مدیریت انرژی

ارزيابی عملکرد زنجيره تأمين و بهينه‌سازی آن در طرح‌های انرژی

نویسندگان: اسدالله نجفی – سيدمحمدعلی عبادی

چکيده:
عليرغم اهميت زنجيره تامين براي سازمان، درباره ابعاد ناملموس زنجيره هاي تامين مطالعات کمي انجام شده است و اطلاعات کمي در مورد چرائي متفاوت بودن عملکرد زنجيره هاي تامين نسبت به يکديگر وجود دارد. در اين مقاله سعي بر آنست تا ضمن بررسي زنجيره تامين دانشي، کارکرد مديريت دانش در قالب زنجيره تأمين دانش در طرح ها از طريق توسعه يک الگو ارزيابي شود. سپس الگوهاي ارزيابي عملکرد و دانش با يکديگر منطبق شده ويک رويکرد جديد براي ارزيابي دانش در قالب يک زنجيره تامين ارائه ميگردد. با توجه به اينکه دانش يک عامل کيفي مي باشد و کمي سازي آن نياز به استفاده از ابزار هاي حوزه مديريت دانش مي باشد لذا با بهره گيري از اين ابزار و همچنين ابزار حوزه مديريت زنجيره تأمين  و ديگر حوزه هاي مربوطه  سعي شده  تا الگوي مناسب اندازه گيري عملکرد زنجيره تامين دانشي ارائه گردد که قابليت ارزيابي در سازمانهاي مختلف را داشته باشد. در نهايت الگوي مذکور در يک سازمان ايراني تست گرديده و نتايج آن تحليل مي گردد.
واژه هاي کليدي: مديريت زنجيره تأمين، مديريت دانش ، ارزيابي عملکرد، طرح.

مقدمه
يکي از سئوالات هميشگي و پايه اي در ادبيات سازماني اين است که چرا برخي از سازمانها عملکرد بهتري نسبت به سايرين دارند(Hitt et al., 2004; Vorhies & Morgan., 2005).  بحث هاي زيادي بر روي دانش به عنوان مفهومي براي دستيابي به عملکرد برتر تمرکز کرده اند. دانش تحت عناوين مختلف از قبيل يادگيري سازماني ، بازارگرايي و شرکتهاي توليد کننده دانش مورد بررسي قرار گرفته است. بدون توجه به عنوان به کار رفته ،کارهاي انجام شده ، دانش را به عنوان يک منبع ناملموس استراتژيک به شمار آورده اند و از آن به عنوان يک فعاليت ضروري براي خلق ارزش از راههاي غير قابل انتقال و غير قابل تکرار و يکتا نام برده اند (Wernerfelt 1984 ,2005). از آنجا که در سازمان هاي انرژي محور، اساس بر نحوه تامين انرژي در قالب يک زنجيره مي باشد بنابراين مي توان گفت تامين دانش در آن زنجيره نقش اساسي را در بقاي آن سازمان دارد، از طرفي ديگر سازمانها تشکيل شده از چندين طرح انرژي است که مي بايستي سازمان ها به تامين دانش در طرح ها توجه اساسي داشته باشند. چراکه اساس رقابت امروزي سازمانها در آن مي باشد.
با وجود اينکه تلاش بسياري براي درک علت تفاوت عملکرد بين سازمانها انجام گرفته است ، اما دانش کمي درباره ابعاد ناملموس اينکه چرا برخي از زنجيره هاي تامين عملکرد بهتري نسبت به بقيه دارند ، وجود دارد.زنجيره تامين عبارتست از “شبکه اي از امکانات و  فعاليت ها که عمليات توسعه محصول ، تهيه مواد اوليه از تامين کنندگان ، جابجايي مواد بين دستگاهها ، توليد محصول ، توزيع کالاي نهايي بين مشتريان و پشتيباني پس از فروش را شامل مي شود.(Mabert & Venkataramanan , 1998,p.538)ارتباط بين دانش (به عنوان يک منبع ناملموس)و خروجي هاي زنجيره تامين بايد به دقت مورد بررسي قرار گيرد چرا که شرکت و زنجيره تامين کاملا در هم تنيده اند . امروزه ، در عرصه رقابت شرکتها از زنجيره هاي تامين به عنوان اهرم رقابتي در مقابل يکديگر استفاده مي نمايند(Ketchen & Guinipero ,2004). نکته اساسي در زنجيره تامين بحث اندازه گيري در آن مي باشد. از طيف هاي موجود براي اندازه گيري حافظه زنجيره تامين ،دانش پنهان،ميزان در دسترس بودن دانش،کيفيت دانش،دانش استفاده دانشي،چگالي دانش،ميزان پاسخگويي استفاده مي شود.ظرفيت يادگيري به وسيله طيفي که بر اساس کار Grant(1996) و Hurley &Hult (1998) اندازه گيري مي شود. تمامي عوامل فوق را مي توان در قالب ارزيابي عملکرد در زنجيره تامين مورد بررسي قرار داد ولي لازم است که نحوه ايجاد يک سيستم مديريت عملکرد در زنجيره تامين مشخص گردد.
ميلرمطالعاتي را بر روي چگوني ساخت يک سيستم مديريت عملکرد زنجيره تامين انجام داد و دو مدل طراحي را پيشنهاد نمود:يکي با ديدگاه استراتژيک  و يکي با ديدگاه حريان فرآيندي .رويکرد استراتژيک مبتني بر اين باور بود که سيستم اندازه گيري  عملکرد باد از استراتژي هاي سازمان و زنجيره تامين مشتق شده و نهايتا از آنها پشتيباني نمايد.بر خلاف رويکرد ديدگاه علت –معلواي عمودي استراتژيک ، دادگاه جريان فرآيندي مبتني بر جريان محصول ، جريان وجوه نقدو جريان اطلاعات در زنجيره تامين است. در مدل مرجع عملياتي زنجيره تامين  که توسط انجمن زنجيره تامين  توسعه داده شده است ، عملکرد اغلب فرآيندها را از پنج بعد اعتبار  ، پاسخگويي  ، انعطاف پذيري  ، هزينه  و دارايي  سنجيده مي شود. به طور مشابه Gunasekaran  يک سيستم اندازه گيري عملکرد فرآيند محور را پيشنهاد کرد.اين سيستم سنجش عملکرد فرآيند محوردر ارزيابي يکنواخت بوده ، در حاليکه به سختي مي توان يک ارزيابي جامع از يک سازمان رسيد.
Beacon بيان داشت که سيستم سنجش زنجيره تامين بايد بر روي سه بخش مجزاي اندازه گيري عملکرد تاکيد داشته باشد: سنجش منابع  ، سنجش خروجي  ، سنجش انعطاف پذيري  . يک سيستم اندازه گيري عملکرد بايد هر يک از اين سه بخش (R , O ,F) را مورد شنجش قرار دهد، چراکه هر يک از اين سه بخش براي عملکرد موفقيت آميز زنجيره تامين ضروري هستند.Brewer و همکاران(3) چگونگي ساخت يک سيستم اندازه گيري عملکرد زنحيره تامين بر مبناي کارت امتيازي متوازن  مورد بررسي قرار دادند. در چهارچوب زنجيره تامين 2000  (2) ،سنجه هاي عملکرد بعد زمان (کارايي) ، کيفيت ، هزينه ، خدمت ، و دارايي را پوشش مي داد.
کارت امتيازي متوازن عملکرد سازماني را از چهار بعد مورد ارزيابي قرار داده وبراي هر يک از آن ابعاد معيارهايي توسعه داده، سپس داده هاي را جمع آوري و تحليل نموده و سازمان را از چهار بعد مالي ، مشتري ، فرآيندهاي تجاري و يادگيري و رشد مورد ارزيابي قرار مي دهد .با توجه به اين ايده معيارها را به چهار دسته TQCF (زمان ، کيفيت ، هزينه و انعطاف پذيري ) تقسيم مي کند .بعد هزينه نشان دهنده  ديدگاه مالي  ، بعد کيفيت نشان دهنده ديدگاه مشتري ، بعد زمان و انعطاف پذيري نشان دهنده ديدگاه فرآيند هاي تجاري است.  در اقتصاد دانش بنيان ، تدارکات و پشتيباني نقش استراتژيک مهمي را براي سازمان هايي که مي خواهند همگام با تغييرات بازار و يکپارچگي زنجيره تامين پيش روند، ايفا مي کند.

بيان مسئله
در اين مقاله سعي شده است تا مديريت دانش در فضاي زنجيره تأمين  شناسايي شود،حوزه هاي اصلي مديريت دانش در مديريت زنجيره تأمين  بيان شود، زنجيره تامين دانش در طرح ها شناسايي و ارزيابي گردند و الگوي مناسب ارزيابي عملکرد زنجيره تامين دانش در طرح ها بيان گردد.الگوي مذکور در يک سازمان ايراني تست و نتايج آن تفسير گردد.

ضرورت و اهميت و اهداف مقاله
مديريت دانش به عنوان يک موضوع مهم در عرصه  مديريت به شمار مي رود. اين موضوع نه تنها به عنوان يک “ابزار” يا يک “منبع” مد نظر بوده ، بلکه يک ساختار اجتماعي نيز به شمار مي رود. مي توان گفت که فرايند حاصل از انتقال و جريان اطلاعات و آگاهي و ارتباطات دوجانبه و وابسته است.- يک پرسپکتيو اجتماعي، تکنيکي که دوگانگي افراد و تکنولوژي را در هم ادغام مي کند. يکي از عوامل مهم تاثير گذار بر سازمان هاي دانش محور طرح هاي آن سازمان مي باشد. در طرح ها، شناسايي دانش و مديريت بر آن بسيار مهم مي باشد. مديريت دانش به عنوان عامل کمک¬کننده مهمي در بيشتر حوزه هاي تصميم گيري و کنترل مديريتي شناخته مي¬شود. در اين راستا هدف مقاله، ارائه الگوي مناسب ارزيابي عملکرد زنجيره تامين دانش در طرح ها مي باشد.
سوالات مورد نظر نويسنده
در اين تحقيق سعي بر آنست تا به سئوالات زير جواب داده شود: آيا مي توان عملکرد زنجيره تامين دانش را در سازمان ارزيابي نمود؟ آيا مي توان عملکرد زنجيره تامين دانش را در طرح ها بهينه نمود؟

فرضيه ها
مهم ترين فرضيه اي که وجوددارد اينست که : بين تامين دانش طرحهاو عملکرد طرحها رابطه اي معني دار وجود دارد؟ فرضيه عملياتي را مي توان اينچنين بيان داشت: افزايش تامين دانش طرح هادر سازمان باعث افزايش عملکرد مي شود.

پيشينه موضوع و ادبيات آن
در اين بخش سعي برآنست تا پيشينه تحقيق در موضوعهاي مرتبط به تحقيق بطور جداگانه بررسي گردد.
• …
• مديريت دانش و عملکرد
تصميمات مربوط به تغييرات در ساختار زنجيره تأمين و روابط آن مي بايستي دربرگيرنده تجزيه و تحليل و ارزيابي نتايج بالقوه مربوطه از نظر سود، هزينه ها و مخاطرات باشد. عملکرد و دانش با يکديگر مرتبط بوده و نيازمند اجراي سنجيده و سلامت مديريت دانش ابزارهاي مديريت تأمين و کنترل و افزايش عملکرد ضمن کنترل مخاطرات مربوطه مي باشند. ((Lonsadale and Cox, 1998.
تعاريف بي شماري در مورد واژه دانش وجود دارد.دامنه تعريف ارائه شده درباره دانش ، از کاربردي تا مفهومي و فلسفي و از نظر هدف ، از محدود تا گسترده را شامل مي شود.برخي از تعاريف مربوط به دانش به شرح زير است:
• دانش ، اطلاعات کاربردي و سازمان دهي شده براي حل مسائل است(ولف).
• دانش ، اطلاعات سازماندهي و تجزيه و تحليل شده است که مي تواند قابل درک و نيز کاربردي براي حل مسائل و تصميم گيري باشد(تورين).
• دانش ، شامل حقايق و باورها ، مفاهيم و انديشه ها ، قضاوت ها و انتظارات ، متدولوژي يا علم اصول و نحوه انجام فنون است(ويگ).
يک تعريف عمومي و تثبيت يافته از عملکرد که مورد استفاده قرار مي گيرد، آن را از نظر ساختاري به  کارايي و اثر بخشي تقسيم مي کند. کارايي از نظر درون داد و برون داد منابع مورد بررسي قرار مي گيرد (براي مثال هرچه ميزان برون داد، براي ميزان درون داد داده شده، بيشتر باشد پس کارايي بيشتر خواهد بود). اثر بخشي به ميزان تحقق نتايج برنامه ريزي شده اطلاق مي شود. دستيابي به سهم بازار هدف مي تواند به عنوان شاخصي براي اثربخشي مورد استفاده قرار گيرد، در حاليکه هزينه بالاي تبليغات مي تواند نشان دهنده عدم کارايي در دستيابي به اين هدف باشد. پس هر دو بعد عملکرد لزوما هماهنگي نيستند. يک تعريف فراگيرتر از عملکرد در مدل کارت امتيازي متوازن بيان شده است (Kaplan and Norton, 1992,1996) که در برگيرنده ديدگاه مالي ، ديدگاه درون سازماني، ديدگاه مشتري، و ديدگاه نوآوري و يادگيري است. Melnyk و ديگران (2004,p.210) در مورد سنجه ها و اندازه گيري عملکرد اينطور پيشنهاد مي کند که “سنجش عملکرد همچنان چالشي پيش روي مديران عملياتي و محققان مديريت عملياتي مي باشد”. ما بدنبال توسعه چشم انداز وسيع تري در فضاي سنجش عملکرد و مديريت دانش هستيم. ماهيت و نوع تصميمات اثرگذار بر خروجي هاي عملکردي در زنجيره تأمين در ادامه مورد توجه قرار مي گيرند.

مدل مفهومي مقاله
در اين مقاله سعي بر آنست تا بر اساس مدلهاي مختلف، يک مدل مفهومي براي  اندازه گيري عملکرد زنجيره تأمين دانش در طرح ها  ارائه گردد، در ادامه به تفصيل بيان مي شود.
اندازه¬گيري عملکرد دانش شرکت را مي توان از طريق نقطه نظرات و ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار داد. استينر و استينر (1998) هشت دسته بندي متفاوت از ذينفعان (از جمله : سهامداران، تأمين کنندگان، بستکانکاران، کارکنان، و مشتريان، رقبا، دولت و جامعه )را همراه با انتظارات آنها از کسب و کار شناسايي مي کند. اصل پايه¬اي عملکرد براي اکثريت (اگر نگوييم همه ) اين ذينفعان مربوط به سود و دانشهاي مربوط به دستيابي به اين عملکرد مي باشد. Mathur and Kenyon 1997  نتايج و پيآمدهاي شکست و ورشکستگي را انحلال کسب و کار، از دست رفتن سرمايه گذاري و سرمايه سهامداران و سودهاي بالقوه براي همه سهامداران (بعنوان مثال دولت ، کارکنان) عنوان مي کنند.  بين ميزان سود دهي و اين موضوع که “مي بايستي به نتيجه نهايي جامعه بهتر براي همگان منجر شود” چالش وجود دارد. Marsden 1997  از يک دورنماي بلند مدت در عوض يک ديدگاه و چشم اندازه کوتاه مدت که معمولا با سنجه هاي عملکرد مالي نشان داده مي شود بحث مي کند اما مي پذيرد که  سنجه هاي اندازه گيري عملکرد مالي همچنان بعنوان سنجه هاي غالب عملکرد طرح و سازمان باقي مي مانند.  چندين تن از پژوهشگران، مدلهاي عملکرد شرکتي را که در برگيرنده اندازه گيري دانش است توسعه و بسط داده¬اند که در ادامه به معرفي آنها مي پردازيم.

الف – روش MBO
نظام مديريت بر مبناي هدف و زمينه پيدايش آن بر اين اساس است که در ارزشيابي افراد، به جاي ارزشيابي ويژگيهاي شخصي و رفتاري آنها، عملکرد آنها بر اساس ميزان دستيابي به اهدافي که تعيين شده است مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد. در MBO ابتدا اهداف کلان سازمان تعيين مي‌شوند و سپس با بحث و مذاکره مديران سطوح مختلف و نهايتاً کارکنان، اين اهداف خرد مي‌گردند و در انتها به همه سازمان سرايت مي‌کنند. در نهايت نيز افراد بر اساس ميزان تحقق اهداف تعيين شده و بدون توجه به چگونگي تحقق آن ارزيابي مي‌شوند.
ويژگي‌هاي مهم MBO را مي‌توان چنين برشمرد:
الف- در MBO تعيين و توزيع اهداف ( خرد کردن اهداف) در سازمان بر اساس گفتگو و ارتباطات دوبه‌دوي سطوح مختلف سازمان انجام مي‌شود و از هيچ قالب خاصي تبعيت نمي‌کند.
ب- MBO بيشتر يک نظام مديريت نتيجه‌گراست نه مديريت روندگرا. به عبارتي در MBO اهميت حصول نتيجه بيشتر از اهميت فرايند رسيدن به نتيجه است.
ج- تاکيدMBO بر اهداف کوتاه‌مدت است و تاکيد کمتري بر اهداف بلندمدت و استراتژيک مي‌شود.

ب- روشTQM
نظام مديريت کيفيت جامع TQM به عنوان يک نگرش و فلسفه است که بر اساس آن مفهوم کيفيت و جلب رضايت مشتري در همه جاي سازمان جاري مي‌شود.TQM از ابزارهاي سنتي نظير فلوچارت، SPC، هيستوگرام، نمودار پارتو، نمودار علت و معلولي و نمودارهاي کنترل بهره مي‌گيرد که تاکيد و محور همه آن‌ها کنترل و تجزيه و تحليل‌هاي آماري است، TQM مفاهيمي را ارايه مي‌دهد که پياده‌سازي آن نيازمند برنامه‌ريزي استراتژيک و وجود انگيزه کافي در پرسنل مي‌باشد. به طوري که مفاهيم آن بايستي در سراسر سازمان نهادينه شود و کليه پرسنل به آن معتقد شوند و در اجرا پايبند بمانند.
ج- روشISO9000-2000
نظام مديريت کيفيت ايزو صرفاً به عنوان سيستمي براي ارزيابي جامع معرفي نمي‌گردد. اين نظام به چگونگي مديريت فرايندهاي موثر بر کيفيت پرداخته و الزاماتي را براي اين موضوع تعيين مي‌نمايد که براي گرفتن گواهينامه آن بايد به نحو مقتضي کليه اين الزامات و نيازمندي‌ها برآورده شده باشند. از جمله اين نيازمندي‌ها اندازه‌‌گيري کارايي و اثربخشي فرايندهاست. مطابق اين استاندارد بايد به طور سيستماتيک کليه فرايندهاي موجود در سازمان شناسايي شده و اثر بخشي و کارايي آنها اندازه‌گيري شود، به گونه‌اي که اندازه‌گيري و تحليل اين شاخص‌ها منجر به بهبود در فرايندها شود.
د- روش جايزه دمينگ
اين جايزه در سال 1950 با توجه به سخنراني‌هاي آموزشي و نظرات آقاي دمينگ و توسط انجمن مهندسين و دانشمندان ژاپن جهت دستيابي به اهداف زير ايجاد شد:
•        بهبود صادرات کشور ژاپن از طريق بهبود کيفيت محصولات
•        ترويج کنترل کيفيت فراگيردر سطح شرکت يا کنترل کيفيت جامعTQM در بين صنايع
•        شناخت راهبردهاي موفقيت آميز در امر کيفيت و ارتقا آگاهي در خصوص اهميت و روش‌هاي مديريت کيفيت
جايزه دمينگ در طول حيات خويش مورد بازنگري‌هاي متعددي قرار گرفته و اين بازنگري‌ها همچنان ادامه دارد. اين جايزه در سه مورد زير  اهدا مي گردد:
افراد حقيقي که نقش مهمي در گسترش و پياده‌سازي موفق کنترل کيفيت جامع با استفاده از روش‌هاي آماري داشته‌اند.
جوايز کاربردي: اين جايزه به يک سازمان يا بخشي از يک سازمان که با استفاده از روش‌هاي کنترل کيفيت فراگير در سطح شرکت به بهبودهايي در عملکرد خود دست يافته تعلق مي‌گيرد.
جايزه کنترل کيفيت ويژه کارخانجات: اين جايزه به کارخانجاتي اعطا مي‌گردد که با پياده‌سازي کامل نظام کنترل کيفيت جامع به موفقيت‌ها و بهبودهاي ويژه‌اي دست يافته‌اند.
حوزه هاي اصلي جايزه دمينگ  به شرح زير هستند:
•        سياست و خط‌مشي
•        سازماندهي
•        آموزش و پرورش و اشاعه آن
•        جمع آوري اطلاعات خارجي
•        تجزيه و تحليل
•        استانداردسازي
•        کنترل‌ها
•        تضمين کيفيت
•        نتايج
•        برنامه‌ريزي براي آينده
جايزه دمينگ تاثير شگرفي بر توسعه مديريت و کنترل کيفيت در ژاپن داشته است. شرکت‌هاي درخواست کننده اين جايزه روش‌هاي موثري جهت مديريت کيفيت ايجاد کرده و ساختارهايي را براي اجرا بنيان نهاده‌اند. هدف اصلي اين مدل شناسايي و تشويق شرکت‌ها و سازمان‌هايي است که به طور پيوسته کنترل کيفيت فراگير در سطح شرکت را که بر پايه کنترل کيفيت آماري است، به کار مي‌برند و به يک سطح از استاندارد از نظر کيفيت رسيده‌اند.
ه- روش جايزه ملي مالکوم بالدريج
در اوايل دهه 80 ميلادي با توجه به کاهش شديد تراز تجاري آمريکا صاحب نظران اقتصادي اين کشور تلاش وسيعي را براي پي بردن به علت اين ناکامي‌ها معطوف نمودند و نهايتاً به اين نتيجه رسيدند که عامل اصلي در کاهش تراز تجاري آمريکا مشکل کيفي محصولات توليد شده آن کشور نسبت به رقباي اصلي خود به خصوص ژاپن مي‌باشد. لذا گروه ويژه‌اي زير نظر وزارت بازرگاني آمريکا و زير نظر وزير وقت بازرگاني که در آن زمان آقاي مالکوم بالدريج بود به بررسي علل توفيق ژاپن نسبت به آمريکا پرداختند و نهايتاً وجود و به کارگيري مکانيزم‌هاي تشويقي در امر کيفيت مانند جايزه کيفيت دمينگ و جايزه ملي کيفيت در ژاپن را عامل اصلي موفقيت آنها تشخيص دادند. به همين دليل و با توجه به تاکيد شديدي که بر روي اين موضوع به عمل آمد، در يک کار کارشناسي بزرگ در سال 1987 جايزه ملي کيفيت آمريکا تهيه و با توجه به نقش آقاي بالدريج در تهيه آن و به پاس قدرداني از او به نام جايزه کيفيت ملي مالکوم بالدريجMBNQA نام‌گذاري شد. در واقع روش مالکوم بالدريج روشي است که به پياده‌سازي مفاهيم TQM در سازمان کمک مي‌نمايد. در اين روش هفت معيار و روش‌هاي اجرايي جهت پياده‌سازي TQM ارايه مي شود. هر سازماني که در مميزي موسسه بالدريج امتياز بالايي را کسب نمايد برنده جايزه Molcolm Baldrige مي‌شود، در واقع ارزيابي‌هايي که در اين روش انجام مي‌گيرد به منظور تعيين ميزان پياده‌سازي معيارهاي Baldrige که همان مفاهيم TQM است مي‌باشد، است. اين ارزيابي‌ها مي‌تواند توسط خود سازمان‌ها به صورت خودارزيابي انجام شود ولي براي دريافت جايزه، مميزان وابسته به موسسه بالدريج بايد سازمان را ارزيابي نمايند.
معيارهاي مدل روش بالدريج و امتيازات هر معيار
•        رهبري(120 امتياز)
•        برنامه ريزي استراتژيک(85 امتياز)
•        مشتري گرايي و بازارمحور(85 امتياز)
•        اطلاعات و تجزيه و تحليل آنها(90 امتياز)
•        تمرکز و تاکيد بر منابع انساني(85 امتياز)
•        مديريت فرايندها(85 امتياز)
•        نتايج مالي(450 امتياز)
جمع کل امتيازات 1000 مي‌باشد.

ه- روش Bettis
يکي از مدلهاي مناسب که در سال 1982 توسط Bettis ارائه شده است، عملکرد را به ويژگيهاي صنعت(IC)، تصميمات راهبردي (S) و دانش k مرتبط مي سازد . مدل مربوطه به عنوان مدل تحقيق انتخاب گرديد چراکه کاملا سازگار در جهت ارزيابي عملکرد طرح ها مي باشد و تمامي مدلها را پوشش مي دهد.
=f(IC,S,k)عملکرد دانشي طرح
زنجيره تامين دانشي را مطابق شکل زير در نظر مي گيريم .

مطابق با فرمول P=f(IC,S,R)عملکرد دانش طرح  ميتوان عملکرد دانش طرح را در هر زنجيره محاسبه نمود.
Pi = o1 * ICi + o2 * Si + o3* ki        ,  i=1,…,6
در فرمول فوق oj  ها (j=1,….3) وزن هاي پارامترها مي باشند. ?oj = 1
با توجه به مشخص بودن عملکرد در هر زنجيره مي توان عملکرد دانش کل زنجيره تامين (PR)را درغالب يک طرح محاسبه نمود،‌که بشرح زير است.
PR=t1 * P1 + t2 * P2 + t3* P3 + t4 * P4 + t5 * P5 + t6 * P6

در فرمول فوق ti  ها (i=1,….6) وزن هاي پارامترها مي باشند.
ti=(oi * wi)^0.5   ,  ?ti = 1
در شکل بالا براي سهولت در بيان الگو ، ارتباطات دانشي سري در نظر گرفته شده است،در حاليکه اگر ساير تعاملات را نيز در نظر بگيريم همچنان مي¬توان با توسعه الگوي پيشنهادي براي عملکرد زنجيره تامين دانشي آنرا اندازه گيري کرد که اين مي¬تواند بستري براي تحقيقات آتي قرار گيرد.
متناسب با مدل مفهومي مقاله، بايستي از روشي براي اجرائي نمودن آن استفاده نمود که بهينه باشد، در بخش بعدي به آن مي پردازيم.

روش شناسي
متناسب با مدل مفهومي که بر پايه مدلهاي کاربردي مي باشد، عملکرد قابل اندازه گيري مي باشد در اين بخش مبتني بر روش مورد کاوي  الگويي براي ارزيابي  و بهينه سازي عملکرد زنجيره تامين طرح ها مبتني بر دانش ارائه مي شود.
روش پژوهش مبتني برشش مرحله مي باشد که در هريک از بخش ها متناسب با موضوع و متغيرهاي مربوطه از روشهاي کمي و کيفي جهت تحليل و بررسي استفاده شده است. عمده روشهاي تحقيق مبتني بر روشهاي آماري و روشهاي تصميم گيري مي باشد. جهت تحليل بهتر سعي شده تا از ابزار مناسب جهت اندازه گيري وگردآوري داده ها استفاده گردد. ابزاراندازه گيري وگردآوري داده ها شامل پرسشنامه و اسناد و مدارک و مصاحبه و مشاهده مي باشد که دو ويژگي روائي و پايايي لحاظ گرديده است، روش مورد استفاده جهت تامين روائي مبتني بر روش اعتبارسنجي محتوا مي باشد و براي پايايي از ضريب آلفاي کرونباخ استفاده گرديده است. تحقيق مذکور سعي شده در يک شرکت ايراني تست و نتايج مورد بررسي قرارگيرد. روشهاي آماري مبتني بر آمار توصيفي و روشهاي تصميم گيري مبتني بر روش تحليل سلسله مراتبي مي باشد، لازم به ذکر است که روشهاي تجزيه و تحليل داده ها در انتهاي بخش روش پژوهش آمده است. مراحل اصلي تحقيق بشرح نمودار شماره 2 مي باشد.
لازم به ذکر است که هر يک از بخشهاي الگوي مذکور را ميتوان براساس فرمولهاي ارائه شده ارزيابي نمود. براساس اين الگو ميزان عملکرد دانشي  در هريک از قسمت هاي زنجبره تامين طرح مشخص مي شود بدين ترتيب مي¬¬توان با حاصلجمع موزون آنها عملکرد کلي زنجيره تامين را استخراج نمود. همچنين مي توان در راستاي بهبود آن اقدامات اصلاحي به موقع را انجام داد. صحت اقدامات و ارزيابي بهينه زنجيره تامين بستگي به ميزان شناسايي دانش و محرک هاي آن در هريک از قسمت هاي زنجيره دارد. بهر حال سنجش در هريک از عوامل مبتني بر روش دلفي يا نظرات خبرگان براساس پرسشنامه مي باشد. جمع بندي و نتيجه گيري از ارزيابي ها در جهت ارزيابي بهينه مي توان از تکنيک هاي مختلفي که مهمترين آن فرآيند تحليل شبکه اي مي باشد استفاده نمود.
فرايند تحليل شبکه¬اي ANP يا Analytical Network Process)) ، يک تئوري عمومي سنجش نسبي است که براي محاسبه اولويت¬هاي نسبي مرکب، از اولويت¬هاي نسبي انفرادي به کار مي¬رود . اين اولويت¬هاي انفرادي، اندازه¬هاي نسبي تاثير عناصري را که با توجه به معيارهاي کنترلي با هم تعامل دارند، نشان مي¬دهند. روش ANP، از طريق ابرماتريس که عناصر آن، خود از ماتريس¬هاي تقدم ستوني تشکيل يافته¬اند، پيامدهاي وابستگي و پس¬خوران در داخل و مابين خوشه¬هاي عناصر را دربرمي¬گيرد.

گام¬هاي فرآيند تحليل شبکه¬اي
• تشخيص سلسله مراتب کنترل؛ شامل معيارهاي آنها براي مقايسه خوشه¬هاي سيستم و زيرمعيارها براي مقايسه عناصر سيستم. چهار سلسله مراتب: اولي براي منافع، دومي براي هزينه¬ها، سومي براي فرصت¬ها¬ و چهارمي براي دانش¬ها. اگر در برخي موارد يک سلسله مراتب اعمال نمي¬شود، به اين دليل است که همه معيارهاي آن کم¬اهميت هستند؛ در اين صورت سلسله مراتب را ناديده مي¬گيريم. براي منافع و فرصت¬ها بپرسيد: چه چيزي براي تاثير در تکميل آن معيار کنترلي بيشترين منافع را در اختيار ما مي¬گذارد يا بزرگترين فرصت¬ها را ارائه مي¬کند؟ براي مخارج و دانش¬ها بپرسيد: چه چيزي موجب بيشترين مخارج يا روياروئي با بزرگترين دانش¬ها مي¬شود؟
• براي هر معيار يا زير معيار، خوشه¬هاي سيستم را همراه با عناصر آنها مشخص کنيد.
• براي سازماندهي هر چه بهتر توسعه مدل، براي هر معيار کنترل، خوشه¬ها و عناصر آنها را به يک طريق مناسب (شايد يک ستون) شماره¬گذاري و مرتب کنيد. براي بيان خوشه¬ها و عناصر در همه معيارهاي کنترلي از يک شماره شناسايي استفاده کنيد.
• رويکردي را که در تحليل هر خوشه يا عنصر به دنبال آن هستيد، مشخص کنيد. . اين که آيا با توجه به يک معيار کنترلي خاص اين خوشه يا عنصر توسط خوشه¬ها يا عناصر ديگر متاثر مي¬شود يا بر روي آنها تاثير مي¬گذارد، را مشخص کنيد.
• براي هر معيار کنترل، جدولي با سه ستون بسازيد، و برچسب هر خوشه را در ستون وسط قراردهيد. در ستون سمت چپ، همه خوشه¬هائي را که تأثير گذارند، و در ستون سمت راست، همه خوشه¬هائي را که از اين خوشه تاثير¬پذيرند در يک سطر بياوريد.
• با دنبال کردن هر قلم در جدول فوق، مقايسات جفتي روي خوشه¬ها ترتيب دهيد که آيا با توجه به آن معيار، اين خوشه روي خوشه¬هاي ديگر تأثير مي¬گذارد يا از آنها تأثير مي¬پذيرد. وزن¬هاي بدست آمده، بعداً براي وزن¬دهي عناصر خوشه¬هاي ستون متناظر ابرماتريس، متناظر با معيار کنترلي به کار مي¬رود. زماني که هيچ تأثيري وجود ندارد، از صفر استفاده کنيد.
• مقايسات جفتي روي خود عناصر داخل خوشه¬ها، طبق تأثير آنها روي هر عنصري در خوشه¬اي ديگر که به آنها متصل هستند (يا عناصري در خوشه خودشان) ترتيب دهيد. مقايسات با توجه به يک معيار يا زيرمعيار از سلسله مراتب کنترل صورت مي¬گيرد.
• براي هر معيار کنترلي، ابرماتريس مربوطه را با چيدن خوشه¬ها، به ترتيبي که شماره زده شده¬اند، بنا کنيد. براي اين کار همه عناصر داخل هر خوشه را هم به صورت عمودي در سمت چپ و هم به صورت افقي در بالاي ابرماتريس بياوريد. موقعيت تقريبي حق تقدم¬هاي بدست آمده از مقايسات جفتي را به صورت بخشي (زيرستوني) از ستون متناظر ابرماتريس  وارد کنيد.
• حق تقدم¬هاي محدودکننده هر ابرماتريس را با توجه به اينکه کاهش¬ناپذير هستند يا کاهش¬پذير به يک ابرماتريس  با ريشه ساده يا چندگانه، و اينکه آيا سيستم داراي دور هست يا نه، محاسبه کنيد.
• حق تقدم¬هاي محدودکننده را با استفاده از وزن¬دهي هر ابرماتريس  محدودکننده با وزنهاي بدست آمده از وزن معيار کنترلي¬اش، و جمع کردن ابرماتريس¬هاي حاصله، سنتز کنيد.
• ترکيب هريک از سلسله مراتب کنترلي را تکرار کنيد. يکي براي منافع، يکي براي مخارج، يکي براي فرصت¬ها و يکي براي دانش¬ها.
• نتيجه را از تقسيم حاصل¬ضرب منافع و فرصت¬ها به حاصل¬ضرب مخارج و دانش¬ها سنتز کنيد. آنگاه گزينه‌ با بيشترين حق تقدم يا ترکيب ترکيب مطلوبي از گزينه‌ها را از روي آن بخوانيد.
• البته بايد توجه داشت که گام¬هاي 8 تا 12 را که گام¬هاي محاسباتي هستند مي¬توان با کمک نرم¬افزار¬هاي تصميم¬گيري مانند Super decisions انجام داد که عملا سختي روش ANP تا حدود زيادي رفع مي¬شود.
متناسب باالگوي فوق وفرمول ارائه شده در قسمت قبل مي توان در يک سازمان عملکرد دانشي را در طرح ارزيابي نمود و بطور مداوم و بصورت شبکه اي بهبود داد.
روشهاي تجزيه و تحليل داده ها براي کل تحقيق مبتني بر روش تحقيق انتخاب شده است، براي تجزيه وتحليل داده هاي جمع آوري شده از رويکرد توصيفي(ميانگين) استفاده شده است و براي قضاوت در خصوص سوالات از انحراف معيار و از طيف ليکرت شامل(خيلي کم، کم، متوسط، زياد و خيلي زياد) استفاده شده است.

يافته ها
الگوي مورد نظر در شرکت آلوپن(فعاليت در زمينه آلومينيوم سازي) مورد آزمون واقع شد، با استفاده از آلفاي کرونباخ (مقدار آن بالاي 98.3 درصد بدست آمد) مورد اعتبارسنجي قرار گرفت و اعتبار آن هم علمي و هم توسط 50 درصد کارشناسان و 80 درصد مديران و مديرعامل مورد تائيد قرار گرفت. در اين تحقيق 40 نفر کارشناس و 15 نفر مدير بطور مستقيم دخيل بوده اند. يافته هاي تحقيق در اين سازمان نشان دهنده عملکرد ضعيف زير 20 درصد تامين دانش در زنجيره تامين طرح هاي سازمان بوده است. در جهت بهينه سازي ان با استفاده از نرم افزار minitab در جهت ارتقاء عملکرد، عملکرد بهينه ميزان زياد يا بالاي 60 درصد مشخص شد. که در اين راستا 12 اقدام اصلاحي ارائه گرديد که سازمان موظف به اجراي ان گرديد.
بين متغيرهاي  تامين دانش و عملکرد آناليز واريانس يکطرفه انجام گرديد که نتايج نشاندهنده ارتباط معني دار در سطح آلفاي 5 درصدبه ميزان 98.23 درصد مي باشد. بنابراين فرضيه اصلي تحقيق که ارتباط بين اين دو مي باشد ثابت مي شود. يعني مي توان گفت که با افزايش ميزان تامين دانش، عملکرد طرح هاي انرژي را بالا برد.
از طرف ديگر با بررسي هاي انجام شده و الويت بندي متغيرهاي پرسشنامه، نتايج زير اخذ گرديد: در اين نظرسنجي متغيرهاي منابع انساني، ساختار، تکنولوژي،خلاقيت و نوآوري داراي الويت اول و بالا بودند. بعبارتي ديگر با مديريت صحيح بر آنها مي توان به نتايج مناسب رسيد.
لازم به ذکراست که ميزان روائي پرسشنامه از اعتبارسنجي محتوا استفاده گرديد که عمدتا مبتني بر نظرسنجي  مي باشد نتيجه نشاندهنده ميزان 97.784 درصد اعتبار درپرسشنامه ها بوده است. و جهت پايايي آن از ضريب آلفاي کرونباخ استفاده گرديد که ميزان آن 98.586 درصد بوده است. اين نتايج بيانگر روائي و پايائي تحقيق عملي بوده است.

جمع بندي و نتيجه گيري
هدف اول از کنکاش پيرامون تعامل دانش و عملکرد در غالب يک زنجيره تأمين از طريق در نظر گرفتن روابط کلي ميان دانش و عملکرد پيش از تمرکز توجه روي تصميمات زنجيره تأمين و سنجه هاي ي عملکرد مربوطه مد نظر قرار گرفت.  بيان لايه و رشته هاي اصلي مديريت دانش درون مديريت زنجيره تأمين هدف دوم اين مقاله بود.
از بررسي ها  مشخص مي شود که  فشارهاي قابل توجهي در فضا و درون زنجيره اعمال مي شود و در برخي موارد اين فشارها ساختارها ، نوع عمليات و روابط را به شکل قابل ملاحظه اي تغيير مي دهند.  اين فرآيندهاي تغيير، شايد در عوض اينکه تکاملي باشند بيشتر تغيير دهنده هستند در نتيجه وضعيت روز افزون عدم قطعيت  و دانش را درون کليه مديران عمل کننده در سراسر مراحل مختلف زنجيره تأمين ايجاد مي کنند.
اگرچه رويکردهاي مديريت دانش  در مديريت زنجيره تأمين مدت هاست که نهفته مانده اند اما  به تازگي تلاشهايي براي مطالعه اين مهم به شکلي منطقي صورت پذيرفته است.

پيشنهادات
بررسي هاي آيند مي تواند به توسعه بيشتر و عمدتاً رفع سه چالش زير کمک کند:
1. شناسايي ، دسته بندي و ارزشيابي منابع مختلف دانش
2. پژوهش ، ارزشيابي شيوه هاي مديريت دانش که در بخشهاي به کار گرفته مي شود زمينه مناسب و مهمي براي پژوهشهاي آينده در حوزه مديريت زنجيره تأمين مي باشد.
3. قابل سنجش کردن زمينه هاي مختلف استراتژي هاي مديريت زنجيره تامين از جوانب مهم بررسي مي باشند

منابع و ماخذ فارسي وانگليسي
1. افرازه، عباس، “مديريت دانش، مفاهيم، مدل ها، اندازه گيري و پياده سازي”؛ انتشارات دانشگاه صنعتي اميرکبير، 1384
2. زنجيراني فراهاني ، رضا. مديريت زنجيره تامين .تهران، دانشگاه صنعتي امير کبير.
3.  راهنماي گستره دانش مديريت طرح (  2004 PMBOK Guide Edition )، احمدپور، مجتبي; آقارضايي، ميثم.

4. Asian Productivity Organization.(2004) “Training Knowledge Workers”,Report of the APO Survey on In-Company Training Strategies for Knowledge Workers.
5. Benati.Luca (2006)“Drift and breaks in labor productivity” Journal of Economic Dynamics & Control, Article in press.
6. Broadberry a.Stephen N.,Irwin.Douglas A. (2006) “Labor productivity in the United States and the United Kingdom during the nineteenth century” Explorations in Economic History. Vol. 43.pp. 257–279.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *