مدیریت دانش و دانایی

مديريت دانش و منابع الکترونيکی کتابخانه‌ها

نویسنده: زهره رمضانی

آگاهي از انواع منابع  الکترونيکي و چگونگي انتخاب و مديريت آن

مقدمه:

هدف اصلي کتابخانه ها، اشاعه اطلاعات مناسب و به موقع است. رسيدن به اين مهم مي طلبد تا کتابخانه ها از فناوري اطلاعات آگاهي کامل داشته باشند و همگام با پيشرفت اين فناوري، دانش خود و کاربران کتابخانه ها را نيز به روز نمايند. با ظهور منابع الکترونيکي به عنوان بخشي از فناوري اطلاعات، وظايف کتابداران افزايش يافته است. آگاهي از انواع منابع  الکترونيکي و چگونگي انتخاب و مديريت اين منابع جزء لاينفک دانش کتابداران کتابخانه هاي امروزي است. روشن است که براي موفقيت در زمينه ارائه اطلاعات به موقع و مناسب به کاربران، کتابخانه ها مديريتي را مي طلبند که افراد متخصص و آگاه را انتخاب نمايند تا با دانش و تجربيات خود بتواند در سلسله فعاليتهاي نظام مند مديريت منابع الکترونيي انتخابي درست و عملي به جا و به موقع انجام دهد. در راستاي رسيدن به اين هدف اين مقاله سعي دارد تا تعاريف درستي از مدريرت دانش و نقش ع وامل تأثيرگذار در اين مديريت را بيان نموده، سپس به تعريف منابع الکترونيکي پرداخته و انواع آنها را همراه با معيار انتخاب هر يک جهت مجموعه سازي بهينه يک کتابخانه بيان کند. در پايان نقش مديريت د انش در منابع الکترونيکي و انتخاب آنها در کتابخانه ها را ارائه دهد.

تعريف مديريت  دانش
به زبان ساده مديريت دانش به دست آوردن اطلاعات، سازماندهي آنها و استفاده مفيد از آنها براي پيشبرد هر چه سريعتر سازمان است. گرفتن اطلاعات يا به قولي ديگر تصرف اطلاعات بر روي افراد يک سازمان متمرکز است. زيرا دانش عيني سهل الوصول تر از دانش نهاني در افراد است. در مورد دانش عيني و نهاني در ادامه توضيح مفصل ارائه مي گردد.

مديريت دانش 2 قسمت دارد:
مديريت دانش دو قسمت دارد: اول مديريث داده و اطلاعات و دوم مديريت افرادي که واجد نظر، دانش و توانائي هاي خاص هستند. اين دو قسمت- محتوا و افراد- براي تسهيل مديريت دانش با کمک فرايندها و تکنولوژي خاصي بهم متصل شده اند. محک زني، تصرف بهترين عملها، ايجاد سازمانهاي يادگيرنده، توسعه جوامع يادگيري، ديتا ماينينگ، ايجاد فرهنگ تغيير، بهبود جريان کاري و گردآوري نظام مند هوشمندي رقابتي و تجاري فقط چند نمونه از ابرازها، تمرينها، مداخلات و رهيافتهاي زيربنا محور هستند که براي مديريت دانش و اطلاعات بکار گرفته شده اند.
دو جزء عبارت مديريت دانش يعني مديريت و دانش با کمک دو عنصر تواناساز تکنولوژي و فرهنگ سازماني براي تحت کنترل درآوردن حافظه جمعي سازمانها با هم مختلط شده اند(گاندي، 2004)

اکنون به تعريف مديريت و دانش هر يک به طور جداگانه مي پردازيم:

داده: مواد خام است.از آنچه که مي بينيم و مي شنويم تا آمارها و ارقام رسمي، همگي داده محسوب مي شوند.
اطلاعات: سازماندهي داده ها، اطلاعات را به وجود مي آورد به بياني ديگر داده هاي مرتب و سازماندهي شده اطلاعات، ناميده مي شود. مانند ليست مراجعان کتابخانه طي 1 ماه اخير.
دانش: پردازش، تجزيه و تحليل اطلاعات و به کارگيري اطلاعات پردازش شده در موضوعي خاص (در حقيقت تبديل اطلاعات به دانايي) را دانش مي گويند که بر 2 نوع است:
دانش عيان يا دانش صريح، دانشي است که مدون شده است و يا به فرمتهاي خاصي ارائه شده است. مثلاً توضيح داده شده يا ثبت شده يا مستند شده و بنابراين به آساني مي توان ديگران را در آن سهيم نمود.

  1. دانش نهان، دانش شخصي و ابراز نشده اي است که يک فرد دارد. دانشي که در ذهن افراد است و هرگز به طور کامل و قابل فهم براي سايرين بيان، ثبت، مستند يا مدرون نشده است. طبق برآوردها %80 از مهمترين دانش را دانش نهان شکل مي دهد.

تعريف مديريت:
مديريت يعني توانايي به کارگيري داده ها و انجام کار جهت دست يابي به يک هدف. مديريت اساساً بر طبقه بندي، فراهم کردن ساختار و ايجاد ادراک به هم پيوستگي در يک سازمان دلالت دارد.
نقش چهار عنصر اساسي در مديريت دانش:

  1. نقش دانش در مديريت دانش
  2. نقش مديريت در مديريت دانش
  3. نقش تکنولوژي اطلاعات در مديريت دانش
  4. نقش فرهنگ سازماني در مديريت دانش

نقش دانش در مديريت دانش
هنگامي که دانش، مدون و کدگذاري شود مصنوع دانش توليد مي شود و اين صمنوع دانش است که مي تواند مديريت شود. چالش واقعي مديريت دانش در توانايي تشخيص و تسخير دانش نهان است به طوري که در هنگام نياز قابل بازيابي باشد. دانش عيان بآساني قابل ثبت و انتقال است اما  تشخيص، تصرف و انتقال دانش نهان مشکل است.

نقش مديريت در مديريت دانش:
هدف اصلي مديريت دانش عيان و نهان در سازمان است. براي مديريت دانش عيان، سازمانها بايد:
•  دانش را بدست آورده و يا توليد و ايجاد کنند.
•  دانش را براي سهولت دسترسي رمزگذاري و سازماندهي نمايند.
•  دسترسي به دانش را براي ديگران با ارتباطات يا انتشارات ميسر نمايند.
•  دسترسي  و بازيابي دانش را تسهيل نمايند.
•  دانش را  براي حل مشکلات، تصميم گيري، بهبود اجرا، راهبري، تحليل موقعيتها و فرايندها براي پشتيباني فعاليتهاي کاري بکار گيرند.

دانش نهان به 2 طريق قابل مديريت است:

  1. از طريق ارتباطات نوشتاري، مصاحبه ها و پيشينه هاي شفاهي
  2. انتقال دانش از طريق ايجاد گروه هاي دانش يا گروه هاي هم عمل در سازمانها

نقش تکنولوژي اطلاعات در مديريت دانش:
تکنولوژي اطلاعات ميتواند بعنوان ابزاري قدرتمند عمل کرده و ابزارهايي مؤثر و کارآمد براي همه وجوه مديريت دانش شامل تسخير، اشتراک و کاربرد دانش تأمين کند. توانايي تکنولوژي اطلاعات در کاوش، نمايه ، تلفيق، بايگاني و انتقال اطلاعات ميتواند تحولي در  گردآوري، سازماندهي، رده بندي و اشاعه اطلاعات ايجاد کند. تکنولوژي اطلاعات فقط نقش پشتيبان را در مديريت دانش ايفا ميکند.  تکنولوژي اطلاعات به تنهايي تأمين کننده دانش نيست. تکنولوژي اطلاعات ميتواند به افراد در پيدا کردن اطلاعات کمک کند اما اين خود افراد هستند که بايد تعيين کنند آيا اطلاعات متناسب و مرتبط با نياز خاص آنها هست يا خير. براي تبديل اطلاعات به دانش، افراد بايد اطلاعات را تحليل، تفسير و درک کرده و آن را در متني جاي دهند.

نقش فرهنگ سازماني در مديريت دانش:
يکي از عوامل توانمند کردن مديريت دانش، فرهنگ سازماني است که مشوق تعامل افراد با يکديگر و تبادل نظرات و تجربيات و نقطه نظرات است  و به کارکنان اجازه ميدهد که بدون ترس از بازخواست صدايشان را به گوش ديگران برسانند. داونپورت و ديگران اظهار مي دارند: “اگر زمين فرهنگي پروژه مديريت دانش حاصلخيز نباشد، نه مقدار تکنولوژي و نه محتواي دانش و نه داشتن يک مديريت پروژه خوب هيچکدام موفقيتي در بر نخواهند داشت”
در آغاز به تعريف داده و اطلاعات و دانش هر يک به طور جداگانه پرداختيم. هر يک از اين سه مقوله بايد به نحو کارآمدي مديريت شوند که قطعاً مديريت هر سه آنها در عين مرتبط بودن با يکديگر، حوزه هايي متمايز از يکديگرند.
برخلاف سيستمهاي مديريت اطلاعات و مديريت داده ها، مديريت دانش هيچگونه كامپيوتر يا تكنولوژي اطلاعات خاصي ندارد. اما از يک يا چند مورد از کاربردهاي تکنولوژي اطلاعات استفاده کند. در اين ميان داده کاوي بيشترين تأثيرات بالقوه را در مديريت دانش دارد.
بطور خلاصه، مديريت داده ها، مديريت اطلاعات و مديريت دانش در عين ارتباط با يکديگر، متمايزند. سيستمهاي مديريت داده ها، امور تكراري و روزانه سازمانها را خودكار نموده و انواع محدودي از اطلاعات را بدست مي دهند. سيستمهاي مديريت اطلاعات به كاربران امكان ميدهند كه داده ها را تا سطح معيني كنترل و دوباره چيني كرده و بدينوسيله به آنان كمك ميكنند كه ارتباط بين عناصر داده ها را كشف نمايند. مديريت اطلاعات در شكل اپكها، پايگاههاي اطلاعاتي پيوسته و شبكه جهانگستر وب جزء لاينفك كتابخانه هاي امروزه شده است.
گرچه مديريت اطلاعات و داده ها عناصر مهم مديريت دانش هستند، هدف غائي مديريت دانش ترويج اشتراك و يادگيري مشارکتي در سازمانهاست.(گاندي، 2004) مديريت دانش را مي توان شامل فرايند مديريت دانش، فناوري، استراتژي و رفتار سازماني دانست. به صورت تيتروار فرايند مديريت دانش شامل موارد زير مي شود:

  1. شناسائي دانش
  2. تحصيل دانش
  3. توسعه دانش
  4. به اشتراک گذاري دانش
  5. بهره برداري از دانش
  6. حفاظت از دانش
    مواد کتابخانه اي از حالت سنتي خود رخت بربسته و به سوي الکترونيکي شدن پيش مي رود. ويژگي هايي از قبيل نبود محدوديت زمان و مکان در استفاده از منابع الکترونيکي، انعطاف پذيري، نسخه برداري راحت، استفاده همزمان افراد متعدد از آنها، کم حجم بودن و بالاخره هزينه پائين منابع الکترونيکي از جمله موارديست که براي کاربران جذابيت بيشتري نسبت به استفاده از منابع چاپي ايجاد نموده و تقاضا براي استفاده از منابع الکترونيکي را بالا برده است. روند رو به رشد منابع الکترونيکي کتابداران را ناگزيز مي سازد که با اين منابع آشنايي کامل پيدا کنند و منابع الکترونيکي را به اصلي ترين هدف کتابخانه (دسترس پذير نمودن اطلاعات يا اشاعه اطلاعات) نزديک نمايند. در ادامه با منابع الکترونيکي و انواع آن آشنا شده و معيار انتخاب هر يک از آنها مطابق با معيارهاي مديريت دانش شرح داده مي شود.

تعريف منابع الکترونيکي و انواع آن
منابع الکترونيکي، منابعي هستند که با فناوري رايانه در ارتباط هستند يا منابعي که به شيوه هاي الکترونيکي قابل دسترسي مي باشند. انواع منابع الکترونيکي شامل:

  1. منابع ناپيوسته: اين منابع روي لوح فشرده يا ديسکت، قابل دسترسي هستند.فناوري ديسک فشرده در اواسط دهه 1980 معرفي و تا دهه 1990 به رشد سرسام آور خود همچنان ادامه داد. از اين قالب بيشتر جهت استفاده از منابع مرجع مثل دايرة المعارفها، فرهنگهاي لغت، راهنماها و امثال آن استفاده مي شود.
  2. خدمات جستجوي پيوسته: که معمولا با پرداخت هزينه مي توان از آنها استفاده کرد. اولين شکل ابزار اطلاعاتي الکترونيکي که در دهه 1960 وارد بازار شد، خدمات جستجو و اطلاع رساني پيوسته بود که توسط ميزباناني مثل دايالوگ، بي آر اس، اس دي اس فراهم شد. خدمات جستجوي پيوسته به دليل جامعيت اطلاعات که در دسترس قرار دارند خيلي محبوب شدند. بعضي از مشهورترين اين خدمات مثل DialogeWeb، OCLC FirstSearch ، STN Easy ، Ovid online and LexisNexis مي باشند.
  3. منابع اينترنتي: اينترنت به عنوان ” شبکه شبکه ها” تعريف شده است. اينترنت در دهه 1990 دورنماي جديدي را براي جستجو کنندگان اطلاعات باز کرد. اينترنت يک توزيع کننده وسيع و يک وسيله تجاري و محبوب ارتباطات شده است که قابل دسترسي براي ميليونها فرد و سازمان است. در حال حاضر ميزان زيادي اطلاعات به وسيله اشخاص و سازمانها از طريق شبکه جهاني وب، در دسترس ساخته شده است. گروه زيادي از منابع مرجع بدون هزينه روي وب قابل دسترس هستند. (سينق، 2004)
  4. فهرست عمومي پيوسته کتابخانه ها يا مراکز اطلاع رساني که اکثراً رايگان هستند. دايرة المعارف بين  المللي اطلاع رساني و کتابداري (Brien,1997). فهرست پيوسته همگاني را اين گونه تعريف کرده است: پايگاه اطلاعاتي از رکوردهاي کتابشناختي، اغلب متعلق به مجموعه ک تابخانه اي خاص که امکان جستجو از طريق عنوان موضوع و مؤلف در آن توسط پايانه هاي عمومي وجود دارد. (داورپناه، 1381)

مديريت منابع الکترونيکي:
منظور از مديريت منابع الکترونيکي، فراهم آوري يک ساختار جامع و انجام يک سلسله فعاليتهاي نظام مند است که به تحويل الکترونيکي اطلاعات، منجر مي شود. اين موارد به ترتيب زير هستند:

  1. مجموعه سازي که شامل: انتخاب – سفارش و خريد منابع است.
  2. سازماندهي که فهرست نويسي و رده بندي منابع الکترونيکي را در بر مي گيرد.
  3. دسترسي، شامل مواردي چون: امانت منابع و آگاهي از وجود آنها توسط کاربران است.
  4. حفاظت از منابع الکترونيکي، که دربرگيرنده وجود آرشيو استاندارد و محل نگهداري مناسب براي اين منابع و امنيت آنها مي باشد.
  5. مسائل بودجه
  6. ارزشيابي که مسائل آماري و مديريتي و نظرسنجي از کاربران را در بر مي گيرد.
  7. گسترش خدمات و پشتيباني (Webber,2002)

مديريت دانش و معيار انتخاب منابع الکترونيکي
در مديريت منابع الکترونيکي براي انتخاب هر يک از انواع منابع الکترونيکي بايستي معيارهايي در نظر گرفته شود که با موارد ذکر شده بالا مطابقت داشته باشد بديهي است مديريت دانش در انتخاب اين معيارها و در نهايت انتخاب منابع الکترونيکي، مناسب با نياز کتابخانه و مراجعه کننده نقش بسزايي دارد. در اين بخش به بررسي اين معيارها مي پردازيم:

معيارها در مديريت مجموعه سازي منابع الکترونيکي
انتخاب
معيارهاي انتخاب ديسک فشرده براي کتابخانه

لاگارديا و هابر (LaGuardia and Huber) پيشنهاد مي‌كنند کتابداران به هنگام انتخاب ديسک فشرده به نصب آسان ، قيمت منصفانه ، تکنيکهاي خوب پشتيباني و محدوديتها و شرايط منصفانه مجوز ديسک فشرده توجه کنند.
چاودهاري(Chowdhury)، مامبرتي(Mambretti)و رولي و سلاك (Slack Rowley and) پيشنهاد مي‌كنند ارزيابي ديسک فشرده براساس موارد زير صورت گيرد:

  •  اعتبار ناشر
  • محتوا و پوشش بانک اطلاعاتي
  • جاري بودن بانک اطلاعاتي و بسامد روزآمد کردن
  • کيفيت فناوري ، شامل بودن راهنماي کاري و پشتيباني کاربر
  • نوع و اقتضاء اطلاعات
  • پرمايگي و يا محتواي تخصصي
  • درجه تعاملي[2]
  • تسهيلات و سرعت دسترسي به اطلاعات
  • عمر مفيد محصول
  • رابط کاربر[3]
  • استاندارد کردن
  • هزينه
  • تسهيلات مورد نياز

معيارهاي انتخاب خدمات جستجوي پيوسته:
بر اساس نظر فوستر (Forrester) و رونالدز( Rowlands) و رولي( Rowley) نکات مهم زير بايد هنگام انتخاب يک سرويس جستجوي پيشرفته مورد توجه قرار گيرد.

  •  شمار بانکهاي اطلاعاتي عرضه شده
  • امکانات جستجو و بازيابي
  • رابط جستجو[4] ( رابط کاربر ساده و پيشرفته)
  • ساختار بانک اطلاعاتي و قالب پيشينه
  • هزينه
  • زمان لازم جهت گسترش امکانات جستجو
  • امکان جستجو بين بانکهاي اطلاعاتي
  • وسايل ارتباطي
  • خدمات پشتيباني
  • امکانات اضافي مثل خدمات آگاهي رساني جاري[5]

معيارهاي انتخاب منابع اينترنتي در کتابخانه ها:
معيارهاي انتخاب ابزارهاي اينترنتي تکامل يافته از معيارهاي تعيين شده براي مطالب چاپي است. اگرچه منابع الکترونيکي نياز به مجموعه وسيعي از معيارها جهت پوشاندن تغييرات منظمي که در محصولات و روشهاي دسترسي آنها اتفاق مي افتد دارند. Davis , 1997) منابع اينترنتي بر طبق موارد زير ارزيابي شوند:( Pratt et al. , 1996)

  •  کيفيت ، چگونگي و اعتبار محتوا
  • اهميت پوشش دهندگان منابع
  • جامعيت و تماميت
  • درجه ارتباط اطلاعات
  • استفاده آسان
  • ثبات و پايداري
  • هزينه و حق مولف
  • نرم افزارها و سخت افزارهاي مورد نياز(سينق، 2002)

معيارهاي انتخاب فهرست عمومي پيوسته در کتابخانه ها:
  فهرستهاي عمومي پيوسته کتابخانه ها اغلب بر اساس موارد زير ارزيابي و انتخاب مي شوند:

  • جاري بودن فهرستها و بسامد روزآمد کردن آن
  • ميزان پوشش تعداد کتابها يا کتابخانه ها
  • وجود راهنماهاي الکترونيکي و چاپي
  • امکانات جستجو و بازيابي
  • تعداد فيلدهاي کتابشناختي

در مبحث مجموعه سازي، طبق استراتژيهاي مديريت دانش بايد افرادي انتخاب شوند که در اين حيطه متخصص موضوعي و متخصص کتابداري و اطلاع رساني باشند همچنين به يک متخصص در زمينه سخت افزار و نرم افزار رايانه نيز نياز مي باشد که بايستي اين متخصصين در تعامل تجربيات و دانش با يکديگر باشند تا از دوباره کاري هاي گه گاه جلوگيري شود.
به طور کلي در مجموعه سازي منابع الکترونيکي، بايد معيارهاي زير در نظر گرفته شود:
جامعه استفاده کننده: اطلاعات منابع الکترونيکي مورد نظر بايد متناسب با نيازهاي آموزشي و پژوهشي جامعه كاربرباشد كه اين خود نيازمند بررسي و شناسايي دقيق نيازهاي اطلاعاتي جامعه كاربر است.

محتوا: منابع الكترونيكي مورد نظر بايد مرغوبيت، جامعيت و اعتبار منابع چاپي را داشته باشند. در ارزشيابي محتواي يك منبع الكترونيكي بايد به مواردي چون :سطح فكري، عمق مطالب، صحت مطالب، دقت نويسنده، اعتبارنويسنده و تازه ونو بودن توجه شود.

شكل: منابع الكترونيكي بايد به گونه اي باشند كه كتابخانه، تجهيزات لازم را براي استفاده ازآنها دارا باشد.شكل انتخاب شده منابع، بايد از استحكام و دوام طولاني برخوردار باشد.اگر منبع الكترونيكي به صورت لوح فشرده است، بايد به قيمت، روزآمدبودن، محتوا و قابليت شبكه اي شدن آن توجه شود. اگر منبع اينترنتي باشد، هزينه، قابليتهاي جستجو و محتوا بايد در نظر گرفته شود.
روزآمدي: محتواي منابع الكترونيكي بايد تازه و بهنگام باشد×

سازماندهي
لازم است كه منابع الكترونيكي،همچون منابع چاپي،براساس اصول پذيرفته شده اي سازماندهي شوند تا كاربازيابي اين مواد،تسريع و تسهيل گردد.
دسترسي
كاربران كتابخانه بايد براي استفاده ازمنابع الكترونيكي آموزش ببينند و شيوه هاي ممكن براي دسترسي آنها به منابع الكترونيكي بايد شناسايي شود.امانت بين كتابخانه اي مي تواند درافزايش دسترسي كاربران به منابع الكترونيكي موردنيازشان،مؤثرباشد.

حفاظت ازمواد
بايد براي منابع الكترونيكي،محلي مناسب درنظر گرفته شود.بايد مدت دوام و شرايط نظافت منابع الكترونيكي به ويژه لوحهاي فشرده را درنظرگرفت.مساله ويروسي شدن منابع الكترونيكي هم بايد مورد توجه قراربگيرد.اگر منابع الكترونيكي دريك آرشيو استانداردنگهداري نشوند و ازآنها به طورنامناسب استفاده شود،احتمال ازبين رفتن منابع الكترونيكي وجودخواهدداشت.درمورد امنيت منابع الكترونيكي بايد تدابيرلازم انديشيده شود.
مسائل بودجه
براي تهيه منابع الكترونيكي بايد بودجه اي مناسب درنظرگرفته شود.
ارزيابي
ارزش منابع الكترونيكي بايد تجزيه و تحليل گردد. مجموعه منابع الكترونيكي بايد كه ازطريق بازخورد كاربران ارزيابي شود.پيشنهادها از سوي كاربران مي تواند در عملكرد بهتر مجموعه مؤثر باشد. همچنين به كارگيري گزارشهاي آماري در ارزيابي منابع الكترونيكي مي تواند مثمر ثمر باشد.تهيه آمار دقيق خدمات ارائه شده از طريق منابع الكترونيكي، براي تصميم گيريهاي آينده بسيار مهم است.

گسترش خدمات و پشتيباني
دراين بخش ازمديريت منابع الكترونيكي،بايد به شناسايي محصولات جديد كتابخانه اي و خصوصيات آنها پرداخت.بهتراست كه با فهرستي از فروشندگان و كارگزاران مخصوص منابع الكترونيكي كه مورد اعتماد هم باشند،خدمات پشتيباني را براي اين منابع فراهم آورد. براي گسترش خدمات ازطريق منابع الكترونيكي، بايد تلاشهاي لازم صورت گيرد.. (Electronic Resources Managenment Initiative.Retrieved,2003)

نتيجه گيري:
با توجه به مطالب قيد شده، هدف مديريت دانش ايجاد يک محيط يادگيري و شراکت با ايجاد جرياني بين انبوه اطلاعات توليد شده توسط افراد قسمتهاي مختلف يک سازمان (مثلاً در يک کتابخانه مديران و کارکنان بخش مجموعه سازي، سازماندهي، نگهداري مواد و…) و مرتبط کردن آنها با هم است. مديريت دانش بر تسخير و سازماندهي دانش عيان و نهان  افراد يک مجموعه بنا نهاده شده است. هدف نهايي مديريت دانش حذف لايه هاي ميانجي بين توليد کنندگان و استفاده کنندگان دانش است.بنابراين نقش کتابخانه ها ديگر به عنوان واسطه هاي بين منابع دانش و کاربران موضوعيت ندارد. منابع اطلاعاتي اغلب به فرم الکترونيکي دسترس پذير مي شوند و کاربران با کسب سواد اطلاعاتي لازم مي توانند با تحمل کمترين زحمت به بازيابي و استفاده از منابع مورد نياز خود اقدام نمايند. در چنين شرايطي نقش کتابخانه ها نه به عنوان پشتيبان مطرح مي گردد. در حقيقت کتابخانه الکترونيکي بايد نه به عنوان مکاني براي نگهداري و ذخيره اطلاعات بلکه به عنوان دروازه اي عمل کند که از طريق آن کاربران بتوانند به منابع اطلاعاتي وسيع و مورد نياز دست يابند. اين همان نقشي است که هاوکينز در سال 1998 از کتابخانه ها متصور بوده؛ وي معتقد است که کتابخانه آينده به دسترسي و مديريت دانش مي پردازد، نه مالکيت.

منابع و مآخذ:
– داورپناه،محمدرضا. جستجوي اطلاعات علمي و پژوهشي درمنابع چاپي و الكترونيكي. ويراستار محمد حسين دياني. تهران دبيزش، 1381، ص 63.
– سينق، اس.پي. مديريت مجموعه در محيط الکترونيکي. ترجمه: زهرا بتولي، نشريه فني مدارك علمي، دوره پنجم؛ شماره اول، 1384.
– گاندي، اسميتي.مديريت دانش و خدمات مرجع در کتابخانه ها. مترجمان: مريم صراف زاده، افسانه حاضري بغدادآباد، نشريه فني مدارك علمي، دوره چهارم؛ شماره چهارم، 1384.
– Chowdhury, G.G., 1999, Introduction to Modern Information Retrieval, Library Association Publishing, London.
–  Davis , T.L., 1997, “The evolution of selection activities for electronic resources”, Library Trends, 45, 3, 391-40.
–  Forrester, W.H., Rowlands, J.L., 1998, The Online Searcher’s Workbook, Library Association Publishing, London .
– LaGuardia, C.M., Huber, C., 1992, “Digital dreams: a CD-ROM user’s wish list”, Library Journal, 117, 2, 40-3.
– Mambretti, C., 1998, CD-ROM Technology: A Manual for Librarians and Educators, McFarland , NC .
– Pratt, G.F., Flannery, P., Perkins, C.L.D., 1996, “Guidelines for Internet resource selection”, College & Research Libraries News, 57, 3, 134-46
– Rowley, J.E., 1998, The Electronic Library, 4th ed., Library Association Publishing, London .
– Rowley, J., Slack, F., 1997, “The evaluation of interface design on CDROMs”, Online & CDROM Review, 21, 1, 3-13.
-Singh, S.P., 2003, “Evaluation of electronic reference sources”, DESIDOC Bulletin of Information Technology, 23, 2, 43-7.
– Webber, Sheri(2002).Electronic Resources Management Program Purchase College Library. Retrieved November 23,2003. Avalable: http://dlist.sir.arizona.edu/archive

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *