مدیریت اداری و سیاسی, مدیریت ساختار

ساختار قدرت همسايگان ايران

نویسنده: يحيي فوزی

عنوان ساختار قدرت همسايگان ايران .همسايگان شمالي (تركمنستان، آذربايجان، ارمنستان) – چكيده: فروپاشي اتحاد جماهير شوروي كه به تشكيل پانزده جمهوري مستقل انجاميد مسائلي را در ارتباط با امنيت ملي ايران به وجود آورد كه از مهمترين پيامدهاي آن همسايگي ايران با سه جمهوري مستقل جدا شده از شوروي سابق مي باشد.

كشورهاي تركمنستان، ارمنستان و آذربايجان كه در شمال ايران واقع اند نيز همچون همسايگان جنوبي ايران داراي مشابهتهاي ساختاري بسيار مي باشند كه اين امر از وابستگي آنها به شوروي سابق ناشي مي شود. لذا مي توان آنها را نيز در يك مجموعه واحد مورد بررسي قرار داد. وابستگي اقتصادي، نظامي وسياسي آنها به روسيه و برخي مشتركات فرهنگي عواملي هستند كه اين كشورها را به هم نزديك مي سازند. در اين مقاله ضمن بررسي ويژگيهاي مشترك اقتصادي و سياسي آنها اجمالاً به بررسي خصوصيات يكايك اين كشورها نيز خواهيم پرداخت و نقش عوامل مذكور را در شكل گيري ساختار نظامي آنها مورد بررسي قرار خواهيم داد:
كليد واژه
فروپاشي اتحاد جماهير شوروي- قدرت همسايگان ايران- تركمنستان- ارمنستان – آذربايجان- ساختار قدرت سياسي
فروپاشي اتحاد جماهير شوروي كه به تشكيل پانزده جمهوري مستقل انجاميد مسائلي را در ارتباط با امنيت ملي ايران به وجود آورد كه از مهمترين پيامدهاي آن همسايگي ايران با سه جمهوري مستقل جدا شده از شوروي سابق مي باشد.
كشورهاي تركمنستان، ارمنستان و آذربايجان كه در شمال ايران واقع اند نيز همچون همسايگان جنوبي ايران داراي مشابهتهاي ساختاري بسيار مي باشند كه اين امر از وابستگي آنها به شوروي سابق ناشي مي شود. لذا مي توان آنها را نيز در يك مجموعه واحد مورد بررسي قرار داد. وابستگي اقتصادي، نظامي وسياسي آنها به روسيه و برخي مشتركات فرهنگي عواملي هستند كه اين كشورها را به هم نزديك مي سازند. در اين مقاله ضمن بررسي ويژگيهاي مشترك اقتصادي و سياسي آنها اجمالاً به بررسي خصوصيات يكايك اين كشورها نيز خواهيم پرداخت و نقش عوامل مذكور را در شكل گيري ساختار نظامي آنها مورد بررسي قرار خواهيم داد:
الف- موقعيت ژئوپوليتيك
جمهوري تركمنستان كه در جنوب غربي آسياي مركزي واقع شده است، از شمال با جمهوري قزاقستان، از شمال شرقي با جمهوري ازبكستان، از جنوب شرقي با افغانستان و از جنوب باجمهوري اسلامي ايران (استانهاي خراسان، مازندران) هم مرز بوده و از غرب به درياي خزر(سواحل شرقي) محدود است.
اين جمهوري داراي مساحتي حدود 488 هزار كيلومتر مربع است كه چهار پنجم آن صحراي معروف قواقوم مي باشد.
تركمنستان كلاً از غرب مجاور درياي خزر است و تنها بندر مناسب سواحل غربي اين درياچه به نام كراسنوسولك در خاك اين جمهوري قرار دارد. جنوب تركمنستان نيز با مرزي به طول كمتر از نهصد كيلومتر از طريق تركمن صحراي مازندران و رودخانه اترك و بخشي از جبال الله اكبر به مازندران و خراسان ايران محدود است و نيم ديگر جنوب آن به افغانستان ختم مي شود. اين جمهوري داراي 15 شهر و 74 شهرك و پايتخت آن عشق آباد است. به رغم مجاورت اين جمهوري با درياي خزر، بجز برخي واحدهاي سبز بقيه اراضي آن از شوره زارها و زمينهاي گلي مرده و شنهاي روان تشكيل شده است.
تركمنستان به عنوان تنها كشور آسياي مركزي كه با ايران هم مرز است از امتياز ويژه اي برخوردار مي باشد، زيرا چهار كشور ديگر آسياي مركزي تنها از طريق افغانستان و بخش غربي و نسبتاً عقب مانده چين با جهان خارج از روسيه تماس دارند و برقراري ارتباط با ايران از طريق تركمنستان جهت دسترسي به خاورميانه، تركيه، خليج فارس و پاكستان از الزامات ايشان است. تركمنستان به رغم برخي از ضعفهاي جمعيتي يا فرهنگي، از اين امتياز بهره مناسبي جهت ايفاي نقش خود در آسياي مركزي مي برد. از سوي ديگر اين ويژگي جغرافيايي، تركمنستان را به عنوان پنجره آسياي مركزي شناسانده، چون با توجه به مشكلات سياسي افغانستان و مشكلات سرزمين غرب چين تنها راه مناسب دسترسي ديگران به اين كشورها از راه ايران و تركمنستان مي باشد.
جمهوري آذربايجان كه در شرق قفقاز و در ساحل درياي خزر واقع شده است، از جنوب به ايران، از شمال به داغستان، از شمال غربي به گرجستان، از شرق به درياي خزر و از طرف غرب به ارمنستان و تركيه محدود مي شود. مساحت آن بالغ بر 86600 كيلومتر مربع و مركز آن باكو است. اين جمهوري همچنين شامل جمهوري خودمختار نخجوان با وسعت 5500 كيلومتر مربع و جمعيت 295 هزار نفر و يك منطقه خودمختار به نام گورنو قره باغ با وسعت 4400 كيلومتر مربع و جمعيت 188 هزار نفر است. علت اصلي به وجود آمدن جمهوري خودمختار نخجوان كثرت پراكندگي آذربايجانيهاست، چون اين جمهوري بيرون از چهارچوب جغرافيايي جمهوري آذربايجان ما بين ايران و ارمنستان مي باشد. اين عامل دست به دست هم داده و لزوم خودمختاري را در آن منطقه ايجاب نموده است ويژگي مهم جغرافيايي اين جمهوري، موقعيت آن نسبت به ايران مي باشد. در واقع اصلي ترين طريق دسترسي آذربايجان به كشورهاي خارج از جمهوريهاي تجزيه شده شوروي سابق، كشور ايران است. به جز دوازده كيلومتر مرز بين نخجوان و تركيه كه به علت جدايي نخجوان از آذربايجان فاقد قابليت لازم براي ارتباط اين كشور با تركيه است، راه ديگري براي دسترسي آذربايجان به ديگر نقاط وجود ندارد. درياچه خزر در غرب اين جمهوري نه تنها امكان ارتباط خوب دريايي و كشتيراني آذربايجان با ايران، تركمنستان، قزاقستان و روسيه را فراهم مي سازد، بلكه وجود چاههاي نفت در اين منطقه، با استخراج روزانه 500 هزار بشكه و منابع استخراج نشده پر ذخيره در محدوده آن، اهميت حياتي اين درياچه را براي آذربايجان مشخص مي نمايد.
همچنين همسايگي اين كشور با داغستان روسيه از طريق كمكهاي قفقاز، ارتباط آذربايجان را با خطر حساس و بحران خيز و مسلمان نشين قفقاز شمالي تسهيل مي كند هم مرزي اين جمهوري با گرجستان نيز، صرفنظر از وضعيت بي ثبات سياسي وامنيتي فعلي در اين جمهوري، امكان ارتباط آذربايجان با درياي سياه و بخش اروپايي روسيه را فراهم ساخته است. ضمناً آذربايجان براي روسيه نقشي مهم و استراتژيكي ايفا مي نمايد.
جمهوري ارمنستان نيز از جنوب به تركيه و ايران، از غرب و شمال به گرحستان و از شرق به جمهوري آذربايجان محدود است. مساحت جمهوري ارمنستان حدود سي هزار كيلومتر مربع و پايتخت آن ايروان مي باشد. اين سرزمين پوشيده از كوههاي سر به فلك كشيده اي است و قله آرارات به ارتفاع 5200 متر كه به قولي محل به گل نشستن كشتي نوح مي باشد، مرتفع ترين نقطه آن است.
كمبود زمينهاي قابل كشت به اضافه زمستانهاي طولاني و سخت از ويژگيهاي اين سرزمين مي باشند. به رغم دشواري زيست در ارمنستان، واقع شدن اين منطقه در محل اتصال اروپا و آسيا همواره موجب جلب توجه قدرتهاي بزرگ آسيايي و اروپايي كه در طول تاريخ با يكديگر در رقابت بودند مي شد. همين امر در كنار شواهد دشوار طبيعي سبب آمادگي رزمي هميشگي ساكنان آن بود. ارمنستان همواره در جنگهاي ميان كشورمان، ادراتوها، يونانيان، ايرانيان، روميان، اعراب و تركان نقش تعيين كننده اي را ايفا مي كرد. به همين علت تسخير اين سرزمين به منزله حائلي طبيعي و مطمئن به شمار مي آمد و همواره مورد نظر اين قدرت بود.
ويژگي ديگر جغرافياي جمهوري ارمنستان اين است كه اين كشور بدون دسترسي به دريا از جنوب و شرق، در محاصره كشورهاي آذربايجان و تركيه است كه با ايشان داراي خصومت آشكار مي باشد. ارمنستان از غرب به كشور مسيحي گرجستان محدود مي شود كه به علت تضادهاي خصلتي هيچگاه نتوانسته است آن را متحد طبيعي خود بداند. بخشي از جنوب آن به سرزمين اسلامي ايران ختم مي شود كه به رغم تفاوت ديني هيچگاه مستقيماً جنگي با آن نداشته، بلكه در مقاطعي به عنوان مأمن از آن سود جسته است. به اين ترتيب تنها مجراي قابل اعتماد اين كشور با سرزمنيهاي غير روس كه آن را به علت موقعيت سياسي اهرم احتمالي موازنه در ارتباط با روسها و ديگر همسايگان به شمار مي آورد، كشور ايران است. حضور يكي از بزرگترين اقليتهاي ارمني جهان در ايران و ميل به ارتباط با ايشان نيز از ديگر عوامل ارتباط ارمنستان با ايران است. ارمنستان در زمره كشورهايي است كه شديداً مشتاق تغييرات مرزها مي باشد و راه حل نهايي جنگ خونين اخير را تغيير سرحدات دوره استالين مي داند. ارامنه سراسر جهان نيز كه مهاجرت خود را ناشي از اين موقعيت جغرافيايي مي دانند مي كوشند تا با جلب حمايت غرب و روسيه باعث تغييرات مرزي منطقه گردند.
ب- ساختار قدرت سياسي
در پي فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، جمهوريهاي آسياي مركزي و قفقاز صحنه رويارويي سه گروه اصلي به منظور حفظ و ياكسب قدرت و كنترل رهبري سياسي شده اند. اين گروهها عبارتند از:
الف – نخبگان وابسته به نظام پيشين كه اكنون باتوجه به اضمحلال احزاب كمونيست محلي در تشكلها و گروههاي جديد سازمان يافته اند.
ب- گروههاي ملي و دمكراتيك مركب از روشنفكران و نخبگان علمي كه در نظام قديم نقش حاشيه اي داشته اند.
ج- گروههايي كه در پي تجديد حيات اسلام، درصدد يافتن سهمي براي آن در اداره حكومت مي باشند. در ميان گرايشهاي مذكور، نخبگان وابسته به احزاب كمونيست محلي سابق در قويترين موقعيت هستند، چراكه نهادهاي رسمي و سياسي و اقتصادي حاكم را در كنترل دارند. اين نخبگان با توجه به فروپاشي اتحاد شوروي و قطع ارتباط با مركز آن امپراتوري و ايدئولوژي كمونيسم و همچنين شرايط نامساعد اقتصادي، براي ادامه حاكميت وكسب مشروعيت سياسي به پايه ها ومنابع گسترده تري نياز دارند.
به همين دليل آنها تلاش مي كنند از سمبلها و علائق ملي و مذهبي نيز مدد گيرند. رهبران حاكم بر جمهوريهاي آسياي مركزي مي دانند و به تجربه نيز دريافته اندكه تنها از طريق اتحاد با روشنفكران غير مذهبي و رهبران مذهبي رسمي كه در مؤسسات ديني وابسته به حكومت تربيت شده اند مي توانند به ثبات جامعه و در نتيجه تداوم حكومت خود جامه عمل بپوشانند. اما با اين وجود اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه تن دادن به اتحاديه ائتلاف مزبور تنها پس از قطع اميد آنها از بقاي اتحاد شوروي و درك عدم امكان ادامه حكومت در قالب پيشين حاصل شده و بيش از هر چيز مكانيسمي براي حفظ قدرت و تداوم آن محسوب مي شود. روند اين گرايشها به خوبي نشان دهنده تحولات سياسي در كشورهاي همسايه ايران نيز مي باشد.
مردم جمهوري تركمنستان در سال 1991 با 95% آراء به ماندن در اتحاد جماهير شوروي رأي دادند. اما در دسامبر 1991 سفر نيازاف با كودتايي كه از جانب مسكو حمايت مي شد، استقلال تركمنستان را اعلام كرد و در سال 1992 يك قانون اساسي جديد كه عمده قدرت را در اختيار وي قرار مي داد به تصويب رسيد. در اين جمهوري شوراي مردم كه سالي يكبار تشكيل مي شود و همچنين يك مجلس و كابينه اي كه عملاً تحت اقتدار نيازاف است وجود دارد ضمناً پستهاي عمده كليدي اكثراً در دست روسها و اكرايني ها مي باشد براساس قانون اساسي مصوب ماه مه 1992 جمهوري تركمنستان داراي پرچم سبز با علامت ماه و ستاره به نشانه كشوري اسلامي و آرم مخصوص به خود است.
در سال 1992 در انتخاباتي كه نيازاف تنها كانديداي آن بود با 5/99% آراء انتخاب شد و كابينه وزيران به وسيله او سرپرستي مي شود.(1) نامبرده با توزيع سمتها در بين طوايف و ايجاد رضايت سني در بين باندهاي قدرت نشان داده است كه حركتهاي خود را براساس شناختش از فرهنگ منطقه انجام مي دهد. حاكميت تركمنستان متمركز و تصميم گيريها قائم به شخص نيازاف است. حكومت تركمنستان قصد دارد بدون ايجاد هرگونه تنش و با پذيرفتن واقعيت روسها در منطقه، ضمن حفظ پرستيژ و استقلال خود و با استفاده از اهرم رابطه با ايران و نيز تركيه، بهره برداري لازم را از رابطه با روسها و همسايگان نموده و به ويژه منافع اقتصادي خود را تأمين نمايد. حضور فعال آمريكا در تركمنستان نشانه اي از كنجكاوي اين كشور در فعاليتهاي جدي تركمنستان براي گسترش رابطه با ديگر كشورها به ويژه ايران است.(2)
سرزميني كه امروز جمهوري آذربايجان ناميده مي شود در سالهاي 1813 و 1828 توسط ايران به روسيه واگذار شد. تا 1920 جمهوري مذكور يك جمهوري مستقل بود، اما در 1920 بخشي از اتحاد جماهير شوروي گرديد. در سپتامبر 1989 خودمختاري خود را اعلام كرد و در 1991 بعد از شكست كودتا در مسكو، اين كشور اعلام استقلال نموده در همان زمان با نگارش يك قانون اساسي جديد جمهوري رياستي شكل گرفت. در دسامبر 1991 ارامنه قره باغ اعلام استقلال نمودند، اما جمهوري آذربايجان آن را به رسميت نشناخت. همچنين در اين جمهوري مجلسي است با 300 نماينده كه نمايندگانش براي مدت چهار سال انتخاب مي شوند و اكثريت اعضاي آن را افراد حزب كمونيست سابق تشكيل مي دهند. رئيس جمهور منتخب نخست وزير را تعيين مي كند و مجلس آنها را تصويب مي نمايد. در اين جمهوري حزب خلق و حزب استقلال ملي و حزب مساوات از جمله احزاب سياسي مي باشند.(3)
پارلمان آذربايجان در فوريه 1991 طي نشستي نام آن جمهوري را از جمهوري سوسياليستي آذربايجان شوروي به جمهوري آذربايجان تغيير داد و پرچم آن را از رنگهاي قرمز و آبي منقوش به داس و چكش به رنگهاي آبي و قرمز و سبز منقوش به علائم اسلامي مثل هلال ماه و ستاره تغيير داد.
هر چند بعد از استقلال تحولات سياسي مختلفي در اين جمهوري به وقوع پيوسته است، اما به خوبي گسترش نفوذ غرب در آن مشهود است. تاكنون حمايت از الگوي سياسي و اقتصادي تركيه به شدت مطرح شده و آمريكا نيز نخست با اعزام هيأتهاي نفتي و افتتاح سفارت وبالاخره با سفر وزير خارجه اش به اين جمهوري تمايل خود را به كار تنگاتنگ با آذربايجان نشان داده است امريكا برخلاف گذشته در ماجراي مناقشه ارمنستان با آذربايجان، مواضع صريحي به نفع ارمنستان ابراز نمود. اين كشور ضمن حمايت از جريانهاي سياسي خاص به تلاشهاي خود جهت حضور و دخالت در امور آذربايجان ادامه داده كه يكي از اهداف عمده آن ممانعت از نفوذ سنتي و عقيدتي جمهوري اسلامي ايران مي باشد.
جمهوري ارمنستان كه در سال 1921 به اتحاد جماهير شوروي پيوست، در سال 1991 با يك رفراندم اعلام استقلال نمود و در سال 1993 قانون اساسي آن به تصويب رسيد. همچنين شوراي عالي قبلي كه اكنون به نام پارلمان مي باشد در آن كشور وجود دارد و نخست وزير به وسيله رئيس جمهور معرفي مي گردد. احزاب عمده سياسي در آن كشور عبارتند از: حزب داشناك، حزب هنچاك و حزب پانارمني و حزب ليبرال دمكراتيك ارمني كه به فعاليت سياسي مشغول بوده و عمدتاً از سياست توسعه طلبي ارمنستان و ايده ارمنستان بزرگ حمايت مي كنند.(4) به هر حال علي رغم نفوذ سنتي غرب در ارمنستان، اين كشور به روسيه و ايران نياز دارد. اين كشور كوچك كه زماني رعيت امپراتوري ايران بود، امروز در يكي از حساسترين نقاط، همسايه كشورمان است و روابط با اين همسايه بي ترديد استراتژيك است.
ج- همگرائي و واگرائي اجتماعي – فرهنگي
براساس اطلاعات سرشماري سال 1989 جمعيت جمهوري تركمنستان 3 ميليون و 534 هزار نفر بوده است. اين كشور چند مليتي است ولي اكثريت جمعيت آن را تركمنها تشكيل مي دهند. نسبت تعداد تركمنها در جمعيت كشور در حال افزايش بوده و از 6/65 درصد در سال 1967 به بيش از 70 درصد در سال 1989 رسيده بود، به طوري كه در اين سال 4/71 درصد ازكل جمعيت جمهوري راتركنها، 5/9 درصد را روسها و 5/8 درصد را ازبكها تشكيل مي دادند. از ديگر اقوام اين جمهوري مي توان از قزاقها با 5/2 درصد و تاتارها، اكرايني ها، ارامنه، آذربايجانيها، بلوپها، و كردها نامبرد. جمعيت اين سرزمين به علت شرايط جغرافيايي به طور نامتناسب توزيع شده است. تعداد كمي از جمعيت آن در صحراي قوه قوم و نواحي كوهستاني سكونت دارد، اما اغلب جمعيت كشور در واحدها توزيع شده اند شهرها در مجاورت روستاها قرار دارند و در نتيجه ساكنان شهرها پيوندهاي خود را با محيط و سنتهاي زندگي روستايي هنوز حفظ كرده اند. موج مهاجرت از روستا به شهر بسيار اندك است. در نتيجه در برنامه توسعه اي كه در اين سرزمين به مرحله اجرا درآمد، نياز به نيروي انساني از قبيل كارگر ماهر، تكنيسين و مهندس متخصص محسوس بود، چون امكان تأمين آنها از مردم بومي وجود نداشت. لذا افراد غير تركمن يعني روسها واكرايني به اين كشور مهاجرت كرده و جمعيت شهرنشين را افزايش داده اند. در حدود نيمي از جمعيت كشور در شهرها زندگي مي كنند.(5)
جامعه تركمن اين جمهوري داراي بافت عشيره اي و برخوردار از همه ويژگيهاي فرهنگي و اخلاقي خود مي باشد. مهمترين جلوه سياسي چنين جامعه اي تأثير ارتباطات طايقه اي در توزيع سمتها و انجام ائتلافها و ابزار مخالفتهاست. اين جلوه حتي در زمان حيات حزب كمونيست و در زد و بندهاي داخل حزب نيز مشهود بود. طوايف عمده تركمن عبارتند از كته و سالور ساريك و گوگلان و يموت كه اين دو بيشتر در ايران زندگي مي كنند. اسلام نيز در بين اين مردم حتي قبل از حاكميت كمونيسم بيش از آنكه جنبه اجتماعي و سياسي داشته باشد به عنوان سنت تلقي مي گرديد. گرايش به تصوف در بين مردم تركمنستان بسيار زياد است، چون تبليغ اسلام در بين ايشان اكثراً توسط متصوفه بوده است. عدم تعصبات ديني و وجود مقادير زياد منتسب به شيوخ طريقت نظير يوسف همداني و ابوسعيد ابوالخير خود نشاني از اين گرايشهاست. گرايش مردم به اسلام به عنوان آيين عبادي و در عين حال عامل متمايز كننده هويت تركمنها از روسها و غيره جالب توجه است. لكن زبان تركي جغتايي با وجود گسترش در ميان اقشار مردم هنوز گستردگي زيادي در سطح كارهاي رسمي اداري ياآموزشي سطوح عالي نيافته كه خود حاكي از نوعي حاكميت فرهنگ روسي بر اين سرزمين است. علي رغم تلاشهاي اخير غرب در ترغيب تركيه به فعاليتهاي فرهنگي در ميان تركمنها تشابه فرهنگي و زباني مردم تركمنستان با تركمنهاي ايران ووجود مقبره مختومقلي شاعر معروف و ملي تركمنها كه داراي انديشه هاي عميق عرفاني و اسلامي بوده است و گرايش مردم تركمنستان به بهره گيري از روحانيون تركمن ايران جهت پاسخگويي به نيازهاي ديني آنان، عوامل مؤثري براي نزديكي دو كشور مي باشد.(6)
جمعيت كل آذربايجان بيش از 7 ميليون نفر مي باشد كه از اين تعداد ½ ميليون نفر در باكو زندگي مي كنند 86% از جمعيت آذربايجان آذري و 8% روسي مي باشند. 70% اين جمعيت شيعه و 30% سني حنفي هستند. مركز مذهبي ماوراء قفقاز در باكو قرار دارد. به طور كلي اين جمهوري بعد از ايران داراي بزرگترين اكثريت شيعه مي باشد و خط اين جمهوري كه در ابتدا عربي بوده، در سال 1939 به كريل تبديل شد. اما بعد از استقلال، به رغم تمايل بسياري از مردم جهت ارتباط با جامعه اسلامي و برگرداندن آن خط به عربي به دليل اعمال نفوذ روشنفكران لائيك اين امر تاكنون انجام نشده است. تركهاي آذربايجان از نظر ريشه نژادي و حتي زباني و مذهبي با اقوام ترك زرد نژاد سني حنفي، متفاوت هستند و اين تفاوت بين مردم آذربايجان و برخي از تركهاي تركيه نيز از نظر ريشه قومي وجود دارد.(7)
از جمعيت 3/3 ميليون نفري ارمنستان نيز 95% ارمني مي باشند كه اكثريت غالبي را تشكيل مي دهند. همين امر زمينه مناسبي براي حمايت ارمنستان از ديگر ارامنه اتحاد شوروي و زادگاه هاي جنبشهاي افراطي ارمني مي باشد و به دليل همين اكثريت ارمني، اين كشور از همگرائي مناسبي برخوردار است.
د- وضعيت اقتصادي
در حال حاضر به علت فروپاشي ناگهاني شوروي ومهمتر از آن ساختار اقتصادي مبتني بر نظام متمركز كمونيستي در شوروي سابق كه مسكو رامركز كليه تصميم گيريها و برنامه ريزيها قرار داده بود، اين كشورها از لحاظ فعاليت اقتصادي تقريباً فلج شده اند. لذا براي راه اندازي نهادهاي اقتصادي و حتي تأمين تغذيه روزمره شهروندان خود بشدت به كمكهاي خارجي نياز دارند. چنين نيازي موجب شد تا كشورهاي غربي از اهرم عطاي كمكهاي خود به اين جمهوريها براي پيشبرد اهداف خويش و ايجاد ساختارهاي اقتصادي مورد نظر خود در مناطق آنها بيشترين استفاده را بكنند.(8)
بررسي وضعيت اقتصادي همسايگان شمالي ايران نيز منعكس كننده واقعيتهايي است كه به آن اشاره مي كنيم.
اقتصاد تركمنستان عمدتاً متكي بر كشاورزي است. در سال 1991 بيش از 4/46 % (NMP) توليد ناخالص ملي متعلق به بخش كشاورزي و جنگلداري بوده است و اين در حالي است كه بخش صنعت و ساختمان به ترتيب 6/19 و 7/22 درصد كل توليد ناخالص ملي را به خود اختصاص داده اند.(9)
در سال 1991 بيش از 50% كل زمينهاي قابل كشت و 60% كل توليدات كشاورزي اين جمهوري به پنبه تخصيص يافته بود. توليدات كشاورزي در سه سال اخير 46% اشتغال اين كشور را به خود اختصاص داده است. لكن به علت تخصيص بيشتر امكانات كشاورزي به كشت پنبه كه از سياستهاي شوروي سابق بود، تركمنستان 65% غله و 45% شير و 70% سيب زميني و 100% شكر مصرفي خود را از ساير جمهوريها وارد مي كند. وجود منابع گاز و نفت و توليدات پنبه در تركمنستان موجب گرديده تا اين جمهوري نسبتاً كم جمعيت و مرتبط با كشورهاي خارج از استعداد اقتصادي مناسبي برخوردار گردد. در حال حاضر ظرفيت استخراج گاز ساليانه 80 ميليارد متر مكعب است و ذخاير آن 1/8 تريليون متر مكعب برآورد شده و ظرفيت استحصال نفت سه ميليون تن در سال مي باشد. با اين حال در مقايسه با جماهير شوروي سابق، جمهوري تركمنستان در زمره جمهوريهاي فقير به شمار مي رود. توليد سرانه تركمنستان معادل 61% توليد متوسط سرانه شوروي سابق در سال 1988 و از نظر رتبه چهارمين جمهوري از آخر محسوب مي شود. بيشترين ميزان مرگ ومير اطفال با رقم 7/54 در هزار و كمترين اميد زندگي با رقم 2/65 سال درمقايسه با جماهير شوروي سابق در اين جمهوري وجود دارد.(10)
در زمينه تجارت خارجي، معادل 57% از توليد ملي در سال 1991 صرف صادرات ومعادل 50% آن صرف واردات گرديده است. در همين سال 80% از بازرگاني تركمنستان با جماهير شوروي سابق صورت گرفت كه البته اين مقدار در سال 1989 معادل 95% بوده است. اين ارقام حاكي از ميزان وابستگي اقتصادي كشور به جماهير شوروي سابق به ويژه روسيه مي باشد. در اين جمهوري تأثيرات سوء اقتصادي در مقايسه با جماهير شوروي سابق كمتر و در سال 1991 تنزل توليد ملي فقط 1% بوده است. در اين جمهوري برخلاف بسياري ديگر از جماهير شوروي سابق ميزان بيكاري از 5/2% بيشتر نيست و اين كشور با كسر بودجه نيز ره به رو نمي باشد. سياست آزاد سازي قيمتها در اين جمهوري با احتياط بيشتري صورت گرفت و نرخ كالاهاي اساسي و پنبه كماكان تحت كنترل است. سياست خصوصي كردن نيز از سال 1992 در مورد مسكن و كارخانجات و مزارع از طريق اجازه بلند مدت به كاركنان تصويب شد.(11)
تركمنستان براي ايجاد تنوع در بازار مصرف صادرات و به ويژه صدور گاز از طريق ايران به اروپا مجدانه پيگير فراهم نمودن امكانات صادرات مي باشد. همچنين تمايل دراد كه به خاطر موقعيت خود به عنوان ترانزيت منطقه مبدل گردد. جمهوري ارمنستان نيز با توليد ناخالص سرانه 215 دلار در سال 1991 از نظر اقتصادي در زمره جمهوريهاي متوسط اتحاد جماهير شوروي سابق محسوب مي شود. اين كشور از نظر طبيعي و اقليمي كوهستاني و خشك است، در نتيجه در آن زمينه هاي مساعدي براي كشاورزي وجود ندارد. و ميزان شهر نشيني در حال افزايش مي باشد. مع هذا در سال 1991 بخش كشاورزي 7/25 درصد از توليد ناخالص كشور را به خود اختصاص داده و 11 درصد از نيروي كار در اين بخش اشتغال داشتند. برخلاف كشاورزي، صنعت در ارمنستان از وضعيت بهتري برخوردار بود، به طوري كه 3/48 درصد از توليد ناخالص ملي توسط بخش صنايع كشور تأمين شده است.(12)
براساس مبناي سرانه، ارمنستان يكي از صنعتي ترين كشورهاي عضوجامعه مستقل مشترك المنافع است. اين كشور در مجموع داراي 767 واحد صنعتي دولتي است كه در آنها 000/480 نفر به كار اشتغال دارند.
در حال حاضر ارمنستان داراي توانايي توليد در برخي رشته هاي پيشرفته صنعتي است كه با كمي تغيير و تحول در سازماندهي صنايع و توجه بيشتر در كيفيت محصولات توليدي قادر خواهد بود به بازارهاي منطقه راه يابد. در سال 1991 حدود 32% از نيروها كار در بخشهاي گوناگون صنعتي به كار اشتغال داشتند.(13) از مجموعه و امكانات صنعتي ارمنستان، زير بخشهاي الكترونيك، مكانيك، الكتروتكنيك، ابزار و آلات و صنايع خودرو سازي و همچنين صنايع شيميايي موقعيت درخورد اعتنايي داشته و عمده ترين اقلام صادراتي اين كشور را تشكيل مي داده اند. اما ارمنستان در بخش كشاورزي نيازمند واردات است. در حال حاضر حدود 40% از گوشت، 65% از شير و مواد لبني و غلات ارمنستان از خارج وارد مي شود.(14)
اقتصاد ارمنستان كه قبلاً مكمل اقتصاد كلان شوروي سابق بود، عمدتاً متوجه وارد كردن مواد اوليه وكالاهاي نيمه ساخته و تكميل نمودن آنها بود. و از نظر مواد اوليه و مواد سوختي كاملاً به شوروي و جمهوريهاي ديگر آن اتكا داشت. به همين دليل تحولات سياسي در شوروي تأثيرات عميق خود را بر اين كشور بر جاي گذاشت كه در اين حال بحران قره باغ و فاجعه زلزله در آن نيز مزيد بر علت شد. مجموعه اين عوامل به افت شديد توليد ناخالص ملي در آن كشور انجاميد، به طوري كه در سال 1992 اين كاهش در توليد به 53% رسيد. اين امر موجب ركود در توليد و صنعت شد كه همراه با افزايش تورم سريع روبل و تحريم واردات سوخت به آن كشور بعد از بحران قره باغ به گسترش بيكاري و كاهش قدرت خريد مردم انجاميد.
براساس گزارش فوق در اول ژوئيه 1993 رقم بيكاران در بخش دولتي 90000 نفر بوده است. اگر ارقام فوق درست باشد حدود 800000 تا يك ميليون نفر از حدود 7/1 ميليون نفر نيروي كار كشور بيكار هستند.(15)
در مجموع، در شرايط كنوني ارمنستان از نظر اقتصادي در وضعيت نامطلوبي به سر مي برد. حجم توليدات داخلي اين كشور از سال 1990 به بعد دائماً كاهش يافت.
تورم در سال 1992 نرخي بالاي 1500 درصد داشته كه پس از روسيه با 2500 درصد بالاترين نرخ تورم در جهان در سال 1992 بوده است. به علت كمبود انرژي بسياري از كارخانجات از كار افتاده اند و از حدود 400 طرح عمده اقتصادي تنها 50 طرح دنبال مي گردد. مجموع اين عوامل موجب مي شد كه بدون هيچ گونه خوشبيني متوجه چشم انداز نگران كننده اوضاع اقتصادي ارمنستان گرديم.(16)
جمهوري آذربايجان داراي منابع طبيعي بسيار غني از قبيل نفت و گاز، سنگ آهن، گوگرد، مواد كودهاي شيميايي و غيره است. نفت عمده ترين ماده معدني اين جمهوري است.(17)
كل ذخاير نفتي اين جمهوري حدود 3/3 ميليارد بشكه پيش بيني مي شود كه با ثبوت منابع احتمالي ديگر درياي خزر ممكن است به 7 ميليارد بشكه برسد منابع موجود در آذربايجان 40% توليد ملي است و تقريباً 30% نيروي كار را به خود اختصاص داده است. گرچه اين جمهوري به خاطر برخورداري از نيروي انساني متخصص خوب نياز چنداني به غير آذربايجانيها ندارد، لكن از نظر مواد اوليه و قطعات كاملاً وابسته به ساير جماهير و به ويژه روسيه و اكراين مي باشد. صنايع توليد آلومينيوم و برخي محصولات خانگي و نيز صنايع شيميايي و ماشين سازي مربوط به نفت از صنايع قابل توجه اين جمهوري است.(18)
در اين جمهوري بخش كشاورزي حدود 30 درصد توليد ملي را زه خود اختصاص داده است. با اين حال با توجه به برنامه ريزي متمركز زمان شوروي سابق، اين جمهوري يكي از مراكز توليد انگور براي شراب به ميزان تقريبي 5/1 ميليون تن در سال و پنبه به ميزان تقريبي 600 عزار تن در سال و نيز ابريشم مي باشد. از اينرو اقلام اساسي مورد نياز مردم از قبيل غلات، گوشت، لبنيات، ميوه جات و سيب زميني مي بايست از طريق ساير جمهوريها به ويژه روسيه تأمين گردد كه يان خود يكي از عوامل مهم وابستگي اقتصادي و دشواري ملي استقلال اين جمهوري است. با فروپاشي امپراتوري شوروي و ايجاد بحرانهاي متعدد سياسي و به ويژه مناقشه با ارمنستان، بحران اقتصادي در اين جمهوري بيشتر شد، به طوري كه توليد سالهاي 1989 و 1990 كالاها در اين جمهوري مطابق آمارهاي اعلام شده نسبت به سالهاي قبل به ترتيب 6 درصد و 5/11 درصد تنزل داشته است. در سال 1990 اين تنزل در بخش صنعت برابر 17 درصد كاهش داشته و اين در حالي است كه كسر بودجه اين جمهوري به صورت روزافزون افزايش مي يابد. اين كسري در سال 1991 به حدود 7% توليد ناخالص ملي رسيد. در سال 1993 توليد ناخالص داخلي آن تا 4/14 درصد كاهش يافت. و توليدات صنعتي طبق گزارش سازمان توسعه و همكاري اقتصادي تا 8/6 درصد سقوط كرده است.(19) اصولاً در سالهاي اخير اقتصاد آذربايجان بهخاطر درگيريهاي داخلي و خارجي ضعيف شده و در سالهاي اينده توليد نفت عامل عمده اي در به حركت دراوردن اقتصاد اين جمهوري خواهد بود آذربايجانيها خواستار سرمايه گذاريهاي خارجي براي جبران اين كاهش و افزايش توليد شده اند.(20)
به نظر اكثر مسئولان اين كشور كه افكارشان ملهم از انديشه هاي شكل گرفته در روسيه مي باشد، براي تأمين اين نيازها بايد از سرمايه هاي كشورهاي صنعتي و غربي استفاده نمود. بديهي است كه براي تحقق اين منظور و يا جلب نظر غرب مي بايست شرايط سياسي و اقتصادي مطلوب غربيها فراهم گردد. اين شرايط عبارتند از حاكميت اقتصاد بازار، اجازه تشكيل سرمايه هاي خصوصي، حاكميت دموكراسي و ليبراليسم از نوع غربي و فراهم نمودن محيطي كه مناسب رشد عوامل نگران كننده غرب نظير بنياد گرايي اسلامي نباشد.(21)
مقايسه برخي شاخص هاي مهم اقتصاديكشورهاي مذكور در سال هاي 92 و 93
توليد ناخالص ملي (ميليون دلار) توليد ناخالص سرانه (دلار) رشد توليد ناخالص ملي (درصد) تورم (درصد) بدهي خارجي (ميليون دلار)
سال 1992 1993 1992 1993 1992 1993 1992 1993 1992 1993
آذربايجان 9/4 4/4 700/2 400/2 1/28ـ 3/13- 1063 920 0 820
ارمنستان 1/2 9/1 500/2 300/2 ـ46 9/9ـ 729 2260 100 110
تركمنستان 9/3 8/3 4000 3900 17- 5ـ 470 1150 7/9 ن
توازن تجاري و ميزان واردات وصادرات جمهوري هاي مذكور با كشورهاي مشتركالمنافع (شوروي سابق)
مبادله با جهان خارج مبادله داخل جمهوري هاي توازن تجاري
واردات صادرات واردات صادرات ميليون روبل
آذربايجان 25 6 75 94 700
ارمنستان 18 2 82 98 1139ـ
تركمنستان 14 8 86 92 1000
سهم بخش صنعت و كشاورزي در توليدناخالص ملي
آذربايجان ارمنستان تركمنستان
سهم صنعت در توليد ناخالص ملي 2/54 48/3 6/19
سهم كشاورزي در توليد ناخالص ملي 1/26 7/25 4/46
ه-قدرت نظامي
شكل گيري ارتش كشورهاي مذكور
جمهوري آذربايجان بعد از استقلال در سال 1991 شروع به تأسيس يك ارتش ملي نمود كه تعداد افراد آن تا اواسط سال 1992 به سي هزار نفر رسيد. تقريباً به همين ميزان نيز نيروي داوطلب و سرباز در اين ارتش مشاركت دارند و براساس آخرين آمار تعداد نيروهاي فعال ارتش آذربايجان به 56 هزار نفر بالغ مي شود كه شامل نيروهاي مردمي در قره باغ به نام «مدافعان مردمي قره باغ» نيز مي گردد كه تعداد آنها به 12 هزار نفر مي رسد و در جنگ قره باغ در كنار ارتش آذربايجان مي جنگند. وزارت كشور آذربايجان نيز كنترل يك نيروي بيست هزار نفره شبه نظامي را بعهده دارد. همچنين حدود 62 هزار نفر نيروي روسي در اين كشور وجود دارند.(22)
اما ارمنستان بعد از فروپاشي شوروي سابق در سال 1991 به عضويت جامعه مشترك المنافع درآمد و به سيستم امنيتي جمعي آن جامعه پيوست. اين كشور شروع به تأسيس نيروي نظامي خود كرد كه تقريباً بيش از 33 هزار نفر پرسنل را در بر مي گيرد. با توجه به درگيريهاي مرزي با آذربايجان تلاشهايي در آن كشور براي بسيج نيروهاي احتياط انجام گرفته است. در اواسط سال 92 تقريباً 23 هزار سرباز روسي در ارمنستان وجود داشته كه قرار است با شكل گيري كامل ارتش ارمنستان در آن كشور باقي بمانند.(23)
تركمنستان نيز در اواسط 1992 به تشكيل ارتش مبادرت كرد. اما ارتش آن كشور براساس توافقي كه با روسيه انجام گرفت تحت فرماندهي مشترك تركمنستان و فدراسيون روسيه مي باشد و براساس نيروي نظامي شوروي سابق مستقر در تركمنستان تشكيل گرديد و قرار است تا يك دوره انتقالي اين وضع ادامه يابد. تعداد نيروي نظامي آن كشور 45 هزار نفر مي باشد. جدول زير تركيب نيروهاي نظامي كشورهاي مذكور را در سال 1993 و 1994 را نشان مي دهد.(24)
نيروهاي نظامي كشورهاي مذكور درسال هاي 94-93
نوع نيرو
نام كشور
نظامي (هزار نفر) احتياط (هزار نفر) شبه نظامي (هزار نفر) خارجي (روسي) هزار نفر نوع خدمت
آذربايجان 56 560 40 ـــ اجباري
ارمنستان 7/32 300 1 5 اجباري
تركمنستان 280 ـــ ــــ فرماندهي مشترك اجباري
نوع خدمت نظام وظيفه در سه كشور مذكور اجباري بوده و در آذربايجان 17 ماه، در ارمنستان 18 ماه و در تركمنستان دو سال مي باشد.
از جمعيت 000گ462/7 نفري آذربايجان، سن حدود 640 هزار نفر بين 18 تا 22 سال مي باشد كه تقريباً 310 هزار نفر از آنان مرد بوده و مناسب خدمت نظام وظيفه مي باشند. در حالي كه در ارمنستان با توجه به جمعيت 000/821/3 نفري آن تنها 135 هزار نفر مرد بين 18 تا 22 سال سن و مناسب خدمت نظام وظيفه وجود دارد و اين ارقام در تركمنستان با توجه به جمعيت چهار ميليوني آن برابر حدود 190 هزار نفر مي باشد. جدول زير تركيب سني جمعيت و تعداد نيروي آماده به خدمت هر كشور را نشان مي دهد.(25)
تركيب سني جمعيت آماده به خدمت دركشورهاي مذكور (94-93)
نام كشور  جمعيت كل (هزار نفر) 13-7 (هزار نفر) 22-18 (هزار نفر) 32-23 (هزار نفر)
زن مرد زن  مرد زن  مرد
تركمنستان 622/3 7/214 8/218 1/184 6/187 7/305 2/308
ارمنستان 293/3 8/154 5/163 8/134 143 5/245 6/253
آذربايجان 131/7 2/315 1/367 2/309 6/328 596 9/608

استعداد نظامي(26)
استعداد نظامي كشورهاي مذكور به تفكيك رسته در جدول زير مشخص گرديده است. همانطور كه مشهود است آذربايجان از لحاظ نيروي زميني داراي استعداد بالاتري مي باشد و براساس آمار سال 93 اين كشور داراي 49 هزار نفر پرسنل نيروي زميني است. اين نيروها عبارتند از: يك تيپ زرهي، ده تيپ پياده، دو تيپ نيروي مخصوص، يك تيپ پدافند هوايي، سه هنگ تفنگدار موتوري، دو هنگ پياده نظام كوهستاني، دو تيپ توپخانه، يك هنگ موشك انداز و يك هنگ ضد تانك.
همچنين آذربايجان داراي تقريباً 3000 پرسنل نيروي دريايي مي باشد كه در پايگاه درياي باكو مستقر مي باشند. نيروي دريايي اين كشور به عنوان عنصري از جامعه مشترك المنافع تحت كنترل روسيه عمل مي كند و تقريباً 16 واحد دريايي از ناوگان دريايي خزر را دارا مي باشد و داراي يك گارد ساحلي است. اين كشور تقريباً 25 درصد ناوگان خزر شوروي سابق را در سال 1992 (كه همگي آنها را كشتيهاي جنگي كوچك تشكيل مي دهند) دارا گرديد.
نيروي هوايي آذربايجان با دو هزار پرسنل و 48 هواپيماي جنگي نيز از اهميت برخوردار است.
ارمنستان از سوي ديگر، داراي 32700 تن پرسنل نيروي زميني مي باشد كه اين نيروها عبارتند از يك قرارگاه نظامي، 5 تيپ پياده، دو هنگ تفنگدار موتوري مستقل، يك تيپ توپخانه، يك هنگ توپخانه، يك هنگ موشك انداز، يك هنگ ضد تانك، يك گردان آموزشي تانك و يك اسكادران مستقل هليكوپتر.
ارمنستان تا سال 92 داراي نيروي هوايي و دريايي نبود، اما در سالهاي اخير گزارشهايي از وجود تعدادي هواپيما و هليكوپتر جنگي در آن كشور رسيده است.
تركمنستان داراي 28 هزار نفر پرسنل نيروي زميني است كه تحت كنترل مشترك روسيه و تركمنستان قرار دارند و شامل قرارگاه و سه تيپ تفنگدار موتوري، يك تيپ توپخانه، يك هنگ موشك انداز، يك هنگ پدافند هوايي، سه هنگ مهندسي و يك اسكادران مستقل هليكوپتر مي باشد.
تركمنستان نيروي دريايي ندارد، اما ناوگان دريايي خزر شوروي سابق در آستراخان تحت اقتدار روسيه به عنوان يك ناوگان مشترك روسيه و تركمنستان و ازبكستان مطرح مي باشد. البته اخيراً دولت تركمنستان تصميم به ايجاد يك نيروي دريايي و گارد ساحلي دارد.
تركمنستان داراي 650 پرسنل نيروي هوايي و 174 هواپيماي جنگنده مي باشد و از دو تيپ دفاع هوايي در نيروي هوايي استفاده مي گردد. تركمنستان هنوز سيستم سنتي شوروي مبني بر تجزيه نيروي هوايي از نيروي دفاع هوايي را حفظ كرده است. روسها نيروي هوايي تركمنستان را آموزش مي دهند و حداقل يك اسكادران ميگ 26 روسي در آن كشور استقرار دارد.
استعداد نيروها
كشور
نيروي زميني (هزار نفر) نيروي هوايي (هزار نفر) نيروي دريايي (هزار نفر)
آذربايجان 49 2 3
ارمنستان 7/32 ــ ــ
تركمنستان 28 ـــ 165

تجهيزان نظامي(27)
براساس معاهده تاشكند كه بين جمهوريهاي مشترك المنافع امضاء شده، حداكثر تجهيزات نظامي در نظر گرفته شده براي نيروي زميني جمهوري آذربايجان به ترتيب زير مي باشد: 220 تانك، 220 هاور كرافت و خودرو رزمي، 285 توپ از انوع مختلف.
براساس برخي گزارشها، آذربايجان تعدادي از تانكهاي تي – 64 و تجهيزات ديگري را از پادگانهاي شوروي سابق در باكو ربوده ومخفي نموده، به طوري كه برخي از آنها در صحنه عمليات جنگي عليه نيروهاي ارمني به كار گرفته شده اند. همچنين برخي از نيروهاي شبه نظامي داراي سلاحهاي مختلفي مي باشند كه مقدار دقيق آنها مشخص نيست.
مجموعاً سلاحهاي زير در ارتش آذربايجان مشاهده گرديده اند. بيش از 220 تانك شامل تانكهاي تي – 64 و خودروهاي زرهي BMP، بيش از 285 توپ و هويزر و موشك انداز، چند لول از نوع BM-21 و تعدادي موشك زمين به زمين كه از آنها در جنگ قره باغ نيز استفاده شده است.
آذربايجان همچنين در سال 1992، 25 درصد از ناوگان شوروي سابق را در ردياي خزر تصاحب كرد كه همه آنها را كشتيهاي جنگي كوچك تشكيل مي دهند.
براساس گزارش منابع جاسوسي آمريكا، اين كشور در سال 1992 داراي 30 فروند رهگير (interceptor) و يكصد هواپيماي تاكتيكي عملياتي بوده است. براساس توفقنامه تاشكند حداكثر اين كشور بايد يكصد هواپيماي جنگنده و 50 هليكوپتر رزمي داشته باشد.
از آنجا كه هيچگونه موشك يا هواپيماهاي استراتژيكي در خاك اين كشور مستقر نبوده و رهبران سابق جامعه مشترك المنافع نيز با جديت كوشش كردند تا تجهيزات و نيروها را از آذربايجان تخليه كنند به نظر نمي رسد كه ميزان بالايي از اين نوع تجهيزات در آذربايجان باشد. اما به هر حال نيروهاي آذري توانستند مقداري از تجهيزات را از جمله 5 هواپيماي ميگ 25 و 11 هواپيماي SU – 24را در خاك خود نگه دارند و در حقيقت آنها را از نيروهاي روسي بربايند. برخي از منابع جاسوسي غربي در سپتامبر 91 گزارش دادند كه آذربايجان تعداد 30 فروند هواپيماي رهگير (interceptor) و يكصد هواپيماي عملياتي تاكتيكي را مخفي كرده است.
از هواپيماهاي SU-25 بر ضد نيروهاي ارمني استفاده شده و تعدادي هواپيماي 21 Mig-21 نيز عملياتي مي باشند. چهار هلي كوپتر جنگنده mi-24 Hind و يك عدد هليكوپتر mi-1نيز در دست آذربايجان باقي مانده است كه عملياتي مي باشند و يكي از آنها در منطقه قره باغ سقوط كرده است. همچنين تعدادي موشك سام نيز در اين كشور موجود مي باشد، به طوري كه توسط آنها يكي از هليكوپترهاي ارمني ساقط شده است.

تجهيزات نظامي ارمنستان
براساس معاهده تاشكند حداكثر تجهيزات زميني در نظر گرفته شده براي ارمنستان عبارتند از: 220 تانك، 220 هاور كرافت و خودرو زرهي و 285 قبضه توپ كه همگي فعال مي باشند. ارمنستان در زمينه تأمين بهترين انواع سلاح روسي پيشرفتهايي داشته است، از جمله آن كشور داراي 120 تانك (تي – 72)، تعداد 75 تانك از انواع ديگر مي باشد. همچنين 400 هاوركرافت از جمله 225 خودرو رزمي و 200 نفربر زرهي را دارا مي باشد و 340 قبضه توپ شامل توپهاي خود كششي هويزرهاي مختلف و موشك اندازهاي چند لول و خمپاره انداز سلاحهاي ضد تانك شامل تفنگهاي (p-44) و (T12) و جنگ افزارهاي هدايت شده ضد تانك و همچنين تعدادي موشكهاي سام از نوع SA-4 و SA-8 و SA-9 از جمله تجهيزات و سلاحهاي موجود گزارش شده در اين كشور است.
براساس معاهده تاشكند ارمنستان مي تواند حداكثر يكصد هواپيماي جنگي و 50 هليكوپتر تاكتيكي را نگهداري كند، اما برخي از منابع نظامي امريكايي معتقدند كه تا سال 1991 آن كشور هيچگونه هواپيماي تاكتيكي (interceptor) نداشته است و با اين حال، براساس گزارش منابع نظامي مستقل در سالهاي اخير اين كشور توانسته است تعدادي هواپيما و هليكوپتر به دست بياورد، به طوري كه 6 هواپيماي رزمي و 5 هواپيماي SU-25 و يك ميگ 25 و 30 هزار هليكوپتر از انواع مختلف MI در آن كشور مشاهده شده است. تاكنون يكي از هليكوپترهاي جنگي آن كشور در جنگ قره باغ سرنگون شده است.
به هر حال در جنگ اخير كمكهاي تجهيزاتي برخي منابع غربي به اين كشور گزارش شده است.
در خصوص تجهيزات نظامي تركمنستان از وجود خودروهاي نظامي جنگي از جمله 900 تانك اصلي رزمي و 2000 نفربر زرهي و خودرو جنگي از انواع مختلف و بيش از 900 توپ و خمپاره و 12 موشك سطح به سطح، همچنين تعدادي جنگ افزار هدايت شوند ضد تانگ گزارشهايي ارائه شده است كه از جمله آنها توپهاي خودكششي 152 ميلي متري مي باشد.
اين كشور داراي نيروي دريايي نمي باشد. ناوگان دريايي درياي خزر شوروي سابق تحت فرماندهي مشترك در آستراخان به وسيله روسيه كشور تركمنستان، قزاقستان و روسيه اداره مي شود. اما اين كشور در حال تأسيس يك گارد ساحلي مي باشد.
تركمنستان سيستم دفاع هوايي و نيروي هوايي مجزاي شوروي را حفظ كرده است. آن كشور اكنون داراي 174 هواپيماي جنگنده به اضافه 650 هواپيماي محافظت شده در پناهگاه مي باشد.
در نيروي هوايي آن كشور هواپيماي مذكور شامل يك فوج (regiment) هواپيماي شكاري بعلاوه 60 هواپيماي SU-17 شكاري، همچنين تعدادي هواپيماي تهاجمي بعلاوه سه فروند SU-7 و سه ميگ 21 و دو L-39 و 8 فروند Yak-28 و 3 فروند An-12 موجود مي باشد. ضمناً تعداد هواپيماهاي آموزشي را نيز بايد به اينها اضافه كرد.
تركمنستان قبلاً اعلام كرده بود كه در يك فوج جنگنده متشكل از 32 هواپيما شامل 25 ميگ را براي نيروي هوايي نگه خواهند داشت و دويست هواپيماي ديگر از جمله 60 ميگ 23 و 27 و همچنين 80 هواپيماي SU-17 را به خارج فروخت، اما منابع نظامي هنوز از هيچگونه فورشي گزارش نداده اند. تركمنستان همچنين در زمينه پدافند هوايي داراي دو فوج جنگنده شامل 38 ميگ و 23 و 30 ميگ 25 مي باشد و وجود 75 موشك سام شامل سام 2 و 3 و 5 نيز در آن كشور گزارش شده است. اين كشور 490 هواپيماي ميگ 23 و 60 ميگ 25 و يكصد هواپيماي SU-25 و 18 هواپيماي mi-18 نيز در پناهگاه دارد.
تجهيزات
كشور
تانك خودرو و نفربر زرهي توپ خمپاره
موشك انداز
هواپيما هلي كوپتر
ارمنستان 150 400 380 6 13
آذربايجان 279 822 712 53 6
تركمنستان 900 2000 900 165 ن.م

بودجه و هزينه نظامي و كمكهاي نظامي خارجي(28)
بودجه دفاعي آذربايجان در سال 92 تقريباً 1250 ميليون دلار بوده كه حدود 5/14 درصد از بودجه كل كشور را تشكيل داده است. اين بودجه در سال 1993 به 1280 ميليون دلار و در سال 1994 به 200/13 ميليون دلار بالغ گرديد.
بودجه دفاعي ارمنستان نيز در سال 1992 برابر 3/2 درصد كل بودجه كشور بوده است. بودجه دفاعي آن در سال 1992 برابر 750 ميليون دلار، در سال 1993 برابر 69 ميليون دلار و در سال 94 برابر 71 ميليون دلار بوده است.
بودجه دفاعي تركمنستان در سال 92 برابر 144 ميليون دلار و در سال 94 برابر 153 ميليون دلار بوده است. ضمناً در سال 94 معادل 05/0 ميليون دلار و در سال 95 نيز بهمين ميزان كمكهاي نظامي خارجي براساس (IMET) به تركمنستان اعطا گرديده است.
هزينه نظامي (ميليون دلار) بودجه نظامي (ميليون دلار) بودجه نظامي در سال 92 درصد كل بودجه
سال 1992 1993 1994 1992
آذربايجان 1250 1250 1320 5/14
ارمنستان 750 690 (1993) 710 3/2
تركمنستان ــ 1440 1530 ـــ

نقش روسيه در ارتش كشورهاي مذكور(29)
نقش روسيه در ساختار نظامي كشورهاي مذكور به خوبي مشهود است. همانطور كه ذكر شد ساختار اوليه ارتشهاي مذكور براساس ساختار نيروهاي نظامي قبلي مي باشد كه اين امر در تركمنستان اس شدت بيشتري برخوردار است.
ارتش اين كشور اصولاً هنوز توسط فرماندهي مشترك اداره مي شود و به رغم آنكه در سال 93 دولت تركمنستان با نيروهاي روسي به توافق رسيد كه سربازان آنها در مرزهاي جنوبي كشور مستقر گردند، اما نقش عمده را هنوز آنها در ساختار نظامي تركمنستان بازي مي كنند. ارمنستان نيز به خاطر پيوستن به سيستم امنيتي جامعه مشترك المنافع تابع سياستهاي كلان روسيه مي باشد و 50 هزار نيروي روسي هم اكنون در آن كشور مستقرند كه البته كاهش چشمگيري را نسبت به سال 92 نشان مي دهد. اين نيروها داراي استعداد يك لشكر تفنگدار با 80 تانك و 190 نفربر زرهي و 100 توپ و خمپاره مي باشند. در آذربايجان نيز كه در سال 1992 حدود 62 هزار نفر سرباز روسي مستقر بودند، براساس توافق طرفين در سال 1993 خروج نيروهاي روسي از جمهوري آذربايجان آغاز شد و اكنون تعداد آنها كاهش چشمگيري يافته است.
در مجموع بايد گفت كه توان بالفعل نظامي اين سه كشور وابسته به ميزان پشتيباني و حمايت نيروهاي روسيه از آنهاست و به خاطر اين وابستگي نظامي و تسليحاتي و همچنين نفوذ سياسي روسيه و وجود اليت قدرتمند سياسي وابسته به روسيه در اين كشورها و ضعفهاي ساختار اقتصادي و مشكلات اجتماعي در داخل اين جمهوريها، اصولاً بايد هر نوع بررسي ساختار قدرت در همسايگان شمالي ايران با توجه به عامل روسيه مورد ارزيابي و تحليل قرار گيرد و بدون در نظر گرفتن اين عامل هر نوع ارزيابي ناكافي و به دور از واقعيتهاي سياسي و نظامي اين كشورها خواهد بود.
بررسي تهديدات امنيتي ايران از ناحيه مرزهاي شمالي
فروپاشي شوروي هر چند تهديد امنيتي بزرگي را در ناحيه مرزهاي شمالي ايران از بين برد، اما وجود چندين دولت كوچكتر در مرزهاي شمالي كشور كه داراي مشكلات خاص و ناثباتي اقتصادي و فرهنگي و سياسي بوده و با هم داراي اختلافات مرزي مي باشند مي تواند منطقه بحراني را در مرزهاي شمالي ايران ايجاد كرده و تهديدات امنيتي جديدي را متوجه ايران سازد كه در خاتمه اين مقاله تلاش شده است تا به اجمال به بررسي اين تهديدات جديد كه ريشه هاي داخلي و خارجي(30) دارد پرداخته شود.
در حال حاضر مناطق مزبور به خاطر خلاء قدرت مسلطي كه عامل اصلي ايجاد امنيت در اين مناطق بوده است با بحرانهاي امنيتي مختلفي مواجه هستند. در حال حاضر به علت نيازهاي اقتصادي ناشي از فروپاشي شوروي و مهمتر از آن ساختار اقتصادي مبني بر نظام متمركز كمونيستي در شوروي سابق كه مسكو را محور و مركز كليه تصميم گيريها و برنامه ريزيها قرار داده بود، هم اكنون اين كشورها از لحاظ فعاليت اقتصادي تقريباً فلج شده اند. لذا براي راه اندازي نهادهاي اقتصادي و حتي تأمين تغذيه روزمره شهروندان خود بشدت محتاج كمكهاي خارجي مي باشند(31) چنين نيازي موجب شده كه كشورهاي غربي در اعطاي كمكهاي خود به اين جمهوريها بيشترين استفاده را بكنند. تقريباً همگي اين جمهوريها چشم به كمك كشورهاي غربي و ژاپن دوخته اند. در مقابل، كشورهاي غربي نيز همانطور كه در مورد روسيه عمل كردند، از ارائه كمكهاي لازم و به عبارت ديگر وارد شدن تمام عيار به عرصه هاي فعاليت اقتصادي اين جمهوريها خودداري ورزيده و آن را مشروط به شكل گيري تحولات سياسي در اين كشورها مي دانند.
تلاش آمريكا و اسرائيل براي نفوذ در منطقه و وجود زمينه هاي مناسب براي پذيرش چنين نفوذي از سوي كشورهاي مذكور مي تواند تهديدي جدي براي منافع جمهوري اسلامي كه خود را در حال مبارزه با اين كشورها مي داند فراهم آورد. در اين رابطه، موارد زيادي از كمكهاي اقتصادي اسرائيل به كشورهاي مذكو گزارش شده است بين بسياري از اين كشورها تمايل زيادي براي نزديكي به اسرائيل به منظور جلب توجه غرب در اخذ كمك بيشتر وجود دارد.(32) بديهي است كه ادامه اين روند مي تواند به تشديد نفوذ غرب در مرزهاي شمالي ايران كمك نموده و نهايتاً به انزواي ايران از صحنه مذكور و سد نفوذ جمهوري اسلامي در اين مناطق بيانجامد كه اين امر تبعات امنيتي زيادي را در جهان آينده براي كشور به دنبال خواهد داشت.
از جمله زمينه هاي ديگري كه پيامدهاي امنيتي براي همسايگان به دنبال دارد بي ثباتي سياسي در داخل اين كشورها مي باشد بي ثباتي سياسي ناشي از تغيير ناگهاني سيستم حكومتي در اين جمهوريها و عدم وجود ساختار سياسي مناسبي كه بتواند جايگزين ساختارهاي پيشين شوند، باعث ايجاد بحران در اين كشورها گرديده است. اغلب اعضاء هيأت حاكمه همان اعضاء حزب كمونيست قبلي مي باشند كه با تغيير نام، عهده دار مصادر مهم در اداره امور جمهوريهاي مذكور مي باشند. چنين وضعي با خواست بسياري از مردم سازگاري ندارد و بحرانهايي سياسي را در خود مي پروراند كه در برخي موارد اين بحرانها به فعليت رسيده و منجر به درگيريهاي خياباني شده و برخي از رهبران سياسي اين كشورها همچون تاجيكستان تنها به كمك نيروهاي روسيه توانسته اند حاكميت سياسي خود را مجدداً تثبيت نمايند. چناچنه مجموعه نخبگان تربيت شده در بورو كراسي سياسي قبلي بتوانند با تحولي انطباقي، خود و سازمانهاي منضبط تحت مديريت خود را با شرائط قبلي تطبيق دهند و مشروعيت خود را افزايش دهند، شايد جوامع مذكور بتوانند فشارهاي انبساطي – انقباضي ناشي از بحران مشروعيت و كاهش هژموني شوروي را تعديل نموده و امنيت داخلي را بوجود آورند،(33) در غير اين صورت اين جوامع درگير مبارزات مختلف قدرت خواهند شد كه طبيعتآً زمينه دخالت نيروهاي درگير و نيروهاي خارجي را فراهم مي آورد كه اين امر مي تواند به ايجاد مناطق بحراني و ناامن در مرزهاي شمالي جمهوري اسلامي انجاميده و تهديدي جدي براي منافع امنيتي ايران باشد و زمينه را براي نفوذ نيروهاي خارجي در مرزهاي كشورها فراهم بياورد، مثلاً وجود اقليتهاي روسي در اين جمهوريها همواره مي تواند زمينه دخالت جدي روسها در اين مناطق باشد(34) همچنين وجود ناامني در مرزها به گسترش مسائل ديگري همچون مواد مخدر، جرم و جنايت و مشكلات زيست محيطي دامن مي زند كه داراي پيامدهاي امنيتي براي كشورهاي همسايه خواهند بود.
در اين رابطه اختلافات مرزي بين جمهوريهاي مختلف و مخصوصاً بين دو جمهوري هم مرز با ايران يعني آذربايجان و ارمنستان مسئله ديگري است كه مي تواند زمينه ناامني را در مرزهاي كشور فراهم اورد. اختلافات دو جمهوري در مورد مسئله قره باغ و تلاشهاي آنها براي حل مسأله از راه نظامي، علاوه بر اينكه فشارهاي عمده اي را بر اقتصاد دو كشور وارد و وابستگي آنها را تشديد مي كند، باعث ايجاد منطقه اي بحراني در مرزهاي شمالي كشور گرديده كه در مرحله اول سبب مهاجرت بسياري از مردم اين دو كشور به ايران شده و در مراحل بعد با گسترش جنگ، احتمال دخالت كشورهاي خارجي در جنگ و گسترش آن به مرزهاي جمهوري اسلامي مطرح مي باشد كه اين امر پيامدهاي امنيتي خطرناكي را ممكن است براي ايران به وجود آورد. در اين رابطه كمكهاي نظامي كشورهاي مختلف به طرفين جنگ و وجود سلاحهاي سبك مختلف اسرائيلي در صحنه هاي جنگ قره باغ اين احتمالات را تقويت مي كند.(35)
مسأله ديگري كه مي تواند مشكلات امنيتي براي ايران ايجاد نمايد وجود اقوامي در اين جمهوريها مي باشد كه داراي دنباله قومي در ايران هستند كه از جمله آنها به آذريها و تركمنها مي توان اشاره نمود كه در تركمنستان و آذربايجان زندگي مي كنند. تمايلات پان تركيسم و پان تورانيسم كه به دنبال فروپاشي شوروي بشدت مطرح گرديد زمينه مناسبي را براي طرح فرهنگ قومي اين جوامع ايجاد كرد. صرفنظر از اختلاف نظرها و مشكلاتي كه بين خود اين اقوام ترك تبار براي تشكيل چنين امپراتوري اي وجود دارد، اصولاً بعيد است كه شرايط و محيط بين المللي بتواند به ايجاد اين گرايشها كمك نمايد. اما بهرحال طرح مسأله والقائات فرهنگي ناشي از آن مي تواند مشكلات امنيتي خاصي را براي ايران كه داراي درصد جمعيت بالايي از آذريها مي باشد ايجاد نمايد. لازم به ذكر است كه رشد انديشه هاي قوم گرايي در ميان تركمنها به خاطر عدم جذب كامل آنها در جامعه ايراني و فرهنگ و مذهب متفاوت(اهل سنت)، زمينه بيشتري از آذريها كه شيعه بوده و در جامعه ايران به صورت نسبي ادغام شده اند، دارد.
اصولاً اين كشورها بعد از فروپاشي شوروي در تعريف از دشمن دچار ابهام بوده اند، زيرا قبلاً دشمن را در قالب منازعات شرق و غرب تعريف مي كردند، اما اكنون جهت گيريهاي امنيتي قبلي فرو ريخته و تصور جديدي از دشمن براي جهت گيريهاي جديد امنيتي لازم است. در اين شرايط هرگونه اختلافات جديد بين كشورها مي تواند در شكل گيري اين تصور و تراشيدن دشمن جديد مؤثر باشد. بعلاوه اين جهت گيري امنيتي مي تواند تحت تأثير عوامل خارجي متوجه بنيادگرايي مذهبي و خطر ايران براي منطقه گردد كه طبيعتاً بر روابط اين كشورها با ايران اثر خواهد گذاشت و از آنها به عنوان يك سد نفوذي در مقابل ايران استفاده خواهد شد. اين امر مي تواند منافع ايران را در مناطق جديد به خطر انداخته و امنيت ملي را (به معناي وسيع كلمه)تهديد نمايد.(36)
وضعيت موجود نظامي و وجود جنگ افزارهاي تاكتيكي كه در كشورهاي مذكور گسترش و پراكندگي دارد نيز از جمله نگرانيهاي امنيتي جمهوري اسلامي مي تواند باشد، زيرا امكان استفاده كنترل نشده از جنگ افزارهاي هسته اي و شيميايي به مراتب بيشتر از تهديد ناشي از جنگ هسته اي دو ابرقدرت مي باشد و علاوه بر اينكه خطرات ناشي از اشاعه مواد راديو اكتيو به محيط زيست از سوي زرادخانه ها و نيروگاههاي هسته اي مناطق مجاور در جمهوريها نيز بيشتر از قبل مي باشد، از بين رفتن نظارت و كنترل دقيق و فقدان تجهيزات ايمني در بسياري از رآكتورهاي اتمي در جمهوريهاي تازه استقلال يافته نگراني عمده اي براي همسايگان ايجاد كرده است. مثلاً در ژانويه 1990 در هنگام قيام مردم آذربايجان بر عليه شوروي، تهاجمي به يكي از پادگانهاي نظامي در باكو به منظور دستيابي به جنگ افزارهاي هسته اي صورت گرف كه اين امر زنگ خطري در رابطه با مسأله مذكور بود. لازم به ذكر است كه اين نگراني جدا از وجود جنگ افزارهاي استراتژيك مي باشد كه تنها در چارچوب جمهوري روسيه، اوكراين، روسيه سفيد و قزاقستان قرار دارد و غرب نيز حساسيت بيشتري به آنها دارد.(37)
علاوه بر اين مسأله، تلاش برخي كشورها به منظور بازسازي ارتش جمهوريهاي تازه استقلال يافته و نفوذ در ساختار نظامي اين كشورها(38) نيز از حساسيت امنيتي خاصي برخوردار است. خلاء قدرت ناشي از حضور نظامي نيروهاي شوروي سابق جنگهاي داخلي و خارجي و وجود اختلافات مرزي با همسايگان اين كشورها شديداً به سوي تقويت نيروهاي نظامي و جنگ افزارهاي خود سوق مي دهد.(39) اكنون دلايل بسياري وجود دارد كه غرب و اسرائيل در اين ميان نقش مهمي را ايفا مي كنند. مثلاً آذربايجان تمايل زيادي به همكاري با اسرائيل نشان داده است. برخي گزارشها در نشريات اسرائيل حاكي از معامله موشكهاي استينگر و سيستمهاي ارتباط نظامي بين اسرائيل و آذربايجان مي باشد. همچنين از مقادير قابل ملاحظه اي سلاح اسرائيلي در جنگهاي قره باغ استفاده شده است.(40)
بديهي است كه چنين نفوذ نظامي از سوي اسرائيل و غرب مي تواند در دراز مدت خطرات امنيتي مهمي براي جمهوري اسلامي داشته باشد. در كنار اين عوامل مقابل برخي كشورها به پيوستن به ناتو و سرمايه گذراي ناتو در اين منطقه را نبايد فراموش كرد.
ضمناً با مقايسه توان نظامي اين كشورها بايد اذعان داشت كه تنها تركمنستان از توان نظامي مطلوبي برخوردار است.(41) اما اين امر باعث غفلت از وابستگي اين كشورها به جامعه مشترك المنافع در روسيه باشد كه بالفعل مي تواند توان نظامي بالايي را ايجاد نمايد. به اين ترتيب در هر نوع بحران منطقه اي كه موجب ورود جمهوري اسلامي در آن بحران شود بايد توان نظامي روسيه را نيز در حمايت از كشورهاي مذكور در نظر گرفت. اصولاً مسكو هنوز مناطق مذكور را در حيطه امنيتي خود گنجانده و در هر نوع بحران احتمالي آينده دخالت جدي خواهد نمود. در مجموع وضعيت سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي كشورهاي مذكور زمينه هاي بحراني و عدم ثباتي را در خود دارد و مي تواند در صورت وجود شرايط خاص، فعال شده و تهديدات امنيتي مختلفي را متوجه ايران سازد. در اين رابطه مهمترين عامل دخالت نيروهاي خارجي در اين بحرانها مي باشد.

منابع و مآخذ
(1) .نگاه كنيد به :

Middle East Review 93-94
Eastern Europian and the commonwealth of Independent states 94.
و وزارت امور خارجه – جزوه آشنايي به جمهوريهاي مسلمان نشين شوروي، تهران 1372.
(2)The Economist Intelligence Unit (E.I.U)-Country Report (Gorgia, Armenia, Azarbaijan, Kazakhstan, centeral Asian Republic)- 3rd quarter, 1993, p.16
(3) شيخ عطار، عليرضا – ريشه هاي رفتار سياسي در آسياي مركزي و قفقاز، مركز مطالعات آسياي ميانه، تهران، دفتر مطالعات بين المللي، 1373 ص152.
(4)E.I.U,OPCT,p.8.
(5)Ibid, p.6.
(6) امير احمدي، بهرام، بررسي جمعيت جمهوري تركمنستان، (فصلنامه مطالعات آسياي ميانه، قفقاز شماره 5)ص 96.
(7) شيخ عطار، پيشين، ص 4 – 153.
(8) همان.
(9) ثقفي عامري، ناصر – استراتژي و تحولات ژئوپلتيك پس از دوران جنگ سرد، تهران، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي، 1337، ص 8 و 178.
(10)E.I.U, opct, p.17.
(11) اقتصاد تركمنستان فصلنامه آسياي مركزي و قفقاز شمراه 7 ص 179 تا 185.
(12) پيشين.
(13) روشندل، جليل، چشم انداز توسعه اقتصادي در ارمنستان (فصلنامه آسياي ميانه شماره 7) ص 65 – 59.
IMF, Economic Review Armenia, Washington D.C , April 92.
(14)UNDP HV man Development Report 1994, Newyork oxford university press, 1994, p. 193 – 94.
(15)Ibid, p. 194.
(16) نگاه كنيد به :
نيك كار اصفهاني، اقتصاد ارمنستان (به زبان آمار و ارقام، فصلنامه مطالعات آسياي مركزي قفقاز ش 7) ص 56 – 39.
روشندل، جليل، چشم انداز توسعه اقتصادي در ارمنستان (فصلنامه آسياي مركزي و قفقاز ش 7) ص 65 – 61.
E.i.U. Opct, p.6.
(17) پيشين.
(18) آزموده، ابوالفضل – جمهوري آذربايجان سرزمين طلاي سياه (مجله بندر و دريا، ش 49 و 50) ص 81 و 122.
(19) آذربايجان منابع نفت و گاز در درياي خزر و اينده (مجله بندر و رديا، ش 21) ص 84 و 110.
(20)Azarbaijan: Political scene, economy – country Report, No.2 (1994) pp 29.32.
(21) آذربايجان منابع نفت و گاز، پيشين ص 84 –82.
(22)Azarbaijan, opct, No, 1 (1994) p.33 – 36.
(23)Eastern Europian year book 94, p. 162.
(24)Ibid, p.144.
(25)Ibid, p.673.
(26)Military Balance 94 – 95 pp. 162 – 79.
(27) نگاه كنيد به منابع زير:
Defence Foreign Affairs hand book 94 pp. 55 – 82 & 1181.
Military Balance 94 – 95 p.81 & pp 80 – 162.
(28) پيشين و منبع زير:
IISS – Russia and tretory of the former Soviet Union Showing – 1994.
(29)Ibid.
(30)Ibid.
(31) محمد كاظم سجاد پور، رابطه امنيت و توسعه در آسياي ميانه و قفقاز، فصلنامه مطالعات آسياي مركزي و قفقاز سال دوم شماره 4 بهار 73.
(32)Intelligence Unite , Country Repirt, 3 rd quarter 1993.
(33)Middle East Monitor, Vol. 2, Sep. 93, pp. 32 – 36.
(34) سيف زاده،
(35) سجاد پور، محمد كاظم، پيشين.
(36)Middle East Monitor, Opct, pp 36.
(37)Graham Fuller, central Asia , the New Geopolitics politics (Stavita Manica: Rand , 1992) p.p. 3 – 6.
(38) ثقفي، عامري، ناصر، استراتژي و تحولات ژئوپولتيك پس از جنگ سرد، تهران، دفتر مطالعات بين المللي 1373 ص 178.
(39)post – sovit Armise – PFE/RL Research Report Vol.2 No . 25 (Jun, 18, 93).
(40)Military – Balance 92-93.
(41)Israels Policy, The Post soviet Moslems Republics Anderi Neduetsky –(middle East Monitor Vol . 2 No 2 sep. 93. pp. 32 – 36.
(42)military Ballence 92-93 & 91 – 92.
منبع: فصلنامه بررسي هاي نظامي – شماره 21

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *