مدیریت NGOها

سازمان‌های غیردولتی

نویسنده: دکتر مهدی پیروز نیا

آنچه در وهله ی اول در باره ی سازمانهای غیردولتی می توان گفت ، آن است که این سازمانها ریشه در مفاهیمی بنیادین دارند مفاهیمی که از دل ِ تفهم و خواستِامروز  انسان ها و جوامع انسانی برمی خیزند .
بخشی از تبعات این خواست که : « مرا نیازی نیست به کسی تا به جای من بیاندیشد تصمیم بگیرد و عمل کند » اگردر جوامع انسانی امروز مفهوم نهادهای جایگزین ونمایندگی ، جای خود را به تلقین احساس قیمومیت داده است ؛  سازمانهای غیردولتی اعتراضی است آگاهانه به عملکرد دولتها و نهادهای رسمی که در چارچوبِ بندهای قانونی خود تنیده گرفتار آمده اند و روزبروز از قدرت و کارایی شان برای حل مسائل و معضلات بشری کاسته شده است واکنون بخشهایی عظیم در درون آنها تنها به حل معضلات درونی خود آن نهادها مشغولند . در چنین فضایی سازمانهای غیردولتی با جمع شدن انسانهایی که با درک عمیق مشکلات خاص جامعه شان سازمان می یابند ، باهدف حل معضلات اجتماعی بدور از حمایت ، هدایت و تحکمات آمرانه ِ نهادهای رسمی و دولتهایی که اغلب نمی خواهند به ضعف عملکرد و توان خود اعتراف کنند ،پدید می آیند . « سازمان غیردولتی مفهومی است که نه می توان تعریف خاص ، دقیق و جامعی برای آن قائل شد و نه تاریخچه ی پیدایش معینی دارد . با این حال رشد بی سابقه ی این گونه سازمانها و کارکرد خارق العاده ی آنها در حل معضلات و ناهنجاریهای بشری خاصه در شهرها ، باعث شده است تا این نهاد جامعه ی انسانی ، از مفهومی تقریبا”  ناشناخته با حیطه ی وظایفی ثابت و محدود ، به گونه ای شگفت آور تغییر یافته و به بازیگری قدرتمند در عرصه ی ملی و بین المللی و توانایی تاثیر گذار – گاهی همدوش دولتها و سازمانهای بین المللی و فعال جهانی – تبدیل شود . »( 1  ) هر چند از عمر سازمانهای دولتی در شکل مطروحه ی امروزی زمان زیادی نمی گذرد و هنوز بسیاری از جنبه های حقوقی آن بخوبی تشریح و موشکافی نشده است ، اما کارایی این سازمانها بطور نظری و عملی کاملا” به اثبات رسیده است . ثابت شده که سازمانهای غیردولتی می توانند با فعالیت در حوزه ی عمومی Public Sphere و با داشتن یک رفتار کنشمند ارتباطی ، شرایط را برای نیل به مفاهیمی همچون شهروندی جهانی  و آشکارسازی ابعاد مسئولیت و حوزه ی کنش آن که در روند جهانی سازی Globalization   ، حضور آن برای ممانعت از تضییع حقوق انسانی و پایمال شدن حقوق ملل کمتر توسعه یافته توسط قدرتمداران اقتصاد و سیاستهای جهانی لازم است ، فراهم سازند . در یک نگاه واقع گرایانه ، اما ،  سازمانهای غیردولتی هنوز بیشتر یک مفهوم نظری در حال تکامل اند . هنوز یک تعریف جامع و کامل از سازمانهایغیردولتی ، که مورد قبول همگان باشد ، وجود ندارد و حدود استقلال و دامنه ی مجاز فعالیتهای آن مورد توافق همگان نیست . هر سازمانی از دیدگاه کارکردی و با توجه به زمینه های اشتراک در کار از بعد خاصی این سازمانها را تعریف می کند . سازمانهای رسمی ترحیح می دهند تنها در ارتباطهای کاری و اشتراکات عملی و در حد رفع نیازسازمانهای غیردولتی را مورد بررسی نظری قرار دهند . به نظر می رسد که سازمانهای رسمی و خصوصا”  دولتی اینگونه سازمانها را رقیب قدرتمندی در آینده می دانند و از این نظر جندان تمایلی به بسط حیطه ی عمل این سازمانها ندارند.
می توان از سوی دیگر گفت که این سازمانها یک مفهوم پویای ذهنی است که ذهن بسیاری از اندیشمندان رابه خود مشغول داشته وبسیاری ازنهادهای اجتماعی را برآن داشته تا برای کارآمد تر شدن در حوزه ی عمومی و فعالتر شدن کنشهای ارتباطی شان ، با تغییرات سازمانی،  خود را به آن نزدیکتر کنند وبرای نیل به این هدف به بررسی های نظری و فعالیت برای بازترشدن حوزه ی عمل این نهاد کارآمد اجتماعی بپردازند .مفهوم سازمانهای غیردولتی بدینگونه رشد کرده و تکامل یافته است .
شاید بتوان یکی از دلایل عمده ی رشد و تکامل  سازمانهای غیردولتی  را در بارور شدن  مفهوم «  جامعه ی مدنی جهانی  » در سالهای اخیر جستجو کرد . بسیاری معتقدند نفرت و دلزدگی ناشی از فجایع جنگهای جهانی بویژه جنگ جهانی دوم _ و جنگهای محدودِ منطقه ای پس از آن و نیز احتمال هرازچندگاه بروز جنگهای فراگیر که مایه ی سلب آسایش و احساس امنیت فکری و روحی است – ونیز ناکارآمدی نهادهای سیاسی و ایدئولوژیک سبب شده تا ملتها همپای نوسازی خویش به تدریج به ضرورت مشارکت و نظارت بر دولنهای خویش در امور مربوط به کشور ، حکومت و روابط بین المللی پی برده و با سازماندهی خویش در چارچوبهایی همانند سازمانهای غیردولتی ، نوع همکاری و تعامل با دولتها را نهادینه سازند . بعدها این ساختارها تکامل یافته و به اهرمی تبدیل شد که می توانست با بهره گیری تام از مهمترین عامل قدرت یعنی مشروعیت یافتن از سوی مردم به اعمال فشار بر دولتها برای تغییر در وضعیتهای نامطلوب ، توجه به اموری خاص و یا انجام فعالیتی ویژه بپردازند . حیطه ی عمل آنچنان گسترده شده است که گاه یک سازمان غیردولتی در برابر چندین دولت یا اتحادیه ای از دولتها قرار گرفته و آن دولتها را ناگزیر به تغییر در تصمیمات یا لااقل پاسخگویی به مردم و این نهادهای جامعه ی مدنی جهانی ساخته است . در پی این رشد و توسعه ، هم دولتها و هم سازمانهای بین المللی برآن شدند تا با ارائه و تدوین سازوکارهای خاص ، انرژی سرشار سازمانهای غیردولتی را نهادینه ساخته ، در جهت اعتلای اهداف حود یا جامعه ی ملی و بین المللی به کار گیرند .
تدوین قطعنامه یE/1996/31 در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل که ناظر بر روابط مشورتی میان سازمانهای غیردولتی و سازمان ملل متحد و ارگانهای تابعه ی آن است، اوج موفقیت سازمان ملل در نهادینه سازی این روابط به شمار می آید. دولتها نیز در سطوح ملی تلاش نموده اند تا با تصویب قواعدی ویژه برای ثبت و دسته بندی سازمانهای غیردولتی، آنها را در رسیدن به اهدافشان یاری کنند .

تلاش برای یافتن یک تعریف جامع از سازمانهای غیردولتی :
نخستین تعریفی که براساس نام این سازمانها می توان ارائه داد ، تعریف فراگیر « هر سازمان یا هر گروه منسجم و سازمان یافته ای است که تحت نظارت و تاسیس دولت قرار ندارد غیردولتی خوانده می شود » ، این امکان را ایجاد می کند تا کلیه ی تشکل های خیریه ، امدادرسان ، تجاری ، بازرگانی ، فرهنگی ، اجتماعی ورزشی ، معنوی توریستی ، فنی ، علمی حقوقی ، اداری ، سیاسی و نظایر آن را در این مجموعه گردهم آوریم . اما تاکنون با توجه به ساختار و هدف سازمانهای غیردولتی و نیز به دلیل آنکه این سازمانها بر اساس قوانین حقوقی درونی دولتها به وجود می آیند ، امکان دستیابی به یک تعریف جامع جهانی فراهم نیامده است . با این وجود تعاریف مختلف و بسیاری از سوی نهادهای بین المللی و محققان ارائه شده است . به بخشی از این تعاریف در اینجا اشاره می شود ( 1 ) :
دایان اتو Dianne Otto   می گوید : یک سازمان غیردولتی ، شخصیتی غیرانتفاعی است که اعضای آن شهروند یا مجموعه ای از شهروندان یک یا چند کشورند که نوع فعالیت آن به منظور پاسخگویی به احتیاجات افراد جامعه و یا جوامعی که سازمان مذکور با آن همکاری می نماید تعیین می شود.( و البته مستقل از دولت یا دولتها عمل می کند .)
سالامون لستر و هلموت آنهی اِر Salamon Lester & Helmut Anhier  چنین تعریفی ارائه کرده اند : سازمان غیردولتی ؛ تشکلی مستقل ، منعطف ، دموکراتیک و غیرانتفاعی است که فعالیتها ی خود را جهت کمک به تقویت بنیه های اقتصادی و اجتماعی گروههای حاشیه ای، حل معضلات عامه و گاه رفع مسائل قشری خاص متمرکز کرده اند.

جک پلانو و ری التون  Jack Plano & Ray Olton   نیز چنین تعریفی ارائه می کنند :
سازمان غیر دولتی سازمانی است با سازو کاری برای فراهم ساختن زمینه ی همکاری میان گروههای ملی در باره ی مسائل بین المللی به ویژه در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، انسان دوستانه و تکنیکی.

اما تعاریف نهادهای جهانی :
نهادهای مختلف سازمان ملل  هریک تعریفی ارائه می دهند شامل :
اداره ی اطلاعات عمومی سازمان ملل :  به هر سازمان غیردولتی و داوطلبانه ای اطلاق می شود که درسطح محلی ،ملی یا بین المللی فعالیت دارد و افرادی با علائق مشترک آن را ارائه می کنند . خدمات انسان دوستانه ، توجه دادن مردم به اعمال دولت ، نظارت بر سیاستهای اتخاذ شده از سوی دولت و تشویق به مشارکت سیاسی در امور خارجه ، در شمار فعالیتهای این سازمانها قرار می گیرد . سازمانهایی از این دست ، با تحلیل و کارشناسی امور ، نقشی مشابه سازوکارهای هشدار دهنده را ایفا می کنند .
شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در قطع نامه ی E/1996/31  ماده ی 12 :
هر سازمانی که بر اساس نهادهای دولتی یا موافقت نامه های بین دولتها شکل نگرفته باشد ، از دیدگاه تنظیم کنندگان این قطعنامه ، غیردولتی محسوب می گردد .
تعاریف ارائه شده از سوی بانک جهانی :
1 – سازمان غیردولتی سازمانی است متشکل از افراد خاصی که با پایبندی به برخی اصول اساسی اجتماعی ، فعالیتهای خویش را بر پایه ی توسعه بخشیدن به جوامعی که در آنها زندگی می کنند قرار می دهند .
2 – سازمان یا گروهی از مردم که مستقل از هرگونه کنترل خارجی فعالیت نموده و اهداف آنها در راستای ایجاد تغییرات مورد نظر در یک جامعه ، فضا یا موقعیت خاص است .
3 – سازمانی است با ساختار غیرانتفاعی ، که ماهیتی داوطلبانه ، خدماتی و توسعه محور دارد و در راستای اهداف اعضا حرکت می کند یا به دنبال منافع سایرین است . سازمانهای عام المنفعه در شمار این سازمانها قرار می گیرند .
4 – نوعی سازمان توسعه ی اجتماعی محسوب می شود که به منظور تقویت مردم شکل گرفته است
5 – سازمانی مستقل ، دموکراتیک و نامنسجم است که در آن تلاش در جهت تقویت بنیه های اقتصادی و یا اجتماعی گروههای حاشیه ای صورت می پذیرد .
6 – سازمانی که به احزاب سیاسی وابستگی نداشته باشد و غالبا”  درگیر فعاللیتهایی برای کمک ، توسعه و بهداشت و سلامت جامعه است .
7 – سازمانی متعهد به علل ریشه ای مشکلات و مسائل ، که تلاش دارد کیفیت زندگی افراد فقیر ، مستضعف و حاشیه ای را در مناطق شهری و روستایی بهبود بخشد .
8 – سازمانهایی که برای جامعه و از سوی آن تشکیل یافتهو دولت در آنها دخالتی ندارد یا میزان دخالت آن اندک است . این سازمانها هم می توانند حالت خیریه ای داشته باشند و هم می توانند در فعالیتهای اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی داخل گردند .
9 – سازمان غیردولتی سازمانی است  که در درون خود حالت منعطف و دموکراتیک داشته و تلاش می نماید تا بدون قصد منفعت طلبی برای خویش ، به مردم خدمت کند .

تعریف اتحادیه ی اروپا یا The council of Europe  :
سازمان غیردولتی ، جمعیتها ، جنبش ها و یا گروههایی هستند که با استقلال کامل از دولت ، بدون قصد منفعت طلبی و در جهت دفاع از منافع خاصی همچون مسائل شغلی ، اجتماعی ، فرهنگی ، تجاری ، سیاسی ، علمی ، انسان دوستانه ، مذهبی و یا … تشکیل گردیده اند .
و اما تعریف ارائه شده در بانک اطلاعات سازمانهای غیردولتی ایران ارائه شده در جریان همایش نقش وجایگاه سازمانهای غیردولتی درعرصه ی فعالیتهای ملی وبین المللی ( مهر 1379 )
سازمانی غیردولتی محسوب می شود که تشکیلات و ساختاری مشخص داشته باشد همچنین عمده ی اعتبار آن از بخش غیردولتی تامین شود نیز غیرانتفاعی و داوطلبانه بوده ، پاسخگوی تمام یا بخشی از نیازهای جامعه ی خود باشد.
تمامی تعاریف فوق دلالت بر یک نکته دارند و آن اندیشه ی ایجاد رویه ای جدید در به انجام رسیدن امور جوامع انسانی است. رویه ای به دور از کنترلهای نهادین از یکسو و کاهنده یانگیزه ی منفعت طلبی شخصی درانجام امور که رکن اصلی جامعه ی سرمایه داری در جهان امروز است .اما آیا در جهانی شتابان خیز برداشته به سوی سرمایه داری و منطق سود سود و سود می توان بخشی انسانها را از دیدگاه و خواست منفعت طلبی شخصی منع کرد ؟
نکته آخر آنکه انسان همواره برای کسب امنیت و ایجاد قوای روانی ِ تحمل قدرت در جوامع نابرابر و یا نامتعادل از نظر توزیع قدرت ، خود را با چیزی تجهیز می کند که فشار روانی ناشی از عدم تعادل را در او به حداقل برساند که نمونه های آن را می توان در ایجاد گروههای نژادی ، قومی ، مذهبی در میان مهاجران ، انسجام در میان اقلیتهای قومی و مذهبی ، گرایش به لمپنیزم گروهی در جوانان دید. یکی از راههای هدایت منطقی این مسئله و ایجاد تعادل و موازنه میان انسانها و مراکز تمرکز قدرت ، ایجاد نهادها ی اجتماعی یا سازمانهایی است که با ایجاد اتحاد و قدرت گیری از اجتماع انسانها و استفاده از قدرتها و استعدادهای آنها ایجاد نوعی توانایی روانی و اعتماد به نفس در انسان می کنند . سازمانهای غیردولتی در بخشهای مختلفی که برای انسان در آن بخشها نوعی عدم تامین و احساس ترس و نگرانی وجود دارد مانند محیط زیست می تواند ایجاد گردد .  همچنین شاید این سازمانها بتوانند جایگزین مناسبی برای نهادهای کهنه ی جامعه ی انسانی در کسب اهداف برابری جویی و عدالت اجتماعی باشند .

منابع :
1 – گلشن پژوه محمودرضا – راهنمای سازمانهای غیردولتی – موسسه ی فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران
آنچ در وهله ی اول در باره ی سازمانهای غیردولتی می توان گفت ، آن است که این سازمانها ریشه در مفاهیمی بنیادین دارند مفاهیمی که از دل ِ تفهم و خواستِامروز  انسان ها و جوامع انسانی برمی خیزند . بخشی از تبعات این خواست که : « مرا نیازی نیست به کسی تا به جای من بیاندیشد تصمیم بگیرد و عمل کند » اگردر جوامع انسانی امروز مفهوم نهادهای جایگزین ونمایندگی ، جای خود را به تلقین احساس قیمومیت داده است ؛  سازمانهای غیردولتی اعتراضی است آگاهانه به عملکرد دولتها و نهادهای رسمی که در چارچوبِ بندهای قانونی خود تنیده گرفتار آمده اند و روزبروز از قدرت و کارایی شان برای حل مسائل و معضلات بشری کاسته شده است واکنون بخشهایی عظیم در درون آنها تنها به حل معضلات درونی خود آن نهادها مشغولند . در چنین فضایی سازمانهای غیردولتی با جمع شدن انسانهایی که با درک عمیق مشکلات خاص جامعه شان سازمان می یابند ، باهدف حل معضلات اجتماعی بدور از حمایت ، هدایت و تحکمات آمرانه ِ نهادهای رسمی و دولتهایی که اغلب نمی خواهند به ضعف عملکرد و توان خود اعتراف کنند ،پدید می آیند . « سازمان غیردولتی مفهومی است که نه می توان تعریف خاص ، دقیق و جامعی برای آن قائل شد و نه تاریخچه ی پیدایش معینی دارد . با این حال رشد بی سابقه ی این گونه سازمانها و کارکرد خارق العاده ی آنها در حل معضلات و ناهنجاریهای بشری خاصه در شهرها ، باعث شده است تا این نهاد جامعه ی انسانی ، از مفهومی تقریبا”  ناشناخته با حیطه ی وظایفی ثابت و محدود ، به گونه ای شگفت آور تغییر یافته و به بازیگری قدرتمند در عرصه ی ملی و بین المللی و توانایی تاثیر گذار – گاهی همدوش دولتها و سازمانهای بین المللی و فعال جهانی – تبدیل شود . »( 1  ) هر چند از عمر سازمانهای دولتی در شکل مطروحه ی امروزی زمان زیادی نمی گذرد و هنوز بسیاری از جنبه های حقوقی آن بخوبی تشریح و موشکافی نشده است ، اما کارایی این سازمانها بطور نظری و عملی کاملا” به اثبات رسیده است . ثابت شده که سازمانهای غیردولتی می توانند با فعالیت در حوزه ی عمومی Public Sphere و با داشتن یک رفتار کنشمند ارتباطی ، شرایط را برای نیل به مفاهیمی همچون شهروندی جهانی  و آشکارسازی ابعاد مسئولیت و حوزه ی کنش آن که در روند جهانی سازی Globalization   ، حضور آن برای ممانعت از تضییع حقوق انسانی و پایمال شدن حقوق ملل کمتر توسعه یافته توسط قدرتمداران اقتصاد و سیاستهای جهانی لازم است ، فراهم سازند . در یک نگاه واقع گرایانه ، اما ،  سازمانهای غیردولتی هنوز بیشتر یک مفهوم نظری در حال تکامل اند . هنوز یک تعریف جامع و کامل از سازمانهایغیردولتی ، که مورد قبول همگان باشد ، وجود ندارد و حدود استقلال و دامنه ی مجاز فعالیتهای آن مورد توافق همگان نیست . هر سازمانی از دیدگاه کارکردی و با توجه به زمینه های اشتراک در کار از بعد خاصی این سازمانها را تعریف می کند . سازمانهای رسمی ترحیح می دهند تنها در ارتباطهای کاری و اشتراکات عملی و در حد رفع نیازسازمانهای غیردولتی را مورد بررسی نظری قرار دهند . به نظر می رسد که سازمانهای رسمی و خصوصا”  دولتی اینگونه سازمانها را رقیب قدرتمندی در آینده می دانند و از این نظر جندان تمایلی به بسط حیطه ی عمل این سازمانها ندارند.
می توان از سوی دیگر گفت که این سازمانها یک مفهوم پویای ذهنی است که ذهن بسیاری از اندیشمندان رابه خود مشغول داشته وبسیاری ازنهادهای اجتماعی را برآن داشته تا برای کارآمد تر شدن در حوزه ی عمومی و فعالتر شدن کنشهای ارتباطی شان ، با تغییرات سازمانی،  خود را به آن نزدیکتر کنند وبرای نیل به این هدف به بررسی های نظری و فعالیت برای بازترشدن حوزه ی عمل این نهاد کارآمد اجتماعی بپردازند .مفهوم سازمانهای غیردولتی بدینگونه رشد کرده و تکامل یافته است .
شاید بتوان یکی از دلایل عمده ی رشد و تکامل  سازمانهای غیردولتی  را در بارور شدن  مفهوم «  جامعه ی مدنی جهانی  » در سالهای اخیر جستجو کرد . بسیاری معتقدند نفرت و دلزدگی ناشی از فجایع جنگهای جهانی بویژه جنگ جهانی دوم _ و جنگهای محدودِ منطقه ای پس از آن و نیز احتمال هرازچندگاه بروز جنگهای فراگیر که مایه ی سلب آسایش و احساس امنیت فکری و روحی است – ونیز ناکارآمدی نهادهای سیاسی و ایدئولوژیک سبب شده تا ملتها همپای نوسازی خویش به تدریج به ضرورت مشارکت و نظارت بر دولنهای خویش در امور مربوط به کشور ، حکومت و روابط بین المللی پی برده و با سازماندهی خویش در چارچوبهایی همانند سازمانهای غیردولتی ، نوع همکاری و تعامل با دولتها را نهادینه سازند . بعدها این ساختارها تکامل یافته و به اهرمی تبدیل شد که می توانست با بهره گیری تام از مهمترین عامل قدرت یعنی مشروعیت یافتن از سوی مردم به اعمال فشار بر دولتها برای تغییر در وضعیتهای نامطلوب ، توجه به اموری خاص و یا انجام فعالیتی ویژه بپردازند . حیطه ی عمل آنچنان گسترده شده است که گاه یک سازمان غیردولتی در برابر چندین دولت یا اتحادیه ای از دولتها قرار گرفته و آن دولتها را ناگزیر به تغییر در تصمیمات یا لااقل پاسخگویی به مردم و این نهادهای جامعه ی مدنی جهانی ساخته است . در پی این رشد و توسعه ، هم دولتها و هم سازمانهای بین المللی برآن شدند تا با ارائه و تدوین سازوکارهای خاص ، انرژی سرشار سازمانهای غیردولتی را نهادینه ساخته ، در جهت اعتلای اهداف حود یا جامعه ی ملی و بین المللی به کار گیرند. تدوین قطعنامه یE/1996/31  در شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل که ناظر بر روابط مشورتی میان سازمانهای غیردولتی و سازمان ملل متحد و ارگانهای تابعه ی آن است ، اوج موفقیت سازمان ملل در نهادینه سازی این روابط به شمار می آید . دولتها نیز در سطوح ملی تلاش نموده اند تا با تصویب قواعدی ویژه برای ثبت و دسته بندی سازمانهای غیردولتی، آنها را در رسیدن به اهدافشان یاری کنند .

تلاش برای یافتن یک تعریف جامع از سازمانهای غیردولتی :
نخستین تعریفی که براساس نام این سازمانها می توان ارائه داد ، تعریف فراگیر « هر سازمان یا هر گروه منسجم و سازمان یافته ای است که تحت نظارت و تاسیس دولت قرار ندارد غیردولتی خوانده می شود » ، این امکان را ایجاد می کند تا کلیه ی تشکل های خیریه ، امدادرسان ، تجاری ، بازرگانی ، فرهنگی ، اجتماعی ورزشی ، معنوی توریستی ، فنی ، علمی حقوقی ، اداری ، سیاسی و نظایر آن را در این مجموعه گردهم آوریم . اما تاکنون با توجه به ساختار و هدف سازمانهای غیردولتی و نیز به دلیل آنکه این سازمانها بر اساس قوانین حقوقی درونی دولتها به وجود می آیند ، امکان دستیابی به یک تعریف جامع جهانی فراهم نیامده است . با این وجود تعاریف مختلف و بسیاری از سوی نهادهای بین المللی و محققان ارائه شده است . به بخشی از این تعاریف در اینجا اشاره می شود ( 1 ) :

دایان اتو Dianne Otto   می گوید : یک سازمان غیردولتی ، شخصیتی غیرانتفاعی است که اعضای آن شهروند یا مجموعه ای از شهروندان یک یا چند کشورند که نوع فعالیت آن به منظور پاسخگویی به احتیاجات افراد جامعه و یا جوامعی که سازمان مذکور با آن همکاری می نماید تعیین می شود. ( و البته مستقل از دولت یا دولتها عمل می کند .)
سالامون لستر و هلموت آنهی اِر Salamon Lester & Helmut Anhier  چنین تعریفی ارائه کرده اند : سازمان غیردولتی ؛ تشکلی مستقل ، منعطف ، دموکراتیک و غیرانتفاعی است که فعالیتها ی خود را جهت کمک به تقویت بنیه های اقتصادی و اجتماعی گروههای حاشیه ای، حل معضلات عامه و گاه رفع مسائل قشری خاص متمرکز کرده اند.

جک پلانو و ری التون  Jack Plano & Ray Olton   نیز چنین تعریفی ارائه می کنند :
سازمان غیر دولتی سازمانی است با سازو کاری برای فراهم ساختن زمینه ی همکاری میان گروههای ملی در باره ی مسائل بین المللی به ویژه در زمینه های اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، انسان دوستانه و تکنیکی .
اما تعاریف نهادهای جهانی :
نهادهای مختلف سازمان ملل  هریک تعریفی ارائه می دهند شامل :
اداره ی اطلاعات عمومی سازمان ملل :  به هر سازمان غیردولتی و داوطلبانه ای اطلاق می شود که درسطح محلی ،ملی یا بین المللی فعالیت دارد و افرادی با علائق مشترک آن را ارائه می کنند . خدمات انسان دوستانه ، توجه دادن مردم به اعمال دولت ، نظارت بر سیاستهای اتخاذ شده از سوی دولت و تشویق به مشارکت سیاسی در امور خارجه ، در شمار فعالیتهای این سازمانها قرار می گیرد . سازمانهایی از این دست ، با تحلیل و کارشناسی امور ، نقشی مشابه سازوکارهای هشدار دهنده را ایفا می کنند .
شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در قطع نامه ی E/1996/31  ماده ی 12 :
هر سازمانی که بر اساس نهادهای دولتی یا موافقت نامه های بین دولتها شکل نگرفته باشد ، از دیدگاه تنظیم کنندگان این قطعنامه ، غیردولتی محسوب می گردد .

تعاریف ارائه شده از سوی بانک جهانی :
1 – سازمان غیردولتی سازمانی است متشکل از افراد خاصی که با پایبندی به برخی اصول اساسی اجتماعی ، فعالیتهای خویش را بر پایه ی توسعه بخشیدن به جوامعی که در آنها زندگی می کنند قرار می دهند .
2 – سازمان یا گروهی از مردم که مستقل از هرگونه کنترل خارجی فعالیت نموده و اهداف آنها در راستای ایجاد تغییرات مورد نظر در یک جامعه ، فضا یا موقعیت خاص است .
3 – سازمانی است با ساختار غیرانتفاعی ، که ماهیتی داوطلبانه ، خدماتی و توسعه محور دارد و در راستای اهداف اعضا حرکت می کند یا به دنبال منافع سایرین است . سازمانهای عام المنفعه در شمار این سازمانها قرار می گیرند .
4 – نوعی سازمان توسعه ی اجتماعی محسوب می شود که به منظور تقویت مردم شکل گرفته است
5 – سازمانی مستقل ، دموکراتیک و نامنسجم است که در آن تلاش در جهت تقویت بنیه های اقتصادی و یا اجتماعی گروههای حاشیه ای صورت می پذیرد .
6 – سازمانی که به احزاب سیاسی وابستگی نداشته باشد و غالبا”  درگیر فعاللیتهایی برای کمک ، توسعه و بهداشت و سلامت جامعه است .
7 – سازمانی متعهد به علل ریشه ای مشکلات و مسائل ، که تلاش دارد کیفیت زندگی افراد فقیر ، مستضعف و حاشیه ای را در مناطق شهری و روستایی بهبود بخشد .
8 – سازمانهایی که برای جامعه و از سوی آن تشکیل یافتهو دولت در آنها دخالتی ندارد یا میزان دخالت آن اندک است . این سازمانها هم می توانند حالت خیریه ای داشته باشند و هم می توانند در فعالیتهای اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی داخل گردند .
9 – سازمان غیردولتی سازمانی است  که در درون خود حالت منعطف و دموکراتیک داشته و تلاش می نماید تا بدون قصد منفعت طلبی برای خویش ، به مردم خدمت کند .

تعریف اتحادیه ی اروپا یا The council of Europe  :
سازمان غیردولتی ، جمعیتها ، جنبش ها و یا گروههایی هستند که با استقلال کامل از دولت ، بدون قصد منفعت طلبی و در جهت دفاع از منافع خاصی همچون مسائل شغلی ، اجتماعی ، فرهنگی ، تجاری ، سیاسی ، علمی ، انسان دوستانه ، مذهبی و یا … تشکیل گردیده اند .
و اما تعریف ارائه شده در بانک اطلاعات سازمانهای غیردولتی ایران ارائه شده در جریان همایش نقش وجایگاه سازمانهای غیردولتی درعرصه ی فعالیتهای ملی وبین المللی ( مهر 1379 )
سازمانی غیردولتی محسوب می شود که تشکیلات و ساختاری مشخص داشته باشد همچنین عمده ی اعتبار آن از بخش غیردولتی تامین شود نیز غیرانتفاعی و داوطلبانه بوده ، پاسخگوی تمام یا بخشی از نیازهای جامعه ی خود باشد .
تمامی تعاریف فوق دلالت بر یک نکته دارند و آن اندیشه ی ایجاد رویه ای جدید در به انجام رسیدن امور جوامع انسانی است. رویه ای به دور از کنترلهای نهادین از یکسو و کاهنده یانگیزه ی منفعت طلبی شخصی درانجام امور که رکن اصلی جامعه ی سرمایه داری در جهان امروز است .اما آیا در جهانی شتابان خیز برداشته به سوی سرمایه داری و منطق سود سود و سود می توان بخشی انسانها را از دیدگاه و خواست منفعت طلبی شخصی منع کرد ؟
نکته آخر آنکه انسان همواره برای کسب امنیت و ایجاد قوای روانی ِ تحمل قدرت در جوامع نابرابر و یا نامتعادل از نظر توزیع قدرت ، خود را با چیزی تجهیز می کند که فشار روانی ناشی از عدم تعادل را در او به حداقل برساند که نمونه های آن را می توان در ایجاد گروههای نژادی ، قومی ، مذهبی در میان مهاجران ، انسجام در میان اقلیتهای قومی و مذهبی ، گرایش به لمپنیزم گروهی در جوانان دید. یکی از راههای هدایت منطقی این مسئله و ایجاد تعادل و موازنه میان انسانها و مراکز تمرکز قدرت ، ایجاد نهادها ی اجتماعی یا سازمانهایی است که با ایجاد اتحاد و قدرت گیری از اجتماع انسانها و استفاده از قدرتها و استعدادهای آنها ایجاد نوعی توانایی روانی و اعتماد به نفس در انسان می کنند . سازمانهای غیردولتی در بخشهای مختلفی که برای انسان در آن بخشها نوعی عدم تامین و احساس ترس و نگرانی وجود دارد مانند محیط زیست می تواند ایجاد گردد .  همچنین شاید این سازمانها بتوانند جایگزین مناسبی برای نهادهای کهنه ی جامعه ی انسانی در کسب اهداف برابری جویی و عدالت اجتماعی باشند .

منابع :
1 – گلشن پژوه محمودرضا – راهنمای سازمانهای غیردولتی – موسسه ی فرهنگی مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران

*http://plural.blogfa.com/post-30.aspx

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *