دلنوشته ها

تنهای تنها


⛱ حال كه تقدير مرا با غم نوشتي تمكين می كنم. حال كه سوختن و ساختن را سرنوشت من قرار دادی ققنوس وار مي سوزم. حال كه قرار بر ناز  تو و نياز من است ديوانه وار منت دار عشق تو هستم. حال كه اعتبارم با گدايي  نزد تو بيشتر می شود عاجزانه كشكول به دست می گيرم.

⛱ محبوب بی نظير من! مهر ثابت و عشق پايدار من! از نام ارباب بي كفن خود مدد مي گيرم و با استعانت از سيره ي او صورت به سينه ي تراب مي نهم و رضايت مي دهم به آن چه رضايت تو در اوست. وبي ادعا تسليم قضاي تو مي گردم.

⛱ دوست مهربانم! و تنها نگهدارنده ی رازهاي نهاني من! مي خواهم، هر آن چه تو برايم مي خواهي. و مي دانم خير مرا تنها تو مي داني و مي خواهي. دست به دعا بر مي دارم تا حسن ختامي بر كلام قاصر خود بيابم. مهربانم پوشاننده ی ضعف ها و كاستی های من! از تو مي خواهم پريشانی و سردرگمي مرا بپوشانی.

⛱ دوست دار من! حال كه تنها تو خريدار اشك هاي من هستي مي خواهم مرا ياري كني تا مرواريدهاي چشمانم را بر ديگري عرضه نكنم. قادر متعال! مي خواهم چون نيلوفر تنها به پاي تو بپيچم و در پيشگاه تو التماس كنم. آرام جانم! تنها تويی كه بر زخم غم هاي زندگی من مرهمی پس مرا از نمك ديگران بر زخم غم مصون بدار.

⛱ عزيز شكست ناپذير! حلاوت سوختن براي خود را از من دريغ مدار. عشق پايدار من! مرا ياري كن تا تنها تو سرنشين دل بي قرار من باشی. دوست بی نياز من! حال كه به درگاه تو روي آورده ام مرا ياري كن تا روي به ديگري برنگردانم.

#دل
#غم
#مهر
#خدا
#نیاز
#عشق
#تنهاتو
#سوختن
#دلنوشته
#غارتنهایی
#پایگاه_جامع_مدیریار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *