دلنوشته ها

به ياد آفتاب2

مي خواهم در روزهاي سرد و خشك زمستان يادي از گرماي فرح بخش و شادي آفرين آفتابِ تابستاني بكنم. به هيچ وجه دوست ندارم آفتاب عالم تاب با خود فكر كند او را به فراموشي سپرده ام. آخر مگر مي شود آن تلألو زيبا و اميد بخش را از خاطر برد؟؟ همواره مهر ثابت و عشق پايدار را سپاسگزارم كه لذت آفتاب و خورشيد را به ما ارزاني داشته است. آفتاب عالم تاب!!! مي دانم دوباره روزي فرا مي رسد كه درخشش آفتاب چشمان عالميان را روشن مي كند.
 
 
* ميخ *