مدیریت و برنامه ریزی

سيری در برنامه ريزی

مقدمه : برنامه ریزی اساسی ترین وظیفه در میان وظایف مدیریتی است . سایر وظایف مدیریتی یعنی سازماندهی ، هدایت و نظارت هدفهایی را پی می گیرند که در فرآیند برنامه ریزی تهیه شده است . برنامه ریزی جایگاهی را که سازمان باید در آینده در آن قرار گیرد تعیین می کند و سپس مجموعه ای از اعمال کارساز را که برای رسیدن به این وضعیت در آینده ضروری است انتخاب واجرا می کنند .  همه افراد ، گروهها ، سازمانها باید برای فعالیتهای خود برنامه ریزی کنند تا بتوانند به خواسته های  خود جامه عمل بپوشانند.
تعریف برنامه ریزی
برنامه ریزی مانند پلی است روی فاصله جایی که هستیم و جایی که می خواهیم به آن برسیم  برنامه ریزی یعنی انتخاب ماموریتها ، هدفها و اقداماتی برای نیل به آنها که مستلزم تصمیم گیری و انتخاب از میان راههای مختلف برای عملکرد آینده سازمان است ( کونتز، 19990 ، 45-46 )

برنامه ریزی رسمی و غیر رسمی
برنامه ریزی ممکن است رسمی یا غیر رسمی باشد . در برنامه ریزی غیر رسمی ، هیچ چیز نوشته شده ای وجود ندارد و مدیر معمولاً در تعیین هدفهای سازمان به تنهایی تصمیم می گیرد و یا سهم ناچیزی در تصمیم گیری را به کارکنان اختصاصا می دهد . این نوع برنامه ریزی بیشتر در سازمانهای بسیار کوچکی کاربرد دارد که در آن مدیر ( که همان مالک است ) تصویری از آنچه می خواهد بدان برسد و چگونگی نیل به آنها را در ذهن دارد . این نوع برنامه ریزی فاقد استمرار است .
منظور ما در این کتاب برنامه ریزی رسمی است که در آن هدقهای ویژه ای برای دوره معینی تنظیم می شود . این هدفها نوشته می شوند و در اختیار اعضای سازمان قرار می گیرند  سرانجام طرحهای اجرایی ویژه برای نیل به این هدفها تدوین می شود . در این طرحها مدیریت مسیری را تعیین می کند که می خواهد آن را طی کند تا از جایی که هست به جایی که باید باشد ، برسد ( رابینز ، 1994 ، 187 )

برنامه ریزی سازمانی
مقدمه ، وقتی ماموریت و هدفها تعیین شدند ، مرحله بعدی در فرآیند برنامه ریزی تدارک برنامه ها برای به دست آوردن نتایج دلخواه است . مدیریت با استفاده از برنامه ریزی کارآترین و اثر بخش ترین وسیله برای نیل به هدفهای معین شده را می یابد و آنها را به اجرا در می آورد . با توجه به تنوع و گوناگونی هدفها و پراکندگی آنها در تمام سازمان ،
برنامه ریزی نیز فعالیتی مدیریتی است که در سراسر سازمان جاری ( بووی ، 1993 ، 211)

ابعاد برنامه ها
هدف های رفتاری : از شما انتظار می رود بعد از مطالعه این موضوع بتوانید :
– ابعاد برنامه ها را نام ببرید .
چهار بعد اصلی برای برنامه ها تعیین کرده اند : الف ) سطح ، ب ) زمان ، ج ) قلمرو و
د ) استمرار : هر بعد خصوصیتی مستقل برای یک برنامه است و باید هنگام پدید آوردن برنامه مورد توجه قرار گیرد ( سرتو ، 1994 ، 185 ) . شکل شماره 9.3 این ابعاد را نشان
می دهد . هر یک از این ابعاد جداگانه مورد بحث قرار می گیرد .

چارچوب های زمانی برنامه
مقدمه : یکی از ابعاد برنامه ها زمان است . برنامه های سازمانی از نظر چارچوبهای زمانی به سه دسته تقسیم می شوند : برنامه های بلند مدت ، برنامه های میان مدت و برنامه های کوتاه مدت .
هدفهای رفتاری : از شما انتظار می رود بعد از مطالعه این موضوع بتوانید :
– برنامه های بلند مدت را توضیح دهید
– برنامه های میان مدت را توضیح دهید
– برنامه های کوتاه مدت را توضیح دهید .

برنامه های بلندمدت :
شامل هدفها و برنامه هیا راهبردی است که ممکن است بیش از پنج سال طول بکشد ، اگر چه افق دقیق زمانی هر برنامه از سازمانی به سازمان دیگر تفاوت دارد . در محیطهای پویا و پیچیده ، مدیران ممکن است نتوانند برای دوره ای طولانی تر از پنج سال برنامه ریزی کنند ، بنابراین برنامه های راهبردی آنان می تواند دوره کوتاه تری را در بر گیرد . در محیطهای با ثبات افق زمانی برنامه راهبردی می تواند ده تا بیست سال باشد .
برنامه های میان مدت : به طور عموم محدوده ای زمانی بین یک تا پنج سال دارد وشامل هدفها و برنامه های راهکاری است .
برنامه های کوتاه مدت :  شامل هدفها و برنامه های عملیاتی است و فعالیتهایی را تنظیم می کند که در دوره زمانی یک سال یا کمتر انجام می شود ( بووی ، 1993 ، 212 )

فن بازنگری و ارزیابی برنامه ( پرت )
نمودار گانت در صورتی مفید است که فعالیتها یا پروژه ها زمان بندی محدود و از هم مستقل باشند . اگر مدیری بخواهد برای پروژه بزرگی مانند یک سازمان ، یا تولید محصولی جدید برنامه ریزی کند که مستلزم هماهنگی داده های بسیاری از بازار و طراحان محصول است چه باید بکند ؟ چنین پروژه هایی مستلزم هماهنگی صدها یا هزاران فعالیت است . بعضی از این فعالیتها باید همزمان اجرا شوند و برخی را تا تکمیل فعالیت قبلی نمی توان آغاز کرد . اگر شما در حال ساختن ساختمانی هستید آشکار است که تا پی ریزی ساختمان تمام نشود نمی توانید دیوار را بنا کنید . برای برنامه ریزی زمانی چنین پروژه های بزرگی از فن بازنگری و ارزیابی برنامه ( پرت ) استفاده می شد ( رابینز ، 1994، 254 ) .
شبکه پرت نمودار گردش کاری است که توالی فعالیتهای مورد نیاز برای تکمیل یک پروژه را نشان می دهد .به جای آنکه فهرستی از فعالیتهای مستقل یا متوالی ارائه کند . برای استفاده از شبکه پرت مدیر باید :
1- فعالیتهایی را که باید اجرا شوند معین کند .
2- توالی فعالیتها را مشخص کند .
3- زمان مورد نیاز برای تکمیل هر فعالیت را تعیین کند
4- شبکه را ترسیم کند .
5- بلندترین مسیری را که در شبکه برای تکمیل پروژه وجود دارد معین کند . این مسیر را مسیر بحرانی می نامند .
برای درک چگونگی تشکیل شبکه پرت ابتدا باید سه مفهوم اساسی تعریف شود : رویداد ، فعالیت ، و مسیر بحرانی .
رویداد : رویداد نشانگر آغاز و انجام یک فعالیت است .رویداد  محتاج هزینه یا زمان نیست و در شبکه به صورت یک دایره ( )  نشان داده می شود.
فعالیت :  فعالیتها اجزای اصلی تشکیل دهنده یک برنامه یا پروژه اند . این اجزا از یک زمان مشخص شروع می شوند و در زمان معین خاتمه می یابند و اجرای آنها مستلزم صرف هزینه و زمان است . فعالیتها در شبکه پرت به صورت پیکان یا فلش (  ) نشان داده می شوند . جهت پیکان ، جهت اجرای فعالیتها را نشان می دهد و طول آن هیچ گونه رابطه ای با زمان اجرای فعالیت ندارد .
مسیر بحرانی :  مسیری که از اولین رویداد تا حصول هدف به حداکثر زمان نیاز دارد مسیر بحرانی نامیده می شود .  دو واقعیت در مسیر بحرانی وجود دارد که در تحلیل پروژه حایز اهمیت اند :
1- مسیر بحرانی بیشترین زمان را در رسیدن از رویداد اولیه به رویداد نهایی لازم دارد .
2- هر رویدادی که در طول مسیر بحرانی دیرتر به انجام برسد باعث می شود که رویداد نهایی نیز همان قدر دیرتر انجام شود ( لترنر، 1374 ، 81 ) . در شبکه ممکن است بیش از یک مسیر بحرانی وجود داشته باشد . زمان مورد نیاز برای تکمیل هر فعالیت .
برای برآورد زمان مورد نیاز برای تکمیل هر فعالیت ، زمان خوش بینانه ( to ) یعنی مدت زمان آرماتی برای تکمیل یک فعالیت ، محتملترین زمان ( tm ) یعنی مدت زمان معمول برای تکمیل یک فعالیت و زمان بدبینانه ( tp ) یعنی بدترین شرایط زمانی برای اتمام یک فعالیت برآورد می شوند و در فرمول زیر قرار می گیرند تا زمان مورد انتظار ( te ) برای تکمیل یک فعالیت محاسبه شود .
با استفاده از نمودار شبکه ای که شامل برآورده های زمانی برای هر فعالیت است ، مدیر می تواند برنامه زمانی را برای تاریخ شروع و پایان هر فعالیت و برای کل پروژه تنظیم کند
هر تاخیری که در طول مسیر بحرانی رخ دهد مستلزم توجه بیشتری است زیرا عدم توجه به علت تاخیر ، موجب تاخیر در موعد مقرر برای تکمیل پروژه می شود
( رابینز ، 1994، 256-257 ) . همان طور که قبلاً گفته شد بیشتر پروژه های پرت پیچیده و ترکیبی از صدها یا هزاران رویداد هستند، ولی بهتر است برای روشن شدن مطلب مثال
ساده ای آورده شود . فرض کنید شما ناظر یک شرکت ساختمانی هستید و باید بر بنای یک ساختمان اداری نظارت کنید . از آن جا که زمان واقعاً در کار شما بسیار ارزشمند است ، باید مدت زمانی را که کار ساختن این ساختمان طول می کشد تعیین کنید . شما باید با دقت کل پروژه را به فعالیتها و رویدادها تجزیه کنید . جدول 6.3 جدول عنوانهای رویدادهای اصلی در پروژه ساختمان و برآورد شما از زمان مورد انتظار صروری برای تکمیل هر فعالیت را نشان می دهد ، و شکل شماره 16.3 تصویر شبکه پرت  بر اساس اطلاعات مندرج در شکل ( جدول  ) شماره 6.3 است .

ضرورت برنامه ریزی
درمنابع اسلامی به چند برنامه ریزی را ضروری و لازم دانسته است .
1 – عمر و زمان به سرعت در حال گذشت است و گذشت آن محسوس نیست .
علی (ع) فرمود: « الفرضه تمر مرالحساب ؛  زمان وفرصت همچون ابر در حال گذر است.»
بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین
کاین اشارت زجهان گذرا ما را بس
2- عمر و زمان قابل بازگشت نیست و به هیچ طریقی نمی توان آن را بر گرداند .
علی (ع) فرمود : « الفرصه سریعه الفوت ،و بطیئته العود ؛ فرصت به سرعت می گذرد و به کندی بر می گردد . »
3- زمان با هیچ چیز قابل معاوضه نیست .
علی (ع) فرمود : « الفرصه غنم ؛ زمان فرصت غنیمت و منفعتی است که با چیزی قابل معاوضه نیست .
هر سرمایه ای را انسان از دست دهد قابل جبران است جز سرمایه عمر و زمان که قابل جبران نیست . فخر رازی در ذیل آیه « والعصر ان الانسان لفی خسر ؛ به عصر سوگند که انسان ها هم در زیانند . » چنین می گوید : « یکی از بزرگان پیشین می گوید : معنی این سوره را من از مرد یخ فروشی آموختم که فریاد می زد و می گفت : « ارحموا من یذوب راس ماله ارحموا من یذوب راس ماله ؛ رحم کنید به کسیکه سرمایه اش ذوب می شود , رحم کنید به کسی که سرمایه اش ذوب می شود .» پیش خود گفتم : این است معنی « ان الانسان لفی خسر » عصر و زمان بر او می گذرد و عمرش پایان می گیرد و ثوابی کسب نمی کند و در این حال زیانکار است . »
گویند : گدائی در مغازه مردی آمد به او گفت یک گونی از این گردوها را به من عطا کن . صاحب مغازه گفت : گدای ناشی ! کجا دیده ای یک گونی گردو را به عنوان گدایی به گدا بدهند ؟ گدا کنار گونی نشست گفت : اجازه می دهی دانه ای از آن ها را بردارم ، صاحب مغازه گفت : بردار ، دوباره گفت : دومی را اجازه می دهی … صاحب مغازه گفت : گویا همان یک گونی را می خواهی یکی یکی از من بگیری .
روزگار هم سرمایه ما را لحظه به لحظه از دست ما می برد بدون اینکه متوجه آن باشیم .
افسوس که ایام جوانی بگذشت
حالی نشد و جهانی فانی بگذشت
مطلوب همه جهان ، نهان است امروز
دیدی همه عمر در گمانی بگذشت
رسول خدا (ص ) فرمود : « ان العمر محدود لن یتجاوز احد ما قدرله … عمر محدود است هیچ کس از مقداری که برای او تعیین شده است رد نمی کند  .»
و فرمود : « کن علی عمرک اشح منک علی درهمک و دینارک ؛ برعمر ( وزمان )
حریص تر باش تا نسبت به درهم و دینار .
4 ) مدیریت زمان نشانه رشد اجتماعی و عامل سعادت اخروی است .
رسول خدا (ص ) فرمود : « ان عمرک مهر سعادتک ان انفذته فی طاعه ربک : عمر
( و زمان) قیمت و بهای سعادت تو است اگر ( با برنامه ریزی ) در مسیر طاعت خدا به کار گرفته شود . » و در جای دیگر فرمود : « احذروا ضیاع الاعمار فیما لایبقی لکم ففائتها لایعود ؛ از ضایع کردن عمر در چیزی که ماندگار نیست پرهیز کن چرا که عمرهای از دست رفته قابل برگشت نیست .»
5 ) لزوم انجام کارها در وقت خودش
لازم است هر کاری در زمان مقرر و مناسب خود انجام گیرد و این امر به وسیله برنامه ریزی میسر می گردد .
رسول خدا (ص ) فرمود : « الامور مرهونه باوقاتها ؛ هر کاری در گرو زمان خودش است » از طرف دیگر اگر فرصت دادی و با برنامه ریزی در زمانش انجام ندادی دچار حزن و اندوه می شود . پیامبر اکرم (ص ) فرمود : « اضاعه الفرصه غصه ؛ ضایع کردن فرصت ( در مسیر غیر صحیح ) عصه می آورد . و فرمود : « ترک الفرص غصص ؛ ترک فرصت ها و ( بهره برداری نکردن ) غصه ها در پی دارد . »
6 ) راه رسیدن به موفقیت
معروف است که امام راحل ( ره ) آن قدر منظم بود که عرب مغازه دار بازار هویش نجف ، با آمدن او ساعت خود را تنظیم می کرد . « مارون کور » با برنامه ریزی دقیق ، یکی از آثارش را در ضمن رفتن از خانه بیماری به خانه بیمار دیگر نوشت . » و دکتر « برزی » زبان فرانسوی و ایتالیایی را هنگام رفتن به اداره و بازگشت ازآن یاد گرفت . شیخ انصاری با برنامه ریزی که داشت علاوه بر کارهای اصلی ، هر روز یک جزء قرآن ، یک نماز جعفر طیار ، زیارت جامعه و زیارت عاشورا می خواند .

1. برنامه‌ ريزي‌
امام‌ علي‌ (ع) مي‌فرمايد:
هيچ‌ عقل‌ و درايتي‌ چون‌ عاقبت‌انديشي‌ نيست‌.
برنامه‌ريزي‌ به‌ معناي‌ پيش‌بيني‌ عمليات‌ با توجّه‌ به‌ منافع‌ انساني‌ وغيرانساني‌، براي‌ رسيدن‌ به‌ اهداف‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ است‌؛ به‌ همين‌ سبب‌حضرت‌ مي‌فرمايد:
دقت‌ و ظرافت‌ در برنامه‌ريزي‌، از وسيله‌ و امكانات‌ مهم‌تر است‌.
برنامه‌ريزي‌ نياز به‌ افق‌ ديد دور، روشن‌ و باز دارد كه‌ مستلزم‌ نگاهي‌جست‌وجوگر به‌ گذشته‌، نگاهي‌ عميق‌ به‌ اوضاع‌ حال‌، تعمقي‌ ژرف‌ در اطراف‌،و نگاهي‌ بس‌ دورانديش‌ به‌ آينده‌ است‌. وظيفه اصلي‌ هر مدير در تمام‌ سطوح‌،طراحي‌ محيطي‌ است‌ كه‌ اعضا بتوانند در آن‌ به‌ صورت‌ گروهي‌ فعاليت‌ كنند تابه‌ هدف‌ مشخص‌ برسند.
برنامه‌ريزي‌، آينده‌ را به‌ زمان‌ حال‌ مي‌آورد؛ از اين‌ رو، مي‌توانيد كاري‌درباره آن‌ انجام‌ دهيد. براي‌ دست‌ يافتن‌ به‌ هر هدفي‌، بايد پيش‌ از كوشش‌فيزيكي‌، تلاشي‌ ذهني‌ (برنامه‌ريزي‌) انجام‌ شود؛ چرا كه‌ برنامه‌ريزي‌، شالودهمديريت‌ است‌. امام‌ علي‌ (ع) در اهميت‌ برنامه‌ريزي‌ پيش‌ از انجام‌ كارمي‌فرمايد:
كسي‌ كه‌ بدون‌ آگاهي‌ به‌ عمل‌ مي‌پردازد، همچون‌ كسي‌ است‌ كه‌ ازبيراهه‌ مي‌رود و چنين‌ شخصي‌ هر چه‌ جلوتر مي‌رود، از سر منزل‌مقصود خويش‌ بيش‌تر فاصله‌ مي‌گيرد و كسي‌ كه‌ از روي‌ آگاهي‌ و]برنامه‌[ حركت‌ كند، مانند رونده در راه‌ِ آشكار است‌.
گفتني‌ است‌ كه‌ پس‌ از گذشت‌ چهارده‌ قرن‌ از سخن‌ ماندگاراميرمؤمنان‌(ع)، در غرب‌ نيز همين‌ مطلب‌ مطرح‌ مي‌شود و مي‌گويند:
اگر مطمئن‌ نيستيد به‌ كجا مي‌رويد، خطر رسيدن‌ به‌ جاي‌ ديگر را باخود همراه‌ داريد.
بنابراين‌، آگاهي‌ و تدوين‌ اهداف‌ و برنامه‌ريزي‌، اولويت‌ خاصي‌ دارند.پس‌ براي‌ انجام‌ هر عملياتي‌ در سازمان‌ لازم‌ است‌ پيش‌ از آن‌، برنامه‌ريزي‌به‌درستي‌ انجام‌ گيرد تا منابع‌ آن‌ تلف‌ نشوند و سازمان‌ بتواند با اثربخشي‌ وكارآيي‌ لازم‌، به‌ اهداف‌ خود دست‌ يابد. يكي‌ از متفكران‌ علم‌ مديريت‌ درترسيم‌ اهميت‌ و نقش‌ برنامه‌ريزي‌ مي‌نويسد:
هر كاري‌ كه‌ مشكل‌تر است‌، برنامه‌ريزي‌ آن‌ واجب‌تر مي‌نمايد.
هر چيز كه‌ به‌ فكر آيد، قابل‌ برنامه‌ريزي‌ است‌.
اگر مسؤوليت‌ برنامه‌ريزي‌ را به‌ بيش‌ از يك‌ نفر بسپاريم‌، احتمال‌شكست‌ آن‌ بيش‌تر است‌.
مزاياي‌ برنامه‌ريزي‌
اي‌ مالك‌، كارها را چنان‌ بر روزها تقسيم‌ كن‌ كه‌ روزانه‌ مطابق‌ برنامه‌،انجام‌ وظيفه‌ شود و امور بر اثر عدم‌ انضباط‌ و ترتيب‌، مختل‌ و آشفته‌نماند.
همان‌ گونه‌ كه‌ اشاره‌ شد، از اصول‌ اساسي‌ در مديريت‌، برنامه‌ريزي‌ است‌.افزون‌ بر اين‌، اين‌ اصل‌ براي‌ مسلمانان‌ فريضه‌اي‌ الاهي‌ نيز به‌ شمار مي‌رود.بدبختانه‌ امروزه‌ در برخي‌ از نظام‌هاي‌ موجود اداري‌، چنين‌ اصلي‌ مهجورمانده‌ است‌؛ حال‌ آن‌ كه‌ اميرمؤمنان‌ علي‌(ع) درباره برنامه‌ريزي‌ روزانه‌خطاب‌ به‌ مالك‌ اشتر مي‌فرمايد:
كار هر روز را در همان‌ روز انجام‌ بده‌ كه‌ هر روز را كاري‌ مخصوص‌بدان‌ است‌.
امروزه‌ در برنامه زماني‌ مديران‌ و امور سازماني‌ آن‌ها چنين‌ دقتي‌ ديده‌نمي‌شود، زيرا به‌ جاي‌ اين‌ كه‌ مديران‌ با برنامه‌ريزي‌ زماني‌ دقيق‌ به‌ سراغ‌مشكلات‌، طرح‌ها و حوادث‌ بروند، مشكلات‌ و حوادث‌، برنامه زماني‌ وتكاليف‌ مديران‌ را مشخص‌ مي‌كنند و اين‌ مديريت‌ِ توأم‌ با هرج‌ و مرج‌،اسلامي‌ نيست‌. اكنون‌ به‌ بيان‌ مزاياي‌ برنامه‌ريزي‌ مي‌پردازيم‌:
1. احتمال‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌ را بيش‌تر مي‌كند.
2. بر روي‌ اهداف‌ تمركز ايجاد مي‌كند.
3. عامل‌ هماهنگي‌ِ افزون‌تر است‌.
4. از فشارهاي‌ روحي‌ در محيط‌ِ كار مي‌كاهد.
5. به‌ كار، معنا و مفهوم‌ مي‌بخشد.
6. اعتماد به‌ نفس‌ را در مديريت‌ افزايش‌ مي‌دهد.
نكته ديگر اين‌ كه‌ غفلت‌ از برنامه‌ريزي‌، انجام‌ كارها از روي‌ شتاب‌ وبي‌تدبيري‌ را در پي‌ داشته‌ و نتيجه‌اش‌ شكست‌ است‌. امام‌ علي‌(ع) در خصوص‌تفكر پيش‌ از انجام‌ دادن‌ِ كارها فرمود:
انديشه پيش‌ از اجراي‌ كار، تو را از پشيماني‌ در امان‌ مي‌دارد.
عوامل‌ شكست‌ برنامه‌ريزي‌ها
ـ به‌ كارگيري‌ افراد نامناسب‌:
تدبير پيران‌، بالاتر از شمشير جوانان‌ است‌.
در اجراي‌ هر عملياتي‌، افرادي‌ بايد به‌ كار گرفته‌ شوند كه‌ براي‌ آن‌ كارمناسب‌ باشند. استفاده‌ از افراد نالايق‌، هر برنامه‌اي‌ را با شكست‌ مواجه‌مي‌سازد.
ـ عدم‌ آگاهي‌:
عدم‌ شناخت‌ درست‌ از منابع‌، توانايي‌ها و تغييرهاي‌ محيطي‌، هر برنامه‌اي‌را با شكست‌ روبه‌رو مي‌كند. حضرت‌ امير(ع) مي‌فرمايد:
هيچ‌ حركتي‌ نيست‌ مگر آن‌ كه‌ به‌ شناخت‌ آن‌ محتاجي‌.
هر كس‌ كاري‌ را بدون‌ آگاهي‌ انجام‌ دهد، فساد آن‌ از اصلاحش‌ بيش‌تراست‌.
مديراني‌ كه‌ با تحوّلات‌ محيط‌ ارتباط‌ مستمر ندارند، قادر به‌ تطبيق‌ نظام‌ باوضع‌ موجود نيستند كه‌ نتيجه‌ آن‌ نابودي‌ آن‌ نظام‌ خواهد بود.
امام‌ علي‌(ع) در خصوص‌ ضرورت‌ آگاهي‌ از تحوّلات‌ مي‌فرمايد:
به‌ خدا سوگند از اخبار و تحوّلات‌ جاري‌ مُلك‌ بي‌خبر نيستم‌ تا مراغافلگير كنند. من‌ همچون‌ كفتار نيستم‌ كه‌ با ضربات‌ آرام‌ و ملايم‌ بر درلانه‌اش‌ او را به‌ خواب‌ برند و سپس‌ دستگيرش‌ سازند.
بنابراين‌، ناآگاهي‌، به‌ بي‌دقتي‌ در پيش‌بيني‌ برنامه‌ منجر خواهد شد.
ـ تضاد و اختلاف‌ نظر در برنامه‌:
قسمت‌هاي‌ گوناگون‌ برنامه‌ بايد مكمل‌ و تسهيل‌كننده هم‌ باشند، و نبايد باهم‌ تناقض‌ داشته‌ باشند. ناسازگاري‌ بين‌ افكار، سبب‌ تحليل‌ و خنثا كردن‌نيروها خواهد شد. حضرت‌ مي‌فرمايد:
ناسازگاري‌، رأي‌ و نظر را از بين‌ مي‌برد.
ـ عدم‌ مشاركت‌ با دست‌ اندركاران‌ برنامه‌:
قرآن‌ با صراحت‌ مي‌فرمايد:
چگونه‌ در برابر چيزي‌ كه‌ از آن‌ آگاهي‌ نداري‌، صبر خواهي‌ كرد.
براي‌ برنامه‌ريزي‌ و اجراي‌ آن‌ يا اِعمال‌ تغيير و يا اصلاح‌، بايد كاركنان‌ راآگاه‌ و توجيه‌ كنيم‌ و ضرورت‌ تغيير را به‌ آنان‌ بگوييم‌ و نيز افراد را ازمشكلاتي‌ كه‌ در صورت‌ انجام‌ نگرفتن‌ تغييرات‌ پديد خواهد آمد، آگاه‌ كنيم‌ وآن‌ها را با فرصت‌ها و تهديدهاي‌ آينده ناشي‌ از استقرارِ وضع‌ موجود آشناسازيم‌. عدم‌ مشاركت‌ با كاركنان‌، هر برنامه‌اي‌ را با شكست‌ روبه‌رو خواهدكرد. امام‌ درباره مشورت‌ و مشاركت‌ با افراد مي‌فرمايد:
من‌ همه كارها را، جز اسرار جنگ‌، با شما مطرح‌ مي‌كنم‌.
اشاره‌هاي‌ حضرت‌ امير(ع) به‌ امر مشورت‌، از سخنان‌ مشهور او است‌:
مشاركت‌، خوب‌ پشتيباني‌ است‌ ]هيچ‌ پشتيباني‌ بهتر از مشاوره‌نيست‌[.
از امام‌ علي‌(ع) حدود 58 حديث‌ در غررالحكم‌ و دررالكلم‌ دربارهمشورت‌ نقل‌ شده‌ كه‌ از زواياي‌ گوناگون‌ مديريتي‌ و سازماني‌ به‌ آن‌ پرداخته‌است‌.
ـ اسارت‌ مدير در چنگ‌ افراد بانفوذ:
بسياري‌ از مديران‌ به‌ علل‌ گوناگون‌، چون‌ عدم‌ تخصص‌ و…، آلت‌ دست‌چند مشاور مي‌شوند كه‌ آنان‌ نيز با تحميل‌ آراي‌ خويش‌، منافع‌ جمع‌ را به‌ خطرمي‌اندازند؛ در صورتي‌ كه‌ مدير بايد اطلاعات‌ را از مشاوران‌ بگيرد و خود باتجزيه‌ و تحليل‌ آن‌ها تصميم‌گيرنده نهايي‌ باشد. امام‌ علي‌ (ع) به‌ ابن‌ عباس‌مي‌فرمايد:
تو حق‌ داري‌ نظر مشورتي‌ خود را به‌ من‌ بگويي‌ و من‌ در آن‌ بينديشم‌ وتصميم‌ نهايي‌ را بگيرم‌؛ امّا اگر برخلاف‌ نظر تو تصميم‌ گرفتم‌، بايد ازمن‌ اطاعت‌ كني‌.

برنامه ریزی :
هدف کلی : آشنایی با مفهوم ، فرآیند ، مسئولیت و ابزارهای برنامه ریزی
مقدمه : برنامه ریزی اساسی ترین وظیفه در میان وظایف مدیریتی است . سایر وظایف مدیریتی یعنی سازماندهی ، هدایت و نظارت هدفهایی را پی می گیرند که در فرآیند برنامه ریزی تهیه شده است . برنامه ریزی جایگاهی را که سازمان باید در آینده در آن قرار گیرد تعیین می کند و سپس مجموعه ای از اعمال کارساز را که برای رسیدن به این وضعیت در آینده ضروری است انتخاب واجرا می کنند .  همه افراد ، گروهها ، سازمانها باید برای فعالیتهای خود برنامه ریزی کنند تا بتوانند به خواسته های  خود جامه عمل بپوشانند .
هدفهای رفتاری :  از شما انتظار دارد بعد از مطالعه این قسمت بتوانید :
– برنامه ریزی را تعریف کنید
– برنامه ریزی رسمی را توضیح دهید
– برنامه ریزی غیر رسمی را توضیح دهید

منابع و پی نوشت ها
– کتاب مبانی سازمان و مدیریت
3 ) کافی ، کلینی ، بیروت ، دارصعب و دارالتعادف ، 1401 ق ، ج 5 ، ص 87 ، ح 1 .
4 ) نهج البلاغه ، حکمت 2 ، منتخب میزان الحکمه ، محمدی ری شهری ، قم دارالحدیث ، ص 403 ، ح 4984 .
5 ) منتخب میزان الحکمه ، ص 403 ، ح 4985 .
6 ) همان ، ص 403 ، ح 4987 .
7 ) سوره والعصر ، آیات 1-2 .
8 ) تفسیر فخر رازی ، ج 32 ، ص 85 به نقل از تفسیر نمونه ، مکارم شیرازی ، دارالکتب الاسلامیه ، ج 27 ، ص 296 .
9 ) منتخب میزان الحکمه ، ص 371 ، تنبیه الخواطر .
10 ) منتخب ، ص 371 ، مکارم الاخلاق ، ج 2 ، ص 364 ، ح 2261 .
11 ) منتخب میزان الحکمه ، ص 371 ، ح 4597 .
12 ) بحار ، محمد باقر مجلسی ، دارالکتب الاسلامیه ، ج 77 ، ص 165 ، ح 2 ، منتخب میزان ص 403 .
13 ) نهج البلاغه ، حکمت 118 .
14 ) بحار ، ج 77 ، ص 165 ، ح 2 .
15 ) چهل مجلس ، احمد دهقان ، قم ، انتشارات ناصر ، 1382 ، ص 254 .
16 ) همان .
17 ) همان ، ص 253 .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *