مدیریت انگیزش

انگيزش در عرصه مديريت اسلامي

1- مقدمه: از ديدگاه اجتماعي، شخصيت محصول ترکيب انگيزه وانگيزش است. انگيزه شامل محرک هاي ارگانيستي و کالبدي است که به شکل غريزي انسان را به سمت اطفاء خود هدايت مي نمايد. در مقابل انگيزش، متضمن ارزشها و هنجارها و معيارهاي حاکم بر تبلور بيروني اين رفتارهاست که مي کوشد انگيزه را در قالب معيارهاي فرهنگي جامعه کاناليزه کند. از اين رو شخصيت متعادل، آن شخصيتي است که توازني ظريف ميان انگيزه و انگيزش در وجود خويش برقرار کند و بتواند با اين توازن به شکلي به تعادل جامعه نيز ياري رساند. ابزار عمده تلفيق انگيزه و انگيزش؛ مفهوم کليدي نظارت است. چنين نظارتي نيز از دو بعد بيروني و رسمي يا قانوني و دروني و غيررسمي و تربيتي برخوردار است. در واقع جميع تلاش هاي نظام اجتماعي و از جمله سيستم مديريتي آن در اين جهت است که نظارت بيروني را به نظارت دروني تبديل کند؛ زيرا در اين صورت انگيزه مبدل به انگيزش شده و با ته نشين شدن آن در متن وجدان فردي، ديگر جايي براي عدم تعادل هاي جمعي (اجتماعي يا سازماني) باقي نخواهد ماند.
در اين مختصر کوشش بر آن است که عمده ترين اصول نگرش اسلامي به عنوان فرهنگ ناب در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به مفهوم انگيزش از حيث تبيين رهيافت هاي ديني نسبت به نظارت و تحقق آن مورد تدقيق واقع شود.
2- رويکرد اسلام به نظارت
1-2 .در باب ضرورت نظارت
– نظارت بيروني: سوره ق، آيات 16 تا 18
– نظارت دروني: رسول اکرم: اذا اردت ان تفعل امرا فتدبر عاقبته فان کان خيرا فاسعنه و ان کان شرا فانته (نهج الفصاحه ص33، ح171) وقتي اراده مي کني کاري انجام دهي در عاقبتش بينديش واگر عاقبتش خير بود انجام ده واگر شر بود رهايش کن.
2-2. فوايد نظارت
– بصيرت وآگاهي در نتيجه نظارت بيروني: رسول اکرم در عهدنامه اي به يکي از واليان پس از صدور دستور تعيين رئيس براي کارگزاران مي فرمايد: ثم لاتدع مع ذلک ان تتفقد امورهم و تنظر في اعمالهم و تتلطف بمسئله ما غاب عنک من حالهم حتي تعلم کيف حال معا ملتهم للناس فيما وليتهم. (دعائم الاسلام، ج يک، ص 365.) سپس جستجوي امور آنان نظر در کردارشان و دقت در بازپرسي احوال ايشان را که بر تو غايب مانده رها مکن تا بداني در آنچه به ايشان ولايت داده اي با مردم چه مي کنند.
– مصونيت کارگزاران از انحراف در نتيجه نظارت بيروني: حضرت علي به مالک مي فرمايد: فان تصاهدک في السر لامورهم حدوده لهم علي استعمال الامانه (نهج البلاغه فيض، نامه 53، ص 1011)
– جريان صحيح کارها در نتيجه تعليم نظارت دروني: حضرت علي مي فرمايد: اذا قدمت الفکر في جميع افعالک حسنت عواقبک في کل امر. (شرح غرر، ج3، ص 162، ج 4105) وقتي در جميع کارهايت تفکر را مقدم کني پايان کارهايت در هر امري نيکو مي شود.
3-2. اهداف نظارت
– حسن جريان امر در نتيجه تحقق نظارت دروني: حضرت صادق به اسحاق بن عمار مي فرمايد: “يا اسحاق حف الله کانک تراه و ان کنت لاتراه فانه يراک و ان کنت تري انه لايراک فقد کفرت و ان کنت تعلم انه يراک ثم بررت لم بالمعصيه فقد جعلته من اهون الناظرين عليک” (بحارالانوار، ج7، ص 355، ح2) اي اسحاق از خدا چنان بترس که گويي او را مي بيني و اگر او را نمي بيني همانا او تو را مي بيند واگر نظرت اين باشد که او تو را نمي بيند کافر شده اي و اگر بداني تو را مي بيند و در مقابلش معصيت کني او را از ضعيف ترين ناظران بر خويش قرارداده اي.
4-2. مقاطع نظارت
در نظارت بر نيروي انساني
– نظارت در بدو استخدام: پيامبر فرمود: من استعمل اهلا من عصابه و فيهم من هو ارض لله منه فقد خان امله و رسوله و المومنين (ميزان الحکمه، ج1، ص 741، ح22503) هرکس از ميان گروهي فردي را به کار برگمارد و در ميان آنها کسي باشد که بيشتر از امر مورد رضايت الهي است، به خدا و رسول و مومنين خيانت کرده است.
– نظارت در حين اشتغال: حضرت علي فرمود: يسال عن سيره العمال و مايعملون في البلاد (فتوح ابن اعثم، ج5، ص44.) از سيره کارگزاران و کاري که در بلاد انجام مي دهند بازپرسي شود.
در نظارت بر کارها
– نظارت در آغاز کار: حضرت علي: الاوان من تورط في الامور من غير نظر من العواقب فقد تعرض لمقوحات النوائب (شرح غرر، ج2، ص337، ح 2777) آگاه باشيد هرکه بدون نظر در عواقب کارها خود را به ورطه آنها بيفکند خويشتن را در معرض مصيبت هاي بزرگ قرارداده است.
5-2 .نظام هاي نظارت
نظارت دروني (انگيزش)
– سوره مومن آيه 19، سوره توبه آيه 105
– حضرت علي: اعلموا عبادالله ان عليکن رصدا من انفسکم و عيونا من جوار حکمو حفاظ صدق. يحفظون اعمالکم و عدد انفاسک لاتسترکم منهم ظلمه ليل داج و لايکنکم منهم باب دورتاج (نهج البلاغه فيض، ص495، خطبه 156) اي بندگان خدا بدانيد ديده باناني از خودتان بر شما گمارده شده و ناظراني از جوارح شما و حافظان درستکاري که اعمال شما را و شماره نفسهايتان را حفظ مي کنند. تاريکي شب، شما را از آنان پنهان نمي کند و درب هاي محکم، شما را از آنان مخفي نمي نمايد.
مراحل تحقق نظارت دروني
– گزينش و سپس تقويت ايمان به کار و ايجاد تعهد کاري: علي(ع) مي فرمايد: و اين عملک ليس لک بطعمه ولکنه في عنقک امانه وانت مستدعي لمن فوقک (نهج البلاغه فيض، ص 839، نامه 5)
همانا کار تو برايت طعمه نيست بلکه امانتي است بر گردنت و تو رعيت و نگهبان هستي براي کسي که فوق توست.
– نظارت خود کارگزار: پيامبر: لايکون الرجل من المتقين حتي بحاسب نفسه اشد من محاسبه الشريک لشريکه صفيه من اين طعمه و من اين شر به و من اين ملبسه ام حل ذلک، ام من حرام (ميزان الحکمه، ج10، ص 642، ح 22150) تا خويشتن را محاسبه نکند با محاسبه اي سخت تر از محاسبه شريک نسبت به شريک خود تا در نتيجه بداند خوراک و شرب و لباس او از کجاست و آيا در حلال است يا حرام، از متقين نيست.
نظارت بيروني مدير
– نظارت مستقيم: حضرت علي: اظهر ان امور عمالک فاستعملهم اختيار (نهج البلاغه، جط، ص 38 تا 86) بر امور کارگزارانت نظارت کن و آنها را با گزينش به کار گير.
– گزارش گيري از کارگزاران: حضرت علي: واعلمني الصدق فيما صنعت (نهج البلاغه، ج5، ص25 تا 116) در مورد کار، خود را صادقانه آگاه کن.
– گزارش گيري از ارباب رجوع: حضرت علي در نامه به يکي از کارگزارانش مي نويسد: بلعني انک جردت الارض فاخدت ما تحت قدميکم والکت ما تحت يديک فارفع الي حسابک واعلم ان حساب اهله اعظم من حساب الناس (نهج البلاغه فيض، ص 955، نامه 40) به من خبر رسيده که زمين را برهنه کرده اي و هرچه زير پايت بود، گرفته اي و آنچه زير دستت بود خورده اي، پس حساب خود را نزد من فرست و بدان که حسابرسي خداوند عظيم تر است.
6-2. صفات ناظران براي ايجاد انگيزش
– تمرين: حضرت علي(ع) مي فرمايد: اري ان تبعث قدما من اهل الصلاح و العفاف ممن يرثق بدينه وامنته يسال عن سيره العمال و ما يعملون في البلاد (فتوح اين اعظم، ج5، ص 44)نظر من اين است که گروهي از صالحين را که به دينداري و امانتداري آنان اطمينان داري اعزام نمايي تا از سيره کارگزاران و عملکرد آنان در شهرها بازرسي کنند.
– عدالت: حضرت علي(ع:) ولايدعوتک شرف امري الي ان تعظم من بلائه ما کان صغيرا ولاضعه امري الي ان تستصغر من بلائه ما کان عظيما (نهج البلاغه فيض، ص 1008، نامه 53.) بزرگي وشرافت کسي تو را بر آن ندارد که کار کوچک او را بزرگ شماري و پستي کسي تو را وادار نسازد که کار بزرگ او را کوچک پنداري.
– زيرکي: حديث قدسي از خداوند متعال: اخلص العمل فان الناقده بصير. (الجواهر السينه، شيخ حرالعاملي، ص67) عمل را خالص گردان، زيرا ناقد آن بصير است.
– سعه صدر: حضرت علي: القلب مصحف البصير (نهج البلاغه فيض، ص 1278، حکمت 401) قلب، کتاب ديده است.
– صداقت: حضرت علي: وابعث العيون من اهل الصدق والوفا عليهم (نهج البلاغه فيض، ص 1011، نامه 53) بر کارگزاران عيوني صادق و وفادار بگمار.
7-2 .مکانيزم ها، عوامل و شيوه هاي ايجاد انگيزش در کارگزاران از نظر اسلام
– سازگار کردن: حضرت علي: من استصلح الاضداد بلغ المراد (غررالحکم، ص 697) کسي که بر اضداد غلبه کند و آنها را سازگار کند به مراد خويش رسيده است.
– دوستانه کردن فرمان دادن: حضرت علي: لاتقولن اني مامور امر خاطع، فان ذلک ادغان في القلب و مهلکه للدين و تقرب من ايفر (نهج البلاغه فيض، نامه 53، ص 993) مگو من مامورم و امر مي کنم پس بايد فرمان مرا بپذيريد، زيرا اين روش سبب فساد و خرابي دل و ضعف دين و تغيير و زوال نعمات مي گردد.
– رعايت عدل: حضرت علي: العدل حياه (شرح غررالحکم، ج1، ص 64) عدل زندگي است.
– رشد اعتماد متقابل: حضرت علي: اعد من الف مالوف متعطف (شرح غررالحکم، ج1، ص 375) مومن اخت گيرنده با مردم و مالوف مردم است و مهرباني کننده با ايشان است.
– اندرزپذيري: حضرت علي: من قبل النصيحه آمن من الفضيحته (شرح غررالحکم، ج5، ص 277) هرکه نصيحت پذيرد ايمن گردد از فضيحت.
– اغماض: حضرت علي: تجاوز عن الزلل اقل العشرات ترفع لک الدرجات (غررالحکم، ص 356)از لغزش هاي ديگران درگذر و لغزش خود را کم کن تا پايگاهت بلند گردد.
– جمع گرايي: پيامبر: الجاعه رحمه و الفرقه عذاب (کنزالعمال، ج7، ص 558، ش 20242) همبستگي رحمت است و جدايي عذاب.
– ارزش دادن به کارگران: حضرت علي: ثم اعرف لکل امري منهم ما ابلي و لاتضيفن و بلا امري الي غيره و لاتفصدلي به دون غايه بلائه (نهج البلاغه فيض، نامه 253، ص 1008) پس رنج و کار هر يک از آنان را براي خويش بدان و رنج کسي را به ديگري نسبت مده و بايد در پاداش به او هنگام بسر رساندن کارش کوتاهي ننمايي.
– استفاده از علم واخلاق در انگيزش: حضرت علي مي فرمايد: من لم يهذب نفسه، لم ينتفع بالفعل (الحياه، جلد 1، صفحه 153، حديث1) آنکه جان خود را پاکيزه نکند، از عقل سودي نبرد.
-مديريت بر خويش: حضرت علي مي فرمايد: من نصب نفسه للناس اماما فعيله ان يبدا تعليم نفسه قبل تعليم غيره (نهج البلاغه فيض، بخش حکم، شماره 70، ص1117) هرکه خود را پيشواي مردم نمود بايد پيش از ياد دادن به ديگري نخست به تعليم نفس خويش بپردازد.
– تواضع: حضرت علي به مالک مي فرمايد: واذا احدت لک ما انت فيه من سلطانک ابهه او مخيله فاسطلا الي عظم ملک اهم فوقک و قدرته منکر علي، لاتقدر عليه من نفسک فان ذلک من اليک من احماهک و يکف عنک من عزيک و يفي اليک بما رب عنک من عفلک (نهج البلاغه فيض، نامه 53، ص 993) و هرگاه سلطنت و حکومت برايت عظمت و بزرگي با کبر و خودپسندي پديد آورد به بزرگي پادشاهي خدا که فوق توست و به توانايي اونسبت به خود به آنچه از جانب خويش بر آن توانا نيستي بنگر که اين نگريستن کبر و سرکشي تو را فرو مي نشاند و عقل و خردي که از تو دور گشته به تو باز مي گردد.
– مسئوليت در برابر شناخت: امام باقر مي فرمايد: لايفبل عمل الا بمعرفته الا بعمل (الحياه جلد1، ص 285.) هيچ عملي به جز معرفت و شناخت پذيرفته نمي شود و هيچ معرفتي جز به عمل حاصل نمي آيد.
– پيشگام در اعمال: حضرت علي مي فرمايد: ايها الناس اني والله اما احشکم علي طاعه الا واستعيکم اليها، ولا انها کم عن معصيته الا و آتناهي قبلکم عنها. (نهج البلاغه فيض، ص 564) اي مردم، سوگند به خدا شما را به طاعتي ترغيب نمي کنم مگر آنکه به آن از شما پيشي گيرم و شما را از معصيتي منع نمي کنم مگر آنکه پيش از شما از آن باز ايستم.
رسول اکرم مي فرمايد: لاقول الا بعمل (بحارالانوار، جلد 1، ص 207، ح5) هيچ گفتاري جز به کردار، موثر نيست.
– ملاطفت: امام باقر مي فرمايد: لاتصلح الامامه الا لرجل… حتي يکون للرعيه کالرب الرحيم (اصول کافي، جلد 1، ص 251) امامت و رهبري براي کسي شايسته است که براي مردم همچون پدري مهربان باشد.
– تفقد و رسيدگي: امام علي مي فرمايد: “ثم تفقد من امورهم ما ينفقد الوالد ان من ولدهما” (نهج البلاغه فيض، نامه 63، ص 1005) پس به کارهاي آن رسيدگي کن چون پدر و مادري که به فرزندشان رسيدگي مي نمايند.
– تشويق و تنبيه: امام علي مي فرمايد: ولايکونن المحسن المس عندک بمنزله سواءفان في ذالک نزهيد الاهل الاحسان في الاحسان تدريبان لاهل الا ساره علي الاساره و الزم کلد منهم ما الزم نفسه (نهج البلاغه فيض، نامه 53، ص1000) و نبايد نيکوکار و بدکار نزد توبه يک پايه باشند که آن نيکوکاران را از نيکويي کردن بي رغبت مي سازد و بدکرداران را به بدي وا مي دارد و هر يک از ايشان را به آنچه کرده جزا ده.
– مشورت بازير دستان: حضرت علي: ما استنبط الصواب بمثل الماشوره (غرر الحکم، ص30) راه حق از هيچ جا بهتر از مشاوره به دست نمي آيد.
– سپردن کار به متخصص: پيامبر: اذا وسد الامر الي غير اهله فانتظلا الساعه (نهج الفصاحه، ص48، ج246) وقتي کار را به دست نااهلان سپارند منتظر رستاخيز باش.
– تامين اقتصادي: حضرت علي: ثم اسبع الارزاق، فان ذالک قوه لهم علي استصلاح منهم (نهج البلاغه فيض، نامه 53، ص 1011) پس چيره را فراوان ده که اين کار، آنان را در اصلاح خودشان توانا مي دارد.
-کنترل کارها: حضرت علي: فلا تطولن اجتماعک عن رعيتک فان اصحاب الولاه عن الايمه شعبه من الضيق و کله عالم بالامور (نهج البلاغه فيض، نامه 53، ص 1024) مبادا خويش را زيادتر از حد از رعيت پنهان کني زيرا رو نشان ندادن حاکمان به رعيت از کم دانشي و جهل به امور است.
– ارزشيابي کارها: حضرت علي: ثم اعرف لکل امري مننهم ما اهلي ولاتضيغن بلاد امري الي غيره ولاتفصرن بدون غايه بلائه (نهج البلاغه فيض، نامه 53، ص 1008) پس رنج کار هر يک از آنان را براي خودش بدان و رنج کسي را به ديگري نسبت مده و بايد در پاداش به او هنگام به سر رساندن کارش کوتاهي ننمايي.
روزنامه رسالت، شماره 6132 به تاريخ 9/2/86، صفحه 6 (فرهنگي)