مباحث ویژه و کاربردی, مدیریت منابع انسانی

عوامل مؤثر بر رضایت مندی زنان شاغل

نویسنده: رضا هاشم زاده

چکیده
در این تحقیق عوامل موثر بر میزان رضایتمندی زنان شاغل در سازمان بهداشت در شهر مشهد مورد بررسی قرار گرفته است.روش مورد استفاده در این تحقیق روش نمونه گیری تصادفی است که با توجه به بررسیهای انجام شده نتیجه گیری شد که عوامل علاقه مندی به شغل, روشن بودن وظایف وارزش اجتماعی شغل بر رضایت مندی زنان شاغل  تاثیر گذار می باشد.

فصل اول
طرح مسئله

بیان مسئله
1-1-    مقدمه
در این پروژه تاثیر عواملی چون سن,مدرک تحصیلی ,سابقه کار,نوع شغل ,نوع مسکن,میزان در آمد ,تنوع کار ,ارزش اجتماعی شغل ورضایتمندی از زندگی بر میزان رضایتمندی زنان شاغل از شغل خود مورد بررسی قرار گرفته است تابتوان بازده وکار آیی زنان شاغل در وزارت بهداشت از قبیل بیمارستانها, در مانگاهها, مطبهاو…را افزایش داد.برای انجام این بررسی از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شده است .داده های مورد استفاده در این پروژه از 60 پرسشنامه حاوی سوالات فردی وسوالاتی مربوط به فرضیه های پژوهش جمع آوری گردیده است .سپس تجزیه وتحلیل جهت تایید فرضیه ها وار تباط آنها با متغییر وابسته بعمل آمد.

1-2-    بیان فرضیه ها
فرضیه 1:بررسی اهمیت سن بر رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه 2: بررسی اهمیت تحصیلات بر رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه3: بررسی سابقه کاری بر رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه 4:بررسی اهمیت نوع شغل بر رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه 5:بررسی اهمیت در آمدتقریبی بر رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه 6:بررسی اهمیت علاقه مندی به شغل بر میزان رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه 7:بررسی اهمیت ثبات شغلی بر رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه 8:بررسی اهمیت تعصب زنان بر رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه 9:بررسی اهمیت روشن بودن وظایف بر رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه 10:بررسی اهمیت تنوع کار بر میزان رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه 11:بررسی اهمیت ارزش اجتماعی شغل بر رضایت مندی زنان شاغل
فرضیه 12:بررسی اهمیت رضایت از زندگی بر رضایت مندی زنان شاغل

فصل دوم
اهمیت وضرورت تحقیق

بررسی اهمیت کار زنان)
ابتدا تاریخ مختصری از تقسیم کار ونقش زنان ارائه می گردد,کار موضوعی می باشد که از ابتدای تکامل بشر مطرح بوده است.بطوریکه مارکس می گوید انسان را کار می آفریده است.در واقع مهمترین عامل تکامل بشر را مارکس کار می داند.ونقل قولی از اولین تافلر از کتاب موج سوم در مورد تاثیر کار و جنسیت :یکی از باورهای غالبی مرسوم اینست که مردان را در سوگیری خود نسبت به مسایل ,عینی وزنان را ذهنی می دانداگر در دراین ادعا کمی هم حقیقت وجود داشته باشد نه ناشی از واقعیت به اثبات رسیده بیولوژیکی بلکه ناشی از تاثیرات روانی شکاف نامرئی است.
تافلی این شکاف راناشی از این می داندکه در دوره پایان کشاورزی وآغاز انقلاب صنعتی زنان در خانه ماندند ولی مردان وارد جامعه شدند.در واقع مردان در کار مزدی شرکت کردند واین تاثیرات خاصی رادر روحیه وروابط اجتماعی آنان داشته است.تافلر می گوید)):مردمسئولیت انجام کار پیشرفته را برعهده گرفت وزن عقب ماندتانوع قدیمی وعقب افتاده تر کار راانجام دهد.مرد از آنجا که بود به سوی آینده حرکت کرد وزن در گذشته ماند.)) اودر بخشهای دیگر کتاب خود ,علت راتفاوتهای جنسیتی ایجاد شده ودیگری را نیز ناشی از حضور مرد در جامعه مطرح می کند .از جمله اینکه وقت شناسی مردان را ناشی از حضور مردان در جامعه ویادگیری تعاریف صنعتی زمان ونظم ووقت نشناسی زنان را ناشی از این عدم حضور می داند.این بیانگر نقش کار در شکل گیری جنسیتی است.
در اینجا نگاهی گذرا به تاریخ می اندازیم که از ابتدای تکامل بشر در جوامع مختلفی وجود داشته است از جمله گروههای شکارچی-گردآوری خوراک کار به نوعی دارای تقسیماتی بوده است.در این دوره طبق تحقیقات مردم شناسی تقسیم کار بیشتر بر حسب سن وحنس بود امر شکار باتوجه به وضعیت بدنی وحالت جنگجویی به عهده مردان وگرد آوری ونگهداری خوراک بر عهده زنان وکودکان همراه آنان بود.
پس از ایندوره که انسان شروع به تولید غدا می کند-تقریباحدود8 الی 10 سال پیش –گروههای شکار وگردآوری خوراک به دودسته کوچ نشینان دامپرور وکشاورزان یکجا نشین تبدیل می شود.در هردو گروهها نیز زنان ومردان بطور یکسان فعال بودند ویا هستند,زیرا نمونه های آن هنوز در برخی از نقاط جهان وجود دارد.بطوریکه می بینیم در طول تاریخ بشر زنان ومردان هردو همراه هم در عرصه کار حضور داشتند وحضور آنها تقریبا به یک اندازه ومساوی بود بجز در زمانهایی که زنان برای فرزندآوری برای مدتی فعالیت کمتری داشتند.اما با صنعتی شدن وانقلاب صنعتی به دلایل وشرایط خاص  زنان مجبور شدند در خانه بمانند وکار خانگی را انجام دهند ومردان بیشتر در عرصه احتماع حاضر شدند.تااینجا تاحدودی نقش واهمیت کار در شکل گیری برخی از ویژگیهای جنسیتی زنان ومردان مطرح شد .این نقش می تواند در عملکرد های هردو گروه تاثیرات مختلفی داشته باشد از حمله در تربیت فرزندان یا نقشهای اجتماعی هردو جنس مهم است.
همانطور که گفتیم پس از انقلاب صنعتی حضور زنان در عرصه کار بسیار کم می شود.اما کم کم با رشد صنعت وسرمایه داری ونیاز به نیروی کار , کارخانه داران متوجه نیروی کار عظیم زنان شدند که در خانه تقریبا بلااستفاده مانده بود .بدین سان تلاشهایی برای کشاندن زنان به عرصه کار شروع می شود .بدین ترتیب درصد حضور زنان در جامعه بیشتر می شود.بطوری که امروزه بین 35 تا 60 درصد زنان دارای سنین بین شانزده تاشصت ساله دارای کار مزدی بیرون می باشند.
در مورد دلیل حضوربیشتر  زنان می توان گفت:یکی از دلایل آن کاهش نیروی کار مردان در دوران جنگ جهانی اول بود.در سالهای زمان جنگ ,زنان بسیاری از کارهایی را که منحصرا در حوزه کارهای مردانه محسوب می شد به خود اختصاص دادند البته پس از بازگشت مردان از جنگ جای خود را بدست آوردنداما الگوی ثابت شکسته شد.
اگر در سالهای 1945 فقط 29 درصد نیروی کار را زنان تشکیل می دادند در حال حاضر این به مقدار 45 درصد نیروی کار رسیده است.در سال 1997 بیش از 75 در صد زنان بین سنین 25 تا45 ساله از نظر اقتصادی فعال بودند.که این شامل شاغلین در کار مزدی ویا آنهایی که جویای کار بودند می باشند.
اما گرچه  حضور زنان درجامعه از نظر کمی بیشتر می شود ,اما از نظر کیفی بیشتر زنان در حوزه هایی از فعالیت اجتماعی قرار دارند که به عنوان کارهای سطج پایین محسوب می شود.مثل معلمی ,پرستاری ,منشی گری,همچنین کارهای نیمه وقت که معمولا کارهای سطح پایین ,موقتی وبا مزد اندک می باشد.حال گیدنز این نابرابری در اشتغال زنان ومردان را در سه حوضه جدا سای شغلی ,تمر کز در کار نیمه وقت وشکاف دستمزد می داند.او می گوید):کارکنان زن بطور سنتی در شغلهای با دستمزد کم وتکراری متمر کز بودند.بسیاری از شغلها بسیار جنسیتی شده است بدین سان به آنها شغهای زنانه می گویند از قبیل منشی گری, شغلهای نگهداری کودکان (مثل پرستاری ,مددکاری وبچه داری )بطور وسیعی به عهده زنان بوده شغلهای زنانه محسوب می شوند.به این سه مورد ناامنی شغلی را نیزمی توان اضافه کرد بیش از نیمی از کارهای نیمه وقت در دست زنان است.اشتغال موقت دارای ویژگیهای عمدتا غیر تخصصی وساده ,مزد کمتر ,فقدان پرداختی رفاهی وبیمه…می باشد که با توجه به بالا بودن نسبت اشتغال موقت زنان می توان گفت ناامنی شغلی در کار زنان بیشتر است.
در بخش کارهای انعطاف پذیر نیز نسبت اشتغال زنان بیشتر است.با توجه به سرشت کار انعطاف پذیر که معمولا نیمه وقت بود وفاقد امنیت شغلی می باشد می توان نتیجه گرفت که کارهای موقت بیشتر به عهده زنان وکارهای دائمی به عهده مردان می باشد .
کارهای انعطاف پذیر معمولا کارهای است که با تغییر شیوه کار واطلاعاتی شدن آن یک سری از کارها بسیار تخصصی شده ویکسری از کارهاکاملا  ساده وغیر تخصصی می باشد.معمولا حوزه هایی که کارهای ساده وتکراری دارد,بیشر کارهای نیمه وقت را پوشش می دهدکه در این حوزهها اقشاری قالبا فعالیت کمتری در جامعه داشتند ,مثل زنان ,اقلیتها ویا کسانی که امکان کار تمام وقت را نداشتند مثل دانشجویان,بیشتر وارداین حوزه ها شدند.این حوزه ها معمولا امنیت شعلی کمتری دارندو نیازی هم به تخصص زیاد ندارند.
در واقع با افزایش اقتصاد دانش محور قطبی شدن کارها هم بیشتر می شود,یعنی یک قطب بسیار مهارتی ویک قطب بسیار ساده در این نوع کار بحثهای فقدان تامین اجتماعی ,بازنشستگی ,حمایتهای رفاهی فرزند آوری وغیره وجود ندارد.بدین معنا که در اقتصاد جدید انعطاف پذیر این امکانات رفاهی مطرح نیست .با توجه به اینکه زنان بیشترین شرکت را در این اقتصاد دارند می توان گفت که از نظر بحثهای تامین اجتماعی وبطور کلی امنیت اجتماعی بسیار ضعیف تر از مردان هستند.در مورد شکاف دستمزد می توان گفت از ابتدا زنان در کارهایی قرار داشتند که دارای دستمزد  کمتر وبه کارهای زنان معروف بوده است اگرچه این   شکاف در حال کم شدن است گیدنز یکی از دلایل وجود ودوام شکاف دستمزد را جداسازی شغلی می داند.((جداسازی شغلی را اساس جنسیت یکی از مهمترین عوامل دوام شکاف دستمزد بین زنان ومردان است)) .زنان حضور بسیار زیادی در بخش های شغلهای مزد کم دارند.بیش از 4 درصد از زنان مبلغی بسیار پایینی دریافت می کنندعلارغم برخی از بهبودها زنان همچنان در توزیع  در امد در بخش پردرآمد در نقاط پایین تری قرار دارند.
حال طبق آمار وار قام بدست آمده می توان گفت در گروهها ی سنی پایین تر شکاف دستمزد کمتر است .این به خاطر تحصیلات بالاتر وعدم تاهل در گروهها است .در کارهای تخصصی تر معمولا نابرابری مزد کمتر است زنان در شغلهای سنتی بیشتر مشغول بودند همچنین معلمی وپرستاری که دریافتی اندکی دارد.همچنین در گروههای ازدواج نکرده کمترین شکاف دیده می شود اما با ازدواج وترک کار با افزایش وظایف خانگی وکار نیمه وقت ,نابرابری دستمزد بیشتر می شود,وموجب افزایش شکاف دستمزد  می گردد.این نشانگر افزایش نابرابری روابط خانوادگی است.همچنین با ترک کار وباز گشت دوباره به کار بخشی از سوابق وتجربه کاری ومهارت از دست می رود که این عوامل نیز موجب افزایش اختلاف دستمزد واز دست دادن موقعیتهای شغلی برای زنان می گردد.حال بنا به خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی شورای فرهنگی اجتماعی زنان اعضای شورای فرهنگی –اجتماعی در پانصد وبیستمین جلسه خود ضمن تاکید بر اجرای سیاستهای اشتغال زنان به تنظیم برنامه ,آئین نامه وضوابط اشتغال براین سیاستها,پیشنهاد هائی در این زمینه مطرح کردند که اهم آنها عبارتند از :بررسی تاثیر مادی ومعنوی حضور زنان در خانه ,ازریابی مشکلات مادی ومعنوی از عدم حضور آنان در خانه در زمینه های مختلف تربیتی ,تحصیلی ,روانی وضرورت حل مشکلات فقر ورعایت حقوق اقتصادی خانواده ها توسط دولت به منظورکاهش اشتغال ناخواسته زنان که صرفا به علت فقر ومشکلات خانواده صورت می گیرد .بر اساس این گزارش تعمیم بیمه حرفه ومشاغل آزاد به زنان خانه دار به منظور تامین حقوق ونیازهای ضروری واولیه آنان,حمایت از زنان سرپرست خانوار با حمایت از اجرای طرحهای خود اشتغالی وتوسعه مولد خانگی ,ضرورت توجه به شایسته سالاری نه جنسیت ,در بکارگیری نیروهای توانمند  در سطوح عالی مدیریت با توجه به تحصیلات ,تجارت وسلامت اقتصادی زنان ,اجرای قوانین موجود در خصوص تقلیل ساعت کار روزانه زنان کارمند وهمکاری لازم مدیران در این خصوص ,حذف ساعت کاری شبانه واضافه کاری اجباری بانوان,انجام کارکارشناسی دقیق برای تقلیل سنوات خدمت وکار نیمه وقت بانوان واجرای طرحهای حمایتی مکمل مانند ساعت کار مهد کودکها وحق بازنشستگی به کار زنان بعد از دوران بارداری وشیر دهی عدم بکار گیری زنان در ساعات کاری متغییر به منظور جلوگیری از استرس تغییر ساعت کار والگو گرفتن از شرایط ,امتیازات وتسهیلات دیگر کشورها برای زنان شاغل به لحاظ ایفای مسئولیت های مادری خصوصا در شرایط حساس بارداری,شیردهی و…از دیگر نکات مطرح شده دراین پیشنهادات است.البته این  اولین بارنیست که در مورد حقوق ونیازهای زنان در رابطه با کار بیرون از خانه وکارمزدی طرحی ارائه می شود.((در سال 1936 با کمک سازمان جهانی ( LO)لایحه آئین کارخانه ها وموسسات صنعتی به تصویب رسید.در این لایحه رعایت حداقل استانداردهای مربوط به ایمنی ,بهداشت وحقوق دوران بار داری کارگران الزامی شد.برای اولین بار ,زنان کارگر به تقاضاهای ویژه جنس خود دست یافتند که از جمله می توان به مرخصی دوران بارداری ودر یافت حقوق در زمان شیردهی به کودکان خود در ساعات کاری اشاره کرد))در سالها ی اخیر فعالیتهای انجمن های غیر دولتی زنان گسترش بیشتری یافته ودر عرصه های مختلف از جمله اشتغال وشرایط کار نیز پیشرفتهائی انجام شده است.این فعالیتها بیشتر در جامعه پس از انقلاب اسلامی بیشتر شده وتوسعه یافت.از نظر خانم رستمی چهار عامل موجب این توسعه بود.((مشارکت گسترده زنان در انقلاب  سال 1979 فعالیت جمعی در مساجد برای تهیه غذا وارائه خدمات بهداشتی برای سر بازان در طول جنگ بین ایران وعراق ,تحمیل حجاب وتفکیک زنان از مردان ,که به صورت عجیبی موجب مشارکت بسیاری از زنان مذهبی در عرصه های سیاسی شد وگسترش تناقضاتی که بین دولت اسلامی وسایر نهادها وجود داشت که به تدریج آگاهی زنان را از وضعیت خود بیشتر می کرد.
البته در کشورما همچون کشورهای اروپایی زنان در مراکز تصمیم گیری دارای قدرت اندکی هستند.این شامل اتحادیه ها وانجمنها صنفی می باشد.((تحقیقاتی که در بهره زنان واتحادیه های صنفی ایران صورت گرفته است نشان می دهد که زنان ایرانی در اتحادیه ها ,سندیکاها,شوراهاو انجمنهای حرفه ای مشارکت داشته اندوتعدادشان دراین عرصه ها همچنان روبه افزایش است,ولی همواره در  اقلیت قرار داشته ودر فرایند های تصمیم گیری صدای بسیار ضعیفی به گوش رسیده است))
سرانجام
بطور کلی برای بهبود شرایط کار ی زنان که موجب مشارکت بیشتر آنان در کار وحضور در اجتماع ودر نتیجه پیشرفت مادی ومعنوی جامعه می گردد,میتوان راهکارهای زیر را پیشنهاد داد.
–    ایجاد فرصتها:فراهم آوردن محیط کاری مناسب برای کار زنان که بتوان با حقوق عادلانه وبدون مزاحمت وخشونت های رایج در جامعه بر علیه زنان ,براحتی کار کرده وامکان پیشرفت در حوزه های مختلف را داشته باشند.ایجاد این محیط مناسب با دومورد زیر امکان پذیر می گردد.
1-کار فرهنگی :بسیاری از باورهای مردم در مورد وظایف زنان وشان ومنزلت زنان با واقعیت های مسلم زندگی هماهنگی ندارد.اینکه زن در تربیت فرزندان نقش اساسی دارند امری پذیرفتنی است.اما مادری که در جامعه حضور نداشته واز سازوکار های اجتماعی بی خبر باشد چگونه می تواند فرزندانی پرورش دهد که بتوانند در آینده در این اجتماع زندگی کرده واز پس مشکلات ومسائل خود برآیند .
2-اصلاح قوانین:بسیاری از قوانین به جا مانده از سنت وباورهای کهنه می باشدکه با دانش ومنطق امروز سازگار نیست.اصلاح این قوانین وحرکت در جهت تصویب قوانین روز آمد زمینه را برای مشارکت هر چه بیشتر زنان در اقتصاد کشور فراهم می کند.

-ایجاد شرایط مساعد کاری در حوزه های مختلف اقتصادی مهمترین عامل برای حضور زنان در محیط های کاری می باشد.جامعه ای که صرفا از فعالیتهای مردان تشکیل شده باشد نمی تواند بدون نقص ومسئله باشد.((هرگونه اتحاد مردانه بدون واسطه وحضور واعمال قدرت زنان موجب می گردد که زمینه های درونی حرکت به سوی کمال نرود وبطور مستقیم ویا غیر مستقیم در کوتاه مدت ویا در طول زمان در جهت رقابت مخرب خواهد بود))
در مطالعات جامعه شناختی دیدگاه دوجنسی می تواند موجب درک بهترفرایند های جامعه گردد.((مسئله مهم در بررسی های مرتبه اجتماعیات (شامل روانشناسی ,روانشناسی اجتماعی وجامعه شناسی )دیدگاه دوجنسی داشتن در این بررسی ها می باشد)).فرق یک اجتماع کاملا زنانه با یک اجتماع کاملا مردانه چیست ,هر کدام از این گروهها چه رفتاری دارند.گروه ,اجتماع ,شورش ,تعامل های اجتماعی ,نهادهای اجتماعی وغیره…اگر با دیدگاه دوجنسی بررسی نشود موجب درک غلط از عملکرد وپدیده های اجتماعی می گردد.برای مثال تعامل در یک گروه که تماما از اعضای زن تشکیل گردیده است ویا رفتار جماعت در حالتی که فقط جماعت در حالتی که فقط مردانه است متفاوت از اجتماعتی است که تعدادی زن در بین آنها باشد.
گفته می شود که در محیط های کاملا مردانه به ویژه اگر مدتی نیز از زنان جدا باشند طرز صحبت کردن به سمت بی ادبانه تر شدن گرایش پیدا می کند  وتمایل به یاغی گری وتوطئه چینی افزایش می یابد

-وضعیت زنان در ایران مشابه با کشورهای در حال توسعه در وضعیت مطلوبی نیست..در واقع می توان گفت الگوی اشتغال زنان در ایران تقریبا از اقتصاد مبتنی بر نفت تاثیر پذیرفته است.
بعلاوه  صنعتی شدن مبتنی براستراتژی واردات از صنایع تحت سلطه مردان حمایت می کند.

گرایشهای جنسیتی که برخی محدودیتها را برای اشتغال زنان ایجاد می نماید ,سطح نازل سواد در زنها ,عدم دسترسی زنان به مهارتها ی حرفه ای نسبت به مردان وعرضه وتقاضا برای کار زنان نیز مهر ونشان خود را بر الگو ی زنان ایرانی بر جای گذاشته است.مع هذا نتایج سر شماری وبررسیهای انجام شده در بخش صنعت نشان می دهد که رشد خود اشتغالی در میان مردان وزنان ومحدودیتها ی فرصتهای شغلی برای زنان در بخش رسمی اقتصاد همچنان اهمیت دارد.نرخ بیکاری در بین زنان بسیار بالاست.به نظر می رسد ابداعات جدید قانون در ایران تحت تاثیر واقعیتهای بازار کار ایران وتاکید ایدئولوژی اسلامی بر نقش واهمیت خانواده ووالدین صورت گرفته است.سهم زنان در کل نیروی کار کشور از 10درصد فراتر نمی رود.اکثریت زنان شاغل را معلمان وفعالان خدمات بهداشتی تشکیل می دهند.بجز صنایع دستی نقش زنان در تولید صنعتی پیشرفته بسیار محدود می باشد.بخش بزرگی از زنان در بخش خصوصی بابت کار خود مزد در یافت نمی کنند.اینها جزو معدود مشکلات زنان شاغل می باشد.
حالا اگر شرایط اقتصادی واجتماعی مناسب برای اشتغال زنان در خارج از خانه را فراهم کنیم,شاید بتوانیم از مشکلات زنان شاغل را حل کنیم.

فصل سوم
آمار توصیفی

روش تحقیق
در این گونه روشها غالبا  روش نمونه گیری را بکار می برند تاهنگام استنباط خصایص جامعه از روی نمونه خطای آنرا برآورد کرد.اطلاعات  جمع آوری شده طی تحقیق مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته وتفسیر شده واز آنها نتیجه گیری خواهد شد.لازم به ذکر است که در این نمونه گیری ازروش نمونه گیری تصادفی استفاده شده که در زمانها ومکانهای  مختلف  انجام شده است.برای بدست آوردن داده های مورد نظر پرسشنامه استفاده شده که در آخر به پیوست ارائه گردیده است.نمونه ها نیز به صورت کاملا تصادفی در سطح شهر ودر مراکز مختلف بهداشتی و
در مانی توزیع گردیده وداده های مورد نظر بدست آمده است وبا رسم نمودار های دایره ای وهمچنین بابه کار گیری بعضی از روشهای ومحاسبات آماری به نتایج مربوطه دست یافتیم.در این تحقیق متغیر رضایتمندی زنان به عنوان متغییر وابسته وکلیه متغیر های مورد بررسی به عنوان های مستقل مورد بررسی قرار گرفتند.

3-1: :توزیع فراوانی رده های مختلف سنی
-با توجه به آمار وبررسی های انجام شده در بین60 خانم (19.9%)در گروه سنی 25-20   (41.6%)در گروه سنی 35-25    و(37.9%)   در گروه سنی 35 به بالا قرار دارند.

3-2:فراوانی رده های مختلف تحصیلات
– ملاحظه می شود که (33.5%)   از زنان شاغل دارای مدرک دیپلم وزیر دیپلم  و(10.6%)   دارای مدرک فوق دیپلم   و(47.2%)  دارای مدرک لیسانس و (7.5%) دارای مدرک فوق لیسانس می باشند

3-3:رده های مختلف سوابف شغلی
-(14.3%) از زنان شاغل دارای سابقه شغلی کمتر از یک سال هستند.
(15.5%)  دارای سابقه شغلی بین یک تا پنج سال می باشند
(26.1%)دارای سابقه شغلی بین 5 تا  10 سال هستند
(22.4%)  از زنان دارای سابقه بین 10 تا 15 سال
(20.5%)  دارای سابقه بیشتر از 15 سال هستند

3-4: رده های مختلف نوع شغل
(18.6%) از زنان شاغل دارای شغلهای آموزشی فرهنگی می باشند
(47.2%)  از زنان دارای شغلهای اداری دفتری هستند
(24.2%) دارای شغلهای علمی تخصصی هستند
(2.5%) از زنان دارای شغلهای خدماتی
(1.9%) دارای شغلهای مدیریتی
(4.3%) دارای شغلهای سرپرستی هستند.

3-5: رده های مختلف درآمد
(13.7%)  از رنان دارای درآمد تقریبی بالای 500 هزار تومان
(18.6%) دارای در آمد تقریبی 300 الی 500 هزار تومان
(29.2%) دارای درآمد تقریبی بین 200 الی 300 هزار تومانچ
(37.3%) دارای در آمد تقریبی بین 100 الی 200 هزار تومان هستند

3-7: فراوانی رده های مختلف رضایت مندی شغلی
(41.6%) از زنان دارای رضایت مندی شغلی بالایی هستند
(54.6%) از زنان رضایت شغلی نسبی دارند.
(3.1%) رضایت شغلی بسیار کمی هستند
3-8 :توزیع فراوانی رده های مختلف علاقه مندی به شغل
(35.4%) از زنان شاغل به شغل خود علاقه مندی زیادی دارند
(20.5%) از زنان علاقه متوسطی به شغل خود دارند
(3.7%) تاز رنان علاقه کمی به شغل خود دارند
(2.5%) از زنان شاغل علاقه بسیار کمی به شغل خود دارند

3-9:  توزیع فراوانی رده های مختلف ثبات شغلی
(48.4%)استخدام پیمانی
(7.5%) به طور آزمایشی
(28%) استخدام قراردادی
(15.5% ) از زنان شاغل استخدام رسمی هستند

3-10:توزیع فراوانی رده های مختلف تعصب زنان شاغل
(3.7%) از زنان شاغل نسبت به شغل خود تعصب بسیارکمی دارند
(9.9%) نسبت به شغل خود تعصب کمی دارند
(26.7%) از زنان نسبت به شغل خود تعصب دارند
(49.7%) نسبت به شغل خود تعصب زیادی دارند

3-11 :توزیع فراوانی رده های مختلف روشن بودن وظایف
(19.3%)  از زنان دارای مشاغلی با وظایف بسیار روشن هستند
(57.1%) از زنان دارای مشاغلی با وظایف روشن
(16.8%) دارای مشاغلی هستند که وظایفشان به طور نسبی روشن هستند
(3.1%) از زنان دارای مشاغلی هستند که وظایفشان روشن نیست.
(3.1%) از زنان دارای مشاغلی هستند که وظایفشان بسیار کم روشن هستند

3-12 : توزیع فراوانی رده های مختلف تنوع کار
(45.9% ) از زنان شاغل دارای شغلهای متنوع است
(49.7%) از زنان با تنوع نسبی برخوردار هستند
(3.7%) از زنان شاغل از شغلهایی با تنوع کم برخوردار هستند

3-13:  فراوانی رده های مختلف ارزش اجتماعی شغل
(0.06%) از زنان شاغل از ارزش اجتماعی بسیار بالایی برخوردار هستند
(10.6%) ارزش اجتماعی بالا
(29.2%) ارزش اجتماعی نسبی
(34.2%) ارزش اجتماعی کم
(24.8%) از زنان از ارزش اجتماعی شغلی بسیار کمی برخوردار هستند

3-14    : فراوانی مختلف رضایت از زندگی
(52.2%) ا ز زنان شاغل متاهل از زندگی خود رضایت زیادی دارند
(38.5% ) از زنان شاغل متاهل ا زندگی خود رضایت دارند
(8.7%) از زندگی خود رضایت کمی دارند

فصل چهارم
تجزیه وتحلیل اطلاعات

در این فصل به بررسی رابطه متغیرها می پردازیم .برای بررسی این رابطه نمودارهای پراکنش داده ها در مقابل همدیگر رسم شد بین بعضی از متغیر ها رابطه خطی یا مستقیم وجود دارد که حاکی از آن است که بین متغیرها رابطه ای وجود دارد .وهمچنین از ضریب همبستگی نیز بکار گرفته شد که در نتیجه به اطلاعات زیر رسیدیم
1-اطلاعات حاکی از آن است که بین رضایتمندی زنان شاغل ومتغیر سن رابطه ای وجود ندارد یعنی درهر چه سن زنان بالاتر می رود نمی توان ادعا کرد رضایتمندی زنان نیز بیشتر می شود.
همچنین بین رضایتمندی زنان شاغل ومتغیر تحصیلات رابطه ای وجود ندارد
2-بین رضایتمندی زنان شاغل وسابقه کاری رابطه ای  وجود ندارد
3-همچنین نمی توان ادعا کرد که بین رضایتمندی زنان شاغل وسابقه کاری رابطه ای وجود ندارد
4- در آمد در رضایتمندی شغلی زنان شاغل تاثیری ندارد
5-این ادعا که در آمد بیشتر باعث رضایتمندی شغلی بیشتر می شود نیز رد می شود.با توجه به میانگین رتبه ها نتیجه می گیریم زنانی که درآمد تقریبی آنها بین 200 الی 300 هزار تومان است بیشترین رضایت شغلی رادارند وزنانی که در آمد خانوار آنها تقریبا بین 100 الی 200 هزار تومان می باشد کمترین رضایت شغلی را دارند
6- ادعا کرد بین رضایت مندی زنان شاغل وعلاقه مندی به شغل رابطه وجود دارد.
7-این ادعا که ثبات شغلی بهتر باعث رضایت مندی بیشتر می شود نیز رد می شود.با توجه به میانگین رتبه ها نتیجه می گیریم زنانی که به طور پیمانی مشغول به کار می باشند بیشترین رضایت شغلی را دارند وزنانی که به طور سازمانی مشغول به کار می باشند کمترین رضایت شغلی را دارند.
8-بین رضایتمندی زنان شاغل وتعصب زنان رابطه ای وجود ندارد
9-بین رضایتمندی وروشن بودن وظایف رابطه وجود دارد.
10-بین رضایتمندی زنان شاغل  وتنوع کار رابطه ای وجود ندارد
11-همچنین بین رضایت مندی زنان شاغل وارزش اجتماعی شغل رابطه  وجود دارد
12-بین رضایتمندی زنان شاغل ورضایت از زندگی رابطه ای وجود ندارد.
در این قسمت به بررسی جداول توافقی بین متغیر های ثبات شغلی ,تعصب زنان نسبت به شغل ,تحصیلات وسن با متغیر رضایت مندی زنان شاغل می پردازیم

متغیر سن
با توجه به تحقیق وبررسی های انجام شده در می یابیم که از بین 32نفر زن شاغل که در گروه سنی 20الی 25 سال هستند 29 نفر دارای رضایت شغلی هستند و3 نفر رضایت شغلی ندارندواز بین 63 نفر زن شاغلی که در گروه سنی 25-35 هستند 59 دارای رضایت شغلی هستند و4 نفر رضایت ندارندواز بین 61 زن شاغلی که در گروه سنی بالای 35 سال هستند و56 نفردارای رضایت شغلی هستند و5 نفر رضایت ندارند
-پس می توان نتیجه گرفت وادعا کرد که سن زنان شاغل در رضایت در رضایت شغلی آنها تاثیر ندارد

متغیر تحصیلات
از بین 54 نفر شاغلی که در دارای تحصیلات دلم وزیر دلم هستند 52 نفر دارای رضایت شغلی هستند واز بین 17 زن شاغل که دراای تحصیلات فوق دیپلم هستند همگی رضایت شغلی دارندواز بین 76نفر زن شاغل که دارای تحصیلات لیسانس هستند 68 دارای رضایت شغلی هستند واز بین 13 نفر زن شاغلی که دارای تحصیلات فوق لیسانس دارند 11 نفر دارای رضایت شغلی هستند واز بین 12 نفر زن شاغلی که رضایت شغلی ندارند 2 نفر دیپلم  وزیر دیپلم و8نفر لیسانس و2 نفر فوق لیسانس هستند

حال می توانیم ادعا کنیم مدرک تحصیلی زنان شاغل در رضایت شغلی آنها تاثیر نارد.

متغیر ثبات شغلی
از بین 78 زن شاغلی که استخدام رسمی هستند 73 نفر دارای رضایت شغلی هستند واز بین 148 زن شاغلی که رضایت شغلی دارند73 نفر استخدام رسمی و10 نفر استخدام آزمایشی و41 نفر پیمانی و24 نفر سازمانی هستند از بین 45 زن شاغلی که استخدام پیمانی هستند و41 نفر رضایت شغلی دارند و4 نفر رضایت ندارند واز بین 78 نفر زن شاغلی که استخدام رسمی هستند 73 نفر رضایت شغلی دارند و5 نفر رضایت شغلی ندارند
پس می شود ادعا کرد که ثبات شغلی زنان شاغل در رضایت شغلی آنها تاثیری ندارد

متغیر تعصب زنان
از بین 148نفر زن شاغلی که رضایت شغلی دارند 5 نفر نسبت به شغل خود هیچگونه تعصبی ندارند و15 نفر تعصب کمی نسبت به شغل خوددارند و15 نفر تعصب نسبی به شغل خود را دارند و37نفر نسبت به شغل خود تعصب زیادی دارند و76 نفر نسبت به شغل خود بسیار زیادی دارند واز بین 79 زن شاغلی که نسبت به شغل خود تعصب زیادی دارند 76 نفر دارای رضایت شغلی هستند و3 نفر رضایت شغلی ندارند
پس نمی توانیم ادعا کنیم که تعصب شغلی زنان شاغل در رضایت شغلی آنهاتاثیر  ندارند.

نتیجه گیری
در این پروژه هدف بررسی اثرات متغیرهای(سن,مدرک تحصیلی ,سابقه کاری ,نوع شغل ,نوع مسکن,میزان درآمد خانوار,میزان علاقه مندی به شغل ,میزان ثبات شغلی ,میزان تعصب زنان به شغل خود ,تنوع کار ,میزان روشن بودن وظایف ,میزان ارزش اجتماعی شغل ومیزان از زندگی زنان در سطح بیمارستانها,در مانگاهها,مطبها )بر میزان رضایت مندی شغلی این زنان شاغل بود
باتوجه به بررسی هاوتحقیق های انجام شده این نتایج حاصل شد که فقط سه متغیر علاقه مندی به شغل ,روشن بودن وظایف وارز ش اجتماعی شغل از عوامل اثر گذار بر رضایت مندی شغلی زنان بود .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *