیت هدایت روابط عمومی را عهده دارند، کوله باری از مسئولیتهای اجتماعی در مقابل مردم، سازمان، مدیران، رسانه ها، رقبا و. . . را بر دوش دارند و چنانچه به این مسئولیتها تنها از دریچه تامین نظر مدیران ارشد توجه شود از مسئولیت خطیر جایگاه روابط عمومی در سازمان فاصله دارند. و این اتفاقی است که در سازمانها به طور مرتب جریان دارد و ارزیابی مدیران ارشد سازمان از فعالیتهای روابط عمومی خود متاثر از اطاعت پذیری آنان از دستورات وی و یا تامین نظریاتشان است.
۲ـ تعیین اهداف روابط عمومی
به چه نتیجه ای می خواهید برسید؟ اهداف سازمانی شما چیست؟ اهداف روابط عمومی چیست؟ انتخاب با شماست. شما می توانید اهدافتان را هر چقدر که می خواهید آرمانی در نظر بگیرید. کلید ارائه کار شما در یک مسئولیت حفظ شور و نشاط و انگیزه بالا است. در اهداف خود اغراق نکنید زیرا بزرگ نمایی در اهداف باعث می شود ریشه های تعهد و انگیزه خشک شود و انرژی مثبتی که جهت دستیابی به اهداف آرمانی در حین کار ایجاد می شود به راحتی از بین برود. هدفهایی که بتواند پیام روابط عمومی را به بهترین شیوه به مخاطب عرضه کند و نتیجه بخش واقع گردد. کوهن یکی از مدرسان روابط عمومی معتقد است هدفهای روابط عمومی با توجه به ماهیت برنامه می تواند بسیار خاص و مشخص و یا عمومی و کلی باشد، اما برنامه از هر نوع که باشد، اهداف به درستی و براساس شناخت تعیین می شود، در غیر این صورت، طرح ریزی برنامه براساس اهداف نادرست و یا نامناسب باعث اتلاف وقت و بودجه سازمان خواهد شد. تعیین اهداف درست با شناخت مخاطب از جمیع جهات بی ارتباط نیست. وقتی شناسایی مخاطب به درستی انجام شود تعیین اهداف برنامه روابط عمومی نیز بیشتر قرین به صحت خواهد بود. در طرح ریزی اهداف، بایستی از بلند پروازی و در نظر گرفتن اهداف غیر قابل تحقق پرهیز نمود و مبتنی بر واقعیات درون سازمانی و برون سازمانی به اهداف برنامه اندیشید. البته گاهی اوقات اهداف بسیار خوبی مدنظر قرار می گیرد اما امکانات سازمان و یا سایر مسایل درون سازمانی مانع از تحقق آن می شود. در این قبیل موارد، به ویژه اگر قابلیت های سازمان اجازه اجرای آن هدف را نمی دهد ناگزیر باید آن هدف یا اهداف کنار گذاشته شود و یا اصلاح گردد.
گاهی اوقات پیش می آید که هدف روابط عمومی با هدف سازمان یکی انگاشته می شود که در این مورد هم ممکن است صدمات جبران ناپذیری وارد شود. مثلاً چند سال پیش شرکت کوکاکولا هدف سازمان را بر فروش محصول نو با طعم جدید متمرکز کرده بود و روابط عمومی این شرکت نیز براساس همین هدف برنامه تبلیغی خود را اجرا کرد در حالی که تشخیص نمی داد مردم آمریکا از نظر عاطفی، دلبسته طعم سنتی و قدیمی کوکاکولا هستند. در این مورد هدف روابط عمومی باید ترغیب مردم به مطلوب بودن تغییر مزه نوشابه می بود نه آن که اظهار دارد کوکای جدید بهتر از قدیمی است.
نکته آخر در مورد اهداف برنامه این است که معمولاً در برنامه ها دو گونه اهداف پیگیری می شود یکی اهداف پنهان که اعلام نمی شود و دیگری اهداف آشکار که به اطلاع عموم می رسد. در طرح ریزی اهداف لازم است فهرستی از تمام اهداف اعلام شده و اعلام نشده تهیه گردد تا در مرحله تدوین برنامه با مراجعه به آنها تصمیم های بعدی را اتخاذ کرد.
۳ـ مشخص کردن نیازها و علایق مخاطبان
سازمان شما علاقمند است پیامهای آن به دست چه کسانی برسد؟ جواب این سوال در سازمانهای مختلف تفاوت می کند. اما آنچه مهم است علایق و نیازهای کارکنان در سازمان، مخاطبان بالقوه، جامعه نیازمند به اطلاعات علمی کتابخانه ای، دانشگاهیان، انجمن های صنفی و تشکلهای حرفه ای مرتبط با سازمان و رسانه های گروهی از جمله مخاطبان هستند که اهداف، نیازها و علایق آنها در ارتباط با سازمان بایستی مشخص شود. با شناخت علمی مخاطب نیازها، ویژگی ها، گرایش ها و تمایلات آنها و به طور کلی دستیابی به یک تحلیل جامعه شناسانه و روانشناسانه از اوست که چراغی روشن فرا راه روابط عمومی نهاده شده و گام نخست برای کار عملی منظم و برنامه ریزی شده در روابط عمومی برداشته می‌شود چرا که بر اساس نظریه هدف گیری مخاطب، کار ارتباطی که بدون ارزیابی نظر مخاطبان صورت می گیرد شبیه وضعیت کسی است که بخواهد با امید به شکار پرنده به سوی آسمان بیکران مسلسل بگشاید.
طبقه بندی مخاطبان یکی از مهمترین اقدامات برای شناخت کافی و لازم از مخاطبان است مخاطبان را بر اساس معیارهای مختلفی میتوان طبقه بندی کرد از نظر کمیت آنان را می توان به مخاطبان عام و خاص طبقه بندی کرد از نظر موضع گیری در پیام به مخاطبان موافق و مخالف از نظر نوع برخورد در قبال پیام به مخاطبان فعال و منفعل از نظر ظهور و بروز به مخاطبان بالقوه و بالفعل و از نظر ارتباط با سازمان به مخاطبان درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم کرد.
۴ـ تعیین پیامهای روابط عمومی
پیام شما چیست؟ شما می خواهید چه چیزی را به مخاطبان خود بفهمانید؟ در هر حال پیامها در موقعیتها و سازمانهای مختلف با هم تفاوت دارند. در برنامه های روابط عمومی پس از ترسیم اهداف و شناسایی مخاطب، باید پیام یا پیامهای جداگانه ای را برای هر هدف، مشخص ساخت که این پیام ها براساس اهداف کوتاه مدت یا بلند مدت روابط عمومی متفاوتند.
پیامهایی که به منظور بیان اهداف روابط عمومی در نظر گرفته می شود باید به صورت صریح و یا غیرصریح در ذهن برنامه ریز مطرح باشد. این پیامها باید از چنان کلیتی برخوردار باشد که همه جنبه های برنامه ها را شامل شود ولی در عین حال باید قابل تجزیه هم باشند به نحوی که در صورت لزوم بتوان آنها را به پیامهای فرعی دیگری برای جلب مخاطبان و یا اشاره به مسایل ویژه ای تبدیل کرد. مثلاً یک شعار تبلیغاتی مربوط به ایمنی خودرو ممکن است بر این پیام که «خودروها می توانند اسلحه باشند، خودرویتان را ایمن کنید، مبتنی باشد یا در مورد ایمنی راننده خودرو می توان به وی توصیه لازم را ارایه داد ولی برای پشتیبانی از این پیام می توان از پیامهای فرعی مانند «کمربند ایمنی را به کار برید» استفاده کرد. یا به کودکان گفت: «از والدین خود بخواهید از کمربند ایمنی استفاده کنند». شیوه های اجرای پیام استراتژیک نیز نکته مهمی است که باید مدنظر قرار گیرد، این که آیا پیام باید از طریق گزارشهای رسانه ای، یا برپایی مراسم ویژه، سرمایه گذاری مشترک در طرحهای هنری و اجتماعی یا از طریق دیگری رسانده شود، در این بخش باید نسبت به آن اقدام کرد و در این فصل از برنامه ریزی این شیوه ها و راهکارها را ارایه داد.
همچنین پیامها می توانند در قالب تبلیغات وسیع ارایه شوند یا از طریق نماد و علامت مشخص به مخاطب منتقل گردد. در طراحی پیامها، توجه به نوع نگرش مخاطب و نیز زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نقش بسزایی دارد. بنابراین در زمان پیام سازی بررسی مجدد مخاطب ضروری خواهد بود.
۵ـ تدوین استراتژی اطلاع رسانی
استراتژیها و راهبردها عنصر کلیدی برنامه شما هستند. استراتژی ها شما را در یافتن علایق مخاطبان شما و انتقال پیام به آنها کمک می کند. به نحوی که اساس برنامه روابط عمومی به شمار می رود. به طور خلاصه می توان فهرستی از استراتژیهای یک برنامه روابط عمومی را به شرح ذیل برشمرد:
الف) توسعه مستمر اطلاعات روابط عمومی
ب) استفاده از طیف گسترده رسانه های گروهی برای انتقال پیام
ج) تبلیغ و ترفیع موقعیت سازمان به عنوان یک منبع سازمان مفید اجتماعی و مسئولیت پذیر در جامعه
د) برقراری و توسعه ارتباط با رسانه ها
ه) معرفی جایگاه و موقعیت سازمان به عنوان یکی از. . . (متناسب با سازمان مربوطه تفاوت دارد)
و) هماهنگی بیشتر با سایر اعضای کلیدی سازمان

۶ – تدوین برنامه زمانبندی
وجود جدول زمان بندی معمولا در اقدامات و برنامه های گسترده و یا هنگامی که زمان برنامه یا پروژه اهمیت زیادی در تاثیر گذاری آن دارد، مفید است. تفکیک و تقسیم‎بندی فعالیتها برحسب اولویت‎های زمانی حسب امکانات موجود و ضوابط فنی از اصول اولیه مدیریت اجرایی می‎باشد. انجام فعالیت‎های فرهنگی و اجتماعی وقتی اثربخش خواهند بود که علاوه بر هدفمداری به پارامتر مهم زمان توجه ویژه داشته باشیم.
۷ – تدوین جدول بودجه‌بندی
بودجه برنامه و یا پروژه روابط عمومی می تواند شامل جزئیات و ریز ارقام و یا ارزیابی کلی هزینه ها باشد که بستگی به ماهیت برنامه دارد.

شرایط توفیق برنامه روابط عمومی
به طور کلی برای توفیق کامل یک برنامه ارتباطی و برنامه عمل روابط عمومی مناسب، وجود چهار شرط لازم است:
۱- بهره مندی از مبانی نظری و منطق قوی: تامین این شرط باعث می شود برنامه دچار شکست و ناکامی نشود و در کلیه مراحل برنامه ریزی روشها و راه حل های انتخابی درست انتخاب شوند.
۲- توجه به اصول مهندسی برنامه: منظور از اصول مهندسی برنامه انتخاب وسایل ارتباطی مناسب برای نیل به اهداف برنامه و بازرسی مستمر بر پیشرفت برنامه و ایجاد تغییرات احتمالی در برنامه است.
۳- آموزش: آموزش از جمله ابزارهایی است که ضریب توفیق برنامه را افزایش
می دهد آشنایی نیروهای انسانی روابط عمومی با اصول برنامه های روابط عمومی، شیوه های نیل به اهداف، ابزارهای لازم برای توفیق برنامه ها و نیز شیوه های عمل برای ایجاد تغییرات لازم در برنامه در حین اجرا بخشی از این آگاهی هاست که باید به آمورش آنها همت گماشت.
۴- ضمانت اجرا: منظور از ضمانت اجرا فراهم آوردن تمهیدات قانونی است که انجام همکاریهای لازم با روابط عمومی را برای توفیق برنامه عملی روابط عمومی به رسمیت می شناسد تخصیص اعتبارات لازم و اعمال همکاریهای ضروری بخشی از این تمهیدات هستند.

واژه بودجه و تعاریف آن  :
واژه بودجه در فارسی از زبان فرانسه اقتباس شده و در فرانسه نیز از انگلیس اقتباس شده است. علت این امر آن است که رویه تنظیم بودجه و به تصویب رساندن آن در پارلمان ابتدا از کشور انگلستان شروع شده است.
واژه بوژت (Bouget) یک واژه فرانسه قدیم است و به کیف چرمی اطلاق می شده است که وجوه نقد را در آن نگهداری میکردند. ‌بدین جهت ابتدا کیف چرمی که محتوی صورت مخارج و درآمدهای دولت انگلیس بوده و وزیر دارائی انگلیس آن را با خود به پارلمان می آورده و صورتهای مخارج و درآمدهای مملکتی را از آن کیف خارج کرده و برای تصویب به پارلمان عرضه میداشته است در انگلیس Budjet نامیده می شد. بتدریج معنی اصطلاح بودجه از خود کیف تبدیل به محتویات آن شد. بعدا که به تدریج صورتهای مزبور در یک صورت واحد گنجانده شده است. ‌این صورت بنام باجت در انگلیس و بودجه در فرانسه نامیده شده و در سایر زبانها نیز همین کلمه بکار برده شد.
قبل از انقلاب مشروطه چنین واژه ای در زبان فارسی به کار نمی رفته است و پس از آن چون قانون اساسی ایران بیشتر، از قوانین اساسی بلژیک و فرانسه ترجمه و اقتباس شده این واژه نیز همراه قوانین مالی فرانسه ترجمه و وارد قانون محاسبات عمومی ایران و زبان فارسی گشته است.
برای بودجه تعریف های فراوانی شده است که برای نمونه برخی از آنها در زیر آورده می شود، با توجه به اینکه در کتب مختلف این تعاریف ذکر شده است لذا ما آنها را از کتاب بودجه تألیف علیمحمد اقتداری  ـ منوچهر تهرانی ـ مهرداد اتحاد چاپ پنجم از انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی سال ۱۳۵۷ ، صفحه ۳۷ بیان
می نمائیم :
۱. بودجه در واقع عبارت از یک طرح مالی می باشد، ‌در این طرح نیازمندیهای پولی دولت به طور کامل برای مدت محدودی پیش از وقت تعیین می گردد. در برابر نیازمندیهای هزینه اقلام درآمد پیش بینی می شود.
۲. بودجه عبارت است از طرحی جامع در قالب اصطلاحات مالی که به وسیله آن یک برنامه جاری برای مدت معینی اجرا میگردد.
۳. بودجه برنامه مالی است برای عملیات آتی
۴. بودجه عبارت است از بیان مالی و یا مقدار سیاستی که در طول مدتی معین از زمان آینده برای وصول به هدف تعیین شده ای باید تعقیب شود.
۵. بودجه یکی از وسایل مالی نظارت قوه مقننه بر دولت و نشان دهنده اشکال مالی مداخله دولت در فعالیت های اقتصادی کشور است.
۶. بودجه یک سند مالی است مربوط به درآمدها و هزینه های دولت
۷. بودجه، ‌در اصطلاح کلی ،‌یک برنامه مالی است برای مدت محدودی از زمان و بودجه دولت عبارت است از برآورد هزینه ها و پیش بینی درآمدها برای یک دوره آتی که همراه آن درآمدها و هزینه های قطعی سال گذشته و جاری نیز ارائه می شود.
۸. بودجه :
– یک برنامه کار است.
– یک پیش بینی است.
– یک مجوز است.
و میتواند یک معیار هزینه و یک ضابطه سنجش کارآئی دستگاهها باشد.
۹.  تعریف زیر مربوط است به قانون محاسبات عمومی کشور مصوب ۱/۶/۱۳۶۶ مجلس شورای اسلامی، در این قانون، بودجه کل کشور چنین تعریف شده است:
بودجه کل کشور برنامه مالی دولت است که برای یک سال مالی تهیه و حاوی پیش بینی درآمد ها و سایر منابع تامین اعتبار و برآورد هزینه ها برای انجام عملیاتی که منجر به نیل سیاست ها و هدف های قانونی می شود.

فلسفه وجودی بودجه
در تعریف علم اقتصاد دو عنصر اساسی وجود دارد.
۱- نیازهای نامحدود بشر
۲- امکانات محدود طبیعی
انسانها در طول تاریخ سعی کرده اند که با قوه تعقل و قدرت تجزیه و تحلیل خود با توان پیش بینی و تخمین درآمدها و هزینه ها و در نهایت با توسل به برنامه ریزی با حداقل امکانات، حداکثر مطلوبیت و بهره وری را نصیب خود نماید.
لذا فلسفه وجودی بودجه نویسی دو عامل است یکی نیازهای نامحدود بشر و دوم منابع و امکانات محدود که در اختیار انسان قرار دارد.
به طور خلاصه به منظور استفاده حداکثر از منابعی که در اصطلاح اقتصادی کمیابند به صورتی که بتوان با صرف حداقل هزینه، حداکثر منافع را از منابع کمیاب جامعه بدست‌ آورد، فلسفه اصلی وجودی بودجه نامیده می‌شود.

مزایای بودجه بندی
۱- همواره اطلاعات در مورد درآمدها و هزینه‌ها و حجم فعالیتها را ارائه میدهد و نزدیکترین و با صرفه ترین راهها برای انجام برنامه ها و رسیدن به اهداف انتخاب می گردد.
۲- بودجه کمک می کند که با حداقل امکانات، حداکثر کارایی در اقتصاد ایجاد شود.
با توجه به گریز ناپذیر بودن حضور دولت در اقتصاد، بودجه ابزار مهم دخالت دولت در اقتصاد است. دولت از طریق بودجه می تواند به مقابله با نوسانات اقتصادی و کنترل رکود، تورم بپردازد برنامه های
مختلف را در کل کشور هماهنگ کند یا بعبارت دیگر با بودجه ریزی بین برنامه های مختلف دولت در امور اقتصادی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی هماهنگی کنند.
۳- بودجه دولت را در دستیابی به اهداف یاری می دهد.
۴- امکان نظارت بر دولت و دستگاههای اجرایی را فراهم می کند.

اصول بودجه :
هر دانش و فنی بر اصولی استوار است و بودجه از این قاعده مستثنی نیست. بدیهی است میزان نفوذ این اصول در اوضاع و احوال ویژه هر کشور و سازمان در مکان و زمانهای گوناگون، متفاوت است، و حتی ممکن است برخی از اصول با شرایطی نادیده گرفته شوند.
اصول بودجه بشرح زیر هستند:
۱- اصل سالانه بودن:
اصل سالانه بودن می‌گوید که بودجه برای یک سال خورشیدی تهیه می‌شود. این اصل بر واقعیتهای علمی و طبیعی استوار است و ریشه در تاریخ، آیین‌ها و سنت‌های ملتها دارد.
دوره سالانه در اکثر کارها و فعالیتهای اقتصادی سنتی مانند دامداری ، ماهیگیری، صنایع دستی نمود و بازتاب دارد. بودجه پیش‌بینی است و ماهیت آینده‌نگری دارد . هر اندازه پیش‌بینی زمان بیشتری را شامل گردد امکان لغزش و از نظر دور ماندن عوامل اثرگذار در کار بیشتر خواهد بود. لذا زمان پیش‌بینی نباید طولانی باشد کاهش دادن گردش کار بودجه به کمتر از یک سال نیز باعث بروز مشغله بیهوده می‌شود.
چون بودجه یک برنامه است، تعیین تکلیف مجریان آن دست کم به مدت یک سال ضروری است. ضمناً امکان فرصت بررسی و نظارت برای نمایندگان مردم نیز دست کم سالی یک بار فراهم می‌گردد. استثناهای وارد بر این اصل در ایران بودجه‌های ۱۲/۱  و۱۲/۲   و ۱۲/۳   و …. یعنی بودجه‌های یک ماهه دو ماهه و … می‌باشد که تصویب این نوع بودجه‌ها را باید معلول ناتوانی دولتها در ارائه بودجه سالیانه یا بحرانهای سیاسی اقتصادی و مالی دانست. منظور از بودجه ۱۲/۱ یعنی بودجه‌ای که معادل۱۲/۱  بودجه مصوب سال قبل است.
در سال ۱۳۵۹ تصویب بودجه ۱۲/۲ که معادل ۱۲/۲  بودجه مصوب سال ۱۳۵۸ بود مورد تصویب مجلس قرار گرفت.

۲- اصل تعادل:
تعادل در هر موضوعی شرط بسامانی و ماندگاری است.
اصل تعادل بودجه به مفهوم برابری درآمدها و هزینه‌های دولت در یک دوره یا سنه مالی است.
این نظریه مربوط به دانشمندان کلاسیک علم اقتصاد بوده و در شرایط کنونی از قاطعیت چندانی برخوردار نیست ، و برای توسعه اقتصادی از سیاست کسر بودجه استفاده می‌شود.
در بعضی اوقات عدم تعادل بودجه برای توسعه اقتصادی حتی مفید شمرده می‌شود.
در زمان حال، اصل تعادل اقتصادی مورد نظر است نه تعادل بین ارقام درآمد و هزینه.
به این اصل باید مفهومی جامع‌تر از تعادل و توازن میان درآمدها و هزینه‌های دولت داد، و از قرن بیستم به بعد تعادل بودجه با مفهومی فراتر از تعریف فوق به بودجه‌ای که اجرای آن باعث تعادل میان عوامل ،  متغیرها و نیروهای اقتصاد ملی گردد، گفته می‌شود. دانشمند بزرگ جان منیاردکینز در تحقیقات خود نشان داد که اهمیت دیگر  هدفها در تعادل بودجه مانند اشتغال، چشمگیر است.

۳- اصل جامعیت:
از اصل جامعیت بودجه دو مفهوم زیر برداشت می‌شود:
اولاً بودجه باید شامل همه درآمدها و منابع، و تمام هزینه‌های و مصارف باشد.
ثانیاً ارقام منظور در بودجه باید به طور ناخالص بدون آنکه درآمدها از هزینه‌ها تهاتر گردند در سند بودجه درج شود. در پی این اصل ، ضرورت تمرکز درآمدها و دریافت‌های وزارتخانه‌ها و دستگاههای دولتی و عمومی در خزانه کل و انجام  هزینه‌های مصوب از آن محل و در چهارچوب اعتبارات مربوط مطرح گردید. (موضوع اصل ۵۳ قانون اساسی)
با مفهوم فوق گاهی از اصل تمرکز بودجه و گاهی از اصل عدم تخصیص به عنوان یکی از اصول بودجه یاد می‌کنند. منظور از اصل عدم تخصیص این است که درآمد ویژه‌ای از آغاز به هزینه‌های خاص تخصیص داده نشود. البته تعمیم دادن این اصل به شرکتهای دولتی با توجه به ماهیت حقوقی و سازمانی آنها و با توجه به ساز و کار تصویب، اجرا و نظارت بودجه در این گونه سازمانها ، منطقی به نظر نمی‌رسد.
ضمناً رعایت این اصل انگیزشهای وصول را کاهش می‌دهد. هرچند عدم رعایت آن باعث می‌شود تا منابع آزادی وجود نداشته باشد تا به اعتبارات مربوط به امور عمومی و اعمال حاکمیت دولت تخصیص داده شود.

۴- اصل وحدت:
منظور از اصل وحدت این است که برای یک دوره (یک سال خورشیدی) تنها یک بودجه تهیه و اجرا شود.
اگر آمارها و اطلاعات ، کافی نبوده و روش‌ها علمی نباشند، اصلاح و بازنگری در بودجه گریزناپذیر خواهد بود.
ثبات نسبی محیط و زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در وحدت یا تعدد بودجه اثر بسیار دارد.
متمم بودجه یکی از موارد استثنا بر اصل وحدت بودجه است. علت تهیه و پیشنهاد متمم بودجه معلول هزینه‌های اتفاقی پیش‌بینی نشده است که معمولاً هنگام تهیه بودجه نمی‌توان در ارقام بودجه‌ای منظور گردد، مانند هزینه‌های جنگ تحمیلی در شهریورماه  ۱۳۵۹ که بلافاصله لایحه متمم بودجه تقدیم مجلس شورای اسلامی گردید. دیگری وجود درآمدهای اتفاقی پیش‌بینی نشده مانند افزایش قابل ملاحظه درآمد نفت در سال ۱۳۵۳ که منتهی به لایحه متمم بودجه گردید.

۵- اصل تفصیل:
در این اصل توصیه می‌شود که بودجه دولت باید به صورت مشروح به ریز و جزء و به تفصیل تهیه و تنظیم و به مجلس پیشنهاد گردد.
بودجه باید به طور مشروح به صورت دستگاهی و موضوعی، درآمدها را طبقه‌بندی و هزینه‌های هر دستگاه را در قالب برنامه‌ها و مواد هزینه به صورت جاری و عمرانی و اعتبارات عمرانی به صورت ملی و استانی یا شهری و روستایی در لایحه بودجه درج و به مجلس پیشنهاد گردد.
درصورت عدم رعایت این اصل ، نظارت پارلمانی بخصوص نمایندگان مردم و دیوان محاسبات بر درآمدها و هزینه‌های مملکتی به نحو موثر و کامل تحقق نخواهد یافت . در کشور ما قبل از سال ۱۳۴۴ بودجه به صورت یک جزوه چند برگی به مجلس می‌رفت و تصویب می‌شد و بودجه تفضیلی هر دستگاه در کمیسیون بودجه مورد بررسی و تصویب قرار می‌گرفت.

۶- اصل تخصیص:
طبق این اصل ، تمام ارقام مندرج در قانون بودجه می‌باید به همان ترتیبی که در قانون بودجه تعیین گردیده وصول و یا به مصرف برسد. به تعبیر دیگر در ساختار و طبقات برنامه‌ و بودجه هر اعتبار باید به جایگاه و موضوع معینی اختصاص داشته باشد و جابجایی اعتبارات از طبقه‌ای به طبقه دیگر و از واحد یا نهادی به واحد و نهاد دیگر ممنوع است.
این اصل استثناهای محدودی دارد که اجازه انتقال اعتبار را طبق قانون با طی تشریفاتی می‌دهد و از آن تحت عنوان اصل انعطاف‌پذیری یاد می‌شود.

۷- اصل نرمش یا انعطاف‌پذیری
اصل انعطاف پذیری به زبان مالی یعنی اصلاح بودجه و آن عبارت است از تغییر و جابجایی در مواد هزینه‌ و برنامه‌های دستگاه بدون آنکه در جمع اعتبارات مصوب تغییری بعمل آید.
قابل توجه است که اصل تخصیص با اصل انعطاف پذیری در مقابل یکدیگر و خنثی کننده هم هستند و نکته قابل اهمیت این است که ضمن رعایت اصل تخصیص تا اندازه‌ای اصل انعطاف پذیری نیز باید در قانون بودجه لحاظ گردد.بدیهی است در اوضاع و احوال بی‌ثبات اقتصادی کشور اصل انعطاف‌پذیری بودجه بیشتر مطلوب و مورد نیاز است تا زمان ثبات اقتصادی و آرامش و امنیت سیاسی و اقتصادی.

۸- اصل تحدیدی بودن هزینه‌ها:
منظور از این اصل آن است که حداکثر پرداختها در حد اعتبار مصوب می‌باشد و تجاوز از آن ممنوع است.
۹- اصل تقدم درآمدها بر هزینه‌ها:
این اصل بیانگر آن است که باید نخست درآمدها و منابع را برآورد و آن گاه متعادل با‌آن هزینه‌ها و مصارف را پیش‌بینی کرد.
البته برخی معتقدند که رعایت این اصل بی‌معناست و اصل را بر درستی و بجا بودن هزینه‌ها می‌دانند.

طبقه بندی بودجه در بودجه کل کشور
طبقه‌بندی بودجه چیست؟

‌طبقه‌بندی آرایش سازمان یافته‌ای از بودجه است که تسهیلات لازم را در جهت تصمیم‌گیری، تفکر، ‌انتخاب، چگونگی کیفیت، مدیریت اجرا و نظارت بر آن را فراهم می‌آورد.
هدفهای طبقه‌بندی در بودجه را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:
۱ـ تسهیل در تصمیم‌گیری
۲ـ برنامه‌ریزی
۳ـ اصلاح سیستم و بهبود روشها
۴ـ تجزیه و تحلیل از هزینه‌ها
‌بدین جهت بودجه دولت که آئینه تمام نمایی از فعالیتها و عملیات دولت است در ‌قالب‌هایی به شرح زیر طبقه‌بندی می‌شود:
ماده یک قانون محاسبات عمومی بیان می کند که بودجه کل کشور از سه قسمت به شرح زیر تشکیل
می شود:
الف- بودجه عمومی دولت
ب- بودجه شرکتهای دولتی و بانکها
ج- بودجه موسسات انتفاعی وابسته به دولت

بودجه عمومی دولت
بودجه عمومی دولت شامل منابع و مصارف شامل موارد ذیل است:
الف- منابع بودجه عمومی دولت: منابع بودجه عمومی دولت به سه دسته به شرح زیر تقسیم شده است:

دسته اول: درآمدها
درآمدهای به دو دسته کلی عمومی و اختصاصی تقسیم می‌شوند. درآمدهای عمومی مطابق ماده ۱۰ ق.م.ع. عبارتست از درآمدهای وزارتخانه ها و موسسات دولتی و مالیات و سود سهام شرکتهای دولتی و درآمد حاصل از انحصارات و مالکیت و سایر درآمدهایی که در قانون بودجه کل کشور تحت عنوان درآمد عمومی منظور می شود.
مطابق ماده ۱۴ ق.م.ع درآمد اختصاصی عبارتست از درآمدهایی که به موجب قانون برای مصرف یا مصارف خاص در بودجه کل کشور تحت عنوان درآمد اختصاصی منظور گردد.
همچنین می توان درآمدها را به دسته کلی تر با عنوان درآمدهای متمرکز (ملی) و درآمدهای غیرمتمرکز (استانی) تقسیم کرد.
حساب درآمدهای عمومی شامل موارد زیر می باشند:
۱ – درآمدهای مالیاتی
۲ – درآمدهای ناشی از کمکهای اجتماعی
۳ – درآمدهای حاصل از مالکیت دولت
۴ – درآمدهای حاصل از فروش کالاها و خدمات درآمدهای حاصل از جرایم و خسارات
۵ – درآمد متفرقه

دسته دوم: واگذاری دارایی های سرمایه‌ای
۱ – منابع حاصل از نفت و فرآورده های نفتی
۲ – درآمد حاصل از فروش اموال منقول و غیرمنقول شامل:
– فروش ساختمان‌ها و تأسیسات دولتی
– منابع حاصل از فروش و واگذاری اراضی
– منابع حاصل از فروش ماشین‌آلات و تجهیزات دستگاههای دولتی
– منابع حاصل از فروش و واگذاری سایر دارائی‌های سرمایه‌ای

دسته سوم : واگذاری دارایی های مالی
۱ – منابع حاصل از فروش اوراق مشارکت
۲ – منابع حاصل از استفاده از تسهیلات خارجی
۳ – منابع حاصل از استفاده از موجودی حساب ذخیره ارزی
۴ – منابع حاصل از دریافت اصل وامها
۵ – منابع حاصل از واگذاری شرکتهای دولتی
۶ – منابع حاصل از برگشتی پرداختهای سالهای قبل
۷ – منابع حاصل از واگذاری معادن و طرحهای تملک دارایی های سرمایه ای

مصارف بودجه عمومی دولت
مصارف بودجه یا هزینه‌ها را با توجه به اهدافی که از آنها مد نظر است به چهار دسته طبقه‌بندی می‌نمایند:
۱- طبقه بندی بر اساس مواد هزینه
۲- طبقه‌بندی عملیاتی
۳- طبقه‌بندی سازمانی
۴- طبقه‌بندی اقتصادی

طبقه‌بندی بر اساس مواد هزینه:
مصارف بودجه عمومی دولت یا هزینه‌ها به سه دسته کلی هزینه ها، تملک دارایی های سرمایه ای و تملک دارایی مالی تقسیم می شوند. این نوع دسته بندی را طبقه‌بندی بر اساس مواد هزینه گویند.

دسته اول : هزینه ها
اعتبارات هزینه‌ای، ‌اعتباراتی هستند که ظرفیت‌های موجود دولتی را حفظ و نگهداری می‌نمایند ‌و موجبات اعمال حاکمیت دولت را میسر می‌سازند. مانند هزینه‌های نگهداری‌ پادگان‌های نظامی، هزینه نگهداری مدارس، بیمارستانها، دانشگاهها و هزینه‌های‌ نگهداری وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی و از این قبیل.
این قسمت قبل از سال ۱۳۸۱ با عنوان اعتبارات جاری مطرح بود، هدف از این هزینه‌‌ها، انجام کارهای عادی و روزمره، نگهداری و بهره‌برداری از ظرفیت‌ها و امکانات موجود و اداره کردن سازمان است.
هدف از این هزینه‌ها سرمایه‌گذاری و ایجاد دارایی ثابت نیست.
هزینه‌های جاری همیشگی هستند ، یعنی تا سازمان هست و فعالیت دارد ، این هزینه‌ها نیز هستند و ادامه دارند به همین دلیل آنها را جاری یا عادی می‌خوانند.
‌ هزینه‌های جاری به انواع پرسنلی و غیر پرسنلی بخش شده‌اند.
در حال حاضر این هزینه‌‌ها دارای ۷ فصل به شرح ذیل می باشد:
فصل اول : جبران خدمات کارکنان
کلیه پرداختهای نقدی و جنسی که طی یک دوره مالی به کارکنان شاغل در قبال انجام کار به صورت حقوق و دستمزد پرداخت می شود. به استثنای حق الزحمه کارکنان طرح، حقوق و دستمزد کارکنانی که در استخدام واحدهای دولتی نیستند، که در فصل دوم (استفاده از کالا و خدمات) منظور می شوند.

فصل دوم: استفاده از کالاها و خدمات
عبارت است از مجموع ارزش کالا و خدمات استفاده شده توسط دولت که:
۱- در فرآیند تولید بکار گرفته شده است.
۲- می تواند کالای خریداری شده برای فروش مجدد باشد.
۳- کالا یا خدمات قبل مصرف برای نگهداری بعنوان موجودی باشد.
کالا و خدمات تملک شده برای انتقال اجناس به کارکنان یا کمک های بلاعوض در این طبقه بندی قرار ندارد. همچنین کالا و خدمات استفاده شده در ایجاد دارایی های ثابت خارج از محدوده این طبقه بندی
می باشد پرداختهایی که بابت ابزار، تجهیزات، لباس مخصوص کار و یا سایر اقلامی که بطور خاص یا عموما به آنها در جهت انجام کارشان کمک می کند در این قسمت قرار دارند.

فصل سوم: هزینه های اموال و دارایی
هزینه بدهی های ایجاد شده در بخش عمومی دولت، سود و کارمزد وامهای دریافتی و سود اوراق بهادار و اجاره و کرایه یک دارایی ثابت که در تملک استفاده کننده قرار دارد. در این فصل قرار می گیرد.

فصل چهارم: یارانه
هزینه های یک جانبه ای است که دولت به دستگاههای اجرایی یا بر اساس سطح فعالیتهای تولید یا بر حسب مقادیر یا ارزش کالا و خدمات تولید شده یا فروخته شده و یا وارد شده توسط شرکتهای دولتی به آنها پرداخت می کند. پرداختهای مربوط به کمک زیان شرکتهای دولتی نیز در این گروه قرار دارند، یارانه در شرایط فعلی به تولید کنندگان پرداخت می‌گردد.

فصل پنجم : کمک های بلاعوض
هزینه های یک جانبه غیر اجباری است که به صورت نقدی یا به نوعی دیگر به صورت جنسی یا خدمات فنی و اجرایی به واحدهای دیگر دولتی و یا سازمانهای بین‌المللی پرداخت می‌گردد.

فصل ششم: رفاه اجتماعی (کمکهای اجتماعی)
هزینه های منافع اجتماعی به صروت پرداختهای شغلی یک طرفه به خانوارهای نیازمند به دلایل بیماری، بیکاری، بازنشستگی یا شرایط خاص خانوادگی پرداخت می‌شود. این منافع ممکن است به صورت نفدی یا به نوعی دیگر توسط واحدهای دولتی پرداخت می گردد. کالاها و خدمات تدارک شده به این منظور در این قسمت درج می شود. کمک هزینه عائله مندی، حق اولاد، صدمات ناشی از حادثه، مرخصی زایمان، پاداش پایان خدمات، کمک هزینه فوت، هزینه ایام بیکاری بعنوان مزایای اجتماعی سهم کارفرما طبقه بندی می شوند.

فصل هفتم، سایر هزینه ها
داد و ستدهایی که در گروههای(ششگانه) فوق الذکر طبقه بندی نشده باشد، دادو ستدهای مربوط به هزینه اموال و دارایی ها مانند بهره، سود وامها، مالیاتها، و جرائم و غرامت و خسارات وضع شده از طرف یک کشور دیگر یا انتقال پرداخت به نهادهای غیر انتفاعی ارائه کننده خدمات به خانوارها و پرداختهای مربوط به استفاده از دارایی های سرمایه ای و دیگر کمکهای بلاعوض سرمایه ای به استثنای حق بیمه عمر و دعاوی.
با توجه به ۷ فصل هزینه ای فوق این طور بر می آید که از سال  ۱۳۸۱ ، در اعتبارات هزینه فقط اقلام مصرفی وجود دارد و اقلام غیر مصرفی وجود ندارد.

مواد هزینه مربوط به فصول هفتگانه فوق در جدول پیوست ذکر شده است.

۱۰۰۰۰

فصل اول ـ جبران خدمت کارکنان

۱۰۱۰۰ حقوق و دستمزد
۱۰۱۰۱ حقوق و دستمزد کارکنان رسمی
۱۰۱۰۲ حقوق و دستمزد کارکنان غیر رسمی
۱۰۱۰۳ حقوق و دستمزد کارگران مشمول قانون کار
۱۰۱۰۴ حقوق و دستمزد کارکنان خارجی
۱۰۱۰۵ حقوق و دستمزد ایام مرخصی
۱۰۱۰۶ حق التدریس
۱۰۱۰۷ حق التحقیق
۱۰۱۹۹ سایر حقوق و دستمزد
۱۰۲۰۰ فوق العاده ها و مزایای شغل
۱۰۲۰۱ فوق العاده شغل
۱۰۲۰۲ فوق العاده مخصوص
۱۰۲۰۳ فوق العاده سختی محیط کار
۱۰۲۰۴ فوق العاده بدی آب و هوا
۱۰۲۰۵ تفاوت تطبیق
۱۰۲۰۶ فوق العاده محرومیت از تسهیلات زندگی
۱۰۲۰۷ فوق العاده محل خدمت
۱۰۲۰۸ فوق العاده اشتغال خارج از کشور
۱۰۲۰۹ کمک هزینه عائله مندی
۱۰۲۱۰ کمک هزینه اولاد
۱۰۲۱۱ حق سرپرستی
۱۰۲۱۲ همطرازی
۱۰۲۱۳ حق جذب
۱۰۲۱۴ فوق العاده جذب مناطق محروم
۱۰۲۱۵ اضافه کار و کشیک
۱۰۲۱۶ پاداش
۱۰۲۱۷ عیدی
۱۰۲۱۸ فوق العاده نوبت کاری
۱۰۲۱۹ حق محرومیت از مطب
۱۰۲۲۰ حق مسکن
۱۰۲۲۱ کارانه
۱۰۲۹۹ سایر مزایا و فوق العاده ها

۲۰۰۰۰

فصل دوم استفاده از کالاها و خدمات
۲۰۱۰۰ مأموریت و نقل و انتقال کارکنان
۲۰۱۰۱ هزینه سفر
۲۰۱۰۲ فوق العاده روزانه
۲۰۱۰۳ کرایه وسائل نقلیه
۲۰۱۰۴ بهای بلیط مسافرت
۲۰۱۰۵ هزینه نقل و مکان
۲۰۱۰۶ عوارض خروج از کشور
۲۰۱۰۷ هزینه گذرنامه
۲۰۱۹۹ سایر هزینه های مأموریت و نقل مکان
۲۰۲۰۰ حمل و نقل و ارتباطات
۲۰۲۰۱ حمل کالا و اثاثه دولتی
۲۰۲۰۲ بیمه کالا
۲۰۲۰۳ حقوق و عوارض گمرکی و سود بازرگانی
۲۰۲۰۴ حمل و نقل نامه ها و امانات پستی
۲۰۲۰۵ حق اشتراک صندوقهای پستی در داخل و خارج
۲۰۲۰۶ تلفن و فکس
۲۰۲۰۷ اجاره خطوط مخابراتی
۲۰۲۰۸ اینترنت
۲۰۲۹۹ سایر حمل و نقل و ارتباطات
۲۰۳۰۰ نگهداری و تعمیر دارائی های ثابت
۲۰۳۰۱ ساختمان و مستحدثات
۲۰۳۰۲ ماشین آلات و تجهیزات (اعم از ساکن و متحرک)
۲۰۳۰۳ وسائط نقلیه
۲۰۳۹۹ سایر دارائیهای ثابت
۲۰۴۰۰ نگهداری و تعمیر وسائل اداری
۲۰۴۰۱ میز و صندلی و مبلمان
۲۰۴۰۲ ماشین حساب
۲۰۴۰۳ ماشین تحریر
۲۰۴۰۴ ماشین فتوکپی
۲۰۴۰۵ لوازم صوتی و تصویری
۲۰۴۰۶ لوازم سرمایش و گرمایش
۲۰۴۰۷ رایانه
۲۰۴۹۹ سایر وسائل اداری
۲۰۵۰۰ چاپ و خرید نشریات و مطبوعات
۲۰۵۰۱ چاپ نشریات و مطبوعات
۲۰۵۰۲ چاپ دفاتر و اوراق اداری
۲۰۵۰۳ چاپ آگهی های اداری
۲۰۵۰۴ خرید نشریات و مطبوعات
۲۰۵۰۵ خرید دفاتر و اوراق اداری
۲۰۵۹۹ سایر هزینه های چاپ و خرید نشریات و مطبوعات
۲۰۶۰۰ تصویر برداری و تبلیغات
۲۰۶۰۱ عکاسی
۲۰۶۰۲ فیلمبرداری
۲۰۶۰۳ هزینه خدمات تبلیغاتی مانند خطاطی و نقاشی
۲۰۶۰۴ آگهی های تبلیغاتی
۲۰۶۹۹ سایر هزینه های تبلیغاتی
۲۰۷۰۰ تشریفات
۲۰۷۰۱ هزینه پذیرائی
۲۰۷۰۲ جشن و چراغانی
۲۰۷۰۳ حق سفره
۲۰۷۹۹ سایر هزینه های تشریفات
۲۰۸۰۰ هزینه های قضائی ،‌ثبتی و حقوقی
۲۰۸۰۱ حق الوکاله
۲۰۸۰۲ حق المشاوره
۲۰۸۰۳ هزینه های ثبتی
۲۰۸۰۴ هزینه های قضائی
۲۰۸۹۹ سایر هزینه های قضائی ، ثبتی و حقوقی
۲۰۹۰۰ هزینه های بانکی
۲۰۹۰۱ خرید دسته چک
۲۰۹۰۲ خرید سفته
۲۰۹۰۳ هزینه انتقال وجوه
۲۰۹۰۴ نگهداری اسناد و اشیاء قیمتی در بانکها
۲۰۹۹۹ سایر هزینه های بانکی
۲۱۰۰۰ آب و برق و سوخت
۲۱۰۰۱ آب (آشامیدنی و تصفیه نشده ) و یخ
۲۱۰۰۲ سوختهای حرارتی (نفت سفید ،‌گازوئیل ،‌گاز ،‌نفت کوره)
۲۱۰۰۳ سوخت وسائل نقلیه موتوری
۲۱۰۰۴ سوخت ماشین آلات سنگین
۲۱۰۰۵ برق
۲۱۰۹۹ سایر آب و برق و سوخت
۲۱۱۰۰ مواد و لوازم مصرف شدنی
۲۱۱۰۱ مصالح ساختمانی (گچ ، آجر ،‌سیمان ،‌آهک ….)
۲۱۱۰۲ ابزار و یراق ( کلید ، قفل ،‌دستگیره ….)
۲۱۱۰۳ لوازم سرویسهای بهداشتی (شیر آب ، سیفون ، ….)
۲۱۱۰۴ مواد شوینده ( صابون ، مایع دستشوئی و …)
۲۱۱۰۵ لوازم یدکی (مربوط به وسائل نقلیه ماشین آلات و…)
۲۱۱۰۶ کاغذ ، مقوا و لوازم التحریر
۲۱۱۰۷ مواد غذائی
۲۱۱۰۸ مواد غذائی برای بیمارستانها ، زندانها و اردوگاهها
۲۱۱۰۹ دارو و لوازم مصرفی پزشکی ،و …
۲۱۱۱۰ لوازم خواب و پوشاک
۲۱۱۱۱ کود ، سم ، بذر و نهال مصرفی
۲۱۱۹۹ سایر مواد و کالاهای مصرف شدنی
۲۱۲۰۰ هزینه های مطالعاتی و تحقیقاتی
۲۱۲۰۱ حق التألیف
۲۱۲۰۲ حق الترجمه
۲۱۲۰۳ خرید کتاب ،‌نشریات ،‌ نرم افزار رایانه ای و …
۲۱۲۰۴ هزینه برگزاری سمینارها و جلسات سخنرانی و ….
۲۱۲۹۹ سایر هزینه های مطالعاتی و پژوهشی
۲۱۳۰۰ حق الزحمه به اشخاص برای انجام خدمات قراردادی
۲۱۳۰۱ اجرای برنامه های آموزشی ، مذهبی ، فرهنگی ، هنری
۲۱۳۰۲ شرکت در جلسات
۲۱۳۰۳ تعلیم فنون
۲۱۳۰۴ حق الزحمه پزشکی
۲۱۳۰۵ حق الزحمه خدمات اشخاص حقوقی
۲۱۳۹۹ سایر اشخاص حقیقی
۲۱۴۰۰ حق عضویت
۲۱۴۰۱ حق عضویت سازمانها و مؤسسات بین المللی
۲۱۴۰۲ پرداختهایی که به موجب قراردادها و  تعهدات دولت یا ….

۳۰۰۰۰

فصل سوم ـ هزینه های اموال و دارائی
۳۰۱۰۰ سود و کارمزد وامها و تسهیلات بانکی
۳۰۱۰۱ سود و کارمزد وامهای داخلی
۳۰۱۰۲ سود و کارمزد وامهای خارجی
۳۰۱۰۳ سود اوراق مشارکت
۳۰۱۰۴ سود اسناد خزانه
۳۰۱۹۹ سود سایر اوراق بهادار
۳۰۲۰۰ اجاره و کرایه
۳۰۲۰۱ اجاره زمین و اراضی
۳۰۲۰۲ اجاره ساختمان و سایر مستحدثات
۳۰۲۰۳ اجاره ماشین آلات و تجهیزات
۳۰۲۰۴ کرایه لوازم و ابزار مختلف
۴۰۰۰۰ فصل چهارم ـ یارانه
۴۰۱۰۰ کمک زیان شرکتهای دولتی و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت
۴۰۱۰۱ کمک زیان شرکتهای دولتی
۴۰۱۰۲ کمک زیان مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت
۴۰۲۰۰ پرداخت مابه التفاوت قیمت کالا
۴۰۲۰۱ یارانه کالاهای اساسی
۴۰۲۰۲ یارانه کود شیمیائی ،‌بذور و سموم
۴۰۲۰۳ یارانه دارو
۴۰۲۰۴ یارانه دارو های دامی
۴۰۲۹۹ سایر کالاها
۴۰۳۰۰ پرداختهای انتقالی غیر سرمایه ایی به شرکتهای دولتی و

مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت

۴۰۳۰۱ شرکتهای دولتی
۴۰۳۰۲ مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت
۵۰۰۰۰ فصل پنجم ـ کمک های بلاعوض
۵۰۱۰۰ کمک بلاعوض به دولتهای خارجی
۵۰۱۰۱ سرمایه ای
۵۰۱۰۲ غیر سرمایه ای
۵۰۲۰۰ کمک بلاعوض به سازمان های بین المللی
۵۰۲۰۱ سرمایه ای
۵۰۲۰۲ غیر سرمایه ای
۵۰۳۰۰ کمک بلاعوض به سایر سطوح دولتی
۵۰۳۰۱ سرمایه ای
۵۰۳۰۲ غیر سرمایه ای
۷۰۰۰۰ فصل هفتم ـ سایر هزینه ها
۷۰۱۰۰ پرداختهای انتقالی به مؤسسات غیر انتفاعی
۷۰۱۲۰۰ مالیاتهای سرمایه ای و غیر سرمایه ای
۷۰۱۳۰۰ عوارض اجباری (مانندعوارض شهرداری)
۷۰۱۴۰۰ جرائمی که توسط یک واحد دولتی برای سطوح دیگر
۷۰۵۰۰ جرائم و عوارض دادگاهها
۷۰۶۰۰ پرداختهای مربوط به جبران صدمات و  ….
۷۰۷۰۰ پرداخت به کارکنان غیر شاغل
۷۰۸۰۰ بازخرید خدمت
۷۰۹۰۰ پرداختهای جبرانی در خصوص صدمات شخصی یا….
۷۱۰۰۰ پرداخت انتقالی سرمایه ای
۷۱۱۰۰ پرداخت حق بیمه مربوط به بیمه های عمر به شرکتهای بیمه
۷۱۲۰۰ اعتباراتی برای سرمایه گذاری بصورت کمک به مؤسسات و …
۷۱۳۰۰ پرداخت دیون
۷۱۹۰۰ سایر

۶۰۰۰۰

فصل ششم ـ رفاه اجتماعی
۶۰۱۰۰ حق بیمه
۶۰۱۰۱ بیمه اجتماعی کارمندان دولت
۶۰۱۰۲ بیمه درمان کارمندان دولت
۶۰۱۰۳ بیمه درمان اقشار آسیب پذیر
۶۰۱۰۴ بیمه درمان روستائیان
۶۰۱۰۵ بیمه درمان خویش فرمایان
۶۰۱۰۶ بیمه اجتماعی کارگران
۶۰۱۰۷ بیمه اجتماعی نیازمندان
۶۰۱۰۸ بیمه اجتماعی روستائیان
۶۰۱۰۹ بیمه درمان کارکنان نیروهای مسلح
۶۰۱۱۰ بیمه درمان ایثارگران
۶۰۱۱۱ بیمه درمان طلاب علوم دینی
۶۰۲۰۰ کمکهای رفاهی کارمندان دولت
۶۰۲۰۱ کمک هزینه مواد غذائی و نگهداری رستوران
۶۰۲۰۲ کمک هزینه بیماری و زایمان
۶۰۲۰۳ کمک هزینه سرویس حمل و نقل
۶۰۲۰۴ کمک هزینه مهد کودک
۶۰۲۰۵ استرداد مخارج انجام شده توسط کارکنان برای کالا و …
۶۰۲۰۶ پاداش پایان خدمت
۶۰۲۰۷ کمک به حساب پس انداز کارکنان دولت
۶۰۲۰۸ کمک هزینه ورزشی
۶۰۲۹۹ سایر کمکهای رفاهی کارمندان دولت
۶۰۳۰۰ کمکهای رفاهی گروههای خاص
۶۰۳۰۱ مستمری اقشار آسیب پذیر
۶۰۳۰۲ کمک به معلولین جسمی و ذهنی
۶۰۳۰۳ کمک به خانواده های ایثارگران و خانواده معظم شهدا
۶۰۳۰۴ پرداخت کمکهای موردی به اقشار آسیب پذیر
۶۰۳۰۵ کمک به مراکز غیر دولتی و خانواده ها و ….
۶۰۳۰۶ کمک به رسیدگی و سازماندهی آسیب دیدگان اجتماعی
۶۰۳۰۷ کمک به پیشگیری از آسیب های اجتماعی و معلولیتها
۶۰۳۹۹ سایر کمکهای رفاهی گروههای خاص
۶۰۴۰۰ کمکهای رفاهی دانش آموزان و دانشجویان
۶۰۴۰۱ صندوقهای رفاه دانشجویان
۶۰۴۰۲ کمک هزینه تغذیه دانشجویان
۶۰۴۰۳ کمک هزینه رفت و آمد دانشجویان
۶۰۴۰۴ کمک هزینه رفت و آمد دانش آموزان
۶۰۴۰۵ هزینه های مربوط به اردوها و وسائل و  …
۶۰۴۰۶ کمک هزینه تحصیلی
۶۰۴۰۷ کمک به تغذیه ،‌پوشاک و لوازم التحریر و …
۶۰۴۹۹ سایر هزینه های رفاهی دانش آموزان و دانشجویان
۶۰۵۰۰ کمک های رفاهی بازنشستگان
۶۰۵۰۱ حقوق وظیفه و مستمری بازنشستگان و موظفین قبل از ۱۳۵۴
۶۰۵۰۲ حق عائله مندی و اولاد بازنشستگان و موظفین
۶۰۵۰۳ افزایش حق عائله مندی و اولاد بازنشستگان
۶۰۵۰۴ پرداخت بیمه درمان مکمل بازنشستگان ،‌لشکری و کشوری
۶۰۵۰۵ پرداخت حق بیمه عمر و حوادث بازنشستگان لشکری و ….
۶۰۵۰۶ کمک هزینه ازدواج فرزندان بازنشستگان
۶۰۵۹۹ سایر کمکهای رفاهی بازنشستگان
۶۰۶۰۰ کمکهای رفاهی ایثارگران
۶۰۶۰۱ اجرای قانون حالت اشتغال برای ایثارگران مشمول
۶۰۶۰۲ کمک به اشتغال خانواده های ایثارگران
۶۰۶۰۳ کمکهای موردی به خانواده های ایثارگران
۶۰۹۰۰ سایر هزینه های رفاه اجتماعی
۶۰۹۰۱ کمک هزینه ایام بیکاری
۶۰۹۰۲ هزینه کارکنان فوت شده شامل: حمل جنازه ،‌کفن و دفن و …
۶۰۹۰۳ کمک هزینه ازدواج
۶۰۹۰۴ کمک هزینه کاغذ ،‌چاپ و صحافی
۶۰۹۹۹ سایر هزینه های رفاهی

دسته دوم تملک دارایی های سرمایه ای
اعتباراتی هستند که ظرفیت‌های جدید در جامعه ایجاد می‌نمایند و یا سبب‌ توسعه ظرفیت‌ها می‌شوند و یا عمر ظرفیت‌ها را از طریق بازسازی و تعمیرات اساسی ‌تثبیت یا اضافه می‌نمایند و در نهایت موجبات توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را‌ پدید می‌آورند.
دارایی های سرمایه ای (غیر مالی) به دو دسته کلی دارایی های تولید شده و تولید نشده تقسیم می شوند:
الف) دارایی های سرمایه ای تولید شده: به سه دسته به شرح ذیل تقسیم می شود:
۱- دارا یی های ثابت
دارا یی های تولید شده ای هستند که به طور مستمر برای مدت بیشتر از یک سال در فرآیند هزینه تولید مورد استفاده قرار می گیرند.
۲- موجودی انبار
۳- اقلام گرانبها
ب – دارایی های سرمایه ای تولید نشده
دارایی هایی هستند که برای تولید کالای دیگر به کار می روند، در حالی که خودشان توسط بشر تولید نشده اند. مانند زمین، درارایی های زیر زمینی (معادن) و برخی دارایی های غیر مشهود مانند حق الامتیاز آب، برق، تلفن گاز شهری ، حق اختراع ثبت شده.
این دارایی ها به دو دسته کلی مشهود و نامشهود تقسیم می شوند:
۱- دارایی های تولید نشده مشهود
۲- دارایی های تولید نشده نامشهود
تملک دارایی های سرمایه ای که قبل از سال ۱۳۸۱ با عنوان اعتبارات عمرانی مطرح بود در حال حاضر دارای
۷ فصل به شرح ذیل می باشد:
فصل اول: ساختمان و سایر مستحدثاث
شامل مطالعه و ایجاد که منتهی به تشکیل سرمایه می گردد، توسعه ظرفیت موجود، تعمیرات اساسی ساختمان که منتهی به تثبیت یا افزایش عمر ساختمان گردد. تجهیزاتی مانند لوله کشی آب، برق و گاز،
کانال کشی کولر، تجهیزات حفاظتی که عرفاً جزء لاینفتک ساختمان محسوب می شوند.

فصل دوم: ماشین آلات و تجهیزات
شامل مطالعه و تولیدات ماشین آلات و تجهیزات، خرید یا تحصیل آن ، تعمیرات اساسی آنها که منتهی به تثبیت یا افزایش عمر آنها گردد. مانند انواع خودرو، کشتی، لوکوموتیو، واگن راه آهن، تراکتور، تجهیزات مخابراتی و پزشکی و پیراپزشکی، تجهیزات رادیویی و آتش نشانی.

فصل سوم: سایر دارایی های ثابت
شامل تملک عوامل طبیعی تولیدات دامی و کشاوری، خرید دام برای تولید و تکثیر، اکتشافات معدنی و گمانه زنی، حفاری های زمین شناسی و خرید یا تولید نرم افزار رایانه ای.

فصل چهارم: موجودی انبار
شامل تحصیل دارایی های تولید شده که به صورت کالا نگهداری می شود یا به منظور فروش تدارک شده است و یا برای مقاصد تولید کالاهای دیگر به کار گرفته می شود که شامل مواد، ملزومات اولیه، محصول در جریان تولید، کالای ساخته شده و کالای آماده شده برای فروش، موجودی استراتژیک مانند غلات، نفت، بنزین، مهمات، و سلاح و با مقاصد اضطراری در تنظیم بازار نگهداری می شوند، ارزش پولی افزایش دارایی های فوق الذکر در این قسمت منظور می شود.

فصل پنجم: اقلام گرانبها
شامل تملک دارایی های تولید شده ای هستند که به منظور تولید یا مصرف تدارک نشده اند بلکه بخاطر ارزش آن طی زمان نامعین نگهداری می شود. اشیاء عتیقه و آنتیک در موزه ها، تابلوی نفیس، کتب خطی، فلزات گرانبها (به غیر از طلا)، سنگهای گرانبها، کارهای هنری با ارزش.

فصل ششم: زمین
خرید یا تحصیل اراضی به منظور ایجاد یا احداث دارایی هایی ثابت، خرید زمین برای احداث ساختمان، خرید زمین برای امور کشاورزی و دامپروری

فصل هفتم: حق الزحمه کارکنان طرح و سایردارایی های تولید نشده
شامل حق الزحمه کارکنان طرح، تملک دارایی های زیر زمینی، منابع طبیعی و زیستی، منابع آب، حق الامتیاز، حقوق ارتفاقی، قراردادهای قابل انتقال، حقوق مالکانه دولتی و سایر دارایی های مشهود و نامشهود.

دسته سوم: تملک دارایی های مالی
تملک دارایی های مالی که در مقابل واگذاری دارایی های مالی قرار دارد شامل موارد ذیل می باشد:
۱- پرداخت تعهدات پرداخت نشده سالهای قبل (هزینه ای)
۲- پرداخت تعهدات پرداخت نشده سالهای قبل (سرمایه ای)
۳- پرداخت تعهدات اعزام زائران حج تمتع
۴- باز پرداخت اصل تسهیلات به سیستم بانکی
۵- باز پرداخت اصل تسهیلات خارجی
۶- انتقال و واگذاری سهام شرکتهای دولتی
۷- بازپرداخت اصل اوراق مشارکت
پایان بخش اول – ادامه(بخش دوم) در لینک زیر:

http://www.modiryar.com/index-management/government/budget/5555——–2.html

۸۰۰×۶۰۰

۶۰۰۰۰ فصل ششم ـ رفاه اجتماعی
۶۰۱۰۰ حق بیمه
۶۰۱۰۱ بیمه اجتماعی کارمندان دولت
۶۰۱۰۲ بیمه درمان کارمندان دولت
۶۰۱۰۳ بیمه درمان اقشار آسیب پذیر
۶۰۱۰۴ بیمه درمان روستائیان
۶۰۱۰۵ بیمه درمان خویش فرمایان
۶۰۱۰۶ بیمه اجتماعی کارگران
۶۰۱۰۷ بیمه اجتماعی نیازمندان
۶۰۱۰۸ بیمه اجتماعی روستائیان
۶۰۱۰۹ بیمه درمان کارکنان نیروهای مسلح
۶۰۱۱۰ بیمه درمان ایثارگران
۶۰۱۱۱ بیمه درمان طلاب علوم دینی
۶۰۲۰۰ کمکهای رفاهی کارمندان دولت
۶۰۲۰۱ کمک هزینه مواد غذائی و نگهداری رستوران
۶۰۲۰۲ کمک هزینه بیماری و زایمان
۶۰۲۰۳ کمک هزینه سرویس حمل و نقل
۶۰۲۰۴ کمک هزینه مهد کودک
۶۰۲۰۵ استرداد مخارج انجام شده توسط کارکنان برای کالا و …
۶۰۲۰۶ پاداش پایان خدمت
۶۰۲۰۷ کمک به حساب پس انداز کارکنان دولت
۶۰۲۰۸ کمک هزینه ورزشی
۶۰۲۹۹ سایر کمکهای رفاهی کارمندان دولت
۶۰۳۰۰ کمکهای رفاهی گروههای خاص
۶۰۳۰۱ مستمری اقشار آسیب پذیر
۶۰۳۰۲ کمک به معلولین جسمی و ذهنی
۶۰۳۰۳ کمک به خانواده های ایثارگران و خانواده معظم شهدا
۶۰۳۰۴ پرداخت کمکهای موردی به اقشار آسیب پذیر
۶۰۳۰۵ کمک به مراکز غیر دولتی و خانواده ها و ….
۶۰۳۰۶ کمک به رسیدگی و سازماندهی آسیب دیدگان اجتماعی
۶۰۳۰۷ کمک به پیشگیری از آسیب های اجتماعی و معلولیتها
۶۰۳۹۹ سایر کمکهای رفاهی گروههای خاص
۶۰۴۰۰ کمکهای رفاهی دانش آموزان و دانشجویان
۶۰۴۰۱ صندوقهای رفاه دانشجویان
۶۰۴۰۲ کمک هزینه تغذیه دانشجویان
۶۰۴۰۳ کمک هزینه رفت و آمد دانشجویان
۶۰۴۰۴ کمک هزینه رفت و آمد دانش آموزان
۶۰۴۰۵ هزینه های مربوط به اردوها و وسائل و…
۶۰۴۰۶ کمک هزینه تحصیلی
۶۰۴۰۷ کمک به تغذیه ،‌پوشاک و لوازم التحریر و …
۶۰۴۹۹ سایر هزینه های رفاهی دانش آموزان و دانشجویان
۶۰۵۰۰ کمک های رفاهی بازنشستگان
۶۰۵۰۱ حقوق وظیفه و مستمری بازنشستگان و موظفین قبل از ۱۳۵۴
۶۰۵۰۲ حق عائله مندی و اولاد بازنشستگان و موظفین
۶۰۵۰۳ افزایش حق عائله مندی و اولاد بازنشستگان
۶۰۵۰۴ پرداخت بیمه درمان مکمل بازنشستگان ،‌لشکری و کشوری
۶۰۵۰۵ پرداخت حق بیمه عمر و حوادث بازنشستگان لشکری و ….
۶۰۵۰۶ کمک هزینه ازدواج فرزندان بازنشستگان
۶۰۵۹۹ سایر کمکهای رفاهی بازنشستگان
۶۰۶۰۰ کمکهای رفاهی ایثارگران
۶۰۶۰۱ اجرای قانون حالت اشتغال برای ایثارگران مشمول
۶۰۶۰۲ کمک به اشتغال خانواده های ایثارگران
۶۰۶۰۳ کمکهای موردی به خانواده های ایثارگران
۶۰۹۰۰ سایر هزینه های رفاه اجتماعی
۶۰۹۰۱ کمک هزینه ایام بیکاری
۶۰۹۰۲ هزینه کارکنان فوت شده شامل: حمل جنازه ،‌کفن و دفن و …
۶۰۹۰۳ کمک هزینه ازدواج
۶۰۹۰۴ کمک هزینه کاغذ ،‌چاپ و صحافی
۶۰۹۹۹ سایر هزینه های رفاهی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *