مدیریت راهبرد و چشم انداز

چشم انداز

نویسنده: احمد یاراحـمـدی خـراسانی

آمــوزش؛ راه گشا و محرک اصلي تحقق اهداف آرماني سند چشم انداز

با تلاشی که در جهت ایجاد و نهادینه سازی رویکرد برنامه ای در کشور بوجود آمده است تدوین برنامه چشم انداز 20 ساله بعنوان راهنمای توسعه همه جانبه ای برای نهادها و سازمان های دولتی و غیر دولتی تبیین شده است. اسنادی که هر یک در راستای سند جشم انداز 20 ساله ی کشور راه گشای  توسعه و عامل و محرک اصلي در دستيابي به اهداف آرماني و متعالی سند چشم انداز ملی است.

رشد و توسعه اقتصادي، رقابت، کار آفريني، اشتغال زايي پايدار وهدف مند، استقرار و توسعه عدالت اجتماعي، حضور گسترده و فعال در بازارهاي جهاني و بین المللی، فقرزدايي و افزايش اميد به زندگي، شادی آفرینی ملی و ساير آرمان هاي اجتماعي و اقتصادی از باید های ملحوظ سند چشم انداز می باشد. اهدافی که تحقق آن تنها به اجرای کامل سند چشم انداز وابسته است. مسلماً هر برنامه ای برای تحقق قبل از هر چیز نیازمند بستر سازی برای مجریان آن است، امری که در قالب آموزش های موثر و هدفمند متجلی می گردد.  نقش شايسته آموزش و تاثير آن در تحقق اهداف چشم انداز از جمله باید های غیر قابل انکار است که عدم توجه به آن می تواند پیامدهای غیر قابل جبرانی به همراه داشته باشد. به بیان دیگرحرکت در سمت و سوی اهداف عالی چشم انداز تنها در صورتی اثر بخش خواهد بود که  با رويکردهای نوين و مرتبط آموزشی همراه باشد.

تحولات و دگرگوني هاي شگرف و عظيمي که به دليل رشد فزاينده دانش، صنعت و فناوري در زندگي بشر رخ داده موجب شده است تا کشورهاي مختلف راهکارهاي مناسب و موثري را براي بهره گيري هرچه بيشتر از اين تحولات بيابند و دستیابی به آن را در قالب اهداف و برنامه های بلند مدت و کوتاه مدت خود جستجو نمایند. با این تعریف برای تحقق این اهداف و همگام شدن با تحولات فوق الذکر انديشمندان و خردورزان توسعه ی آموزشی  را از مهمترين اين راهکارها دانسته اند که در جهان کنوني مورد توجه بسياري از کشورها قرار گرفته است.

هر مجموعه و یا سازمانی برای دستيابي به اهداف آرماني سند چشم انداز 20 ساله خود و نيز تحقق و اجرای کامل آن  نیازمند توسعه فرهنگ و دانش به عنوان عامل و محرک اصلي است. امری که تنها در سایه ی آموزش محقق می شود. گسترش فرهنگ و نگرش برنامه ای و توسعه کسب و کار، ارزش آفريني، توليد و توسعه خدمات و محصولات مناسب، نیازمند فرهنگ و بستری است که تنها آموزش می تواند آن را ایجاد نماید. براي تحقق کامل و جامع این امر لازم است موارد ذيل مورد توجه جدی قرار گیرد:

۱- نیاز سنجی آموزشی در قالب الگوهاي چشم انداز به منظور بستر سازی جهت توسعه همه جانبه ی ملحوظ چشم انداز با  استفاده از ظرفيت هاي کارشناسي موجود.
۲- تدوين سند توسعه آموزشی در قالب بایدهای چشم انداز.
۳- توسعه آموزش های فردي، خانوادگی، سازماني، عمومي و اجتماعي.
۴- طراحي و بکارگيري هوشمندانه نظام هاي ارزیابی و نیازسنجی آموزشی و ارزشيابي محيط آموزشی به منظور هدايت اثر بخش استراتژي ها و سياست هاي توسعه.
۵- توسعه نهادهاي آموزشي  پژوهشي توانمند براي دستیابی به توسعه برنامه ای.
۶- پیگیری و استقرار اهداف توسعه بر دو محور آموزش و پژوهش.
۷- بهره گيري از قابليت هاي آموزشی موجود.
۸- حرکت به سمت سازمان های هاي دانش محور با نهادینه کردن برنامه های هدفمند آموزشی.

در پایان باید به این نکته اذعان نمود هرچند «آمــوزش؛ راه گشا و محرک اصلي تحقق اهداف آرماني سند چشم انداز» می باشد ولی به تنهایی کافي نيست ،  مشارکت نيز نياز مي باشد. مشارکتی که از طریق فرهنگ سازی ایجاد می شود. در واقع فرهنگ سازماني در این زمینه چارچوبي است که براي کارکنان و مديران، رفتار و شيوه تصميم گيري روزانه را مشخص مي نمايد و آنها بايد با تکيه بر اين رهنمودها در صدد تامين هدف هاي برنامه ای برمی آیند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *