مدیریت اجرایی

كپسول مديريت

نویسنده: مهری دنگ كوبان

مقدمه: نیروی کار امروز نسبت به گذشته بسیار با تجربه تر و آگاه تر شده از طبقات گوناگون جامعه می باشد. روش من یا بهترین روش به منظور کنترل و نظارت بر مدیریت هیچ منافعی با شرایط فوق ندارد. در نهایت مردم به دنبال یککار متفاوت والبته  بهتردر مدیریت سازمانی می باشند.آن ها به رهبران و مدیرانی نیاز دارند که نه تنها شرایط خوبی را فراهم می آورند بلکه اعتماد و احترام افراد تحت کنترل و مدیریت خود را نیز جلب کنند.
باور ما بر این است که وقتی شما از خواسته ها و نیازهای واقعی افراد آگاه هستید بهتر از هر کسی دیگری می توانید وارد عمل شوید. حتی کسی که فکر می کند به کپسول کامل رهبری و مدیریت دست یافته است.
کپسول مدیریت
اکتشاف
در یک روز آفتابی کپسول مدیریت( LpI) خط تولید اولین محصولشان را با تبلیغاتی شروع کرد که به سرعت توسط رسانه های ملی تحت پوشش قرار گرفت:« ما می توانیم همه ی ویژگی های مدیریت کارا و مؤثر را یک جا در یک کپسول گردهم آوریم.
رسانه ها کپسول مدیریت را به عنوان یک دست آورد و ابتکار خارق العاده و ویژه معرفی کردند. پس از ابراز تأسف های بسیار از نبود مدیران شایسته در عرصه تجارت، سیاست و سایر بخش های سازمانی، رسانه ها هیاهوکنان به دنبال اطلاعات بیشتری در این زمنیه بودند.
سخنگوی LPI گزارش داد که: « اطلاعات به دست آمده از بررسی ها وتحقیقات در صنعت بازگو کننده ی نیاز هر چه بیشتر به کپسول مدیریت می باشد» در پی اقدامی جهت بدست آوردن بازار برا ی محصول جدید، LPI آژانس مستقلی را برای طرح سؤال های مهم و گوناگون از گروه های خاصی در جامعه به کار گرفت.» یک سوال به طور چشم گیری، حیاتی ترین پاسخ را در میان اکثر شرکت کنندگان به خود اختصاص داد: « از میان تمام رهبران و مدیرانی که تاکنون دیده اید، به نظر شما چند نفر از آن ها واقعاً مدیران لایق و شایسته ای هستند.»
LPI طی گزارش پس از دریافت و تجزیه وتحلیل نتایج به رسانه ها اعلام کرد که،« اطلاعات بدست آمده از گروه مورد مطالعه از صحت کامل برخوردار می باشد.» مدیران اجرایی سازمان ها و معاونین طبق بررسی به عمل آمده از کمترین امتیاز برخوردار بوده، خصوصاً در سطح مدیریت میانی. فقط تعداد کمی از مسئولان و  کا رمندان رده بالا بیان کردند که تاکنون برای یک مدیر واقعاً شایسته و لایق کار کرده اند.»
در حالی که تدارکات برای کپسول مدیریت کار بسیار عظیمی بود، یک شخصیت برجسته و قابل احترام در مدیریت سازمانی- که به طور شایسته و بجا تحت عنوان مدیر کارآمد و به خاطر قابلیت ها و توانایی های به اثبات رسیده اش طی سالیان شناخته می شود- با هشداری توجه همگان را بر انگیخت.
مدیر کارآمد در یک مصاحبه ی تلویزیونی بیان کرد:« اگر آن ها مخلوط درستی از ترکیبات مدیریت  و رهبری را کنار هم نگذارند، کپسول مدیریت به جای آنکه مفید باشد آسیب رسان و مضر خواهد شد.»

کنفرانس مطبوعاتی
کنفرانس مطبوعاتی در پاسخ به توجهی که کپسول مدیریت به خود جلب کرده و سروصدایی که راه انداخته بود، مدیر بخش روابط عمومی صنایع کپسول مدیریت به کنفرانس مطبوعاتی رسمی دعوت شد. این کنفرانس هم زمان به طور زنده از تلویزیون ملی و اینترنت پخش می شد.
سؤالات و نظریه ها توسط هیئتی از کارشناسان خبره، پیشکسوتان عرصه ی مدیریت و بازرسان سازمان های ناموفق مطرح شد. یک تحلیل گر از کنسرسیوم مدیریت بین المللی پرسید:« آیا می توانید تضمین کنید که کپسول مدیریت واقعاً اثر بخش است؟»
مدیر روابط عمومی پاسخ داد:« می توان گفت که کپسول مدیریت حاوی عصاره و چکیده ی درس هایی از رهبران و مدیران نتیجه گرا نظیر هیون، ناپلئون، آتیلا و پاتون است. در واسع مخلوطی قدرتمند از ترکیبات اولیه می باشد.
هیاهو
سرو صدایی که به دنبال کنفرانس مطبوعاتی بوجود آمد، موجی از شور و هیجان را برای کپسول مدیریت به راه انداخت. سفارشات پشت سرهم روانه ی LPI می شد. نکته ی قابل توجه علاقه ی شدید چشم گیر در همه ی صنایع بود. تنها در یک هفته وب سایت Ieadership- pill.com  بالغ بر هفت میلیون بازدید کننده داشت. نتایج اولیه نشان داد که کپسول فروش بسیار خوبی دارد.
پس از مدت کوتاهی صنایع کپسول مدیریت از شعار جدیدش پرده برداشت: کپسول مدیریت- وقتی که نیاز به مدیریت و رهبری پیدا می کنید.
دعوت به رقابت و مبارزه طلبی
با افزایش محبوبیت و اعتبار کپسول مدیریت مصاحبه ای با مدیر کارآمد در صفحه ی اول روزنامه ی« لیدر شیپ تایمز» به چاپ رسید به طور همزمان مورد توجه شبکه های خبری ملی قرار گرفت. مدیر کار آمد که کابوس هولناکی برای کپسول مدیریت شده بود، ادعا می کرد که کپسول مدیریت از ترکیبات اشتباهی درست شده است.
وی بیان نمود: « مشکل مدیریت به آنچه که در آن است بر می گردد. LpI سعی کرده است که محصولش را با دروس کلاسسک مدیریت به همه جا انتشار دهد، اما ظاهراً آن ها کاملاً در اشتباه هستند. من کسانی را دیده ام که از کپسول مدیریت استفاده می کنند و فقط به نتایج مثبت به دست آمده از کارشان توجه دارند. در حالی که مدیران و رهبران واقعاً شایسته و لایق علاوه بر این، اعتماد و احترام کارکنانشان را نیز بدست می آورند. آن ها در قدرت دادن به دیگران بی نظیر بوده و اجازه می دهند که آن ها بدانند کاری که انجام می دهند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.»
سخنان و نظریات مدیر کارآمد تریددهایی را نسبت به کپسول مدیریت برانگیخت و سؤالات و اعتراضات بی شماری را روانه ی LPI  کرد.
مدیر اجرایی سازمان گفت:« باید برای این مدیر کار آمد برنامه ای ترتیب دهیم. دیگر هیچ کس به شیوه ی بدون کپسول مدیریت نمی کند. او باید متوجه این موضوع شود.» مدیر روابط عمومی در پاسخ گفت: وی مصر است که یک رقابت بدون کپسول را آغاز کنیم
مدیر اجرایی سازمان با عصبانیت گفت: بگو ببینم منظورش از مبارزه طلبی بدون کپسول چیست؟» مدیر روابط عمومی پس از مکث کوتاهی گفت:« مثل یک نوع تست مزه می باشد، مدیریت با کپسول در مقابل مدیریت بدون کپسول. یک هیئت بی طرف دو گروه کاری با عملکرد ضعیف را که به ارائه ی خدمات نامطلوب به مشتریان، روحیه ی نامناسب و سود دهی کم دچار شده اند انتخاب می کند. مدیر کارآمد رهبری یکی از گروه ها را به دست می گیرد، با این هدف که در مدت دوازده ماه بدون استفاده از کپسول مدیریت وضعیت گروه را تغییر دهد.
آماده سازی
رهبری و مدیریت تنها آن چیزی نیست که در حضور شما رخ می دهد بلکه چیزی است که در غیاب شما رخ می دهد هیئت بی طرف که بر رقابت بدون کپسول نظارت داشت، شرکت های درمانده و آژانس های دولتی با سود دهی پائین را هفته ها زیرو رو کرد. یافتن سازمان های مبتلا به سوء عملکرد در هر صنعتی که بتوان به آن ها تغییرات سریع و رقابت شدید را وارد نمود، کار مشکلی نبود.
پس از بررسی ها و مشاوره های دقیق هیئت فوق دو شرکت بی رونق را که سود دهی نداشتند مشخص کرد. سپس ضعیف ترین افراد در این سازمان ها به عنوان اعضای گروه جدید انتخاب شدند. این دو دسته در واقع گروه های رقابت بدون کپسول را تشکیل دادند.
طبق گزارش هیئت منصفه هر دو گروه شدیداً نیازمند یک مدیریت کارآمد و اثر بخش بودند و آن ها طی دو سال گذشته دچار تغییرات مدیریتی زیادی شده بودند . اعضای دو گروه در ارزیابی های عملکردی که بر روی آن ها انجام گرفت به عنوان افراد تنبل، اخلال گر و بی تفاوت و بی مسئولیت شناخته شدند.
با نزدیک شدن شروع مبارزه ی بدون کپسول رسانه های مختلف از سراسر کشور به منظور استقرارشان جهت مشاهده ی این اتفاق بزرگ به شهر هجوم آوردند.
مدیر کارآمد نیز پذیرفت که یک جلسه پرسش و پاسخ زنده با مطبوعات در مورد رقابت بدون کپسول داشته باشد.
« به چه منظور برای رقابت بدون کپسول به یک سال تمام وقت نیاز دارید؟» سؤالی بود که گزارشگر رادیو ملی پرسید. مدیر کارآمد پاسخ گفت:« خوب، وقتی در مقام مسئول یک گروه هستید، برای اینکه واقعاً  کارآمد و اثر بخش باشید به زمان نیاز دارید.» او با تکان دادن سر گفت« متوجه شدم پس موضوع داشتن وقت کافی برای گرفتن نتیجه است.»
مدیر کارآمد ادامه داد:« رهبری و مدیریت کارا و اثر بخش خیلی بیشتر از فقط بدست آوردن نتیجه می باشد. این بدان معنی است که باید اعتماد و احترام گروه را نیز بدست آورد. بسیاری از مدیران فقط به بدست آوردن نتیجه توجه می کنند و از کارمندانشان غافل می شوند. آن ها آنقدر بر سر کارمندانشان می زنند تا کار انجام گیرد.
تعریف آن ها از مدیریت بازده کوتاه مدت گروه می باشد، اما از طرف دیگر تجربه ی واقعی رهبری و مدیریت جلب حس اعتماد و احترام گروه، بالا نگه داشتن انگیزه ی آن ها و کمک به رسیدن به مراتب بالاتر می باشد. در نتیجه گروه ها با یکدیگر کار خواهند کرد و همواره به طور ثابت با گذشت زمان همکاری می کنند- حتی اگر مدیر نیز حضور نداشته باشد.»
معجون سری
صداقت اساس اعتماد و احترام است در اولین روز مبارزه و رقابت بدون کپسول، مدیر کارآمد طبق برنامه ریزی قبلی دقیقاً ساعت هشت صبح در جلسه ی ملاقات با گروهی که توسط هیئت منصفه انتخاب شده بود، حاضر شد. هر چند تا ساعت هشت و ربع تنها فرد حاضر در اتاق کنفرانس بود. رفته رفته افراد وارد شدند که البته اکثر آن ها به نظر می رسید هنوز خواب بودند.
مدیر کارآمد با بی اعتنایی به این استقبال سرد ادامه داد:« مطمئن هستم که همگی شما بی صبرانه مشتاق این هستید تا در مورد رقابت بدون کپسول کمی بیشتر بدانید.» مدیر منابع انسانی غرغرکنان گفت: « بله، همگی ما می دانیم که در بدترین گروه ممکن قرار گرفته ایم. این طور که معلوم است شیوه ی شما بدون کپسول می باشد در حالیکه مدیر تیم مقابل متوسل به کپسول های مدیریت است. لذا ما هیچ شانسی را برای خود نمی بینیم. از این به بعد دوازده ماه به دنبال کار خواهیم بود، اما هیچ کس ما را استخدام نمی کند، دیگر تا آخر عمر به ما شکست خوردگان بدون کپسول خواهند گفت.»
در حالیکه مدیر کارآمد به اتیکت نام جاویر چشم دوخته بود نتوانسته اند تیم موفق و کارآمدی تشکیل دهند آشنا شده ام. اما لازم است بگویم که چیزهایی در مورد معجون سری مدیریت کارآمد و موثر یاد گرفته ام.»
مدیر کارآمد به سؤال نوشته شده روی تختۀ پشت سرش اشاره کرد: « اگر شما هر چیزی را که از یک مدیر می خواستید می توانستید بدست آورید، چه آروز و خواسته ای داشتید؟»
سالن در سکوت فرو رفته بود. چند دقیقه گذشت تا اینکه دنزل فردریک مدیر فروش شروع به صحبت کرد:« از مدیریت چه انتظاری دارم؟ نظر شما در مورد مدیری که هیچ وقت حضور ندارد چیست؟
همه به نوعی خود را جمع و جور کردند. مدیر کارآمد با خونسردی با این نیش و کنایه ی وی برخورد کرد و به او گفت:« دنزل، اگر تو یک از ما بهترون بودی، فکرمی کنم به دردسر می افتادم. چه طور است که جور دیگری به قضیه نگاه کنیم؟
دنزل که متوجه شده بود تلاشش برای بهم ریختن عصبانی کردن مدیر کارآمد تأثیری نداشته ادامه داد:« خوب، من آرزو دارم که مدیران حقیقت را به ما بگویند یعنی به جای دورغ گفتن با ما رو راست باشند.»
مدیر کارآمد با تمجید از وی گفت:« من صداقت و سادگی تو را تحسین می کنم. حال می توانی مثالی برای من بزنی؟»
دانیل نونان که در تکاپوی بهبود کارش بود گفت: « من می توانم. مثلاً وقتی که مدیر ارشد به ما می گوید هیچ کس را از کار اخراج نخواهیم کرد، اما درست سه هفته بعد نیمی از افراد پروژه ی من کارشان را از دست می دهند.
مدیر کارآمد ادامه داد:« تمام بررسی ها نشان داده است اولین چیزی که کارمندان از یک مدیر می خواهند صداقت وی است. صداقت و درستی یک سری از ارزش های عملکردی را بوجود می آورد. وقتی نحوه ی عملکرد مدیری ارزش های سازمانی را به وجود می آورد و شکل می بخشد، نتیجه کار بوجود آمدن یک فرهنگ مبتنی بر ارزش ها می باشد. این اساس صداقت ودرستی است یعنی اولین ماده ی تشکیل دهنده ی معجون سری.»
مشارکت و همکاری پتانسیل و نیروی بالقوه گروه را بارور می سازد. ملیسا اکرت سرپرست از اطلاعات شرکت گفت: به نظر می رسد قوانین برای کسی که سمت مدیر را به دنبال خود می کشد فرق می کند.» مدیر کارآمد از او خواست تا بیشتر توضیح دهد.
ملیسا گفت:« تمام پول، اعتبار و قدرت به سمت بالا دستی ها می رود و همین طور از کارمندانی که تمام کار به دوش آن ها است و نزدیک ترین افراد به مشتریان می باشند، دورتر می شود. این چیزی نیست که از آن بتوان تحت عنوان شرایط برابر نام برد.»
لاری جنسین از قسمت بازاریابی ادامه داد:« این یک نوع حس حلقه ای جدا از زنجیر بودن است. هر کدام از ما در این گرفتاری و مشکل نقشی را ایفا می کنیم. آنقدر سرمان به کار خود و حفاظت از ملک خود مشغول است که فراموش می کنیم عضو یک گروه هستیم.»
مدیر کارآمد خاطر نشان کرد:« لاری، گاهی اوقات حفظ قلمرو و حیطه ی شخصی کار آسانی است. دومین ماده ی تشکیل دهنده ی معجون سری یعنی- مشارکت و همکاری- بیان می کند که مدیران باید به کارمندانشان در انجام کارها، یادگیری و با هم رشد کردن در یک مجموعه کمک کنند.
تخمین وتصدیق سبب می شود افراد بدانن کاری که انجام می دهند حائز اهمیت می باشد.
مدیر کارآمد پرسید: « دیگر چه انتظاری از یک مدیر دارید؟»
سارا هاوکینگز که در صندوق دریافت کار می کرد پاسخ داد:« من دوست دارم مدیران به ما بگویند که برای چه کسی کار می کنیم.» رایان فالچر که در بخش ارائه ی خدمات به مشتریان کار می کرد گفت:« این جزء آروزهای من نیز می باشد. تنها باری که آخرین رئیسم با من صحبت کرد زمانی بود که مشکلی پیش آمده بود. فکر نمی کنم که حتی اسم من را می دانست.»
بنابراین تحسین وتصدیق که آخرین ماده تشکیل دهنده برای معجون سری مدیریت کارا و اثر بخش می باشد سبب می شود افراد احساس ارزشمند بودن کنند.
در جستجوی صداقت
مدیریت کاری نیست که شما در مورد کارمندانتان انجام می دهید بلکه کاری است که به همراه آن انجام می دهید یک هفته بعد، مدیر کارآمد تحت اولین آزمایش مصرف دارو قرار گرفت و نتبجه کپسول مدیریت و رسانه ها فرستاده شد. نتیجه ی آزمایش نشان داد که او از کپسول استفاده نکرده و در عین حال گروهش پیشرفت کرده است. گر چه شواهد اولیه نشان می داد که گروه مقابل در رقابت بدون کپسول به نتابج قابل توجهی در هر یک از پارامترهای آزمایش سه گانه دست یافته است. در مقابل تیم مدیر کارآمد شروع آهسته ای داشت.
صبح جلسه ی بعد در حالیکه مدیر کارآمد ساعت 7:50 دقیقه وارد اتاق کنفرانس شد توسط عده ای از اعضای گروه مورد استقبال قرار گرفت. آن ها گفتند:« ما می خواستیم یک جای خوب برای خود بگیریم.» رأس ساعت 8 بیش از نیمی از اعضای گروه حاضر شدند و در جای خود نشستند.
مدیر کارآمد رو به آن ها گفت:« از آمدنتان متشکرم. من همیشه این را به فال نیک می گیریم. خب، تا کجا پیش رفته بودیم؟»
دنزل فردریک صحبت وی را قطع کرد و گفت :« پس بقیه چی؟» او در پاسخ گفت ما می توانیم بدون آن ها شروع کنیم.» دنزل درپاسخ گفت:« فکر کردم که قصد یک تیم منسجم تشکیل دهید. وی در جواب ادامه داد:« همین طور است. اما تیم های کارآمد نمی توانند کسانی که از خود تلاشی نشان نمی دهند، آهسته حرکتت کنند، همگی ما تصمیم گرفتیم که امروز صبح اینجا باشیم و کسانی که به گفته ی خود عمل نمی کنند، در واسع نسبت به دیگران بی احترامی می کنند.
هنر تحسین وتقدیر
تمجید و تشکر آسان ترین راه برای این است که افراد بدانند مورد تقدیر قرار گرفته اند.
نتایج سه ماهه ی اول رقابت بدون کپسول در مطبوعات و رسانه ها اعلام شد. گروه مقابل عملکرد بهتری به لحاظ جلب مشتری و سود دهی از خود نشان دادند، اما روحیه ی آن ها به نظر رفته رفته رو به کاهش بود. در مقابل گروه کارآمد به پیشرفت های قابل توجهی در هر سه فاکتور آزمایش سه گانه دست یافت.
مدیر کارآمد طی اظهار نظری گفت:« ما پیشرفت های خوبی در ایجاد فرصت ها، استفاده از فرصت ها و سرمایه گذاری روی فرصت ها داشته ایم. تا رسیدن به هدف در این بازی راه زیادی وجود دارد و می خواهیم بدون کپسول مدیریت پیروز شویم.»
دانیل پرسید:« چگونه می توانیم تحسین وتصدیق را عملی کرده و به اجرا در آوریم؟»
مدیر کارآمد در پاسخ به وی گفت:« گفتن جمله ی از شما متشکرم یک راه ساده ی آن می باشد. می توانید تغییر بزرگی در طرز تفکر افراد نسبت به خود با تحسین وقدردانی از تلاش آن ها و نشان دادن اهمیت کاری که انجام می دهند، بوجود آورید. نکته ی کلیدی دراین جا پیروی از قوانین، تمجید وتشکر مؤثر می باشد.»
دانیل گفت:« قوانین»
وی ادامه داد:« بله، تمجید و تشکر موقعی مؤثر می باشد که همراه با صمیمیت و خولص بوده و تا حد امکان بلافاصله بعد از رفتار قابل استحقاق انجام گیرد. این کار باید تنها در مواقعی صورت گیرد که تمجید وتشکر قابل توجیه باشد، نه اینکه هر بار که فرد کار درستی را انجام می دهد.»
اگر زمان کوتاهی را برای تجدید قوا مکث کنید، مطمئناً راه طولانی را می توانید. بپیمایید تیم کارآمد دریافت که فرصت ها و موقعیت های بی شماری به منظور اعطای لوح سپاس به پیروان قابل استحقاق معجون سری وجود دارد. هر چند مواقعی نیز وجود داشت که اوضاع خوب پیش نمی رفت. وقتی اعضای گروه کمتر از حد قابل انتظار کار می کردند، مسلماً امکان قدردانی از آن ها وجود نداشت.
مدیر کارآمد می دانست که افراد با عملکرد ضعیف توانایی این را دارند که بهتر کار کنند. به جای صرف انرژی و تمرکز در عملکرد ضعیف آن ها تصمیم گرفت که آن ها را به مسیر صحیحی باز گرداند.
بدین منظور با آن ها جلساتی ترتیب داد و برنامه های کاری را مشخص کرد، آن ها را در قسمت ها و پروژهایی برای کار تعیین کرد که بیشتر استعداد داشته و یا لیستی از اعضای تیمشان به عنوان مشاور تهیه کرد. سپس مدیر کارآمد با پیشرفت عملکردشان از آن ها تشکر و قدردانی نمود.
در راستای عملی نمودن  تحسین و تصدیق مدیر کارآمد تصمیم گرفت که از گزینه های دوستانه- خانوادگی نظیر وقت کار شناور، تقسیم کردن کارها و انجام مشترک آن ها، ارتباط تلفنی و کار فشرده هفتگی استفاده کد.او به گروهش گفت:« قبول می کنم که همگی شما در محیط خارج از کار نیز زندگی دارید.»
در ضمن مدیر کارآمد به منظور تحسین عملکردهای خوب زمانی را برای وقفه و استراحت فکری اختصاص داد.
کامل کردن معجون
آدمها خودشان شروع به فکر کردن می کنند به شرطی که شما این کار را برای آنها نکنید
« مسابقه ای که رو به پایان است»
مطبوعات اقتصادی که موضوع را دنبال می کردند با یک شوک مواجه شدند، اکنون تیم مدیر کارآمد به لحاظ سوددهی شانه به شانه ی گروه مقابل حرکت می کرد. اما به لحاظ داشتن روحیه و ارائه ی خدمات به مشتریان بسیار پیشی گرفته بود.
شاید پر سرو صداترین خبر، افزایش میزان تحرک کار از سوی کارمندان گروه مقابل در رقابت بدون کپسول بود.
با افزایش بی اعتمادی مشتریان کپسول مدیریت سهام LPI به شدت سقوط کرد. به امید گذر از بحران سه ماهه ی چهارم مدیر گروه مقابل شروع به مصرف چهار برابر کپسول مدیریت نمود. در میان تمام این آشفتگی ها، مدیر کارآمد تیمش را بر روی سه اصل معجون سری متمرکز کرده بود. او رو به تیمش درجلسه ی ملاقات گفت:« زمان مسابقه و اتحاد فرا رسیده است . این مرحله ی پایانی می باشد. پس با تمام قوا بمایند و پا پس نکشید.
سارا مشتاقانه پرسید:« نقشه ی حمله چیست؟»
مدیر کارآمد پاسخ داد:« من مسئولیت تصمیم گیری آن را به تیم واگذار می کنم. طی این یک سال شما به انداره ی کافی مهارت واطمینان دربه کار بستن صداقت و یکپارچگی، مشارکت و همکاری و تحسین و تصدیق به دست آورده اید. از هم اکنون تا بقیه ی رقابت بدون کپسول علمی کردن صداقت، همکاری وتحسین باید شعار شما باشد.»
جاور روبلز پرسید:« اگر توانستیم چه؟»
مدیر کارآمد گفت:« روزی یک مدیر با تجربه به من گفت که تو فقط هدف را ترسیم کن و کنار بایست.»
جاویر گفت:« متوجه منظورتان نمی شوم.»
« به توانایی ات در فکر کردن به خود اطمینان داشته باش. خودت را دست کم نگیر. من به تو قدرت می دهم تا به هدف برسی، هر چند به نظر می رسد که خودت قادر به انجام این کار هستی. فقط تا آن جا که می توانی بهترین قضاوت را داشته باش و من از تو حمایت خواهم کرد.»
مدیریت عبارتست از: فرآیندی که افراد طی آن به جایی که قرار است بروند فرستاده می شوند
در طول اولین روز سه ماهه ی آخر لاری و رایان به کمک یکدیگر مقدمات برگزاری مراسم پذیرایی وقدردانی از مشتریان را ترتیب دادند.
رایان به بقیه ی اعضای گروه توضیح داد که:« با روی هم ریختن تجربه هایمان در زمینه ی خدمات مشتری و بازاریابی، من و لاری تصمیم گرفتیم که دست به روش های جدیدی برای بهبود ارتباطمان با مصرف کنندگان نهایی بزنیم، و این در حالی است که در همان جا از آنها تشکر و قدردانی به عمل می آید.»
لاری افزود:« افزایش ارتباط با مشتریانمان حس اعتماد و همکاری متقابلی را به وجود می آورد.»
در عین حاتل ملیسا برنامه ی مدیریتی اش را کامل کرد و سپس از نرم افزار یانگ جهت بنیان گذاری یک برنامه ی کامپیوتری به منظور افزایش مهارت در مدیریت استفاده کرد.قبل از تست بتا آن ها یک نمونه ی اصلی برا ی مدیر کارآمد آورند.
ما نام شایسته ای برای این برنامه انتخاب کرده ایم- مدیریت: فراتر از یک کپسول می باشد.
بالاترین چیز برای یک مدیر بدست آودرن احترام و اعتماد نیمش است
با افزایش قابلیت اعتماد وقدرت تصمیم گیری گروه، مدیر کارآمد اکثر اوقاتش را با اطمینان خاطر از اینکه اعضای گروهش منابع مورد نیاز را در اختیار دارند سپری می کرد. او به آن ها اعتبار و اعتمادی داده بود که آنها را تشویق می کرد تا خود فکر کرده، تصمیم گیری کنند و در صورت لزوم برای کاهش فشار استرس به خود استراحت ذهنی و فکری دهند.
مدیر کارآمد همچنان از طریق جلسات مشاوره ی تک به تک در دسترس اعضای گروه بود و زمانی را برای شنیدن وجویا شدن نظرات آن ها پیشرفت کار اختصاص می داد. با نزدیک شدن پایان رقابت بدون کپسول به او اثبات شده بود که همه ی اعضای گروه با اصول معجون سری زندگی می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *