مدیریت منابع انسانی

جامعــه پــذيـــری کــارکنـــان

تعريف :

جامعه پذیری به معنای همسازی و همنوایی فرد با ارزشها ، هنجارها و نگرشهای گروهی اجتماعی است یا به مفهوم دیگر ، اجتماعی شدن فراگردی است که به واسطه آن ، هر فرد ، دانش و مهارتهای اجتماعی لازم برای مشارکت مؤثر و فعال در زندگی گروهی و اجتماعی را کسب می‌کند. مجموعه این ارزشها ، هنجارها ، نگرشها ، دانشها ، مهارتها ، فرد را قادر می‌سازد که با گروهها و افراد جامعه ، روابط و کنشهای متقابل داشته باشد. فراگرد اجتماعی شدن ، امری مستمر و به اعتباری مادام العمر است.

جامعه پذيری کارکنان :

جامعه پذيری کارکنان فرآيندی است  که درآن کارکنان اطلاعات لازم وکافی در مورد سازمانی که به آن وارد شده اندکسب مي کنندوبا قبول هنجارها والگوهای رفتاری سازمان باآن همنوا وهمسومي شوند.

آموزش قواعد و نظم با جامعه پذيری :

یکی از مقاصد جامعه پذیری آموزش قواعد و نظامات اساسی ، از آداب و عادات و رفتار روزمره گرفته تا روشهای علمی ، به افراد است. رفتار نامنظم و خلاف قاعده ، معمولا از انگیزه‌های ناگهانی یا محرک آنی ناشی می‌شود. چنین رفتاری ، نتایج و خشنودیهای آتی را در مقابل لذات و رضایتمندی‌های آنی و گذرا ، نادیده می‌گیرد. برعکس ، رفتار مبتنی بر نظم و انظباط ، به منظور پذیرش اجتماعی یا برای دستیابی به یک هدف آتی ، خشنودیهای آنی و گذرا را به تعویق انداخته ، آنها را تعدیل و تحدید می‌کند.خلاصه انظباطی که طی فراگرد اجتماعی شدن در رفتار ایجاد می شود، ممکن است چنان نافذ و عمیق باشد که حتی اعمال فیزیولوژیکی را تغییر دهد. برخی افراد ، بنا به عادت ، زود از خواب بیدار می‌شوند یا برخی افراد غالبا ، طوری بار می‌آیند که از لحاظ جسمی آمادگی ارتکاب اعمال منع شده اجتماعی را ندارند.

آموزش مهارتها توسط جامعه پذيری  :

هدف دیگر فراگرد جامعه پذیری ، آموختن مهارتها است (Skills). فقط با اکتساب و یادگیری مهارتهاست که افراد می‌توانند ، در جامعه ، منشأ اثر واقع شوند. در جامعه‌های سنتی ، امور زندگی ، از طریق تقلید و تکرار آموخته می‌شد. در جوامع امروز ، یادگیری مهارتهای انتزاعی خواندن و نوشتن و مهارتهای دشوار دیگر ، از راه آموزش و پرورش رسمی ، مهمترین وظیفه اجتماعی کردن است.

ايجاد اميد و آرزو در افراد  :

فراگرد جامعه پذیری به همان میزان که عادات ورفتار فرد را مطابق هنجارهای    اجتماعی ، تحت نظم و انظباط در می‌آورد، به او امید و آرزو می‌دهد. انظباط به خودی خود ، وقتی برای فرد شاق و بی‌پاداش باشد، تحمل سوز است. به تدریج ، به هر یک از اعضای خود ، خواستها و آرزوهایی ، در خور پایگاههایی که با توجه به جنس ، سن ، وابستگی گروهی یا منشأ خانوادگی اشغال خواهند کرد، القا می‌کند.

نيل به آرزوها و يا منع از رسيدن به اهداف  :

فراگرد جامعه پذیری از طریق برآوردن خواستها ، آرزوها ، امیدها و سوداهای فردی یا ممانعت از دستیابی بدانها برای فرد هویت (Identity) می‌آفریند. در گذشته ، هر فردی هویت خود را بنابه سابقه خانوادگی و طبقه اجتماعی به دست می‌آورد، مثلا ، بسیاری از فرزندان طبقه اشراف انگلستان ، زمانی آداب معاشرت مربوط به طبقه خود را از خدمه مخصوصی می‌آموختند. ولی دانستن این آداب معاشرت نمی‌توانست خدمه مذکور را چه از نظر خود و چه از نظر دیگران ، در شمار اشراف زادگان و نجبا در آورد.

نقش اجتماعی جامعه پذيری  :

فراگرد جامعه پذیری ، نقشهای اجتماعی (Social Roles) و نگرشها ، انتظارات و گرایشهای مربوط به آن نقشها را به فرد می‌آموزد. نقش‌های اجتماعی ، آمال و آرزوها ، هویتها و قواعد و نظامات رفتاری ، روابط متقابل تنگاتنگی با یکدیگر دارند، مثلا معلمی یک آرزوی معنوی و شغلی است، قواعد و هنجارهای ویژه‌ای دارد، نوعی هویت شخصی است، بالاخره ، یک نقش اجتماعی است. بنابر سنتهای جامعه ، معلم از احترام و مسئولیت معنوی خاصی برخوردار است.

جامعه پذيری سياسی :

“جامعه پذيري سياسي” Political socialization که بخشي از فرايند کلي “جامعه پذيري” است به شکل گيري ايستارها و هنجارهاي سياسي افراد يک جامعه اشاره دارد. معمولا اين فرايند پيچيده که تحت تاثير اقتضائات و عوامل محيطي متعددي قرار دارد در دوران کودکي و آغازين زندگي از شدت بيشتر برخوردار است.  جامعه پذيري سياسي که در ادامه منجر به ايجاد “شخصيت سياسي” Political self هر فرد و در نهايت شکل گيري “فرهنگ سياسي” يک جامعه مي شود به اعتقاد برخي، از جمله کارکردگرايان موجب ثبات و يا تعادل اجتماعي در يک نظام سياسي است.  

جامعه پذيری :

از نظرگاه عده اي ديگر علي الخصوص مارکس، اجتماعي شدن مانعي در راه دگرگوني جامعه است. اما به هر حال بايد پذيرفت که فرايند جامعه پذيري يک اتفاق اجتناب ناپذير است و افراد يک اجتماع تحت تاثير عوامل محيطي خصوصا در کودکي، الگوهاي رفتاري ابتدايي  مشخصي را کسب مي کنند.  تکيه بر دوران کودکي به معناي نفي جامعه پذيري در سنين ديگر نيست. در واقــع شخصيت  افــراد جامعه در برهه هاي مختلف در حال دگرگوني است. اما پذيرش ايستارهاي رفتاري و سياسي فرد در دوره کودکي بيشتر صورت مي گيرد و زمان کودکي و تا اندازه اي نوجواني مراحل مهمتري نسبت به ساير سنين در فرايند اجتماعي شدن هستند. البته ممکن است فرد در برهه اي از زندگي دچار دگرگوني شخصيت سياسي شود و تمام ارزشها و هنجارهاي پذيرفته شده پيشين خود را کنار بزند و الگوي رفتاري سياسي جديدي را پيش بگيرد. جامعه پذيري از طريق عوامل مهم اجتماعي شدن، در درجه نخست خانواده – مدرسه و سپس گروه هاي همسالان، گروه هاي کار، گروه هاي فراغت، گروه هاي مذهبي، رسانه ها و … صورت مي گيرد. در واقع بنابر تعريفي که “الموند” و “پاول” ارائه داده اند با جامعه پذيري و شکل گيري فرهنگ “الگوي نگرش ها و جهت گيري هاي فردي نسبت به سياست در ميان اعضاي يک نظام سياسي” مشخص مي گردد و نظام سياسي در شناخت، احساسات و ارزيابي هاي مردم دروني مي شود.    اما اينک اين سئوال جدي مطرح مي شود که پيشينه جامعه پذيري در ايران و جايگاه فعلي اين فرايند در سياست گذاري هاي کشور چيست؟

بدون شک پيشينه اجتماعي شدن در ايران به سياست و حکومت هاي ابتدايي اين سرزمين بر مي گردد. در واقع هر جا سياست بوده فرايند جامعه پذيري نيز به نحوي از انحاء وجود داشته است. اما از آن رو که اغلب حاکمـــــان ايـــراني رويـه و منش استــبدادي را سرلــوحـه حکومتشان قرار داده بودند سياست و حکومت براي کودکان ايراني بسيار دهشتناک و همراه با ترس و رعبي وصف ناشدني بود. مشارکت سياسي حتي در تخيلات فرزندان اين مرز و بوم همتاي رويا بود. نام پادشاه مساوي بود با حبس و شکنجه و نظميــه و … بوده است. اين ايستارهاي ذهني اگر چه منفي به نظر مي رسند اما حاکي از فرايند طبيعي اجتماعي شدن هستند.

در دوران پس از جنگ جهاني دوم، اولياي امور آلمان به عمد در صدد تغيير فرهنگ سياسي ملت آلمان برآمدند. اين جامعه پذيري مجدد بيشتر به خاطر حذف و طرد روحيات نازيسم در بين مردم آلمان بود.

در همين زمينه ويلهلم رايش مطالعه اي درباره ريشه هاي خانوادگي، آنچه که او “روانشناسي توده فاشيسم” ناميده است انجام داده که در آن اقتدارگرايي آلماني در تربيت کودکان را به گرايش بعدي آنها به اطاعت کورکورانه و انضباط شديد در چارچوب جنبش نازي ربط مي دهد. به هر حال پس از جنگ در آلمان غربي نخست نيروهاي متحدين که خاک اين کشور را در اشغال خود داشتند، در پي اصلاح ارزش ها و رفتارهاي سياسي مردم برآمدند تا از اين راه حمايت آنان را از ساختارهاي سياسي دموکراتيک ايجاد شده در دوران پس از جنگ تقويت کنند. تلاش هاي حساب شده اي صورت گرفت تا با به کارگيري مدارس، احزاب سياسي و سازمان هاي مدني، ارزش هاي دموکراتيک در مردم جاگير شود. مشارکت در انتخابات رقابتي تشويق شد ولي حالت الزام آور پيدا نکرد.

در آلمان شرقي نيز رژيم کمونيستي تحت سلطه شوروي از همان فنون جامعه پذيري رايج درجوامع اقتدارگراي مدرن بهره جست تا ارزش هايي چون فرمانبرداري ايدئولوژي کمونيستي (شامل پذيرش دعوت تک حزبي، اقتصاد کنترل شده از مرکز)، برابري و حمايت از بلوک شوروي در امور بين المللي را در مردم جاگير سازد. رويکرد آنها حول کنترل هماهنگ رسانه هاي جمعي و نظام مدارس دور مي زد. از حزب و سازمان هاي وابسته اي همچون اتحاديه هاي کارگري نيز براي بسيج شهروندان در فعاليت هاي نمادين حمايت از نظام مانند راي دادن در انتخابات غير رقابتي استفاده شد. در آلمان غربي دگرگوني فرهنگ سياسي طي چهار دهه قابل توجيه بوده است اما رهبران آلمان شرقي که با در پيش گرفتن جامعه پذيري مستقيم سعي در تغيير ايستارهاي سياسي مردم داشتند علي رغم بهره گيري از سيستم سرکوب گسترده نتوانستند به اهداف خود نائل شوند. هدف از تبيين و بررسي وقايع دوره جنگ سرد آلمان تمايز دو شيوه اجتماعي شدن سياسي مستقيم و غير مستقيم بود و حکايت از آن داشت که کارايي جامعه پذيري غير مستقيم به مراتب بيشتر از جامعه پذيري مستقيم است. اما گام سوم که اين مجال با آن به پايان مي رسد کنترل مقطعي فرايند جامعه پذيري است. يکي از مقاطعي که به صورتي کاذب در دگرگوني شخصيت سياسي افراد جامعه ما نقش دارد، مقطع آموزش عالي و ورود به دانشگاه است. اين برهه حساس نمي بايست از نظرگاه کنترل کنندگان فرايند به دور بماند. مسلما مي بايست بيش از اين دوره با تبيين و تحليل و تصديق ايستارها و هنجارهاي پذيرفته شده ابتدايي مانع از نفوذ ارزش هاي غير ولايي شد که توسط برخي اساتيد دانشگاه ترويج مي شوند و از سويي مي بايست در اين دوره نيز از قدرت نفوذايستارهاي غير بومي کاست.

پ ي نوشت ها:

1- سعادت ،اسفندیار ،مدیریت منابع انسانی ،انتشارات سمت

2- رضائیان ،علی،مدیریت رفتارسازمانی ،انتشارات دانشگاه تهران

3- موحدیان،مجید،مبانی سازمان ومدیریت ،جزوه دانشگاهی،دانشگاه فردوسی

4- طيب، عليرضا، چارچوب نظري براي بررسي سياست تطبيقي، مرکز آموزش مديريت دولتي

What is the socialization process?

mahdiyarahmadi@gmail.com

Socialization is the process by which children and adults learn from others. We begin learning from others during the early days of life; and most people continue their social learning all through life (unless some mental or physical disability slows or stops the learning process). Sometimes the learning is fun, as when we learn a new sport, art or musical technique from a friend we like. At other times, social learning is painful, as when we learn not to drive too fast by receiving a large fine for speeding.

Natural socialization occurs when infants and youngsters explore, play and discover the social world around them. Planned socialization occurs when other people take actions designed to teach or train others — from infancy on. Natural socialization is easily seen when looking at the young of almost any mammalian species (and some birds). Planned socialization is mostly a human phenomenon; and all through history, people have been making plans for teaching or training others. Both natural and planned socialization can have good and bad features: It is wise to learn the best features of both natural and planned socialization and weave them into our lives.

Positive socialization is the type of social learning that is based on pleasurable and exciting experiences. We tend to like the people who fill our social learning processes with positive motivation, loving care, and rewarding opportunities. Negative socialization occurs when others use punishment, harsh criticisms or anger to try to “teach us a lesson;” and often we come to dislike both negative socialization and the people who impose it on us.

There are all types of mixes of positive and negative socialization; and the more positive social learning experiences we have, the happier we tend to be — especially if we learn useful information that helps us cope well with the challenges of life. A high ratio of negative to positive socialization can make a person unhappy, defeated or pessimistic about life. One of the goals of Soc 142 is to show people how to increase the ratio of positive to negative in the socialization they receive from others — and that they give to others. [Some people will defend negative socialization, since painful training can prepare people to be ready to fight and die in battle, put themselves at great risk in order to save others, endure torture and hardship. This is true; but many people receive far more negative socialization than they need, and hopefully fewer and fewer people will need to be trained for battle, torture and hardship.]

Soc 142 shows that positive socialization, coupled with valuable information about life and the skills needed to live well, can be a powerful tool for promoting human development. We all have an enormous human potential, and we all could develop a large portion of it if we had the encouragement that comes from positive socialization and the wisdom that comes from valuable information about living. Information about both natural and planned socialization can be especially useful.

Our prior socialization helps explain a gigantic chunk of who we are at present — what we think and feel, where we plan to go in life. But we are not limited by the things given to us by our prior social learning experiences; we can take all our remaining days and steer our future social learning in directions that we value. The more that we know about the socialization process, the more effective we can be in directing our future learning in the ways that will help us most.

Because we were not able to select our parents, we were not able to control much of the first 10 or 20 years of our socialization. However, most people learn to influence their own socialization as they gain experience in life. It takes special skills to steer and direct our own socialization, and many of us pick up some of those skills naturally as we go through life. Having a course on socialization can help us understand which skills are most effective in guiding our socialization toward the goals we most value.

It is important to know that we all come into life with a variety of psychology systems that foster self-actualization and favor the development of our human potential. These are the biosocial mechanisms that underlie natural socialization. We can see and study natural socialization by examining the socialization of primates and other mammals. Once we under the natural biosocial processes, we can try to build strategies of self-actualization that are compatible with the natural biosocial mechanisms we are born with to make self-development as easy and rewarding as possible.

Soc 142 shows how the natural self-actualization systems operate in everyday life so we can create as many good social experiences as possible. The study of behavior principles in everyday life is crucial to this, and that is why John and Janice Baldwin wrote a book with that name. If we understand the ways to create positive socialization experiences, we can take our human potential and develop the happy and creative sides of that potential. If we had too much negative socialization in the past and have learned to be too sad or inhibited, knowledge about positive socialization can help minimize some of the pain and allow us to build toward a more positive and creative future.  

The goal of Soc 142 is to help you learn how to be most effective in directing your own socialization and self-actualization processes toward the goals that you value most. Special attention will be paid to exploration, play, creativity, wisdom, and positive reinforcement — five centrally important aspects of positive socialization.