دلنوشته ها

باران

پرسه هاي نا تمام در بيابان هاي گرم و سوزان و بي انتهاي تنهايي را بايد با باراني فرح  بخش و شادي آفرين به فراموشي سپرد. ديگر دوران سرگرداني در كوير بي انتها به پايان رسيده و هنگامه ي باران رحمت است. آري! دستي از آستين آسمان در مي آيد و بركوير خسته ي دل مي بارد تا شكوفه هاي  شادابي، طراوت و اميد در دل جوانه زند. و اين همان رحمتي است كه مهر ثابت و عشق پايدار خداي مهربان وعده داده است.  اينك رحمت و بركت در يك واژه ي عاشقانه خلاصه مي شود؛  “باران”.
 
 
* ميخ *