خلاصه كتب مديريتي

مدیریت توازن کار و زندگی

 

 درک موفقیت

  • ببینید موفقیت واقعاً از نظر شما چه مفهومی دارد. با خود صادق باشید.
  • مردم اغلب بدون آنکه معنای موفقیت را بدانند برای بدست آوردن ان به شدت تلاش می کنند. ما از طریق رسانه ، افراد خانواده، و فرهنگ حاکم بر جامعه پیام های متفاوتی را درباره موفقیت دریافت می کنیم.موفقیت زمانی حاصل می شود که یک زندگی متوازن و رضایت بخش داشته باشیم.
  • هر روز فرصتی را به تفکر در مورد ارزش هایتان اختصاص دهید و سعی کنید نسبت به آنها وفادار بمانید.
  • برای رسیدن به مفهوم موفقیت ابتدا ارزش های خود را مشخص کنید. در تنهایی بنشینید و در مورد مهم ترین چیزهای زندگی فکر کنید. ارزش هایتان را در کانون زندگی به تعادل بینش و سعادتمندی بهتر و بیشتر دست پیدا کنید.
  • * فرصتی را به ایجاد یک تصویر ایده آل از زندگی اختصاص دهید.
  • هدف انگیزه شما برای انجام یک کار است. هدف چیزی است که به کار و زندگی شمامعنا می بخشد. هدف پیدا کردنی نیست چیزی است که باید آن را بر اساس آنچه برایتان حایز اهمیت است انتخاب کنید.منظور از دیدن تصویر بزرگ چشم انداز کلی شما نسبت به کار و زندگی است. این تصویر شامل ارزشها و اهداف و نقشهای شما ست.
  • * دستیابی به موفقیت مستلزم داشتن نگرش مثبت است.
  • موفقیت نوعی نگرش است و نباید آن را صرفا به عنوان یک سریپیروزی ها یا کسب منافع مالی در نظر گرفت. اگر این طور بود آن وقت هر کس که با تلاش موفق می شد  میتوانست خود را یک آدم موفق بداند.
  • مسئله موفقیت را به عنوان یک نگرش در نظر بگیرید تا بتوانید زندگی خود را بر مسایل و موضوعاتی کهواقعاً برایتان مهم هستند متمرکز کنید.
  • * توجه داشته باشید که همیشه گرفتار بودن نشانه عدم کارایی و اثر بخشی شما در انجام امور است.
  • از کار کردن بیش از اندازه به منظور اتمام کارها در مهلت مقرر اجتناب کنید و یاد بگیرید که چطور بر زمان خود مدیریت کنید. سعی کنید در دام فعالیت و کار گرفتار نشوید.سعی کنید از روی عادت یا داشتن احساس گناه خود را مشغول و گرفتار نکنید چرا که همگی در نهایت موجب کاهش اثربخشی و از بین رفتن انگیزه میشوند.
  • * کارها را بر اساس میزان اهمیت اولویت بندی کنید نه بر اساس میزان فوریت
  • یک وظیفه یا کار فوری چیزی است که به توجه و رسیدگی نیاز دارد در حالی که اولویت با تصویر بزرگ ارزش های اصلی و هدف شما در ارتباط است.
  • * به خاطر داشته باشید که افزایش سرعت باعث کاهش کیفیت می شود.
  • امروز بسیاری از نتایجبر مبنای سرعت سنجیده می شوند. به عنوان مثال باید بین سرعت تحویل کار و کیفیت آن توازن وجود داشته باشد. به همین ترتیب ارتقای سریع تکنولوژی با ید در جهت چشم انداز مورد نظر باشد و صرفا با هدف تغییر اوضاع جاری صورت نگیرد.
  • * ترتیبی دهید که کارتان با معیار هایی که برای موفقیت دارید هدایت شود.
  • توازن صحیح میان کار و زندگی از طریق تعیین یک سری معیارهای مشخص برای موفقیت( شامل اهداف شغلی برنامه های تفریحی و اهداف بهسازی فردی) حاصل می شود.
  • (( علاقه مندی های خود را کاملا از محیط کار خارج کنید و از دوستان و خانواده خود بپرسید موفقیت از نظر آنها به چه معناست.))
  • *نقش های مهم خود در کار و زندگی را فهرست اولویت بندی و ارزیابی کنید.
  • نقش افراد (مثلا به عنوان مدیر، پدر، همسر، یا دوست) حوزه مسئولیت آنها را تعیین می کند. برقراری توازن صحیح میان کار و زندگی مستلزم آنست که تک تک نقش های خود را به دقت تعریف کنید. نقش های خود را به دقت مشخص کنید و در مورد آنها انعطاف پذیر باشید. زندگی را در مجموعدر نظر  بگیرید : خانواده دوستان تفریح و  مشارکت در فعالیت های اجتماعی . قصد دارید چه نقش های مهمی در پرورش فرزند تان ایفا کنید؟
  • تعیین اهداف : تعیین معیارهای مشخص موفقیت مستلزم آنست که ابتدا اهداف کوتاه مدت میان مدت و بلند مدت خود را به دقت مشخص کنید. اهداف خود را در سه گروه اصلی یادداشت کنید:
  • آنچه می خواهید باشید، کارهایی که مایلید انجام دهید، و چیزهایی که  می خواهید انجام دهید.
  • * در مورد کارهایی که در انجام آنها مهارت دارید فکر کنید و بکوشید نقاط قوت خود را تقویت کنید.
  • حتما اهداف و نقاط قوت خود را اولویت بندی کنید. در صورت لزوم آن ، آن دسته از وظایف یا مسایلی که موجب بهسازی مهارت های شما نمی شوند را به دیگران محول کنید. از خود بپرسید : (( واقعا در انجام چه کارهایی مهارت دارم؟)) ، (( استعداد طبیعی من در چه کاری است؟))
  • * برای خود یک بیانیه موفقیت بنویسید و مرتبا به آن رجوع کنید.
  • بیانیه موفقیت چارچوب مرجعی را برای ارزیابی توازن میان کار و زندگی به دست می دهد. این بیانیه به مرام نامه شما در زندگی، و نیز به معیاری برای سنجش توازن میان کار و زندگی تبدیل خواهد شد.
  • * موفقیت های خود را مرور کنید. مطمئن شوید که آمادگی سازگار شدن را دارید.
  • موفقیت یک فرآیند است، نه یک هدف نهایی. اگر قصد دارید بین کار و زندگی خود توازن ایجاد کنید باید به طور مستمر بر پیشرفت خود نظارت داشته باشید و آن را مورد بازنگری قرار دهید. دائما به تصویر بزرگ زندگی فکر کنید تا مطمئن شوید اقدامات شما درست هستند و از زمان به خوبی استفاده می کنید.
  • * از افراد بخواهید به شما باز خورد های سازنده بدهند. از این باز خورد ها درس بگیرید.
  • گرفتن باز خورد از دوستان، همکاران، و اعضای خانواده یکی از راههایی است که میتواند شما را در اندازه گیری میزان موفقیت کمک کند. به خاطر داشته باشید که دریافت باز خورد سازنده موهبتی ارزشمنداست.
  • * برای تقویت نقاط قوت خود و غلبه بر موانع از روش مربی گری استفاده کنید.
  • سازمانها به تدریج متوجه شدند که موفقیت آنها در بلند مدت به میزان تعهد، تخصص، و خلاقیت کارکنانشان بستگی دارد و به همین دلیل استفاده از روش مربی گری روز به روز متداول تر می شود. داشتن مربی موجب می شود که راحت تر با موقعیت های دشوار( از قبیل تغییرات شغلی یا مشکلات شخصی) کنار بیایید.

شناخت خود

  • * اطمینان حاصل کنید که مطابق ارزش هایتان زندگی می کنید و به آنها اعتقاد دارید.
  • رسیدن به توازن در کار و زندگی مستلزم آنست که از باورها ، ادراکات، انتخاب ها، و اقدامات خود به شیوه ی
  • استراتژیکبهره برداری کنید تا بتوانید به توازن  مورد نظرتان دست یابید.
  • * هر روز در مورد گزینه ها و راه حل های جدید فکر کنید و به تدریج به دنبال شیوه های بهتر برای انجام امور باشید.
  • ادراک یک امر انتزاعی است که نوع نگاه شما به مسایل و شیوه تعبیر و تفسیر تجربیات را توصیف میکند.لازم است بدانید که ادراک نوعی انتخاب است.آماده جستجوی راه حل هایتازه باشید تا بهتر بتوانید آنها را پیدا کنید.فکر خود را باز نگه دارید و انعطاف پذیر باشید.
  • * روی مثبت صحبت کردن با خود تمرین کنید و یاد بگیرید که ارزش نقش خود در انجام امور را ببینید.
  • مهم ترین گفت و گفتگو های شما در زندگی گفت و گو با خودتان است. به تاثیری که این (( صحبت با خود)) بر باورها، انتخاب ها ، و اعمالتان دارد دقت کنید. به آنچه به خود می گویید گوش کنید. به عباراتی که با (نمیتوانم) شروع می شوند، عبارت های تاکیدی ((بله،اما)) گوش کنید.

(( احساسات خود را بشناسید و درک کنید تا بتوانید در مقابل آنها واکنش نشان دهید.))

  • درک هوش عاطفی
  • هوش عاطفی نشان دهنده ی توانایی شمادر کنترل احساسات و افکارتان است. تقویت هوش عاطفی باعث تصمیم گیری بهتر،تفکر دقیق تر ، و اعمال خالصانه تر می شود. هوش عاطفی شما را در بهره برداری بهتر از عقل و خرد یاری می کند و باعث درک بهتر دیگران و ایجاد اعتماد متقابل میشود.
  • تشخیص احساسات و درس گرفتن از آن ها
  • اختصاص فرصتی برای ثبت افکار و احساسات در طول روز موجب بصیرت و آگاهیبیشتر شما نسبت به خود می شود. با بررسی افکار و احساسات خود می توانید پی ببرید که تا چه اندازه میان کار و زندگی شما توازن وجود دارد. احساسات پیام هایی هستند که با خواندنشان می توانید به موفقیت و خوشبختی بیشتر دست پیدا کنید. سعی کنید احساسات خود را درک و از آنها تبعیت کنید
  • *تردید را در اعضای گروه خود تشخیص دهید و سعی کنید به علت نگرانی آنها پی ببرید.
  • هم دلی یعنی این که علاوه بر موقعیت خود،موقعیت طرف مقابل را نیز درک کنید. هم دلی باعث مهربانی، اعتماد ،همکاری و صداقت بیشتر در روابط با دیگران می شود.
  • * به خاطر داشته باشید که داشتن روابط خوب با دیگران از جمله نیازهای اساسی انسان است.
  • برای کلیه ابعاد مهم زندگی خود شامل روابط،خانواده، اوقات فراغت، کار و بهسازی فردی وقت بگذارید و سعی کنید زندگی را در مجموع بنگرید. عدم توازن میان کار و زندگی می تواند اثرات مخربی بر روابط شما بگذارد. ببینید از برقراری ارتباط با دیگرانچه می خواهید و ان را جزو اولویت های مهم قرار دهید.
  • * تصمیم بگیرید که واقعا می خواهید چه نوع پدر و مادری باشید.
  • تجربه در یا مادر بودن هم دشوار و هم لذت بخش است. از خود بپرسید که اولویت های شما در ارتباط با فرزندتان کدامند؟آیا می خواهید فرزند داشته باشید اما هنوز در مورد زمان آن تصمیم نگرفته اید؟ این سیاست ها
  • تاثیر زیادی در ایجاد توازن میان نقش شما به عنوان یک پدر یا مادر و نقش شما به عنوان عضوی از سازمان خواهند داشت.
  • * فرصتی برای استراحت وتفریح باعث ارتقای بهره وری می شود.
  • استرس فراوان، کوفتگی بیش از حد، وضعیت نا مساعد جسمی و روحی، بی خوابی، و تیرگی روابط با دیگران از جمله تاوان هایی هستند که باید بابت تفریح نکردن بپردازید. تفریح کردن برای استرس علاوه بر نقش درمانی ، نقش پیشگیرانه نیز دارد. داشتن یک زندگی موفق و متعادل مستلزم آن است که اهداف شغلی معین و مشخصی برای خود تعریف کنید و سپس بر مبنای آنها به اولویت بندی امور بپردازید.
  • * برای دستیابی به اولویت هایتان در خود تعهد ایجاد کنید.
  • در مورد اهداف بهسازی فردی تصمیم بگیرید. با فهرست کردن و اولویت بندی مهارتهای نیازمند بهسازی می توانید یک برنامه توسعه فردی تدوین کنید.
  • این کار سبب صرفه جویی در وقت و انرژی می شود و شما را از سر در گمی نجات می دهد.
  • مهم ترین عامل در تحقق اهداف مورد نظرتان این است که برای کار و زندگی خود یک برنامه عمل تهیه کنید و اقدامات لازم را مطابق با آن انجام دهید. اهداف خود را تعریف، و دقیقا آنها را مشخص کنید.
  • * در مورد آخرین پیشرفت های حاصله مطالعه کنید تا بتوانید اقدامات آگاهانه تری انجام دهید
  • پس از آنکه در مورد اهدافکلی خود به نتیجه رسیدید، ببینید کدام اهداف جزئی در عرصه کار و زندگی می توانند شما را در جهت رسیدن به آنها یاری کنند. قبل از شروع کار روی اهداف، اطمینان حاصل کنید که کلیه اطلاعات لازم را کسب کرده اید.
  • * برای هر یک از مراحل اقدامات خود تاریخ مشخصی را تعیین کنید.
  • این کار برای حفظ تمرکز بر اهداف ضرورت دارد. هر هدف را به اجزای کوچکتر تقسیم، و سپس آنها را اولویت بندی کنید. اگر هدفنهایی شما رسیدن به توازن میان کار و زندگی باشد، تعیین اهداف زمانی غیر واقع بینانه  باعث وارد آمدن فشارهای غیر ضروری می شود.

ایجاد تغییر

  • * توجه داشته باشید که همه به نحوی از برقراری توازن میان کار و زندگی شما بهره می برند.
  • موفقیت در محیط های کاری مستلزم آنست که سازمان ها و کارکنان پذیرای شیوه های نوین انجام کار باشند. سازمان هایی که به طور مستمر به استفاده از استراتژی های کار و زندگی می پردازند نیروهایبهتری جذب می کنند و بهتر می توانند نیروهای خوب  خود را در سازمان نگه دارند. علت اصلی آنست که کارمندان آنها کمتر دچار استرس می شوند و کمتر در خواست مرخصی استعلاجی می کنند.
  • * حتما از مرخصی های سالانه به طور کامل استفاده کنید
  • مرخصی شناور به معنایآنست که می توانید مرخصی سالانه خود را به تعطیلات طولانی آخر هفته و کار نیمه وقت تبدیل کنید. کار در ساعات فشرده یعنی اینکه می توانید تعداد ساعات یک هفته پنج روزه عادی را در چهار روز خلاصه کنید.
  • * برای تک تک ساعات روز ارزش قائل شوید و از آنها به شکلی موثر استفاده کنید.
  • گاهی اوقات عدم توازن میان کار و زندگی یکی از عوارض ناشی از مدیریت نادرست سازمان است.توانایی شما در صرفه جویی در وقت یا اتلاف وقت باعث وجود یا عدم وجود توازن میان کار و زندگی می شود.
  • * اولویت های اصلی تان را ارزیابی، و همه حواس خود را معطوف آنها کنید تا عملکرد شما در سطح عالی باشد.
  • از قدیم تعریف واژه موفقیت با واژه ((بیشتر)) همراه بوده است. اگر این بیشتر بودن از حد بگذرد باعثایجاد آشفتگی و بی نظمی، تحمل فشارهای مضاعف، تعهد بیش از اندازه، و استیصال می شود.
  • * ببینید آیا لازم است کاری را شخصا انجام دهید یا امکان محول کردن آن به به دیگری وجود دارد.

تفویض اختیار اثر بخش

  • ناتوانی در تفویض اختیار یکی از بزرگ ترین موانع بر خورداری از توازن میان کار و زندگی است. تفویض اختیار باعث می شود که وجود شما برای انجام امور ضروری نباشد. علاوه بر این،فرصت رشد و بروز توانمندیها را برای کارمندان به وجد می آورد و به مدیران کمک می کند تا ارزیابی بهتری از توان بالقوه آنها داشته باشند.
  • * از خود بپرسید که چه تغییراتی می توانید در زندگیتان ایجاد کنید؟
  • به دقت مشخص کنید که چه چیز را می خواهید تغییر دهید. در خصوص موازنه کار و زندگی شخصی چه چیزی هستکه نیاز به بهتر شدن دارد: کار کمتر، تعطیلات بی دغدغه بیشتر، یا رفت و آمد کمتر؟
  • *از یک مربی بخواهید شما را در ایجاد تغییرات مورد نظرتان کمک کند.
  • اگر بخواهید تمامی تغییرات را بدون کمک دیگران انجام دهید در واقع خود را از تشویق،حمایت، و نقطه نظر آنها محروم کرده اید.
  • *توجه داشته باشید که تغییرات کوچک می توانند به کلی اوضاع را دگرگون کنند.
  • شما دو راه بیشتر ندارید: یا اقدام کنید یا به انتظار وقوع تغییر بنشینید. از دیگران کمک بگیرید، موانع را از سر راه بردارید، و سپس اقدام کنید.
  • *اطمینان حاصل کنید که اعضای گروه به یکدیگر احترام
  • می گذارند و به اعضای گروه بگویید که چه انتظاری از آنها دارید.
  • حتما دیگران را با اعمال خود، و نه صرفا با کلامتان، رهبری کنید . همیشه در عمل نشان دهید که چه انتظاری از آنها دارید. به خاطر داشته باشید وقتی افراد الگو داشته باشند یادگیری آنها بهتر می شود.
  • * اعضای گروه را تشویق کنید که محل کار را سر وقت ترک کنند.
  • جلسات مربی گری می توانند به صورت تک به تک،در قالب آموزش مدیریت زمان، یا ارائه اطلاعات سودمند باشند. با ایجاد درک متقابل و گوش کردن می توانید برنامه ای متناسب با نیاز های فردی اعضا برای هر یک از آنها تهیه کنید.

حفظ توازن

  • * هدف کلی خود را به طور منظم مرور کنید تا از مسیر اصلی منحرف نشوید.
  • * به خاطر داشته باشید که تفکر مثبت بسیار اثر بخش تر است.
  • قصد یا نیت عبارت است از یک توجه زندگی معین برای کمک به دستیابی به یک نتیجه خاص .هر روز تعیین کنید که قصد دارید چه نوع آدمی باشید، چه نوع زندگی ای داشته باشید، و چه نقش هایی را ایفا کنید.
  • * در بله گفتن به اولویت های خود قاطع باشید و به واکنش خود نسبت به افراد صریح، صادق و با اصالت فکر کنید.
  • قاطعیت واقعی مستلزم آنست که قبل از هر چیز بدانید پاسخ شما در برابر چه چیز هایی ((بله)) است.از ((بله )) گفتن به همه چیز اجتناب کنید تا از مسیر اصلی خارج نشوید و بتوانید به تعهدات خود جامه عمل بپوشانید. اگر توان ((نه)) گفتن نداشته باشید ممکن است جهت و هدف اصلی خود را گم کنید. از نظر خیلی ها ((نه))گفتن به این دلیل دشوار است که فکر می کنند موجب تعارض، عصبانیت و احساس گناه می شود.
  • * اگر برای خودتان احترام قائل باشید دیگران نیز برای شما احترام قائل خواهند شد.
  • یکی از راههای ارزش قائل شدن برای خود این است که مطمئن شوید توازن خوبی میان کار و زندگی شما وجود دارد. وقتی به خود بها دهید دیگران نیز برایتان احترام قائل خواهند شد. خود باوری باعث می شود  که در برابر نا امیدی  و احساس ناتوانی مصونیت پیدا کنید.
  • * به چیز هایی که احساس توانمند بودن را در شما به وجود می آورند فکر کنید.
  • توانمند سازی باعث افزایش قاطعیت،تحریک خلاقیت، و انجام اقدامات اثر بخش می شود. از جمله عوامل ناتوانی می توان به فقدان انگیزه، پایین بودن سطح انرژی، و داشتن احساس ناامیدی اشاره کرد.
  • مقابله با استرس
  • *علائم جسمانی خود را به هنگام بروز استرس شناسایی کنید.
  • استرس همانند چراغ قرمز روی داشبورد اتومبیل است که به شما می گوید:((تعادل خود را از دست داده اید)).استرس به شما نشان می دهد که توازن میان کار و زندگی در خطر است. فراموش نکتید استرس به شما نشان می دهد که توازن میان کار و زندگی در خطر است- ان را به عنوان نیروی محرکی برای اقدام کردن در نظر بگیرید.
  • *سعی کنید همه مسائل را خیلی جدی نگیرید.
  • ((بجنگ، در برو، یا خوش باش)) سه واکنش مختلف برای مقابله با استرس هستند. با انتخاب گزینه بجنگ باید با استرس سر شاخ شوید. با انتخاب گزینه ((در برو)) باید خود را از استرس دور کنید. گزینه((خوش باش)) به معنی آنست که توجه خود را به کارو استراحت و تفریح معطوف کنید.

سالم زندگی کردن

  • *از خوب بودن تغذیه خود اطمینان حاصل کنید.
  • با خوردن غذای خوب و مقوی، ورزش منظم ، و خواب کافی می توانید کیفیت زندگی و کار خود را بهتر کنید. حتما روزی سه وعده غذا بخورید و جلسات منظمی را برای انجام ورزش مورد علاقه خود زیر نظر مربی اختصاص دهید.
  • *با روشن کردن چند شمع معطر و دوش گرفتن می توانید قبل از خواب تمدد اعصاب کنید.
  • برخی افراد دوست دارند تمرین مدیتیشن کنن، با صدای آرام ذکر بگویند، یا حمام طولانی آب گرم بگیرند. به طور منظم تمدد اعصاب کنید تا سلامت شما بیشتر شود، از زندگی بیشتر لذت ببرید، و عملکرد کاری شما بهتر شود.
  • *در برنامه خود به طور منظم  روز هایی را برای دری از محل کار و تجدید قوا در نظر بگیرید.
  • برای یاد گرفتن تفریحات جدید وقت بگذارید .انجام  یک فعالیت کاملا متفاوت بعد از یک روز پر استرس در محیط کار می تواند باعث تجدید قوا شود. ترس های درونی ، خود-انتقادی، و بدبینی از جمله بزرگترین عواملی هستند که انرژی شما را از بین می برند. آگاهانه تصمیم بگیرید که خوشبخت باشید، از زندگی لذت ببرید، و توازن بهتری در کار و زندگی خود ایجاد کنید.

حفظ انگیزه

  • *نگرش و طرز برخورد شما باید بخشی از راه حل باشد، نه مشکل.
  • موفقیت به معنای فقدان شکست نیست ،بلکه به معنای شجاعت داشتن برایپذیرش و غلبه بر آنست. در مواقع دشواری بر اعصاب خود مسلط باشید و مثبت فکر کنید تا نگرش شما باعث بدتر شدن اوضاع نشود.
  • *از همکاران و مشتریان خود بازخورد بگیرید.
  • مواقعی که مقابله با یک موقعیت خاصدر ظاهر دشوار به نظر برسد، در عمل نیز واقعا دشوار خواهد بود. در این مواقع به احتمال زیاد به کمک دیگران نیاز خواهید داشت. به دنبال راه حل باشید و در صورت لزوم  از کمک دیگران استفاده کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *